| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
387
|
271
|
91/3/2 (14:08)
|
|
||
|
|
244
|
1219
|
90/12/27 (11:25)
|
|
||
|
|
66
|
149
|
90/12/26 (01:17)
|
|
||
|
|
1177
|
7257
|
90/9/26 (17:14)
|
|
||
|
|
133
|
742
|
90/8/18 (18:08)
|
|
||
|
|
426
|
2160
|
91/2/27 (13:25)
|
|
||
|
|
1144
|
5798
|
91/2/27 (13:23)
|
|
||
|
|
620
|
5159
|
91/2/27 (13:28)
|
|
||
|
|
1040
|
5825
|
90/12/8 (12:14)
|
|
||
|
|
187
|
1148
|
90/12/8 (12:12)
|
|
||
|
|
1172
|
6792
|
90/11/22 (19:12)
|
|
||
|
|
354
|
1828
|
90/11/7 (22:49)
|
|
||
|
|
333
|
2168
|
90/11/7 (22:45)
|
|
||
|
|
1132
|
5471
|
90/10/22 (18:46)
|
|
||
|
|
532
|
2646
|
90/10/19 (12:38)
|
|
||
|
|
418
|
1555
|
90/10/14 (01:39)
|
|
||
|
|
263
|
1372
|
90/9/9 (16:17)
|
|
||
|
|
1105
|
5023
|
90/8/28 (20:29)
|
|
||
|
|
104
|
723
|
90/8/26 (20:54)
|
|
||
|
|
163
|
967
|
90/8/25 (23:49)
|
|
انگـ ـار دستـام سـرد سـ ــردن!

انگـ ـار چشمـ ـام شبـــ.. تـــارن
آسمـون سیــاه، ابــر پـاره پـ ــاره..

شرشــر بـ ــارون، داره میباره..
حالا رفتی و من، تنهـ ــا تـرین عاشقـ م رو زمین
گفتی بــرو.. تنهـ ـا بمون..
با غصـ ـه هـا، همـ ـراه بمون..
دیگه نمی تـــونـ م، خستـ ه ی خستـ .....ه ام
طلسـ م غـــــم رو.. زدم شکستـ م!

داره چشمـام، ابـر بـ ــارون..
رو گونـ ه هـ ــام، شــ ـده روونـــ....

رفتی و رفتی، تنها میمونم
تا آخــر عمـر، واسه ات میخونـ م
حالا رفتی و من، تنها ترین عاشقـ م رو زمین
تنهـا خاطـ ــراتـ م، تـ ــو.. بودی..
فقط همین!
خاطره ای از صدای نسل موسیقی ایران که اکنون آرمیده بر خاک و هنوزم با صدایش دلهای عاشق را خون می کند .
تو که خونه ت رو دست مهتابه /پشت پلکت فرشته می خوابه
جنگ اعصابه زندگی بی تو/ زندگی بی تو جنگ اعصابه
مرگ بر جاده های یک طرفه/ جاده های بلا گرفته ی شوم
"دوستِت دارم "های بی مورد / "دوستم داری" های بی مفهوم
شرم انگشت و دکمه های سمج/ خاطرات مزخرف اروتیک
نامه های مچاله ی بد قول / کارت های مزخرف تبریک
من و از بوی تند الکل و دود /من و از بسته های خالی قرص
من و از کا فه های در به دری / من و از قهوه های تلخ بپرس
مجرمم توو شبی که زن نشدی /مرد باش و من و محاکمه کن
ته نشین ترانه های من و / با صدای بلند زمزمه کن
از شب حجله ی بدون عروس/ تا گناه شب عروسی تو
من به اسم ترانه مشکوکم/ " زندگی نا مه ی خصوصی تو"
همه ی زندگیمون درد
همه ی زندگیمون غم
جلوی آینه نشستم
وسط فکرای درهم
واسه چی ادامه میدم ؟
نمی دونم یا نمی گم
دیگه هیچ فرقی نداره
بغل ِ تو با جهنم
جلوی آینه نشستم
خوابم و بیدارم انگار
پشت سر کابوس رفتن
روبروم دیواره دیوار
پشت سر حلقه ی آتیش
روبروم یه حلقه ی دار
غم ِ اولین سلام و آخرین خدانگهدار
خسته ام ، یه تیکه سنگم
خالی ام ، یه تیکه چوبم
مثه یه قایق ِ متروک
توی دریای جنوبم
جلوی آینه نشستم
به نبودن مشت می کوبم
دارم از توو پاره می شم
به همه می گم که خوبم!
با تو سرتا پا گناهم
همه چی گندم و سیبه
هوا بدجور سرده انگار
دستای همه توو جیبه
باغمون گل داده اما
هر درختش یه صلیبه
ماهیه بیرون از آبم
حالم این روزا عجیبه
جلوی آینه نشستم
بی سوالم ، بی جوابم
نه چشام وا میشه از اشک
نه می تونم که بخوابم
مثه گنجشک توی طوفان
مثه فریاد زیر آبم
مثه آشفته ی موهات
مثه چشم تو خرابم
داشتی انگاری می ترکید
درد دنیا توو سرم بود
منو توو هوا رها کرد
هر کسی بال و پرم بود
روزای بدم که رفتن
وقت روز بدترم بود
این شبانه ، این ترانه
گریه های آخرم بود
نفهمیدی که عشق من ، به تو تا ماورا بودش
چه رازی پشت احساسم،توی این ماجرا بودش
نفهمیدی که چی میگم،از این دنیای بی فرجام
ندیدی خنجرایی که؛ زده این روزگار هرجام...
حالا افتادم از تپه ، تو این دره ی تنهایی
پُر از قهوه شده معدم،پُر از قندُ پُر از چایی! ...
نمی تونم بدون تو، یه ذره ام خودم باشم
برم تا پای تلوزیون،یا حتی از خودم پاشم...
اسیر رختخواب هستم ، مث میت ولو وُ پخش
شاید آروم بشم امشب،به زور قرص آرامبخش ... !
نمیفهمی که چی میگم،از این حالات مجنونی ...
از این حس بهشتی که،میفته توی سگدونی!
نمیفهمی،تو حالیت نیس،به کی پُش میکنی نامرد؟
کسی که خورشید عشقت،تو قلبش زندگی میکرد؟ ...
باهام بودن برای تو،به سمت یک ترقی بود...
به تو دلبستن منهم، فقط یک کله شقی بود... !
از کتاب محدود بی پایان: فرامرز فرحمهر
تو دیگه داری میری ، این اختتام رویاست
این آخرین سکانسِ فیلمِ کازابلانکاست
من همفری بوگارتم ، مغرور و بیتبسم
تو اون زنی که میره با مردِ نقش دوم
بارون بباره یا نه ، صحنه دراماتیکه
تصویرت از تو چشمام میریزه چیکه چیکه
دوربین یواش یواش از تو صحنه میره بیرون
من میمونم با سایهم، من میمونم با بارون
این اشکا مصنوعی نیست ، تو دیگه داری میری
داری چشاتو از من، از نقشِ من میگیری
راهی نمونده باقی، فیلمنامه اینو میگه
من و یه جای خالی، تو و یه مردِ دیگه
از وقتی که نگاهت از تو نگاهم رد شد
این فیلم عاشقانه ، یه فیلمِ مستند شد
بازی دیگه یادم رفت ، نقشم خودِ خودم بود
نقش کسی که چشماش لبریزِ عشق و غم بود
اسکارُ من میگیرم ، اما چه فرقی داره
نقش سیاهی لشکر ، با یه ابرستاره
وقتی تو رو ندارم، وقتی تو دورِ دوری
وقتی باید بسازم با حسرت و صبوری
این فیلم موندگاره ، گیشهها قبضه میشن
اما بازم من بی تو ، اما بازم تو بی من
تو دیگه داری میری ، این آخرین پلانه
تیتراژ میاد و آهنگ ، همراه این ترانه
منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست
شاید این آخرین باره …………………..
که این احساس زیبا هست
منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید …………………
به دنیای تو برگردم
هنوزم می شه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش………………….
اگر چه دیگه وقتی نیست
نبینم این دم آخر تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو میبوسم………………..
می دونم قسمتم اینه
تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم
کنارت اونقدر آروم…………………
که از مرگ هم نمیترسم
تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی………………
و این قصه تموم میشه