userinfo close

  ,

اهل سنت


9941

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عبدالخالق عارفی - معاونان
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیر ادامه »
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیرا می خواهند عضو این كلوپ شوند حتما قوانین مربوط به این كلوپ و پاسخ به برخی شبهات پیرامون مدیریت این كلوپ را در قسمت مقالات بخوانند.با تشكر عبدالخالق عارفی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
15
85
91/2/13 (18:01)
13
45
91/3/10 (00:14)
3
18
91/3/9 (23:49)
6
31
91/3/9 (23:41)
19
43
91/3/9 (23:19)
2
6
91/3/9 (15:18)
1
4
91/3/9 (14:34)
1
1
91/3/9 (14:32)
0
3
91/3/9 (07:46)
0
6
91/3/8 (08:30)
30
64
91/3/8 (08:18)
2
4
91/3/8 (08:09)
0
3
91/3/8 (01:25)
1
4
91/3/7 (23:52)
9
45
91/3/7 (22:59)
1
5
91/3/7 (18:46)
4
21
91/3/7 (18:44)
42
99
91/3/7 (13:20)
0
3
91/3/7 (12:01)
0
3
91/3/7 (11:50)

عنوان بحث :: این بحث را 3 نفر دنبال می کنند.

سنی چه میگوید حقیقت اسلام چیست , haqaniat

آیه غار سندی بر فضیلت یا فضیحت؟!

در قرآن در آیه ۴۰، سوره توبه می‌خوانیم:

«الاّ تَنْصُروُهُ فَقَدْ نَصَرهُ اللّهُ اِذْ اَخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِیَ اثْنَیْنِ اْذْ هُما فی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لاتَحْزَنْ اِنَّ اللّهَ مَعَنا فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَ اَیَّدَهُ بِجُنُود لَمْ تَرَوْها »

 اگر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را یاری نکنید، خداوند او را یاری خواهد کرد (همان گونه که در سخت‌ترین ساعات، او را تنها نگذارد) آن هنگام که (در جریان هجرت) کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی که دوّمین نفر بود (و یک نفر همراه او بیش نبود) درآن هنگام که آن دو، در غار بودند، و او به همسفر خود می‌گفت: غم مخور، خدا با ما است، در این موقع خداوند آرامش خود را بر او (پیامبرصلی الله علیه و آله) فرستاد، و با لشگرهائی که آن‌ها را نمی‌دیدند او را تقویت نمود.

علمای اهل تسنّن،‌این آیه را که از دلائل معروف فضائل ابوبکر می‌دانند، ‌و ابوبکر را به عنوان «یار غار» خوانده، و برای تأیید خلافت او به آن تکیه می‌نمایند،‌ و شعرای آن‌ها با یادآوری همین عنوان، او را می‌ستایند، مثلاً سعدی می‌گوید:

ای یار غار سیّد و صدّیق و راه‌بر

مجموعه فضائل و گنجینه صفا

مردان قدم به صحبت یاران نهاده‌اند

لیکن نه هم‌چنان که تو در کام اژدها [۱]

اکنون با توجّه به مطلب فوق به مناظره زیر که از شیخ مفید (ره) نقل شده توجّه کنید:

علّامه طبرسی در کتاب احتجاج و کراجکی در کنزالفوائد، از شیخ ابوعلی‌ حسن‌بن‌محمّدرِقّی،نقل می‌کنند که شیخ مفید (ره) فرمود: شبی در خواب دیدم گویا به راهی می‌روم، ناگاه چشمم به جمعیّتی افتاد که به گرد مردی حلقه زده بودند، و آن مرد برای آن‌ها قصّه می‌گفت، پرسیدم آن مرد کیست؟، گفتند: عمربن خطّاب است.

من نزد عمر رفتم دیدم مردی با او سخن می‌گوید ولی من سخن آن‌ها را نمی‌فهمیدم، سخنانش را قطع کرده و به عمر گفتم: بگو دلیل بر برتری ابوبکر، در آیه غار (ثانی اثنین اذهما فی الغار ) چیست؟
عمر گفت: شش نکته‌ای که در این آیه وجود دارد بیانگر فضیلت ابوبکر است.
آنگاه آن شش نکته را چنین برشمرد:

۱ـ خداوند در قرآن (آیه ۴۰ توبه) از پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد کرده، و ابوبکر را دوّمین نفر قرار داده است (ثانِیَ اثْنَیْن)

۲ـ خداوند در آیه فوق، آن دو (پیامبر صلّی‌ اللّه علیه وآله و ابوبکر) را در کنار هم، در یک مکان یاد کرده‌،‌ و این بیانگر پیوند آن دو است (اِذْ هُما فِی الْغارِ)

۳ـ خداوند در آیه مذکور، ابوبکر را به عنوان صاحب (رفیق) پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ یاد نموده که حاکی از درجه بالای ابوبکر است (اِذْ یقول لِصاحِبِهِ)

۴ـ خداوند از مهربانی پیامبر ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده، آن‌جا که طبق آیه مذکور،‌ پیامبر به ابوبکر می‌گوید وَ لا تَحْزَنْ: «غمگین نباش»

۵ـ پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به ابوبکر خبر داده که خداوند یاور هر دو ما به طور مساوی،‌ و مدافع ما است (اِنَّ اللّهَ مَعَنا(

۶ـ خداوند در این آیه از نازل شدن سکینه و آرامش به ابوبکر خبر داده‌است، زیرا پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ همیشه دارای آرامش بود و نیازی به فرود آمدن آرامش نداشت (فَاَنْزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْه)

این شش نکته از آیه مذکور، بیانگر برتری ابوبکر است، که برای تو و دیگران قدرت بر ردّ آن نیست.

شیخ مفید (ره) می‌گوید: من به او گفتم: براستی حقّ رفاقت با ابوبکر را ادا کردی،‌ ولی من به یاری خدا به همه آن شش نکته پاسخ می‌دهم، مانند باد تندی که در روز طوفانی، خاکستری را می‌پراکند، و آن این است:

۱ـ‌‌‌‌‌‌‌ دومّین نفر قراردادن ابوبکر دلیل فضیلت او نیست زیرا مؤمن با مؤمن، و همچنین مؤمن با کافر، در یک‌جا قرار می‌گیرند، وقتی که انسان بخواهد یکی از آن‌ها را ذکر کند می‌‌گوید دوّمین آن دو (ثانی اثنین)

۲ـ ذکر پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ و ابوبکر در کنار هم، نیز دلالتی بر فضیلت ابوبکر ندارد، زیرا ـ چنان‌که در دلیل نخست گفتیم ـ در یک‌جا جمع شدن، دلیل بر خوبی نیست، چه بسا مؤمن و کافر در یک‌جا‌ جمع می‌شوند، چنان‌که در مسجد پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ که شرافتش از غار ثور بیشتر است، مؤمن و منافق و می‌آمدند و در آن‌جا کنار هم اجتماع می‌کردند، از این رو در قرآن (آیه ۳۶ و ۳۷ معارج) می‌خوانیم:
«فَمالِ الَّذِینَّ کَفَروُا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ ـ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِینَ»

این کافران را چه می‌شود که با سرعت نزد تو می‌آیند، ‌از راست و چپ، گروه گروه.
و هم‌چنین در کشتی نوح‌ـ علی نبینا و آله و علیه السّلام ـ‌ هم پیغمبر بود و هم شیطان و حیوانات، پس اجتماع در یک مکان،‌ دلیل فضیلت نیست.

۳ـ امّا در مورد مصاحبت، این نیز دلیل فضیلت نیست، زیرا مصاحب به معنی همراه است، و چه بسا کافر با مؤمنی همراه باشد، چنان‌که خداوند در قرآن می‌فرماید:
«قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ اَکَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ »

 دوست (باایمان) او (ثروتمند مغرور و بی‌ایمان) که با او به گفتگو پرداخته بود، گفت: آیا به خدائی که تو را از خاک آفریده کافر شدی» کهف ـ ۳۷
۴ـ امّا این‌‌که پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: «لاتَحْزَنْ» (محزون مباش) این دلیل خطای ابوبکر است نه دلیل فضیلت او!

‌ زیرا حزن ابوبکر، یا اطاعت بود یا گناه، اگر اطاعت بود، پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ از آن نهی نمی‌کرد، پس گناه، بود

5-این که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرمود: «اِنَّ اللّه مَعَنا» (خدا با ماست) دلیل آن نیست که منظور هر دو باشند، بلکه منظور شخص پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ به تنهائی می‌باشد، و پیامبر از خودش تعبیر به جمع می‌کند،‌ چنان‌که خداوند در قرآن از خود با لفظ جمع یاد کرده و می‌فرماید:

«اِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ»

ما ذکر (قرآن)را فروفرستادیم، و ما قطعاً آن را نگهبانیم» (حجرـ۹(

۶ـ امّا این‌که گفتی سکینه و آرامش بر ابوبکر نازل شده، با ظاهر سیاق آیه،‌ مخالف است، زیرا سکینه بر آن کس نازل شد که طبق قسمت آخر آیه، لشکر نامرئی خدا به یاری او شتافت، که پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ باشد، اگر بخواهی بگوئی هر دو (سکینه و یاری لشکر نامرئی) برای ابوبکر بود، باید پیامبر‌ـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ را در این‌جا از نبوّت خارج سازی، پس سکینه بر پیامبرـ صلّی‌ اللّه علیه وآله ـ فرود آمد، زیرا او در این مورد (در غار)تنها کسی بود که شایستگی آرامش داشت، ولی در قرآن در موارد دیگر که نزول سکینه وآرامش برای هر مد نظر بوده است،‌ سیاق آیه شکل دیگری دارد، چنان‌که در قرآن (آیه ۲۶ فتح) می‌خوانیم:

«فَاَنْزَل اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ»

«خداوند آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد».

بنابراین اگر به این جمله (آیه غار) برای رفیقت استدلال نکنی بهتر است.

شیخ مفید گوید: او (عمر) دیگر نتوانست، پاسخ مرا بدهد، و مردم از دورش پراکنده شدند.

[۱] بوستان سعدی، آغاز قصائد فارسی.
 
احتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۳۲۶

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مهدیار  , mahdyar1389
مهدیار - 09:22 1390/10/28
6
نقل قول از : اردلان قادرخان زاده

جناب آقای محمد آذرخش
 
بنده نه قصد توهین دارم و نه از توهین خوشم می آید . اگر شما عرایض بنده را توهین تلقی کرده اید بنده عذرخواهی می کنم .
فضایل حضرت علی برکسی پوشیده نیست جان فشانی ها و  رشادت های آن بزرگوار اظهر من الشمس است . اما اگر کسی با حیله و نیرنگ قصد تحریف تاریخ را داشته باشد . و همه فضایل حضرت علی را انکار کند و فلسفه بافی نماید . مسلما شما از این دروغ و تحریف ناراحت خواهی شد .
برادر من تاریخ را وارونه به شما گفته اند . ابوبکر تنها یار غار نبودیار قبل از بعثت و بعد از بعثت پیامبر (ص) بود . این چه حرفی است که می فرمایید » بنده قصد ندارم علت واقعی حضور ایشان را در آنجا ذکر کنم   «  شما بعد از 1433 سال علت و نیت حضور حضرت ابوبکر را می دانید . اما پیامبر (ص) مانند شما این علم و درایت را ندارند (نعوذ بالله) و ابوبکر را نمی شناسند

. راستی تا کنون از خود پرسیده ای که چرا همه دوستان پیامبر(ص) بدند  و دوستان نزدیکترش بدتر !!! اما دوستان امامان شما همه خوبند . مسلما حر ریاحی را می شناسید . کسی که فقط یک روز به امام حسین خدمت کرد . اما شما از او به نیکی یاد می کنید . اما کسی که 23 سال به پیامبر خدمت کرد همه ثروتش را در راه اسلام بخشید با پیامبر(ص) هجرت نمود و در رکابش جنگید .  شما از او به بدی یاد می کنید . به آب و آتش می زنید تا فضایلش را نادیده بگیرید  . می دانم شما مقصر نیستید به چاهی که امثال شیخ مفید برای شما کنده اند افتاده اید .

اما در مورد پیش نماز شدن حضرت ابوبکر در زمان حضرت رسول اکرم (ص) . برادر من این چه استدلالی است که می فرمایید مگر کسی جرات دارد بدون اجازه پیامبر(ص) امام و پیشنماز مسجد پیامبر(ص) شود . این روایتی که شما می فرمایید شاید در یک نماز مثلا نماز عصر بتوان به آن استناد کرد اما می دانید پیامبر(ص) چند روز بیمار بود ؟ حدود 14 روز آن حضرت بیمار بودند  . در طول این مدت هر روز پیامبر برای دفع خطرحضرت ابوبکر به مسجد می آمدند ؟ اصل روایت هم اینچنین است که روزی حال پیامبر(ص) بهتر شد به مسجد آمد تا نماز را به جماعت بخواند و مسلمانان مشغول نماز جماعت بودند . حتی پیامبر(ص) به حضرت ابوبکر اقتدا نمود .اما همینکه حضرت ابوبکر فهمید پیامبر(ص) پشت سر ایشان است دو قدم عقب نشست وجا را برای پیامبر (ص)خالی نمود و پیامبر(ص) بعد از نماز به حضرت  ابوبکر فرمود چرا امامتت را نکردی ؟ حضرت ابوبکر گفت : برای فرزند ابی قحافه روا نیست امامت جمعی را بر عهده بگیرد که رسول خدا(ص) در میان آنان باشد .

برادر من ....  حضرت علی هم دست پیامبر(ص) را نگرفت چون او هم در نماز بود ودر پشت سر حضرت ابوبکر نماز می خواند . حضرت علی مثل آخوندهای زمان ما نبود که نماز جماعت را ترک کند . کسانی که این روایت را ساخته اند حضرت علی را مانند خود تصور نموده اند . مولوی می فرماید :  کار پاکان را قیاس از خود مگیر ....


اخه شما با چه عقلی این روایت جعلی اموی را باور كردید؟؟؟

شما با این روایتها پیامبر ص را از ابوبكر پایین اوردید و بعد خواستید تواضع ابوبكر را نشان دهید نه به سرپیچی كردن و نه به تواضع بعد از ان

تا زمانی كه پیامبر در قید حیاط هستند هیچ احدالناسی حق ندارد بجای پیامبر ص كاری انجام دهد مخصوصا نماز اگر پیامبر به ابوبكر گفتند بجای من نماز بخوان پس چرا خودشان امدند پشت سر ابوبكر والعیاذبالله پیامبر خودشان را مسخره كردند یا مردم را ؟؟؟

اگر هم امده پشت سر ابوبكر نماز بخواند ابوبكر حق ندارد از فرمان پیامبر ص كه پیشنمازی بوده تخلف كند

اخر بابا شما تحصیل كرده هستی یكمی فكر كن برادر هر حدیث اموی را قبول نكن

محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 22:13 1390/10/26
5
چند سوال:
مسلم در صحیح خود از جناب«عایشه» این‌گونه روایت می‌کند:
«هنگامی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بیمار شد. بلال آمد تا از وقت نماز آگاهش نماید، فرمود: بگویید ابوبکر با مردم نماز بگزارد. تا آنجا که فرمود: شما همراهان یوسفید. پس نزد ابوبکر فرستادیم و او با مردم به نماز ایستاد که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در خود احساس سبکی کرد و با تکیه بر دو مرد بیرون آمد...(چرا مسلم نام این دو مرد را نیاورده است؟؟!) و ابوبکر که وجودش را احساس نمود، خواست تا عقب برود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به او اشاره فرمود به جای خود بمان.
سپس آمد تا در کنار ابوبکر نشست و ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نمود و مردم به ابوبکر اقتدا کردند.

اینک چند سوال
سؤال1:
اگر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به ابوبکر دستور داده بود که با مردم نماز بخواند، پس چرا با زحمتی که قادر به راه رفتن نمی‌باشد، با تکیه بر دو مرد!!! به مسجد می‌رود و به نماز مشغول می‌شود؟

سؤال2:
آیا حضور پیامبر در مسجد برای تأیید ابوبکر بوده است؟ اگر چنین است، پس چرا او را کنار می‌زند و پیراهن او را می‌کشد و خود جای او می‌ایستد و نماز می‌خواند؟

سؤال3:
اگر ابوبکر به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اقتدا نموده است، چنانچه روایت می‌گوید، پس امامت او معنا ندارد. بنابراین، آیا ممکن است شخصی در زمان واحد و در یک نماز، هم امام باشد و هم مأموم؟!

سؤال4:
این نمازی که ابوبکر به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم خوانده، کدام نماز بوده است؟ (صبح، ظهر، عشاء) و در کجا این امامت انجام شده است؟ و چرا محدثان اهل سنّت در کتابهای خود این قضیه را متناقض یکدیگر نقل کرده‌اند؟

سؤال5:
اگر این نماز دلیل بر اولویت ابوبکر در خلافت است، پس چرا مهاجرین و انصار و حتی خود ابوبکر در سقیفه به آن استناد نکرده‌اند؟


سؤال6:
بر فرض ثبوت این موضوع، چطور پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در بستر بیماری وقتی که امر می‌کند ابوبکر به جای او در مسجد امامت کند هذیان نمی‌گوید!! اما وقتی که امر می‌کند قلم و کاغذی بیاورید تا بنویسم چیزی را که بعد از من به ضلالت و گمراهی نیفتید، به قول جناب عمر! نستجیر بالله آنحضرت هذیان می‌گوید؟!! اگر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هذیان می‌گوید، پس چرا قول آن حضرت را در نماز ابوبکر ملاک قرار داده‌اید؟؟ و اگر هذیان نمی‌گوید، پس چرا عمر به آن حضرت نسبت هذیان گویی را داد؟؟!

سؤال7:
در زمانی که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم در بستر بیماری بودند، امر کردند که اصحاب در لشکر اسامه شرکت کنند و فرمود: «جًهًّزوا علی جیش اسامة لعن الله من تخلف عنه».
و به نظر همه مورخان تا زمان رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم اسامه از جنگ بر نگشته بود، حال با توجه به این حقیقت آیا ابوبکر در لشکر اسامه شرکت کرد یا خیر؟ اگر شرکت نکرد، پس تخلف از امر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را نموده است. و اگر شرکت کرده است، در این صورت در مدینه نبوده تا توانسته باشد به جای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نماز خوانده باشد.

سؤال 8:
چرا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم همسر خود را سرزنش می‌کند و او را همچون زنانی می‌داند که می‌خواستند حضرت یوسف را گمراه نمایند؟ مگر عایشه چه کرده بود که مستحق چنین ملامتی بشود؟ جز اینکه وی می‌خواست چنین کرامت و بزرگواری را به پدرش اختصاص دهد؟
آیا این همه مسائل کافی نیست که ما را وادار به اندیشه نماید که این دستورات و روایات چگونه بوده‌اند؟ و واقعیتی بس تلخ در ورای این ماجرا بوده است؟!
و اثبات خواندن این نماز فضیلتی برای جناب ابوبکر نبوده و در هر صورت برای ایشان فضیحت است؟!
محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 21:40 1390/10/26
4
جناب اردلان!
شما میفرمایید قصد بی احترامی ندارید، اما در همین متن چندین بار به کسانی اهانت میکنید. از جمله شیخ مفید رحمة الله علیه که جایگاه والایی در نزد شیعه امامیه دارند.
اما اصل بحث بر سر فضایل جناب ابوبکر است. من قصد انحراف از بحث را ندارم. لطفا شما هم به مسائل دیگر نپردازید و اگر بیان مطلبی را لازم میدانید آن را در جای دیگری مطرح نمایید. اما به طور اختصار در جواب شما چند مطلب را بیان میکنم:

نماز ابوبکر دلیلی بر خلافت یا ...؟؟!

یکی از دلایلی که برای خلافت ابوبکر  مورد تاکید برادران اهل سنت و آقایان وهابی قرار میگیرد جریان نماز خواندن ابوبکر در اواخر عمر و بیماری پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم است.
اما اگر به فرض محال  ابوبکر به این نماز رفته باشد هم دلیل بر خلافت او نمیباشد بلکه بر عکس دلیل بر تخلف او از فرمان رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم میباشد و شایسته است مورد توبیخ ایشان قرار بگیرد؟

راهی کردن سپاه اسامه

در ماه محرم سال یازدهم، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پیش از آنکه دربستر بیماری افتد مسلمانان را فرمان داد تا برای گسیل به‏ مرزهای روم از جانب شام آماده شوند.

الکامل، ابن اثیر، ج 2، ص 317.

ابوبكر باید در سپاه اسامه میبود ؟؟؟

 اما ایا ابوبکر هم  جزو این سپاه بود یا نه:

  ابن حجر عسقلانى در شرح صحیح بخارى، به این مطلب که ابوبکر هم جزو این سپاه بوده اعتراف كرده و ضمن طرح بابی در این موضوع می‌نویسد:

 باب بعث النبی صلى الله علیه وسلم أسامة بن زید فی مرضه الذی توفی فیه

 فبدأ برسول الله صلى الله علیه وسلم وجعه فی الیوم الثالث فعقد لأسامة لواء بیده فأخذه أسامة فدفعه إلى بریدة وعسكر بالجرف ... و كان ممن انتدب مع أسامة كبار المهاجرین والأنصار منهم أبو بكر وعمر وأبو عبیدة ...

 ... از جمله كسانی كه به همراه اسامه اعزام شدند گروهی از بزرگان مهاجر و انصار از جمله ابوبكر و عمر و ابوعبیده بودند ...

 فتح الباری ، ابن حجر (852 هـ ) ، ج 8 ، ص 115 .

شهرستانی مینویسد:
فالنبی صلى الله علیه واله وسلم أمر بخروج أبی بكر مع أسامة...

نبی خدا صلی الله علیه و اله و سلم امر کرد به خروج ابابکر با سپاه اسامه ..

شرح المواقف 8|376 الملل والنحل 1|29 لأبی الفتح الشهرستانی، المتوفى سنة 458 هـ

توجد ترجمته(شهرستانی) والثناء علیه فی

وفیات الأعیان 1|610، تذكرة الحفاظ 4|104 طبقات الشافعیة للسبكی 4|87، شذرات الذهب 4|149، مرآة الجنان 3|289 وغیرها.

 
با این حساب جناب ابوبکر باید در سپاه اسامه میبودند نه در مدینه تا با مردم نماز بخوانند

اما اینکه چرا نرفتن با سپاه اسامه این همه  حائز اهمیت است و نوعی خیانت حساب میشود را در ادامه مشاهده بفرمایید.

لعن پیامبر صلی الله علیه و آله به كسی كه از سپاه اسامه سرپیچی كند

 در بعضى از منابع معتبر اهل سنّت آمده است كه پیامبر فرمود:

 الخلاف الثانی فی مرضه أنه قال جهزوا جیش أسامة لعن الله من تخلف عنه فقال قوم یجب علینا امتثال أمره واسامة قد برز من المدینة وقال قوم قد اشتد مرض النبی علیه الصلاة والسلام فلا تسع قلوبنا مفارقته والحالة هذه فنصبر حتى نبصر أی شىء یكون من أمره

 ... پیامبر اكرم[صلی الله علیه وآله وسلم] فرمود: لعنت خدا بر كسی كه از سپاه أسامه تخلف ورزد...

 الملل والنحل ، شهرستانی (548 هـ ) ، ج1 ، ص23 .

 وكاختلافهم بعد ذلك فی التخلف عن جیش أسامة فقال قوم بموجب الاتباع لقوله  صلى الله علیه وسلم جهزوا جیش أسامة لعن الله من تخلف عنه 

    ... پیامبر اكرم[ صلی الله علیه وآله وسلم]فرمود: لعنت خدا بر كسی باد كه از سپاه أسامه تخلْف ورزد...

   المواقف ، عضد الدین عبدالرحمن بن أحمد إیجی (756 هـ ) ، ج3 ، ص 650 .

 وقام أسامة فتجهز للخروج ، فلما أفاق رسول الله صلى الله علیه وآله سأل عن أسامة والبعث ، فأخبر أنهم یتجهزون ، فجعل یقول : أنفذوا بعث أسامة ، لعن الله من تخلف عنه وكرّر ذلك

 ... پیامبر اكرم[ صلی الله علیه وآله وسلم]فرمود: لعنت خدا بر كسی باد كه از سپاه أسامه تخلّف ورزد...

 شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ( 656 هـ ) ، ج 6  ، ص 52 .

نتیجه:

1-با این حساب جناب ابوبکر و عمر که باید در سپاه اسامه می بودند، در مدینه چه میکردند تا ابوبکر برای مردم نماز بخوانند؟

2-حال که ابوبکر و عمر از فرمان رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم تخلف کردند ایا مورد خطاب لعن ایشان که فرمود لعن الله من تخلف عن جیش اسامه قرار نمی گیرند؟

3-با این حساب به فرض محال که ابوبکر برای مردم نماز خوانده باشد ایا این یک دلیل برای خلافت اوست یا یک معضل و شبهه که باید جواب داده شود؟

به طور خلاصه یعنی: با توجه به احادیث بالا کسانی که از لشکر اسامه مخالفت کرده و در مدینه ماندند مورد لعن نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته اند.

حال اگر جناب ابوبکر در مدینه بوده و به جای نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نماز خوانده چون از لشکر اسامه مخالفت کرده و به آن نپیوسته مورد لعن نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته و آیا شخصی که مورد لعن نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم باشد می تواند لیاقت خلافت داشته باشد؟؟؟و اگر هم که در لشکر اسامه بوده و مخالفت نکرده پس نمازی در کار نبوده!!!

محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 11:00 1390/10/26
3
نقل قول از : اردلان قادرخان زاده


شیخ مفید  هنوز از خواب جهالت بیدار نشده است .
من به حال شیخ مفید تاسف نمی خورم .
به حال کسانی تاسف می خورم که با ریسمان این شخص به قعر چاه می روند .
کمی از خواب این شیخ خواب آلود فاصله بگیرید و ذهنتان را از همه پیش داوریهای شیعه و سنی پاک کنید آنگاه با قلبی صاف و به دور از بغض و کینه به خدمت این آیات قران بروید .
 
آیا این آیات دلالت بر فضل و بزرگی حضرت ابوبکر  نیست ؟
آیا اگر به جای حضرت ابوبکر حضرت علی یار غار بود شیخ خواب آلود همینطور استدلال می کرد ؟
این شیخ خواب آلود خود را از پیامبر(ص) برتر می داند زیرا این شخص ابوبکر و بدی هایش را می شناسد اما پیامبر(ص) از این موهبت بی بهره است . از خانواده این شخص زن می گیرد با او دوست صمیمی می شود در موقع بیماری او را به جای خود امام و پیشنماز مردم می گرداند . البته پیامبر(ص) معذور است چون علم شیخ مفید را ندارد .
شیخ خواب آلود خود را از حضرت علی هم برتر می داند . مگر نه اینکه در خواب توانست مردم را از دور و اطراف حضرت عمر بپراکند و دور کند . اما حضرت علی در طی خلافت ابوبکر و عمر نتوانست یک نفر از اطرافیان این دو خلیفه را از آنها دور کند . و باز البته حضرت علی هم معذور است چون علم شیخ مفید را ندارد .
عزیزان من گمراهی که شاخ و دم ندارد ...



جسارت نباشه محضرتون! شیخ مفید رحمة الله علیه سالهاست از دنیا رفته اند و فرصتی برای پاسخ دادن به بی ادبی شما رو ندارند

بنده جسارت میکنم و به نیابت از ایشون جواب شما رو میدم

 در آن زمان که جناب ابوبکر در غار بودند و بنده قصد ندارم علت واقعی حضور ایشان را در آنجا ذکر کنم، امیرمومنان علی بن ابیطالب علیهماالسلام در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله جانشان را فدایی جان رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده بودند و همگان آگاهند که در راه خدا و رسولش چه کسی بزرگترین جانفشانی ها را نموده است لذا شما نگران فضایل مولا علی علیه السلام نباشید

در مورد نماز خواندن جناب ابوبکر هم بد نیست سری به کتب تاریخی بزنید که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدند که او پیش نماز شده است با همان حال بیماری در حالی که بر دوش امیرمومنان علی علیه السلام و عمویشان عباس تکیه داده بودند به مسجد آمده ابوبکر را کنار زدند و خودشان نماز را خواندند

در انتها باید عرض کنم غصب خلافت، ترور، زورگویی، تزویر و... نیازی به علم ندارد! که شما علم شیخ مفید رحمه الله علیه را با ائمه معصومین علیهم السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مقایسه می کنید. نعوذبالله از این تشبیه

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.