__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
348
1192
87/8/29 (20:40)
218
1248
87/8/21 (21:40)
47
237
87/7/25 (22:14)
23
46
87/8/30 (22:29)
102
655
87/8/30 (08:22)
97
431
87/8/27 (22:12)
30
175
87/8/27 (20:42)
46
151
87/8/26 (20:59)
54
389
87/8/25 (06:16)
22
81
87/8/23 (01:10)
عنوان بحث
درباره ی جزیره های خلیج فارس
23 آذر 86 - 11:38

درود

من می خواهم درباره ی جزیره های خلیج فارس اطلاعاتی بدست بیاورم. لطفا راهنمایی کنید

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
1
26 آذر 1386 ساعت 11:03

جزایر مسكونی ایران

قشم کیش هرمز هنگام لارک لاوان ابوموسی (گپ سبزو) هندرابی تنب بزرگ تنب کوچک سیری (راز) فرور بزرگ (پلور) جزیره فارسی خارک خارکو جزایر غیر مسكونی
2
26 آذر 1386 ساعت 11:10

و اما جزایر سه‌گانه ایران

جزایر تنب بزرگ و گوچك و ابوموسی ، سه جزیره كوچك ایرانی در خلیج فارس می باشند.
جزیره تنب كوچك ، یك مایل طول و سه چهارم مایل عرض دارد و در فاصله 22 مایلی ساحل قرار گرفته است . جزیره تنب بزرگ در 17 مایل جنوب ایران و در جنوب غربی جزیرۀ ایرانی قشم می باشد و با سواحل آن سوی خلیج فارس 43 مایل فاصله دارد.
جزیره ابوموسی تقریباً در وسط خلیج فارس می باشد و تنها چند مایل از غرب یك جزیره دیگر ایران به نام سیری، فاصله دارد.
این جزایر از گذشته های بسیار دور بخشی از قلمرو ایران بوده اند و در قرنهای 18 و 19 میلادی جزء حوزۀ صلاحیت و حكمرانی لنگه به حساب می آمده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.
حاكمیت ایران بر این جزایر در كتابها ، اسناد تاریخی ، سالنامه ها ، شرح وقایع راهنمایان دریایی ، نقشه های جغرافیایی و به خصوص در اسناد رسمی ، گزارش های اداری و یادداشتهای وزارت خارجه و دفتر امور هندوستان در انگلیس در خلال قرنهای 17 و 18 و بخش اعظم قرن 19 منعكس شده است.
چابهای اول و دوم ( 1883 و 1864 ) كتاب وزارت دریاداری انگلستان تحت عنوان « راهنمای دریایی خلیج فارس » می باشد كه در آنها هر سه جزیره به صورت بخشی از قلمرو ایران نشان داده شده است . همچنین ، جزایر مزبور در « نقشه اداره جنگ » انگلستان كه در سال 1887 تهیه شده ، نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه مساحی روز مورخ 1897 جزایر ایرانی هستند و به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.
در زمان حكومت امپراطوری گستردۀ هخامنشی ( 330-550 قبل از میلاد ) خلیج فارس یك دریای ایرانی بوده و اتحادیۀ سرزمینهای ایرانی ضامن حفظ صلح ، امنیت و نظم در سراسر منطقه و مسیرهای دریایی این امپراطوری محسوب می گردیده است . طبق آثار هردوت در زمان داریوش بزرگ (485-521 ) قبل از میلاد ، مناطق و جزایر خلیج فارس استان ( ساتراپ ) چهاردهم این امپراطوری تلقی می شده است.
در خلال سالهای بعدی كه نظام جهان به صورت دو قطبی درآمده و تحت سیطرۀ امپراطوریهای پارت و ساسانی (238 ق.م - 641) از یك سو و امپراطوری روم از سوی دیگر بوده است ، خلیج فارس همواره بخشی از اتحادیه سرزمینهای ایرانی و یك دریای ایرانی تلقی می شده است. حكومت ایران ( در این دوره نیز ) همچنان ضامن حفظ صلح ،امنیت و نظم در این حوزه بود.
در خلال دوران ساسانی – از 224 تا 641 میلادی – اتحادیۀ ایران توانست با زیركی و مهارت سیاسی بیشتری به موجودیت خود ادامه دهد.
در دوران حكومت آل بویه ، در واقع همۀ حوزه خلیج فارس و حاشیه جنوبی آن بخشی از قلمرو حكومت مزبور محسوب می شد.
در زمان سلجوقیان ( 1194 – 1055 ) ، سلاطین سلجوقی وارث سلطۀ بلامنازعی بر خلیج فارس بودند.
تهاجم مغولها باعث بروز هرج و مرج بی سابقه ای در امپراطوری ایران شد. مع هذا، فارس و كرمان با درایت حكّام محلی خود از عواقب ویرانگر این تهاجم جان سالم به در بردند. حكّام مزبور ، گاهی به اتفاق ، ولی اغلب به طور مستقل بر حوزۀ خلیج فارس تسلط داشتند و برای این امر به قدرت دریایی اتباع خود یعنی شیوخ قیس و هرمز متكی بودند.
در دوران حكومت ایلخانان ، سلطان هرمز كه تابع حاكم فارس بود ، قدرت دریایی و تجاری بی سابقه ای كسب كرد و در واقع به موقعیتی دست یافت كه می توان آن را همتای « ونیز » در آسیا محسوب كرد.
در عرض 150 سال بعدی یعنی از سال 1346 تا 1500 تمامی جزایر و سواحل خلیج فارس تحت حكومت سلطان هرمز بود كه خود تابع حكّام فارس یا كرمان محسوب می شد.
در این زمان نادر شاه تا پایان قرن ، بندر لنگه و جزایر مرتبط با آن یعنی فارور ،سیری ، ابوموسی و تنب ها همچنان تحت حكومت حكّام لنگه –كه خود وابسته به استان فارس بودند- قرار داشت .
با توجه به حقایق فوق ،به طور منطقی می توان گفت :
لنگه و جزایر مربوط به آن یعنی سیری ، فارور ، بنی فارور،ابوموسی و تنب ها همیشه بخشی از قلمرو ایران بوده است.
در دورۀ بین 1820 تا 1887 مقامات انگلیسی در خلیج فارس به طور مداوم و قاطع معتقد بودند كه جزایر تنب و ابوموسی بخشی از قلمرو ایران است.
در همین دوره چندین نقشۀ رسمی تهیه شده است كه به عنوان مدارك كارتوگرافیك دربارۀ نحوۀ تقسیم مناطق متعلق به ایران در نظر گرفته می شوند و در آنها جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر،این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.
به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند ، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً جزایر تنب و ابوموسی بخشی از ایران می باشند . به عبارت دیگر ، این نقشه ها گویای آن است كه مقامات انگلیسی تعلق جزایر مزبور را به ایران به رسمیت شناخته اند.
به علاوه ، نقشه های مزبور توسط ایران و برای اثبات حاكمیت آن بر جزایر مورد نظر تهیه نشده اند، بلكه نقشه های انگلیسی هستند كه علناً تنب و ابوموسی را به عنوان بخشی از قلمرو ایران نشان می دهند.
از جمله :
( الف) در شرح وضعیت دریانوردی در خلیج فارس كه در سال 1786 توسط جان مك كلئور تهیه و به وسیله شركت هند شرقی چاپ شده است ، جزایر و بنادر خلیج فارس به 5 قسمت تقسیم شده است. قسمت چهارم آن مربوط به جزایر ایرانی است كه جزایر تنب و ابوموسی به وضوح در میان آنها درج شده اند.
(ب) در اثری تحت عنوان یادداشتهای جغرافیایی مربوط به امپراطوری ایران كه جی . ام . كیز مشاور سیاسی سرجام ملكم در زمان مأموریتش در ایران تهیه كرد و در سال 1813 به چاپ رسیده است ، جزایر تنب و ابوموسی به عنوان جزایر ایرانی ذكر شده اند. در چاپ دوم كتاب كه در آن نقشۀ رنگی ، جای نقشۀ سیاه و سفید چاپ قبلی را گرفته است جزایر تنب و ابوموسی علناً به رنگ قلمرو ایران مشخص شده اند.
(ج) به همت وزیر مختار بریتانیا در هند ، كاپیتان سی . بی. اس. سنت جان در سال 1876 نقشه ای از خلیج فارس تهیه كرد كه در آن جزایر تنب و ابوموسی به همان رنگ قلمرو اصلی ایران است.
(د) نقشه وزارت جنگ بریتانیا ( مورخ 1886 ) درباره ایران،
این نقشه توسط شاخه اطلاعات وزارت جنگ در بریتانیا تهیه شده و در سال 1886 منتشر گردیده است. در این نقشه جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.
(ه ) نقشه لرد كروزن
به دستور لرد كروزن در سال 1892 نقشه ای از ایران تهیه شد و گزارش ضمیمه این نقشه هیچ تردیدی باقی نمی گذارد كه جزایر تنب و ابوموسی جزء قلمرو ایران است . در نقشه مزبور جزایر مورد نظر همگی به رنگ قلمرو اصلی ایران هستند.
(و ) در سال 1897 نقشۀ رنگی ایران توسط دفتر نقشه برداری اداره امور خارجی هند تهیه شده و به وسیله حكومت هند منتشر گردید. در این نقشه نیز جزایر تنب و ابوموسی به رنگ قلمرو اصلی ایران است.
طبق حقوق بین الملل ، اشغال یكی از روشهای اولیه كسب سرزمینی توسط یك دولت در قلمرویی كه به هیچ دولتی تعلق نداشته ، از طریق حضور واقعی ، دائمی و مؤثر وكنترل بر منطقه مورد ادعاست.
به عبارت دیگر اشغال عبارت از اقدام دولت به تصاحب سرزمین است كه بر طبق آن دولت اشغال كننده از روی قصد حاكمیت ، قلمرویی را كه در زمان اشغال تحت حاكمیت هیچ دولتی نیست به دست می آورد.
دو شرط برای تحقق این حاكمیت ضروری است. نخستین شرط : این است كه قلمرو اشغال شده باید بلاصاحب باشد و شرط دوم ، اینكه اشغال به صورت واقعی و مؤثر انجام شده باشد.
دیوانهای بین المللی الف: در قضیه مرز گینه انگلیس – برزیل (1904 ) ، داور سرزمین بلاصاحب را به عنوان سرزمینی مورد اشاره قرار داد كه « قلمرو حكومت هیچ دولتی نیست .»ب، در قضیه جزیره پالماس (1928) داور به چنین سرزمینی تحت عنوان سرزمین «بدون سرور» اشاره كرد. ج، در قضیه جزیره كلیپرتون (1932) داور اضهار داشت ، سرزمین بلاصاحب یعنی « سرزمینی كه متعلق به دولتی نیست.»
طبق فرهنگ حقوق بین الملل سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به هیچ دولتی تعلق ندارد همین تعریف توسط اوپنهایم و هاك ورث نیز ارائه شده است.
كویت ، آن را سرزمینی می داند كه متعلق به هیچ دولت متمدنی نیست.
مور نیز تعریف مشابهی دارد و می گوید سرزمین بلاصاحب یعنی سرزمینی كه به« اشغال قدرت متمدنی » در نیامده است.
با توجه به تعاریف اساتید حقوق بین الملل كه مورد اشاره قرار گرفت می توان بطور منطقی نتیجه گرفت كه جزایر تنب و ابوموسی پیش از سال 1903 به هیچ وجه سرزمین بلاصاحب نبوده اند زیرا این جزایر از زمانهای قدیم – به تأیید شواهد و مدارك غیرقابل انكار تاریخی – بخشی از سرزمین ایران بوده اند. جزایر مزبور از اوایل قرن 17 تا سال 1903 تحت ادارۀ لنگه بوده اند كه خود بخشی از استان فارس است . بعلاوه ، جزایر مزبور بطور مداوم توسط اهالی لنگه ،شیرو ،مغو وثخلیو ، برای كشاورزی ،ماهیگیری ، و صید مروارید مورد استفاده قرار می گرفته است.
در خلال دهه 1920 ایران دوبار پیشنهاد كرد كه اختلافات مربوط به جزایر ، به خصوص در مورد بحرین به جامعۀ ملل ارجاع شود. این پیشنهادات ابتدا در سال 1923 و سپس دو سال بعد یعنی در 1925 مطرح شد. اما انگلیس كه به شدت از نظارت اشخاص ثالث و مجامع بین المللی براعمال خود در خلیج فارس وحشت داشت به مقامات ایرانی اطلاع داد كه بهتر است مسائل فی مابین از طریق مذاكرات دو جانبه حل و فصل شود .
درآوریل 1935 فرماندار بندر عباس نامه ای به رئیس جزیره تنب نوشت و همراه با آن سه نسخه از فرمان شاه ایران درباره انتخابات دوره دهم مجلس ایران را برای توزیع فوری به او تسلیم نمود . این نامه و اعلامیه های همراه آن توسط یك افسر نیروی دریایی دریافت شد و در عین حال بوسیلۀ نماینده سیاسی ایران به وزیر مختار بریتانیا در تهران ( ناچبول هاگسن )- ارائه گردید.به هر حال انگلیسیها به این موضوع اعتراض نكردند.
اخذ عوارض در جزیرۀ تنب به اسم نیروی دریایی ایران ، در دسامبر 1940 و فوریه 1941 صورت گرفت و انگلیسیها هیچ اعتراضی نكردند.
در دورۀ 22 نوامبر 1954 تا 20 ژانویه 1955 سواحل ایران در خلیج فارس بصورت فرمانداری كل بنادر و جزایر خلیج فارس سازماندهی شد. طبق طرح تقسیمات اداری جدید ، تنب بزرگ جزء بخش قشم قرار گرفت كه خود قسمتی از حوزۀ بندر عباس محسوب می شد و جزایر تنب كوچك و ابوموسی به بخش جزیرۀ كیش اختصاص یافت. البته ابوموسی در تابستان 1958 در بخش كیش ادغام شد. در این موارد ، دولت بریتانیا هیچ اعتراضی نكرد.
یك هلی كوپتر ایرانی گروهی از مسّاحان ایرانی را در سپتامبر 1961 در جزیرۀ تنب پیاده كرد و آنها اقدام به تعیین محل مناسب برای ایستگاه هوا شناسی نمودند. این گروه پس از مسّاحی كامل جزیره ،اخذ عكسهای لازم و انجام تحقیقات كافی جزیره را ترك كردند.
نتیجه :
جزایر ابوموسی و تنب از زمانهای بسیار قدیم جزء قلمرو ایران بوده اند و در قرن 18 و 19 میلادی به طور مستقیم تحت صلاحیت و ادارۀ ولایت لنگه بوده اند كه خود یك بخش اداری از استان فارس بوده است.
شواهد حاكمیت ایران بر این جزایر در اسناد رسمی ، اسناد تاریخی ، كتابچه های راهنمای دریانوردان ،سالنامه ها ،شرح وقایع روزانه (گازیته ها ) نقشه های سیاسی و كارتوگرافیك ،گزارشهای اداری و یادداشتهای رسمی وزارت خارجه انگلیس و ادره امور هندوستان در بریتانیا در خلال قرون 17 و 18 و قسمت اعظم قرن 19 بارها مشاهده می شود. بخصوص جالب توجه است كه در نقشۀ تهیه شده توسط دفتر امور جنگ در سال 1887 ، این جزایر به رنگ قلمرو اصلی ایران مشخص گردیده و نیز در نقشه لرد كروزن از ایران مورخ 1892 و نقشه اداره مسّاحی هندوستان مورخ 1897 و كتابچه های راهنمای دریانوردی در خلیج فارس چاپ 1864 و گزارشهای اداری دولت انگلستان در سالهای 76-1875 به عنوان قلمرو ایران درج شده اند. بنابراین جزایر تنب و ابوموسی در حاكمیت ایران می باشد.

برگرفته از سایت سازمان اسناد و املاك كشور

3
26 آذر 1386 ساعت 11:15

توهین بزرگ به ایران

محمود احمدی نژاد در حالی زیر تابلوی "کنفرانس کشورهای خلیج عربی" نشست که بسیاری از مقامات ایرانی ـ چه ‏در میان حامیان و چه در بین منتقدان وی ـ با شرکت او در این گردهمایی مخالف بودند. بیانیه پایانی این کنفرانس که ‏حاوی هشدار شدید اللحنی به ایران در موردلزوم "استرداد جزایر سه گانه به امارات متحده عربی" و یا "کشانیدن ‏موضوع به دادگاه بین المللی" بود، نشان داد که مخالفان احمدی نژاد بر حق بودند: شرکت وی در این کنفرانس نه تنها ‏‏"هیچ نتیجه مثبتی در بر نداشته" [از بیانیه پایانی شورای همکاری خلیج فارس علیه ایران] که اوضاع را حادتر نیز ‏کرد.‏

وقتی دعوت نامه شرکت در کنفرانس دوحه به دفتر احمدی نژاد رسید و مشاور اول وی، مجتبی ثمره هاشمی اعلام ‏کرد که "محمود احمدی نژاد در این اجلاس شرکت خواهد کرد" ظاهرا بیش از همه اعضای این اتحاد عربی از پذیرش ‏دعوت خوشحال شدند. به هر حال این اولین بار بود که بالاترین مقام رسمی ایران، به جمع سران کشورهایی دعوت می ‏شد که همگی در مورد ادعای امارات متحده عربی بر سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک همداستانند. آن هم در ‏شرایطی که درست یک روز قبل از سفر آقای احمدی نژاد به دوحه، "خبرگزاری دولتی امارات به نقل از حاکم این ‏کشور نوشته بود: جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، بخش کامل کننده کشور ما هستند. ما برای بازگرداندن ‏آنها از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد و خواهان بازگشت حق حاکمیت بر آنها هستیم."‏

از سوی دیگر همزمان "شیخ سلمان بن حمد الخلیفه، ولیعهد بحرین هم در مصاحبه‌ای با روزنامه‌های بریتانیایی برای ‏نخستین بار ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای متهم" کرده بود. همان طور که "ریاض قهوجی، ‏مدیر مؤسسه خاورمیانه و تحلیل نظامی در دبی" که او نیز به خبرگزاری فرانسه گفته بود: "هنگامی که کشوری مانند ‏ایران مجاز به غنی‌سازی اورانیوم باشد، این خطر وجود دارد که این کشور خود را به سلاح‌های هسته‌ای مجهز کند."‏

به این ترتیب حضور محمود احمدی‌ نژاد در اجلاس این شورا، فرصتی برای رهبران عرب بود تا هم بار دیگر ‏موضوع مالکیت سه جزیره را به طور رسمی، در زیر تابلویی که بر آن صفت "عربی" به دنبال نام خلیج، نوشته شده ‏بود، مطرح کنند و هم از نگرانی های خود بابت اتمی شدن جمهوری اسلامی، به صراحت پرده بردارند.‏

آگاهی نسبت به مجموعه این مواضع بود که "برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیش از سفر رئیس جمهوری ‏اسلامی به دوحه" از او خواستند "در این اجلاس شرکت نکند و از تمامیت ارضی ایران قاطعانه دفاع کند". این ‏نمایندگان در عین حال تأکید کردند که مالکیت ایران بر جزایر سه‌گانه، "خط قرمز"ی‌ است که به هیچ کس اجازه عبور ‏از آن داده نخواهد شد.‏

البته تنها نمایندگان مجلس نبودند که از این سفر با نگرانی سخن گفتند؛روزنامه‌ های چاپ ایران ـ چه در جناح محافظه ‏‏‌کار و چه اصلاح‌ طلب ـ هم به نتایج این سفر به دیده تردید نگریستند و آقای احمدی نژاد را به خاطر شرکت در این ‏اجلاس مورد انتقاد قرار دادند. روزنامه جمهوری اسلامی در همین ارتباط در یادداشتی در شماره روز دوشنبه خود، ‏دعوت از احمدی نژاد و حضور وی در این اجلاس را "یک توهین بزرگ به ملت ایران" دانست و نوشت: "همزمان با ‏دعوتی که شورای همکاری خلیج فارس از رییس جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در اجلاس این هفته این شورا به ‏عمل آورده و آقای احمدی‌نژاد قرار است امروز برای شرکت در این اجلاس به قطر برود، رییس حکومت امارات ‏متحده عربی روز شنبه در ادامه مواضع ضد ایرانی خود بار دیگر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی ‏را متعلق به امارات دانست و خواستار بازپس‌گیری آنها از ایران شد."‏

این نشریه در ادامه مقاله خود افزود: "انتشار خبر اظهارات شیخ امارات، اذهان را متوجه این سؤال می‌کند که این ‏ادعاهای واهی چرا همزمان با این دعوت و پذیرفته شدن آن توسط رییس جمهوری اسلامی ابراز می‌شود. این یک ‏توهین به ملت ایران است."‏


روزنامه آفتاب یزد نیز از "خطرهای یک سفر" که ناشی از "حضور رییس جمهوری اسلامی در اجلاس شورای ‏همکاری کشورهای خلیج فارس به عنوان مهمان" بود یاد کرد و آن را مورد انتقاد قرار داد. این روزنامه با اشاره به ‏اینکه "رییس امارات متحده عربی با لحنی جدی‌تر نسبت به گذشته ادعای مالکیت بر جزایر سه‌گانه ایرانی را تکرار و ‏از ایران خواسته است تا برای پایان اشغال این جزایر، مذاکره مستقیم را بپذیرد" نوشت: "برنامه‌ریزان سفر ‏احمدی‌نژاد به دوحه اکنون باید برای مردم توضیح دهند هدف مشخص از این سفر چیست و با این سفر چه خطرهایی از ‏کشور دور می‌شود یا کدام فرصت‌های جدید برای کشورمان خلق می‌گردد که هزینه حضور در جمع همیشه مدعی نسبت ‏به جزایر سه‌گانه ایرانی را توجیه‌پذیر می‌نماید؟"‏

اما به روال معمول، آقای احمدی نژاد همراه همان مشاور اول و همه آن کسانی که "برنامه ریزان سفر" وی به دوحه ‏بودند راهی کنفرانسی شد که میزبانان آن یعنی کویت، عربستان سعودی، بحرین، امارات متحده عربی، قطر و ‏عمان، هم متفق القول "سه جزیره " را می خواهند وهم "از فعالیت‌های هسته‌ای ایران نگرانند" و موضوع محوری ‏نشست دوحه همین بود و لاغیر. ‏

در این اجلاس اما آقای احمدی نژاد دست در دست سران کشورهای عربی، چنان سرخوش ایده "همه باید دست‌به‌دست ‏هم دهیم تا منطقه خلیج فارس به منطقه‌ای برای صلح و دوستی تبدیل شود"[ سخنان وی پیش از ترک تهران] بود که ‏هنگام ورود به سالن کنفرانس، تابلوی بزرگی را که هم رودر روی او و هم در پشت سر وی قرار داده بودند، یا ندید یا ‏معنای آن را درک نکرد: "مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه".‏

پس از آن نیز به تکرار سخنان همیشگی خود پرداخت: "آقای احمدی نژاد، ایران و امارات را دو کشور همسایه و ‏برادر خوانده و گفته است که دو کشور می توانند خلیج فارس را به خلیج صلح و دوستی تبدیل کنند."[بی بی سی]‏

وی انبان پر از پیشنهادش را نیز خالی کرد: "لغو روادید بین شش کشور عضو و ایران تا رفت و آمد شهروندان این ‏کشورها ساده تر شود.تاسیس سازمان همکاری های اقتصادی، سرمایه گذاری مشترک در منابع نفت و گاز، تامین آب ‏و گاز موردنیاز برادران، فعال نمودن کریدور شمال به جنوب و تاسیس سازمان همکاری های امنیتی، اجازه تملک ‏اموال غیرمنقول، برنامه ریزی در برقراری تجارت آزاد بین کشورها، توسعه گردشگری، تعاون در کمک به ‏کشورهای اسلامی و کشورهای ضعیف، مبادلات آموزشی، علمی، فناوری و پژوهشی و همکاری در صیانت از محیط ‏زیست خلیج فارس و دریای عمان..."‏

بعد از آن نیز ادامه جلسات پشت درهای بسته ادامه یافت و عاقبت آقای احمدی نژاد، به ایران بازگشت. اما هنوز پای ‏وی به تهران نرسیده بود که بیانیه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، منتشر شد: "جلاس سران شورای ‏همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی خود به ایران هشدار داده است که یا جزایر سه ‌گانه را به امارات متحده عربی ‏باز پس دهد یا موضوع را به دادگاه بین‌المللی می‌ کشاند."‏

عبدالرحمان عطیه، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، نیز در گفت‌ وگویی با شبکه تلویزیونی العربیه اعلام کرد: ‏‏"رهبران کشورهای عضو این شورا متفقا به ایران پیشنهاد می‌کنند یا جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را ‏بازپس دهد یا موضوع را در محاکم بین ‌المللی طرح خواهند کرد."‏

وزیر امور خارجه امارات هم که با منوچهر متکی دیدار کرده بود، به خبرنگاران گفت: "دیدار رهبران دو کشور ‏دیداری تعارف ‌آمیز بوده است". ‏

کشورهای عرب شرکت کننده در بیست و هشتمین جلسه شورای همکاری خلیج فارس همچنین در بیانیه خود اظهار ‏امیدواری کردند که "همکاری‌ های جمهوری اسلامی با آژانس بین ‌المللی انرژی اتمی تداوم یابد و ایران به گفت‌وگو با ‏جامعه بین‌المللی ادامه دهد". البته همراه با این تاکید که: "منطقه خلیج [فارس] و خاورمیانه باید از سلاح‌های کشتار ‏جمعی عاری شود."‏

این خواست ها در شرایطی مطرح می شود که آقای احمدی نژاد موضوع پرونده هسته ای را تمام شده می داند و ‏همفکران نظامی وی در مقام تهدید از سلاح نفت سخن می گوید واز بستن دهانه هرمز؛ واین سه جزیره در دهانه هرمز ‏قرار گرفته اند؛ و "حاکمیت این جزایر به معنای کنترل تنگه هرمز است."‏

به این ترتیب پیشنهادهای فراوان آقای احمدی نژاد نه تنها کمکی به "توسعه همكاری‌ها و تعمیق روابط در منطقه" نکرد ‏بلکه "نخستین حضور ایران در این نشست" را در حالی به ثبت رساند که عنوان "شورای همکاری خلیج عربی"، به ‏جای "شورای همکاری خلیج فارس" بالای سر او خودنمایی کرد.‏

همفکران وی در خبرگزاری فارس نیز به جای انتشار کامل بیانیه، با حذف بند مربوط به ادعای مالکیت امارات متحده ‏عربی بر سه جزیره ایرانی، فقط از این خبر دادند که: "بیانیه اختتامیه بیست و هشتمین دور نشست شورای همكاری ‏كشورهای خلیج فارس خواستار حل مسالمت آمیز پرونده هسته‌ای ایران شد". ‏

به قلم  مریم كاشانی در http://www.roozonline.com/archives/2007/12/post_5102.php

4
6 اردیبهشت 1387 ساعت 11:40
گردهمایی در روز 10 اردیبهشت مقابل سفارت امارات جمعی از جوانان جبهه ملی ایران

هموطنان عزیز !

تحولات و رخدادهای سیاسی در منطقه با سرعت بسیار بر علیه منافع ملی ایران می گذرد بی آنكه حاكمیت، اندك وقعی به آن نهد. كشور نوپای امارات كه روزگاری به رسمیت شناخته شدنش در گرو امضا كشور ایران بود امروز با پشتیبانی اتحادیه عرب و برخی ابرقدرتهای جهان چشم طمع به خاك این سرزمین داشته و مترصد فرصت و خطای مسئولان جمهوری اسلامی است تا به بهانه آن بخشی از این آب و خاك را از میهن عزیزمان جدا نماید .

 

هم میهنان گرامی !

یكی از خاندان هایی كه در تاریخ چند صد ساله اخیر ایران همیشه مورد سرزنش تمامی ایرانیان قرار گرفته سلسله قاجار بوده است ، چرا كه با بی كفایتی و بی درایتی بخش عظیمی از این سرزمین را به بیگانگان واگذار نمودند و در امانتی كه به دست آنان سپرده شد خیانتی فراموش ناشدنی کردند. لذا ما ایرانیان برای حفظ تمامیت ارضی کشور وظیفه خود می دانیم با تمام وجود و با کاربرد تمامی ابزارهای ممكن امانت سپرده شده به خود را حفظ نماییم تا نه گزندی به كشور عزیزمان وارد گردد و نه در تاریخ به خیانت در امانت متهم گردیم. بنابر این ما جوانان جبهه ملی ضمن دعوت از تمامی هموطنان در روز 10 اردیبهشت ساعت 11 بامداد همزمان با روز ملی خلیج پارس ، به همراه سایر هم رزمان در برابر سفارت امارات گرد می آییم تا اعتراض شدید خود را به گوش مسئولان آن شیخ نشین رسانده و اعلام نماییم که حتی اگر مسئولان جمهوری اسلامی در برابر گزافه گویی های آنها  سكوت كنند ، ملت ایران هرگز از یك وجب خاك خود نخواهد گذشت .

5
6 اردیبهشت 1387 ساعت 11:42
مرجان هاى خلیج فارس در معرض انقراضن چاپ پست الكترونیكی
رتبه بندی توسط كاربر: / 0
بندرعباس- خبرنگار «ایران»: بیش از دو سوم گونه هاى مرجانى موجود در خلیج فارس از جمله گونه هاى جانورى در معرض خطر انقراض قرار دارند. وضع زیستى برخى گونه ها مانند مرجان شاخ گوزنى نیز در لیست گونه هاى در معرض خطر جدى مرگ قرار گرفته است. ادامه مطالب
  .
6
7 اردیبهشت 1387 ساعت 00:24

 

با سپاس فراوان از مریم گرامی و سیروس ارجمند به خاطر آگهی های خوبی که برایمان آوردند.

 

پاسداری از نام و نشان دریای پارس وظیفهء تاریخی همه ماست.

 

 

7
7 اردیبهشت 1387 ساعت 14:11
كتاب وصف خلیج‌فارس در نقشه‌های تاریخی منتشر شد چاپ پست الكترونیكی
رتبه بندی توسط كاربر: / 0

همشهری

كتاب «وصف خلیج‌فارس در نقشه‌های تاریخی» كه به همة ایران‌دوستان و علاقه‌مندان به هویت ملی، تاریخی ایران و ایرانیان پیشكش شده است، ادامه مطالب ..

.
8
14 اردیبهشت 1387 ساعت 03:39

 

تبریز نیوز:سرویس سیاسی:ده ها هزار تبریزی در پاسداشت روز ملی خلیج فارس و در دفاع از منافع ملی ایران در پیاده روی با شکوه و بی نظیر ده ها هزار نفری شرکت کردند.
این مراسم که برای اولین بار به مناسبت روز ملی خلیج فارس توسط سازمان تربیت بدنی استان آذربایجان شرقی ترتیب داده شده بود از ساعت 8 صبح روز جمعه 13 اردیبهشت ، از ابتدای جاده شاهگلی به طرف استخر شاهگلی آغاز شد...
 
 
 
 
9
14 اردیبهشت 1387 ساعت 03:39

 

 

 

 

10
14 اردیبهشت 1387 ساعت 03:41

 

 

 

 

 

11
14 اردیبهشت 1387 ساعت 14:42
جناب داراب سپاسگزاریم
12
11 خرداد 1387 ساعت 21:00

كتیبه خارك،سندی دیگر بر تایید نام خلیج فارس، تخریب شد
افراد ناشناسی شب هنگام با عبور از روی حصار آهنی كشیده شده دور کتیبه هخامنشی خارک، با استفاده از اشیاء نوک تیز و احتمالا چکش و تیشه، خطوط فارسی باستان آن را تخریب کردند. باستان شناسان از این کتیبه که به خط فارسی باستان است به عنوان سندی دیگر بر نام خلیج فارس یاد می‌کردند.
46421-23304.JPG
كتیبه خارك بعد از تخریب
خبرگزاری میراث فرهنگی_ گروه میراث فرهنگی_ حسن ظهوری_ کتیبه هخامنشی خارک که اواخر سال 86 در پی احداث جاده‌ای توسط وزارت نفت، در این جزیره تاریخی کشف شده بود، توسط برخی افراد ناشناس با یک شی نوک تیز تخریب شد.
 
باستان شناسان از این کتیبه که به خط فارسی باستان است به عنوان سندی دیگر بر نام خلیج فارس یاد می‌کردند.
 
"علی جاذبی"، معاون بخشدار جزیره خارک با اعلام خبر تخریب این سنگ نوشته هخامنشی به CHN گفت: «دو شب پیش افراد ناشناسی با عبور از روی حصاری که دور تا دور کتیبه کشیده شده بود، توسط یک شی نوک تیز، ما بین حروف میخی کتیبه را تخریب کردند به طوری كه می‌توان گفت 70 درصد نوشته‌های کتیبه به شدت آسیب دیده و تنها یك خط از آن سالم مانده است.» 
کتیبه هخامنشی خارک روی یک تخته سنگ مرجانی نوشته شده و به همین علت احتمال می‌رود برای آسیب رساندن به آن از تیشه و چکش استفاده شده باشد.
 
جاذبی به CHN گفت: «نحوه تخریب کتیبه نشان از تعمدی بودن آن دارد.»
 
وی افزود: «جزیره خارک، از جمله جزایری است که نمی‌توان به راحتی در آن تردد کرد و حتی برای ورود به جزیره باید مجوز داشت.»
 
پیش از این باستان‌شناسان با كشف كتیبه‌ای در جزیره خارك واقع در خلیج فارس به خط فارسی باستان ومتعلق به دوره هخامنشی از آن به عنوان سند محكمی مبنی بر نام‌گذاری خلیج فارس یاد کرده بودند.
 
همچنین این کتیبه تا مدتی مانع از ادامه احداث جاده بود که البته جاده با کمی انحراف به مسیر خود ادامه داد.
 
باستان‌شناسان احتمال می‌دهند این کتیبه متعلق به دوره اردشیر هخامنشی باشد.
 
مطالعات زبان شناسی برای ترجمه کتیبه آشکار کرد که هخامنشیان در آباد سازی خارک نقش ویژه ای داشته اند.
 
در ترجمه این كتیبه آمده است: "(این) سرزمین خشک و بی آبی بود شادی و آسایش را آوردم."
 
کشف این کتیبه پیامدهای بین المللی زیادی داشته است. ازجمله رسانه‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس سعی بر تقلبی جلوه دادن کتیبه كرده بودند اما در گزارش باستان شناسان ایرانی، حقیقی بودن کتیبه اثبات شده است.
 
در حال حاضر تنها چند حروف از این کتیبه باقی مانده و فاصله میان خطوط دیگر با استفاده از اشیاء نک تیز از بین رفته است.
 
این اتفاق در حالی رخ داد که مسئولان جزیره خارک برای حفاظت بیشتر این اثر دور آن را حصار کشیده بودند.

كتیبه هخامنشی خارك به شكل نا منظم و نامتعارف در 5 سطر و سطر‌های آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبیده و به زبان فارسی باستان نوشته شده بود.

پیش از این سطرهای جدا از هم در دوره هخامنشی تنها در متونی دیده شده كه به زبان‌های مختلف بوده است.

---------------------------------------------

گرفتگاه:

http://www.chn.ir/news/?section=2&id=46421

 

 

 

 

 

13
11 خرداد 1387 ساعت 23:16
__