userinfo close

  ,

اهل سنت


9941

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عبدالخالق عارفی - معاونان
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیر ادامه »
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیرا می خواهند عضو این كلوپ شوند حتما قوانین مربوط به این كلوپ و پاسخ به برخی شبهات پیرامون مدیریت این كلوپ را در قسمت مقالات بخوانند.با تشكر عبدالخالق عارفی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
15
85
91/2/13 (18:01)
13
45
91/3/10 (00:14)
3
18
91/3/9 (23:49)
6
31
91/3/9 (23:41)
19
43
91/3/9 (23:19)
2
6
91/3/9 (15:18)
1
4
91/3/9 (14:34)
1
1
91/3/9 (14:32)
0
3
91/3/9 (07:46)
0
6
91/3/8 (08:30)
30
64
91/3/8 (08:18)
2
4
91/3/8 (08:09)
0
3
91/3/8 (01:25)
1
4
91/3/7 (23:52)
9
45
91/3/7 (22:59)
1
5
91/3/7 (18:46)
4
21
91/3/7 (18:44)
42
99
91/3/7 (13:20)
0
3
91/3/7 (12:01)
0
3
91/3/7 (11:50)

عنوان بحث :: این بحث را 4 نفر دنبال می کنند.

شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 19:32 1390/09/11

دروغ های روافض


1-لكل نبی وصی و وارث و إن علیا وصیی و وارثی

هر پیامبری، وصی و وارثی دارد، وصی و وارث من هم علی است

الراوی: بریدة بن الحصیب الأسلمی المحدث: ابن عدی - المصدر: الكامل فی الضعفاء - الصفحة أو الرقم: 5/21
خلاصة حكم المحدث: [فیه] شریك بن عبد الله الذی یقع فی حدیثه من النكرة من سوء حفظه استحق أن ینسب إلیه شیء من الضعف
 
الراوی: سلمان الفارسی المحدث: ابن كثیر - المصدر: جامع المسانید والسنن - الصفحة أو الرقم: 4390
خلاصة حكم المحدث: منكر جدًا، ولا یصح سنده قولاً واحدًا
 
 
2-أنت ولیی فی كل مؤمن بعدی.
تو بعد از من، ولی تمام مؤمنین هستی
 
الراوی:عمرو بن میمون المحدث: ابن تیمیة - المصدر: منهاج السنة - الصفحة أو الرقم: 5/30
خلاصة حكم المحدث: موضوع
 
 
 
3-لا تقع فی علی، فإنه منی و أنا منه و هو ولیكم بعدی.
نسبت به علی اعتراض نكنید، او از من است و من از او هستم و او ولی شما مؤمنین، بعد از من است
 
 
الراوی:  بریدة بن الحصیب الأسلمی المحدث: ابن كثیر - المصدر: البدایة والنهایة - الصفحة أو الرقم: 7/356
خلاصة حكم المحدث: [وهو ولیكم بعدی ] هذه لفظة منكرة [فیه] الأجلح شیعی ومثله لا یقبل إذا تفرد بمثلها وقد تابعه فیها من هو أضعف من
 
 
4-و هو أولی الناس بكم بعدی.
علی بعد از من، أولی از همه بر شماست
 
الراوی: تمیم الداری المحدث: البخاری - المصدر: التاریخ الكبیر - الصفحة أو الرقم: 5/198خلاصة حكم المحدث: لا یصح  
الراوی:  تمیم الداری المحدث: الإمام أحمد - المصدر: شرح السنة - الصفحة أو الرقم: 4/468
خلاصة حكم المحدث: ضعیف
 
 
5-القرآن ألف ألف حرف و سبعة و عشرون ألف حرف.
قرآن، یك میلیون و 27 هزار حرف دارد
 
الراوی: عمر بن الخطاب المحدث: السیوطی - المصدر: الجامع الصغیر - الصفحة أو الرقم: 6184
خلاصة حكم المحدث: ضعیف
 
 
الراوی:عمر بن الخطاب المحدث: الألبانی - المصدر: ضعیف الجامع - الصفحة أو الرقم: 4133
خلاصة حكم المحدث: موضوع
 
 
این برخی از روایات دروغ که شیعه می آورد
 
راستی مهدیار
آمین یا رب العالمین
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 16:11 1390/11/28
67

اما کتاب شیخ سلیمان قندوزی  ینابیع‌ الموده‌

 

دوستان که این کتاب را آوردند توجه کنند

اگر این فرد اهل سنت بوده چگونه 12 امام را قبول داشته

 و یکی دیگر از اعتقاداتش این بوده که مهدی ظهور کرده و زنده است

همانطور که می گوید

شیخ سلیمان قندوزی می‌نویسد: «خبر معلوم و مسلّم نزد موثّقان این‌است که ولادت قائم، در شب نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا روی داده‌است

پس آیا این فرد از اهل سنت بوده با این اعتقادات؟؟؟

 

اما درباره روایتش را که آوردید اشکال دارد

این روایت روایانش معلوم نیست چه کسانی هستند

و آقای قندوزی سال 1200 به بعد به دنیا آمدند این روایت چگونه به آن ها رسیده؟؟؟

با کدام راویان؟؟ پس روایت هم فاقد اعتبار است

 

 

و در آخر متاسفم برای آقای نسیم یار که برای اثبات مذهبش

شیعه را اهل سنت مینامد و روایت دروغ می آورد

 

شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 15:45 1390/11/28
66

سلام علیکم

آقای نسیم یار بنده این روایت را پیدا نکردم

 

اما کتاب فرائد المسطین از اهل سنت نیست وشیعه بوده چون ایشون اعتقاد به عصمت ائمه داشته

حال دلایل شیعه بودن ایشان

- مقدمه کتاب فرائد السمطین بعد از ذکر نبی اکرم :

1-"وانتجب له أمیر المؤمنین علیا أخا وعونا وردءا وخلیلا ورفیقا ووزیرا ، وصیره على أمر الدین والدنیا له مؤازرا . . . وأنزل فی شأنه : { إنما ولیكم الله ورسوله . . . } تعظیماً لشأنه . . . وصلى الله على محمد عبده ونبیه . . . وعلى إمام الأولیاء وأولاده الأئمة الأصفیاء الذین أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا . . . والحمد لله الذی ختم النبوة والرسالة بمحمد المصطفى . . . وبدأ الولایة من أخیه وفرع صنو أبیه المنزل من موسى فضیلته النبویة منزلة هارون ، وصیه الرضى المرتضى علی ( علیه السلام ) باب مدینة العلم المخزون . . . وآزره بالأئمة المعصومین من ذریته أهل الهدایة والتقوى . . . ثم ختم الولایة بنجله الصالح المهتدی الحجة القائم بالحق . . . "

متن فوق کاملا نشان دهنده مذهب وی می باشد. به خصوص خط آخری که نشان از اعتقاد او به عصمت ائمه شیعه و نیز ختم ولایت با ظهور مهدی دارد.

2-- ذیل کشف الظنون (از کتب شیعه) (ص70) آقا بزرگ تهرانی می نویسد(صفحة 1241 سطر 21):

 فرائد السمطین فی فضائل المرتضى والبتول والحسنین مرتب على سمطین اولهما فی فضائل الامیر علیه السلام فی سبعین بابا وخاتمة وثانیهما فی فضائل البتول والحسنین فی اثنین وسبعین بابا لصدر الدین ابراهیم بن سعد الدین محمد بن المؤید بن أبى الحسین بن محمد بن حمویه الحموینی الذی اسلم على یده السلطان محمود غازان فی سنة 694 وتشیع أخیرا لكن أظهر التشیع أخوه الشاه خدا بندة نسخة منه عند السید احمد آل حیدر.

 

-امین العاملی در اعیان الشیعه وی را از اعیان الشیعه قرار داده است

(لینک مشاهده این مورد در کتاب اعیان الشیعه:

http://www.answering-ansar.org/biographies/ibrahim_juwayni/Ayan-al-Shia.jpg

 

پس در کتاب اول فرائد المسطین معلوم شد ایشان شیعه بودند

 

وآقای نسیم یار ندانسته مطلبی را کپی کردند

محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 19:22 1390/11/17
65
نقل قول از : شهاب انصاری

اما جناب حقیقت اسلام

اگر لازم بود بیامبر خودش نامشان را می گفت شما چرا کاسه داغ تر از آش شدید؟؟

در ضمن شما از بحث امامت فرار کردید اصول دینتون رو نتونستید ثابت کنید

بعد از بی ابرویی حرف می زنید؟؟؟؟

شما هر وقت اصول دینتون رو ثابت کردید بعد بیایید کری بخوانید



اینو شنیده بودم که اهل باطل در ترویج اباطیل خودشون خیلی استوارند، منتها شما نمونه جالب توجهی هستی.
سوال ازت میپرسند با سوال جواب میدی. نمیتونی جواب بدی، حاشیه میری بازم نتونی جواب بدی این پروفایلو میبندی میری با یه پروفایل دیگه میای به اسم اینکه من چیزی نمیدونم برام توضیح بدید.
آقای نسیم یار حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رو که اسامی جانشینانشون رو از ابتدا تا انتها بود آوردند باز میگی اگه لازم خود پیامبر صلی الله علیه و آله اسامی جانشینانشون رو میفرمودند.
 از شما سوال شد مشکلت تو بحث امامت چیه؟ مثل بچه آدم سوال کن و مودب باش تا  جواب بگیری، حرفی نزدی، بحث امامانتون مطرح شد، همه وهابی های سایت رفتند با پروفایل جدید بیان هنوز نیومدند!!!
شما هم که بعد شش ماه اومدی ظاهراً جوابها رو نمیتونی بخونی. یا حاشیه پردازی و مغلطه و سفسته رو خوب بهت یاد دادند. خــــــــــــــــــــــــــــوب!
اما در مورد امامت شما اول بگو منظورت از امام کیه؟ امام چه خصوصیاتی باید داشته باشه. امام همون خلیفست؟
سوالاتت رو هم بپرس، نگران نباش جوابشو بهت میدن و اگه اهل پذیرش حق باشی، اونو خواهی یافت انشاء الله
حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 16:59 1390/11/17
64
نقل قول از : شهاب انصاری

آقای نسیم یار بنده این روایت را مورد بررسی قرار می دم و جوابش را برایتان می نویسم
با سلام  دوست عزیز ....   من سوالی  نپرسیدم تا  جواب دهید.....!!

باری  پست  60   در باره  نام 12  خلیفه  پیامبر خدا  از منابع  بزرگ اهل تسنن  گذاشتم....

امیدوارم  کار دانشگاهتون تموم  شده باشه   .... و  با حضور خود  شجاعت  قبول  حقیقت را داشته باشید....

-ابتدا  حدیث را زیرا سوال بردید ..برایتان سند از خود اهل تسنن گذاشتیم ...
2
- دوازده خلیفه را زیر سوال بردین ...برایتون سند از خود اهل تسنن گذاشتیم...
  -3
نام 12 نفر  خلیفه پیامبر را انکار کردید  برایتان عینا از  بزرگان اهل تسنن  سند  آوردیم که اولشان امام علی  وآخرشان  امام مهدی است.. ...
 
دیگر چه بهانه ای دارید بفرما؟؟


اما  هنوز  شما  12  خلیفه  پیامبر را  نام نبردید  چرا؟؟؟؟


آیا پیامبر  دروغ  گفت؟؟ یا بزرگان  اهل تسنن  هیچ حرفی برای گفتن  ندارند  زیرا  از پیش  خود که نمیتونند  خلیفه بتراشند ...
شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:05 1390/11/17
63
اما جناب حقیقت اسلام

اگر لازم بود بیامبر خودش نامشان را می گفت شما چرا کاسه داغ تر از آش شدید؟؟

در ضمن شما از بحث امامت فرار کردید اصول دینتون رو نتونستید ثابت کنید

بعد از بی ابرویی حرف می زنید؟؟؟؟

شما هر وقت اصول دینتون رو ثابت کردید بعد بیایید کری بخوانید


شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:01 1390/11/17
62
آقای نسیم یار بنده این روایت را مورد بررسی قرار می دم و جوابش را برایتان می نویسم
سنی چه میگوید حقیقت اسلام چیست , haqaniat
61
آقای انصاری لطفاً به حاشیه نپردازید!!!
اول جواب بحث دوزاده خلیفه را بدهید که با عدم جوابگویی به آن حیثیت شما و تمام وهابی های عالم از بین میرود.
در ابتدا آن دوستتان که بنا به دلایلی!!! دیگر اثری از ایشان نیست چندین و چند حدیث آوردند مبنی بر اینکه خلفای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دوازده نفرند. اما وقتی از ایشان و نیز تمام وهابی های دیگرخواستیم این دوازده نفر را معرفی کنند، دیگر خبری از ایشان نشد و ظاهراً بنا بر مصلحت ناپدید شدند و ما جوابی نگرفتیم. حال اگر شما همچنان در دفاع از باطل استوار هستید، لطف کنید و این دوازده نفر را برای ما معرفی کنید که قدرت و عزت اسلام به دست آنهاست و تا زمانی که آنها باشند اسلام عزیز و پابرجا خواهد بود. و نیز برای ما روشن کنید اگر تمامی این بزرگان آمده و رفته اند، آیا با توجه به احادیثی که دوستانتان در بیعت امام و مرگ جاهلیت در صورت عدم شناخت امام زمان آورده اند، همه مسلمانان به مرگ جاهلیت میمرند؟! و اگر هنوز تمامی انها نیامده اند، بفرمائید امام زمان در حال حاضر چه کسی است.
با تشکر از شما
حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 15:51 1390/11/13
60
نقل قول از : شهاب انصاری قرار شد روایت درباره امامت علی بیاوری نه خلافت دوازده خلیفه

 

 نسیم یار پیامبر فرموده اند 12 خلیفه غیر از امام علی و امام حسن کدام یک از امامان شما خلیفه شده است؟؟؟؟

که به این روایت استناد میکنید؟؟؟؟

 اما پرسیده اید نام آن ها چیست

این را از پیامبر بپرسید

چون اگر رسول اکرم لازم میدانستند خودشان میگفتند دوازده خلیفه چه کسانی هستند



با سلام... هر چند  فکر میکنم  دنبال  بهانه هستین... ولی  برای  پاسختان  ونیز برای  کاربران  عزیز  که بدنبال حقیقت هستند .. این اسناد از  خود اهل تسنن را میزاریم...
روایات متعددی از اهل سنت درباره اسامی 12 گانه خلفای راستین پیامبر اسلام تصریح شده که دو نمونه از آن را دراینجا می آوریم:

1- صاحب‌ ینابیع‌ الموده‌ بنقل از فرائد السمطین‌ از ابن‌ عباس‌ می‌گوید: روزی‌ شخصی‌ یهودی‌ بنام‌ نعثل‌ خدمت‌ پیامبر (ص‌) آمد و سؤالات‌مختلفی‌ درباره‌ شریعت‌ مقدس‌ اسلام‌ کرد و از جمله‌ نسبت‌ به‌ وصی‌ آن‌ حضرت‌ چنین‌ سؤال‌کرد:
فأخبرنی‌ عن‌ وصیک‌ من‌ هو؟ فما من‌ نبی‌ الا و له‌ وصی‌، وان‌ نبینا موسی‌ بن‌ عمران‌ أوصی‌ یوشع‌ بن‌نون‌، فقال‌ (ص‌): ان‌ وصیی‌ علی‌ ابن‌ أبی‌طالب‌، و بعده‌ سبطای‌ الحسن‌ و الحسین‌، تتلوه‌ تسعه‌ ائمه‌ من‌صلب‌ الحسین‌. قال‌: یا محمد فسمهم‌ لی‌؟ قال‌ (ص‌): اذا مضی‌ الحسین‌ فابنه‌ علی‌، فاذا مضی‌ علی‌ فابنه‌ محمد فاذا مضی‌ محمد فابنه‌ جعفر،فاذا مضی‌ جعفر فابنه‌ موسی‌، فاذا مضی‌ موسی‌ فابنه‌ علی‌، فاذا مضی‌ علی‌ فابنه‌ محمد، فاذا مضی‌ محمدفابنه‌ علی‌، فاذا مضی‌ علی‌ فابنه‌ الحسن‌، فاذا مضی‌ الحسن‌ فابنه‌ محمد المهدی‌، فهؤلاء اثناعشر..(1)

2- عن‌ عبداا بن‌ عباس‌ قال‌: سمعت‌ رسول‌ اا (ص‌) یقول‌: ((أنا و علی‌ و الحسن‌ والحسین‌ و تسعه‌ ممن‌ولد الحسین‌ مطهرون‌ معصومون. (2)
ترجمه:
پیامبر فرمود: وصی من علی بن ابیطالب است و بعد از او دو نوه‌ام حسن و حسین و بعد از ایشان نه نفر اماماناز صلب حسین می‌باشند
نعثل عرض كرد : تمنا دارم اسامی آنان را برای من بیان فرمائی، حضرت فرمود :چون حسین درگذشت پس فرزندش علی، پس از او فرزندشمحمد، پس از او فرزندش جعفر، پس از او فرزندش موسی، پس از او فرزندشعلی، پس از او فرزندشمحمد، پس از او فرزندشعلی، پس از او فرزندش حسن، پس از او فرزندشمهدی كه همه آنان دوازده تن هستند.
سپس نعثل طرز به شهادت رسیدن هر یك را سئوال نمود و حضرت پاسخ داد : آنگاه نعثل گفت : «اَشهد اَنْ لا اله الاّ اللهُ و اَنَّكَ رسولُ اللهِ وَ اشْهدُ اَنَّهُمُ الاوصیاءُ بَعْدكَ».
بعد «نعثل» گفت : آنچه فرمودی در كتب انبیاء سلف دیده‌ام و در وصیت نامه حضرت موسی ثبت است.
پیامبر (ص) فرمود : «طوبی لِمَنْ اَحَبَّهُمْ وَ وَیلٌ لِمَنْ اَبْغَضَهُمْ و خالَفَهُم».بهشت برای كسی است كه آنها را دوست بدارد و از آنها پیروی نماید و جهنم برای كسی است كه آنها را دشمن بدارد و مخالفت كند.
پی نوشت:
1-
ینابیع‌ الموده‌ ـ باب‌ 76 فی‌ بیان‌ الائمه‌ الاثنی‌ عشر بأسمائهم‌ ـ حدیث‌ 1 ـ ج3ص 281
و فرائد السمطین‌ ـ الباب‌ 31 ـ فی‌ عصمه‌ الائمه‌ من‌آل‌ محمد صلی‌ااعلیهم‌ أجمعین‌ و... حدیث‌ 431 ج2 ص 133
2-
فرائد السمطین‌ ـ الباب‌ 31 ـ فی‌عصمه‌ الائمه‌ من‌آل‌ محمد صلی‌اا علیهم‌ أجمعین‌ و... ج2 ص 133 -حدیث‌ 563

/////////////////
 اما  درباره  خلافت  ...
 شما هنوز فرق  خلیفه  و امام  را  متوجه نیستید....بارها  گفتیم  خلافت  امر  انتخاب  مردم نیست  تا  بگویید  این 12 نفر خلیفه نشدند...
بلکه  خلافت  یک امر الهی  وامتصابی است ..زیرا به علم  غیب  و  عصمت  و  ...  نیاز دارد... و این در 12  معصوم  ووصی پیامبر هست  بنابراین این 12 نفر خلیفه  خدا برمردم هستند شرعا... ولی  مقبولیت آن بسته به  اقبال  مردم دارد یعن یاگر مردم  قبولشان نکنند  اینها باز هم خلیفه هستند  لذا  حمشان  حتی درعهد  خلفای  جور وظالم  نافذ است.

شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:45 1390/10/6
59

.ایراد سوم اینکه : هیچ گاه بنی عبدالمطلب به پُر خوری و زیاد خوردن و نوشیدن شهرت نداشته اند ؛ اما در این روایت به صراحت به میزان اشتهای بالای بنی عبدالمطلب اشاره شده که امری خلاف واقع است !!!
.

ایراد چهارم اینکه : پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم برای این مهمانان دعا کرد که ایمان بیاورند و وارد اسلام شوند ؛ علی در بین مهمانان چکار می کرد ؟ مگر وی قبلاً وارد اسلام نشده بود ؟ مگر وی تا زمان این مهمانی کافر بود ؟

ایراد پنجم اینکه : هنگامی که بنی عبدالمطلب دعوت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را شنیدند ، او را ترک کردند در حالی که داشتند وی را مسخره می کردند و به او می خندیدند ؛ در حقیقت حقانیت پیامبری وی و حقانیت دین اسلام را در آن روز اصلاً قبول نداشتند و برایشان بسیار خنده دار بود ، و حتی برخی از این تعداد هم در تمام طول زندگیشان اصلاً اسلام را قبول نکردند ؛ حال چگونه ممکن است که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم به عده*ای بگوید ( علی خلیفه ی من است ) که اصلِ اسلام و پیامبرش را قبول ندارند ، چه برسد به خلیفه اش که یکی از فروع اسلام است ؟؟!!!

ایراد بعدی اینکه این روایت با وجود خاتلاف و اضطراب در تمامی متونش ، متناقض با ماجرای دعوت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از بنی کلاب به اسلام است که بعد از حادثه ی یوم الدار صورت پذیرفت ؛ در آن دعوت ، بنی کلاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفتند که از او متابعت و پیروی می کنند و مسلمان می شوند مشروط بر اینکه امر اسلام بعد از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بعهده*ی ایشان باشد ؛ اما رسول الله صلی الله علیه و سلم در جواب انها چه فرمودند ؟
آیا فرمودند که جانشینی و امارت بعد از من از آن علی بن ابیطالب است ؟؟؟ نه!
رسول الله صلی الله علیه و سلم در جواب به بنی کلاب فرمودند : ( امر ، از آنِ خداست ، آن را هرکجایی که بخواهد ، قرار می دهد . )

اگر علی قبلاً بعنوان جانشین انتخاب شده بود ، چرا پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم تصریح ننمودند که امامت و جانشینی و امر پس از او بدست علی بن ابیطالب خواهد بود ؟؟!!!
و از طرف دیگر می توان گفت که مگر نه این است که شیعیان اثنی عشری باور دارند که امامت علی بن ابیطالب قبل از آفرینش مخلوقات مشخص شده است ؟ پس چگونه پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم چیزی را بر مهمانانش در ماجرای مهمانی یوم الدار عرضه می دارد که از قبل تکلیفش مشخص شده است ؟ در این صورت آیا کاری که پیامبر انجام داد ، بیهوده نبود ؟؟!!!

 

شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:41 1390/10/6
58

ایراد دومِ

وارد بر این روایت ، این است که : وقتی که پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم مهمانانش را دعوت کرد ، فقط از آن ها خواست که دین اسلام را قبول کنند و به حقانیت پیامبری وی گواهی دهند؛
به زبان ساده تر از آن ها خواست تا فقط همان شهادتین را قبول کنند ؛
ذکرِ تنها شهادتین هم موجب نمی شود که امامت پس از رسول خدا به یک فرد خاص تعلق یابد ؛ زیرا همه*ی مؤمنان در مورد گفتن شهادتین به ندای پیامبر خای صلی الله علیه و سلم جواب مثبت دادند و همگی شهادتین را بر زبان آورده اند که از میان آن ها می توان به حمزه و جعفر و عباس هم اشاره نمود که ایشان از همان نوادگان عبدالمطلب می باشند که به مهمانی یوم الدار دعوت شده بودند ؛ پس چرا آن ها به امامت و جانشینی پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم انتخاب نشدند ؟؟!!!
همچنینپیامبر خدا صلی الله علیه و سلم در این دعوت ، مأمور بود که این ندا را به گوش همه ی مهمان هایش برساند و از همه ی آن ها دعوت کند که به اسلام روی بیاورند ؛ و اتفاقاً پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم بسیار هم دوست داشت که همه ی مهمانان به دعوت وی پاسخ مثبت دهند ، اما بجز یک نفر از نوادگان عبدالمطلب ( به نام علی بن ابیطالب ) به این دعوت پاسخ مثبت نداد ؛ حال اگر همه*ی مهمانان پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم یا بیشترشان و یا تعدادی از آن ها همین دعوت پیامبر را قبول می کردند ، آنگاه چه کسی خلیفه می شد ؟؟؟!!!!!!
آیا پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم نوادگان عبدالمطلب را دعوت کرد که از میانشان فقط یک جانشین انتخاب کند و بقیه*شان را همانطور کافر رها کند ؟! و یا اینکه اصلاً موضوع این مهمانی انتخاب جانشینی و امامت نبود و بلکه موضوعش دعوت نوادگان عبدالمطلب به اسلام بود ؟

 

شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:39 1390/10/6
57
نقل قول از : فرهاد فرهادی

 حدیث الدار
اولین روزی که خاتم الانبیاء(ص) نبوت خود را ظاهر ساخت به خلافت علی(ع) هم صراحت فرمود.
چنانچه امام احمد بن حنبل (رئیس الحنابله در ص 111 و 159 و 333 از جزء اول مسند و امام ثعلبی در تفسیر آیه
انذار و صدر الائمه موفق بن احمد خوارزمی در مناقب و محمد بن جریر طبری در تفسیر آیه و در ص 217 جزء دوم تاریخ الامم و الملوک به طریق مختلف و ابن ابی الحدید معتزلی در ص 263 و 281 جلد سیم شرح نهج البلاغه نقلا از نقض العثمانیه ابو جعفر اسکافی و ابن اثیر در ص 22 جزء دوم کامل مرسلا و حافظ ابو نعیم در حلیه الاولیاء و حمیدی در جمع بین الصحیحین و بیهقی در سنن و دلائل و ابوالفداء در ص 116 جزء اول تاریخ خود و حلبی در ص 381 جزء اول سیره الحلبیه و امام ابو عبدالرحمن نسائی در ص 6 حدیث 65 خصائص العلوی و حام ابوعبدالله در ص 132 جزء سیم مستدرک و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب 31 ینابیع الموده از مسند امام احمد و تفسیر ثعلبی و محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب 51 کفایت الطالب و دیگران از اکابر علماء شما به مختصر کم و زیادی در الفاظ و عبارات نقل نموده اند زمانی که نازل شد آیه 214 سوره 26 (شعراء) و انذر عشیرتک الاقربین رسول اکرم(ص) چهل نفر از اشراف و رجال بزرگ و خویشاوندان خود را از قریش دعوت نمود در منزل عم اکرمش جناب ابوطالب و برای آنها یک ران گوسفند و قدری نان و صاعی از شیر غذا حاضر نمود حضرات خندیدند و گفتند محمد غذای یک نفر را حاضر نکرده (چون در میان آنها کسانی بودند که یک شتر بچه را تنها می خوردند) حضرت فرمودند کلو بسم الله بخورید به نام خداوند متعال پس از آنکه خوردند و سیر شدند به یکدیگر می گفتند "هذا ما سحرکم به الرجل" محمد به این غذا شما را سحر نمود.
آن گاه حضرت برخاست در میان آنها پس از مقدماتی فرمود: "ای فرزندان عبدالمطلب خدای تعالی مرا مبعوث فرمود بر عموم مردمان و بخصوص بر شما و من شما را دعوت می کنم به دو کلمه ای که بر زبان سبک و آسان است و در ترازوی اعمال سنگین و گران و شما به گفتن این دو کلمه بر عرب و عجم مالک شوید و ایشان شما را منقاد گردند و جمیع امم در تحت انقیاد شما درآیند و به این دو کلمه به بهشت روید واز دوزخ نجات یابید و آن دو کلمه گواهی دادن به وحدانیت خدا و رسالت من است پس هر کس مرا اجابت کند در این کار (یعنی اول کس باشد که مرا اجابت نماید) و معاونت من نماید او برادر من و وزیر و وارث و خلیفه من خواهد بود بعد از من."
و این جمله آخر را سه مرتبه تکرار نموده و در هر سه مرتبه احدی جواب نداد الا علی(ع) جواب داد انا انصرک و وزیرک یا نبی الله یعنی من شما را کمک و یاوری می نمایم ای پیغمبر خدا.
پس حضرت او را نوید خلافت داد و آب دهان مبارک در دهان او افکند و فرمود "ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم" یعنی این علی وصی و خلیفه من است در میان شما. و در بعضی از آن کتاب ها است خطاب به خود علی نموده فرمود "انت وصیی و خلیفتی من بعدی" یعنی تو یا علی وصی و خلیفه من هستی بعد از من.
علاوه بر علمای اسلام از شیعه و سنی مورخین بیگانه از سایر ملل که تاریخ اسلام نوشته اند با نداشتن تعصب مذهبی (چه آنکه نه سنی بودند و نه شیعه) این مجلس مهمانی را نقل نموده اند که از جمله آنها مورخ و فیلسوف غرب (توماس کارلیل انگلیسی) بوده که در قرن هیجدهم مسیحی در اروپا شهرت جهانی داشته در کتاب مشهور خود که مصریها ترجمه به عربی نموده اند به نام (الابطال و عباده المبطوله) شرح مجلس مهمانی قریش را در منزل جناب ابیطالب داده تا آنجا که می نویسد بعد از خطابه پیغمبر علی از جا برخاست و ابراز ایمان نمود و آن مقام بزرگ خلافت نصیب او گردید.
و مسیوپول لهوژور فرانسوی معلم دارالفنون پاریس در رساله مختصری که در حالات حضرت خاتم النبینن(ص) نوشته و در سال 1884 مسیحی در پاریس چاپ شده و نیز جرجیس صال انگلیسی و هاشم نصرانی شامی در مقاله فی الاسلام از ص 83 تا 86 از نسخه مطبوعه سال 1891 با تعصب و مخالفتی که با اسلام و مسلمین داشند و مخصوصا مسترجان دیون پورت که مولف عالیقدر با انصاف بوده در ص 20 کتاب ذی قیمت خود (محمد و قرآن) با فکری روشن و قلبی پاک اقرار نمودند بر اینکه پیغمبر در اول نشر رسالت علی را برادر و وزیر و وصی و خلیفه خود قرار داد، علاوه بر این خبر شریف در بسیاری از امکنه و ازمنه اشاره به این معنی نموده از جمله:
1. امام احمد حنبل در مسند و می¬رسد علی همدانی شافعی در آخر مودت چهارم از موده القربی نقل می کنند که رسول اکرم(ص) به علی(ع) فرمود "یا علی انت تبرء ذمتی و انت خلیفتی علی امتی" یعنی یا علی تو بری می نمایی ذمه مرا و تو خلیفه منی بر امت من
2. امام احمد در مسند بطرق متعدده و الفاظ متفاوت و ابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب و ثعالبی در تفسیر خود نقل می نمایند که رسول اکرم(ص) فرمود به علی(ع) "تو برادر و وصی و خلیفه و اداء کننده دین منی"
3. ابوالقاسم حسین بن محمد(راغب اصفهانی) در 213 جلد دوم محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء (چاپ مطبعه عامره شرفیه سید حسین افندی 1326 قمری) از انس بن مالک نقل نموده که رسول اکرم(ص) فرمود "به درستی که دوست من و وزیر و خلیفه من و بهتر کسی که بعد از خود به جا می گذارم که دین مرا ادا و وعده مرا وفا می نماید علی بن ابی طالب(ع) می¬باشد."


 

ما در اینجا دلایل ساده ای می آوریم که این حدیث را رد میکند

 

1- در روایت ذکر شده که حدود چهل نفر ( یا یک نفر بیشتر یا یک نفر کمتر ) – و یا سی نفر ( بدلیل اختلاف الفاظ روایت  از از نوادگان عبدالمطلب در این مهمانی گرد هم آمده اند ؛ اما کسی که این شبهه را مطرح نموده ، اصلاً به فکرش هم نمی رسد که نوادگان عبدالمطلب نه در دوران جاهلیت و نه در عهد اسلام ، اصلاً به این تعداد نرسیدند !!!
فرزندان عبدالمطلب عبارتند از :
الحارث ، و الزبیر ، و أبوطالب ، و الغیداق ، و الضرار ( یا صفار ) ، و المقوم ، و أبولهب ، و عباس ، و حمزة ، و عبدالله ( پدر پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم )

که از این ده نفر ، شش تای آنها قبل از بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از دنیا رفتند و اصلاً در ماجرای یوم الدار شرکت نداشتند و تنها چهار نفر از فرزندان عبدالمطلب به نام های ( ابوطالب ، ابولهب ، حمزه ، و عباس ) باقی مانده بودند که از این تعداد دوتای آنها ایمان آوردند ( حمزه و عباس ) و دو نفر نیز ایمان نیاوردند ( ابولهب و ابوطالب ) .
از میان شش نفری از فرزندان عبدالمطلب که قبل از بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم از دنیا رفتند ، چهار نفر از آنان ( حمزه ، و الزبیر ، و ضرار و المقوم ، و الغیداق ) هیچ فرزند مذکری نداشتند ؛ و اگر هم فرزندی داشتند ، دختر بوده است ( که قضیه*ی امامت و جانشینی پس از رسول خدا صلی الله علیه و سلم مرتبط با آنان نیست ! ) ؛ عبدالله بن عبدالمطلب هم تنها یک فرزند پسر داشت که همان پیامبر خدای صلی الله علیه و سلم می باشد ؛

اما چهار فرزند دیگرِ عبدالمطلب ( الحارث ، و أبوطالب ، و أبولهب ، و عباس ) دارای فرزندان مذکر بودند ؛
پس تا اینجا می توانیم بگوییم که از یک طرف چهار نفر از عمو های پیامبر صلی الله علیه و سلم ( حمزه و عباس و ابوطالب و ابولهب ) می توانسته اند در این ماجرا شرکت کنند ، و از طرف دیگر چهار نفر از عمو های پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم ( الحارث ، و أبوطالب ، و أبولهب ، و عباس ) دارای فرزندان مذکر بوده اند که به ترتیب عبارتند از :
عباس بن عبدالمطلب فرزندانی داشته که از میان فرزندان وی تنها یکی از پسرانش به نام ( الفضل ) در زمان حادثه*ی یوم الدار زندگی میکرد ؛ الفضل بزرگ ترین فرزند عباس بن عبدالمطلب می باشد ؛
عباس بن عبدالمطلب فرزندان دیگری هم مانند عبدالله بن عباس و عبید الله بن عباس داشته که آن ها هم پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را ملاقات کرده اند ، اما چه وقت ؟
عبدالله بن عباس سه ماه قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و سلم متولد شد ( یعنی سال ها پس از ماجرای یوم الدار ) ؛ پس در حادثه ی یوم الدار شرکت نداشته است ؛
به طریق اولی عبیدالله بن عباس هم ( که کوچکتر از عبدالله بن عباس است ) نمی توانسته در حادثه ی یوم الدار شرکت داشته باشد .
عباس بن عبدالمطلب شش فرزند مذکر دیگر هم دارد ( به نام های : معبد ، و تمام ، و قثم ، و کثیر ، و عبدالرحمن ، و الحارث ) که ایشان اصلاً پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را ندیدند و از زمره ی تابعین هستند پس به طریق اولی ایشان هم نمی توانسته اند در ماجرای یوم الدار شرکت داشته باشند .
پس اگر الفضل بن عباس را هم به تعداد چهار عموی پیامبر که می توانستند در ماجرای یوم الدار شرکت کنند ، اضافه کنیم ، تعدادشان می شود پنج نفر ..

اما فرزندان ابولهب عبارتند از : عتبه ، عتیبه ، معتب ؛ فرض کنیم که هر سه نفر از فرزندان ابولهب هم در ماجرای یوم الدار شرکت داشته باشند ؛ پس تا اینجا تعدادشان می شود هشت نفر ..

فرزندان ابوطالب هم عبارتند از : طالب و عقیل و جعفر و علی
مشهور این است که طالب اصلاً بعثت پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم را درک نکرده و قبل از آن از دنیا رفته است و اگر هم فرض را بر این بداریم که طالب هم در ماجرای یوم الدار حاضر بوده ، پس اگر همه*ی چهار ابوطالب را هم به تعدا قبلی اضافه کنیم تعدادشان می شود فقط دوازده نفر ..

فرزندان الحارث هم عبارتند از : عبیدة بن الحارث ، أبوسفیان بن الحارث ، أمیة بن الحارث ، عبدالله بن الحارث ، و نوفل بن الحارث ؛
اگر این پنج نفر را هم به تعداد قبلی اضافه کنیم ، تعدادشان به هفده نفر می رسد ؛ که اگر طالب فرزند ابوطالب را هم حذف کنیم و بگوییم که وی قبل از بعثت وفات یافته است ، فقط شانزده نفر از تعداد نوادگان عبدالمطلب تا آن زمان باقی می ماند !!

چهل نفر کجا ، و شانزده ( یا هفده ) نفر کجا ؟؟!!!

 

این اولین دلیل

آکام شریفی , akam_112003
آکام شریفی - 18:47 1390/10/3
56
نقل قول از : نسیم یار

نقل قول از : آکام شریفی

استدلال نادرست شیعیان از حدیث خلفای اثنی عشر
این حدیث در صحیحین و غیره با الفاظ و کلمات مختلفی روایت شده است:
- دوازده امیر خواهد بود که همه از قریش هستند
....


با سلام ..جناب آکام  .. همین قدر  قبول دارید واعتراف  دارین که پیامبر  فرمود: خلفای بعد از من 12 نفرند... این را که انکار نمیتوانید بکنید..

حال  یک سوال ساده :

 

این 12  خلیفه  پیامبر نامشان را لطفا ذکر کنید کیانند؟؟؟؟؟؟


اگر دسترسی به امام زمانتان دارید از ایشان سوال کنید.
تا جواب بگیرید .
این حدیث  یک خبر است ،چه کسانی هستند الله اعلم
شهاب انصاری , shb72
شهاب انصاری - 14:32 1390/10/3
55

آقای نسیم یار سلام

دیگر خواهشا توجیه نکنید معنی روایت بسیار ساده است

در یک روایت لفظ امیر و دیگری لفظ خلافت آمده که هیچ کدام ربطی به امامت ندارد

شما هنوز امامت را ثابت نکرده اید که ایا وجود امام لازم است دلیل اینکه امام از اصول دین است و دلیلش را نگفته اید

آنوقت به این بحث می پردازید ؟؟؟

شما گفته اید اگر حدیث صریح بیاورم درباره امامت علی قبول میکنید ما هم گفتیم بر روی چشم

اما نه این مطالب

اما درباره اسم های خلفا جوابتان را در پست قبلی دادم

والسلام

 

حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 11:46 1390/10/3
54
نقل قول از : آکام شریفی

استدلال نادرست شیعیان از حدیث خلفای اثنی عشر
این حدیث در صحیحین و غیره با الفاظ و کلمات مختلفی روایت شده است:
- دوازده امیر خواهد بود که همه از قریش هستند
....


با سلام ..جناب آکام  .. همین قدر  قبول دارید واعتراف  دارین که پیامبر  فرمود: خلفای بعد از من 12 نفرند... این را که انکار نمیتوانید بکنید..

حال  یک سوال ساده :

 

این 12  خلیفه  پیامبر نامشان را لطفا ذکر کنید کیانند؟؟؟؟؟؟

حسین تبار   , nasim14
حسین تبار - 11:42 1390/10/3
53
نقل قول از : شهاب انصاریسلام علیکم

قرار شد روایت درباره امامت علی بیاوری نه خلافت دوازده خلیفه

خانوم نسیم یار پیامبر فرموده اند 12 خلیفه غیر از امام علی و امام حسن کدام یک از امامان شما خلیفه شده است؟؟؟؟که به این روایت استناد میکنید؟؟؟؟

اما پرسیده اید نام آن ها چیست این را از پیامبر بپرسید

چون اگر رسول اکرم لازم میدانستند خودشان میگفتند دوازده خلیفه چه کسانی هستند


با سلام آقا شهای  ی

1- کم به حافظه ات  برگردید درپست قبل  نوشتید  حدیث  بر  خلافت  دلالت کند بیاورید... این هم عبارت شما

نقل قول از : شهاب انصاری

سلام من هم گفتم اگر دارید بیاورید البته اگر معنی خلافت بدهد

2- آقا  بازم لطفا دقت کنید  که : به عقیده حقه شیعه  خلافت  و جانشینیامامان از پیامبر  امر انتصابی  است  نه انتخابی! بنابراین  اینها  خلیفه خدا در زمین هستند.

3- آقا  آکام بازم  بیشتر فکر کنید:

اگه اسامی این 12 نفر را برایتان ذکر کنیم  مشکلتان حل میشه؟ و فرمایش دیگری نمیماند؟

فقط سعی کنید  حقیقت را قبول کنید نه توجیه!!

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.