| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
28
|
217
|
87/11/12 (11:04)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
87/11/22 (15:50)
|
|
||
|
|
266
|
545
|
88/5/31 (16:59)
|
|
||
|
|
6
|
56
|
87/11/12 (01:42)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
88/4/29 (14:36)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
88/4/29 (14:35)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
88/1/22 (11:32)
|
|
||
|
|
29
|
204
|
87/12/17 (18:43)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/12/11 (18:10)
|
|
||
|
|
10
|
23
|
87/11/18 (12:27)
|
|
||
|
|
7
|
25
|
87/11/12 (11:17)
|
|
||
|
|
3
|
19
|
87/11/12 (01:31)
|
|
||
|
|
27
|
125
|
87/11/12 (01:10)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
87/10/6 (00:45)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
87/9/29 (02:04)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
87/9/6 (19:56)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/8/29 (12:04)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
87/7/16 (17:54)
|
|
||
|
|
23
|
117
|
87/7/10 (16:18)
|
|
||
|
|
1
|
18
|
87/7/10 (14:24)
|
|
دوستان درسته که می دونیم تقلبات وسیعی در انتخابات میشه و بهترین فرد در صورت پیروزی هم با فشارها و تنگناهای فراوانی همراه خواهد بود ، اما باید اصلاح این شیوه را از جایی شروع کرد ، ما شایسته محکومیت و عقب ماندگی و ستم دیدگی را نداریم و کیست نداند که در این راه بهترین شیوه ها این است که نهادهای مردمی و تشکیلات مردم نهاد قوی شکل گیرد تا بتوانیم فردای ایران و ایرانی را متحول کنیم و به سوی افق های روشن آزادی پرواز کنیم.
در این راه انتخابات ریاست جمهوری بسیار تاثیرگذار خواهد بود ، برای ما و فردای ما و میهنمان ، امید است اصلاحات را این بار ادامه دهیم ، اصلاحات تدریجی است و دست یکی دو نفر نیست ، به پشتیبانی همه ما نیاز دارد.
در این بحث اخبار و اظهار نظر ها را راجع به انتخابات ریاست جمهوری خواهیم دید و خواند.
جناب آقای خاتمی وارد صحنه انتخابات شدند و به صورت رسمی در ساعت 19 و پنجاه و هشت دقیقه امروز، 20 بهمن ماه 1387 در کنفرانس مطبوعاتی افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.
من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم
فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید و یا با کلیک بر روی این لینک برنامه مجله شنیداری یاری را دانلود کنید.
نگاه این گروه از روشنفکران تحت تأثیر گفتمانهای آکادمیک است، که کارشان با کنشهای روشنفکری متفاوت است. در حالیکه "عرصه عمومی مجموعهای از عرصههای خصوصی است" (هابرماس)، این عرصه حاصل فضای باز سیاسی محسوب میشود. زیرا "فرد" در آزادی است که به کمال، حقوق و منافع (حتی منافع طبقاتی) و... میرسد. اینها همه متعلق به دوران مدرن و دستاوردهای جامعه شهری است. طبقات اجتماعی، طبقه متوسط و... در ایران ویژگیهای خود را دارند که با ترمهای جامعهشناسی نمیخوانند. در کشوری که اقتصادش نفتی و در نتیجه همه چیزش "رانتی"، و فرهنگش هنوز متاثر از رسوبات قبیلهای است که در خرافات بازتاب مییابد، حتی اگر ظاهر دینی به خود بگیرد.
در حوزه روشنفکری این امر بیانگر تغییر و تحولی از نگاه رمانتیک به "واقعیات حاکم" البته به طور نسبی بوده. چراکه جامعه شهری در ایران هنوز در حدود پنجاه درصد جمعیت را بیشتر شامل نمیشود، اگرچه طبق آمارها "65 تا 70" درصد اعلام میگردد، ولی بخش بزرگی از این به اصطلاح "شهرنشینان" هنوز شهری نشدهاند که نتیجهاش رای به احمدینژاد و آقای کروبی با وعده توزیع "وجه نقد" بود. امری که در دهه بیست هم شاهد آن بودیم، البته با نرخ ارزانتر "دو تومان" که به روز بود.
کار روشنفکران با الهامگیری از دیدگاههای هابرماس - فیلسوف مکتب فرانکفورت - قابل تعریف است، که از ابتدا به "رآلیسم انتقادی" معطوف بود. او محصول شرایطی غیر از ما بود، او چند قرن قبل قرون وسطا را از سر گذراند، درحالیکه ما در آن واماندهایم. او فاشیسم و استالینیسم و مارکسیسم و... را تجربه کرد و محور کارش "اومانیسم" بود، یعنی "انسانگرایی". ولی ما هنوز با تمام تعاریف از انسان در ادبیاتمان، دعوامان بر سر حقوق همین انسان است که بهنام خدا و دین مرتبا نقض میشود تا جاییکه نمیدانیم "به کی شکایت کنیم" (کروبی).
ما هنوز از کلام و شعار و حرکتهای "پوپولیستی" فراتر نرفتهایم. جامعه شهری هنوز خاموش و تماشاچی است. هابرماس در جامعهای توسعهیافته، صنعتی و دموکراتیک زندگی کرده و میکند. در جامعهای که سخن گفتن از "حقوق" متعدد طبقات اجتماعی، اتحادیه، سندیکا و... هزینه ندارد، سروکار او با "انسان خودبنیاد"، طبقات خودمختار، و... است، و در انتخاباتش مطابق قانون هر کس حق دارد "انتخاب کند و انتخاب شود". ولی ما قانونش را به نسبتی با "اما و اگر" داریم، و در عمل همه کس این حق را به هر بهانه ندارد.
در جامعه او احزاب سیاسی قوی و گسترده هستند و به واسطه جابجایی قدرت در هر دوره، حتی یک آفریقایی، بالاترین مقام را بدست می آورد، که در درجه اول تحت فشار "عرصه عمومی" است - که ما نداریم. چراکه در آن جامعه نهادهای مدنی حرف اول را میزنند. اگرچه گاهی منافع و سلطه بر حقوق ترجیح یافته، که آثار نامیمونش را امروز میبینیم.
ما دارای مردمانی هستیم که هنوز از "جماعت" یاCamiunite فراتر نرفتهاند، گرد باورهایی که غالبا هم با خرافات و....همراه هستند. کشوری که جابجایی جمعیت از روستا به شهر در آن هنوز ادامه دارد، هنوز "محفلی - هیاتی" است، و نیاز به فضای باز برای "تنفس" دارد تا "خود" را بسازد. هنوز روشنفکرش از تشکیلات و نظم حزبی میگریزد. و چاره را با بهانههای مختلف واکنشهایی از قبیل "قهر از صندوق "میداند. جامعهای که هنوز قضا و قدری بوده، و - بهخاطر اختناق و خفگی فضاهای گفتمانی - نگاهش به آسمان است. جامعهای که عدالت را فقط در تامین معاش دیده، زندگی را درباری بهر جهتی و "هر کس که دندان دهد نان دهد" میبیند. بیتفاوتی جمعی بهخاطر هزینه دخالت در سیاست، از اهم مشکلات چنین جامعهای است. این در حالی است که انفعال اجتماعی و یاس فلسفی در حوزه روشفکری ضدتوسعه و پیشرفت است، چه روشنفکرانی بدینگونه از حوزه روشنفکری یا Intelactuel خارج شده، و همقطار "inteligencia" محسوب میشوند که "تنها گلیم خویش برون میکشند از آب"، نه آنکه "تلاش کنند غریق را نجات دهد". اینها دو طبقه اجتماعی هستند، هر دو تحصیلکرده، یکی با سکوتش در خدمت قدرت و یکی در خدمت ملت با "آگاهیبخشی"، که این امر نیاز به فضای باز سیاسی دارد. کار روشنفکر هنوز در این مقطع مبارزه برای "آزادی و عدالت وبرابری " باید باشد که تا بهحال بوده است.
راه را گم نکنیم. "طبقات اجتماعی" هنور در کشور ما "رانتی" است. بهجای قانون رابطه حاکم است. و گروههای کوچکی که با "تورم" همهساله به مال و منالی رسیدهاند، یا باندهای تعیینکننده در تقسیم ثروت، سهمیههای صادرات و واردات را در انحصار دارند، به جای آن طبقاتی که غالبا در تولید ثروت دست داشته و خودبنیادند. این طبقات "خودبنیاد" و تولیدگر هستند که در برابر قدرت سیاسی سر بر آورده، ضامن حیات فکری وسیاسی روشنفکر گردیده، و وامدار دولت نیستند. چون در جستجوی "آزادی"اند.
کار روشنفکر در این مقطع بهخاطر عدالت و برابری نقد "قدرت اجرایی" است. اگرچه این روشنفکر فرزند ناخلف طبقات بالاست. عرصه عمومی را کسی ایجاد نمیکند، این عرصه "خودجوش" از بستر جامعه شهری بر میآید که دانشگاهیان و جامعهشناسان آن را تجزیه و تحلیل مینمایند. این طبقه حامی گروههای سیاسی بهخاطر "مشروعیت مردمی" شده و پشتیبان نخبگان جدید است که "آلترناتیو" سازند تا جامعه به توسعه دست یابد و طالب قانونمداری شود بهجای حکومت رابطهها. این طبقه با فعال شدن در حرکتهای اجتماعی، جابجایی قدرت را تسهیل مینماید. با مالیات قدرت سیاسی را توان مدیریت داده، و از او اداره درست جامعه را طلب میکنند. رشد و پویایی این طبقات مستلزم وجود آزادی است و دولت پاسخگو و مسئول که با انتخابات میسر است. عرصه عمومی تنها در صورتی توان اظهار وجود دارد که اجازه تشکل، سندیکا، اتحادیه و....داشته باشد. وقتی این اجازه نبود، شکلگیری طبقه متوسط تعلیق به محال است. در این مرحله کار روشنقکر باز هم سیاسی و در چالشهای اجتماعی برای "آزادی و حقوق" است و مبارزات او جزو حقوق اساسی او، افراد، طبقات و... است، تا بتوان به بتوسعه و آزادی دست یافت.
در چنین شرایطی، هنوز هم خاتمی بهخاطر عملکرد فرهنگی خود بر دیگران مرجح است، چراکه میداند رشد فرهنگی و نجات از عقبماندگی تنها با آزادیهای اجتماعی وسیاسی میسر است. وی بهعلاوه، موسوی را که طرفدار برنامهریزی است همراه خود دارد، که حاصل کارشان در صورت موفقیت میتواند در کشور ما برای اولین بار پیامآور نوعی سوسیال دموکراسی باشد. روشنفکر باید بتواند این "پیام" را دریافت کند، در کشوری نفتی که تازه با یارانه نقدی میخواهند امور را بر وفق مراد کنند.
در هر صورت خاتمی امروز، بهخاطر تجارب گذشتهاش، دیگر خاتمی دیروز نیست. همانطور که مردم امروز ایران و جهان هم چون دیروز نیستند. در سایه دولت وی طبقات اجتماعی، سندیکاها، روزنامهها، و.... باید و میتوانند فعال شوند، و طبقه متوسط میتواند فعال و گسترده گردد. درفضای بسته نمیشود به عرصه عمومی پرداخت، عرصهای که وجود ندارد. امری که ما در این سی ساله بعد از انقلاب و همچنین در دوره قبل از انقلاب شاهد آن بودهایم، انجماد اجتماعی را حاکم کرده بود. اول باید کاری کرد که این یخها با امید آب شود. وای به روزی که روشنفکران نیز به هر بهانه ناامید گردند یا راهحلهایی چون "تحریم" را القا کنند. "آب را گل نکنیم"، که شرایط سخت حساس است.
منبع: روزآنلاین

نظریه پردازان جنبشهای اجتماعی معتقدند که اگرچه دولت در نظامهای غیردموکراتیک (و نه الزاما استبدادی یا توتالیتر) میتواند با استفاده از ابزار قهری اعم از قانونی، شبه قانونی یا غیرقانونی در اختیار خود، حکم به انحلال یا ممانعت از فعالیت احزاب، سندیکاها و گروههای سیاسی و اجتماعی بدهد اما این مسئله نمیتواند به سلب هویت ذاتی و پایگاه اجتماعی یا صنفی خاص این گروهها بینجامد.
نفس شکلگیری و تشکیل جنبشهایی مانند دانشجویی، کارگری، کشاورزی و نظایر آنها در بدنههای اجتماعی در وهله اول به معنای برخورداری آنها از پایگاه طبقاتی و اجتماعی مختص به خود و سپس به معنای در جریان بودن یک جنبش اجتماعی کلان و عظیم در جامعه و در کشاکش با نظم مستقر است.
همچنین تجربه تاریخی ثابت کرده در کشوری مانند ایران که جنبش کلان اصلاحطلبی در آن بهرغم تمام تمایزها و تفاوتهای موجود در جریانات و طیفهای مختلفش، سابقهای بیش از یک قرن دارد، حذف کامل خرده جنبشهای اجتماعی، حتی در صورتیکه حاکمیت از تمام ابزار قهریه خود استفاده کند هم ممکن نیست.
نکتهای که پس از غیرقانونی خوانده شدن طیف علامه دفتر تحکیم وحدت توسط وزارت علوم دولت نهم بسیار جلب توجه مینمود، سکوت نسبی و آزاردهنده احزاب و تشکلهای سیاسی اصلاحطلب در قبال این موضوع بوده که حاکی از فقدان درک صحیحی از "خطر" در مجموعه نیروهای سیاسی اصلاحطلب و دموکراسیخواه ایران است.
تمام احزاب، اتحادیهها، گروهها و جریانات فعال در جامعه مدنی ایران که تحقق دموکراسی، آزادی و رعایت حقوق بشر را هدف غایی و نهایی خود قرار دادهاند، باید دو واقعیت کلیدی را مدنظر خود قرار دهند: "نخست آنکه همه آنها فارغ از تمام اختلافنظرات تاکتیکی و راهبردی، ذیل یک جنبش کلان با اهداف و آرمانهای مشترک تعریف میشوند و به عبارت سادهتر در یک قایق نشستهاند و دیگر آنکه این قایق و سرنشینانش دشمنی مشترک دارند که میداند برای غرق کردن این قایق ابتدا باید تک تک سرنشینانش را به دریا بیندازد و خفه کند."
جریان اقتدارگرای حاکم پس از تجربه ناموفق این مسئله بر روی جنبش زنان و معلمان اینبار به سراغ جنبش دانشجویی و اصلیترین و باهویتترین نماینده آن یعنی دفتر تحکیم وحدت آمده و پس از ناکامی در انحراف افکار عمومی از واقعیتهای موجود توسط علمکردن طیف بیهویت شیراز، اکنون شمشیر را از رو بسته و طیف علامه را غیرقانونی میخواند.
واقعیت این است که ترجمان مهرورزی دولت نهم به عنوان نماینده جریان اقتدارگرای حاکم چیزی جز کینهتوزی و نفرت علیه جریانات سیاسی آزادیطلب و دموکراسیخواه نبوده و این دولت از مفهوم عدالت جز شمشیری برای حذف منتقدان و مخالفانش بهره نمیبرد. دولت مهرورز و اصولگرا در عمل ثابت کرده که به علت تکیه صرف بر تبحری که در فریب افکار عمومی دارد، از هر جریان، رسانه و به طور کلی صدایی که میتواند افکار عمومی را متوجه ترفندهایش کند، میهراسد و چون تحمل شنیدن این صداهای ناهنجار را ندارد، راهی جز حذف و سرکوب را برای مقابله با آنها برنمیگزیند.
در چنین شرایطی است که محافظت از قایق جنبش اصلاحطلبی ایران از خطر غرق شدن راهی جز اتحاد تمام سرنشینان آن در برابر دشمن مشترک ندارد. در زمانی که مسئولان ارشد دولت نهم صراحتا طیف علامه را با نهضت آزادی ایران مقایسه و بر غیرقانونی بودن آنها تاکید میکنند، مشخص میشود که پروژهای برای حذف کلیه جریانات و گروههای منتقد به بهانه غیرقانونی اعلام کردن آنها در جریان است که سکوت هرکدام از احزاب و جریانات سوار بر قایق در قبال آن، غرق شدن قایق و سرنشینانش را به دنبال دارد.
فارغ از اینکه جریانات دانشجویی باهویتی مانند دفتر تحکیم وحدت اساسا مشروعیت خود را از حکومت اخذ نکردهاند که اکنون با خواست آن از دستش بدهند، لزوم موضعگیری صریح، شفاف و قاطع مجموعه نیروهای دموکراسیخواه و اصلاحطلب در برابر پروژه خزنده اقتدارگرایان به شدت احساس میشود. سکوت در برابر چنین پروژهای، نتیجهای جز اعطای جسارت و امکان به دشمن مشترک برای ادامه آن ندارد؛ آنگاه دیگر مشخص نخواهد بود که نوبت بعدی از آن کیست...

امید معماریان
omid@memarian. info
ماشاء الله شمس الواعظین، روزنامه نگار و تحلیلگرسیاسی، در گفت وگو با روز می گوید که با خاتمه عصر بوش، عصر احمدی نژاد هم در سیاست خارجی تمام شده است. به گفته وی، صرف نظر از لحن تند تهران، هم اکنون دیپلمات های برجسته سابق به کار دعوت شده اند که نشان می دهد که مقامات ایرانی خود را برای مذاکره با آمریکا آماده می کنند. این گفت وگو را می خوانید.

باراک اوباما در اولین مصاحبه خود با یک شبکه تلویزیونی در مقام رییس جمهور، با شبکه العربیه مصاحبه و پیام احترام متقابل و تغییر لحن آمریکا را به دنیای اسلام مطرح کرد. این پیام از سوی دنیای اسلام و کشورهای چگونه دریافت شد؟
من معتقدم که پیام به جهان اسلام مثبت بود. جهان اسلام و جهان عرب یک بحران مهم دارد و آن رویارویی اعراب واسراییل است که نحوه برخورد ایالات متحده آمریکا با این بحران را خیلی تعیین کننده می دانند. چون ما بحران دیگری نداریم در جهان اسلام که حدود شصت سال زمان از آن گذشته و این همه تلفات داده باشد و این همه تلاش برای حل وفصل آن بدون موفقیت انجام شده باشد. آقای اوباما اگر چه یک نماینده نسبتا معتدل به نام جورج میچل به منطقه فرستاد ولی نباید یادش برود که وی در آغاز کارش نتوانست نوعی تغییر سیاست را در قبال مساپل جهانی و به خصوص مساله خاورمیانه -واساسی ترینش مساله فلسطین - به نمایش بگذارد وتبدیل به یک میانجی پاکیزه شود.
دلیلش چه بوده است؟
دلیلش را درآمریکا وجود لابی قدرتمند صهیونیست ها می دانم. اوباما حداقل در دوره اول نمی تواند خارج از این شبکه عمل کند. گیرندگان این پیام و حرکت در منطقه خاورمیانه مفهوم دیگری به دست می آورند و اختلاف مفاهیم است که به اصطلاح اینجا تعیین کننده است. مذاکره و بحث، جنگ ذهنیت ها برای تغییر عینیت هاست. اگر ما جنگ ذهنی بکنیم بدون ایجاد تغییر در عینیات بحران، به نتیجه ای نمی رسیم، بلکه دور خودمان می چرخیم. ظاهرا آقای اوباما می خواهد این وضعیت را با شعار تغییر و امید تغییر دهد. آیا این تغییر و امید می تواند تجلی عملی پیدا کند یا در خاورمیانه با مانع اسراییل مواجه خواهد شد؟ الان حتی عربستان سعودی و مصر چندان عجله ای برای ارزیابی گام های اولیه آقای اوباما از خودشان نشان نمی دهند. منتظرند ببینند که تغییری که با حرف های اوباما انتظار می رود صورت عملی به خودش بگیرد. برخی از عرب ها حتی محافظه کارانی که عضو محور اعتدال ومیانه روی هم به شمار می آیند می گویند که باید احتیاط کنیم و در خصوص حرکت های اوباما در خاورمیانه مبالغه نکنیم. همه این احتیاط ها را در خاورمیانه در نظر بگیرید و ضرب در دو بکنید می شود موضع ایران. ایران نگاهش به رفتارهای آمریکا بدبینانه است. ایران علاقه مند است که ایالات متحده نه تنها در مناسباتش با خودش بلکه در مناسباتش با دیگر مناطق جهان یک تغییر ملموسی ایجاد کند تا تهران در صورت انجام مذاکرات احتمالی امیدوار بشود این تغییر شامل او هم خواهد شد.
در خبرها طی روزهای گذشته آمده بود که باراک اوباما در حال تهیه نامه ای است به رهبران ایران که در آن تصریح شده که دولت آمریکا تصمیم به براندازی جمهوری اسلامی ندارد. نامه ای که به نوعی پاسخ به نامه آقای احمدی نژاد به وی هنگام پیروزی در انتخابات آمریکاست...
این تغییر از دید رهبران ایران باید در عمل دیده شود. ایران در دوره جورج بوش خواهان مذاکره با ایالات متحده با آمریکا بر سرمساپل فی مابین شد. اما کاخ سفید در دوران جورج بوش پیش شرط توقف غنی سازی اورانیوم را مطرح کرد و می گفت که با توقف غنی سازی وارد مذاکره خواهند شد. اوباما این پیش شرط را کنار گذاشته است. اما حالا این رهبران ایران هستند که پیش شرط می گذارند. مثلا شنیدیم که احمدی نژاد تغییر رفتار ایالات متحده و عقب نشینی نیروهایش از کشورهای دیگر را خواستارشده است. من این رفتار ایران را کودکانه می بینیم. برای اینکه تهران زمانی اعلام می کرد که بدون پیش شرط آماده مذاکره است. حالا که ایالات متحده آمریکا بدون پیش شرط خواهان مذاکره شده این نشانه موفقیت دیپلماسی ایران است، بنابراین باید آن را بپذیرد نه اینکه دوباره پیش شرط بگذارد. پیش شرط گذاشتن یعنی اینکه ما دوباره به نقطه صفر می رسیم. این رفتار از سوی غلط ماجرا تجلی پیدا می کند. باید ما بتوانیم در سوی درست مسیر گام برداریم نه در سوی غلط وانحرافی آن که تلقی های دیگری صورت بگیرد. سیاست آقای احمدی نژاد سیاست پخته ای برای دوران و عصر اوباما نیست. به همان اندازه که آقای احمدی نژاد و ادبیات رادیکالش برای دوره سخت ورادیکال دوره جورج بوش لازم وضروری بود - صرف نظر از پیامدهای منفی اش از جمله صدور چند قطعنامه علیه ایران از سوی شورای امنیت -برای عصر اوباما وجود آقای احمدی نژاد خطرناک خواهد بود و ما باید در انتخابات آینده به تغییر بازیگر تن بدهیم. باید بتوانیم چهره متناسب با وضعیت نو را وارد صحنه بکنیم تا بتوانیم متناسب با وضعیت جدید عمل کنیم.
آمریکا می گوید مساپل مشخصی با ایران دارد. یکی موضوع هسته ای و دیگری آنچه آمریکایی ها حمایت از تروریسم می نامند. اما مواردی که آقای احمدی نژاد در سخنرانی کرمانشاه خود اعلام کردند – از قبیل عذرخواهی - از مواردی تاریخی بود که با جنس موضوعاتی که آمریکا در مورد ایران مطرح می کند کاملا متفاوت هستند. این تفاوت ناشی از چیست؟
من معتقدم که دو کشور باید بدون پیش شرط وارد مذاکره شوند. آن موقع در مذاکرات همه چیز قابل طرح است. ما در گذشته حتی با ایالات متحده آمریکا وارد توافقات نانوشته ای شدیم که منجر به سقوط دو رژیم در اطراف ایران شد. اما این توافقات نانوشته را بدون گرفتن امتیازات برابر انجام دادیم. اگر چنین چیزی بخواهد استمرار پیدا کند ایران می شود کشوری که آماده دادن امتیازات نانوشته بدون اخذ امتیازات نوشته است. یعنی کشوری شناخته خواهیم شد که از ابتدایی ترین اصول چانه زنی در مذاکره محروم و ناتوان است. ما باید پتانسیل خودمان را در این زمینه تغییر بدهیم. اگر قراراست توافقاتی با ایالات متحده آمریکا بکنیم باید در برابرش امتیازاتی بگیریم که به حوزه منافع ملی ایران سرریز کند نه اینکه از ان خارج شود.
نامه آقای احمدی نژاد به آقای اوباما یک ابتکار عمل به شمار می رفت. چطور آقای احمدی نژاد برای ادامه این روند فرد مناسبی نیست؟
من همیشه معتقدم که لایه های سرسخت یک حکومت مشروعیت بیشتری دارند برای انجام تصمیمات دشوار. مثلا توقف یک جنگ یا عقب نشینی یا مذاکره با ایالات متحده آمریکا. از نظر ساختار متصلب قدرت در ایران شاید دیگر جریان ها نتوانند چنین توانایی ای داشته باشند. اما در این چارچوب چهره احمدی نژاد همراه با چهره جورج بوش دسته بندی می شد. عصر جورج بوش وقتی تمام شد عصر احمدی نژاد هم در سیاست خارجی تمام شده است. ما باید تغییر بازیگر بدهیم تا بتوانیم فراتر از آنچه که انتظار می رود عمل کنیم، تا بتوانیم به نتایج ملموس دست پیدا کنیم. در صورتی که چنین کاری نکنیم ممکن است به نتایجی دست پیدا کنیم اما این نتایج محدود، اندک و احتمالا زود گذر خواهد بود.
مشکل آقای احمدی نژاد برای رسیدن به نتایج ملموس چیست؟
آقای احمدی نژاد چهره ای چالشی است. چهره ای که برای تند دویدن و رادیکال برخورد کردن ساخته شده است. در داخل هم همین طور است. همه زیر ساخت های برنامه ای کشور را منهدم کرده است. همه ساختارهایی که براساس آنها می توان برنامه های بلند مدت تدوین کرد از جمله سازمان برنامه را منهدم کرده است. یک شخص عمل گرای روزانه است. یعنی روزکار است. مثل کارگران موقتی می ماند که روز مزد هستند. استخدام داپمی در چارچوب و ادبیات واستراتژی احمدی نژاد وجود ندارد. لذا ما باید به یک چهره استراتژیک در رابطه با آمریکا و مساپل جهانی بیندیشیم. چهره ای که بتواند وضعیت ثبات را به صحنه سیاسی ایران برگرداند. سه دهه بی ثباتی در روابط خارجی وصحنه بین المللی کافی است. قابل تحمل نیست ادامه چنین وضعیتی. گویی ما توانایی ساخت صلح را از خودمان سلب کرده ایم. فقط بلدیم و کارشناسیم در انهدام و ایجاد چالش وبحران.
این وضعیت اگر بخواهد تغییر کند با احمدی نژاد نمی تواند تغییر کند. همان طور که فعل وانفعالات جامعه ایالات متحده نمی توانست با جورج بوش ادامه پیداکند، فعل وانفعالات جامعه ایران هم تغییر کرده است، اما حکومت پاسخگوی آن نیست وجواب نمی دهد به این تغییرات ومطالبات و مقتضیات. ایالات متحده جواب داد و اوباما به عنوان جواب مطرح شد. در ایران هم چنین تحولی صورت گرفته و حکومت باید به این مطالبات تن بدهد و نماینده این مطالبات را برای مواجهه با سخت ترین و دشوارترین مرحله ای که جمهوری اسلامی طی سه دهه اخیر با آن مواجه است آماده کند؛ که عبارت است از رابطه با ایالات متحده با امریکا و تدوین یک استراتژی منظومه ای منطقه ای که در آن جایگاه ایران محترم شمرده شود و ایران نیز به منافع آمریکا در خاورمیانه توجه کند.
اگر ایران نتواند به تغییر لحن ویا سیاست هایی که از طرف آمریکا به وجود آمده توجه کند واین فرصت را نادیده بگیرد چه پیامدهایی را شاهد خواهد بود؟
ما با وضعیت دشواری مواجه خواهیم شد. یعنی یکی از فرصت های ماقبل آخر است که ما با آن در رابطه با مساپل جهانی مان مواجه هستیم. چرا می گویم ماقبل آخر؟ یعنی ما داریم نزدیک می شویم به فرصت های آخرین خودمان. در اوایل روندهانیستیم. در پایانه هایش به سر می بریم. بنابراین اگر نتوانیم از این فرصت ها استفاده کنیم بحران به صورت تصاعدی به سراغ ما خواهد آمد. ما درست است که عادت کردیم به مدیریت بحران اما اگر این فرصت از بین برود مدیریت مهار بحران توانایی خارج کردن ایران را از گردونه های دشوار نخواهد داشت. لذا به دشواری من می توانم وضعیت آینده ایران را پیش بینی کنم اگر کشور نتواند از این فرصت استفاده کند. برای اینکه اوباما از یک وضعیت مثبتی در میان افکار عمومی بین المللی برخوردار است و مشروعیتش افزایش پیدا خواهد کرد در آینده و بنابراین راه نرفته را می رود و به هر تصمیمی که دست پیدا کند ممکن است که اقبال بین المللی به رویش باز شود. آن وقت وضعیت ما به همان نسبت نگران کننده می شود.
در طی هفته های گذشته عکس هایی از تهران مخابره شد مبنی بر آتش زدن عکس های باراک اوباما. یا مثلا سردبیر یکی از روزنامه های تندرو گفته که شیطان بزرگ همان شیطان بزرگ است که در چهره ای دیگر این بار ظاهر شده. این واکنش ها را در مجموعه تصمیم گیری که قراراست در خصوص آینده روابط ایران وامریکا صورت بگیرند چگونه ارزیابی می کنید؟
من اینها را رقم مهمی در معادلات موجود نمی دانم. بسیاری جاها در جهان عرب هم به اوبلاما در رابطه با سکوتش در خصوص غزه حمله شده است. اصل تیمی است که می خواهد برای مذاکره و حل وفصل بحران ها اقدام کند. این تعیین کننده است. علاپم و نشانه هایش آغاز شده است. ایران در حالی که ادبیات رادیکالش را حفظ کرده ولی از آن سوی خودش را آماده می کند برای یک تیم مذاکره کننده قوی. در حال حاضر از دیپلمات های سابق دعوت به کار شده و دارند جمع می شوند وخود را اماده می کنند. بنابراین فعل ایران مهم است نه بیانش.

به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی وی در جمع اقشار مختلف مردم قم اظهار داشت:«ضمن شاد باش دهه فجر انقلاب اسلامی که امروز روز اول آن است، سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی را تبریک عرض می نمایم و بسیار خوشحالم که در جمع مردم عزیز و سرافراز قم که کانون تحول و انقلاب بزرگ اسلامی ایران است، حضور دارم.»
وی با اشاره به انیکه آنچنان در مورد ریشه «قم» تحلیل و بررسی نکرده است، افزود:« به نظر می رسد که قم و قیام از یک ریشه اند. یعنی قم از ریشه قیام، ایستادن و ایستادگی است. البته قم در طول تاریخ جایگاه مهمی به خصوص برای تشیع داشته است. شخصیت های برجسته و مورد اعتماد امامان معصوم(ع)و نیز دارای نقش در اندیشه، فرهنگ، احساس دینی و شیعی قم فراوان بوده اند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه سخنان خود در باب فضایل و خصوصیات قم، ادامه داد:«با متبرک شدن این سرزمین به وجود مبارک کریمه اهل بیت حضرت معصومه(ص) که از برجستگان و شخصیتهای معنوی، علمی وفکری تشیع و مورد علاقه و احترام حضرت امام رضا (ص) بوده وتقدیر الهی این بود که ایشان در قم توقف کنند و در جوانی رحلت کنند .قم دارای ارزش و مقام والاتری شد و مرقد پاک ایشان در قم سبب توجه سراسر دنیای اسلام به این خطه گردید.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«حدود 70 سال پیش که با همت انسان بزرگ چون آیت الله حائری و یاری بزرگوارنی، حوزه علمیه قم تشکیل شد و توانست کانون اندیشه و آرمان اسلامی و تشیع و پرورنده افرادی شود که بتوانند تأثیر گذار در سرنوشت کل ایران و تاریخ اسلام و تشیع باشند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:«اگر نسبتی میان قم و قیام باشد ایستادگی و نهضت قم وقمی ها در دوران ما تحقق یافته است چون قم در آغاز نهضت اسلامی و در پیروزی رسیدن آن نقش مهم و ممتازی داشته است و کانون قیام و بیداری بوده است.»
به عقیده سید محمد خاتمی، قم با آن جایگاه معنوی که دارد متاسفانه به لحاظ مادی و پیشرفت به آنچه شایسته آن است نیافته و خواست قلبی مردم تحقق پیدا نکرده است.
رئیس بنیاد باران در ادامه با اشاره به انقلاب اسلامی و حاصل آن اظهار داشت:«امام خمینی(ره)از میان همه گزینه هایی که برای نظام ما متصور بود "جمهوری اسلامی" را برگزیدند و این از دست آوردهای بزرگ انقلاب است؛ بنابراین کسی که از جمهوری اسلامی به عنوان حاصل کار نهضت بزرگ اسلامی دفاع می کند، در واقع از امام و آرمانهای انقلاب و شهدا دفاع می کند و هر کس جز این بگوید، خطا می کند و راه اشتباه می رود.»
وی، جمهوری را حاکم و مسلط شدن مردم بر سرنوشت خود تعریف کرد و گفت:«البته در آن باید معیارهای اسلامی نیز حاکم شود. از جمله حاکمیت اخلاق بر رفتاروشخصیت انسانها به خصوص جاکمان است واینکه دروغ و فریب و ظاهر سازی که موجب پدید آمدن فرهنگ دو گانه یکی رسمی و دیگر غیر رسمی در جامعه می شود رخت بربندد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«وجه فارق جمهوری اسلامی با دنیا این نیست که ما فقط عنوان اسلام را داشته باشیم، بلکه باید اسلام را به معنی واقعی آن همان گونه که مورد نظر امام و مردم بودطرح کنیم؛اسلامی که بتواند در مقابل راه حل های دیگری که برای زندگی در امروز وجود دارد راه حل برتر را ارائه دهد و نیز اثبات کنیم که در نظام مورد نظر ما حقوق و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و آزادی و لوازم مورد توجه و احترام است. »
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«انتقاد از قدرت و حکومت نباید هزینه داشته باشد. اگر ما فریاد می کشیم از جمهوری اسلامی، از آزادی، از پیشرفت مردم در جامعه دفاع می کنیم برای این است که جمهوری حاصل انقلاب است و این نظام وجامعه باید به گونه ای محقق شود که الگوی برتر باشد.»
رئیس بنیاد باران همچنین گفت:«نمی شود یک جامعه فقیر، عقب افتاده و محتاج به اینکه دیگران به او کمک کنند داشته باشیم و توهمات در آن حاکم باشد بعد بگوییم جمهوری اسلامی داریم.»
وی، لازمه تحقق جمهوری اسلامی را علاوه بر ایمان؛علم، اندیشه، کارشناسی و نیز تلاش برای پیشرفت، بالا بردن حیثیت و حرمت ملت ایران در عرصه جهانی عنوان کرد و افزود:«اینهاست که جمهوری اسلامی را محقق می کند. معتقدیم می شد در این مسیرها راههای بهتری طی و انجام شود و به هر دلیل معتقدیم آن طور که باید و شاید این کار انجام نشده است. همه ما در برابر خدا، روح امام و خون شهیدان مسوولیم که نسبت به اسلام، پیشرفت امور، دفع تهدیدها و خطرها از ایران و زمینه سازی برای رشد و توسعه کشور و رواج و بسط ارزشهای اسلامی و به خصوص اخلاق اسلامی تلاش کنیم.»
خاتمی با تاکید مجدد بر اینکه «احساس می کنم که آمدن ما هزینه و مشکلاتی را به همراه دارد»، اظهار داشت:« در موقعیت کنونی بنده معتقدم این وضع موجود حتما باید بهبود یابد. با احترامی که به همه مسوولان و دست اندرکاران می گذارم و به آنها خسته نباشید می گویم که زحمت می کشند، ولی معتقدم ارزش کشور، انقلاب و ملت ایران خیلی بالاتر از این ملاحظات است؛ می شد و می شود بهتر از این به کشور خدمت کرد تامشکلات جامعه کمتر شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«به همین دلیل بنده عرض کردم در حد توان در عرصه هستم؛ انتخابات مسئله مهمی است. به نظرم آمد باید در عین حال که تلاش کنیم خدمتی به کشور شود، اوضاع تغیر یابد و روال صحیح تر شود، باید کمترین هزینه و فشار متوجه مردم باشدولی همان گونه پیشتر هم گفته ام اگر امید های ایجاد شود و به جای برآوردن آنها هزینه های مردم افزایش یابد، این برای مردم خوشایند نیست .»
وی در خصوص حضور خود در انتخابات توضیح داد:«من در مجموع بحث هایی که کرده ام به نظرم آمد و هنوز هم نظرم این است که آقای مهندس موسوی در عرصه بیایند. چون احساس می کردم ایشان هم احساس خطر کرده اند و برای ورود به عرصه آمادگی دارند.»
خاتمی افزود:«مهندس موسوی در زمان دفاع مقدس معتقد بود اگر جنگ و فداکاری مردم وجود دارد ؛حداقل فشار زندگی بر مردم کمتر باشد. البته باز هم فشار وجود داشت. با امکانات اندکی که بود توزیع نسبتاً عادلانه ای میان اقشار مردم صورت پذیرفت که همه دسترسی داشته باشند. در آن دوره درآمد ارزی بسیار کمی داشتیم که نیمی از آن صرف جنگ می بایست بشود، زیرا مردم و جوانان جان و سرمایه خود را می دادند و دولت هم می بایست حداقلها را فراهم آورد. نیم دیگر این درآمد نیز صرف گرداندن مملکت می شد و سیاست بر این بود که مردم لااقل فشار زندگی را کمتر تحمل کنند؛در عین حال احترام به فکر جمعی و تلاش برای ساختن کشور در حد توان نیز مورد غفلت نبود. »
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«به نظرم آمد، مهندس موسوی در موقعیت کنونی مناسب است. الان هم به این گفته خود اصرار می ورزم.قبل از دیدار شما با ایشان دیدار داشتم و معتقدم مناسب تر بود تا ایشان در عرصه بود. البته این به معنای عدم شایستگی بقیه نیروها یا ارزش کمتر آنها نبوده و نیست.»
وی ادامه داد:«بنده در این ملاقات احساس کردم متأسفانه جناب مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و معتقدم طولانی شدن این مسئله به نفع هیچ کس نیست و یک نوع ناراحتی، نگرانی و دلهره در جامعه ایجاد می شود. نمی خواهم بگویم که جامعه به صورت همه جانبه بنده یا مهندس موسوی را می خواهد. ولی بخش قابل توجهی از جامعه از ما توقع دارند و این توقع هر چه زود تر باید بر آورده و جواب داده شود.»
خاتمی تاکید کرد:«معتقد هستم برای مشخص شدن قضیه و پاسخ به انتظارات دیر هم شده است.الان هم ترجیح من این است که جناب مهندس موسوی تصمیم بگیرد و به صورت قاطعانه اعلام کند می آید.دلایل تردید یا امتناع مهندس موسوی برای من قابل فهم است ولی بنده بسیاری از آن دلایل را قبول ندارم.»
رئیس بنیاد باران در ادامه اظهار داشت:«با توجه به اینکه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و در این زمینه تأملاتی دارد، اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده ام و می دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «بنده فرد کوچکی هستم وافتخار می کنم که در میان ملت بزرگوار و سر افراز ایران زندگی کرده ام و همواره دلم برای انقلاب تپیده است»، گفت:«هیچ گاه طالب پست و مقامی نبودهام و هیچ رغبتی برای این مسئله نداشته و ندارم ولی هر جا نیاز بوده است در خدمت مردم وکشور بوده ام.»
سید محمد خاتمی سپس اظهار داشت:«الان هم که اعلام می کنم آمادگی این را دارم که در خدمت ملت ایران باشم؛ به هیچ وجه نگاه من به مقام و منصب نبوده است، بنده یک ذره آبرویی که دارم که خداوند به من داده است و آن هم از ملت بزرگوار است در برابر این اصرار از سوی بخش های مختلف جامعه برای آمدن من، آیا هیچ توجیهی دارم که آبرویم را مصرف نکنم؟»
وی خاطرنشان کرد:«خدایا تو خود شاهدی اندک سرمایه ای که مال من است، متعلق به ملت ایران است، در طبق اخلاص می گذارم و بقیه اش را به تو واگذار می کنم. البته از خداوند می خواهم مهندس موسوی در کارش تجدید نظر کند چون بیش از این نمی توان مردم را معطل نگه داشت.»

به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از روابط عمومی دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیّد محمّد خاتمی وی در جمع اقشار مختلف مردم قم اظهار داشت:«ضمن شاد باش دهه فجر انقلاب اسلامی که امروز روز اول آن است، سی امین سال پیروزی انقلاب اسلامی را تبریک عرض می نمایم و بسیار خوشحالم که در جمع مردم عزیز و سرافراز قم که کانون تحول و انقلاب بزرگ اسلامی ایران است، حضور دارم.»
وی با اشاره به انیکه آنچنان در مورد ریشه «قم» تحلیل و بررسی نکرده است، افزود:« به نظر می رسد که قم و قیام از یک ریشه اند. یعنی قم از ریشه قیام، ایستادن و ایستادگی است. البته قم در طول تاریخ جایگاه مهمی به خصوص برای تشیع داشته است. شخصیت های برجسته و مورد اعتماد امامان معصوم(ع)و نیز دارای نقش در اندیشه، فرهنگ، احساس دینی و شیعی قم فراوان بوده اند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان در ادامه سخنان خود در باب فضایل و خصوصیات قم، ادامه داد:«با متبرک شدن این سرزمین به وجود مبارک کریمه اهل بیت حضرت معصومه(ص) که از برجستگان و شخصیتهای معنوی، علمی وفکری تشیع و مورد علاقه و احترام حضرت امام رضا (ص) بوده وتقدیر الهی این بود که ایشان در قم توقف کنند و در جوانی رحلت کنند .قم دارای ارزش و مقام والاتری شد و مرقد پاک ایشان در قم سبب توجه سراسر دنیای اسلام به این خطه گردید.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«حدود 70 سال پیش که با همت انسان بزرگ چون آیت الله حائری و یاری بزرگوارنی، حوزه علمیه قم تشکیل شد و توانست کانون اندیشه و آرمان اسلامی و تشیع و پرورنده افرادی شود که بتوانند تأثیر گذار در سرنوشت کل ایران و تاریخ اسلام و تشیع باشند.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:«اگر نسبتی میان قم و قیام باشد ایستادگی و نهضت قم وقمی ها در دوران ما تحقق یافته است چون قم در آغاز نهضت اسلامی و در پیروزی رسیدن آن نقش مهم و ممتازی داشته است و کانون قیام و بیداری بوده است.»
به عقیده سید محمد خاتمی، قم با آن جایگاه معنوی که دارد متاسفانه به لحاظ مادی و پیشرفت به آنچه شایسته آن است نیافته و خواست قلبی مردم تحقق پیدا نکرده است.
رئیس بنیاد باران در ادامه با اشاره به انقلاب اسلامی و حاصل آن اظهار داشت:«امام خمینی(ره)از میان همه گزینه هایی که برای نظام ما متصور بود "جمهوری اسلامی" را برگزیدند و این از دست آوردهای بزرگ انقلاب است؛ بنابراین کسی که از جمهوری اسلامی به عنوان حاصل کار نهضت بزرگ اسلامی دفاع می کند، در واقع از امام و آرمانهای انقلاب و شهدا دفاع می کند و هر کس جز این بگوید، خطا می کند و راه اشتباه می رود.»
وی، جمهوری را حاکم و مسلط شدن مردم بر سرنوشت خود تعریف کرد و گفت:«البته در آن باید معیارهای اسلامی نیز حاکم شود. از جمله حاکمیت اخلاق بر رفتاروشخصیت انسانها به خصوص جاکمان است واینکه دروغ و فریب و ظاهر سازی که موجب پدید آمدن فرهنگ دو گانه یکی رسمی و دیگر غیر رسمی در جامعه می شود رخت بربندد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت:«وجه فارق جمهوری اسلامی با دنیا این نیست که ما فقط عنوان اسلام را داشته باشیم، بلکه باید اسلام را به معنی واقعی آن همان گونه که مورد نظر امام و مردم بودطرح کنیم؛اسلامی که بتواند در مقابل راه حل های دیگری که برای زندگی در امروز وجود دارد راه حل برتر را ارائه دهد و نیز اثبات کنیم که در نظام مورد نظر ما حقوق و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و آزادی و لوازم مورد توجه و احترام است. »
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«انتقاد از قدرت و حکومت نباید هزینه داشته باشد. اگر ما فریاد می کشیم از جمهوری اسلامی، از آزادی، از پیشرفت مردم در جامعه دفاع می کنیم برای این است که جمهوری حاصل انقلاب است و این نظام وجامعه باید به گونه ای محقق شود که الگوی برتر باشد.»
رئیس بنیاد باران همچنین گفت:«نمی شود یک جامعه فقیر، عقب افتاده و محتاج به اینکه دیگران به او کمک کنند داشته باشیم و توهمات در آن حاکم باشد بعد بگوییم جمهوری اسلامی داریم.»
وی، لازمه تحقق جمهوری اسلامی را علاوه بر ایمان؛علم، اندیشه، کارشناسی و نیز تلاش برای پیشرفت، بالا بردن حیثیت و حرمت ملت ایران در عرصه جهانی عنوان کرد و افزود:«اینهاست که جمهوری اسلامی را محقق می کند. معتقدیم می شد در این مسیرها راههای بهتری طی و انجام شود و به هر دلیل معتقدیم آن طور که باید و شاید این کار انجام نشده است. همه ما در برابر خدا، روح امام و خون شهیدان مسوولیم که نسبت به اسلام، پیشرفت امور، دفع تهدیدها و خطرها از ایران و زمینه سازی برای رشد و توسعه کشور و رواج و بسط ارزشهای اسلامی و به خصوص اخلاق اسلامی تلاش کنیم.»
خاتمی با تاکید مجدد بر اینکه «احساس می کنم که آمدن ما هزینه و مشکلاتی را به همراه دارد»، اظهار داشت:« در موقعیت کنونی بنده معتقدم این وضع موجود حتما باید بهبود یابد. با احترامی که به همه مسوولان و دست اندرکاران می گذارم و به آنها خسته نباشید می گویم که زحمت می کشند، ولی معتقدم ارزش کشور، انقلاب و ملت ایران خیلی بالاتر از این ملاحظات است؛ می شد و می شود بهتر از این به کشور خدمت کرد تامشکلات جامعه کمتر شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«به همین دلیل بنده عرض کردم در حد توان در عرصه هستم؛ انتخابات مسئله مهمی است. به نظرم آمد باید در عین حال که تلاش کنیم خدمتی به کشور شود، اوضاع تغیر یابد و روال صحیح تر شود، باید کمترین هزینه و فشار متوجه مردم باشدولی همان گونه پیشتر هم گفته ام اگر امید های ایجاد شود و به جای برآوردن آنها هزینه های مردم افزایش یابد، این برای مردم خوشایند نیست .»
وی در خصوص حضور خود در انتخابات توضیح داد:«من در مجموع بحث هایی که کرده ام به نظرم آمد و هنوز هم نظرم این است که آقای مهندس موسوی در عرصه بیایند. چون احساس می کردم ایشان هم احساس خطر کرده اند و برای ورود به عرصه آمادگی دارند.»
خاتمی افزود:«مهندس موسوی در زمان دفاع مقدس معتقد بود اگر جنگ و فداکاری مردم وجود دارد ؛حداقل فشار زندگی بر مردم کمتر باشد. البته باز هم فشار وجود داشت. با امکانات اندکی که بود توزیع نسبتاً عادلانه ای میان اقشار مردم صورت پذیرفت که همه دسترسی داشته باشند. در آن دوره درآمد ارزی بسیار کمی داشتیم که نیمی از آن صرف جنگ می بایست بشود، زیرا مردم و جوانان جان و سرمایه خود را می دادند و دولت هم می بایست حداقلها را فراهم آورد. نیم دیگر این درآمد نیز صرف گرداندن مملکت می شد و سیاست بر این بود که مردم لااقل فشار زندگی را کمتر تحمل کنند؛در عین حال احترام به فکر جمعی و تلاش برای ساختن کشور در حد توان نیز مورد غفلت نبود. »
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«به نظرم آمد، مهندس موسوی در موقعیت کنونی مناسب است. الان هم به این گفته خود اصرار می ورزم.قبل از دیدار شما با ایشان دیدار داشتم و معتقدم مناسب تر بود تا ایشان در عرصه بود. البته این به معنای عدم شایستگی بقیه نیروها یا ارزش کمتر آنها نبوده و نیست.»
وی ادامه داد:«بنده در این ملاقات احساس کردم متأسفانه جناب مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و معتقدم طولانی شدن این مسئله به نفع هیچ کس نیست و یک نوع ناراحتی، نگرانی و دلهره در جامعه ایجاد می شود. نمی خواهم بگویم که جامعه به صورت همه جانبه بنده یا مهندس موسوی را می خواهد. ولی بخش قابل توجهی از جامعه از ما توقع دارند و این توقع هر چه زود تر باید بر آورده و جواب داده شود.»
خاتمی تاکید کرد:«معتقد هستم برای مشخص شدن قضیه و پاسخ به انتظارات دیر هم شده است.الان هم ترجیح من این است که جناب مهندس موسوی تصمیم بگیرد و به صورت قاطعانه اعلام کند می آید.دلایل تردید یا امتناع مهندس موسوی برای من قابل فهم است ولی بنده بسیاری از آن دلایل را قبول ندارم.»
رئیس بنیاد باران در ادامه اظهار داشت:«با توجه به اینکه مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیده اند و در این زمینه تأملاتی دارد، اگر مهندس موسوی به هر دلیلی نیاید من با اینکه مشکلات این راه را رصد کرده ام و می دانم؛ باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «بنده فرد کوچکی هستم وافتخار می کنم که در میان ملت بزرگوار و سر افراز ایران زندگی کرده ام و همواره دلم برای انقلاب تپیده است»، گفت:«هیچ گاه طالب پست و مقامی نبودهام و هیچ رغبتی برای این مسئله نداشته و ندارم ولی هر جا نیاز بوده است در خدمت مردم وکشور بوده ام.»
سید محمد خاتمی سپس اظهار داشت:«الان هم که اعلام می کنم آمادگی این را دارم که در خدمت ملت ایران باشم؛ به هیچ وجه نگاه من به مقام و منصب نبوده است، بنده یک ذره آبرویی که دارم که خداوند به من داده است و آن هم از ملت بزرگوار است در برابر این اصرار از سوی بخش های مختلف جامعه برای آمدن من، آیا هیچ توجیهی دارم که آبرویم را مصرف نکنم؟»
وی خاطرنشان کرد:«خدایا تو خود شاهدی اندک سرمایه ای که مال من است، متعلق به ملت ایران است، در طبق اخلاص می گذارم و بقیه اش را به تو واگذار می کنم. البته از خداوند می خواهم مهندس موسوی در کارش تجدید نظر کند چون بیش از این نمی توان مردم را معطل نگه داشت.»
متن کامل این نامه بدین شرح است:
باسمه تعالی
حضرت حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای سیدمحمد خاتمی
با سلام و احترام و آرزوی سلامت و سعادت
امضاکنندگان این نامه جمعی از فعالان دانشجویی هستند که بر مبنای دغدغههایی مشترک یکدیگر را یافته و به خاطر ایران و ایرانیان و اسلام، از ابتدای مهرماه سال جاری در جهت ایجاد مقدمات راهاندازی ستاد دانشجویی خاتمی گرد هم آمده و با ترتیب دهها جلسه به پیگیری مسائل مربوط به دانشگاه و دانشجو پرداختهاند. جمع مذکور بر آمده از گرایشهای مختلف موجود در فضای دانشجویی کشور و در برگیرنده نمایندگان دانشجویی احزاب اصلاحطلب حامی خاتمی بوده است. در پنج ماه گذشته، این جمع بر رایزنی با جریانات مختلف موجود و مؤثر در دانشگاه و فعّالسازی هر چه بیشتر دانشگاه و دانشجویان در حمایت از خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده همت کرده و شناسایی و دستهبندی مطالبات دانشجویی را نیز در دستور کار خود قرار داده است.
این مجموعه جهت استفاده از توانمندیهای نهفته در دانشگاه، کوشیده به صورت تشکیلاتی منظم و البته بدون هیاهو سامان یابد و در این راستا بخشها و ارکان مختلفی طراحی و پیشبینی شده است. همچنین این جمع، از نخستین روزهای تشکیل، تدوین برنامهای پیشنهادی در مورد دانشگاه و دانشجو جهت ارائه به سیدمحمد خاتمی را مورد توجه قرار داد و خوشبختانه خطوط کلی این برنامه تدوین شده است.
امروز پس از گذشت 5 ماه از آغاز به کار این جمع و در حالی که نزدیک به 4 ماه به انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، به نظر میرسد سیدمحمد خاتمی توان بیشتری در ایجاد انگیزه کافی در دانشجویان و فعالسازی آنها برای پیگیری مطالبات اصلاحطلبانه در فضای فعلی دانشگاههای کشور را خواهد داشت. خاتمی به لحاظ گفتمانی بیشترین نزدیکی را به گفتمان حاکم بر فضای دانشجویی دارد و از سوی دیگر با توجه به اقدامات صورت گرفته در چند ماه گذشته تنها برای جنابعالی میتوان به ایجاد ستاد دانشجویی فعال، قوی و فراگیر امیدوار بود.
جناب آقای خاتمی
شما، خود، آگاهید که در این سالهای سخت و رقتبار آنچنان فشارها بر کشورمان افزایش یافته است که گروهها و اقشار مختلف برسازنده جامعه ایرانی ضرورت یک تحول اساسی و بازگشت به دوران عزتمند و رو به رشد اصلاحات را با تمام وجود حس کردهاند. فشار مضاعف بر فعالان مدنی و سیاسی و مطبوعاتی و نقض مکرر و پردامنهی حقوق شهروندی و سختگیریها و فشارهای پی در پی به اقوام و اقلیتهای قومی و مذهبی، همه و همه نشان از تندخویی و نرمشناپذیری حکمرانان دولت نهم و همداستانانشان در قوای دیگر دارد. بیتدبیریها و بیتوجهیها به نظرات علمی و کارشناسانه در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تبعات جبرانناپذیر و شکنندهای داشته و هزینههای زیادی را بر دوش ملت ایران و علیالخصوص اقشار متوسط و ضعیف جامعه بار نموده است. در حوزهی سیاست خارجی نیز به جای ادامهی روند تنشزدایی با سبکسریها و ادبیات دشمنسازانه دولتمردان نهتنها ملت ایران به حقوق حقهی خود نرسید، بلکه فشارهای سیاسی و تحریمهای اقتصادی باعث پایمال شدن هر چه بیشتر حقوق ملت شد و عزت و خوشنامی تاریخی ایرانیان که در دوران اصلاحات شکوهی دوباره یافته بود، رو به افول نهاد. بر اهل نظر پوشیده نیست که برخی از زوایای پنهان آنچه در این سالها بر ایران و ایرانی رفت، اگر نه امروز، اما در سالهایی نهچندان دور واضح خواهد شد.
در این میان وضعیت دانشگاه و دانشگاهیان دردناکتر است. اخراج و بازنشستگی استادان و احضارهای مکرر فعالان دانشجویی به کمیتههای انضباطی و تعلیق و توقیف تشکلها و نشریات دانشجویی مستقل و منتقد دولت و پادگانی کردن فضای دانشگاهها و میدان دادن و پشتیبانی کردن از تشکلهای بیهویت و دولتساخته، تنها گوشهای از مصایب دانشگاهیان بوده است. در چنین شرایط نابسامان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی زمزمه حضور مجدد شما در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده باعث امیدواری و شور و نشاط مجدد در میان هواخواهان اصلاحات و قاطبهی مردم ایران گردید. چهرهی میانهرو و فرهنگی و اهل تساهل و مدارایتان از شما شخصیتی محبوب در عرصهی داخلی و مؤثر و کارآمد در عرصهی بینالمللی ساخته است. با توجه به خصوصیات یاد شده و فضای فعلی کشور به نظر میرسد حضور شما در رقابتهای ریاست جمهوری با استقبال گسترده اقشار مختلف مردم مواجه شود. این امر، به وضوح در جمع دانشگاهیان و فعالان دانشجویی دیده میشود. استقبال بینظیر از سخنرانیهای شما در دانشگاه و همچنین در سفرهای شما به استانهای مختلف کشور گواهی بر این مدعاست. از سوی دیگر به راه افتادن اشکال مختلف دعوت از شما برای حضور مجدد در فضای انتخابات، خود نشانگر از اشتیاق بیحد و حصر قاطبهی اقشار مردم برای حضور دوبارهی شما در کرسی ریاست جمهوری دارد. امری که با تردید های جدی و سؤالات بنیادین، از سوی شما تا امروز بیپاسخ مانده است. دغدغههایی که از یک سو ناشی از سنگاندازیهای اقتدارگرایان نگران است و از سوی دیگر ریشه در دلنگرانی از مشکلات عدیدهی اقتصادی و سیاسی ناشی از عملکرد ضعیف حکمرانان فعلی دارد.
چنان که خودتان گفتهاید: «بر روی ما حساسیت وجود دارد و باید کسی بیاید که بر روی وی حساسیت نباشد.» حال با این وصف، پرسش اساسی این است که کار مملکتداران در عبور از رأی مردم و مبنا بودن «میزان رأی ملّت است» به کجا رسیده است که بر روی حضور شما با آن سابقهی روشن حساسیت وجود دارد؟! اساساً چه کسانی و در راستای منفعت چه جریانی در شیپور مخالفت با منادی آزادی و عدالت و پیشرفت میدمند؟! چرا پس از سی سال جمهوری اسلامی، هنوز در ابتدای راهیم و کار را به جایی رساندهاند که دغدغه رویارویی با مقاومت حاکمان در برابر خواست مردم، در اولویت سیاستمداران آزادیخواه است؟ به راستی چرا خاتمی می گوید: «مردم باید مطمئن باشند، دست خاصی پشت فرد یا جریان خاصی نیست»؟ بسترساز عدم اطمینان مردم چیست؟
اقتدارگرایانِ معاند قانون اساسی به دنبال احیای حکومت سلطانی از طریق تحمیل اراده فردی بر حقوق شهروندی و رأی مردم هستند؛ که اگر چنین نبود مخل فرایند تاریخی مردمسالاری در ایران نمیشدند. ما نسبت به آینده سخت بیمناکیم! بیمناک آنیم که باز هم در جا زنیم در مطالبهی صدرنشینی مردم؛ که اگر چنین نبود پس از یک صد و اندی سال، حرف آغازین روز آزادی خواهیمان، سخن امروزمان نبود. هنوز هم آزادی میخواهیم و قانون. عدالت میخواهیم و پیشرفت.
جناب آقای خاتمی
امروز هواخواهان اصلاحات دموکراتیک و قانونی و در رأس آن، شخص جنابعالی تنها به دنبال آزادی و عدالت و پیشرفت و رهایی از رنج تاریخی توسعهنیافتگی هستند. توسعهای که منادی عدالت اجتماعی و با دموکراسی عجین باشد و رنگ و بویی از ارزشهای فرهنگی و دینی مردمان این مرز و بوم داشته باشد. باید تأسف خورد به حال حکمرانانی که تاب و تحمل پذیرش شخصیتی میانهرو و خوشسابقه چون شما را نیز ندارند و در خلوت و جلوت شما را به تیر خشم و تهدید خود مینوازند و یا حوالت بر عبور از فیلتر شورای نگهبان میدهند! یا از دگر سو، سخن از عدم همراهی و حتی مقابلهجویی سایر ارکان نظام با شما میگویند! این چنین است که بر تردیدهای شما میافزایند که اگر بیایید و بر سنگاندازیها و مقابلهجوییها نتوانید فایق آیید، تنها هزینه ملت را زیاد کردهاید ...
ما از شما میخواهیم که برای فردا بیایید. تردیدها و مخاطرات را نه چندان بزرگ باید شمرد که بدل به یأس و نومیدی شود و نه چندان کوچک و ناچیز شمرد که موجب خسران و بیتدبیری شود. حضور مجدد و باصلابت شما و اقبال مردمی به شما، مانع رأیهای غیبی!!! خواهد شد. به نظر ما، در شرایط فعلی، تنها حضور شماست که میتواند بار دیگر دانشگاه را به عنوان بزرگترین حامی و پایگاه جنبش اصلاحات، به حرکت وا دارد. شما خود بهتر میدانید که نسبت به سایر کاندیداهای بالقوه اصلاحطلب از جایگاهی ویژه و منحصر به فرد برخوردارید. خاتمی، تبلیغات نمیخواهد! ستاد شما قلبهای میلیونها ایرانی در داخل و خارج از کشور عزیزمان است. شما، با برنامه بیایید و بر همان برنامهها پافشاری کنید، هر چند این برنامه تمام آنچه ما میخواهیم نباشد! روزگار، طی این سالها به ما دانشجویان آموخته است که رسیدن به خواستهای تاریخی و تحقق مطالبات، محتاج صبوری است. ما امکانات و مقدورات شما را می فهمیم. فرق سره از ناسره را نیز میدانیم. خلاصه این که «ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم» و در فراز و نشیب این حوادث با شما و در کنار شماییم.
«و من ا... التوفیق»
11/11/87
امضاء کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
1. صابر ابطحی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر تهران)
2. رضا احمدی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)
3. مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)
4. عماد بهاور (عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و رئیس شاخه جوانان نهضت آزادی ایران)
5. علی پور خیری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی)
6. آرمان حقیقی (فعال دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی)
7. بابک حیدری (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران)
8. حامد خوانساری (فعال دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی)
9. محمدرضا جلائیپور (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و لندن، دبیر سابق ارتباطات اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا)
10. حسن رحمانی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)
11. مهدی شیرزاد (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران)
12. داود دشتبانی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
13. رضا شریفی (نایبرییس شاخه دانشجویی جبههی مشارکت ایران اسلامی)
14. وحید عابدینی (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
15. میثم عباسی (مسئول کمیته دانشجویی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران)
16. علیرضا قجری (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیتمدرس)
17. سارا نادری (عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
18. حسین نقاشی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی)
19. علی وفقی (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق دفتر تحکیم وحدت)

معاون رئیس دولت اصلاحات گفت:«با توجه به ملاقات امروز آقایان خاتمی و موسوی، احتمال اعلام کاندیداتوری آقای خاتمی منتفی نیست.»
محمدعلی ابطحی در گفتگو با ایلنا، با اشاره به جلسه صبح امروز آقای خاتمی با مهندس میر حسین موسوی اظهار داشت:«اطلاعات من حاکی از آن است که پس از این ملاقات احتمال كاندیداتوری خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دهم منتفی نیست.»
وی افزود:«احتمال اینکه آقای خاتمی به زودی نظر رسمی خود را مبنی بر کاندیداتوری اعلام کند، وجود دارد.»
دوستان درسته که می دونیم تقلبات وسیعی در انتخابات میشه و بهترین فرد در صورت پیروزی هم با فشارها و تنگناهای فراوانی همراه خواهد بود ، اما باید اصلاح این شیوه را از جایی شروع کرد ، ما شایسته محکومیت و عقب ماندگی و ستم دیدگی را نداریم و کیست نداند که در این راه بهترین شیوه ها این است که نهادهای مردمی و تشکیلات مردم نهاد قوی شکل گیرد تا بتوانیم فردای ایران و ایرانی را متحول کنیم و به سوی افق های روشن آزادی پرواز کنیم.
.........
قسمت اول حرفتون درست ولی
متاسفانه همچنین آدمی تا حالا ندیدیم و فکر نکنم وجودخارجی داشته باشه و همه حرفاشون در حد یه شعارباقی خواهد ماند
و باداشتن بهترین سرمایه های داخلی همچنان عقب هستیم

رییس جمهور سابق کشورمان اظهار داشت: «امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقاسیه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر، دلمان برای کشور می سوزد. »
به گزارش پایگاه خبری یاری، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در جمع خانواده های معظم شهدا با ابراز خشنودی از اینکه در در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر در جمع آنهاست، گفت:«شهیدان شما بیشترین هزینه را برای انقلاب و آرمانهایشان پرداختند.جان شهیدان خیلی ارزشمند بود ولی فکر می کنم هزینه ای که خانواده های شهید پرداختند کمتر از آن چیزی نیست که شهیدان پرداختند.»
وی افزود:«شهیدان در موقعیتی قرار گرفتند که بسیار ارزشمند است و به تعبیر خداوند، زندگانی هستند که بر سر سفره لطف ویژه حضرت حق متنعم هستند ولی هجران این عزیزان برای بستگان و خانواده های معزز آنان ؛داغ ودرد دائمی است و چون به خاطر خدا این رنج را تحمل می کنند انشالله اجر شهیدان را خواهند داشت.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«در آستانه انقلاب اسلامی، لذت و شادی و خشنودی بزرگ من این است که این بنده کوچک،ناتوان و حقیر در مقابل عظمت ملت در جمع شما حضور دارم و همدل و همزمان با شما می گوییم خدایا روح شهیدان ما بلند است آن را بلند تر بفرما.خدایا روح امام عزیزمان را متعالی و از ما خشنود بفرما.خدایا به جانبازان ما صبوری،استقامت و شفا عنایت فرما.به آزادگان عزیز ما سرافرازی و شکیبایی عنایت کن و همه ما را قدردان خون شهیدان قرار بده و به خانواده های آنها صبر و سلامت و سربلندی عطا بفرما.»
سید محمد خاتمی با اشاره به مسائل مطرح شده در ابتدای جلسه از سوی خانوادههای معظم شهدا، گفت:«گرچه در این فضای روحانی یاد شهادت و ایثار و فداکاری انسان حیفش می آید وارد مسائلی بشود که به روز مربوط است ولی چون بزرگواران همگی؛ جهت بحث را به آن سو بردند،اجازه بدهید بنده نیز به مواردی اشاره کنم.»
به گزارش روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی، وی افزود:« متاسفانه یکی از خسارت هایی که ما داریم علاوه بر اینکه به خاطر بعضی ندانم کاریها،موجب زیانها و نقصهای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی به جامعه می شود؛معتقدم یکی از مشکلاتی که کم و بیش وجود دارد و متاسفانه امروز بیشتر وجود دارد مصرف کردن نادرست ارزشها و پناه گرفتن در پشت آنها؛ برای توجیه بعضی مسائل،تثبیت منافع یا قدرت یا تصورات و سلیقههای خود است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین گفت:« شاهد این هستیم برخی ها گاهی برای توجیه سلیقهای،پشت سر ارزشها موضع می گیرند و بسیار سخاوتمندانه ارزشها از جمله یاد و نام شهیدان را ارزان مصرف میکنند.»
وی تصریح کرد:«به بهانه شهادت و عظمت آنها و جایگاه آنها در متن جامعه ، کسانیکه روحشان،جانشان و سابقهشان خیلی با شهادت،مقاومت و ایثار هم رابطه ای ندارد، حتی حاضرند کسانی را که بیشتر در خدمت دین وانقلاب هم بوده اند از صحنه بیرون کنند؛گاهی متوسل و متمسک به نام و ارزشهای مقدس می شوند و این بزرگترین زیانی است که ما می کنیم.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«با این کارهایی که می شود، ارزشهایی که باید برای عظمت اسلام و ایران و پیشرفت جامعه به عنوان پشتوانه قوی باشد، به صورت روزمره مصرف میشود و اندک اندک در جامعه و نسل های آینده این ارزشها از اعتبار می افتد.»
خاتمی در ادامه این سئوال را مطرح کرد که «اگر عدالت را که خواست و رسالت بزرگ همه پیامبران الهی بوده است و از جمله محوری ترین شعارهای انقلاب هم بوده فقط شعارش را بدهیم و در عمل نتوانیم آن را پیاده کنیم و مسائلی پیاده و تقویت شود که منشا تبعیض و فساد باشد و حتی زمینه های اجرا عدالت در جامعه از جمله توانمد شدن و ثروتمند شدن جامعه از بین برود آیا به عدالت لطمه نزده ایم؟»
وی همچنین پرسید «اگر پشت نام شهیدان موضع بگیریم ولی در جامعه دروغ،ریا و تزویر رواج پیدا کند آیا جفا به خون شهیدان نکرده ایم؟آیا اگر اسلام و ارزشهای اسلامی و مناسک را بهانه ای قرار دهیم، ولی شاهد رواج تحجر و خرافات و ظاهر گرایی که امام همواره با آنها مبارزه می کرد به جای حقایق دین که اخلاق و معنویت و سربلندی امت اسلامی است باشیم، به ارزش ها جفا نکرده ایم؟»
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با بیان این مقدمه که « یقینی ترین پدیده ای که در عالم وجود داردمرگ است و همه آن را قبول دارند»، به تفسیر دو واژه «مرگ» و «شهادت» پرداخت.
وی با بیان اینکه «در قرآن هم از مرگ به یقین تعبیر شده است»، اظهار داشت:«مرگ نیستی نیست،در تعبیرهای قرآن و فرهنگ اسلامی به وفات و موت تعبیر شده است، وفات یعنی با مرگ آدمی چیزی از او توسط موجودات غیر مادی ملکوتی دریافت می شود و به محضر خداوند برده می شود و آن جان جاودان آدمی است.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«در فارسی برای مرگ،از تعبیر درگذشت استفاده می شود که بار عرفانی و فلسفی سنگینی دارد؛مرگ نیستی نیست بلکه گذشت از یک مرحله به مرحله دیگر است.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:«شهید کسی است که به صورت انفجاری و دفعی این حرکت را انجام می دهد؛ تعلقات خود را رها می کند و با اختیار و آزادی مرگ را با اراده اش انتخاب می کند. کاری که عارفان و سالکان بزرگ در طول عمر خود با ریاضت ها ورنج هایی که می کشند به آن درجات بزرگ می رسند، شهید این راه را در یک لحظه طی می کند و به سعادت ابدی می رسد.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به این تعبیر خداوند در مورد شهدا که «آنها را مرده نپندارید و آنها زنده اند و نزد پروردگار روزی داده می شوند»، گفت:«این تعبیر تنها درباره شهیدان است و این عظمت آنها را می رساند، چون شهید از مرگ استقبال می کند و توانسته در یک لحظه به خاطر رسیدن به هدف والا که خداست از تعلقات بگذرد.»
وی افزود:«انسان باید برای آنچه خدا می خواهد فداکاری کند،خدا کاستیهای اخلاقی،اجتماعی،سیاسی و فرهنگی که درد انسان است را نمی خواهد،خدا می خواهد انسان زنده باشد، خدا بارها فرموده است دعوت خدا و پیامبررا اجابت کنید چون می خواهند شما را زنده کنند.»
خاتمی ادامه داد:«ما در این دنیا زندگی می کنیم؛می توانیم از اجتماع و زندگی کنار بکشیم و در غاری و در یک گوشه ای برویم و در معرض مسائل اجتماعی نباشیم و همواره اطاعت خدا بکنیم، اما این یک نوع اطاعت است که خدا این طور خوب شدن را نخواسته است؛بلکه اطاعت خداوند در متن جمع و در جایی که زمینه انتخاب وجود دارد ارزشمند است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «در متن جامعه ما انقلاب اسلامی رخ داد تا وضع اجتماعی ما عوض شود»، اظهار داشت:«این انقلاب، پیشنهاد جمهوری اسلامی را داد وجمهوری اسلامی یعنی مردم آزاد باشند،رای مردم تعیین کننده باشد،حکومت برآمده از رای و خواست مردم و مسئول در مقابل آنها باشد.»
وی تصریح کرد:«در جمهوری اسلامی مردم باید بتوانند حکومت را نقد کنند،اظهار نظر داشته باشند و به آن اعتراض کنند حکومت هم باید پاسخگوی مردم باشد و نیز نهادهایی باشند که قدرت را کنترل کنند.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «البته ما مسلمانیم و اعتقاد داریم ودلمان می خواهد معیارهای اسلامی در جامعه و کشور حاکم شود»، گفت:«ولی مهم این است که احکام و ضوابط اسلامی چگونه و در چه مسیری باید تحقق یابند؟»
خاتمی افزود:«اگر اسم جمهوری اسلامی داشته باشیم، ولی بد اخلاقی در آن ارزش باشد از مسیر منحرف شده ایم.اگر اسم جمهوری اسلامی داشته باشیم ولی تبعیض در جامعه زیادتر شود حالا هر چقدر هم شعار اسلامی سر دهیم اما این به معنای رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی نیست.»
وی همچنین گفت:«رسالت اسلامی ما این است که در دنیایی که هستیم الگو بسازیم.باید نظامی داشته باشیم که مزایای نظام های امروز را داشته باشد ولی معایب آنها را نداشته باشد، حتی خیلی چیزها داشته باشد که آنها ندارند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«در درجه اول کشور باید پیشرفته
شود،ثروتمند باشد،نیازمند به دیگران نباشد،علم و تکنولوژی و پیشرفت در حد
اعلاء داشته باشد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با
بیان اینکه «بنای ما صدور انقلاب به صورت فیزیکی نبوده است»، یادآور
شد:«اگر بتوانیم الگویی مناسب بسازیم، این خود بهترین روش برای صدور
انقلاب است.»
خاتمی افزود:«باید الگویی ساخت که پیشرفته، برخوردار و دارای عدالت باشد، البته بخشی از عدالت توزیع ثروت و امکانات است که تقویت بخش خصوصی،سرمایه گذاری خارجی و حضور در بازارهای جهانی و عدم اتکا به نفت لوازم آن است.»
وی، ریشه کن شدن میگساری و میخانه ها را در جامعه پس از انقلاب بسیار با اهمیت عنوان کرد و ادامه داد:«ولی اگر روش ما طوری باشد که می گساری و فحشاء از ظاهر رخت بربندد ولی در خفا افزایش یابد آیا به اهداف انقلاب رسیده ایم؟ نباید کاری کرد که دو فرهنگ رسمی و غیر رسمی داشته باشیم.»
خاتمی افزود:«برای اصلاح در جامعه، اخلاق از همه ظواهر اولی است.اگر در جامعه انسان ؛ احساس امنیت کرد حکومت هم امن خواهد شد.پایه امنیت رضایت مردم است.»
رئیس جمهور سابق کشورمان سپس به خارج شدن نام گروهک مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی در اروپا اشاره کرد و گفت:«در گذشته کاری شد که همه دنیا گفت منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست در آمده است؛آیا این خدمت به خون شهیدان است؟»
وی ادامه داد:«مملکت ما متعلق به شهیدان،امام و مردم است.مردم همان گونه که دین می خواهند آزادی ، پیشرفت و اینکه درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند هم می خواهند.»
خاتمی تاکید کرد:«امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر، دلمان برای کشور می سوزد.همه ما مسئولیم که ایران و مردم عزیز و بزرگوار ایران اوضاعی متناسب با شان و جایگاه کشور داشته باشند.»
رئیس بنیاد باران در بخش پایانی سخنان خویش گفت:«هر آنچه درباره بنده گفتید بزرگی ملت ایران و خود شما بود؛من انسان کوچکی هستم که همواره برای دین خدا،سربلندی کشور،آزادی مردم دغدغه خاطر داشته ام و امروز هم دارم و بنده هم احساس مسئولیت می کنم.»
وی افزود:«اینکه گفتم یا من می آیم یا جناب آقای مهندس موسوی، به خاطر این بود که همین احساس مشترک را در ایشان هم دیدم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«اگر مهندس موسوی بخواهد بیاید، کشوررا با توجه به جهت گیری ها و ارزشهای اصیل و البته تحولات روز اداره خواهند کرد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، افزود:«اگر بخواهیم 5 نفر ساده زیست و عدالت باور و آزادی خواه که ریا و تزویر نکنند را در کشور معین کنیم، حتما یکی از آنها مهندس موسوی است؛ همینطور ایشان عدالت و آزادی را با معیارهایی که بنده عرض کردم قبول دارد.»
وی تصریح کرد:«به دلایل مختلف ترجیح می دادم و می دهم آقای مهندس موسوی بیاید.احساس می کنم تنگ نظریها و مشکلاتی که وجود دارد در مقابل بنده زیادتر خواهد بود و می ترسم با آمدن من هزینه مردم افزایش یابد.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«البته اگر مسئولیتی باشد، بنده با توجه به حرفی که زده ام آن را خواهم پذیرفت.امیدوارم آنچه خیر و صلاح ملت است و متناسب با شان شهیدان عزیز ماست آن را مقدر فرماید و همه به راهی برویم که مورد رضایت اوست.»
حاشیه ها؛
در این دیدار احمد طالبی فرزند شهید،سید حسن تقوایی برادر شهید،قاسم جهانبخش جانباز و برادر دو شهید،دکتر سید عبای پاک نژاد آزاده برادر دو شهید و نماینده دو دوره مجلس شورای اسلامی و حسن اسماعیلی جانباز و برادر سه شهید در آغاز این دیدار و پیش از سخنان خاتمی به بیان دیدگاههای خود در مورد وضعیت انتخابات پرداختند.
آنها در سخن هایشان بر ایثار خاتمی و گذشتن او از آبرویش برای حفظ دستاوردهای خون شهدای انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس،پیگیری روند اصلاح جامعه از درون،بازگرداندن شان ایران اسلامی در جهان با استفاده از تعاملات جهانی خاتمی خصوصا در آستانه رسیدن تاثیرات بحران مالی جهان به اقتصاد بیمار کشور،جلوگیری از سوء استفاده منفعت طلبان از نام و یاد شهدا به قصد قدرت طلبی تاکید کردند.
از جمله خانواده های بزرگوار شهدایی که در این دیدار حضور داشتند می توان به خانواده شهیدان باکری،شیرودی،ستاری،اندرزگو،تندگویان،عاصی زاده،پاک نژاد،کریمی،اشرفی اصفهانی،بابایی،منتظر قائم،نجاریان ،لبافی نژاد،اسماعیلی،روستانژاد،پاک نژاد،اشرفی اصفهانی،شجاعی،صباغی،سلیمی و...اشاره کرد.
تعدادی از خانواده های شهدا به علت پر شدن ظرفیت سالن دفتر خاتمی از جمعیت که علاوه بر صندلی های اطراف سالن وسط آن نیز نشسته بودند؛ایستاده و بیرون از سالن به سخنان او گوش می دادند.
نمایندگان جمع در حین سخنان و مطرح کردن درخواست برای کاندیداتوری خاتمی در انتخابات بارها بوسیله صلوات و احسنت مورد تایید حاضران در دیدار قرار گرفتند.
خاتمی بارها در حین سخنان خانواده شهدا ودرخواست های آنان برای آمدنش به صحنه انتخابات ریاست جمهوری متاثر شد.
تابلوی نفیسی منقش به مصرع "بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست" از سوی خانواده شهدا به عنوان نمادی از مظلومیت همراه با سرافرازی خاتمی توسط چند پدر شهید به سید محمد خاتمی اهدا شد.
هنگامی که حسین خانی بیگ "هنرمند سینما و تلویزیون" مجری برنامه در آغاز سخنانش از عنوان دکتر خاتمی استفاده کرد؛خاتمی با خنده گفت:نگویید دکتر؛دوباره باعث گرفتاری می شود.
بیانیه خانواده های معطم شهدا
در ابتدای این دیدار، بیانیه ای از سوی خانواده معظم شهدا که در جلسه حاضر بودند، قرائت شد.
در ابتدای این بیانیه به تمدن طولانی و چند هزار ساله ایران، به حاکم بودن روح «تسامح و رواداری»، «برخوردهمراه با رأفت و رواداری پادشاهان بزرگ ایرانی» و نیز الواح و منشورهای بجا مانده از آنان که به عنوان منشاء و پایه حقوق بشر از آن یاد می شود، اشاره شده است. سابقه مجالس قانون گذاری از جمله مجلس مهستان در عهد ساسانیان و سیستم وسیع دیوان سالاری و شبکه راههای ارتباطی و چاپار ها و توسعه تجارت جهانی و گسترش راه ابریشم و حضور اندیشمندان ایرانی به عنوان مقامات وزارتی و مشورتی که حتی در تثبیت حکومت اسلامی از قرون اولیه هجری تا عهد صفویه تأثیر بسزائی داشته اند از دیگر مواردی است که به عنوان بخشی از خدمات بزرگ ایرانیان به جامعه جهانی و مدنیت بشری عنوان شده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است:«پذیرش رسالت رسول مکرم اسلام ( ص ) و تأسی به فرزندان آن حضرت و پیروی اکثریت مردم از مذهب حقه شیعه جعفری نیز نشان از تعقل و حق بینی و روح بلند ایرانی است که بصورت معقول در عرصه ای گام نهاده است که رهرو از ولایت علوی قرین سنت نبوی گردد.»
در این بیایه همچنین اشاره ای به گذرا به ظلم های روا شده به ایرانیان توسط حکومتها و نیز اثرات استبداد بر جامعه ایرانی اشاره شده است و از انقلاب مشروطه به عنوان آغازی برای پایان این دردها یاد شده است.
در ادامه به چگونگی شل گیری مشروطه و موانع ایجاد شده بر سر راه آن تا خرداد 42 اشاره شده است و تاکید شده است که «نارضایتی و تنفر مردم از شعارهای پوشالی محمد رضا پهلوی و عقب ماندگی کشور از قافله پیشرفت بشری و عدم وجود آزادی و وابستگی شدید حکومت به قدرتهای خارجی موجب ناخوشنودی بیشتر ملّت و علما و اندیشمندان گردید که اعتراض امام خمینی (ره) را به لایحه کاپیتولاسیون در خرداد 42 به عنوان نقطه عطف مبارزات و همراهی اقشار مختلف مردم و مبارزات طولانی ملّت با انقلابی خونین همراه با تقدیم هزاران شهید و جانباز منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 با شعار محوری استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی به رهبری حضرت امام گردید.»
خانواده های شهدا در ادامه تاکید کرده اند که «عصاره این انقلاب و نهضت در شعار اصلی آن تبلور شده بود که عبارت بود از استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی .»
در ادامه این بیانیه آمده است:«هدف از ذکر این مختصر از تاریخ طولانی مبارزات ملّت ایران برای کسب آزادی و استقلال این است که بگوئیم ، کسب استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی برای ملّت ایران چقدر هزینه در بر داشته است ، هدف آن است که بگوئیم که تقدیم چند صد هزار شهید و مجروح از فرزندان این ملّت در طی انقلاب و دفاع از دست آوردهای آن و دفاع از مرز و بوم ایران در طی دفاع مقدس 8 ساله نیاز به پاسداری دارد.»
در این بیانیه، با تاکید بر اینکه «لاله های سرخ روئیده از خون شهدا نیاز به نگهداری دار و دست آوردهای انقلاب همانند درختان در حال شکوفایی نیازمند تیمار است»، تصریح شده است:«تیمار آن از باغبانی دلسوخته که عقل و اندیشه و تدبیر و آگاهی و رواداری لازم را داشته باشد ، بر می آید، اندیشمندی که امام و راه امام را بشناسد و از عمق جان به اندیشه های امام و نیک اندیشی ایرانی با رواداری متعامل متعهد باشد.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است:«جامعه ما در این مقطع دچار کج اندیشان و پوپو لیست های داخلی است و بی تدبیری عده ای جامعه را از وضعیت متعادل و مناسب قبلی که راه پیشرفت و تعالی باز کرده بود به قهقرا و فقر و فلاکت اقتصادی و بحرانهای اجتماعی سوق داده است وضعیت به گونه ای است که ما خانواده شهدا و پاسداران حریم انقلاب نگران از دست رفتن دست آوردهای آن هستیم ، ما نگرانیم که عده ای با بی تدبیری و بی عقلی و بی برنامگی وضعیت را در کشور به سمت بحرانهای ناخواسته پیش ببرند ، نگرانی ما از سپردن سرنوشت انقلاب به دست نااهلان و نا محرمان است که در زمان مبارزات امام و ملّت از همراهی ، آنان خودداری می کردند و بدلیل عملکرد نامناسب هیچگاه مورد اعتماد امام قرار نگرفتند.»
خانواده های شهدا در این بیانیه خطاب به خاتمی گفته اند:«ما خانواده شهدای حاضر که علاقه مند و معتقد به حفظ نظام و تثبیت آن از طریق اصلاح از درون و در چارچوب قانون اساسی به عنوان ثمره خون شهدا هستیم معتقدیم که جنابعالی به عنوان شخصیتی روشن اندیش ملی و مورد احترام مجامع بین المللی می توانید هم موجب وحدت و اجماع اصلاح طلبان و حتی جمع زیادی از اصولگرایان و هدایت گر کشتی طوفان زده کشور در طلاطم بحرانهای پیش آمده باشید.»
آنها افزوده اند:«جنابعالی بعنوان یک سرمایه ملی و ارزشمند با توانایی فکری و فرهنگی و اجرائی بایستی در راه تحقق اهداف بلند بنیان گذار انقلاب و اندیشمندان و علما و روشنفکران جامعه و آرمانهای ملّت ، توانایی خود را همچون گذشته مصروف نمائید.جنابعالی بایستی این فرصت را از خود و ملّت دریغ نکنید که هر چه بیشتر آگاهی و دانش آزاد اندیشی و آزادیخواهی و استقلال طلبی همراه با پیشرفت را در شریانهای جامعه جاری نمائید و فرصتهای مناسبی را در همه زمینه های فکری ، فرهنگی و سیاسی برای همه افراد جامعه در گستره اجرائی کشور فراهم نمائید و جامعه را که زخم خورده خشونت و تعصب و عدم تحمل است با روح تسامح و مداراگر که خود نشأت گرفته از روح جد بزرگوارتان امام حسن مجتبی (ع) است جلا بخشید و مجدداً جامعه را با آرزوی " زنده باد مخالف من " به تحمل و مدارا و حفظ کرامت انسانی هدایت کنید. »
در ادامه این بیانیه آمده است:«جنابعالی این حق را به ملّت بدهید که انتظار داشته باشند فرزندشان خاتمی محبوب یک بار دیگر در عرصه اجرائی و سیاسی کشور ضمن حفظ موقعیت و جایگاه کشور با برقراری ارتباط با کشورها و ملّتهای دنیا فرصت تشدید تحریمهای اقتصادی و سیاسی و فشار مضاعف بر گرده ملّت را از زورگویان گرفته و فرصتهای مناسب دیگری را برای توسعه و پیشرفت کشور فراهم نماید .شما با حضور دوباره در انتخابات و تصدی مقام ریاست جمهوری انشاأالله جریان آزاد اطلاعات و آزادی رسانها و مطبوعات و فعالیتهای آزاد در بخشهای فرهنگی ، سیاسی و مدنی را محیّا سازید.»
خانواده های شهدا با تاکید بر اینکه حضور مجدد خاتمی در عرصه عرصه ریاست جمهوری می تواند با ایجاد امواج اجتماعی و سیاسی موجب احیای جنبش اصلاح طلبی و هدایت ملّت در جهت اهداف بلند علما و اندیشمندان قرن اخیر در ایران باشد، تصریح کرده اند:«جنابعالی به عنوان یکی از دو شخصیت ممتاز و خوشنام و آبرو مند بعد از انقلاب که همراه با جناب آقای مهندس میرحسین موسوی علیرغم حضور 8 ساله در عرصه اجرائی کشور دارای جایگاهی بلند در نزد ملّت هستید که در چهار ساله سوم خدمت به عنوان مسئول اجرائی کشور خواهید توانست از تجربیات گذشته استفاده و راه آینده را به صورت روشنتری ترسیم نمائید.»
در پایان این بیایه آمده است:«احترام به اقوام مختلف در کشور و توجه به مسائل و مشکلات مردم در تمام نقاط بدون توجه به مذهب و یا قومیت و تکریم و توجه به اقشار مختلف زنان و مردان جامعه و بسط و گسترش فعالیتهای صنعتی و تولیدی و اقتصادی و صنفی و ایجاد صندوق ذخیره ارزی و خود کفائی در محصولات استراتژیک از جمله گندم و برنج و ... توجه ویژه به صادرات غیر نفتی ... و توجه به برنامه های کوتا مدّت، میان مدّت و بلند مدّت گسترش تشکلهای مختلف مردمی و تقویت نهادهای مدنی توجه ویژه به جایگاه مجلس و نمایندگان مردم در نهادهای انتخابی، احیاء قانون شوراهای شهر و روستا به عنوان پایه و اساس دمکراسی این نوید را می دهد که با حضور مجدد شما در عرصه ریاست جمهوری یک بار دیگر شاهد حضور حماسی با رأی بالای ملّت و انتخاب فرزند فاضل و با تقوای امام و سپردن سکان کشتی انقلاب به دست با کفایت شما باشیم.»
رئیس دولت اصلاحات با تمجید از میرحسین موسوی اظهار داشت:«به دلایل مختلف ترجیح میدادم و میدهم آقای مهندس موسوی بیاید.احساس میکنم تنگ نظریها و مشکلاتی که وجود دارد در مقابل بنده زیادتر خواهد بود و میترسم با آمدن من هزینه مردم افزایش یابد.» به گزارش "ایلنا"، سید محمد خاتمی در جمع خانوادههای معظم شهدا با ابراز خشنودی از اینکه در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر در جمع آنهاست، گفت:«شهیدان شما بیشترین هزینه را برای انقلاب و آرمانهایشان پرداختند.جان شهیدان خیلی ارزشمند بود ولی فکر میکنم هزینهای که خانوادههای شهدا پرداختند کمتر از آن چیزی نیست که شهیدان پرداختند.»
وی افزود:« متاسفانه یکی از خسارتهایی که ما داریم علاوه بر اینکه به خاطر بعضی ندانم کاریها،موجب زیانها و نقصهای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی به جامعه میشود؛معتقدم یکی از مشکلاتی که کم و بیش وجود دارد و متاسفانه امروز بیشتر وجود دارد مصرف کردن نادرست ارزشها و پناه گرفتن در پشت آنها؛ برای توجیه بعضی مسائل،تثبیت منافع یا قدرت یا تصورات و سلیقههای خود است.» رئیسجمهور سابق کشورمان همچنین گفت:« شاهد این هستیم برخیها گاهی برای توجیه سلیقهای،پشت سر ارزشها موضع میگیرند و بسیار سخاوتمندانه ارزشها از جمله یاد و نام شهیدان را ارزان مصرف میکنند.»
وی تصریح کرد:«به بهانه شهادت و عظمت آنها و جایگاه آنها در متن جامعه، کسانیکه روحشان،جانشان و سابقهشان خیلی با شهادت،مقاومت و ایثار هم رابطهای ندارد، حتی حاضرند کسانی را که بیشتر در خدمت دین و انقلاب هم بودهاند از صحنه بیرون کنند؛گاهی متوسل و متمسک به نام و ارزشهای مقدس میشوند و این بزرگترین زیانی است که ما میکنیم.» رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«با این کارهایی که میشود، ارزشهایی که باید برای عظمت اسلام و ایران و پیشرفت جامعه به عنوان پشتوانه قوی باشد، به صورت روزمره مصرف میشود و اندک اندک در جامعه و نسلهای آینده این ارزشها از اعتبار میافتد.»
وی همچنین پرسید «اگر پشت نام شهیدان موضع بگیریم ولی در جامعه دروغ،ریا و تزویر رواج پیدا کند آیا جفا به خون شهیدان نکرده ایم؟آیا اگر اسلام و ارزشهای اسلامی و مناسک را بهانهای قرار دهیم، ولی شاهد رواج تحجر و خرافات و ظاهرگرایی که امام همواره با آنها مبارزه میکرد به جای حقایق دین که اخلاق و معنویت و سربلندی امت اسلامی است باشیم، به ارزشها جفا نکردهایم؟»
جمهوری اسلامی یعنی مردم آزاد باشند،رای مردم تعیین کننده باشد
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «در متن جامعه ما انقلاب اسلامی رخ داد تا وضع اجتماعی ما عوض شود»، اظهار داشت:«این انقلاب، پیشنهاد جمهوری اسلامی را داد وجمهوری اسلامی یعنی مردم آزاد باشند،رای مردم تعیین کننده باشد،حکومت برآمده از رای و خواست مردم و مسئول در مقابل آنها باشد.» وی تصریح کرد:«در جمهوری اسلامی مردم باید بتوانند حکومت را نقد کنند،اظهار نظر داشته باشند و به آن اعتراض کنند حکومت هم باید پاسخگوی مردم باشد و نیز نهادهایی باشند که قدرت را کنترل کنند.»
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «البته ما مسلمانیم و اعتقاد داریم و دلمان میخواهد معیارهای اسلامی در جامعه و کشور حاکم شود»، گفت:«ولی مهم این است که احکام و ضوابط اسلامی چگونه و در چه مسیری باید تحقق یابند؟» خاتمی افزود:«اگر اسم جمهوری اسلامی داشته باشیم، ولی بد اخلاقی در آن ارزش باشد از مسیر منحرف شده ایم.اگر اسم جمهوری اسلامی داشته باشیم ولی تبعیض در جامعه زیادتر شود حالا هر چقدر هم شعار اسلامی سر دهیم اما این به معنای رسیدن به اهداف جمهوری اسلامی نیست.»
وی همچنین گفت:«رسالت اسلامی ما این است که در دنیایی که هستیم الگو بسازیم.باید نظامی داشته باشیم که مزایای نظامهای امروز را داشته باشد ولی معایب آنها را نداشته باشد، حتی خیلی چیزها داشته باشد که آنها ندارند.» رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«در درجه اول کشور باید پیشرفته شود،ثروتمند باشد،نیازمند به دیگران نباشد،علم و تکنولوژی و پیشرفت در حد اعلاء داشته باشد.»
اگر بتوانیم الگویی مناسب از انقلاب بسازیم، این بهترین روش صدور آن است
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها با بیان اینکه «بنای ما صدور انقلاب به صورت فیزیکی نبوده است»، یادآور شد:«اگر بتوانیم الگویی مناسب بسازیم، این خود بهترین روش برای صدور انقلاب است.» خاتمی افزود:«باید الگویی ساخت که پیشرفته، برخوردار و دارای عدالت باشد، البته بخشی از عدالت توزیع ثروت و امکانات است که تقویت بخش خصوصی،سرمایهگذاری خارجی و حضور در بازارهای جهانی و عدم اتکا به نفت لوازم آن است.»
خاتمی افزود:«برای اصلاح در جامعه، اخلاق از همه ظواهر اولی است.اگر در جامعه انسان؛ احساس امنیت کرد حکومت هم امن خواهد شد.پایه امنیت رضایت مردم است.» خاتمی تاکید کرد:«امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه میکنیم از یک سو احساس سرافرازی میکنیم و از سوی دیگر، دلمان برای کشور میسوزد.همه ما مسوولیم که ایران و مردم عزیز و بزرگوار ایران اوضاعی متناسب با شان و جایگاه کشور داشته باشند.»
ترجیح میدادم و ترجیح میدهم میرحسین موسوی بیاید
رئیس بنیاد باران در بخش پایانی سخنان خویش گفت:«هر آنچه درباره بنده گفتید بزرگی ملت ایران و خود شما بود؛من انسان کوچکی هستم که همواره برای دین خدا،سربلندی کشور،آزادی مردم دغدغه خاطر داشته ام و امروز هم دارم و بنده هم احساس مسوولیت میکنم.» وی افزود:«اینکه گفتم یا من میآیم یا جناب آقای مهندس موسوی، به خاطر این بود که همین احساس مشترک را در ایشان هم دیدم.»
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«اگر مهندس موسوی بخواهد بیاید، کشوررا با توجه به جهت گیریها و ارزشهای اصیل و البته تحولات روز اداره خواهند کرد.» رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها، افزود:«اگر بخواهیم 5 نفر ساده زیست و عدالت باور و آزادی خواه که ریا و تزویر نکنند را در کشور معین کنیم، حتما یکی از آنها مهندس موسوی است؛ همینطور ایشان عدالت و آزادی را با معیارهایی که بنده عرض کردم قبول دارد.»
وی تصریح کرد:«به دلایل مختلف ترجیح میدادم و میدهم آقای مهندس موسوی بیاید.احساس میکنم تنگ نظریها و مشکلاتی که وجود دارد در مقابل بنده زیادتر خواهد بود و میترسم با آمدن من هزینه مردم افزایش یابد.»
گرچه هر یک از این چهرهها متناسب با جهتگیری سیاسی خود و از زاویه دیدی متفاوت در حال خروج از پیکار انتخاباتی با خاتمی هستند، اما در یک رویکرد واقعگرا اگر بگوییم چهرهها و جریانهای سیاسی که خیال زورآزمایی در این گود را داشته باشند به نوعی پایان حیات سیاسی خود را رقم زدهاند، حرفی به گزاف نزدهایم. یک روز پس از اعلام تصمیم نهایی خاتمی در خصوص انتخابات سال آینده در جمع مردم ایلام، مبنی بر قطعیت نامزدی او یا مهندس میرحسین موسوی در این دور از انتخابات، غلامعلی حدادعادل (رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و رئیس سایت مجلس) عدم تمایل خود را برای ورود به صحنه انتخابات اعلام کرد.
حدادعادل که پیش از این نامزدی او به طور فزایندهای در میان بخشی از اصولگرایان ناخشنود از دولت نهم مطرح بود، در گفتوگو با فارس تصریح کرده است: «برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری احساس تکلیف نمیکنم.»
همزمان با بلاموضوع شدن احساس تکلیف حدادعادل، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین (محمدرضا باهنر) نیز که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته ریاست ستاد انتخاباتی لاریجانی را بر عهده داشت از اقبال نهچندان زیاد لاریجانی برای نامزدی خبر داد و در گفتوگو با ایلنا گفت: «تا جایی که میدانم لاریجانی قصد کاندیداتوری ندارد».
پیش از این آیتالله هاشمی رفسنجانی به دلایل قابل درک از انصراف «محمد هاشمی» از نامزدی در انتخابات خبر داده بود و در حاشیه همایش «آسیبشناسی پژوهش و دفاع مقدس» در جمع خبرنگاران درباره احتمال حضور برادر خود در اظهاراتی معنیدار گفته بود: «من در کار ایشان دخالت نمیکنم و بعید میدانم ایشان بخواهند در انتخابات کاندیدا شوند» که البته با تکذیب محمد هاشمی مواجه نشده است، چراکه وی در گفتوگویی با «سرمایه» اعلام کرده بود در صورتی که چهره توانمندی وارد عرصه انتخابات شود، از ورود به این عرصه منصرف خواهد شد.
در این میان در شرایط کنونی به طریق اولی نامزدی شهردار تهران (محمدباقر قالیباف) نیز محلی از اعراب ندارد. وی که پیش از این قرار بود به نمایندگی از مثلث اصولگرایان منتقد دولت به جرگه انتخابات ریاست جمهوری وارد شود، به روایتی اخیراً در جلسهای که با تعدادی از مشاوران و مسوولان ستادهای انتخاباتیاش در مشهد برگزار کرده بود، دو شرط را برای ورود به انتخابات و نامزدی در آن تعیین کرده بود که گفته شد یکی از این شرط «عدم نامزدی خاتمی» است. اگرچه بعید نیست در صورت حمایت قاطع اصولگرایان از قالیباف به جای احمدینژاد وی به عنوان گزینه اصلی وارد صحنه شود.
از دیگر نامزدهای احتمالی این دوره از انتخابات که بر عدم نامزدی خود تصریح کردهاند رئیس دانشگاه آزاد (عبدالله جاسبی) است که دیروز در حاشیه همایش هماندیشی دانشگاهیان پیرامون نسلکشی در غزه و در گفتوگویی با فارس اعلام کرده است: «دیگر قصد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.» براساس اخبار غیررسمی دریافت شده نامهای دیگری را نیز میتوان به لیست مزبور اضافه کرد، چراکه بر اساس این اخبار برخی از چهرهها و تشکلهای فرعی با ابراز تردید در خصوص پیروزی خود در حال برگزاری جلساتی در این راستا هستند و تنها گزاره قطعی در این خصوص مهدی کروبی است که ظاهراً قصد استقبال از رقابت با خاتمی یا موسوی را دارد. گو اینکه رئیس ستاد برنامهریزی انتخاباتی او در حزب اعتمادملی دیروز در گفتوگویی با ایلنا تصریح کرد: «کروبی امروز با مقام معظم رهبری دیدار میکند و آنچه در خصوص کنارهگیری وی از کاندیداتوری مطرح است، صحیح نیست و عدهای با این شایعات قصد دارند فضا را نامناسب کنند».
همچنین قائممقام کروبی (رسول منتجبنیا) در گفتوگویی با ایسنا در خصوص احتمال انصراف کروبی به نفع نامزدی خاتمی یا موسوی گفته است: «احتمال کنارهگیری کروبی به نفع هر کدام از کاندیداهای اصلاحطلب منتفی است و ایشان (کروبی) به صراحت گفتهاند از ورود هر کس استقبال میکنند، اما به نفع احدی کنار نمیروند».
اعلام نظر قطعی خاتمی برای ورود خود یا مهندس موسوی به عرضه انتخابات علاوه بر اینکه به طور عملی موجب شکلگیری تحرکاتی در میان چهرهها و تشکلهای دستاندرکار در انتخابات شده است، نظر تحلیلگران، فعالان و اساتید علوم سیاسی را نیز به خود جلب کرده؛ به طوری که در این خصوص اظهارنظرهای گوناگون و گاه متناقضی را شاهد هستیم.
صادق زیباکلام (استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران) حضور احتمالی مهندس موسوی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را خبر بسیار ناراحتکنندهای برای رهبران جناح راست میداند و در این باره میگوید: «موسوی علاوه بر اینکه از همان محبوبیت خاتمی در عرصه عمومی برخوردار است، در یک نکته بسیار مهم با خاتمی تفاوت دارد؛ به این ترتیب که اگر در عرصه افکار عمومی این احتمال مطرح است که برخی رایدهندگان به خاتمی در خصوص توانمندیهای مدیریتی و اجرایی خاتمی تردید داشته باشند (البته نه به واسطه مخالفت با او) در خصوص گزینه موسوی این تردید وجود ندارد؛ یعنی مردم همانقدر که معتقد هستند خاتمی قدرت را صرف قدرت نمیخواهد به این امر در مورد موسوی نیز معتقد هستند، اما موسوی در میان افکار عمومی از نقاط ضعف مدیریتی و اجرایی خاتمی برخوردار نیست و تجربه هشت سال نخستوزیری او ثابت کرده است که خمیرمایه مدیریتی در موسوی وجود دارد».
زیباکلام میافزاید: «تفاوت دیگری که موسوی با خاتمی دارد برمیگردد به ترکیب حلقههای کارشناسی و مدیریتی که قرار است با او همکاری کنند. حلقههای نزدیک به خاتمی افرادی از حزب مشارکت، سازمان مجاهدین و برخی اعضای سابق دفتر تحکیم وحدت هستند، اما حلقههای نزدیک به موسوی افرادی از نسل اول انقلاب هستند. بنابراین با توجه به واقعیتهای جامعه سیاسی ایران جناح راست با حلقههای مدیریتی موسوی بهتر کنار میآیند تا با حلقههای مرتبط با خاتمی. به عبارت دیگر در صورت پیروزی خاتمی کشور کاملاً دوقطبی میشود، در یک سو خاتمی و تیم او قرار میگیرند و در سوی دیگر جناح راست».
از سوی دیگر مصطفی تاجزاده (از اعضای برجسته حزب مشارکت و سازمان مجاهدین) ضمن حساسیت و اهمیت اعلام نظر قطعی خاتمی میگوید: «اعلام نظر خاتمی فضای انتخابات را وارد مرحله جدیدی کرده است به طوری که مشاهده میکنیم همه نگاهها چه در داخل و چه در خارج از کشور و در سطح بینالمللی به سوی او متوجه شده است. علاوه بر این تصمیم خاتمی حامل این پیام به مردم بود که در شرایط کنونی کشور شما را تنها نخواهم گذاشت». تاجزاده میافزاید: «جناح مقابل چارهای ندارد جز اینکه این رویداد را بپذیرد».
همچنین محمد توسلی (از اعضای ارشد نهضت آزادی) از تصمیم نهایی خاتمی با عنوان «گام مثبت اصلاحطلبان پیشرو» نام میبرد و در اینباره میگوید: «جناح محافظه کار خاتمی را به نوعی تهدید جدی تلقی میکند. از سوی دیگر از آنجا که مهندس موسوی حدود دو دهه است که ظاهراً سکوت پیشه کرده است بر این باور هستم که وی در عرصه عمومی و جامعه سیاسی ایران، شاید از اقبال هموزن با جایگاه خاتمی برخوردار نباشد».
با این همه مجتبی شاکری (از اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران) معتقد است: «خاتمی چهره سوختهای است که از آنجا که اطلاعات نادرستی به او داده شده است با یک ارزیابی شتابزده قصد ورود به عرصه انتخابات را دارد.» شاکری میگوید: «خاتمی ظاهراً به فضای حاکم بر افکار عمومی داخل و خارج کشور توجهی ندارد. مثلاً میبینیم در لبنان اندیشه حزبالله حاکم است و در فلسطین حماس و در داخل کشور هم گرایش به شعار عدالتخواهی و اسلام است و نه افکار آمریکایی. مگر همین خاتمی نبود که با شعار مرگ بر آمریکا مخالفت میکرد. خاتمی هر حرفی که داشته در عرض هشت سال گذشته زده است و مردم در واقع او را میشناسند».
منبع: سرمایه
به گزارش «موج سوم»، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با اقشار مختلف استان ایلام گفت: مردم خوب و نجیب و برجستهی ایلام نسبت ویژهای با ماه محرم دارند. ارادت این مردم به اباعبدالله و اهل بیت و در عین حال مظلومیتی كه دارند و در همان مقاومت و سرافرازی آنان، مردم ایلام را دارای نسبت ویژهای با عاشورا و اباعبدالله میكند. افتخار میكنم كه از نزدیك در خدمت شما هستم.
رئیس بنیاد باران در ادامه گفت: آشنایی اول من با مردم ایلام در دولت جناب مهندس موسوی بود. در جریان جنگ كه به عنوان نماینده دولت ایشان به ایلام آمدم و آن روحیه و علاقمندی مردم این خطه به امام و نظام برایم شگفتانگیز بود زیرا حتی یك نفر از من تقاضا نكرد كه اینجا فلان كم و كاستی وجود دارد. و این خصوصیت را در هیچ مردمی ندیدم.
وی تصریح كرد: همة طبقات مردم ایلام فوقالعاده هستند و در عین حال ایلام یكی از محرومترین استانهای كشور است كه انشاءالله با ظرفیتهایی كه دارد بتواند روی پای خود بایستد.
وی در ادامه گفت: 6-7 استان در كشور ما دارای محرومیت مزمن هستند كه نیازمند درمان ویژهاند. یعنی باید زیرساختها و پایهها در آنجا شكل بگیرد تا زمینه رقابت استانهای محروم با استانهای پیشرفته فراهم شود. در دولت من تصمیم گرفته شد تا چند كار اساسی و زیربنایی مانند سدها و راههای ارتباطی و ایجاد طرحهای مهم در این نقاط ایجاد شود كه الحمدلله كارهای مناسبی انجام شد.
خاتمی افزود: این كارها بایستی تداوم پیدا میكرد ولی متاسفانه چنین نشد. مساله مهمتر اینكه باید رغبتی ایجاد كنیم تا بخش خصوصی وارد كار شود.
رئیس جمهور سابق كشورمان با اشاره به اینكه یكی از شعارهای بنده زدودن جلوههای خشن فقر در جامعه بود، گفت: این به معنای این نیست كه فقر به كلی در جامعه از بین میرود. بلكه اولویت دادن به زدودن جلوههای خشن فقر در جامعه و حركت به سوی برخورداری است و زدودن جلوه خشن محرومیت از نقاط محروم نیز گام اول است.
وی خاطر نشان كرد: اگر برنامه چهارم درست انجام میگرفت، امروز چهره ایلام، لرستان، كردستان و كرمانشاه و ... چهره دیگری بود.
سیدمحمد خاتمی در ادامه افزود: ما دورههای مختلفی را در این مملكت طی كردیم. دوره دهساله اول انقلاب كه توأم با جنگ و ترور و سختی بود كه عظمت و نقش ممتاز امام توانست این مملكت را از تهدیدهای داخلی و خارجی حفظ بكند.
وی با اشاره به اینكه آن روزها واقعا روزهای سختی بود گفت: یكی از افتخارات دوران مهندس میرحسین موسوی این سیاست بود كه مردم كه فشار جنگ و این مشكلات را تحمل میكنند، حداقل فشار زندگی بر آنها كمتر باشد. البته باز هم فشار وجود داشت. با امكانات اندكی كه بود توزیع نسبتاً عادلانهای میان اقشار مردم صورت پذیرفت كه همه دسترسی داشته باشند. در آن دوره درآمد ارزی بسیار كمی داشتیم كه نیمی از آن صرف جنگ میشد و میبایست میشد، زیرا مردم و جوانان جان و سرمایه خود را میدادند و دولت هم میبایست حداقلها را فراهم میکرد. نیم دیگر این درآمد نیز صرف گرداندن مملكت میشد و سیاست بر این بود كه مردم لااقل فشار زندگی را كمتر تحمل كنند. البته از كارهای اساسی هم غافل نبودیم.
رئیس جمهور سابق كشورمان تأكید كرد: در دوره مهندس موسوی بود كه بعضی كارهای اساسی شد و افتتاح بعضی از پروژههای دوره آقای هاشمی سرمایهگذاری دوران مهندس موسوی بود. در دولت سازندگی نیز انصافاً كارهای بزرگی صورت گرفت و جهت آن بود كه مملكت از امكاناتش استفاده كند، خرابیها جبران شود و جامعه به سوی پیشرفت حركت كند و این جهتگیری درست بود.
وی در ادامه گفت: در دوره اصلاحات نیز علاوه بر ادامه كار سازندگی و تقویت بنیه كشور بر توسعهی همهجانبه، بهخصوص توسعه سیاسی تأكید شد، چراكه معتقدیم توسعه سیاسی كه مهمترین شاخصه آن پایدار شدن دموكراسی و مردمسالاری است از اهداف بزرگ انقلاب بود. وقتی كه من روی كار آمدم ما در وضعیت بینالمللی خوبی نبودیم. بسیاری از سفرای كشورها ایران را ترك گفته بودند و حتی احتمال حمله نظامی به ایران وجود داشت. میبایست در این وضع تغییری داده میشد. تصمیم مردم چهره ایران را عوض كرد و خیلی از مسائل حل شد. از جمله زمینه برای ورود سرمایه و تكنولوژی خارجی در ایران ایجاد شد و تحول عظیمی در كشور به وجود آمد كه نمونهاش تأسیس عسلویه و پارس جنوبی و بسیاری از طرحهای مهم است. در عرصههای بینالمللی و سیاست داخلی هم تحولات درخور توجهی پدید آمد.
رئیس بنیاد باران در ادامه گفت: بعد از آن درآمدهای نفتی شگفتانگیزی طی سه سال گذشته برای كشور حاصل شد كه سابقه نداشت. جا دارد بپرسیم با این درآمد چه تحولی در كشور رخ داده است؟
وی تصریح كرد: به نظر ما آمد كه بهترین كار در عرصه عدالت اجتماعی گسترش و تقویت تأمین اجتماعی در كشور بود كه قانون وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و ایجاد این وزارت تصویب و اجرا شد و اگر این روند ادامه پیدا میكرد، با وجود درآمدهای هنگفت مردم زیر چتر تأمین اجتماعی میآمدند؛ هم سربلند بودند و هم مشكلاتشان كمتر میشد.
سیدمحمد خاتمی افتخار انقلاب اسلامی را به طرح جمهوری اسلامی دانست و گفت: "در مقابل دیدگاههای تنگی كه از اسلام وجود داشت و دارد، اسلام مردمسالاری میخواهد" و افزود مردم ارباب كشور هستند و این یعنی توسعه سیاسی.
رئیس جمهور سابق كشورمان در ادامه گفت: در تمام دوران جنگ البته با محدودیتهایی كه بود، گرچه تا حدودی آزادیها و گشایشهای چند سال اول انقلاب محدود شد ولی باز هم روی حقوق و آزادیهای مردم، بهخصوص میزان بودن رأی آنان تأكید شد و در همین جهت عمل شد.
وی در ادامه با اشاره به رفتار امام خمینی(ره) در برگزاری انتخابات در سختترین شرایط گفت: امام حتی زیر بمباران نیز حاضر نشد انتخابات را برگزار نكند و یك بار كه میان وزارت كشور و شورای نگهبان اختلافی وجود داشت، با اعزام نماینده مسأله را به نفع مردم حل كردند.
سیدمحمد خاتمی تصریح كرد: در دوران امام هیچگاه نظارت استصوابی نداشتیم و بعد از امام این كار رویه شد. نظارت استصوابی یعنی اجرا و نه نظارت و بالاتر از آن با بعضی رفتارها یعنی قیمومیت. معتقدم اگر نظارت استصوابی نیز وجود دارد باید با چارچوب مردمسالاری سازگار باشد. یعنی نمیتوانیم كاری كنیم كه رای و خواست مردم یك طرف ولی سلیقه عدهای تعیینكننده همه چیز باشد.
رئیس مؤسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها با اشاره به رد صلاحیت گسترده اصلاحطلبان در انتخاباتهای اخیر گفت: در انتخابات گذشته مجلس دیدید چه كسانی و با چه اتهاماتی رد صلاحیت شدند. با اینكه اصلاحطلبان در تمام شهرستانها و تهران در 104 كرسی امكان رقابت داشتند و بسیاری از چهرههای شاخص رد شده بودند، امروز حدود 60 نفر آنها در مجلس هستند و اگر در 290 كرسی امكان رقابت داشتیم امروز تركیب مجلس چیز دیگری بود.
رئیس دولت اصلاحات خاطرنشان كرد: توسعه سیاسی ما توأم با توسعه اقتصادی و علمی و به عبارت دیگر توسعه همهجانبه و پایدار بود و در این زمینه گامهای خوبی برداشتیم. معتقدم بنده با اینكه بر دموكراسی، آزادی ، حق و حرمت مردم تكیه كرده و میكنم و تا خون در رگ دارم از آن دفاع میكنم، ما كه شعارمان توسعه همهجانبه بود و نه فقط توسعه سیاسی در برنامه اقتصادی موفقتر از برنامه سیاسی بودیم.
خاتمی با اشاره به ابلاغ سیاستهای كلی برنامه پنجم از سوی رهبری به دولت گفت: این روزها سیاستهایی كه رهبری برای برنامه پنجم ابلاغ فرمودند و جالب هم هست كه خیلی از آنها در برنامه چهارم هم بود، و ما بر اساس آن جلو میرفتیم، این امر قابل تأمل است كه چرا در این سیاستهای كلی در بعضی از جاها به امور ریز پرداخته شده است؟ علت ریز شدن این نیست كه بعضی سیاستها و برنامههایی كه جاری است مورد پسند نیست، بلكه برای این است كه سیاستها طوری تنظیم و ابلاغ شده كه دستگاه اجرایی موظف شود منضبطتر و قابل محاسبهتر جركت كند و نه اینكه فقط شعار دهد و بعد به آنها عمل نكند.
سیدمحمد خاتمی تاكید كرد: معتقدم اگر برنامه چهارم با این درآمد نفتی كه در سالهای اخیر داشتیم درست اجرا شده بود، مطمئن بودم اهداف چشمانداز نه در 20 سال كه در 10 سال تحقق پیدا میكرد و امروز معتقدم نهتنها 4 سال جلو نرفتیم بلكه از 4 سال پیش هم عقبتر افتادهایم و این وضع نگرانكننده است.
وی گفت: كمهزینهترین و مطلوبترین وضع این بود که مسوولان و دستاندركاران متوجه شوند روند كنونی درست نیست و آن را اصلاح كنند. مگر اشكالی دارد از مردم عذرخواهی كنیم؟ اگر از مردم عذرخواهی كنیم، آنها میبخشند. ولی وقتی از آنها عذرخواهی نمیشود و این احساس نمیشود كه مسوولان تشخیص دادهاند كه روند كنونی غلط است، میگوییم باید اوضاع تغییر پیدا كند و این وظیفه اسلامی، انقلابی و ملی ماست. و این روند متناسب با شأن انقلاب و كشور ما نیست.
سیدمحمد خاتمی تصریح كرد انتخابات از جاهایی است كه همه باید نسبت به آن حساس باشیم.
به گزارش «موج سوم»، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» با اشاره به فعالیتهای صورت گرفته توسط این گروه گفت: «من بیش از آنکه به این فکر کنم که در انتخابات آینده چه خواهد شد، به چگونه حفظ کردن و بسط دادن حرکتی که عدهای جوان تحصیلکرده، دلسوز و پرانرژی آمدهاند و با خردمندی، اعتدال و واقعبینی و در عین حال با تکیه بر یک سری آرمانهایی که ارزشمند است، فارغ از اینکه برای خاتمی یا کس دیگری است، دور هم جمع شدند و با خلاقیت و جذابیت موجی ایجاد کردند و سرانجام هزاران نفر به مجمع مجازی و حقیقی آنها دل بستهاند، میاندیشم».
سیدمحمد خاتمی ضمن تأکید بر وجود حرکتی 150 ساله در ایران برای نیل به اهداف اصلاحطلبانه گفت: «ما از موضع دلبستگی به انقلاب و جمهوری اسلامی و آرمانهای صدساله این ملت است که به مسائل میپردازیم و اگر نقدی به وضعیت کنونی وارد میشود هم باید از همین موضع باشد؛ این آرمانها همانهاست که انقلاب اسلامی هم برای تحقق آنها به وقوع پیوست و ما معتقدیم هنوز کاملاً محقق نشدهاند که امری طبیعی است».
وی افزود: «هدف ما این است که پایههای انقلاب اسلامی مستحکم شوند و اصلاحات هم در واقع به معنای تلاش برای رسیدن به اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی است؛ چه اصلاحات در ساختار و چه در رفتار».
رییس بنیاد باران گفت: «قانون اساسی، اساس نظم جامعه است و مردم به آن رای دادهاند و ما هم به عنوان معتقدین به اندیشه اصلاحی از آن عدول نمیکنیم». وی افزود: «ولی میدانیم که اولاً این میثاق جمعی وحی منزل نیست و ثانیاً در خود قانون اساسی هم راههایی برای ایجاد تغییر و ترمیم آن پیشبینی شده است».
خاتمی افزود: «من هم همچون شما معتقدم که در حال حاضر بخش اعظم جامعه بر این باور است که روش ها و رویه های چند سال اخیر درست نیست و باید تغییر کند و چه بهتر که متصدیان امر خود پیشگام آن باشند، و البته انتخابات هم فرصتی است برای ملت که بتواند نظر و خواست خود را اظهار و تأمین کند».
رئیس جمهور سابق کشورمان تاکید کرد: «اینکه چه شخصی بیاید مهم نیست. بنده هم به هیچ وجه شخصاً خواستار آمدن در قدرت نیستم؛ ولی اگر لازم باشد از زیر بار مسئولیت شانه خالی نخواهم کرد و حتی اگر حنظل تلخ هم باشد از آن گریزی ندارم».
وی تصریح کرد: «منظور ما از نجات کشور، نجاتی است که ملت ایران ظرف 150 سال اخیر به آن میاندیشیده است؛ انقلاب اسلامی هم برای آن تحقق پیدا کرده است و اتفاقاً نجات در تحقق جمهوری اسلامی است و راه را برای اینکه به اهدافی که داریم برسیم آسان میکند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد: «بنده معتقدم هنوز به آرمانهای انقلاب نرسیدهایم؛ اگر رسیدهایم، دیگر "سند چشمانداز بیستساله" معنا ندارد؛ ضمن آنکه اهداف چشمانداز که ارزشمند است، پایینتر از آرمان نهایی است که ما در انقلاب میخواستیم و آن الگو شدن در دنیا بود».
رییس جمهور سابق کشورمان در ادامه با طرح این پرسش که آیا میتوانیم مدلی را عرضه نماییم که واجد تمام مزایای زندگی امروز از جمله آزادی، حقوق بشر، حرمت انسان، علم و تکنولوژی باشد و در عین حال اخلاق و معیارهای دینی و معنوی کارساز که به انسان جهت میدهد را داشته باشد؟ خاطر نشان کرد: «آرمان ما این است و برای رسیدن به آن نیاز به زمان داریم. بنابراین جنبشی به سوی آرمان وجود دارد و برای رفتن به سوی آن آرمانها میخواهیم پایههای جمهوری اسلامی مستحکمتر شود».
رییس موسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها گفت: «قدرت ساماندهی "موج سوم" در ماههای گذشته نشان داده است که این "پویش" میتواند یکی از گروههایی باشد که دست به ساماندهی در این جامعه آشفته و نگران بزند.»
وی اضافه کرد: «فعالیتهای مؤثر و متنوع موج سوم در نظر من بسیار ارزشمند است و باید بسط و گسترش یابد.» رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: «اما کاش نام این کمپین به نام من گره نخورده بود و این گروه در جهت تبیین و بیان اهداف و ارزشها و هدایت در جامعه فعالیت میکرد که البته تحقق این مهم مستلزم برنامهریزی و هدفسازی بلندمدت است و برای این کار باید با تغذیه فکری، از سازوکارهای حضور اجتماعی در جامعه و نقشآفرینی در عرصههای مختلف و شناسایی نیروهای خلاق از بین اعضا برای آینده کشور استفاده کرد».
خاتمی در بخش دیگری از این دیدار در پاسخ به این پرسش اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» که «آیا صدای جامعه و خردجمعی نخبگان به گوش شما رسیده است؟»، گفت: «من صدای طیف وسیعی از نخبگان و ایرانیان را از جمله از طریق موج سوم شنیدهام و حتی صدای جامعه و تودههای مردم نیز در خلال پارهای از فعالیتهای متنوعی که در متن جامعه دارم به من رسیده است. بدانید که این دعوت مردم را جدی گرفتهام؛ چه بیایم و چه نیایم.»
خاتمی همچنین هنگامیکه اعضای هسته مرکزی «پویش» از او خواستند تا درباره نامزدی خود خبری به مخاطبان سایت «موج سوم» و 8 هزار نفر اعضاء و هشتاد هزار نفری که تاکنون طومارهای پویش را امضا کردهاند بدهد، به این توضیح اکتفا کرد که: «آنچه مسلم است اینکه به خاطر مصلحت نظام و ایرانیان خواستار تحول و تغییر سبک مدیریتی کنونی هستیم و در این راه هر کاری از دستمان بر بیاید انجام خواهیم داد. البته این نه بدان معنی است که شخص من بالضروره باید بیایم.»
خاتمی تصریح کرد: «برای انتخابات باید آگاهی جامعه را بالا ببریم و با یک جریان مستمر بتوانیم اثرگذار باشیم، نه اینکه فقط به ایجاد موج در جامعه که طبعاً معطوف به شخص خاصی و گره خورده با احساسات است اکتفاء کنیم چون اگر در آینده آن فرد بنا به دلایلی نخواهد یا نتواند بیاید کار مشکل خواهد شد».
وی در پایان خاطرنشان کرد: «جریان اصلاحات نهتنها در ایران بلکه در دنیای اسلام میتواند اثرگذار باشد؛ زیرا آنها تشنه الگویی هستند که هم بر دین تکیه دارد و هم بر پیشرفت و آزادی؛ الگویی که بتواند به آنها اندیشه بدهد و برایشان منشا حرکت باشد.»
در ابتدای این دیدار اعضای هسته مرکزی «پویش دعوت از خاتمی» ضمن ارائه گزارشی از فعالیتهای بیست و دوگانهی «پویش» با طرح ادله خود برای دعوت از سیدمحمد خاتمی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری آتی، از او خواستند هر چه سریعتر و مصممتر حضور خود را اعلام کند.