| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
16
|
61
|
91/3/10 (13:53)
|
|
||
|
|
727
|
1312
|
91/3/10 (13:51)
|
|
||
|
|
175
|
245
|
91/3/10 (12:41)
|
|
||
|
|
1168
|
6102
|
91/3/9 (13:59)
|
|
||
|
|
1130
|
4768
|
91/3/2 (23:52)
|
|
||
|
|
13
|
39
|
91/3/10 (13:41)
|
|
||
|
|
176
|
68
|
91/3/10 (03:34)
|
|
||
|
|
1258
|
1103
|
91/3/9 (19:34)
|
|
||
|
|
1873
|
984
|
91/3/9 (19:21)
|
|
||
|
|
949
|
1769
|
91/3/7 (22:14)
|
|
||
|
|
1704
|
3884
|
91/3/10 (12:45)
|
|
||
|
|
26
|
41
|
91/3/10 (12:27)
|
|
||
|
|
1159
|
2388
|
91/3/10 (10:23)
|
|
||
|
|
423
|
665
|
91/3/10 (09:12)
|
|
||
|
|
1096
|
1095
|
91/3/10 (07:01)
|
|
||
|
|
289
|
406
|
91/3/10 (01:03)
|
|
||
|
|
1760
|
4778
|
91/3/9 (21:21)
|
|
||
|
|
1613
|
120
|
91/3/9 (12:24)
|
|
||
|
|
377
|
1804
|
91/3/9 (02:28)
|
|
||
|
|
258
|
874
|
91/3/8 (23:48)
|
|
کم کم ماه رجب داره از راه میرسه و ما همچنان مثل همیشه منتظریم که ماه رجب بیاد و استغفار کنیم و آمرزیده بشیم ولی آیا تلاش کردیم که گناه نکنیم ؟
خدایا به حق این ماه و لحظات و ساعاتی که پیش رو داریم کمکمون کن تا بتونیم از لحظه به لحظه این زمان طلایی استفاده کنیم و بندگی کنیم و یه بنده واقعی برای همیشه بشیم و آدم بشیم
الهم الرزقنا توفیق الطاعه
الهم ادبنا بآداب المهدی و خلقنا به اخلاق المهدی وجعلنا من الفائزین بلقاءالمهدی وجعلنا من انصاره و اعوانه و شیعته والمستشهدین بین یدیه بحق محمد واله
آموزش:
برای آموزش اصول و فنون نویسندگی راههای گوناگونی وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتنداز:
الف ) خواندن کتابهای آموزشی مناسب:
بحمدا..
امروزه کتابهای مناسبی که اصول و فنون داستان نویسی را آموزش میدهند کم
نیست، اما شاید هنوز هم بتوان گفت: کتاب « هنر داستان نویسی، اثر« ابراهیم
یونسی»، یکی ازمهم ترین منابع آموزش است. کتابهای فراوان دیگری نیز در
کتابخانهها و کتابفروشیها موجود است که علاقه مندان میتوانند آنها را
مطالعه نمایند و از هر کدام گل برچینند.
نکتهی مهمّی که برای علاقه
مندان به داستان نویسی حائز اهمّیت است این است که کتابهای حاوی اصول و
فنون داستان نویسی بسیار خوب اند امّا زمان و وقت خواندنشان بسیار مهم است
زیرا برخی صاحب نظران معتقدند نویسندهی مبتدی ابتدا باید حدّاقل چند جلد
از اینگونه کتابها را بخواند سپس برای نوشتن اقدام کند. اما عده یی دیگری
از صاحب نظران معتقدند که اگر کسی اول داستان مورد علاقه اش را بنویسد و
بعد برای بالا بردن دانش ادبی و تکنیکی اش ! به این کتابها رجوع کند
مفیدتر است.
با کمی دقت متّوجه میشویم که ماحصل نظرات هر دو گروه این
است که علاقه مندان به نویسندگی باید مطالعه کنند نویسندگان برجسته براین
عقیدهاند که ؛ یک نویسنده محکوم به مطالعه است!»
ب) خواندن داستانهای مناسب و دیگرمقولههای نوشتاری مانند: گزارش، مقاله، خاطره، سفرنامه، زندگی نامه، فیلم نامه و...:
بدیهی
است اگر نویسندهای هم زمان با مطالعهی کتابهای مرتبط با اصول و فنون
داستان نویسی و تلاش برای نوشتن و خلق اثری از خود ،داستانها و اثرهای خلق
شدهی دیگرا ن را مطالعه کند و آنها را با نوشتههای خود مقایسه نماید به
پیشرفت خود کمک شایانی کرده است و بنابراین یک نویسندهی عاقل همیشه باید
در فکر به دست آوردن داستانهای شاخص ،جالب و مستحکم از نویسندگان بزرگ و
کوچک باشد و با دقت، حدّاقل بعضی از آنها را شکار و مطالعه نماید.
ج ) شرکت در کارگاههای آموزشی:
معمولاً
در کارگاههای آموزشی، داستانهای خوب و حتّی بد ! خوانده میشود و مورد نقد
و تجزیه و تحلیل قرار میگیرد که شنوندهی هوشیار و زیرک از دل گفت و
شنودهای نقّادانه این و آن میتواند بسیاری ازنکات مهم نویسندگی و اطلاعات
مرتبط با آن را درک کند و اندک اندک عیب و نقصهای نوشتهی خود را برطرف
نماید. بنابراین شرکت در کارگاههای آموزشی نیز برای کسانی که امکان حضور
در چنین کارگاه هایی را دارند غنیمت بزرگی محسوب میشود.
ازکجا شروع کنیم ؟ !
سئوال
دیگری که درذهن بسیاری از علاقه مندان به نویسندگی به ویژه هنر داستان
نویسی مطرح است این است که: برای نوشتن باید از کجا شروع کنیم ؟!
پاسخ
روشن است ! برای نوشتن باید دو چشم بینا و دو گوش شنوا داشته باشیم و موضوع
هایی رادر جای جای خانه و مدرسه و جامعه بیابیم و سعی کنیم آنها را به
داستان، مقاله، گزارش و... تبدیل کنیم.
امّا شاید یکی از آسان ترین
راهها برای شروع نوشتن به خصوص نوشتن داستان این باشد که سعی کنیم
خاطرههای شخصی خودمان را با حذف و اضافات به داستان تبدیل کنیم و تا جایی
که میتوانیم به آن ساختار داستانی بدهیم برخی نویسندگان اصطلاحی دارند که
میگویند: نویسنده، گاهی نوشتن را بهانه میکند تا از خود بنویسد! داستان
انواع گوناگونی دارد: مانند داستان بلند، داستان کوتاه، داستانک و. .. که
بسیاری از آنها ریشه در خاطرات شخصی نویسنده اش دارد. مانند داستانک زیر:
پستانک
مشغول تماشای فیلم سینمایی بودم. آنقدر از فیلم خوشم آمده بود که به شدت مجذوب آن شده بودم.
درست هنگامی که فیلم به جای حساس خودش رسیده بود مادرم مرا صدا زد و گفت:« برو پستانک برادرت را آب بکش و در دهانش بگذار. »
من
با بی میلی و عجله رفتم پستانک را شستم و همچنان که حواسم به تلویزیون
بود، به طرف برادر کوچکم رفتم که پستانک را در دهانش بگذارم، امّا ناگهان
با خندهی مادر و خواهرم متّوجه شدم که پستانک را در دهان پدرم گذاشتم که
گرم صحبت بود !!
ما صلح طلبیم
همسایهها
بیخ در بیخ روی حیاط کوچک خانهی ما نشسته بودند. پدر بزرگ خاطرات تلخ
آوارگی و اشغال رامی گفت. ناگهان احمد با عصایی که از قد خودش بلند تر بود،
لنگ لنگان وارد حیاط شد و نفش زنان و بریده وبریده گفت: سربازهای
اسراییلی... اردوگاه را... اشغال کردند...»
به سرعت همه از خانه بیرون
دویدند. سربازهای اسراییلی که بعداز گرد و خاک ماشین هایشان نمایان شدند
جلو آمدند و گفتند و «هر چه در خانه هایتان دارید بردارید و زود بیرون
بیایید، میخواهیم خراب کنیم!...»
اشک از چشمان زنها بیرون زد وکودکان و
پیرمردها مات ایستادند کمی بعد زنها و بچهها در حالی که آرام میگریستند
تند به طرف خانهها رفتند و فقط مرغها و خروسها و پرنده هایی که در
قفسهای پشت بام خانهها بود برداشتند و بیرون آمدند.
لحظاتی بعدبالُدر و بٌلدٌوزر و انفجارهای پیاپی همه جا با خاک یکسان شد.
* شب، رییس جمهور و نخست وزیر اسراییل در سخنرانی هایشان گفتند:« ما صلح طلبیم »
غنچه دست در دست گل، می رفت كه اسرار گل بودن را یاد بگیرد.
..... كه ناگهان سیلی باد، گل را به زمین كوفت. غنچه بهت زده به رد قرمز روی زمین نگریست...و...گلـــ... پژمرد....
حال هر گاه غنچه از آنجا می گذرد، یاد آن روز می افتد. یاد سیلی، یاد گل، یاد مادر، یاد زهرا
یا زهرا سلام الله علیها
وارد شدن در هر رشته ای نیازمند وجود یك زمینه قبلی در شخص داوطلب است.پیش زمینه عالم هنر نیز به اعتقاد عده ای وجود «هوش» و «حساسیت» در شخصی است كه می خواهد به این وادی قدم بگذارد. یك مطالعه سطحی در زندگی هنرمندان اصیل و مشهور جهان نشان می دهد كه آنها از این دو ویژگی برخوردار بوده اند.
منظور ازهوش، داشتن بهره هوشی بالاتر از متوسط و مقصود از حساسیت، داشتن آنتنهای حسی قوی و تیزتر یك فرد نسبت به پیرامون خود در مقایسه با افراد دیگر است به طوری كه فرد در قبال مسائل و اتفاقاتی كه در پیرامون او و جهان رخ می دهد عكس العملهایی به مراتب عمیقتر و گسترده تر نشان می دهد.در برابر حوادث مختلف بسته به نوع آن مانند بچه ها از شادی لبریز یا مانند زنان به سادگی اشك بریزد و یا مانند افراد زود رنج و كم تحمل از عمق وجود خشمگین شود و از شدت خشم همه چیز را به هم بریزد.
هوش و احساس کامل دو عنصر لازم برای ورود به عرصه هنر است
وقتی مجموعه متناسبی از این دو عامل در شخصی جمع شد و با یك ذوق تربیت یافته هنری همراه شد، ما شاهد یك «هنرمند بالقوه» خواهیم بود، یعنی هنرمندی كه تنها استعدادهنری دارد اما هنوز این استعداد به عرصه ظهور نرسیده است. برای بالفعل شدن این استعداد مطالعه، تحقیق وتمرین بسیار زیاد تا حد اشباع شدن در آن رشته خاص باید انجام گیرد تا فرد فوت و فنها و چم و خمهای آن رشته را به خوبی فرا بگیرد تا كاملابر آن فنون مسلط و سوار شود.
برای قصه نویس شدن نیز باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است. یعنی وقت گذاشتن و به قول قدیمیها دود چراغ خوردن وشب بیداری ها وگذشتن از بسیاری از تفریحات و مشغولیتهای دیگر.
برای قصه نویس شدن باید مراحلی طی شود كه از آن جمله خواندن هزاران داستان است
در این راه میان بر وجود ندارد باید تمام راه را رفت و آن هم پیاده تا به سر منزل مقصود رسید. تحمل این رنجها نه تنها در مراحل ابتدایی آن وجود دارد بلكه تا رسیدن به مرحله پختگی و كمال نیز باید ادامه یابد.
در باره رمان عظیم حدودا دوهزار صفحه ای «جنگ وصلح» اثر «لئو تولستوی» نوشته اند كه او آن را هفت بار پاكنویس كرد. حال آنكه دنیا او را از نوابغ كم نظیر عالم ادبیات می داند.
«ارنست همینگوی» می گوید داستان «پیرمرد و دریا» را بیش از دویست بار باز نویسی كرده است. غرض آنكه خوش باوری و ساده انگاری است كه كسی گمان كند بدون كوشش و تلاش بسیار و تنها با داشتن ذوق واستعداد هنری می تواند در این راه به جایی برسد و یك شبه ره صد ساله را بپیماید و به قله های موفقیت دست یابد. پس كار خود را با خواندن داستانهای مختلف وبرگزیده شروع می كنیم.
كسی كه می خواهد قصه نویس خوبی شود حتما باید از همان دوران كودكی قصه بخواند و خیلی زیاد هم بخواند. اما این تاكید نباید كسی را به اشتباه بیندازد كه مطالعه چنین شخصی تنها باید به قصه محدود شود. موضوع كار قصه نویس انسان و زندگی است. انسان یك موجود چند بعدی است و در مسیر زندگی خود با كل هستی در ارتباط بده و بستان متقابل است.
پس نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند. او تاریخ و گذشته ای دارد و در این سیر تاریخی شكستها و پیروزیهایی را پشت سر گذاشته، آزمایشها و خطاهایی كرده، خام بوده و پخته شده تا به صورت امروزی در آمده است. پس نویسنده لازم است چیزی از تاریخ زندگی نوع انسان، تاریخ نژاد و كشورش و آداب و رسوم ملت خود بداند.
نویسنده برای طرح درست ودقیق و كامل انسان در قصه هایش مجبور است به شناختی كامل از هستی، جهان، طبیعت، خود و سایر موجودات دست پیدا كند
از دیگر سو، انسان تنها بعد مادی و جسمانی ندارد و دارای جنبه ای عمیقتر و پیچیده تر ـ كه از آن به بخش روحی ومعنوی یاد می كنند ـ است و باید این جنبه را هم به خوبی شناخته و مطالعاتی نیز در این زمینه داشته باشد.
از جمله یك نویسنده باید در زمینه های مذهبی، سیاسی، اجتماعی، روان شناسی و مردم شناسی وغیره مطالعات عمیقی انجام دهد.
پس از طی این مراحل او بایدبا دید و زاویه ای جدید به پیرامون خود نگریسته و جنبه های جدیدی از موضوعات را كشف كند. او باید بتواند بر آفت بزرگ «عادت» و «روز مرگی» غلبه كند و هیچ چیز را عادی و معمولی تصور نكند بلكه به هر چیز و هر كس چنان نگاه كند كه گویی اولین بار است آن را می بیند. آنگاه است كه در میان همین جریانها و پدیده های از نظر دیگران معمولی زندگی، چیزهایی را خواهد دید و كشف خواهد كرد كه بقیه متوجه آنها نشده اند.
یكی از قصه نویسان مشهور می گوید:
آنچه را كه انسان می خواهد در قصه بیان كند، باید مدتی دراز و با دقت فراوان نگاه كند، تا بتواند جنبه ای از آن را پیدا كند كه پیش از آن به وسیله هیچ كسی گفته نشده باشد
لئو تولستوی، نویسنده شهیر روسی می گوید: «هنر انتقال احساس تجربه شده است.»
یعنی در واقع، یك اثر هنری از زمانی شروع به آفریده شدن می كند كه هنرمند در چار چوب یكی از قالبهای هنری، دست به كار انتقال احساسی كه خود پیشتر به ژرفترین شكل ممكن آن را تجربه كرده است، به مخاطبانش می شود.
اگر هنرمندی به شرح و وصف و تجسم چیزها و حسهایی كه خود با آنها آشنایی عمیق و بی واسطه ندارد، بپردازد حاصل كارش نمی تواند دارای اصالت هنری لازم باشد. به همین سبب نیز، اثر مخلوق او، تا ثیری را كه لازمه یك اثر هنری ارزشمند است برمخاطبانش نخواهد گذاشت .
بعد دیگر كار، به عشق و علاقه هنرمند به موضوع و عناصر كارش ارتباط پیدا می كند. به بیانی دیگر:
شرط رسیدن برای جذاب و مؤثر از كار در آمدن یك اثر هنری، آن است كه هنرمند، تا خود به شدت تحت تاثیر موضوعی قرار نگیرد در صدد خلق اثری در آن باره بر نیاید
زیرا:
«ذات نایافته از هستی بخش
كی تواند كه شود هستی بخش»
و سخن تنها آن زمان كه از دل بر آید، بر دل می نشیند.
***
ادامه دارد ...
نوشته محمدرضا سرشار
برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار
یك نثر خوب مثل یك بنای زیبا و مستحكم است كه در آن هیچ چیز نابجا و زایدی وجود ندارد. همه چیز به جای خود و به اندازه است به همین علت است كه می گویند در یك نثر هنری اصیل هیچ چیز اتفاقی و تصادفی نیست.
2 - تازگی و زنده بودن:
یك نویسنده باید از تعبیرات و تشبیهاتی استفاده كند كه زنده و معاصر با زبان قصه باشد نه تعبیراتی كه در گذشته استفاده می شده و امروزه به كار نمی رود. مانند روی زیبا كه در هزار سال پیش به ماه آسمان تشبیه می شده و حال بر اثر استعمال مكرر تازگی خود را از دست داده و از آن روح، انرژی و بار عاطفی خالی شده است. پس در یك نثر داستانی اصیل و خوب باید از تشبیهات بكر و دست اول استفاده كرد.
3- بی پیرایگی:
از ویژگیهای مثبت یك نثر داستانی خوب این است كه خواننده در عین دریافت آن مواردی كه منظور نظر نویسنده است، وجود چیزی به نام نثر جدای از داستان را احساس نكند. باید همانند هوایی كه تمام اطراف ما را احاطه كرده و زندگی ما در لحظه لحظه اش به آن وابسته است، نثر داستان هم باشد و نباشد؛ تاثیر بگذارد ولی دیده نشود و تنها زمانی به وجود آن پی ببریم كه اختلالی در جریان طبیعی آن به وجود بیاید. نباید با تكلف و پیچیدگی نوشت بلكه ساده و روان ولی در عین حال زیبا نوشت.
4 - ایجاز:
ایجاز همان كم گفتن و گزیده گفتن است. یعنی نویسنده آنقدر بر زبان مسلط باشد كه با كمترین كلمات بیشترین مقصود ممكن را برساند و نوشته اش چیزی اضافه نداشته باشد. نگاه كنید كه سعدی با تعداد كمی كلمه چقدر مطلب بیان كرده است حال آنكه اگر بخواهید همین چند سطر را معنی كنید مجبورید تعداد كلماتی به مراتب بیشتر از این مصرف كنید : -- «منت خدای عز و جل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت.»
5 - یكدستی نثر :
هماهنگی یا یكدست بودن نثر نیز از امتیازات یك قصه خوب است. منظور از یكدستی این نیست كه نوشته از آغاز تا پایان یك آهنگ ثابت و یكنواخت داشته باشد. به عكس یك قصه هنری قصه ای است كه آهنگ نثرش با آهنگ حركت داستان و ماجراهای آن همخوانی داشته باشد. به عبارت دیگر ارتباط نثر با صحنه ها و حوادث مختلف داستان درست مثل ارتباط موسیقی با آواز در یك سرود است. در داستان گاه اوضاع آرام است و زمانی ماجراهای تند و هیجان انگیز اتفاق می افتد. صحنه ای خشونت آمیز است و صحنه ای دیگر حالتی عاطفی و تاثر انگیز دارد. نثر قصه اگر بخواهد یكنواخت باشد نثر فنی موفقی نخواهد بود ولی باید نثری یكدست و روان داشته باشد.
6 - تناسب نثر با موضوع قصه:
هر قصه ای نثر مخصوص به خود را می طلبد. مثلا یك قصه تاریخی مربوط به هزار سال پیش نثر ی را می طلبد كه مناسب قصه امروزی نیست. همچنان كه در نوشتن یك قصه احساسی و عاطفی باید طوری نوشت و در یك قصه خشن جنایی – پلیسی یك طور دیگر یا در یك داستان فكاهی و طنز آمیز باید نثری مخصوص را به كار برد.
در داستانهای تخیلی به دلیل بی زمان و مكان بودن هر چه نثر غریبتر و غیر آشناتر باشد بهتر است و داستان جالبتر می شود.
7 - غنا:
هر زبانی به طور معمول دارای دهها هزار كلمه مختلف است و در آن، برای بیان یك موضوع گاه چندین كلمه متفاوت وجود دارد. نویسنده ای كه حافظه اش گنجینه ای غنی از لغات دارد، نثری می آفریند كه از تكرارهای زیان آور و فقر لغت بری است. حال آنكه نویسندگان بی مایه، تعداد معدودی لغت بیشتر ندارند كه از زیادی استعمال در نوشته توی ذوق می زند.
از سوی دیگر فرهنگ عامیانه و ادبیات هر كشوری لبریز از تكیه كلامها، ضرب المثلها، كنایه ها و تشبیهات است كه به آن زیبایی و غنا می بخشد. نویسنده باید بر این فرهنگ و ادبیات مسلط باشد تا بتواند نثر خود را از خشكی و بی روحی و یكنواختی نجات دهد و به آن غنا ببخشد.
چکیده :
انتخاب صحیح و دقیق كلمات ، تازگی و زنده بودن ، بدون تکلف و بدون پیچیدگی ، کم گفتن و گزیده گفتن ، یکدست بودن نثر ، تناسب نوع نثر با موضوع داستان ، و استفاده از واژه های مناسب و بهره گیری از غنای ادبی موجود در فرهنگ از ویژگیهای بارز یک نثر داستانی مناسب و خوب است .
نوشته محمدرضا سرشار
برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار
موضوعی كه بناست محور یك داستان قرار گیرد اگر هیچ خصوصیت بارزی نداشته باشد، حداقل باید دارای نكته ای باشد كه آن را از موضوعهای معمولی و تكراری متمایز كند. عده ای قابل توجه از مردم داستان را برای تغییر ذائقه و ایجاد تنوع در زندگی خود می خوانند پس دور نیست كه در داستان به دنبال فرهنگها، فضاها و آدمهایی بگردند كه با آنچه پیوسته پیرامون خود می بینند متفاوت باشند. خواهان ماجراهایی باشند كه خود به سبب محدودیت های شخصی وشرایط خاص اجتماعی شان قادر به درگیر شدن با آنها نیستند و در یك كلام طالب داستانی هستند كه برای ساعتی ولو در عالم خیال نسیمی از تازگی بر زندگی آنها بوزاند و به هیجانشان بیاورد.
گروهی دیگر طالب دریافت شناختی عمیقتر از خود و دیگران و مشاركت در تجارب ناب عاطفی و احساسی همنوعان خویش از طریق داستان هستند. یا نگاه طنز آمیز به گوشه هایی از زندگی مردم می تواند برای عده زیادی از مردم جذاب باشد.
نویسنده ای كه در انتخاب موضوع داستانش و كار روی آن به این موارد و خواستهای مخاطبانش بی توجه باشد، متقابلا نباید از آنان توقع استقبال و همدلی داشته باشد. نویسنده ای كه می خواهد هم در حد كافی خواننده داشته باشد و هم اثری فراتر از یك وسیله تفریحی و سرگرمی برای مخاطبان خود خلق كند باید مراقب باشد كه موضوع داستانش را با دقت كافی انتخاب نماید.





