__
عنوان بحث
گاه شمار ایران شناسی
3 اردیبهشت 87 - 12:52

 

دوستان گرامی!

 

در اینجا روزهای مهم در تاریخ کشور رو یادآوری می کنیم.

 

سالروز زایش چهرهای میهنی , فرهنگی , رویدادهای مهم تاریخی و ... به دیگر هموندان یادآوری می کنیم.

 

 

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
12
18 اردیبهشت 1387 ساعت 07:21

تولد جمال میر صادقی

 

نویسنده

 

1313

11
17 اردیبهشت 1387 ساعت 08:00

تولد یدالله رویایی

 

شاعر، منتقد ادبی

 

1310

 

یدالله رویایی در سال 1310 دردامغان به دنیاآمد آموزش دبستانی و دبیرستانی خود را در زادگاهش به پایان رساند و سپس در دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد
و در همین رشته موفق به دریافت لیسانس گردید آنگاه در وزارت دارایی به کار پرداخت
نیز چندی در ادارات و مرکز دیگر از جمله تلویزیون ملی ایران به عنوان سرپرست امور مالی کار می کرد
او از موسسان شرکت انتشاراتی روزن بود
رویایی هم کنون در تهران به سر میبرد
 

 

یدالله رویایی - رویا - یدالله رؤیایی - رؤیا  - شاعران و نویسندگان ایران - آوای آزاد -  عاشقان را خبر كنید

  دفتر های شعر

   
  1. بر جاده های  تهی        کیهان  1340

  2. شعرهای  دریای          مروارید    1343  

  3. دلتنگی  ها                روزن    1347

  4. از دوستتدارم         روزن   1347  

 

 

دلتنگی

و شکل راه رفتن تو
معنای مثنوی است در حالت عمیق عزیمت که منظره راه بازوی صحرایی مرا به تکان می آرد
در حالت عمیق عزیمت شتابهای موازی
در گردی مچ تو به هم میرسند و باد صفات باد
 شکل عزیز زانو را
که قدرت و اطاعت را با هم دارد
تصویر میکند
تا قیصر از کف پای تو
قوس بلند طاق نصرت را برگیرد
در حالت عمیق عزیمت که سمت نیمرخ تو برابر نگهم ماند
پرواز طوطیان
جغرافیای صورت من را در هم ریخت
و آسمان که برابر از درخشش های آبی می شد ناگاه
نام تو از تمام جهت ها می آمد
وقتی که باز می ایی نام تو را
تمام جهت ها رسم میکنند
و در گذار دامن تو دانه های شن برریشه های پیدا پیراهن عبور شعاع می پوشد
پیشانی تو وسعت شیشه است
وقتی که بازمی ایی
 و هر درخت بوسه است
وقتی که مفصل تو ملاقاتی است
بین ثفات باد و تکبیر طوفان
و در هوای دهکده پیشانی تو وسعت اطراف هجر را محدود میکند
تو باز می ایی
با نافی از خلیج احمر
و رانی از عصای موسی
و شکل راه رفتن تو معنای مثنوی است
و روح مولوی است اینک
کز ساق تو حکایت نی را بر میدارد

10
15 اردیبهشت 1387 ساعت 08:32

روز بزرگداشت شیخ صدوق

 

و

 

تولد غلامحسین بنان

 

خواننده

 

1290

 

 

غلامحسین بنان، (متولد: اردیبهشت ۱۲۹۰ در قلهک تهران - مرگ: هشتم اسفندماه سال ۱۳۶۴، به خاک سپرده شده در امام‌زاده طاهر کرج) خواننده ایرانی است که از سالهای ۱۳۲۱ تا دهه ۵۰ در زمینه موسیقی ملی ایران فعالیت داشت. او عضو شورای موسیقی رادیو، استاد آواز هنرستان موسیقی و بنیادگزار انجمن موسیقی ایران بوده است.

 

 

دوران کودکی

پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده رکن الدوله( برادر ناصرالدین شاه) بود. از شش سالگی به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده اند.

 

فعالیت حرفه ای

از سال۱۳۲۱ صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد. روح الله خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای رنگارنگ» بنا به دعوت استاد داود پیرنیا همکاری داشت.بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود ۴۵۰ اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد.

ارکستر رادیو،رهبر:روح الله خالقی،خواننده:بنان،با شرکت پرویز یاحقی،علی تجویدی،مرتضی محجوبی
ارکستر رادیو،رهبر:روح الله خالقی،خواننده:بنان،با شرکت پرویز یاحقی،علی تجویدی،مرتضی محجوبی


در سال ۱۳۳۲ به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال ۱۳۳۴ ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است.

در این برنامه ها، استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی،و ... با او همکاری داشته‌اند. وی در سال ۱۳۳۶ در اثر یک سانحه رانندگی در جاده کرج یک چشم خود را از دست داد.

9
15 اردیبهشت 1387 ساعت 08:26

دیروز نتونتستم ON بشم پس الان متولد دیروز را  می نویسم

 

 

 

تولد محمد علی حق شناس

 

مترجم ، شاعر

 

1319

8
15 اردیبهشت 1387 ساعت 08:23

سلام

این كارو به شما دوستان خوبم می سپارم

در مورد تغییر نام بحث شما بهم ایده بدین

ممنون

 

7
10 اردیبهشت 1387 ساعت 11:59

سلام به همه دوستان ...فاطمه عزیز چقدر كار با ارزشی رو انجام میدین ...صد آفرین ...فقظ پیشنهاد می كنم كه عنوان این  جستار را با سلیقه خودتان كمی تغییر دهید كه بیان كننده این معرفی ها هم باشد...به هر حال كارتان عالی است و امیدوارم بقیه دوستان هم ما رو از اطلاعات خوبش بی بهره نگذارند...شاد باشید

6
10 اردیبهشت 1387 ساعت 10:29

فاطمه جان کار خیلی جالبی رو شروع کردین

5
10 اردیبهشت 1387 ساعت 08:15

 

تولد رهی معیری

 

شاعر و ترانه سرا

 

1288

 

بیوک معیری فرزند محمدحسن خان موید خلوت و نوه « معیر الممالک (نظام الدوله)» در دهم اردبیهشت ما ۱۲۸۸ هجری خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش محمدحسن خان چندگاهی قبل از تولد رهی رخت به سرای دیگر کشیده بود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه به استخدام دولت درآمد و در مشاغلی چند انجام وظیفه کرد و از سال ۱۳۲۲ ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر منصوب گردید. رهی از اوان کودکی به شعر و موسیقی و نقاشی علاقه و دلبستگی فراوان داشت و در این هنر بهره ای به سزا یافت. هفده سال بیش نداشت که اولین رباعی خود را سرود:

کاش امشبم آن شمع طرب می آمد وین روز مفارقت به شب می آمد
آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست ای کاش که جانِ ما به لب می آمد

در آغاز شاعری، در انجمن ادبی حکیم نظامی که به ریاست مرحوم وحید دستگردی تشکیل می شد شرکت جست و از اعضای مؤثر و فعال آن بود و نیز در انجمن ادبی فرهنگستان از اعضای مؤسس و برجسته آن به شما می رفت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. اشعارش در بیشتر روزنامه ها و مجلات ادبی نشر یافت و آثار سیاسی، فکاهی و انتقادی او در روزنامه «باباشمل» و مجله «تهران مصور» چاپ می شد.

رهی در سال های آخر عمر در برنامه گل‌های رنگارنگ رادیو، در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن انقلاب کبیر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگر در سال ۱۳۴۵، عزیمیت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر معیری بود. رهی معیری که در سال 1347 خورشیدی در تهران طی یک بیماری که تاب و توان از وی گرفته بود در سن شصت سالگی بدرود حیات گفت و جامعه ادب و هنر را سوگوار نمودو وی در مقبره ظهیرالدوله شمیران مدفون گردیده است . رهی بدون تردید یکی از چند چهره ممتاز غزلسرای معاصر است. سخن او تحت تأثیر شاعرانی چون سعدی، حافظ، مولوی، صائب و گاه مسعودسعد و نظامی است. اما دلبستگی و توجه بیشتر او به زبان سعدی است. این عشق و شیفتگی به سعدی، سخنش را از رنگ و بوی شیوه استاد برخوردار کرده است به گونه ای که همان سادگی و روانی و طراوت غزلها سعدی را از بیشتر غزلهای او میتوان دریافت.

گاه گاه، تخیلات دقیق و اندیشه های لطیف او شعر صائب و کلیم و حزین و دیگر شاعران شیوه اصفهانی را به یاد ما می آورد و در هما لحظه زبان شسته و یکدست او از شاعری به شیوه عراقی سخن میگوید. رنگ عاشقانه غزل رهی، با این زبان شیته و مضامین لطیف تقریباً عامل اصلی اهمیت کار اوست، زیرا جمع میان سه عنصر اصلی شعر - آن هم غزل- از کارهای دشوار است.


 شعر های معروف او

خزان عشق،نوای نی،دارم شب و روز، شب جدائی، یار رمیده، یاد ایام، بهار ، کاروان، مرغ حق (خزان عشق به عبارتی همان تصنیف مشهور "شد خزان گلشن آشنایی" است که مرحوم بدیع زاده آنرا در دستگاه همایون اجرا کرده اند)


 شعر یاد ایامی

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم/ در میان لاله و گل آشیانی داشتم

گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار/ پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود/ عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهی/ چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود/ در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

درد بی عشق زجانم برده طاقت ورنه من/ داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

بلبل طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش/ نغمه ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم

 شعر بهار

نو بهار آمد و گل سرزده ، چون عارض یار/ ای گل تازه ، مبارک به تو این تازه بهار

با نگاری چو گل تازه ، روان شو به چمن/ که چمن شد ز گل تازه ، چو رخسار نگار

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر/ کز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزار

زلف سنبل ، شده از باد بهاری درهم/ چشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار

چمن از لاله ی نو رسته بود، چون رخ دوست/ گلبن از غنچه ی سیراب بود ،‌چون لب یار

روز عید آمد و هنگام بهار است امروز/ بوسه ده ای گل نورسته، که عید است و بهار

گل و بلبل ، همه در بوس و کنارند ز عشق/ گل من ، سر مکش از عاشقی و بوس و کنار

گر دل خلق بود خوش ، که بهار آمد و گل/ نو بهار منی ای لاله رخ گل رخسار

خلق گیرند ز هم عیدی اگر موقع عید/ جای عیدی، تو به من بوسه ده ای لاله عذار

4
8 اردیبهشت 1387 ساعت 08:12

تولد سیمین دانشور 

 

نویسنده 1300

 

 

دکتر سیمین دانشور

 

هشتم اردیبهشت ماه ، سالروز تولد سیمین دانشور بانوی داستان نویسی ایران بود . او در آستانه هشتاد و سه سالگی با شاره به این موضوع كه جلد سوم جزیره سرگردانی ادامه جزیره سرگردانی و ساربان است میگوید : ” به زودی كار بازنویسی آن به پایان میرسد و آن را به چاپ میرسانم“
این بانوی داسان سرا در هشتم اردیبهشت 1300 در شهر شیراز به دنیا آمد. پدرش محمد علی دانشور (احیاالسلطنه) بود همان كسی كه سیمین در رمان سووشن به نام دكتر عبداله خان یاد میكند. احیاالسلطنه مردی با فرهنگ و ادب بود و عضو گروه حافظیون كه شب‌های جمعه به سر مزار حافظ جمع میشدند و یاد حافظ را زنده نگه میداشتند. مادر سیمین قمرالسلطنه نام داشت، بانوی شاعر و هنرمند كه نقاشی را فرزندانش می‌آموخت سیمین دانشور در مورد مادرش و روز تولدش گله میكند: ”همیشه و همه جا نام مادر و روز تولدم اشتباه چاپ شده است.“
این بانوی داستان سرا ار كودكی با ادبیات و هنر توسط مادر و پدرش آشنا شد و در دوره تحصیل به مدرسه مهر آیین شیراز رفت.سپس به تهران آمد و وارد رشته ادبیات دانشگاه تهران و در سال 1329 با دفاع از رساله خود در مورد ” زیبایی شناسی “ موفق به كسب درجه دكترا از این دانشگاه شد . او یكی از نخستین زنانی است كه در ایران دست به قلم برد و در عرصه داستان نویسی بخت خود را آزمود. او در سال 1329 با جلال آل احمد از نویسندگان مطرح ادبیات ایران آشنا شد و ازدواج كرد و تا سال 1348 كه جلال به طور ناگهانی در اسالم نقاب خاك بر چهره پوشید، با وی همراه بود . دكتر دانشور تا سال 1359 كه به درخواست خود از دانشگاه بازنشست شد به تدریس در دانشگاه هنر و ادبیات مشغول بود. از او مجموعه داستان ها و رمانهایی به چاپ رسیده است كه عبارتند از ” آتش خاموش“ ، شهری چون بهشت“ ، ” به كی سلام كنم“ ، ” سووشون“ و دو جلد از ” جزیره سرگردانی“ ایشان همچنین كتابی به نام”غروب جلال“ دارد كه در آن به مرگ نابهنگام جلال اشاره میكند. سووشون او یكی از نمونه‌های مطرح رمان فارسی است كه تا به حال به شانزده زبان زنده جهان ترجمه شده است. سیمین دانشور در‌باره این كتاب میگوید: ” به تازگی در دانشگاه سوربن فرانسه به معرفی این كتاب پرداخته‌اند و برنامه‌ای برای آن برگزار كرده‌اند.“ سیمین درباره خاطراتش میگوید: ” تمام خاطراتم را از اول عمر تا به حال نوشته‌ام كه پس از مرگم به چاپ خواهد رسید“
سازمان میراث فرهنگی چندی پیش به درخواست خود استاد ، خانه‌ای كه او و جلال آل احمد در آن زندگی می كردند را ثبت كرده است. سیمین دانشور آرزو دارد پس از مرگ وی این خانه تبدیل به یك كانون فرهنگی برای استفاده هنرمندان ونویسندگان شود. دانشور سرشار از دید واقع گرا به انسان و هستی ، سرشار از مهر و اعتماد ، نیرومند و خستگی ناپذیر ، حضوری جاودان ونمونه در ادبیات ما دارد. سووشون او به شكل نمادین مادر رمان فارسی است ... . حضور ارزش‌گذار او در این زمانه كه ارزش‌هایمان در گذار و بحران هستند مانند سنگ محك عمل میكند. درست‌است كه در زمانه‌ای زندگی میكنیم كه سنت ارزشهایمان اصل اساسی است و به فراسوی نیك ‌و بدها گذار میكنیم . اما ادبیات سیمین دانشور و حضور او درست مانند یك حافظه تاریخی و فرهنگی ، همواره به ادبیات ما یادآور میشود: لزوم تن ندادن به حقارتهای كه با نشان دادن دریچه هایی از اندكی شهرت نویسنده و هنرمند را به ورطه فلاكت و نابودی میكشانند

 

3
8 اردیبهشت 1387 ساعت 07:58

 

"من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان داده‌ام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود."

 

* کتیبهء داریوش بزرگ - یافته شده در مصر

 

 

در آستانه دهم اردی بهشت هستیم. روز ملی خلیج پارس خجسته باد!

 

سپاسگزارم از فاطمهء گرامی که این جستار خوب را گشودند

 

 

 

2
7 اردیبهشت 1387 ساعت 09:04

تولد محمد محمد علی

 

نویسنده 1327

 

16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif16.gif

 

محمد محمدعلی متولد 7 اردیبهشت 1327 در تهران است. آثار داستانی متعددی از او منتشر شده است:

مجموعه داستان "دره‌ی هندآباد گرگ داره"، 1354

مجموعه داستان "از ما بهتران"، 1357

مجموعه داستان "بازنشستگی"، 1366

داستان بلند "رعد و برق بی‌باران"، 1370

رمان "نقش پنهان"، 1370

مجموعه داستان "چشم دوم"، 1373

رمان "باورهای خیس یك مرده"، 1376

مجموعه داستان "دریغ از رو به رو"، 1378

رمان "برهنه در باد"، 1379

رمان "آدم و حوا"، 1381

1
3 اردیبهشت 1387 ساعت 13:08

روز بزرگداشت شیج بهایی

 

و

 

تولد محمد جلیل عندلیبی

 

نوازنده سنتور ، نواساز

 

1333

__