| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
1-لكل نبی وصی و وارث و إن علیا وصیی و وارثی
هر پیامبری، وصی و وارثی دارد، وصی و وارث من هم علی است
اما کتاب شیخ سلیمان قندوزی ینابیع الموده
دوستان که این کتاب را آوردند توجه کنند
اگر این فرد اهل سنت بوده چگونه 12 امام را قبول داشته
و یکی دیگر از اعتقاداتش این بوده که مهدی ظهور کرده و زنده است
همانطور که می گوید
شیخ سلیمان قندوزی مینویسد: «خبر معلوم و مسلّم نزد موثّقان ایناست که ولادت قائم، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا روی دادهاست
پس آیا این فرد از اهل سنت بوده با این اعتقادات؟؟؟
اما درباره روایتش را که آوردید اشکال دارد
این روایت روایانش معلوم نیست چه کسانی هستند
و آقای قندوزی سال 1200 به بعد به دنیا آمدند این روایت چگونه به آن ها رسیده؟؟؟
با کدام راویان؟؟ پس روایت هم فاقد اعتبار است
و در آخر متاسفم برای آقای نسیم یار که برای اثبات مذهبش
شیعه را اهل سنت مینامد و روایت دروغ می آورد
سلام علیکم
آقای نسیم یار بنده این روایت را پیدا نکردم
اما کتاب فرائد المسطین از اهل سنت نیست وشیعه بوده چون ایشون اعتقاد به عصمت ائمه داشته
حال دلایل شیعه بودن ایشان
- مقدمه کتاب فرائد السمطین بعد از ذکر نبی اکرم :
1-"وانتجب له أمیر المؤمنین علیا أخا وعونا وردءا وخلیلا ورفیقا ووزیرا ، وصیره على أمر الدین والدنیا له مؤازرا . . . وأنزل فی شأنه : { إنما ولیكم الله ورسوله . . . } تعظیماً لشأنه . . . وصلى الله على محمد عبده ونبیه . . . وعلى إمام الأولیاء وأولاده الأئمة الأصفیاء الذین أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا . . . والحمد لله الذی ختم النبوة والرسالة بمحمد المصطفى . . . وبدأ الولایة من أخیه وفرع صنو أبیه المنزل من موسى فضیلته النبویة منزلة هارون ، وصیه الرضى المرتضى علی ( علیه السلام ) باب مدینة العلم المخزون . . . وآزره بالأئمة المعصومین من ذریته أهل الهدایة والتقوى . . . ثم ختم الولایة بنجله الصالح المهتدی الحجة القائم بالحق . . . "
متن فوق کاملا نشان دهنده مذهب وی می باشد. به خصوص خط آخری که نشان از اعتقاد او به عصمت ائمه شیعه و نیز ختم ولایت با ظهور مهدی دارد.
2-- ذیل کشف الظنون (از کتب شیعه) (ص70) آقا بزرگ تهرانی می نویسد(صفحة 1241 سطر 21):
فرائد السمطین فی فضائل المرتضى والبتول والحسنین مرتب على سمطین اولهما فی فضائل الامیر علیه السلام فی سبعین بابا وخاتمة وثانیهما فی فضائل البتول والحسنین فی اثنین وسبعین بابا لصدر الدین ابراهیم بن سعد الدین محمد بن المؤید بن أبى الحسین بن محمد بن حمویه الحموینی الذی اسلم على یده السلطان محمود غازان فی سنة 694 وتشیع أخیرا لكن أظهر التشیع أخوه الشاه خدا بندة نسخة منه عند السید احمد آل حیدر.
-امین العاملی در اعیان الشیعه وی را از اعیان الشیعه قرار داده است
(لینک مشاهده این مورد در کتاب اعیان الشیعه:
http://www.answering-ansar.org/biographies/ibrahim_juwayni/Ayan-al-Shia.jpg
پس در کتاب اول فرائد المسطین معلوم شد ایشان شیعه بودند
وآقای نسیم یار ندانسته مطلبی را کپی کردند
1 -ابتدا
حدیث را زیرا سوال بردید ..برایتان سند از خود اهل تسنن گذاشتیم ...
2- دوازده خلیفه را زیر سوال بردین ...برایتون سند از خود اهل تسنن
گذاشتیم...
-3نام 12 نفر خلیفه پیامبر را انکار
کردید برایتان عینا از بزرگان اهل تسنن سند آوردیم که
اولشان امام علی وآخرشان امام مهدی است.. ...
دیگر چه بهانه ای
دارید بفرما؟؟
اما هنوز شما 12 خلیفه پیامبر را نام نبردید چرا؟؟؟؟
نسیم یار پیامبر فرموده اند 12 خلیفه غیر از امام علی و امام حسن کدام یک از امامان شما خلیفه شده است؟؟؟؟
که به این روایت استناد میکنید؟؟؟؟
اما پرسیده اید نام آن ها چیست
این را از پیامبر بپرسید
چون اگر رسول اکرم لازم میدانستند خودشان میگفتند دوازده خلیفه چه کسانی هستند
.ایراد سوم اینکه : هیچ گاه بنی عبدالمطلب به پُر خوری و زیاد خوردن و نوشیدن شهرت نداشته اند ؛ اما در این روایت به صراحت به میزان اشتهای بالای بنی عبدالمطلب اشاره شده که امری خلاف واقع است !!!
.
ایراد چهارم اینکه : پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم برای این مهمانان دعا کرد که ایمان بیاورند و وارد اسلام شوند ؛ علی در بین مهمانان چکار می کرد ؟ مگر وی قبلاً وارد اسلام نشده بود ؟ مگر وی تا زمان این مهمانی کافر بود ؟
ایراد پنجم اینکه : هنگامی که بنی عبدالمطلب دعوت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را شنیدند ، او را ترک کردند در حالی که داشتند وی را مسخره می کردند و به او می خندیدند ؛ در حقیقت حقانیت پیامبری وی و حقانیت دین اسلام را در آن روز اصلاً قبول نداشتند و برایشان بسیار خنده دار بود ، و حتی برخی از این تعداد هم در تمام طول زندگیشان اصلاً اسلام را قبول نکردند ؛ حال چگونه ممکن است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم به عده*ای بگوید ( علی خلیفه ی من است ) که اصلِ اسلام و پیامبرش را قبول ندارند ، چه برسد به خلیفه اش که یکی از فروع اسلام است ؟؟!!!
ایراد بعدی اینکه این روایت با وجود خاتلاف و اضطراب در تمامی متونش ، متناقض با ماجرای دعوت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از بنی کلاب به اسلام است که بعد از حادثه ی یوم الدار صورت پذیرفت ؛ در آن دعوت ، بنی کلاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفتند که از او متابعت و پیروی می کنند و مسلمان می شوند مشروط بر اینکه امر اسلام بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بعهده*ی ایشان باشد ؛ اما رسول الله صلی الله علیه و سلم در جواب انها چه فرمودند ؟
آیا فرمودند که جانشینی و امارت بعد از من از آن علی بن ابیطالب است ؟؟؟ نه!
رسول الله صلی الله علیه و سلم در جواب به بنی کلاب فرمودند : ( امر ، از آنِ خداست ، آن را هرکجایی که بخواهد ، قرار می دهد . )
اگر علی قبلاً بعنوان جانشین انتخاب شده بود ، چرا پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم تصریح ننمودند که امامت و جانشینی و امر پس از او بدست علی بن ابیطالب خواهد بود ؟؟!!!
و از طرف دیگر می توان گفت که مگر نه این است که شیعیان اثنی عشری باور دارند که امامت علی بن ابیطالب قبل از آفرینش مخلوقات مشخص شده است ؟ پس چگونه پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم چیزی را بر مهمانانش در ماجرای مهمانی یوم الدار عرضه می دارد که از قبل تکلیفش مشخص شده است ؟ در این صورت آیا کاری که پیامبر انجام داد ، بیهوده نبود ؟؟!!!
ایراد دومِ
وارد بر این روایت ، این است که : وقتی که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم مهمانانش را دعوت کرد ، فقط از آن ها خواست که دین اسلام را قبول کنند و به حقانیت پیامبری وی گواهی دهند؛
به زبان ساده تر از آن ها خواست تا فقط همان شهادتین را قبول کنند ؛
ذکرِ تنها شهادتین هم موجب نمی شود که امامت پس از رسول خدا به یک فرد خاص تعلق یابد ؛ زیرا همه*ی مؤمنان در مورد گفتن شهادتین به ندای پیامبر خای صلی الله علیه و سلم جواب مثبت دادند و همگی شهادتین را بر زبان آورده اند که از میان آن ها می توان به حمزه و جعفر و عباس هم اشاره نمود که ایشان از همان نوادگان عبدالمطلب می باشند که به مهمانی یوم الدار دعوت شده بودند ؛ پس چرا آن ها به امامت و جانشینی پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم انتخاب نشدند ؟؟!!!
همچنینپیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در این دعوت ، مأمور بود که این ندا را به گوش همه ی مهمان هایش برساند و از همه ی آن ها دعوت کند که به اسلام روی بیاورند ؛ و اتفاقاً پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بسیار هم دوست داشت که همه ی مهمانان به دعوت وی پاسخ مثبت دهند ، اما بجز یک نفر از نوادگان عبدالمطلب ( به نام علی بن ابیطالب ) به این دعوت پاسخ مثبت نداد ؛ حال اگر همه*ی مهمانان پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم یا بیشترشان و یا تعدادی از آن ها همین دعوت پیامبر را قبول می کردند ، آنگاه چه کسی خلیفه می شد ؟؟؟!!!!!!
آیا پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم نوادگان عبدالمطلب را دعوت کرد که از میانشان فقط یک جانشین انتخاب کند و بقیه*شان را همانطور کافر رها کند ؟! و یا اینکه اصلاً موضوع این مهمانی انتخاب جانشینی و امامت نبود و بلکه موضوعش دعوت نوادگان عبدالمطلب به اسلام بود ؟
ما در اینجا دلایل ساده ای می آوریم که این حدیث را رد میکند
1- در روایت ذکر شده که حدود چهل نفر ( یا یک نفر بیشتر یا یک نفر کمتر ) – و یا سی نفر ( بدلیل اختلاف الفاظ روایت از از نوادگان عبدالمطلب در این مهمانی گرد هم آمده اند ؛ اما کسی که این شبهه را مطرح نموده ، اصلاً به فکرش هم نمی رسد که نوادگان عبدالمطلب نه در دوران جاهلیت و نه در عهد اسلام ، اصلاً به این تعداد نرسیدند !!!
فرزندان عبدالمطلب عبارتند از :
الحارث ، و الزبیر ، و أبوطالب ، و الغیداق ، و الضرار ( یا صفار ) ، و المقوم ، و أبولهب ، و عباس ، و حمزة ، و عبدالله ( پدر پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم )
که از این ده نفر ، شش تای آنها قبل از بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از دنیا رفتند و اصلاً در ماجرای یوم الدار شرکت نداشتند و تنها چهار نفر از فرزندان عبدالمطلب به نام های ( ابوطالب ، ابولهب ، حمزه ، و عباس ) باقی مانده بودند که از این تعداد دوتای آنها ایمان آوردند ( حمزه و عباس ) و دو نفر نیز ایمان نیاوردند ( ابولهب و ابوطالب ) .
از میان شش نفری از فرزندان عبدالمطلب که قبل از بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از دنیا رفتند ، چهار نفر از آنان ( حمزه ، و الزبیر ، و ضرار و المقوم ، و الغیداق ) هیچ فرزند مذکری نداشتند ؛ و اگر هم فرزندی داشتند ، دختر بوده است ( که قضیه*ی امامت و جانشینی پس از رسول خدا صلی الله علیه و سلم مرتبط با آنان نیست ! ) ؛ عبدالله بن عبدالمطلب هم تنها یک فرزند پسر داشت که همان پیامبر خدای صلی الله علیه و سلم می باشد ؛
اما چهار فرزند دیگرِ عبدالمطلب ( الحارث ، و أبوطالب ، و أبولهب ، و عباس ) دارای فرزندان مذکر بودند ؛
پس تا اینجا می توانیم بگوییم که از یک طرف چهار نفر از عمو های پیامبر صلی الله علیه و سلم ( حمزه و عباس و ابوطالب و ابولهب ) می توانسته اند در این ماجرا شرکت کنند ، و از طرف دیگر چهار نفر از عمو های پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم ( الحارث ، و أبوطالب ، و أبولهب ، و عباس ) دارای فرزندان مذکر بوده اند که به ترتیب عبارتند از :
عباس بن عبدالمطلب فرزندانی داشته که از میان فرزندان وی تنها یکی از پسرانش به نام ( الفضل ) در زمان حادثه*ی یوم الدار زندگی میکرد ؛ الفضل بزرگ ترین فرزند عباس بن عبدالمطلب می باشد ؛
عباس بن عبدالمطلب فرزندان دیگری هم مانند عبدالله بن عباس و عبید الله بن عباس داشته که آن ها هم پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را ملاقات کرده اند ، اما چه وقت ؟
عبدالله بن عباس سه ماه قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و سلم متولد شد ( یعنی سال ها پس از ماجرای یوم الدار ) ؛ پس در حادثه ی یوم الدار شرکت نداشته است ؛
به طریق اولی عبیدالله بن عباس هم ( که کوچکتر از عبدالله بن عباس است ) نمی توانسته در حادثه ی یوم الدار شرکت داشته باشد .
عباس بن عبدالمطلب شش فرزند مذکر دیگر هم دارد ( به نام های : معبد ، و تمام ، و قثم ، و کثیر ، و عبدالرحمن ، و الحارث ) که ایشان اصلاً پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را ندیدند و از زمره ی تابعین هستند پس به طریق اولی ایشان هم نمی توانسته اند در ماجرای یوم الدار شرکت داشته باشند .
پس اگر الفضل بن عباس را هم به تعداد چهار عموی پیامبر که می توانستند در ماجرای یوم الدار شرکت کنند ، اضافه کنیم ، تعدادشان می شود پنج نفر ..
اما فرزندان ابولهب عبارتند از : عتبه ، عتیبه ، معتب ؛ فرض کنیم که هر سه نفر از فرزندان ابولهب هم در ماجرای یوم الدار شرکت داشته باشند ؛ پس تا اینجا تعدادشان می شود هشت نفر ..
فرزندان ابوطالب هم عبارتند از : طالب و عقیل و جعفر و علی
مشهور این است که طالب اصلاً بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را درک نکرده و قبل از آن از دنیا رفته است و اگر هم فرض را بر این بداریم که طالب هم در ماجرای یوم الدار حاضر بوده ، پس اگر همه*ی چهار ابوطالب را هم به تعدا قبلی اضافه کنیم تعدادشان می شود فقط دوازده نفر ..
فرزندان الحارث هم عبارتند از : عبیدة بن الحارث ، أبوسفیان بن الحارث ، أمیة بن الحارث ، عبدالله بن الحارث ، و نوفل بن الحارث ؛
اگر این پنج نفر را هم به تعداد قبلی اضافه کنیم ، تعدادشان به هفده نفر می رسد ؛ که اگر طالب فرزند ابوطالب را هم حذف کنیم و بگوییم که وی قبل از بعثت وفات یافته است ، فقط شانزده نفر از تعداد نوادگان عبدالمطلب تا آن زمان باقی می ماند !!
چهل نفر کجا ، و شانزده ( یا هفده ) نفر کجا ؟؟!!!
این اولین دلیل
با سلام ..جناب آکام .. همین قدر قبول دارید واعتراف دارین که پیامبر فرمود: خلفای بعد از من 12 نفرند... این را که انکار نمیتوانید بکنید..
حال یک سوال ساده :
این 12 خلیفه پیامبر نامشان را لطفا ذکر کنید کیانند؟؟؟؟؟؟
آقای نسیم یار سلام
دیگر خواهشا توجیه نکنید معنی روایت بسیار ساده است
در یک روایت لفظ امیر و دیگری لفظ خلافت آمده که هیچ کدام ربطی به امامت ندارد
شما هنوز امامت را ثابت نکرده اید که ایا وجود امام لازم است دلیل اینکه امام از اصول دین است و دلیلش را نگفته اید
آنوقت به این بحث می پردازید ؟؟؟
شما گفته اید اگر حدیث صریح بیاورم درباره امامت علی قبول میکنید ما هم گفتیم بر روی چشم
اما نه این مطالب
اما درباره اسم های خلفا جوابتان را در پست قبلی دادم
والسلام
با سلام ..جناب آکام .. همین قدر قبول دارید واعتراف دارین که پیامبر فرمود: خلفای بعد از من 12 نفرند... این را که انکار نمیتوانید بکنید..
حال یک سوال ساده :
این 12 خلیفه پیامبر نامشان را لطفا ذکر کنید کیانند؟؟؟؟؟؟
قرار شد روایت درباره امامت علی بیاوری نه خلافت دوازده خلیفه
خانوم نسیم یار پیامبر فرموده اند 12 خلیفه غیر از امام علی و امام حسن کدام یک از امامان شما خلیفه شده است؟؟؟؟که به این روایت استناد میکنید؟؟؟؟
اما پرسیده اید نام آن ها چیست این را از پیامبر بپرسید
چون اگر رسول اکرم لازم میدانستند خودشان میگفتند دوازده خلیفه چه کسانی هستند
با سلام آقا شهای ی
1- کم به حافظه ات برگردید درپست قبل نوشتید حدیث بر خلافت دلالت کند بیاورید... این هم عبارت شما
نقل قول از : شهاب انصاری
سلام من هم گفتم اگر دارید بیاورید البته اگر معنی خلافت بدهد
2- آقا بازم لطفا دقت کنید که : به عقیده حقه شیعه خلافت و جانشینیامامان از پیامبر امر انتصابی است نه انتخابی! بنابراین اینها خلیفه خدا در زمین هستند.
3- آقا آکام بازم بیشتر فکر کنید:
اگه اسامی این 12 نفر را برایتان ذکر کنیم مشکلتان حل میشه؟ و فرمایش دیگری نمیماند؟
فقط سعی کنید حقیقت را قبول کنید نه توجیه!!