userinfo close

  ,

ادبیات


Literature_cloob

تاسیس: 20 آذر 1387  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حجت عسکری - معاونان
هدف ما از راه اندازی این کلوب ، بحث و تبادل نظر در مورد ادبیات هست. سعی داریم محفلی بسازیم که در آن ادامه »
هدف ما از راه اندازی این کلوب ، بحث و تبادل نظر در مورد ادبیات هست.
سعی داریم محفلی بسازیم که در آن علاوه بر ادبیات فارسی و شعر به ادبیات جهان نیز پرداخته شود.باشد که این کلوب محل مناسبی باشد تا داشته هایمان را در اختیار دیگران قرار دهیم و از طرفی بر آن بیفزاییم .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
387
271
91/3/2 (14:08)
244
1219
90/12/27 (11:25)
66
149
90/12/26 (01:17)
1177
7257
90/9/26 (17:14)
133
742
90/8/18 (18:08)
426
2160
91/2/27 (13:25)
1144
5798
91/2/27 (13:23)
620
5159
91/2/27 (13:28)
1040
5825
90/12/8 (12:14)
187
1148
90/12/8 (12:12)
1172
6792
90/11/22 (19:12)
354
1828
90/11/7 (22:49)
333
2168
90/11/7 (22:45)
1132
5471
90/10/22 (18:46)
532
2646
90/10/19 (12:38)
418
1555
90/10/14 (01:39)
263
1372
90/9/9 (16:17)
1105
5023
90/8/28 (20:29)
104
723
90/8/26 (20:54)
163
967
90/8/25 (23:49)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

مهدی زارع , mehdi_2309
مهدی زارع - 16:18 1388/02/14

::: طنز ادبی ( ادبیات غیر جد ) :::

درود

این بحث به مقوله طنز می پردازد و دوستان گرامی می توانند طنز نوشته های خود یا دیگری را در قالب های مختلف ادبی همچون شعر ، لطایف ادبی ، داستان و ... در معرض دید عموم قرار دهند .

این طنز نوشته ها می توانند موضوعاتی از جمله سیاسی ، فرهنگی ، ورزشی ، اقتصادی و ... داشته باشند.

اعضا هم در راه اعتلای طنز ادبی ، نوشته های دیگران را به نقد بکشانند

به امید فردای بهتر با طنز نویسانی بیشتر 

*********

درود بر دوستان گرامی

تعریفی ساده از ادبیات غیر جد و انواعش رو توی پست سوم همین بحث گذاشتم ، خواهشن حتما نگاهی بهش بندازید

حجت عسکری

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 13:25 1391/02/27
426


واقعن مرسی

خیلی وقت بود نخندیده بودم
مانیا  , era1388
مانیا - 22:18 1390/11/22
425
زن همسایه موجودیست که ساعتها دم در حرف میزنه اما نمیشینه ، چون دیرش میشه  
مانیا  , era1388
مانیا - 22:12 1390/11/22
424

جدوِل : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند !

Saturday: روز جهانی ساطور

Freezer Side By Side: کسیکه کنار هرکی میشینه ، زر مفت میزنه !

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه پایه :
۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی هستند !

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیـلتـر !

Category : این گربه کدوم گوریه ؟

Morphine : باید بیشتر فین کنی !

Keyboard : چه کسی برنده شد ؟

MissCall : دختر نا بالغ را گویند !

Freezer : حرف مفت !

Already : گند زدی به همش رفت !

نلسون ماندلا : نلسون اون وسط گیر کرده !

کته ماست : آن گربه مال ماست !

مشروبات : روبات مشهد رفته !

نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند !

کدبانو : دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد !

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد
۴ برای شما شانس بیاورد !

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد !

جاسبی : فقط باش !

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند !

سوغاتی : بسیار عصبانی !

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر !

پدافند : پس گفتی دافن !؟

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام !

کولر : زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد !

کامران : راننده کامیون !

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند !

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند !

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد !

Superman : مرد بقال !

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است !

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است !

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی !

پسمانده : پ نه پ رفته !

Diamond Ring : داییمون زنگ زد !

مناجات : انواع و اقسام مونا !

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست !!

انبر : داروی برطرف کننده اسهال !

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

خاموش : موش نپخته

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید

دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

چاقو ضامن دار : در شیراز ، به شخص فربه ای که یکی از اهالی محل ضمانتش را کند گویند !

جنسیتی : شهر ارواح !

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش !

مکار : کسی که تخصص اپل دارد

سلیم غلامی , 456963
سلیم غلامی - 12:24 1390/11/12
423
نان به خون جگر درآوردن  
از شعف بال و پر درآوردن
سال‌ها توی مرغداری‌ها   
از تنِ مرغ پر درآوردن
با صدای کلفت، یک CD  
را به نامِ قمر درآوردن
مثل یک خر به گِل فرو رفتن  
و ادای بشر درآوردن
سال‌ها در کنار یک نجار   
میخ از پشتِ در درآوردن
به شکم روی تخته خوابیدن  
میخِ کج را دمر درآوردن
مدتی هم کنار یک قناد   
نخ و مو از شکر درآوردن
با سبد آب تا حلب بردن   
پنبه از گوشِ کر درآوردن
چون گدایان شهر سامرّا   
خرج از رهگذر درآوردن
بعد یک عمر جنگ تحمیلی  
از نفربر نفر درآوردن
پیش یک نعل‌بندِ ناوارد  
نعل از پای خر درآوردن
تن سپردن به خفت و خواری  
پول با دردسر درآوردن
هندوانه فروختن با شرط   
هی «ببُرّ و ببَر» درآوردن
و به‌رغم شکست در هر چیز  
هی ادای ظفر درآوردن
شهره بودن کنار یک جراح  
به نخاع از کمر درآوردن
و اگر از کمر نشد، ناچار   
از پس پشت سر درآوردن
بعد یک‌هفته کارِ طاقت‌سوز  
لقمه‌ای مختصر درآوردن
با درآوردنِ پدر از خود   
گاهی از خود پدر درآوردن
در ستاد حوادثِ ناجور   
از ته درّه، خر درآوردن
هی ادای حمایت از مردم   
با حقوق بشر درآوردن
«خیر» گفتن به پرسشِ مردم  
آخر الامر «شر» درآوردن
مثل یک برده کفش و جوراب از  
پای شیخ قطر درآوردن
توی یک سیرک هی صدا از خود  
مثل یک جانور درآوردن
در میادین شهر با اسفند   
چشم از بدنظر درآوردن
کندن چرم روکش اتوبوس  
شد اگر، شافنر درآوردن
ماهی خشک در دهان بردن  
بعد یک‌هفته تر درآوردن...
به‌خدا بیشتر شرف دارد   
به معاش از هنر درآوردن

ناصر فیض
علی پارسی  , paarseh
علی پارسی - 20:09 1390/10/9
422


 

طنز تلخی هست که حدود دو ماه پیش گفتم و اولین بار هست که تو نت میذارم. اگر ایراد وزنی داره می بخشیدم!

توضیح اینکه اختلاس 3 هزار میلیاردی از  تاسیس یک گاوداری در روستایی در اطراف رشت شروع شد تا به بانکی به نام آریا رسید و برخی پولها الان به کانادا و امریکا امده

اختلاس


کشف کردم روزی زیرکی با ابلهی

گفت این اختلاس ما بود کار خدا

گفت چون باشد کار خدا ای مردکه

برده ای سه هزار میلیارد پول بی نوا

گفت سه هزار میلیارد پولی نیست که

تا کنی خرج از رشت تا آمریکا

ما رسیدیم ز گاوداری به بانک

تا لجن کردیم نام پاک آریا

ما به ظاهر از تمدن بهره مند

لیک به باطن اهل جور و ارتشا

گر که پولی رفته است در جیب ما

            پول ال سی قلابی ست و پول ربا 
ا ز تو پنهان ندارم حرف راست را

رشوه دادیم ز پایین تا بالاها


 

باران مقدم , ana_karnina
باران مقدم - 11:33 1390/09/30
421
 محمد ح , mohammad_630
محمد ح - 20:47 1390/09/12
420
من یار مهربانم، اما كمی گرانم
چون جنس باد كرده در دست ناشرانم

دركل به قول ایشان كم سود و پر زیانم
من گرچه اهل ایران این ملك شاعرانم

زیر هزار نسخه باشد شمارگانم
مانند حال زائو در وقت زایمانم

یا لنگ فیلم و زینكم یا گیر این و آنم
گیرم اگر مجوز من یار پند دانم

یك روز رفتم ارشاد با این قد كمانم
گفتم بده مجوز ای راحت روانم

گفتا تو را برادر یك سال می دوانم
در تو عقایدم را با زور می چپانم

از حرفهای او سوخت تا مغز استخوانم
من یك كتاب خوبم عشق است ترجمانم



نه عامل خلافم نی در پی مكانم!
محبوب اهل فكرم منفور طالبانم

فعال در مسیر آزادی بیانم
خواننده گر كوزت شد من ژان وال ژآنم!

من وارث پاپیروس از مصر باستانم
هم خبره در سیاست هم اقتصاد دانم

بسیار حرف دارم با آنكه بی زبانم
شاگرد فابریكِ جبار باغچه بانم

درد دلم شنیدی؟ حالا بخر بخوانم
از بسكه شعر گفتم كف كرد این دهانم




 محمد ح , mohammad_630
محمد ح - 20:35 1390/09/12
419
دیکشنری انگلیسی به شیرازی
 
 
 
 
 
می نه؟
 
Am I right
 
ها والوو
 
Yes
 
نه كاكو
 
No
 
نه آمو؟؟
 
Really
 
یا ابالفضل
 
Oh my God
 
بری چی چی؟
 
?Why
 
كاری باری؟
 
bye
 
آم برو او ورو بیزو باد بیاد
 
leave me alone
 
آم کله پرک گرفتم
 
u made me confused
 
ووی آمووو
 
wow
 
بی اینجو
 
come here
 
عامو ولش كن،حوصله داری شمو هم ماشاللو
 
Take it easy
 
جونم مرگ نشی
 
so cute
 
همی‌ نه‌
 
that's true
 
ارسیو زدم زیر چلم گوروختم
 
I took my shoes and scapped
 
قایم
 
Hard
 
نیوار
 
Tape
 
حالو چه خبره؟
 
!Slow down
 
جیگری بشی
 
You are disgusting
 
آفتوو
 
Sunshine
 
باریكلوو
 
Great
 
بونه
 
Excuse
 
گمپ گلم
 
Dear
 
عام بپوكی
 
when someone eats too much
 
صبرم بده،امونم بده
 
wait
 
خوبوو
 
good quality
 
كلپوك
 
lizard
 
دس نماز
 
washing yourself before praying
 
جنماز
 
a square shape device that you can pray on it
 
باكیت نیس
 
?Are you ok
 
حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 21:14 1390/09/5
418
نقل قول از : محمد ح


Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟


Keyboard: چه کسی برنده شد؟

 

Already: گند زدی به همش رفت !
 

 

حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 21:13 1390/09/5
417

 به به

سید ما رو

 محمد ح , mohammad_630
محمد ح - 16:53 1390/09/4
416

طنز نیمه ادبی



غلط نامه

Saturday : روز جهانی ساطور

Freezer: حرف مفت

Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه‌پایه :
۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

Morphine: باید بیشتر فین کنی

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

MissCall: دختر نا بالغ را گویند

Already: گند زدی به همش رفت !

مشروبات : روبات مشهد رفته

کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد
۴ برای شما شانس بیاورد

کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد

جاسبی : فقط باش

مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند

سوغاتی : بسیار عصبانی

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر

پدافند : پس گفتی دافن؟

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام

کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد

کامران : راننده کامیون

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد

Superman : مرد بقال !

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌

پسمانده : پ نه پ رفته!

Diamond Ring : داییمون زنگ زد

مناجات : انواع و اقسام مونا

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

خاموش : موش نپخته

شیاف : او خاموشه (
She Off)

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند

مکار : کسی که تخصص اپل دارد




حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 18:16 1390/08/18
415
نمی دونم علی زراعت رو میشناسین یا نه

شاعر خوب مرودشتی که با کارای طنزش  توی ایران گرد و خاکی کرده
چند ماهی میشه ندیدمش و دلم...


کبوتر آب و دونه مفت داره
عجب آرامشی با جفت داره
یه فکری کن ،دیگه با این شرایط
مجرد بودن ما افت داره
.......................
نمیگم که خودت را دربدر کن
به جنگل های آفریقا سفر کن
فقط یک شب که مامانت نباشه
منو دعوت به شامی مختصر کن
.............................
زمونه جور دیگه میشه آخر
طلا با مس برابر میشه آخر
همین قول و قرار تو خیابون
به کار خیر منجر می شه آخر
باران مقدم , ana_karnina
باران مقدم - 18:17 1390/08/12
414
   وقتی رفتم توی شهر، دیدم که آبله زده 

   بعد یک ساعت دیگه،راهی شدم به دهکده 

   چه چیزایی که ندیدم از مترسکای پوچ

   کدخدا ویزا بده! احوال شهر من بده ...

 

   پیش ننجون و مش میرزا، یه جا بده که لالا بکنم 

   حتی تو تولیه بوی ....گِلم اُدکلنه!

   زندگی مرغای مادهُ نر،پاک تر از عاشقی مترسکاس 

   این دهات پاپتی،غنی تر از واشنگتنه ... 

 

   وقتی رفتم توی شهر، همه چی مصنوعیُ دروغی بود

   کوچه ای دیدم فقیرنشینُ بی فروغ،که اسمشم فروغی بود! 

 

   یکی توی بهترین رستورانا به صف می شد!

   یکی تو فقیرترین گوشه ی شهر تلف می شد!

   یکی خوب حسابشم پُر شده بود توی سوئیس!

   یکی پول نداشت برا یه دفترُ یه خودنویس!

   یکی دیکتاتور بودُ همسرشُ کتک می زد

   یکی قرضُ قوله هاش رو دلهرش نمک می زد

   یکی رأی ممتنع به دموکراسی می داد 

   به خدا بچه ی هفساله ایَم کِرَک می زد!

                                                      

   نمی دونی،ندیدی چطور خط خطی شدم 

   خسته از این روزگار بدُ لعنتی شدم 

   خیلیا کورنُ انگار تو بهشت حوریان!

   دیگه از دست اینا مردِ اصابتی شدم....

 

   یکی گوشش کِش می اومد از کرک

   یکی مُردش روی دستش مونده بود

   توی این درهمُ برهَم ای خدا

   یکی مشروب عقلشم پرونده بود!

   وقتی رفتم توی شهر ...

     از کتاب محدود بی پایان: فرامرز فرحمهر

حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 19:03 1390/08/11
413

اولا سعی کنید تا می توانید سوار هواپیما نشوید . این همه وسیله ی خوب هست . اتوبوس- قطار – وانت – اسب – اسکیت و از همه مهم تر پای پیاده . همه ی این وسایل لااقل روی زمین راه می روند نه توی هوا که به جایی بند نیست .

ثانیا اگر به هر دلیلی تصمیم گرفتید سوار هواپیما شوید به نکات زیر توجه کنید .

-          یادتان باشد که شما سوار یک بمب 50 تنی شده اید که در فضای لایتناهی رها شده است . ممکن است شانس بیاورید و این بمب عمل نکند . ضمنا کنترل هواپیما فقط دست خلبان نیست . یک کمک خلبان مخفی هم در این کار دخیل است که به او می گویند : ملک الموت.

-          اگر نام هواپیمای شما به ایف آف آوف ختم می شود از خیر سفر با هواپیما بگذرید .

-          اگر در هواپیما تعداد زیادی خبرنگار،عکاس و مجری تلویزیون دیدید فورا از در پشتی هواپیما به بهانه ی دست به آب پیاده شوید و فرار کنید .

-          قبل از پرواز، نام و نام خانوادگی ، شماره شناسنامه ، شماره ی همراه ، آدرس وبلاگ و ایمیل خود را روی اعضای بدن خود که قابلیت جدا شدن از بدنتان را دارند بنویسید.

-          با بلیتی که به نام شما نیست سوار هواپیما نشوید . این کار ممکن است مشکلاتی در مراسم تشییع ، تدفین و ترحیم شما ایجاد کند .

-          زبانم لال در هواپیما با دوست دختر یا دوست پسر خود کنا رهم ننشینید . ممکن است به مقصد نرسید و شرف جفتتان برود .

-          اگر از شیشه ی هواپیما یک یا چندهواپیمای اف 14 دیدید نترسید . کسی با شما کار ندارد دنبال عبدالمالک ریگی می گردند .

-          اگر همه ی موارد بالا را مد نظر قرار دادید و سوار هواپیما شدید بهتر است مثل بچه ی آدم بنشینید و پرواز را به خاطر بسپارید پرنده مردنی است .

سعید بیابانکی
حجت عسکری , tarannom_khial
حجت عسکری - 20:55 1390/08/8
412
کی بی اجازه  قفل کسی واکند کسی          یا  بر  د ر ی  کلید  دگر  ر ا  کند  کسی

عمر  کلید  ا و  به د ر ا ز ا   نمی  کشد          با  قفل ها  ا  گر   نه  مدارا  کند  کسی

وقتیکه  پای عاطفه سردست دیده اید؟          من دیده ام بدست خودش ها کند کسی

ما  دیده  ایم  - گاه -  کلید ی  بزرگ  را           ا  ز  دسته ی  کلید  مجز ا  کند  کسی

ما  دیده ایم گم شده چیزی درون  قفل          چیزی  درون  آن  نه  که پیدا کند کسی

اما  ند یده ایم  زمانی  که  قفل  نیست          لازم  شود  کلید  به  درها  کند  کسی

یکبا ر  هم  ندیده ام  ای  قفل  تا  کنون           کار  تو  را  حواله  به  فرد ا  کند  کسی

آ  یا  شنیده ا ید  که  یکبا ر   قفل   ر   ا           بنشیند  و  ز  دور  تماشا  کند   کسی؟!

هر قفل٬ بسته بر در گنج  مراد  نیست             د کا ن  بی  متا ع  چر ا  و ا کند کسی

دیگر به قفل ٬یا  به کلید احتیاج  نیست            و قتی تفو  به  لذ ت  د نیا  کند  کسی

هر  قفل  با  کلید  خودش باز می شود             وقتی درست فعل خود اجرا کند کسی

با  ذ  کر  قفل٬قفل٬  میسر  نمی شو د            شیرین دهان به گفتن حلوا کند کسی

اصلادرست نیست که چون قیس عامری           رو  با کلید خویش به صحرا  کند کسی

هر گز به قفل هیچ کسی دل  نمی دهد            وقتی که با کلید خودش تا کند  کسی

شعری که با کلید سرودیم  پیش از  این            باید  برای  قفل  تو  معنا  کند  کسی

جای کلید  داخل  قفل  است٬دیده اید؟!             آ  یا  کلید  د ا خل  لو لا  کند   کسی؟!

یا  د ر  میا ن  قفل  بر ا ی  گشو د نش             هر گز  کلید  خویش ز پهنا کند کسی؟!

پیدا  و  و ا ضح است  که  آنرا  ندیده اید             هرگز  به  قفل  جز  به درازا  کند  کسی

در قفل یک دریچه ی بسته  د و تا  کلید             کی در گذشته کرده که حالا کند کسی!

عمر  کلید  خو د منما  صر ف  نا کسا ن             حیف  از  طلا  که  خرج مطلا کند کسی!

جلد  کتاب  شعر خو د ت  را  طلا مکوب             حیف  از  طلا  که  خرج مقوا  کند کسی

ا  ما   بر ا ی  آ نکه   بما  ند  کتا  ب  را               عیبی  ندارد  ا ینکه  مشما  کند  کسی

تا  اینکه  ناگهان  نشود  جلد آن خر ا ب              وقتی  که هی کتاب تو را  وا کند کسی

ا ی قفلها که هر طر فی میل می کنید                ترسم  دراز  دستی  بی جا کند کسی

روزی  تمام می شود  ا ین  قفل یا کلید              فکر ی  برای  ر و ز  مبا د ا  کند  کسی!

بسیا ر  دیده ایم  که  من من  کنند خلق             ا ما  ندیده ا یم  که  ما ما   کند  کسی

در کار خیر حاجت هیچ ا ستخاره  نیست            خوبست اینکه  قفل کسی واکند کسی

پا داد اگر شبی٬ که گشودست باب لطف            دستی به سو ی عالم با لا کند کسی٬

زشتست اینکه جای کلید از خدای خویش           یکبا ر ه   آ ر ز و ی  مر با   کند  کسی!

یابا خدای خود که سرش هم شلوغ هست         از  قفل  خویش  طرح  معما کند  کسی

هر جا کلید  هست  به  قفل است احتیاج           این منصفانه نیست که حاشا کند کسی

یارب!  چگو نه  روز  قیا مت  میسر  است            قفلی  بر ا ی  خویش  مهیا  کند کسی!

آنجا ٬  خد ا ی من!  نکندمثل  ا ین  جهان            باشد٬ که هرچه خواست به هرجاکندکسی!

یک عمر می شود سخن از قفل یار  گفت            فکر ی  بر  این  قصیده ی غرا  کند کسی

هر گز  نمی شو د  گر ه  کو  ر  موج٬  با ز            هر  چه  کلید  دا خل  د ر یا  کند  کسی

زیرا  خدا  نخواسته  هرگز  در  این  جها ن            کاری که کرده حضرت موسی کند کسی

شر ح  کلید  و  قفل  به  پایان  نمی رسد            کو٬ تا  قلم  ز  جنگل  ا فر ا  کند  کسی!

بی شک در  آن  زمانه  نباشد  مرا  حیات           هم سنگ این قصیده گر انشا کند کسی

بعد  از  همین  چکامه  دگر  انتظار  نیست           از  من  کلید  و  قفل تقاضا  کند  کسی

یعنی نه شخص من که به جز من ز هیچکس       رخصت نمی دهم  که  تمنا  کند کسی

زیرا که  پای هر   سخن  از  قفل  را  هنوز            شایسته نیست غیرمن امضا کند کسی

من چون خودم به کفش کسی پا نمی کنم         در کفش  من  خدا  نکند پا  کند کسی!

 ناصرفیض

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.