userinfo close

  ,

جنبش سبز علوی


Alavi_Green_Movement

تاسیس: 14 آبان 1388  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کتایون محبّ اهل بیت - معاونان
امام صادق(ع) : ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما! با مردم نیکو سخن بگویید، و زب ادامه »
امام صادق(ع) :
ای گروه شیعه! زینت ما باشید نه باعث ملامت و سرزنش ما!
با مردم نیکو سخن بگویید، و زبانتان را حفظ کنید و آن را از زیاده روی و زشت گویی بازدارید.

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
298
89/3/13 (01:19)
254
1255
91/2/28 (11:59)
436
2110
90/12/16 (16:13)
1500
2858
91/3/10 (12:33)
192
469
91/3/10 (11:11)
263
321
91/3/10 (11:02)
416
1085
91/3/10 (10:43)
672
1330
91/3/9 (11:46)
364
1104
91/3/9 (11:35)
12
62
91/3/8 (13:38)
587
2140
91/3/7 (20:41)
279
1164
91/3/7 (19:36)
17
75
91/3/7 (11:57)
574
1569
91/3/5 (22:47)
1383
1934
91/3/3 (16:55)
137
440
91/2/30 (09:36)
293
892
91/2/30 (09:32)
490
1268
91/2/29 (10:28)
492
1800
91/2/25 (21:24)
526
1350
91/2/11 (21:53)

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo

تفسیر آیات نور -::-جنبش سبز علوی -::-

n56d04xyjv9252ekrsm.jpg

 

" قال رسول الله :          
       
لَا یـُعَذِبُ قـَلباً وَعَی ألقـُرآن
          
خداوند دلی را که ظرف قرآن شود عذاب نمی کند "

" أَللهُمَ نـَوِّر قـُلوُبَنــَا بالقـــُرآن                            وَ زَیّــِـن أَخلاقـَنا بـِالقُرآن
وَ أَصلِـح اُمُورَنـــَا بالقـُــرآن                           وَأشفِ مَرَضَینـَا بـِالقـُـرآن "

g6g8eh8wiew5udaqcov1.jpg

خیر مقدم به شما كه مشتاق و تشنه ی نوشیدن قطرات زلال چشمه لایزال آیات وحی یكتای بی همتایید .  پس چه پسندیده خواهد بود  كه با وضو وارد شوید.   

در این بحث مجموعه پستهایی تحت عناوین تفاسیر آیات قرآن كریم به صورت موجز ، مختصر و البته معتبر قرار داده خواهد شد . قطعا اعتبار هر پست به درج منابع و مؤاخذ مطالب مربوط به همان پست می باشد و درج كننده ی پست باید به این مسئله دقّّت كافی مبذول نماید . درج پست برای همگان آزاد است امّا پستهای نامربوط و تفاسیر بدون منبع موثّق و خدای نكرده به رأی با عرض معذرت حذف خواهد شد . پیشنهاد می شود هر یك از عزیزان كه قصد قرار دادن پستهایی را در این بحث دارند نیّت و قصد قربـة الی الله نموده و مجموعه آیات متوالی از  سوره ای را كه به عنوان موضوع در قسمت اصلی بحث درج شده با در نظر گرفتن پستهای قبلی ارسال نموده و برای انتشار بهتر آن را داغ نمایند .  اعضای محترم می توانند پیشنهادات و نظرات خود را در بحث " انتقادات و پیشنهادات جنبش سبز علوی " مطرح نمایند .

امید كه حضور دراین مسیر مایه ی رشد و تكامل روحانی و موجب درك بركات روز افزون انس با تنها كتاب آسمانی بكر و دست نخورده عالم باشد ان شا الله .

 

موضوعات بررسی شده : سوره حجرات ، ملک ،اسراء.

موضوع : آیات سوره نور به همراه تفاسیر ( در هر پست یک آیه لطفا، مگر مفاهیم به هم مربوط و غیر قابل جداسازی باشد)

o1py0vqbirnzaomy1mn.jpg

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
192
همه را او آفریده است                                    
عكس-طبیعت.jpg

یُقَلِّبُ اللَّهُ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ إِنَّ فِى ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِى الْأَبْصَارِ(44)
 خداوند، شب و روز را جا به جا مى‏كند. همانا در این امر براى اهل‏بصیرت، عبرتى قطعى است.

 پیام‏ها:
 1- تغییرات و آمد و رفت شب و روز، تصادفى نیست، بلكه بر اساس نظامى دقیق استوار است. «یقلّب اللّه الّیل و النهار»
 2- پدیده‏هاى هستى عبرت انگیز است، درباره‏ى آنها تفكّر كنید. «لَعِبرة لاُولى الابصار»
 3- كسى كه اهل بصیرت باشد، مى‏تواند از همه‏ى زمانها و مكانها درس بگیرد. «الیل والنهار ... لاُولى الابصار»
 4- تشویق به تدبّر و نهى از سطحى‏نگرى، از سفارشات پى در پى قرآن است. «لعبرة لاولى الابصار»
 وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَآبَّةٍ مِّن مَّآءٍ فَمِنْهُم مَّن یَمْشِى عَلَى‏ بَطْنِهِ وَ مِنْهُم مَّن یَمْشِى عَلَى‏ رِجْلَیْنِ وَمِنْهُم مَّن یَمْشِى عَلَى‏ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشَآءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ (45)
 و خداوند هر جنبده‏اى را از آب آفرید، پس برخى از آنها بر شكم خویش راه مى‏رود و برخى بر دو پا راه مى‏رود و بعضى بر چهار پا راه مى‏رود. خداوند هر چه بخواهد مى‏آفریند، زیرا خدا بر هر چیزى تواناست.
 نكته‏ها:
 در این آیه، خداوند به اصناف حیوانات اشاره فرموده است: خزندگان، چرندگان و پرندگان.
 تفكّر در ساختمان وجودى حیوانات، گامى براى خداشناسى است. حضرت على علیه السلام در نهج‏البلاغه درباره‏ى برخى حیوانات از جمله طاووس ومورچه سخنانى آموزنده گفته است.
 این آیه بدنبال آیه قبل است; یعنى همان گونه كه جابجایى شب و روز براى اهل بصیرت عبرت‏آموز است، آفرینش همه حیوانات از آب نیز وسیله‏ى عبرت است.
 ممكن است تنوین در كلمه‏ى «ماء» به اصطلاح تنوین «تنویع» باشد، یعنى خداوند انواع موجودات را از انواع آبها و مایعات مناسب خود آفرید.(90)
 پیام‏ها:
 1- همه‏ى جنبنده‏ها با اراده‏ى او آفریده شده‏اند. «و اللّه خَلَقَ كلّ دابّة»
 2- اگر انسان در حركت و رشد معنوى نباشد، در حركت ظاهرى همچون دیگر جنبندگان خواهد بود. «یمشى، یمشى، یمشى»
 3- مادّه‏ى اصلى همه‏ى جنبنده‏ها آب است، «ماء» ولى قدرت‏نمایى خدا به گونه‏اى است كه از این مادّه‏ى ساده، این همه موجودات متنوّع خلق مى‏كند. «و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء فمنهم... و منهم... و منهم...»

88) تفسیر راهنما.
89) فروق اللغة.
90) بقره، 25.

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
191
باران هدیه ی پروردگار

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِى سَحَاباً ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُكَاماً فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلاَلِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَآءِ مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَآءُ وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَآءُ یَكَادُ سَنَابَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ (43)
 آیا ندیدى كه خداوند ابرها را به آرامى مى‏راند. سپس بین آنها پیوند برقرار مى‏كند. آن‏گاه آن را متراكم مى‏سازد. پس مى‏بینى كه باران از میان آن بیرون مى‏آید و خداوند از آسمان از ابرهائى همچون كوه، تگرگ فرو مى‏فرستد. پس آن را به هر كس بخواهد مى‏رساند و از هر كس بخواهد باز مى‏دارد. نزدیك است درخشندگى برق آن ابر، چشم‏ها را كور كند.

 نكته‏ها:
 «یُزجى» به معناى حركت آهسته همراه با دفع است. «بضاعة مزجاة» یعنى سرمایه‏اى كه كم‏كم قابل دفع و برگرداندن است.
 كلمه «رُكام» به معناى تراكم و «وَدق» به معناى باران است. كلمه‏ى «سَنا» به معناى درخشش است و «سَنا برق» یعنى درخشش برق.
 اگر كسى با هواپیما بالاتر از ابرها پرواز كند، مى‏بیند كه توده‏هاى ابر مثل كوه است و این از معجزات قرآن است كه 14 قرن قبل فرمود: «یُنزّل من السماء من جبال فیها من بَرَد» از كوهِ ابر، تگرگ مى‏فرستیم.
 پیام‏ها:
 1- سخن حقّ خود را با بیان نمونه‏ ها تثبیت كنید. «ولِلّه مُلك السموات... ألم‏تَرَ...»
 2- دقّت در آفرینش، بهترین راه شناخت خدا ومایه ‏ى عشق به اوست. «ألم تَرَ...»
 3- تمام حركت‏ها در جهان طبیعت، با قدرت و اراده‏ ى الهى و براى هدفى حكیمانه انجام مى‏ گیرد. «یُزجى، یؤلّف، یَجعله»
 4- عوامل طبیعى، مسیر تحقّق اراده‏ ى خداست، نه به جاى خدا. «یُزجى، یؤلّف، یَجعله، ینزّل»
 5 - بارش باران و تگرگ و مفید بودن یا مضرّ بودن آن به اراده خداست. «فیُصیب به مَن یشاء و یَصرفه عن مَن یشاء»
po1s0waekwi6nhwnobd.jpg

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
190
گوش کن .....تسبیح پرندگان را                               

vkt4klaa1hu7qkdgoo.jpg


أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهُ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِى السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَآفَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ (41)
 آیا ندیدى كه هر كه در آسمان‏ها و زمین است و پرندگان بال گشوده (در حال پرواز) براى خدا تسبیح مى‏گویند، و هر یك نیایش و تسبیح خود را مى‏داند؟ و خداوند به آنچه مى‏كنند داناست.
 وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ (42)
 و فرمانروایى آسمان‏ها و زمین، مخصوص خداست. و بازگشت (همه) به سوى اوست.

 نكته‏ها:
 ظاهر آیه همانطور است كه ترجمه شد، امّا ممكن است فاعل «عَلِمَ صلاته» خدا باشد، نه موجودات، كه در این صورت معناى آیه چنین مى‏شود: خداوند از نیایش و تسبیح همه‏ى موجودات آگاه است.
 قرآن، بارها مسأله‏ى تسبیح موجودات و سجده و نماز آنها را با صراحت بیان كرده و فرموده است: شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید.(88) از این آیات به دست مى‏آید كه علم و شعور، مخصوص انسان‏ها نیست. گرچه بعضى مفسّران تسبیح موجودات هستى را تسبیح تكوینى و زبان حال آفرینش دانسته‏اند، ولى ظاهر آیات بر خلاف این مطلب است.
 خداوند، در این آیه چند مرتبه به صورت غیر مستقیم، به انسان هشدار داده است:
 الف: موجودات آسمان و زمین و پرندگان در حال تسبیح هستند. چرا انسان غافل است؟!
 ب: تسبیح موجودات، آگاهانه است. چرا انسان در نماز حضور قلب ندارد؟!
 ج: پرندگان، هنگام پرواز در هوا در حال تسبیح و نمازند، امّا برخى انسان‏ها هنگام پرواز در آسمان، در حال غفلت و مستى به سر مى‏برند!
 در روایات مى‏خوانیم: امام صادق علیه السلام هنگامى كه صداى گنجشكى را شنید فرمود: این پرنده مشغول دعا و تسبیح است.(89)
 پیام‏ها:
 1- تنها به خود نیندیشید، به اطراف خود هم بنگرید و در هستى نیز مطالعه و اندیشه كنید. «ألم تَرَ»
 2- در میان موجودات هستى، پرندگان، آن هم در حال پرواز، توجّه خاصّى به خدا دارند. «و الطّیر صافّات»
 3- همه‏ى موجودات هستى، شعور دارند ونماز و تسبیح موجودات، آگاهانه است. «كلّ قد عَلِم صلاته»
 4- نماز، در صورتى ارزش دارد كه نمازگزار بداند چه مى‏گوید و چه مى‏كند. «كلّ قد علم صلاته»
 5 - نماز و تسبیح هر موجودى به صورت خاصّى است. «صلاته و تَسبیحه»
 6- خداوند، بر جزئیات تمام هستى آگاه است. «علیم بما یفعلون»
 7- نظام هستى، هم فرمانروا دارد; «ولِلّه مُلك...» و هم هدفدار است. «و الى اللّه المصیر»

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
189
بی چاره بی خدا ،بی نور خواهد بود                        
 4-11-88allah.jpeg                      


أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِى بَحْرٍ لُّجِّىٍ‏ّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَآ أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَرَاهَا وَ مَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ (40)
 یا همچون ظلماتى است در دریاى عمیق و متلاطم كه موجى بزرگ آن را مى‏پوشاند، روى آن، موج دیگرى است و بالاى آن ابرى، ظلماتى است تو در تو (كه كافر در آن‏ها غرق شده است) هنگامى كه دست خود را (براى نجات) برآورد، كسى آن را نمى‏بیند (تا نجاتش دهد). و براى هر كس كه خداوند نورى قرار ندهد، هیچ نورى براى او نخواهد بود.

 نكته‏ها:
 كافر عادّى به اسلام نزدیك است، و امیدى به بازگشت او هست، مانند كدورت ساده‏اى كه میان دو نفر وجود دارد و كار آن دو به صلح و آشتى نزدیك است. امّا كافرانى كه در راه كفر، تلاش‏ها و اعمال خلاف بسیارى دارند، برگشت آنان بسیار سخت است. كافرى كه در عقیده‏اش اصرار ورزیده و به دنبال كفرش، حقّ را تحقیر و جنگ‏ها كرده و بودجه‏ها خرج نموده و افرادى را دور خود گرد آورده و به این عنوان معروف شده است، بازگشت او به دامن اسلام بسیار سخت و بعید است. زیرا هر تلاش او، موجى از ظلمت بر موج‏هاى قبل افزوده و اعمال كفرآلودش، كفر او را محكم‏تر ساخته است.
 اعمال كفّار به جاى این كه راه را براى آنان باز كند، گمراه‏ترشان مى‏كند و حجابى روى حجاب‏هاى قبلى است. نظیر آیه‏ى «والّذین كفروا اولیائهم الطاغوت یُخرجونَهم من النّور الى الظلمات...»(87)
 پیام‏ها:
 1- باید از الگوهاى مثبت و منفى، هر دو سخن گفت. (الگوى مثبت; «رجالٌ لاتُلهیهِم...» و الگوى منفى: «والّذین كفروا... او كظلمات...»
 2- در برابر نور الهى (آیه 35) كه «نورٌ على نور» بود، در این آیه سخن از ظلمت فوق ظلمت است. «ظلماتٌ بعضها فوقَ بعض»
 3- هر عملى از مؤمن، نور و هر عملى از كافر، ظلمت است. «اعمالهم... كظلمات»
 4- اعمال خوب كفّار، سراب واعمال بد آنها ظلمات است. «كسَراب...او كظلمات»
 5 - علم و عقل، انسان را از نور وحى الهى بى‏نیاز نمى‏كنند. اگر نور الهى نباشد، هیچ نورى انسان را نجات نمى‏دهد. «فما له من نور»

 79) تفسیر نورالثقلین.
80) تفسیر روح‏المعانى.
81) بحار، ج‏23، ص‏326.
82) آل‏عمران، 41.
83) ق، 39.
84) تفسیر المیزان.
85) تفسیر نورالثقلین.
86) اسراء، 44.
87) تفسیر كبیرفخررازى، روح‏البیان.

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
188
دستهای خالی و داشته هایی که سراب بوده  در بیابان                        
MainThumb_112.gif
  
وَالَّذِینَ كَفَرُواْ أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْئَانُ مَآءً حَتَّى‏ إِذَا جَآءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ (39)
 اعمال كسانى كه كافر شدند همچون سرابى در بیابان است كه تشنه، آن را آب مى‏پندارد، تا آن هنگام كه به سراغ آن آمد آن را چیزى نیافت، و خدا را نزد خویش یافت كه حساب او را بى‏كم و كاست داده است و خداوند به سرعت به حساب‏ها مى‏رسد.

 نكته‏ها:
 كلمه «قِیعة» به معناى زمین مسطح و بزرگ همچون بیابان است و«ظَمأن» كسى را مى‏گویند كه عطشش زیاد باشد. كلمه «وَفّى‏» به معناى پاداش و كیفر كامل و بدون كم و كاست است.
 پیام‏ها:
 1- شرط قبولى عمل، داشتن ایمان است و سعادت انسان نیز در گرو ایمان است. «والّذین كفروا اعمالهم كسَراب» (كفر سبب حبط و پوچى عمل است)
 2- اعمال كفّار فریبنده است. «كسراب...» (به انگیزه‏ها بنگرید، نه به جلوه‏ها و ظاهر تلاش‏ها.)
 3- در تعلیم و تربیت، استفاده از مثال و تشبیه مؤثّر است. «اعمالهم كسراب...»
 4- قیامت، روزِ بُروز حقایق است. «لم یجده شیئا و وجد اللّه عنده»
 5 - سعادت‏خواهى، در فطرت همه انسان‏ها وجود دارد و انگیزه‏ى تمام حركت‏ها رسیدن به خیر است، لكن تفاوت در واقع‏بینى و خیال‏گرایى است. «یحسبه... ماءً»
 6- كفّار در قیامت، هیچ سرمایه‏اى ندارند. «لم یجده شیئاً»
 7- علاوه بر عقیده، اعمال انسان در سرنوشت او مؤثّر است. «لیَجزیَهم أحسن ما عملوا... اعمالهم كسراب...»
 8 - همه‏ ى مردم، روزى خدا را باور خواهند كرد. «و وجَدَ اللّه عنده»
 9- در قیامت، رسیدگى به حساب افراد هم كامل و دقیق است و هم سریع. «فوَفّاه حسابه... سریع الحساب» (برخلاف حسابرسى ‏هاى دنیوى كه یادقیق و كامل نیست و یا همراه معطّلى است.)
                                                                      


کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
187
روزی بی حساب                                          
                      الله.jpg          

لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ (38)
 تا خداوند به آنان به نیكوتر از آنچه كرده‏اند پاداش بدهد واز فضل و رحمت خویش بر پاداششان بیفزاید و خداوند هر كس را بخواهد بدون حساب روزى مى‏دهد.

 پیام‏ها:
 1- خداوند كم و كاستى‏هاى اعمال مردان خدا را جبران كرده و پاداش كامل به آنان مى‏دهد. «لِیجزیَهم اللّه أحسن ما عملوا»
 2- مردان خدا همواره در حال رشد بوده و ابعاد وجودى آنان گسترش مى‏یابد. «(یَزیدهم...» و نفرمود: «یزید لهم...»)
 3- پاداش را بیش از عمل بدهید. «و یزیدهم من فضله» (در اسلام سفارش شده است كه مزد را معیّن كنید، ولى هنگام پرداخت بیش از آن مقدار بدهید.)
 4- اگر از سود دنیا بگذرید، به سود بى‏حساب آخرت مى‏رسید. «لاتُلهیهم تجارة - واللّه یرزق ... بغیرحساب» (مراد از بى‏حساب، پاداشى فراوان و فوق انتظار است.)



کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
186
تاجری باش!از یاد خدا غافل نشو                        


رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَ إِیتَآءِ الزَّكَاةِ یَخَافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ (37)
 مردانى كه هیچ تجارت و معامله‏اى، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات، به خود مشغول نمى‏سازد، آنها از روزى كه در آن، دلها و چشم‏ها دگرگون مى‏شود، بیمناكند.

 نكته‏ها:
 «تجارت»، داد و ستد دایمى است كه براى به دست آوردن سود انجام مى‏گیرد، ولى «بیع» خرید و فروش مقطعى براى رفع نیازهاى زندگى است.(85)
 كلمه‏ى «رِجال» در این آیه شامل همه‏ى بندگان خدا مى‏شود، چه مرد و چه زن.
 در حدیث مى‏خوانیم: مراد از كسانى كه در این آیه از آنها یاد شده است، تجارى هستند كه با شنیدن صداى اذان، تجارت را رها مى‏كنند و به سوى نماز مى‏روند.(86)
 تجارت، تنها عاملى نیست كه انسان را سرگرم مى‏كند و از یاد خدا باز مى‏دارد، عوامل دیگرى نیز در قرآن كریم ذكر شده است، از جمله: تكاثر، آرزو، فرزند و دوست بد.
 پیام‏ها:
 1- كسانى كه تجارت آنان را غافل نكند، مردان بزرگى هستند. «(رجالٌ» با تنوین آمده كه علامت بزرگى و عظمت است)
 2- تلاش و اقتصاد منهاى یاد خدا، پوچ و بى‏ارزش است. «(لا تُلهیهم» به جاى «لاتمنعهم»، بیانگر آن است كه اگر به تجارت سرگرم واز نماز غافل شدى كار تو لهو، پوچ وبى‏ارزش است)
 3- تجارت و اقتصاد، لغزشگاه بزرگى است. «لا تُلهیهم تجارة»
 4- اگر ایمان و اراده‏ى قوى باشد، ابزار و وسائل اثرى ندارند. «لا تُلهیهم تجارة»
 5- بازار اسلامى، هنگام نماز باید تعطیل شود. «لا تُلهیهم تجارة»
 6- حتّى كارهاى حلال و مباح نباید انسان را از یاد خدا غافل كند، چه رسد به كارهاى مكروه و حرام. «لا تُلهیهم تجارة»
 7- ترك دنیا و تجارت، ارزش نیست، بلكه تجارت همراه با یاد خدا و نماز و زكات ارزش است. «لا تُلهیهم تجارة... عن ذكر اللّه و...» (مردان خدا براى زندگى مادّى خود تلاش مى‏كنند، ولى از آخرت غافل نیستند.)
 8 - ایمان به آخرت، دنیا را نزد انسان كوچك مى‏كند. «لا تُلهیهم... یخافون یوماً»
 9- با این كه نماز ذكر خداست، ولى به خاطر اهمیّت، جداگانه مطرح شده است. «ذكر اللّه و اقام الصلوة»
 10- نماز و زكات عِدل یكدیگرند و كسانى استحقاق ستایش دارند كه اهل هر دو باشند. «اَقام الصّلوة و ایتاء الزّكاة»
 11- دنیا، شما را از آخرت غافل نكند. «یَخافون یوماً»
 12- صحنه‏ هاى قیامت، چشم‏ها را خاشع و دلها را منقلب مى‏سازد. «تَتقلّب فیه القلوب والابصار»
 13- در قیامت، معیارها عوض مى‏شود. (آنچه در دنیا در دیده‏ها و دل‏ها جلوه مى‏كند، در آخرت به شكل دیگرى درمى‏آید. آنچه امروز به سوى آن مى‏رویم، فردا از آن فرار خواهیم كرد). «تَتَقلّب فیه القلوب والابصار»
 
1__D8_A7_D9_84_D9_84_D9_87-_D8_A7_D9_83_D8_A8_D8_B1.jpg

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
185
خانه هایی که  اجازه ی رفعت یافته اند               
1_masod_20nozari_20_1__20copy.jpg    

فِى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَالْأَصَالِ (36)
 (این نور هدایت) در خانه‏هایى است كه خداوند اذن داده رفعت یابند و نام او در آنها ذكر شود. در آنها بامدادان و شامگاهان او را تسبیح گویند.

 نكته‏ها:
 در زیارت جامعه خطاب به ائمّه معصومین‏علیهم السلام مى‏خوانیم: «جَعَلكم فى بیوتٍ أذِن اللّه أن تُرفع...» بنابراین حرم امامان معصوم‏علیهم السلام، یكى از مصادیق این آیه است.
 كلمه‏ى «ترفع» در آیه به معناى بلندى مكانى نیز مى‏تواند باشد، نظیر آیه‏ى «اذ یَرفع ابراهیم القواعِدَ من البیت و اسماعیل»(79) كه حضرت ابراهیم پایه‏هاى كعبه را بلند ساخت.
 امام باقرعلیه السلام فرمود: مراد از «بیوت» در این آیه، خانه‏هاى انبیا و حكما و امامان معصوم مى‏باشد.(80) و «ثعلبى» در تفسیر خود نقل مى‏كند: روزى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله مشغول تلاوت این آیه بود. ابوبكر برخاست و پرسید: آیا خانه‏ى فاطمه علیها السلام و على علیه السلام از مصادیق این آیه است؟ فرمود: آرى، از بهترین مصادیق این آیه است.(81)
 امام كاظم علیه السلام فرمود: مراد از «بالغدوّ و الآصال» در آیه، اوقات نماز است.(82)
 در فرهنگ قرآن، در موارد متعدّدى به جاى نماز، واژه تسبیح آمده است، مانند: «وسبّح بالعشىّ والابكار»(83)، (و سَبّح بحَمدِ ربّك قبلَ طلوع الشمس و قبل الغروب»(84)
 پیام‏ها:
 1- راهیابى به نور هدایت خداوند، با رفت و آمد به مساجد به دست مى‏آید. «اللّه نور... یهدى اللّه لنوره... فى بیوت...»
 2- بلند ساختن مساجد وكانون‏هاى عبادت مانعى ندارد. «أذن اللّه أن ترفع»
 3- مكان‏ها یكسان نیستند و بعضى از آنها، بر بعضى دیگر برترى دارند. «فى بیوت أذن اللّه أن تُرفَع»
 4- مساجد باید از هر جهت از خانه‏هاى دیگر بهتر و برتر باشند. «أن تُرفَع»
 5 - بزرگى و عظمت، مخصوص خدا و مواردى است كه او اجازه مى‏دهد. «أذن اللّه أن تُرفَع»
 6- اصل در استفاده از مساجد، نماز و ذكر خداست، نه مراسم دیگر. «یُذكرُ فیها اسمه»
 7- درهاى مسجد باید در اوقات نماز باز باشد و كسى حقّ ندارد آن را ببندد. «یسبّح له فیها بالغُدوّ و الآصال»
 8 - تسبیح خداوند، باید هر صبح و شام تكرار شود. «یسبّح... بالغُدوّ و الآصال» (عنصر زمان و مكان در
عبادت مؤثّر است.)

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
184
چقدر من این آیه اخری رو دوست دارم .
هر وقت می خونم بهم حس خیلی قشنگی دست می ده که قابل وصف نیست .

کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
183
الله......                                                              
Allah2.jpg



 
 أللَّهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَیْتُونَةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَكَادُ زَیْتُهَا یُضِى ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى‏ نُورٍ یَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَآءُ وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَىْ‏ءٍ عَلِیمٌ (35)
 خداوند، نور آسمان‏ها وزمین است. مَثَل نور او همچون چراغدانى است كه در آن چراغى (پر فروغ) باشد. آن چراغ در میان حبابى شیشه‏اى و آن شیشه همچون ستاره‏اى تابان و درخشان، چراغ از روغن درخت پر بركت زیتونى بر افروخته شده، كه نه شرقى است و نه غربى. (روغنش به قدرى صاف و شفّاف است) كه بدون تماس آتش نزدیك است (شعله‏ ور شود و) روشنى دهد. نورى است بر فراز نور دیگر. هر كس را خداوند بخواهد به نور خویش هدایت مى‏كند، و خداوند براى مردم مَثَل‏ها مى‏زند و به هر چیزى آگاه است.

 نكته‏ها:
 «نور» یعنى چیزى كه هم خودش روشن است و هم سبب روشنى اشیاى دیگر مى‏شود. در فرهنگ اسلام امورى به عنوان «نور» معرفى شده است: قرآن، علم، عقل، ایمان، هدایت، اسلام، پیامبر صلى الله علیه وآله و امامان معصوم ‏علیهم السلام.
 «مشكاة» یعنى چراغدان. «دُرّى» به معناى پر نور و پر فروغ است. «زِیت» روغن زیتون را گویند كه وسیله‏ ى روشنایى بوده است.
 اگر درخت زیتون در وسط باغ باشد، كه در تمام روز آفتاب بخورد، روغنش بهتر مى‏شود، ولى اگر در اطراف باغ و مزرعه باشد، یا در وقت صبح آفتاب دارد یا عصر. «زیتونةٍ لاشرقیّةٍ و لا غربیّة»
 «اللّه نور السموات و الارض» یعنى: خداوند هدایت كننده‏ ى آسمان و زمین است. چون هدایت آفرینش، در آیات دیگر نیز آمده است. «أعطى كل‏شى‏ء خلقه ثمّ هَدى»(77) وجمله‏ى «نورٌ على نور» به معناى هدایت‏هاى دایمى و پى در پى است و در پایان آیه نیز مى‏ فرماید: «یَهدى اللّه لنوره»
 قرآن در این آیه خداوند را به نور تشبیه نموده است. با مطالعه اجمالى روشن مى‏شود كه نور داراى خواص و ویژگى‏ هاى زیر است:
 1- نور، لطیف‏ترین موجود در جهان ماده و سرچشمه زیبائى‏ها و لطافت‏ها است.
 2- نور، بالاترین سرعت را در جهان ماده داراست و با سرعت سیصد هزار كیلومتر در ثانیه مى ‏تواند در یك چشم بر هم زدن (یعنى كمتر از یك ثانیه) كره زمین را هفت بار دور بزند، به همین دلیل مسافت‏هاى فوق ‏العاده عظیم و سرسام‏ آور نجومى را فقط با سرعت نور مى ‏سنجند و واحد سنجش آنها سال نورى است، یعنى مسافتى كه نور در یك سال مى ‏پیماید.
 3- نور، وسیله تبیین اجسام و مشاهده موجودات است، و بدون آن چیزى را نمى ‏توان دید، بنا بر این هم «ظاهر» است و هم «مظهر» (ظاهر كننده غیر).
 4- نور آفتاب كه مهم‏ترین نور در دنیاى ما است پرورش دهنده گلها و گیاهان بلكه رمز بقاى همه موجودات زنده است.
 5 - تمام انرژى‏ هاى موجود در محیط (به جز انرژى اتمى) همه از نور آفتاب سرچشمه مى ‏گیرد، حركت بادها، ریزش باران و جریان نهرها و آبشارها و بالاخره حركت همه موجودات زنده با كمى دقت به نور آفتاب منتهى مى‏ شود.
 سرچشمه گرما و حرارت و آنچه بستر موجودات را گرم نگه مى ‏دارد همان نور آفتاب است حتى گرمى آتش كه از چوب درختان و یا ذغال سنگ و یا نفت و مشتقات آن به دست مى‏ آید نیز از گرمى آفتاب است.
 6- نور آفتاب نابود كننده انواع میكروب‏ها و موجودات موذى است و اگر تابش این نور پر بركت نبود كره زمین، تبدیل به بیمارستان بزرگى مى ‏شد كه همه ساكنانش با مرگ دست به گریبان بودند.
 خلاصه هر چه در این پدیده عجیب عالم یعنى نور مى ‏نگریم و دقیق‏تر مى ‏شویم آثار گرانبها و بركات عظیم آن آشكارتر مى‏شود.
 امّا عجیب است كه بشر با این همه پیشرفت علمى از شناخت حقیقت نور كه یك امر مادى است عاجز مانده و آن وقت در پى شناخت ذات و حقیقت خداست و چه بسا این نیز یكى از وجوه تشبیه خدا به نور باشد.
 حال اگر بخواهیم براى ذات پاك خدا تشبیه و تمثیلى از موجودات حسى انتخاب كنیم (گر چه مقام با عظمت او از هر شبیه و نظیرى برتر است) آیا جز از واژه «نور» مى‏ توان استفاده كرد؟ همان خدایى كه پدید آورنده تمام هستى است، روشنى ‏بخش عالم است، همه موجودات به بركت او زنده ‏اند، و همه مخلوقات بر سر خوان نعمت او هستند كه اگر لحظه ‏اى لطف خود را از آنها باز گیرد همگى در ظلمت فنا و نیستى فرو مى‏ روند.
 جالب اینكه هر موجودى به هر نسبت با او ارتباط دارد به همان اندازه نورانیت كسب مى ‏كند:
 قرآن نور است چون كلام اوست.
 اسلام نور است چون آئین او است.
 پیامبران نورند چون فرستادگان اویند.
 امامان انوار الهى هستند چون حافظان آئین او بعد از پیامبرانند.
 ایمان نور است چون رمز پیوند با او است.
 علم نور است چون سبب آشنایى با او است.(78)
 پیام‏ها:
 1- هستى، فیض خداوند و پرتوى از نور اوست، قوام و بقاى هستى از اوست. «اللّه نور السموات...»
 2- نور خدا هم گسترده است و هم ثابت. (شیشه، هم نور را زیاد مى‏ كند و هم نور را از خاموش شدن حفظ مى ‏كند.) «المصباح فى زُجاجة»
 3- زیتون، درخت مباركى است. «شَجرةٍ مُباركةٍ زَیتونة»
 4- روشنى نور خدا از ذات اوست نه از جرقه‏ هاى بیرونى. «یَكاد زَیتُها یضى‏ء و لو لم‏تمسسهُ نار»
 5 - گرچه خداوند نور آسمان‏ها و زمین و مایه خلقت و هدایت همه هستى است، اما جایگاه او در زمین، دل‏هاى پاك و شفّاف افراد مؤمن است كه با نور ایمان برافروخته مى‏گردد و هرچه خلوص ایمان بیشتر باشد، تلألؤ بیشترى وارد. «یهدى اللّه لنوره من یشاء...»

77) تفسیر نمونه.
78) بقره، 127.



کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
182
همه نیازمند موعظه ایم                                             
n00456425-b.jpg

 وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَیْكُمْ ءَایَاتٍ مُّبَیِّنَاتٍ وَمَثَلاً مِّنَ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِینَ (34)

 همانا ما به سوى شما آیاتى روشنگر فرستادیم و از كسانى كه قبل از شما بودند نمونه‏ هایى برجسته پندى براى پرهیزكاران فرستادیم.

 پیام‏ها:
 1- خداوند با مردم اتمام حجّت مى‏كند. «اَنزلنا الیكم آیات مبیّنات»
 2- آیات قرآن، نور و روشنگر است. «آیات مبیّنات»
 3- تاریخ گذشتگان، چراغ راه آیندگان است. «مثلاً من الّذین خَلَوا من قبلكم»
 4- قرآن كتاب جامعى است. «آیات - مثلاً - موعظة»
 5 - پند پذیرى، دلى آماده مى ‏خواهد. «موعظةً للمتّقین»
 6- متّقین نیز به موعظه نیازمندند. «موعظةً للمتّقین»

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
181
نداشتن شرایط برای ازدواج مجوّز بی عفتّی نباشد                  

وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى‏ یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُواْ فَتَیَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَن یُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (33)
 و كسانى كه وسیله‏ ى ازدواج نمى‏یابند، پاكدامنى و عفت پیشه كنند، تا آن كه خداوند از كرم خویش، آنان را بى‏نیاز نماید. و هر كدام از غلامان و كنیزان شما كه خواهان بازخرید و آزادى (تدریجى) خود باشند، اگر در آنان خیر و شایستگى دیدید، تقاضاى آنان را بپذیرید و (براى كمك به آزاد شدن آنان) از مالى كه خدا به شما داده به آنان بدهید، و كنیزان خود را كه تصمیم بر پاكدامنى دارند، به خاطر رسیدن به مال دنیا به فحشا وادار نكنید، و هر كس آنان را مجبور كند، همانا خداوند براى آنان كه به اكراه وادار گشته ‏اند، بخشنده‏ ى مهربان است.
 نكته‏ ها:
 ابتدا باید سفارش كرد كه هركس مى‏تواند ازدواج كند، سپس به غیر متأهّلان سفارش عفت و پاكدامنى. (آیه «وانكحوا» قبل از آیه «ولیستعفف» آمده است)
 چنانكه در روایات آمده است: در جاهلیّت، كنیزان را براى كسب درآمد به فحشا وادار مى‏ كردند. لذا خداوند مى ‏فرماید: به جاى آنكه كنیزان را به گناه وادار كنید، زمینه ازدواج آنان را فراهم سازید.
 در مورد رفتار با اسیران جنگى، یكى از این چند راه را مى ‏توانیم پیش بگیریم:
 الف: همه‏ ى اسیران را یكجا آزاد كنیم، كه در این صورت، دوباره به جنگ باز مى ‏گردند.
 ب: همه را بكشیم، كه این، نشانه ‏ى سنگدلى خواهد بود.
 ج: اسرا را در منطقه ‏اى گرد آوریم و از بیت ‏المال مسلمانان، مخارج آنان را تأمین كنیم. (در این طرح، باید بى گناهان هزینه‏ ى مجرمان را بپردازند).
 د: آنها را میان مسلمانان تقسیم كنیم تا سیره‏ ى اسلام و مسلمانان را مشاهده كنند و به تدریج تحت تأثیر قرار گیرند و مسلمان شوند، سپس از راه‏هاى مختلف، آنها را آزاد كنیم، كه این طرح، بهترین است، و طرح اسلام نیز همین است.
 بگذریم كه نظام جنگ در آن زمان این بود كه اسیر جنگى را به عنوان برده مورد استفاده قرار مى‏ دادند و اسلام نیز مقابله به مثل مى ‏كرد، همان گونه كه امروز در دنیا اسیران را در اردوگاه‏ها قرار مى‏ دهند و ما نیز باید قوانین بین ‏المللى جنگ را تا آنجا كه منافاتى با مذهب ما نداشته باشد بپذیریم.
 پیام‏ها:
 1- دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نیست، صبر و عفّت لازم است. «ولیَستَعفف»
 2- هر كجا احساس خطر بیشتر باشد، سفارش مخصوص لازم است. «ولیَستَعفِف الّذین لایَجِدونَ نكاحا» (چون افراد غیر متأهل بیشتر از دیگران در معرض فحشا و منكر هستند، خداوند در فرمان به عفّت، آنان را مخاطب قرار داده است)
 3- اگر عفّت و تقوا داشته باشیم، خداوند ما را بى‏نیاز مى ‏كند. «ولیَستَعفِف... یُغنیهم اللّه» (جوانان بخاطر امكانات ازدواج، به سراغ تهیّه‏ ى مال از راه حرام نروند و عفّت و تقواى مالى از خود نشان دهند)
 4- در حفظ عفّت و پاكدامنى عمومى، هم باید جوانان خود را حفظ كنند، «و لیَستَعفف»، هم حكومت قیام كند «واَنكحوا الاَیامى»، و هم ثروتمندان جامعه به پاخیزند. «و آتوهم من مال اللّه»
 5 - در هر قراردادى حتّى با زیردستان خود، سند كتبى داشته باشید. «مما مَلَكت اَیمانكم فكاتِبوهم»
 6- قرارداد بازخرید زیردستان باید با علم به مصلحت آنان باشد. «فكاتبوهم اِن عَلِمتُم فیهم خَیراً»
 7- اسلام براى آزادى بردگان، طرح‏هاى مختلفى دارد. یكى از آنها قرارداد بازخرید است. «فكاتبوهم»
 8 - دارایى و اموال را از خود ندانید بلكه از خداست كه چند روزى امانت به شما داده است. «مال اللّه»
 9- ثروتمندان در قبال ازدواج جوانان، مسئولیّت بیشترى دارند. «و آتوهم من مال اللّه الّذى آتاكم»
 10- بردگان در بستن قرارداد، هم‏ طراز مالكان خود هستند. «(فكاتبوهم» در موردى است كه هر دو طرف برابر هم باشند)
 11- از مال الهى (بودجه‏ ى زكات) هم براى آزادى بردگان و هم براى ازدواج جوانان هزینه كنید. «و آتوهم من مال اللّه»
 12- بكارگیرى زیردستان در امور حرام، ممنوع است. «و لا تكرهوا فَتَیاتكم على البِغاء»
 13- دنیاطلبى، سرچشمه‏ ى گناهان است. «لا تكرهوا ... لتبتغوا عرض الحیاة الدّنیا»
 14- ثروت‏ اندوزى از راه‏هاى نامشروع جایز نیست. «لتَبتغوا عرض الحیاة الدّنیا»
 15- دنیا زودگذر است. «عرض الحیاة الدّنیا» (كلمه «عرض» به معناى عارضى و زودگذر است)
 16- ارزشها نباید فداى مال و مادیّات شود. «لاتكرهوا... لتبتغوا»
 17- شخصیّت كنیزان مانند دخترانِ آزاد است. «(فَتَیاتكم» و نفرمود: «امائكم»)
 18- اسلام حامى كنیزان است. «لاتكرهوا فتیاتكم...»
 19- پاكدامنى و عفت براى زن بهترین ارزش است. «اِن أرَدنَ تحصّناً»
 20- سرچشمه بخشى از گناهان، بزرگترها هستند. «لاتكرهوا... أردن تحصّناً»
 21- افراد مجبور شده به گناه، مورد عفو قرار مى‏گیرند. «فاِنّ اللّه من بعد اكراههنّ غفورٌ رحیم»

406alaysallah.jpg
کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
180
ازدواج با معیارهای مسلمانی                                          
سایتwww.gharaati.ir  زیر عنوان تفسیر سوره ی نور و لابه لای آیات این سوره مبارکه یه مطلبی رو قرار داده بود که فکر کردم خوبه منم اینجا منتقل کنم کسانی  که این بحث رو دنبال می کنن استفاده کنن :

n00068905-b.jpg
تفسیر سوره نور » ازدواج در اسلام‏
ازدواج در اسلام
 اسلام ازدواج را امرى مقدس مى‏داند، بر خلاف مسیحیت كه مجرد بودن را ارزش مى‏داند و لذا پاپ و روحانیون مسیحى نباید ازدواج كنند و جواز ازدواج براى مسیحیان بخاطر جلوگیرى از فساد بیشتر و به اصطلاح دفع افسد به فاسد است.
 درباره‏ى ازدواج، روایات بسیارى آمده است كه به چند مورد آن اشاره مى‏كنیم:
 * امام صادق علیه السلام فرمود: توسعه‏ ى زندگى، در سایه‏ ى ازدواج است.
 * كسى كه از ترس فقر ازدواج نكند، به خداوند سوءظن برده است.
 * دوركعت نماز كسى كه همسر دارد، بهتراز هفتاد ركعت نماز كسى‏است كه همسر ندارد.(64)

فوائد ازدواج
 1. انس و آرامش‏
 قرآن مى‏فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً»(65): از نشانه‏هاى قدرت خدا آن است كه از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در نزد آنان آرامش یابید و میان شما مودّت و رحمت قرار داد.
 یكى از نیازهاى بشر انس و الفت است و لذا تنهایى براى او دشوار است و نیاز به كسى دارد كه امین و غمخوار و مهربان و رازدار او باشد تا با او انس بگیرد و عشقش را خالصانه نثار او كند. بهترین فردى كه مى‏تواند این نیاز را تامین كند همسر است، چه زن و چه شوهر. قرآن از میان فوائد بسیار ازدواج تنها این مورد را نام برده كه معلوم مى‏شود مهم‏ترین فائده است.
 2. حفظ عفت و مصونیت از گناه‏
 رسول خداصلى الله علیه وآله در یك روایت فرمود: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ»(66) هر كس ازدواج كند نیمى از دینش را حفظ كرده است.
 و در روایتى دیگر فرمود: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَى اللَّهَ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ»(67) هر كه دوست دارد در قیامت خدا را پاك و پاكیزه ملاقات كند همسر اختیار كند.
 3. سلامتى جسم و روان‏
 دانشمندان مى‏گویند: ارضاى صحیح و به موقع غریزه جنسى براى سلامت جسم و جان یك ضرورت است و ترك آن باعث بیمارى‏هاى روانى و امراضى از قبیل ضعف اعصاب، اضطراب، افسردگى، یأس، تشنج، تندخویى، بدبینى، گوشه‏گیرى و گاهى سوء هاضمه و سردرد مى‏شود.(68)
 4. بقاى نسل‏
 بقاى نسل بشر در گرو ازدواج و زناشویى است و در اسلام امر تربیت نسل یكى از وظایف والدین شمرده شده كه علاوه بر آثار دنیوى، در قیامت نیز مورد بازخواست قرار مى‏گیرد.
 5 . استقلال‏
 دختر و پسر قبل از ازدواج جزئى از خانواده و تابع والدین محسوب مى‏شوند، در حالى كه پس از ازدواج مستقل تصمیم مى‏گیرند و مسئولیت مى‏پذیرند.
 6. امنیت جامعه‏
 اگر بنیاد خانواده مستحكم باشد، از فساد، طغیان، قتل و سرقت، جنایت و تجاوز به عنف و خودكشى تا حدّ زیادى كاسته مى‏شود، چون اكثر این موارد از افرادى سر مى‏زند كه از كانون گرم خانواده محرومند.(69)

دقت در انتخاب همسر
 امام صادق علیه السلام فرمود: «زن به منزله گلوبندى است كه بر گردن مى‏افكنى پس مراقب باش».
 در انتخاب همسر احساسات غلبه نكند. عجله نكنید و پس از فكر و مشورت و گفتگو اقدام كنید. بحش زیادى از اختلافات خانوادگى ریشه‏اش عدم دقت در انتخاب همسر است. همسر شریك زندگى است و تاثیرش تا پایان عمر و تا قیامت هست.
 معمولا ازدواجهاى سطحى كه با یك برخورد و آشنایى در اتوبوس و یا پارك صورت مى‏گیرد عاقبت خوبى ندارد.

ویژگى هاى همسر خوب‏
1. با ایمان‏
 الف. قرآن مى‏فرماید: «و لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّى یُؤمِنَّ وَ لأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ و لو أعْجَبَتْكُمْ و لا تُنْكِحُوا المُشرِكِینَ حَتّى یُؤمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ و لو أعْجَبَكُمْ اولئِكَ یَدْعُونَ الَى النّارِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ»(70) و با زنان مشرك ازدواج نكنید مگر آنكه ایمان بیاورند و همان كنیزى با ایمان بهتر از زن آزاد مشرك است هر چند از (زیبایى) او به شگفت آیید و به مشركان زن ندهید مگر آنكه ایمان بیاورند و همانا برده مؤمن بهتر از آزاد مشرك است هر چند از (مال و زیبایى) او شگفت زده شوید.
 ب. امام صادق‏علیه السلام فرمود: «إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وُكِلَ إِلَى ذَلِكَ وَ إِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِینِهَا رَزَقَهُ اللَّهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ»(71); هنگامى كه مرد به خاطر مال و جمال زن با او ازدواج كند، به همان واگذار مى‏شود و هرگاه به خاطر دینش با او ازدواج كند، خداوند مال و جمال را رزق او مى‏سازد.
 2. خوش اخلاق‏
 امام رضاعلیه السلام در جواب یكى از یارانش كه نوشته بود قصد ازدواج با كسى را دارم كه خوش اخلاق نیست، فرمودند: اگر بد اخلاق است با او ازدواج نكن.(72)
 اخلاق در زندگى باعث شیرینى زندگى و رشد خانواده مى‏شود. امورى همچون: راستگویى، امانتدارى، خوش زبانى، خیرخواهى، گذشت و ایثار، بردبارى، وظیفه‏شناسى، نجابت، كم‏توقعى، نرم‏خوئى، و... امتیازات یك انسان است كه اسلام به آنها اهمیت داده است.
 3. اصالت خانوادگى‏
 پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «أیُّها النَّاسُ ایَّاكُم و خَضْرَاءَ الدِّمَن. قیل یا رسولَ اللَّهِ و ما خَضْرَاءُ الدِّمَنِ؟ قالَ: المَرأةُ الحَسْنَاءُ فى مَنْبِتِ السَّوْءِ»(73); مردم از سبزه‏هایى كه بر زباله مى‏روید بپرهیزید. گفتند: یا رسول اللّه مراد شما چیست؟ فرمود: زنان زیبارویى كه در خانواده‏اى ناپاك روئیده‏اند.
 4. سواد و تحصیلات‏
 علم و دانش براى انسان یك كمال و براى همسر یك مزیت است. با فرد باسواد زودتر مى‏شود به تفاهم رسید و برنامه‏هاى بهترى براى آینده ریخت. لیكن هر باسوادى، باتدبیر نیست. متاسفانه مدارس و دانشگاه‏ها در كشور ما درس زندگى نمى‏دهند.
 5 . سلامت جسم‏
 سلامت جسم از نعمتهاى بزرگ الهى و از مزایاى یك همسر است. در روایت است با كسانى كه بیماریهاى مسرى دارند ازدواج نكنید. البته ازدواج با ایثارگران جانباز، لیاقت و شایستگى و از خودگذشتگى مى‏خواهد.
  6. تناسب سنى‏
 انسان در سنین مختلف حالات متفاوت دارد. تمایلات جنسى نیز در هر سنى یكسان نیست، پس باید بین سن دختر و پسر تناسبى باشد و بهتر است زن چندسالى از مرد كوچكتر باشد، اما نه تفاوت فاحش (چنانچه در بعضى شهرها رسم است) كه زندگى را با مشكلات فراوان روبرو مى‏كند.

مهریه‏
 1. مرد براى اثبات صداقت خویش، مهریه را نثار زن مى‏كند و لذا به آن صداق مى‏گویند و پشتوانه زن است در طول زندگى و پس از طلاق یا مرگ همسر.
 2. مقدار مهر در اسلام تعیین نشده، اما در احادیث از مهریه‏هاى سنگین و همچنین بسیار اندك مذمت شده و چنین آمده است كه مهریه زیاد مایه كینه و عداوت مى‏شود.(74)
 3. مرد باید سعى كند در اولین فرصت كه تمكن پیدا كرد مهریه زن را بپردازد.
 4. زن مالك مهر است و هر كارى بخواهد مى‏تواند با آن بكند، ببخشد یا تجارت كند.
 5. در روایات، به مردى كه قصد دادن مهریه را نداشته باشد، سارق و زناكار اطلاق شده است.(75)
 6. شیربها، اگر جزئى از مهریه باشد كه براى تهیه جهیزیه بگیرند اشكال ندارد، اما اگر اضافه بر مهر باشد، نامشروع است.

جهیزیه‏
1. داماد، نه شرعا و نه قانونا حق مطالبه جهاز ندارد، ولى مرسوم است كه خانواده عروس اسباب و لوازم زندگى را خریدارى مى‏كنند و این رسم خوبى است، چنانكه پیامبر نیز براى دخترش فاطمه جهیزیه تهیه كرد.
 2. جهاز براى تامین آسایش است نه فخرفروشى و خودنمایى.
 3. لیست جهاز حضرت فاطمه:
 1- یك پیراهن 2- یك روسرى بزرگ 3- یك حُلّه سیاه 4- دو عدد تشك، 5- یك تختخواب از لیف خرما 6- چهار عدد بالش 7-یك حصیر 8- یك آسیاب دستى 9- یك كاسه مسى 10- یك مشك چرمى 11- یك طشت لباسشویى 12- یك كاسه شیر 13- یك ظرف آبخورى 14- یك پرده 15- یك آفتابه 16- یك كوزه 17- یك پوست براى فرش 18- دو كوزه سفالین 19- یك عبا

مراسم عقد و عروسى‏
در اسلام سفارش شده مراسم عقد و عروسى با تشریفات و حضور مردم و همراه با شادى برگزار شود. رسول خداصلى الله علیه وآله عقد فاطمه زهراعلیها السلام را در مسجد در حضور انصار و مهاجرین اجرا كردند و دستور دادند بین حاضرین خرما پخش كنند.
 هنگام عروسى حضرت زهراعلیها السلام رسول خداصلى الله علیه وآله به همسرانش فرمود: فاطمه را آرایش كنید و خوشبو سازید، اطاقش را فرش كنید تا او را به خانه شوهر بفرستیم.(76)
 رسول خدا صلى الله علیه وآله شب عروسى دخترش به زنان مهاجر و انصار فرمود: فاطمه را تا خانه شوهر همراهى كنید و شادى كنید، لیكن مواظب باشید چیزى نگوئید كه خدا بدان راضى نباشد.
 پیامبرصلى الله علیه وآله به حضرت على علیه السلام فرمود: در عروسى باید ولیمه داده شود. اما آن حضرت پول نداشت، لذا یكى از انصار داوطلب شد كه گوسفندى قربانى كند.

 64) روم، 21.
 65) كافى، ج‏5، ص‏328.
66) النوادر راوندى، ص‏12.
67) انتخاب همسر، امینى، ص‏26.
68) انتخاب همسر، ص‏29.
69) بقره، 221.
 70) كافى، ج‏5، ص‏333.
71) كافى، ج‏5، ص‏563.
72) كافى، ج‏5، ص‏332.
73) مكارم‏الاخلاق، ص‏237.
 74) وسائل، ج‏15، ص‏21.
75) بحار، ج‏43، ص‏131.
 76) طه، 50.



  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
179
شایستگان را همسر دهید حتی اگر تنگ دست باشند      
ramezantaktempcom_10_20090917_1821345978.jpg

 وَأَنكِحُواْ الْأَیَامَى‏ مِنكُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَآئِكُمْ إِن یَكُونُواْ فُقَرَآءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (32)
 پسران و دختران بى‏همسر و غلامان و كنیزان شایسته (ازدواج) خود را همسر دهید. اگر تنگدست باشند، خداوند از فضل خود بى نیازشان مى‏گرداند و خداوند، گشایشگر داناست.

 نكته‏ها:
 «اَیامى‏» جمع «أیم»، یعنى كسى كه همسر ندارد، خواه مرد باشد یا زن، باكره باشد یا بیوه.
 بهترین واسطه‏گرى‏ها، شفاعت و واسطه‏گرى در امر ازدواج است. چنانكه در روایت آمده است: كسى كه دیگرى را داماد یا عروس كند، در سایه‏ى عرش خداست.(62)
 پدر و مادرى كه با داشتن امكانات، فرزندشان را همسر نمى‏دهند، اگر فرزند مرتكب گناه شود، والدین در گناه او شریك هستند.(63)

پیام‏ها:
 1- جامعه‏ى اسلامى، مسئول ازدواج افراد بى‏همسر است. «و اَنكِحوا»
 2- ازدواج در اسلام، امرى مقدّس و مورد تأكید است. «و اَنكحوا»
 3- لازم نیست خواستگارى، از طرف خاصّى باشد، هر یك از طرفین ازدواج مى‏توانند پیشقدم شوند. «و اَنكحوا»
 4- تنها سفارش به ترك نگاه حرام، كافى نیست، مسأله‏ى ازدواج را باید حل كنیم. «یَغضّوا، یَغضُضن، انكحوا»
 5 - زنان بیوه را همسر دهید. «و اَنكِحوا الایامى»«(اَیامى‏»، شامل آنان نیز مى‏شود.)
 6- داشتن صلاحیّت، شرط طرفین عقد است. «والصّالحین» (یعنى باید صلاحیّت اداره زندگى مشترك را داشته باشند.)
 7- اقدام جامعه براى عروس و داماد كردن افراد صالح، تشویقى است كه جوانان لااُبالى و هرزه نیز خود را در مدار صالحان قرار دهند. «والصّالحین...» (بنا بر این كه مراد از صلاحیّت، صلاحیّت اخلاقى و مكتبى باشد.)
 8 - در تأمین نیازهاى جنسى، فرقى میان انسان‏ها نیست. (زن، مرد، غلام و كنیز) «منكم، عبادكم، امائكم»
 9- فقر، نباید مانع اقدام در امر ازدواج شود. «اِن یكونوا فقراء...»
 10- در صورت فقر، به ازدواج اقدام كنید و بر خدا توكّل نمایید. «یُغنِهم اللّه»
 11- فقر، براى عروس وداماد عیب نیست. «ان یكونوا فقراء...»
 12- خداوند، تأمین زندگى عروس و داماد را وعده داده است و ازدواج، وسیله وسعت و بركت زندگى است. «یغنهم اللّه»
 13- تحقّق وعده‏هاى الهى از سرچشمه‏ى فضل بى پایان اوست. «فضله - واسع»
 14- رشد و توسعه‏اى كه خداوند نصیب بندگانش مى‏فرماید، بر اساس علم و حكمت اوست. «واسعٌ علیم»


 57) تفسیر نورالثقلین.
58) كافى، ج‏5، ص‏523.
59) تفسیر كبیر فخررازى.
60) آل‏عمران، 43.
61) تفسیر نورالثقلین.
62) تفسیر مجمع‏البیان.
63) مجموعه روایات از تفسیر نورالثقلین مى‏باشد



کتایون محبّ اهل بیت      , katayoonbanoo
178











وَالْقَوَعِدُ مِنَ النِّسَآءِ الَّتِى لَا یَرْجُونَ نِكَاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَتٍ بِزِینَةٍ وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

ترجمه tab.gif

و بر زنان وانشسته‏اى كه امیدى به ازدواج ندارند، باكى نیست كه پوشش خود را زمین گذارند، به شرطى كه زینت خود را آشكار نكنند. و عفت ورزیدن براى آنان بهتر است و خداوند شنوا و آگاه است.

نکته ها tab.gif

از آیات قرآن استفاده مى‏شود كه حجاب و پوشش بانوان در برابر افراد نامحرم، نباید تحریك كننده و شهوت انگیز
باشد، زیرا تنها موارد زیر استثنا شده است:
* «غیر اولى الاربة»(103) كسى كه شهوتى ندارد.
* «او الطفل الّذین لم‏یظهروا على عَورات النساء» بچّه‏اى كه از شهوت، چیزى نمى‏داند.
* «لا یَرجون نكاحاً» زنان سالخورده‏اى كه امید ازدواج ندارند.
امام صادق‏علیه السلام  درباره‏ى «یضعن ثیابهنّ» فرمودند: مراد كنار گذاشتن روسرى و روپوش است نه برهنگى.(104)
اصل حجاب از احكام ثابت و ضرورى اسلام است، ولى نوع پوشش، نباید تمایلات جنسى را تحریك كند، بلكه عامل حفظ
عفّت و پاكدامنى باشد.
103) نور، 31.
104) تفسیر نورالثقلین ؛ كافى، ج‏57، ص‏522.

پیام ها tab.gif

1- قوانین اسلام مطابق با واقعیّت‏ها و ضرورت‏ها و نیازها و توانایى‏ها است. (باید براى پیرزنى كه میل به همسر ندارد و
آرایش نمى‏كند، مسئله را آسان گرفت) «و القواعد من النساء الَّتى لا یرجون نكاحاً... ان یضعن ثیابهن»
 2- براى زنان، چه پیر و چه جوان، نشان‏دادن آرایش و زینت بدن ممنوع است. «غیر متبرّجات بزینة»
 3- سالخوردگى به تنهایى كافى نیست، بلكه باید بى‏میلى به ازدواج نیز باشد تا اجازه برداشتن روسرى را داشته باشند. «
القواعد... لایرجون نكاحاً»
 4- حجاب، مایه‏ى حفظ عفّت است. «أن یستعففن خیر لهن»
 5 - حجاب، به نفع زنان است. «خیرٌ لهن»
 6- در كنار آزادى، هشدار لازم است. (اگر از احكام الهى، سوء استفاده شود، خدا شنوا و آگاه است و به حساب متخلفان
مى‏رسد). «واللّه سمیع علیم»
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.