| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
با سلام به
همه کاربران عزیز ....
مهمترین اختلاف شیعه و
اهل تسنن در مورد خلافت و جانشینی از پیامبر خداست.
یعنی شیعه میگوید پیامبر برای
بعد از خود صریحا ودر موارد متعدد مساله خلافت و جانشینی را به امر خدا
به حضرت علی علیه السلام واگزار نموده ....
اما برادران اهل تسنن میگویند : پیامبر برای
بعد از خود اصلا خلیفه تعیین یا توصیه روی
فرد نکرده !!!!!!
باری ... همه
علمای اهل تسنن میگویند ابابکر رای بعد از خود ش عمر را برای
خلافت تعیین نموده ......
حال سوال مهم اینه :
آیا ابابکر از پیامبر بالاتر بود
که تعیین خلیفه نموده ؟؟؟
یا کارش بدعت دردین بود؟
و حتی مخالف با دمکراسی بود...
در هرسه صورت کار
ابابکر خلاف بود ...
زیرا قطعا همه اهل تسنن میگویند
پیامبر برتر از ابابکر بود ...
1- پس تعیین خلافت عمر توسط ابابکر غلط بود.
چون پیامبر به عقیده اهل تسنن خلیفه ای تعیین نکرد ...
2- پس عمل ابابکر درتعیین خلیفه بدعت غلط
دردین بود.
و چون ابابکر برخلاف نظر همه اهل تسنن به رای
اکثریت توجه نکرده بلکه خود عمر را تعیین نموده...
3- پس کار ابابکر خلاف دمکراسی بود....
بنابراین اساس خلافت عمربن
خطاب از ریشه غلط
ونادرست وخلاف شرع و عقل و نظر مردم بود.....
واین یعنی غاصب مقام
خلافت....
پس ابابکر برتر است که تعیین خلیفه نمود یا پیامبر
که تعیین خلیفه نکرده!!!!!؟؟؟ پس برادران اهل تسنن دنبال
کی هستن؟
جمع بندی:
با
توجه به عدم پاسخ از سوی علمای اهل تسنن دراین سایت
سنی... نسبت به سوالات ساده پست یک.
روشن شد که اساس خلافت ابابکر بر
رای چند نفر فقط بود
واساس
خلافت عمر بر رای و توصیه یک نفر ابابکر بود.
واساس
خلافت عثمان با نظر عمر وبا دورای تنها بود...
و
این نه شرعی بود ونه مردمی .... یعنی خلافتشان از
اساس باطل است.
ولی
خلافت امام علی هم شرعی وهم با رای اکثریت قریب به
اتفاق مسلمین درمدینه بود ...
یا
حق
شما که در عقیده
تسننتان اینه که : اصلا پیامبر تعیین خلیفه نکرده وواگذار
به مردم نموده!!!
چطور
شد حالا میگید پیامبر قبلا تعیین خلیفه حتی به نام کرده
؟؟!!!
واقعا چگونه اهل تسنن این تناقضات عقیدتی را
حل میکنه ؟؟؟
1- جوابش را نمی دانم
...و رسول الله ص فرمودند: شما مثل هم صحبتان یوسف هستید؛ به ابوبکر
بگویید بر مردم نماز گزارد. حفصه به عایشه گفت: خیری
دربی اعتبار ی این حدیث همین
بس که خودتون نوشتید ...(
حفصه و عایشه با خودشان هم رحم نداشتند!!!!)
خدا رو شکر با قلم خودتان باطن
اینها را بروز دادید ومارا کمک کردین







1- جوابش را نمی دانم
2-این رو قبلا جوابش رو دادم اما باز هم می دهم
این حدیث را ببین تا درک کنی که آیا پیامبر توصیه کرده یا نه
حَدَّثَنِى عَبَّادُ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ سَعْدٍ أَخْبَرَنِى أَبِى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُبَیْرِ بْنِ مُطْعِمٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ امْرَأَةً سَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص شَیْئًا فَأَمَرَهَا أَنْ تَرْجِعَ إِلَیْهِ فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَرَأَیْتَ إِنْ جِئْتُ فَلَمْ أَجِدْكَ قَالَ أَبِى كَأَنَّهَا تَعْنِى الْمَوْتَ. قَالَ «فَإِنْ لَمْ تَجِدِینِى فَأْتِى أَبَا بَكْرٍ». (صحیح مسلم لأبی الحسین مسلم بن الحجاج النیسابوری، كتاب فضائل الصحابة ، باب من فضائل أبی بكر الصدیق)
«از جبیر بن مطعم روایت شده که گفت: زنی از رسول الله ص سوالی کرد و رسول الله ص به او گفتند دوباره به پیش او بازگردد. آن زن گفت: یا رسول الله! اگر باز گردم و شما را نیابم چطور؟ که منظور آن زن وفات رسول الله ص بود. رسول الله ص فرمودند: اگر مرا نیافتی نزد ابوبکر برو».
این نشان می دهد که چه کسی برای خلیفه برتر است
اما حدیث جالب تر را ببین که پیامبر توصیه کرده یا نه
َدّثَنَا أبُو مُوسَى إسْحَاقُ بنُ مُوسَى الأَنْصَارِیّ حدثنا مَعْنٌ هُوَ ابنُ عِیسَى حدثنا مَالِكُ بنُ أنَسٍ، عَن هِشَامِ بنِ عُرْوَةَ، عَن أبِیهِ، عَن عَائِشَةَ أَنّ النّبِیّ ص قالَ: «مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْیُصَلّ بالنّاسِ». فقالَتْ عائِشَةُ: یَا رَسُولَ اللّهِ إِنّ أبَا بَكْرٍ إذَا قامَ مَقَامَكَ لَمْ یُسْمِعِ النّاسَ مِنَ البُكَاءِ فأْمُرْ عُمَرَ فَلْیُصَلّ بالنّاسِ، قالَتْ: فقالَ: مُرُوا أَبَا بَكْرٍ فَلْیُصَلّ بالنّاسِ، قالَتْ عَائِشَةُ: فَقُلْتُ لِحَفْصَةَ قُولِی لَهُ: إنّ أَبَا بَكْرٍ إذَا قامَ فی مَقَامِكَ لَمْ یُسْمِعِ النّاسِ مِنَ البُكاءِ، فأمُرْ عُمَرَ فَلْیُصَلّ بالنّاسِ فَفَعَلَتْ حَفْصَةُ، فقالَ رَسُولُ اللّهِ ص: «إنّكُنّ لأَنْتُنّ صَوَاحِبات یُوسُفَ، مُرُوا أبَا بَكْرٍ فَلْیُصَلّ بالنّاسِ»، فقالَتْ حَفْصَةُ لِعَائِشَةَ: مَا كُنْتُ لأِصِیب مِنْكِ خَیْراً. (سنن الترمذی لمحمد بن عیسى الترمذی، كتاب المَنَاقِبِ عَنْ رَسُولِ الله ص، باب مناقب أبی بكر الصدیق t وَاسْمُهُ عَبْدُ اللّهِ بنُ عُثْمَانَ وَلَقَبُهُ عَتِیقٌ).
«از عایشه ل روایت شده که رسول الله ص فرمودند: به ابوبکر بگویید که بر مردم نماز بخواند. عایشه گفت: یا رسول الله! ابابکر اگر در جایگاه شما قرار گیرد مردم به علت گریه او نماز را نخواهند شنید پس عمر را بگویید که بر مردم امامت کند. ایشان فرمودند: به ابوبکر بگویید که بر مردم نماز گزارد. عایشه گوید: به حفصه گفتم که: به رسول الله ص بگوید: اگر ابابکر در جایگاه او در امامت نماز قرار گیرد مردم به علت گریه ابوبکر چیزی نخواهند شنید پس عمر را برای نماز بفرستند. حفصه این کار را انجام داد و رسول الله ص فرمودند: شما مثل هم صحبتان یوسف هستید؛ به ابوبکر بگویید بر مردم نماز گزارد. حفصه به عایشه گفت: خیری از تو به من نمی رسد».
پس این حدیث هم نشان داد که امام مردم در نماز در زمان مریضی رسول الله که بوده
پس شمایی که فقط برای خراب کردن صحابه آمدید این احادیث هم از اهل سنت است
از کتب معروف است
صحیح است
نه مثل احادیثی که شما می آورید احادیثی از کتاب های دسته هزارم اهل سنت و به بزرگان آن ها نسبت می دهید
پس برای شما اینجا ثابت شد که پیامبر هم نظرش را گفته
اما شما چون غیر از داستان های حضرت علی و حضرت حسن و حسین بیشتر نمی خوانید
متوجه هم نمی شوید
از شما یک سوال می پرسم تا به حال در تلویزیون های شیعه دیده اید از پیامبر به تنهایی صحبت کنند؟؟؟؟
یا می گویند همش با حضرت علی بود
یا می گویند همش با حضرت حسن بود
یا می گویند همش با حضرت حسین بود
پس این قوم پیامبر را نمیخواهند پیامبر را به خاطر امام می خواهند
3- باز هم ادعا ولی حدیثی نیست
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
اگر جبر قائل هستید پس خدا خواسته كه شیطان دست به مبارزه با انسان ببرد ؟؟؟؟
پس خدا خواسته كه اولیا الهی كشته بشن؟؟؟؟؟
اگر به حکم خدواندی اینقدر ایمان دارید پس به انتخاب حضرت ابوبکر بعنوان
حکم خدایی باید ایمان داشته باشی
پس خدا خواسته که ابوبکر خلیفه شه شداعتراض داری برو از خداوند سوال کن که تو که قدرت داری چرا حضرت علی خلیفه اول نشد جوابت رومیگیری عزیزم
ما هم میگیم خداخواسته وابوبکر خلیفه اول شد بع خدا خواست که عمر خلیفه دوم بشه شد بعد خواست عثمان خلیفه سوم بشه شد
بع ...
به چه دلیل میگوئید ..خدا خواسته ابابکر خلیفه پیامبر باشه ؟ و ایضا عمر بن خطاب وعثمان ؟؟
سوال اول گفته بودی که اگر پیامبر بالتر است چرا ابوبکر عمر(رض)راانتخاب کرد پس گوش کن اولا بارای اهل شورا که حضرت علی هم جزع ان بود عمر انتخاب شد دوما اگر به فرض مثال ابوبکر انتخاب کرده باشد او خلیفه وقت است وزمامدار اومور اگر ابوبکر دنبال منافع شخصی بود چند تا فرزند ارجمند وباغ داشت میتوانست بچه هایش را انتخاب کند ولی می دانی که این کار را نکرد پس منافع شخصی در کار نیست ...
1-
سند بیاور که حضرت علی
در شورا شرکت داشته باشد. بدون دلیل و مدرک سخن
اعتباری ندارد
2- اگر باابکر بخاط
زمامدار بودن میتونه خلیفه انتخاب یا توصیه کنه...
چرا پیامبر که زمامدار امت اسلامی بود نتونسته
... یعن یابابکر بهتر از پیامبر میفهمیده ؟!!!! این
همون اشکال ماست که کسی پاسخی ندارد جز پذیرش حق
3- اگر بخواهید
برایتان سند بیاوریم که پدر ابابکر روزی به ابابکر گفت
پسر چرا بر مسند خلافت نشستی ؟
ابابکر گفت چون من از همه مردم پیر
ترم (بزرگتر)..پدر ابابکر گفت اگر ملاک پیری است وسن زیاد من که
از تو مسن ترم باید من خلیفه باشم.....
پس
میبینید که حتی پدرش هم با او موافق خلافت نبود!!!!
پس عزیزم محسن جان اگر خلافت ابوبک بدعت بوده که حضرت عمر را جانشین کرده پس
چرا به خلافت معاویه ایراد میگیری خوب حضرت علی هم حق نداشته امام حسن را به جانشینی بع از خودش انتخاب کند
پس در این صورت اگر بدعت اول را ابوبکر انجام داده بدعت دوم را نعود بالله حضرت علی با انتخاب امام حسن انجام داده