| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
دراین تاپیک بیاری خداوند یکی از احادیث
متواتر و معتبر دربارهحقانیت مولاناامیرالمومنین علی (علیه السلام) را از اسناد مهم بزرگان اهل سنتیاد آور میکنیم .
1- رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)یقول :
علی معالحقوالحق مع علیولن یفترقا حتى یردا علی الحوض یوم القیامة
2- علی مع القرآنوالقرآن مع علیلن یتفرقا حتى یردا) فی القیامة (علیالحوض)
3- عن زید بن وهب قال : بینا نحن حول حذیفة إذ قال : كیف أنتم وقد خرج أهل بیت نبیكم صلى
الله علیه و سلمفرقتین یضرب بعضهم وجوه بعض بالسیف ؟ فقلنا : یا أبا عبد الله وإن
ذلك لكائن ؟ فقالبعض أصحابه : یا أبا عبد الله فكیف نصنع إن أدركنا ذلك زمان ؟ قال :
انظروا الفرقةالتی تدعوا إلى أمر علی
فالزموها فإنها على الهدى
رواه البزار ورجاله ثقات
ترجمهکلی:
1- پیامبر خدا می فرمود:علی با حق است و تمام حق با علی است.حق وعلی از هم جدا نمیشوند تا در حوض قیامت به من برسند.
2- زید گوید نزدحدیفه (از اصحاب عارف پیامبر)بودیم گفت : شما را چه شده که اهل بیت
پیامبر خدا دوگروه شدند ؟(اشاره بر جنگ
جمل که یک گروه از اهل بیت عایشه و.. بودند وگروه دیگرحضرت علی و امام حسن وامام حسین) برخی روی برخی شمشیر می کشند .پس ما
گفتیم ایاباعبدالله چنین روزی
خواهد آمد ؟ برخی اصحاب هم گفتند درآن زمان چه کنیم؟ اگر آنزمان را درک کردیم ؟ حدیفه گفت: نگاه کنید به گروهی که در کنار علی
هستند پس بر آنگروه باشید زیرا علی بر راه هدایت است.
پی نوشت:
1- تاریخ بغداد ج14 ص 320
2-فیض القدیر ج4 ص 470
3- مجمع الزوائد و منبع الفوائد ج7 ص476
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت اند.
حال سوال اساسی که هر مسلمان حقیقت جو باید بدان پاسخی داشته باشد
ایناست:
اولا:اگر تمام حق با علیاست .. چرا دیگران
، از جمله ؛ حق خلافت را از ایشانربودند؟
ثانیا:چرا برخی صحابه چون عایشه وطلحه وزبیر در مقابل خلیفه وقت قرارگرفته
یاشمشیر
کشیدند؟
امید است همه برادران وخواهران مسلمان بدور از تعصبات ارثی براییافتن حقیقت پاسخی برای این سوا بیابند.
پاسخ وجمع بندی..
با
توجه به حضور دوستان اهل تسنن دراین سایت اهل سنت!!! و
عدم پاسخ به این سوال ساده ومهم ...بدینوسیله ضمن پاسخ
دهی جمع بندی میشود.
1- ثابت شد که همه حق با علی است و علی تمام الحق است...
درنتیجه :
از جمله غصب خلافت که حق علی بود توسط عمر وابابکرو.. عمل حرام
وباطل بود و ریشه در حب به دنیا دارد و... نمیتوان
گفت اینها جاهل به موضوع بودند زیرا بارها صدای حق بودن
علی را از زبان پیامبر شنیدند و خود دیدند...
2- اینها بدنبال مقام خواهی و باج
طلبی بودند و نرسیدند و آن کردند که نباید!!
چرا از بحث فرار می کنید شما گفتید که این حدیث درباره حضرت علی آمده
اولا که نتوانستید ثابتش کنید که صحیح است
....اولا ..رسم الخط قرآنی بسم
الله را اشتباه نوشتید لطفا اصلاح کنید بدین نحو...بسم الله
الرحمن الرحیم
ثانیا:
احادیثی به طرق معتبر شیعی و سنی روایت شده كه رسول الله (ص) در مناسبت های
مختلف فرموده است: علی (ع) و اصحاب او بر حقند و حق با علی است و هر جا علی باشد
حق نیز آن جا است كه در همه آنها حق را به معانی مذكور در فوق می توان تعبیر نمود.
این احادیث دلائل ولایت و تقدم امیرالمؤمنین (ع) بر سایر صحابه و اسناد شایستگی
بیشتر او برای خلافت از دیگران است. چند نمونه آنها ذیلا نقل می شود:
2- محمد بن عیسی ترمذی در جامع صحیح (2/298) به اسناد خود از امیرالمؤمنین (ع)
روایت كرده است كه رسول الله (ص) فرمود: «رحم الله علیا.
اللهم أدر الحق معه حیث دار» یعنی : خدای رحمت كند علی را. خدایا حق را با
علی بگردان آن جا كه او می گردد.
2- این حدیث را حاكم نیشابوری نیز در المستدرك علی الصحیحین، 3/124)
3- و فخر رازی در تفسیر كبیر (به نقل از فضائل الخمسه من الصحاح السته، فیروز آبادی، 2/108) روایت كرده اند. فخر رازی گفته است: به استناد این حدیث هر كس علی را امام و پیشوای دین خود قرار دهد به دستاویز محكمی (عروه الوثقی) چنگ زده است.
3- نیشابوری در المستدرك (3/119) به سند خویش از عمره دختر عبدالرحمن چنین روایت كرده است: وقتی علی (ع) عازم بصره گردید برای تودیع به خانه ام سلمه همسر رسول الله (ص) رفت. ام سلمه او را گفت: «سر فی حفظ الله و فی كنفه فو الله انك لعلی الحق و الحق معك. و لولا انی اكره أن أعصی الله و رسوله فانا امرنا أن نفر فی بیوتنا لسرت معك. و لكن والله لارسلن معك من هو افضل عندی و اعز علی نفسی، ابنی» یعنی: برو در حفظ و پناه الهی. قسم به خدای كه تو بر حقی و حق با تو است. اگر نبود كه نمی خواهم خدای و رسول او را نافرمانی كنم زیرا رسول الله (ص) به ما امر كرده است در خانه خود بمانیم ـ از آمدن با تو درنگ نمی كردم. لیكن كسی را با تو خواهم فرستاد كه به خدا سوگند از جانم بهتر و عزیزتر است. او پسر من است. حاكم این حدیث و حدیث قبلی را صحیح دانسته است
4- خطیب بغدادی در تاریخ بغداد (14/321) ، به سند خود از ابوثابت مولای ابوذر چنین آورده است: روزی به خانه ام سلمه رفتم. دیدم می گرید و از علی (ع) یاد می كند و می گوید: از رسول الله (ص) چنین شنیدم كه «علی مع الحق و الحق مع علی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض یوم القیامه» یعنی: علی با حق است و حق با علی است. این دو هرگز از یكدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض (كوثر) در روز قیامت بر من وارد شوند.
5) ابوالحسن نورالدین الهیثمی در مجمع الزوائد و منبع الفوائد
(7/235) ، به سند خویش از محمد بن ابراهیم تیمی چنین روایت كرده است: چون معاویه
در سفر حج به مدینه آمد مردم به سلام او رفتند. سعد بن ابی وقاص از آن جمله بود.
معاویه چون او را دید گفت: این است آن كه ما را در حقمان علیه باطل غیر ما یاری
نكرد (سعد در جنگ صفین بی طرف بود) سعد سكوت كرد و چیزی نگفت. معاویه گفت: چرا
حرفی نمی زنی؟ گفت: فتنه و ظلمتی برانگیخته شده بود و من به حكم خدای به شترم
گفتم: «اخ اخ» و او را تا رفع فتنه بر جای خواباندم. مردی گفت: من كتاب خدای را از
اول تا آخر خوانده ام در آن «اخ اخ» ندیده ام. سعد گفت:
این سخن كه گفتم از آن است كه از رسول الله (ص) شنیدم: «علی مع الحق او الحق مع
علی حیث كان» علی با حق است ـ یا حق با علی است ـ هر جا باشد. گفت: چه كسی این
حدیث را شنیده است؟ سعد گفت: رسول الله (ص) این سخن را در خانه ام سلمه فرمود.
معاویه كسی را به خانه ام سلمه فرستاد و در این باره پرسش نمود. ام سلمه گفت: به
تحقیق كه این سخن را رسول الله (ص) در خانه من فرمود. آن مرد به سعد گفت: هرگز
مانند این ساعت نزد من لئیم جلوه نكرده ای! سعد گفت: چرا؟ گفت: اگر چنین سخنی را
من از رسول الله (ص) شنیده بودم تا دم مرگ خادم علی باقی می ماندم
6) هیثمی در جای دیگر از آن كتاب (9/134) به روایت طبرانی از ام سلمه
آورده است كه می گفت: كان علی علیه السلام علی الحق.
من اتبعه اتبع الحق و من تركه ترك الحق. عهد معهود قبل یومه هذا» یعنی:
علی علیه السلام بر حق بود. هر كه از او پیروی كند از حق پیروی كرده و هر كه او را
ترك گوید حق را ترك گفته است. این پیمانی است كه قبل از امروز او (جنگ جمل) بسته
شده است؛
7) همچنین در مجمع الزوائد (7/234) به روایت ابویعلی و سعید بن منصور از ابوسعید خدری آمده است كه: «كنا عند بیت النبی صلی اله علیه و سلم فی نفر من المهاجرین و الانصار... (الی ان قال) و مر علی بن ابی طالب علیه السلام: فقال: الحق مع ذا. الحق مع ذا» یعنی: نزد خانه رسول الله (ص) بودیم... علی بن ابی طالب (ع) از آن جا گذشت. پس پیغمبر فرمود: حق با این مرد است. حق با این مرد است. این حدیث را با همین لفظ و سند علی متقی هندی نیز در كنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال (12/1258) روایت كرده است؛
8) در حدیث دیگر در كنز العمال (12/1256) به روایت طبرانی در المعجم
الكبیر از كعب بن عجره چنین آمده است كه رسول الله (ص) فرمود: تكون بین الناس فرقه و اختلاف فیكون هذا و اصحابه علی الحق»
یعنی: بین مردم جدائی و اختلاف خواهد افتاد. پس علی و اصحاب او بر حقند.
در احادیث بسیار دیگر كه رسول الله (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به عنوان شایسته ترین
مرد برای خلافت و امامت و راهنمایی به صراط مستقیم و هادی و مهدی و عادل ترین و
ماهرترین قاضی و حجت خدا و حجت پیغمبر او بر خلق معرفی نموده همه مؤید بر حق بودن
و با حق بودن آن حضرت است. عمار بن یاسر و ابوایوب انصاری در این باب حدیثی از
رسول الله (ص) روایت كرده اند به شرح ذیل:
«یا عمار ان رأیت علیا قد سلك وادیا و سلك الناس وادیا غیره فاسلك مع علی ودع الناس انه لن یدلك علی ردی و لن یخرجك من الهدی». یعنی: ای عمار اگر دیدی علی از راهی می رود و همه مردم از راه دیگر. تو با علی برو و سایر مردم را رها كن. یقین بدان او هرگز ترا به راه هلاك نمی برد و از شاهراه رستگاری خارج نمی سازد .
جامع الاحادیث ج23 ص 342
كنزل العمال ج11ص 613
تاریخ بغداد ج12 ص 186
تاریخ دمشق ج42 ص 472
(كنزالعمال،
12/1212، 1293 به بعد؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، 2/88؛ ریاض النضره، طبری، 2/193؛
كنوز الحقایق، مناوی، 43).
مشایخ فریدنی - دایرة المعارف تشیع، ج 6، ص 177
جناب آقا شهاب بوضوح میبینید که این روایات معتبر از بزرگان اهل تسنن در حقانیت امام علی وبالملازمه بطلان مخالفین حق اوست....
اگر باز هم سند بخواهید برایتان میآوریم تا حقائق علی ابی طالب برای شما (اگر بخواهید )وبرای کابران حقیقت جو روشنتر شود ..
ولی انکار حقیقت به ضرر خودتان تمام میشود
یسم الله الرحمان الرحیم
چرا از بحث فرار می کنید شما گفتید که این حدیث درباره حضرت علی آمده
اولا که نتوانستید ثابتش کنید که صحیح است
ثانیا بنده به شما گفتم همچین حدیثی درباره حضرت عمر هم آمده نظر شما این معنیش چیست
ثالثا :اول شما حدیث را ثابت کن بعد بحث کن
در ضمن کی و کجا حضرت علی گفته خلافت برای من است و این خلافت از طرف خدا است ؟؟؟
رابعا:درباره صحابه ای که خارج شدند
اگر کمی تاریخ بدون تعصب بخوانید می دانید که حضرت عایشه گفت من برای صلح خارج شدم
اما این که چرا جنگ شد
بعضی از منافقان که نمی خواستند صلح ایجاد شود
گروهی به لشکر حضرت علی و گروهی هم به لشکر حضرت عایشه حمله کردند تا سو تفاهم پیش بیاید
و جنگ در گرفت
والسلام
وقتی آدم نتونست چیزی که ادعا میکنه ثابت کنه وضعش همین میشه
که پست های قبلی خودش هم یادش میره و به من میگه بحث رو عوض نکن
شما قرار بود حدیث علی مع الحق رو ثابت کنید
چی شد ؟؟؟؟
اما این که نوشته غاصبان خلافت
از روی تعصب هستش
اگر این منطق شماست پس این حدیث رو درباره حضرت عمر رو هم بخون چرا این رو نیاوردی؟؟؟؟؟
چون می ترسی که دستت باز بشه اما بنده میارم تا دستت رو بشه
إن الله وضع الحق على لسان عمر یقول به
وقتی آدم نتونست چیزی که ادعا میکنه ثابت کنه وضعش همین میشه
که پست های قبلی خودش هم یادش میره و به من میگه بحث رو عوض نکن
شما قرار بود حدیث علی مع الحق رو ثابت کنید
چی شد ؟؟؟؟
اما این که نوشته غاصبان خلافت
از روی تعصب هستش
اگر این منطق شماست پس این حدیث رو درباره حضرت عمر رو هم بخون چرا این رو نیاوردی؟؟؟؟؟
چون می ترسی که دستت باز بشه اما بنده میارم تا دستت رو بشه
إن الله وضع الحق على لسان عمر یقول به
سلام ..لطفا موضوع تاپیک
را عوض نکنید و مطالب انحرافی ننویسید ... موضع بحث:
روایت
صحیح وصریح داریم براینکه: علی با همه حق است وهمه حق باعلی است.
دراین
صورت غاصبان خلافت حقیقی علی ، ناحق اند...
اگر
ردی براین امردارید بفرما وگرنه مطالب حاشیه ای وبی ربط ننویسید...باتشکر
سلام
کسی که جوابی ندارد واز ریختن آبرویش می ترسد اینگونه می خواهد بحث را ببندد
کاش که جمله پایینی را هم می خواندید
این جمله را:
همانطور که می گویم بقیه خلفای راشدین بر حق هستند
حال میبینیم که چرا این ها می خواهند بحث را ببندند
1- میخواستن حدیث را ثابت کنند نتوانستند و ما دستشان را رو کردیم
2- دروغ می گویند و می ترسند دستشان رو شود
حال میبینیم نظر حضرت علی را درباره ابوبکر و عمر و دست اینان را رو می کنیم
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ كَثِیرٍ أَخْبَرَنَا سُفْیَانُ حَدَّثَنَا جَامِعُ بْنُ أَبِى رَاشِدٍ حَدَّثَنَا أَبُو یَعْلَى عَنْ مُحَمَّدِ ابْنِ الْحَنَفِیَّةِ قَالَ قُلْتُ لأَبِى أَىُّ النَّاسِ خَیْرٌ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ أَبُو بَكْرٍ . قُلْتُ ثُمَّ مَنْ قَالَ ثُمَّ عُمَرُ. وَخَشِیتُ أَنْ یَقُولَ عُثْمَانُ قُلْتُ ثُمَّ أَنْتَ قَالَ: مَا أَنَا إِلاَّ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ. (صحیح البخاری لأبی عبد الله محمد بن إسماعیل البخاری، كتاب المناقب، باب قول النبی صلى الله علیه وسلم: لو كنت متخذا خلیلا).
«از محمد بن الحنفیه (پسر علی بن ابی طالب) روایت شده که گفت: به پدرم (علی بن ابی طالب) گفتم: بهترین مردم بعد از رسول الله ص چه کسی است؟ او گفت: ابوبکر. گفتم: بعد چه کسی است؟ او گفت: عمر. و ترسیدم که بعد از او عثمان را بگوید پس گفتم: بعد از عمر شما هستید؟ او گفت: خیر، من کسی نیستم مگر یکی از مسلمانان».
الراوی:+موقع+الدرر+السنیة+-+الموسوعة+الحدیثیة+-+من+حدیث+محمد+ابن+الحنفیةمحمد ابن الحنفیةالمحدث:البخاری - المصدر:صحیح البخاری- الصفحة أو الرقم:3671
خلاصة حكم المحدث:[صحیح]
والسلام
سلام
اینکه بنده گفتم علی بر حق است دروغ نگفتم
همانطور که می گویم بقیه خلفای راشدین بر حق هستند
...
با توجه به اینکه قبول نمودین علی با حق است... که
درحقیقت تایید صریح این روایت است.
معنی
اش اینه که علی با همه حقیقت یا جنس حقیقت است. و
همه حق یا هرچه حق است نیز با علی است. زیرا - ال- معنی استغراق
و یا جنسیت دارد.
بنابراین
اگر علی با همه حق بود وهمه
حقیقت با علی است معنی اش اینه که :
غیر از مسیر علی ناحق است از
آنجمله خلافت و ولایت بدون تایید علی ....
یعنی نمیشود علی با حق باشد واز طرفی
فردی را که خود علی آنها را دروغگو
وخائن و فاسق مینامد آن هم برحق باشد !!!(خلفا)
و
با توجه به نداشتن سخن جدید علمی از
طرف دوستان اهل تسنن
بدینوسیله این تاپیک هم جمع بندی
میشود. وقضاوت نهایی با کاربران منصف و حقیقت جو
سلام
اینکه بنده گفتم علی بر حق است دروغ نگفتم
همانطور که می گویم بقیه خلفای راشدین بر حق هستند
اما اینکه شما می خواستید حدیث را ثابت کنید و نتوانستید بحث دیگر است
این برای هزارمین بار خواهشا در بحث ها سوال نکنید دلیلتان را ارائه دهید تا ما هم ببینیم
با تشکر
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
با سلام... و تشکر از اینکه این واقعیت را قبول
کردین که :
حق با علی است. وقتی حق با علی
بود از جمله حق ولایت و خلافت است و غصب این
حق از طرف دیگری ناحق وباطل است ...
خدا
را شکر...
اما
در مورد اینکه حضرت علی ابابکر وعمر را غاصب
ودروغگو . ناحق دانسه....
برایتان دلیل را عینا ذکر میکنیم ولی باز هم شجاعانه بفرمایید اگر سند
از بزرگان خود اهل تسنن بیاوریم که حضرت علی جناب ابابکر وعمر را دروغگو و غاصب و خائن به حقش دانسته
درآنصورت حقیقت را قبول میکنید ؟؟
بنده الان هم بدون این حدیث می گویم حق با علی است
اما در کجا امامت؟؟؟؟؟ خلیفه بودن؟؟؟؟؟؟؟
این حق ها را در کجا مطرح کرده حضرت علی ؟؟؟؟
کی گفته حق من را خوردن
امامتی که خدا به من داده بود آن ها خدا را شکست دادند(نعوذبالله) و حق مرا گرفتند
مثل اینکه بگویند خدا پیامبری را نصب کرد ولی دیگران پیامبری را از او گرفتند
با زهم می گویم این حدیث با این جمله ای که شما آوردید صحیح نیست یعنی من پیدا نکردم
و از شما هم خواستم که بیاورید
اگر دارید بیاورید برای چه ناز می کنید؟؟؟؟
در ضمن این هار بنده نگفتم اگر بخواهید همش رو ثابت می کنم
اگر دارید بیاورید برای چه ناز می کنید؟؟؟؟
در ضمن این هار بنده نگفتم اگر بخواهید همش رو ثابت می کنم
برای اینکه کاملا موضوع روشن و آشکار شود
احادیث را کامل بررسی میکینم
1-أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَفِیدُ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ، ثنا عَمْرُو بْنُ طَلْحَةَ الْقَنَّادُ الثِّقَةُ الْمَأْمُونُ، ثنا عَلِیُّ بْنُ هَاشِمِ بْنِ الْبَرِیدِ، عَنْ أَبِیهِ، قَالَ: حَدَّثَنِی أَبُو سَعِیدٍ التَّیْمِیُّ، عَنْ أَبِی ثَابِتٍ مَوْلَى أَبِی ذَرٍّ، قَالَ: كُنْتُ مَعَ عَلِیٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ الْجَمَلِ، فَلَمَّا رَأَیْتُ عَائِشَةَ وَاقِفَةً دَخَلَنِی بَعْضُ مَا یَدْخُلُ النَّاسَ، فَكَشَفَ اللَّهُ عَنِّی ذَلِكَ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْرِ، فَقَاتَلْتُ مَعَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، فَلَمَّا فَرَغَ ذَهَبْتُ إِلَى الْمَدِینَةِ، فَأَتَیْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، فَقُلْتُ: إِنِّی وَاللَّهِ مَا جِئْتُ أَسْأَلُ طَعَامًا وَلا شَرَابًا وَلَكِنِّی مَوْلَى لأَبِی ذَرٍّ، فَقَالَتْ: مَرْحَبًا فَقَصَصْتُ عَلَیْهَا قِصَّتِی، فَقَالَتْ: أَیْنَ كُنْتَ حِینَ طَارَتِ الْقُلُوبُ مَطَائِرَهَا؟ قُلْتُ: إِلَى حَیْثُ كَشَفَ اللَّهُ ذَلِكَ عَنِّی عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، قَالَ: أَحْسَنْتَ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ: " عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ
(مستدرک علی الصحیحین حدیث 4566
إسناد شدید الضعف فیه عقیصا التمیمی وهو متروک
2-
حَدَّثَنَا عَبَّادُ بْنُ عِیسَى الْجُعْفِیُّ الْكُوفِیُّ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ أَبِی الْبُهْلُولِ الْكُوفِیُّ، حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ أَبِی الأَسْوَدِ، عَنْ هَاشِمِ بْنِ بَرِیدٍ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ التَّیْمِیِّ، عَنْ ثَابِتٍ مَوْلَى آلِ أَبِی ذَرٍّ، عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ، قَالَتْ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، یَقُولُ: " عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لا یَفْتَرِقَانِ حَتَّى یَرِدَا عَلَى الْحَوْضِ
المعجم الصغیر الطبرانی حدیث 722
المعجم الاوسط الطبرانی حدیث 5022
إسناد شدید الضعف فیه عقیصا التمیمی وهو متروك الحدیث
3-
حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ عَلِیٍّ، ثنا أَبُو دَاوُدَ، ثنا سَعْدُ بْنُ شُعَیْبٍ النّهْمِیُّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ التَّیْمِیِّ، أَنَّ فُلانًا دَخَلَ الْمَدِینَةَ حَاجًّا، فَأَتَاهُ النَّاسُ یُسَلِّمُونَ عَلَیْهِ، فَدَخَلَ سَعْدٌ، فَسَلَّمَ، فَقَالَ: وَهَذَا لَمْ یُعِنَّا عَلَى حَقِّنَا، عَلَى بَاطِلِ غَیْرِنَا، قَالَ: فَسَكَتَ عَنْهُ سَاعَةً، فَقَالَ: مَا لَكَ لا تَتَكَلَّمُ؟ فَقَالَ: هَاجَتْ فِتْنَةٌ وَظُلْمَةٌ، فَقُلْتُ لِبَعِیرِی: أَخْ أَخْ، فَأَنَخْتُ حَتَّى انْجَلَتْ، فَقَالَ رَجُلٌ: إِنِّی قَرَأْتُ كِتَابَ اللَّهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ، فَلَمْ أَرَ فِیهِ، أَخْ أَخْ، قَالَ: فَغَضِبَ سَعْدٌ، فَقَالَ: أَمَا إِذَا قُلْتَ ذَلِكَ، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ K بِقَوْلِ: " عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ، أَوِ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ
کشف الاستار حدیث 3073
إسناده ضعیف رجاله ثقات عدا سهل بن شعیب النخعی وهو مجهول الحال
4-
َخْبَرَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمُقْرِئُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْفَرَجِ بْنِ مَنْصُورٍ الْوَرَّاقُ، قَالَ: أَخْبَرَنَا یُوسُفُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْمُكْتِبُ سَنَةَ ثَمَانٍ وَعِشْرِینَ وَثَلاثِ مِائَةٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ سُلَیْمَانَ السَّرَّاجُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ السَّلامِ بْنُ صَالِحٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ هَاشِمِ بْنِ الْبُرَیْدِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ التَّیْمِیِّ، عَنْ أَبِی ثَابِتٍ مَوْلَى أَبِی ذَرٍّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ فَرَأَیْتُهَا تَبْكِی وَتَذْكُرُ عَلِیًّا، وَقَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ، K یَقُولُ: " عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ، وَلَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ
تاریخ بغداد للخطیب البغدادی حدیث 4788
إسناد شدید الضعف فیه عبد السلام بن صالح الهروی وهو منكر الحدیث
5-
أَخْبَرَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مَنْصُورٍ، أنا أَبُو الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ أَبِی الْحَدِیدِ، أنا جَدِّی أَبُو بَكْرٍ، أنا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ یُوسُفَ بْنِ بِشْرٍ، نَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ رَاشِدٍ الطَّبَرِیُّ، بِصُورَ، وَأَحْمَدُ بْنُ حَازِمِ بْنِ أَبِی غرزة الْكُوفِیُّ، قَالا: أنا أَبُو غَسَّانَ مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ، نَا سَهْلُ بْنُ شُعَیْبٍ النِّهْمِیُّ، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْمَدِینِیِّ، قَالَ: حَجَّ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ فَمَرَّ بِالْمَدِینَةِ، فَجَلَسَ فِی مَجْلِسٍ فِیهِ سَعْدُ بْنُ أَبِی وَقَّاصٍ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ، وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ، فَالْتَفَتَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ، فَقَالَ: یَا أَبَا عَبَّاسٍ، إِنَّكَ لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا مِنْ بَاطِلِ غَیْرِنَا، فَكُنْتَ عَلَیْنَا وَلَمْ تَكُنْ مَعَنَا، وَأَنَا ابْنُ عَمِّ الْمَقْتُولِ ظُلْمًا یَعْنِی عُثْمَانَ بْنَ عَفَّانَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَكُنْتُ أَحَقَّ بِهَذَا الأَمْرِ مِنْ غَیْرِی، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَكَذَا فَهَذَا وَأَوْمَأَ إِلَى ابْنِ عُمَرَ أَحَقُّ بِهَا مِنْكَ، لأَنَّ أَبَاهُ قُتِلَ قَبْلَ ابْنِ عَمِّكَ، فَقَالَ مُعَاوِیَةُ: وَلا سَوَاءً، إِنَّ أَبَا هَذَا قَتَلَهُ الْمُشْرِكُونَ، وَابْنَ عَمِّی قَتَلَهُ الْمُسْلِمُونَ، فَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: هُمْ وَاللَّهِ أَبْعَدُ لَكَ وَأَدْحَضُ لِحُجَّتِكَ، فَتَرَكَهُ وَأَقْبَلَ عَلَى سَعْدٍ، فَقَالَ: یَا أَبَا إِسْحَاقَ، أَنْتَ الَّذِی لَمْ تَعْرِفْ حَقَّنَا، وَجَلَسَ فَلَمْ یَكُنْ مَعَنَا وَلا عَلَیْنَا، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: إِنِّی رَأَیْتُ الدُّنْیَا قَدْ أَظْلَمَتْ، فَقُلْتُ لِبَعِیرِی: إِخْ، فَأَنَخْتُهَا حَتَّى انْكَشَفَتْ، قَالَ: فَقَالَ مُعَاوِیَةُ: لَقَدْ قَرَأْتُ مَا بَیْنَ اللَّوْحَیْنِ، مَا قَرَأْتُ فِی كِتَابِ اللَّهِ G: إِخْ، قَالَ: فَقَالَ سَعْدٌ: أَمَا إِذْ أَبَیْتَ، فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَقُولُ لِعَلِیٍّ: " أَنْتَ مَعَ الْحَقِّ وَالْحَقُّ مَعَكَ حَیْثُ مَا دَارَ
تاریخ دمشق حدیث 19567
إسناد ضعیف فیه محمد بن علی بن راشد وهو ضعیف الحدیث
6-
أَخْبَرَنَا أَبُو مَنْصُورِ بْنُ زُرَیْقٍ، أنا ـ وَأَبُو الْحَسَنِ بْنُ سَعِیدٍ، نا ـ أَبُو بَكْرٍ الْخَطِیبُ، أَخْبَرَنِی الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ عُبَدِ اللَّهِ الْمُقْرِئُ، نا أَحْمَدُ بْنُ الْفَرَجِ بْنِ مَنْصُورٍ الْوَرَّاقُ، نا یُوسُفُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْمُكْتِبُ سَنَةَ ثَمَانٍ وَعِشْرِینَ وَثَلاثِ مِائَةٍ، نا الْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ السَّرَّاجُ، نا عَبْدُ السَّلامِ بْنُ صَالِحٍ، نا عَلِیُّ بْنُ هَاشِمِ بْنِ الْبَرِیدِ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ أَبِی سَعِیدٍ التَّمِیمِیِّ، عَنْ أَبِی ثَابِتٍ مَوْلَى أَبِی ذَرٍّ، قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، فَرَأَیْتُهَا تَبْكِی وَتَذْكُرُ عَلِیًّا، وَقَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهK یَقُولُ: " عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ، وَالْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ، وَلَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ".
تاریخ دمشق حدیث44813
إسناد شدید الضعف فیه عبد السلام بن صالح الهروی وهو منكر الحدیث ، وعقیصا التمیمی وهو متروك الحدیث
پس دیدید این ها فقط می خواهند با حدیث های ضعیف ما مذهب خود را ثبت کنند