| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
354
|
788
|
87/7/1 (13:07)
|
|
||
|
|
25
|
168
|
87/4/8 (11:51)
|
|
||
|
|
110
|
438
|
87/4/22 (03:35)
|
|
||
|
|
18
|
99
|
86/12/9 (23:23)
|
|
||
|
|
20
|
60
|
87/6/29 (20:42)
|
|
||
|
|
31
|
87
|
87/6/29 (02:56)
|
|
||
|
|
31
|
152
|
87/4/22 (04:08)
|
|
||
|
|
40
|
159
|
87/4/22 (03:56)
|
|
||
|
|
17
|
47
|
87/4/22 (03:52)
|
|
||
|
|
36
|
105
|
87/4/22 (03:51)
|
|
عنوان بحث§•§•§ خانواده مجازی §•§•§ 28 آذر 86 - 15:45 | |
واسه اینکه حال و هوای کلوب رو عوض کنم تصمیم گرفتم یه خانواده مجازی راه بندازم که اسم این خانواده آدینوس هستش!
و اما افراد این خونه و خانواده.....
پدر خانواده : آدینوس سلطان صدا هستش+ به حرف خانوم بچه ها همش گوش می ده.....+ همش با گل و کادو می یاد خونه.... اهل کتک کاری هم نیست.....+ زحمت کشه ....+ روز زن همیشه یادشه.... و الی ....)
مادر خانواده : آیلین خانم پسر بزرگ خونه : امیر خان قاجاری
اینم سارا خانم:
بازم دختر خاله بچه ها ( خواهر سارا) :
پسر کوچک خونه:
مامان بزرگ خونه : !
بابابزرگ خونه: دخترای خونه حرفشو و نظرشو در مورد خواستگارا قبول دارن....)
و اما نقشهایی که کم داریم:
- یه عاقد.. خوش هیکل و خوشتیپ( ترجیحاً مجرد) -..... هر کس که واجد شرایط هست بگه.... تا به اعضای این خانواده بپیونده....
و اما تذکر مهم: قبل از همه چیز بگم که قصد هیچ توهین و جسارتی به هیچ شخصی نیستوو و فقط می خوایم یکن تو این جامعه مجازی بیشتر باهم باشیم.... پس روشن و دوستانه فکر کنین... ممنونم.... اگه دوست دارین بحث ادامه داشته باشه...... سعی کنین مودب برخورد کنین.. بی هوا حرف نزنین که به کسی بر بخوره.....مطابق با قوانین داخل خونواده رفتار کنین..)
| |
5 2 دی 1386 ساعت 09:23 | |
ههه امیر.. حواست باشه که طرف مادرتو گرفتی ها.. باشه... با شما دو تا کاری ندارم.... من دو تا دخترامو می خوام با خودم می برم.... تو بمون با مادرت.... |
4 2 دی 1386 ساعت 01:45 | |
مادر خودتو ناراحت نکن من خودم میرم کار میکنم و پول در میارم........ ![]() ![]() |
3 1 دی 1386 ساعت 15:50 | |
نمی یام خانوم...... می رم شبا تو کوچه خیابون می خوابم..... می رم پیش فرو...... هیچی.... منظورم این بود که دیگه نمی یام خونه.. خانوم...... بچه ها گوش کنین دیگه بابا تون رفت...... اِِِِِِِِِِِِاِاِِِِِِاِههههههههه ولم کنین بابا... نمی یام نمی یام دیگه.. اینقدر منت منو نکشین... خانوم یادت باشه خودت خواستی....... |
2 1 دی 1386 ساعت 05:06 | |
اگه بچه ها اینجوری شدن تقصیر توئه دیگه ...بیچاره بچه هام آرزوهاشون بیرون از خونه جستجو می کنند ... من نمی دونم یا پول جور می کنی یا دیگه برنمی گردی خونه .. |
1 28 آذر 1386 ساعت 15:51 | |
اولین مشکل این خانواده مشکل تعدادشوه هست که زیاده.. خرج هم سنگینه... دخترای این خونه جفتشون مجردن و دم بخت نیاز به جهاز دارن..... غزل که خدا بیامرزه...... هیچ کس اینو تو خونه نمی بینه... امیر هم که پی خدا و پیغمبر خانم عزیز چه کنیم؟؟؟ نیست!! پول نیست!!! ندارم... از کجا بیارم آخه.... - تو می گی چی کار کنم؟؟؟؟؟
|









( بر خلاف سنش و قیافش.....
+
( راپرت چی بچه های خونه... با شوهرش هم همیشه سر اینکه جمعه بدر کجا برن دعوا دارن و همیشه وقتی دعوا می گیرن یک هفته قهرن و بازم سر گردش رفتن دعواشون می شه.. و همیشه بدین منوال)+ روز مرد رو همیشه یادش می ره.....+ پولش رو جمع می کنه و به جای پس انداز خرج رنگ و روی خودش می کنه....
( داداش بزرگه)+ عارف و نمازخون.. اهل دین..... بچه کاملاً کاری.....خلاصه اهل دل...
( دختر خاله بچه هاست!!! یک دختر حسود و وراج و غر غرو هستش!!!! همیشه به این حسودی می کنه که چرا خودش خواستگار نداره، اما الهم و سحذ دخترای خونه چندتا چندتا خواستگار دارن... پر حرف و حسود.....)
(بر عکس خواهرش سارا خیلی نازه و من دوسش دارم! البته بگم ها سن ازدواجشه .. ولی چون سارا همنوز مجرد هستش و مجرد هم می مونه..... نمی تونه ازدواج کنه و باید بزرگه بره تا کوچیکه بره!
( آقا محمد قاجار به قول خودش رپ می زنه.. رپ می خونه و از این جور حرفا..... بهش محمد 0 یک هم می گن.. بچه کوچک خونه.. عشق آنهگ رپ هستش.. در مورد موسیقی مخصوصاً رپ ازش سوال کنید...)
( اینقدر مامان خوبیه که همه بچه های این این خانواده دوسش دارن.. آدینوس و آیلین هم خیلی ازش حساب می برن و باهاش صلاح مشورت هم زیاد دارن.... نا گفته نمونه که ایشون حاج خانم بابابزرگ یعنی امین خان قاجار هستن
( هم پولداره و هم خسیس..... همه ازش حساب می برن....



