نام کلوب :کافی نت آدینوس
نام انگلیسی : Adinos
تاسیس : 25 فروردین 1385
116 عضو ، 39 بحث ، 20 آلبوم ، 7 مقاله ، 3 لینک ، 3 نظرسنجی

کافی نت آدینوس

لیست لینکها تنها برای اعضای این کلوب مقدور می باشد.
__
عنوان بحث
§•§•§ خانواده مجازی §•§•§
28 آذر 86 - 15:45

 

واسه اینکه حال و هوای کلوب رو عوض کنم تصمیم گرفتم یه خانواده مجازی راه بندازم که اسم این خانواده آدینوس هستش!

 

و اما افراد این خونه و خانواده.....

 

 

پدر خانواده : آدینوس    2iqlpp0.jpg   ( بر خلاف سنش و قیافش.....

سلطان صدا هستش+ به حرف خانوم بچه ها همش گوش می ده.....+ همش با گل و کادو می یاد خونه....+

اهل کتک کاری هم نیست.....+ زحمت کشه ....+ روز زن همیشه یادشه.... و الی ....)

 

 

مادر خانواده : آیلین خانم  ( راپرت چی بچه های خونه... با شوهرش هم همیشه سر اینکه جمعه بدر کجا برن دعوا دارن و همیشه وقتی دعوا می گیرن یک هفته قهرن و بازم سر گردش رفتن دعواشون می شه.. و همیشه بدین منوال)+ روز مرد رو همیشه یادش می ره.....+ پولش رو جمع می کنه و به جای پس انداز خرج رنگ و روی خودش می کنه....


پسر بزرگ خونه : امیر خان قاجاری  ( داداش بزرگه)+ عارف و نمازخون.. اهل دین..... بچه کاملاً کاری.....خلاصه اهل دل...

 

 

اینم سارا خانم:( دختر خاله بچه هاست!!! یک دختر حسود و وراج و غر غرو هستش!!!! همیشه به این حسودی می کنه که چرا خودش خواستگار نداره، اما الهم و سحذ دخترای خونه چندتا چندتا خواستگار دارن... پر حرف و حسود.....)

 

 

بازم دختر خاله بچه ها ( خواهر سارا) :  (بر عکس خواهرش سارا خیلی نازه و من دوسش دارم! البته بگم ها سن ازدواجشه .. ولی چون سارا همنوز مجرد هستش و مجرد هم می مونه..... نمی تونه ازدواج کنه و باید بزرگه بره تا  کوچیکه بره!)

 

پسر کوچک خونه:  ( آقا محمد قاجار به قول خودش رپ می زنه.. رپ می خونه و از این جور حرفا..... بهش محمد 0 یک هم می گن.. بچه کوچک خونه.. عشق آنهگ رپ هستش.. در مورد موسیقی مخصوصاً رپ ازش سوال کنید...)

 

 

مامان بزرگ خونه : ! ( اینقدر مامان خوبیه که همه بچه های این این خانواده دوسش دارن.. آدینوس و آیلین هم خیلی ازش حساب می برن و باهاش صلاح مشورت هم زیاد دارن.... نا گفته نمونه که ایشون حاج خانم بابابزرگ یعنی امین خان قاجار هستن و کلوب مرافه دعوا)

 

 

بابابزرگ خونه: ( هم پولداره و هم خسیس..... همه ازش حساب می برن....

دخترای خونه حرفشو و نظرشو در مورد خواستگارا قبول دارن....)

 

 

 

 

 

 

 

و اما نقشهایی که کم داریم:

 

- یه عاقد.. خوش هیکل و خوشتیپ( ترجیحاً مجرد)

-.....

هر کس که واجد شرایط هست بگه.... تا به اعضای این خانواده بپیونده....


 

 

و اما تذکر مهم:

قبل از همه چیز بگم که قصد هیچ توهین و جسارتی به هیچ شخصی نیستوو و فقط می خوایم یکن تو این جامعه مجازی بیشتر باهم باشیم.... پس روشن و دوستانه فکر کنین... ممنونم....

اگه دوست دارین بحث ادامه داشته باشه...... سعی کنین مودب برخورد کنین.. بی هوا  حرف نزنین که به کسی بر بخوره.....مطابق با قوانین داخل خونواده رفتار کنین..)

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
95
17 بهمن 1386 ساعت 19:23

با احترامی که  واسه همتون قائلم باید بگم که من تصمیم خودمو گرفتم......

یا سارا یا سارا ما دوتا همدیگرو اندازه ی تمام ستاره های شب دوست داریم

سارا

94
17 بهمن 1386 ساعت 19:09
امیر؟ تو هم؟ خجالتم خوب چیزیه....
در مورد انتخاب امیر باید بگم محاله امیر باباش رو انتخاب نکنه
و در مورد انتخاب سارا هم باید بگم احتمالا باید مرگ رو انتخاب کنه... چون امیر به زور هم که شده نباید!! با تو ازدواج کنه
93
17 بهمن 1386 ساعت 18:29
بابا پس نقش من چی شد
92
17 بهمن 1386 ساعت 16:20

ما  قرارامونو گداشتیم

ما خیییییلییییی هم دیگه رو دوست داریممممممممممممممممممم

یا امیر یا مرگ

91
17 بهمن 1386 ساعت 16:00

آیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین!

مگه نگفتم قبل ازدواج خوب تحقیق کن؟؟؟؟؟ هان؟؟؟؟؟

اینا که قبلا! با هم دوست بودن......

آقا حالا که اینطور شد من با این ازدواج مخالفم.........................................................

امیر حق نداری با این دختر ازدواج کنی...

تمامی متن عقد جاری شده رو خم پس می گیرم تا حرفی نمونه....

یا من یا سارا....................................................

90
17 بهمن 1386 ساعت 15:00

سلاااااااااااام

من اومدم

خوبی امیر جونممممممممم 

امیر امشب شام مهمون من ! میخوام یه خبر توپ بهت بدم

همون رستوران قبلی !!!!!

89
17 بهمن 1386 ساعت 14:28

مریممممممممممممممممممممممممممم

سارا کجایییییییییییییییییییییییییییییی؟؟

88
17 بهمن 1386 ساعت 09:35
اره امیر جون گلی البته کاکتوس
87
16 بهمن 1386 ساعت 17:33

مریم خانم اینجام اومدی به من گیر میدی

خوب تو چرا هیچ دیواری کوهتاتر از من پیدا نمیکنی...

من به این گلی..................

86
16 بهمن 1386 ساعت 17:17
تو رو خدا ببین چه خودشو لوس میکنه
85
14 بهمن 1386 ساعت 03:22

 

چرا عزیزم قدم شما روی چشم ماست

آقا گفت بله این از همون اول تو گفتن بله یکم مشکل داشت و اینطوری تلفظ میکرد ، شما به دل نگیرید

 

سارا بیا بریم خونه پدر مادرم دلم براشون تنگ شده.....

مادر جان مادر جان کجایی

 

 

84
12 بهمن 1386 ساعت 23:29
این مسخره بازیا چیه؟
عاقد که نمیشه بابای خونه باشه (خب میشه... ولی رسم نیست)
برای عقد بزرگتر رو دعوت نمی کنین؟
83
11 بهمن 1386 ساعت 23:17

با اجازه بزگترها

نه له

82
11 بهمن 1386 ساعت 22:48

بازم بدون من میخایین برین خواستگاری اصلا منو بعنوان مادر بزرگ قبول کردین

منم قهرم

اصلان امیر این دختر عمو به این خوشکلی

اگه منو قبول کردین تا بازم بیام

وگر نه میرم دیگه پا توی کلوبتون نمیذارم

81
11 بهمن 1386 ساعت 16:48
پس من چی؟
__