| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
خجالت نمی کشید...
چرا ادامه صحبت من را نمی نویسید؟؟؟
از خودتون شرم ندارید؟؟؟؟
حیا نمی کنید؟؟؟؟...
دوستان برای آشکار شدن اینان پست 7 را بخوانند و جواب حسین خان را هم بخوانند....
جمع بندی:
نقل قول از : شهاب انصاری پس اینجا دو مسئله آشکار می شود1. حضرت
عمر داستانی را که حضرت عمار تعریف کرد را فراموش نموده بود.
2. حضرت عمر به استناد آیه قرآن و برداشتی که از آیه داشت عمل
نمود.
//////////////////////////////////////////
پاسخ :
سخن این است اگر عُمَر آیه را
فراموش کرده باشد منطقادرپاسخ آن سائل بیچاره
باید بگوید: من الان حکم قرآن را فراموش نمودم....
نه اینکه از جیب خودش اصل نماز را منکر شود برای جنب...
درثانی
اگر عمر برداشت خودش را از آیه عمل نموده باشد باید از عقیده
خود برنگردد ولی با یادآوری عمار برای او .. و بقول
شما فراموش کردن آیه ... چرا به عمار تشر زد و به
او گفت از خدا بترس وعمار درپاسخش گفت اگر شما نخواهی
این موضوع را به کسی نمیگویم....
بنابراین
با توجهبه عدم پاسخ مناسب به بدعت عمر دراین حکم قرآنی....
بدینوسیله این
تاپیک جمع بندی میشود
:
1- حکم صریح قرآن بر تیمم برای شخص
جنب است.
2- عمربن خطاب برخلافت دستور صریح قرآن حکم
به ترک نماز برای سائل داده تا رسیدن به آب
3- عمر فراموش کار
نمیتواند بیان کننده حکم خدا وقرآن باشد ..
4- اصولا چگونه عمربن
خطاب حکم ساده و 20 سال پیش نازل شده قرآن را که
هر بچه مسلمون آن را میداند بدین زودی فراموش کرده؟!!
5- اگر فراموش کرده وقتی عمار
یادش آورد باید توبه میکرد وحکم خدا رابیان مینمود نه اینکه به
عمار نهیب بزند و بگوید از خدا بترس و...
نتیجه :
شخص فراموش کار یا بدعت گذار یا نادان به حکم
الهی شایسته خلافت
و جانشینی رسول خدا ندارد زیرا مردم را به گمراهی میکشاند.
خجالت نمی کشید
چقدر قیچپی میکنید؟؟؟؟
چرا ادامه صحبت من را نمی نویسید؟؟؟
از خودتون شرم ندارید؟؟؟؟
حیا نمی کنید؟؟؟؟
این است منطق شما ؟؟؟
این است فکر شما؟؟؟؟
وقتی گیر می افتید قیچی می کنید؟؟؟
وبعد از حرف بنده برداشت و نتیجه گیری می کنید؟؟
این است مذهب شما؟؟؟؟
دوستان برای آشکار شدن اینان پست 7 را بخوانند و جواب حسین خان را هم بخوانند
که چگونه قیچی به دست فقط صحبت های بنده را در همه ی تایپک ها قیچی می کند
اگر بخواهیم ایرادی وارد کنیم در این جاست، نه در علم حضرت عمر نسبت به عمل تیمم.
به طور کلی دو آیه در قرآن درباره تیمم آمده است:
آیه 43 سوره نساء
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا
و آیه 6 سوره مائده
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَیْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَكُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ما کسی را غیر از رسول الله معصوم نمی دانیم
پس اینجا دو مسئله آشکار می شود
1.حضرت عمر داستانی را که حضرت عمار تعریف کرد را فراموش نموده بود.
2. حضرت عمر به استناد آیه قرآن و برداشتی که از آیه داشت عمل نمود.....والسلام
سخن این است اگر عُمَر آیه را فراموش کرده باشد منطقادرپاسخ آن سائل بیچاره باید بگوید: من الان حکم قرآن را فراموش نمودم.... نه اینکه از جیب خودش اصل نماز را منکر شود برای جنب!!!!
اما جواب به دروغ گویان
هرچه به این روایت نگاه می کنیم از هیچ یک از جملات آن نمی توان اثبات کرد که امیر المؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه تیمم بلد نبوده اند. لذا این شبهه که سیدنا عمر تیمم بلد نبوده اند مردود است. اما سؤالی که پیش می آید این است: چرا حضرت عمر فرمودند: لاَ تُصَلِّ ( نماز نخوان )؟
اگر بخواهیم ایرادی وارد کنیم در این جاست، نه در علم حضرت عمر نسبت به عمل تیمم.
به طور کلی دو آیه در قرآن درباره تیمم آمده است:
آیه 43 سوره نساء
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا
و آیه 6 سوره مائده
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَیْدِیَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَیْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَیْدِیكُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَكُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
ما کسی را غیر از رسول الله معصوم نمی دانیم
پس اینجا دو مسئله آشکار می شود
1. حضرت عمر داستانی را که حضرت عمار تعریف کرد را فراموش نموده بود.
2. حضرت
عمر به استناد آیه قرآن و برداشتی که از آیه داشت عمل نمود.
آیات به صراحت بیان
می دارند:
وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِی سَبِیلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا
وَإِنْ
كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا
با توجه به آنچه در آیه بیان گشته فرد جنب باید
غسل کند اما آنچه در ادامه به عنوان عمل تیمم آورده می شود را چنین توضیح می
دهیم:
وإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ
أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ
تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا
و إِنْ كُنْتُمْ
مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ
لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا
در آیات فوق پس از
بیان حکم فرد جنب لفظ "و" آمده است یعنی حکم دیگر افراد
را بیان کرده است. آنچه حضرت عمر بدان استناد نموده لفظ " ... لَامَسْتُمُ
النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا " است.
پس به عبارتی بر اساس
آیه قرآن کسانی می توانند در صورت نیافتن آب تیمم کنند که دارای شرایط زیر
باشند:
1. مریض باشند
2. در سفر باشند
3. نجاست به آن ها رسیده
باشد
4. زنان را لمس کرده باشند
اما کسانی اینجا هستند که بغض و کینه نسبت به این بزرگواران دارند و فقط می خواهند کوچکترین چیز ها را بزرگ کنند
والسلام
سلام
جمله آخر را گذاشتم تا تهمت شما را رد کنم
شما الان باید توبه کنید و استغفار به خاطر این جملتون
وجالبتر اینکه وقتی عمار او را یاد آوری میکند عمر او را از بیان حکم خدا برحذر می دارد..!!!
پس این اولی تهمت و دروغ شما
اما می خواهی حضرت عمر را بشناسی بخوان بخوان تا شرم کنی
وقتی میخواهی از یک جا شخصیت یک کسی رو بشناسی باید احادیث دیگرش رو هم بیاری
حال من برات میارم
عَنْ زَكَرِیَّاءُ بْنُ أَبِى زَائِدَةَ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِى سَلَمَةَ عَنْ أَبِى هُرَیْرَةَ قَالَ قَالَ النَّبِىُّ ص: «لَقَدْ كَانَ فِیمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنْ بَنِى إِسْرَائِیلَ رِجَالٌ یُكَلَّمُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَكُونُوا أَنْبِیَاءَ، فَإِنْ یَكُنْ مِنْ أُمَّتِى مِنْهُمْ أَحَدٌ فَعُمَرُ» (صحیح البخاری لأبی عبد الله محمد بن إسماعیل البخاری، كتاب المناقب، باب مناقب عمر بن الخطاب، أبی حفص القرشی العدوی ).
«از ابی هریره روایت شده كه رسول الله ص فرمودند: در میان امتهایی كه قبل از شما زندگی می كردند در بنی اسرائیل افرادی بودند كه بدون اینكه جزء انبیاء باشند در بین مردم تكلم می كردند (و آنان را به خیر می خواندند). پس اگر یكی از آنان در میان امت من وجود داشته باشد، همانا او عمر است».
حَدَّثَنَا یَحْیَى بْنُ سُلَیْمَانَ قَالَ حَدَّثَنِى ابْنُ وَهْبٍ قَالَ حَدَّثَنِى عُمَرُ هُوَ ابْنُ مُحَمَّدٍ أَنَّ زَیْدَ بْنَ أَسْلَمَ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِیهِ قَالَ سَأَلَنِى ابْنُ عُمَرَ عَنْ بَعْضِ شَأْنِهِ - یَعْنِى عُمَرَ - فَأَخْبَرْتُهُ . فَقَالَ: مَا رَأَیْتُ أَحَدًا قَطُّ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ حِینَ قُبِضَ كَانَ أَجَدَّ وَأَجْوَدَ حَتَّى انْتَهَى مِنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ. (صحیح البخاری لأبی عبد الله محمد بن إسماعیل البخاری، كتاب المناقب، باب مناقب عمر بن الخطاب، أبی حفص القرشی العدوی .
«از اسلم روایت شده که گفت: ابن عمر ب از من از بعضی احوالات عمر بن الخطاب سوال کرد که به او گفتم: من بعد از رسول الله ص کسی را جدی تر از عمر (در امور) و بخشنده تر از او (در اموال) ندیدم».
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ قَالاَ حَدَّثَنَا أَبُو عَامِرٍ الْعَقَدِىُّ حَدَّثَنَا خَارِجَةُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الأَنْصَارِىُّ عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: «اللَّهُمَّ أَعِزَّ الإِسْلاَمَ بِأَحَبِّ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ إِلَیْكَ بِأَبِى جَهْلٍ أَوْ بِعُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ». قَالَ وَكَانَ أَحَبَّهُمَا إِلَیْهِ عُمَرُ. (سنن الترمذی لمحمد بن عیسى الترمذی، كتاب المَنَاقِبِ عَنْ رَسُولِ الله ص، باب فی مناقب أبی حفص عمر بن الخطاب .
این ها را گذاشتم وقتی از جایی روایتی می آوری انصاف را رعایت کنی
«از ابن عمر ب روایت شده که رسول الله ص گفت: اللهم! اسلام را با احب این دو مرد: ابی جهل یا عمر بن الخطاب عزت بده. گوید: احب این دو برای او عمر بود».
صحیح مسلم ـ كتاب الحیض ـ شماره (112
جناب شهاب این یک نکته آخری که از عمر نقل شده ..
اولا نقشی در بحث ندارد ...
باری
از اینکه جمله آخر عُمَر
را گذاشتی و به ما کمک کردی حسن اتفاق بود و
قابل امتنان...
زیرا
ثانیا:
اینکه عُمرَ گفته تو را مسئول قرار میدهم ... اعتراف صریح به ندانستن
حکم خدا از ناحیه عمر بن خطاب است
..که دراین صورت وضع را خرابتر نموده...زیرا سوال
این میشود که :
عمربن خطاب اگر
مساله شرعی وحکم الهی را
میدانست چرا درمقابل عمار مقاومت نکرده ؟؟؟
واگر
حکم الهی را نمیدانست چرا اساسا
فتوای من درآوردی خلاف قرآن داده ؟؟؟

میگویم بلكه بسیار جای تعجب است كه فردی عاقل از شیعیان همه این دروغها را می خواند، بازهم همچنان ادامه می دهد وبر دین شما باقی می ماند كسی كه حق با اوست دروغ نمیگوید واهل باطل راست نمیگویند.
اینجا،حسین تبار حدیث را قطع كرده است تا به هدفش برسد واگر حدیث را بطور كامل ذكر میكرد، استدلالش باطل می شد. وبقیه حدیث چنین است: هنگامیكه عمار به عمر گفت: اگر میخواهی دیگر در این باره سخن نخواهم گفت. عمر گفت: بلكه تو را مسئول آنچه بعهده گرفته أی، قرار می دهیم
صحیح مسلم ـ كتاب الحیض ـ شماره (112
باید یك خسته نباشی به عمر گفت با این كارهاش
خودشو كرده خلیفه بعد از رسول الله
وای وای