| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
شعر غدیر
بخش دیگری از مراسم پر شور غدیر، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: یا رسول الله، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب (به مناسبت این واقعه عظیم) سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان ببرکت خداوند.
حسان گفت:
ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید.
و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند. ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معنی آوریم:
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِیَّ مُحَمَّداً لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِیاً
وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ بِأَنَّکَ مَعْصُومٌ فَلَا تَکُ وَانِیاً
وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ وانْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِیاً
عَلَیْکَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ رِسَالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِیَا
فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاکَ رَافِعُ کَفِّهِ بِیُمْنَى یَدَیْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِیاً
فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکُمْ وَ کَانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیْسَ نَاسِیاً
فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِیٌّ وَ إِنَّنِی بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِیَّةِ رَاضِیاً
فَیَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیّاً فَوَالِهِ وَ کُنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیّاً مُعَادِیاً
وَ یَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ إِمَامَ الْهُدَى کَالْبَدْرِ یَجْلُو الدَّیَاجِیَا
وَ یَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کُنْ لَهُمْ إِذَا وُقِفُوا یَوْمَ الْحِسَابِ مُکَافِیَا
آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای.
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود: هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند، مولای او بعد از من علی است، و من فقط به او – نه به دیگری – به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار. پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکیها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده.
شیعه
گمان میکند این آیه درباره علی است و ما میگوییم که نه، در وهله اول
درباره همه آیاتی است ک نازل شده، از آیات مربوط به حج گرفته تا آیات مربوط
به روزه و جهاد و غیره...
و
در مرحله دوم اگر قرار است این آیه مربوط به چیز خاصی باشد، آن چیز خاص
باید در آیات قبل و بعد از این آیه نوشته شده باشد و در این صورت،خطاب به
اهل کتاب است زیرا در آن خبر بسیار مهمی درباره اهل کتاب اعلام میشود:
اما شیعیان معتقد هستند كه
این آیه بعد از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه وسلم از حجة الوداع نازل
شده و به آن حضرت دستور داده شده است كه خلیفه و جانشین بعد از خودش را
تعیین نماید . رسول خدا نیز بعد از نزول آیه در منطقه غدیر خم ، حضرت علی
را به جانشینی خود معرفی و صحابه نیز بعد از آن با علی به عنوان امیر
مؤمنان بیعت كرده و به آن حضرت تبریك گفتند.
اما
شیعه برای اثبات اینکه این ایه در حق علی است هیچ دلیلی ندارد جز احادیث
دروغین خودش، پس از این ثابت میشود که حتی درباره امامت علی یک آیه هم
نداریم.... نه صریح نه اشاره...
و شما دیدید که ظاهر
آیه حکایت از چیز دیگری دارد و ما را به وادیی دیگر میبرد و این آیه هر چیز
را به ذهن ما میاورد غیر از خلافت علی را.
اینجا که میرسیم شیعه میگوید قرآن بدون سنت معنی ندارد بدون شان نزول معنی ندارد!
میگوییم
درست است که سنت به کمک قرآن میاید اما نه اینکه اگر قرآن گفت در رمضان
روزه فرض است شما بکمک سنت بگویید که نه در رجب فرض است...!!
یا اگر قرآن محمد را خاتم النبین دانست دیگر سنت حق ندارد که بگوید بهاء الله پیغمبر بعدی است
دست سنت دیگر اینقدر باز نیست که آیات صریح قرآن را ملغی کند..
شیعه
میگوید پس شما چرا بکمک سنت ثابت میکنید رفیق غار پیامبر ابوبکر بوده است و
شیعه می پرسد چرا اینکار شما درست است اما ما که بکمک روایت ثابت میکنیم
این آیه در حق علی است شما انکار میکنید ؟؟؟!!!
در
جواب شیعه میگوییم قیاس باطل کردی اگر ما میخواستیم ثابت کنیم که ابوبکر
معصوم است و حرفش همان وحی منزل است و ابوبکر جانشین رسمی و منتخب الله است
نه منتخب مردم !
اگر میخواستیم ثابت کنیم که ابوبکر از
حضرت ابراهیم و موسی و عیسی بالاتر و بهتر است ، و برای این ادعاهای بلند
بالای خود دلیلی نداشتیم جز آیه غار، آنوقت هر خردمندی میتوانست بما ایراد
بگیرد که مرد حسابی این چه است که میگویی؟ اگر ابوبکر مقامش از ابراهیم
بالاتر است چرا قرآن از ابراهیم صحبت میکند حتی سوره ای را بنام او اختصاص
داده اما ابوبکر شما را قابل ندیده که نامش را واضح بگوید و فقط بنام رفیق
غار اشاره به ای کرده؟؟!1
اما
نکته همینجاست و قیاس باطل شما هم همین جاست !! ما به ابوبکر، همان مقام و
درجه ای را نمیدهیم که شما به علی دادید پس شما از ما همان مدرک را
نخواهید که که ما از شما میخواهیم !
مثال:
شخصی میگوید من نه فقط دکترم ،که رییس دکتر ها نیز هستم و حرفم سند است
و دیگری میگوید من دوست دکتر بودم اما طبابت نمیدانم
حالا
اگر اولی مطب باز کرد و به او گفتیم کو مدرک دکتریت؟ و او عوض آنکه مدرک
نشان بدهد اعتراض کند که چرا از دومی مسند نمیخواهید؟!!
میگوییم برای این سند نمیخواهیم که او طبابت نمیکند اما تو داری دکتری میکنی !
این مثال ابوبکر و علی است .ما ابوبکر را معصوم نمیدانیم ما میتوانیم در اقوال ابوبکر چون و چرا کنیم، بپذیریم یا نپذیریم.
اما
شما علی را معصوم میدانید از پیامبران بالاتر میدانید و در حرفش چون و چرا
نمیکنید و گفته هایش را وحی منزل میدانید و در همان حال از قرآن مدرک
دکتری او را نشان نمیدهید و به فتو شاپ های ملا محمد باقر مجلسی دلخوش کرده
اید !
از ما نخواهید که به اندازه شما نادان باشیم! و بخاطر حرف های محمد باقر مجلسی ،قرآن را رد کنیم و بهشت را به جهنم بفروشیم.
خداوند متعال در آیه 55 سوره مایده میفرماید: ﴿إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾
که ترجمه صحیح آن اینگونه می باشد:-«هر آینه ولی شما خداوند و پیامبر و مؤمنانی اند كه نماز بپا می دارند و زكات می دهند و همواره خاشع و فروتن می باشند».
-
البته مفسرین شیعه قسمت آخر آیه را به گونه ای دیگر تفسیر می كنند. آنها
در تفسیر این قسمت می گویند: « ... مؤمنانی كه نماز بپا می دارند و در حال
ركوع زكات می دهند».
-علمای شیعه در رابطه با استدلال به آیه می گویند: «تمام
مفسرین و محدثین عامه و خاصه بر این مسأله متفق القول هستند که این آیه در
مورد امام علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده و در مورد قصه ایشان که
در اثنای نماز انگشتر خود را به فقیری دادند سخن می گوید. قصه این ماجرا در
کتب صحاح سته اهل سنت نیز روایت شده است. و همانگونه که می دانیم کلمه
«إنما» بنا بر اقوال تمام علمای زبان عربی برای حصر بکار برده می شود و
همچنین می دانیم کلمه «ولی» به معنای امام و خلیفه می باشد».
طوسی
كه در مذهب شیعه به شیخ طایفه ملقب گشته در این رابطه می گوید:«مهمترین و
واضح ترین دلیل از قرآن مجید برای اثبات امامت علی بن ابی طالب علیه السلام
پس از وفات رسول الله (صلی الله علیه وسلم)، این فرمایش الهی
است:﴿إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا
الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾.
طبرسی
در مورد این آیه میگوید: «این آیه بدون هیچ شک و تردیدی واضح ترین دلیل بر
امامت علی بن ابی طالب علیه السلام پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه
وسلم) می باشد»
پس از آشنا شدن با آنچه که بزرگان شیعه آنرا مهمترین
وواضح ترین دلیل خود در این مسأله می دانند، به نقد و بررسی این استدلال می
پردازیم تا آشکار گردد این آیه بزرگان شیعه را به هدف و غایت خود نمی
رساند.
قبل از هر چیز بایستی دانست این ادعای بزرگان شیعه که دلیل خود
را آیه ای از قرآن مجید دانسته اند، ادعایی است پوچ و بی اساس. چون
همانگونه که می بینیم در این آیه هیچ نام و نشانی از احدی برده نشده، و
آنچه که شیعه بعنوان دلیل خود ارایه داده است، روایتی است که ادعا می کند
سبب نزول این آیه را روشن می سازد پس استدلال آنها به روایت می باشد و نه
به آیه ای از قرآن مجید.
پس از روشن شدن این مطلب، اکنون خواهیم دید که حتی این روایت نیز نمی تواند دلیلی برای بزرگان شیعه باشد.
ما در این رابطه می گوییم:
1-
قبل از هر چیز بایستی دانست این ادعای بزرگان شیعه که تمام علمای اهل سنت
این روایت را صحیح دانسته اند، چیزی جز کذب و افتراء نیست. بلکه عکس این
ادعا صحیح می باشد. یعنی اینکه تمام محدثین اهل سنت بر جعلی بودن این روایت
اتفاق نظر دارند و بایستی دانست ذکر این روایت توسط برخی از مفسرین همچون
ثعلبی و واحدی هرگز دال بر صحت آن نمی باشد. و همچنین بایستی توجه داشت
این ادعا که این روایت در کتب سته حدیث اهل سنت روایت شده است، چیزی جز
دروغ محض و عوام فریبی نیست. چون این روایت در هیچ یک از این کتابها روایت
نشده است.
2- استدلال به این آیه، مخالف با یکی از اساسی ترین
معتقدات مذهب اثنی عشری می باشد. چون همانگونه که علمای شیعه در استدلالات
خود به این نکته اشاره کرده اند، کلمه «إنما» در زبان عربی برای حصر بکار
برده می شود. و بدین ترتیب اگر بخواهیم این آیه را آنگونه که بزرگان شیعه
می پندارند تفسیر کنیم بایستی از آنها بخواهیم امامت را تنها منحصر به علی
بن ابی طالب بدانند و از اعتقاد با امامت سایر ایمه دست بکشند. و مسلم است
بزرگان شیعه هرگز به قبول آنچه که خود مقرر داشته اند تن در نخواهند داد.
3-
بایستی توجه داشت خداوند متعال هرگز کسی را مورد مدح و ستایش قرار نمی
دهند مگر اینکه شخص عملی واجب و یا مستحب انجام داده باشد. و همه ما
میدانیم صدقه دادن و کمک به فقراء و مستمندان در اثنای نماز نه تنها مستحب
نیست بلکه باعث انشغال شخص نماز گزار خواهد شد و او را از خشوع و حضور قلب
باز خواهد داشت. حتی برخی از اهل علم انشغال به اینگونه اعمال را سبب بطلان
نماز می دانند. پس چگونه ممکن است علی بن ابی طالب -رضی الله عنه- در
اثنای نماز چنین کاری انجام دهند و آنگاه مورد مدح و ستایش الهی نیز قرار
گیرند؟!
4- این قصه دروغین با آنچه در سیرت و زندگینامه علی بن ابی طالب
-رضی الله عنه- ذکر شده تضاد و اختلافی آشکار دارد. چون ایشان در زمان
حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم زندگی ساده ای داشته و هرگز اموال ایشان
به حد نصاب زکات نمی رسیده است.
5- اگر این آیه می خواست علی بن ابی
طالب -رضی الله عنه- را پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به امامت و
ولایت مسلمانان منصوب سازد آشکارا نام ایشان و یا حداقل یکی از صفات و
ویژگیهای مخصوص ایشان را ذکر می کرد تا هیچگونه شک و تردیدی در مورد این
مساله برای مسلمانان باقی نماند و حجت الهی بر تمام مردم اقامه شده باشد.
6-
مساله بسیار مهم دیگری که باطل بودن استدلال سرمداران شیعه در این آیه را
ثابت می کند این است که کلمه «ولی» بر خلاف ادعاهای آنها به معنی خلیفه و
یا امام نیست.
کلمه «ولی» که از مصدر «وَلایت» (به فتح واو) مشتق می
شود به معنی یار و نصرت رسان می باشد. و آنچه به معنی امام و خلیفه است
کلمه «والی» و «متوالی» است که از مصدر «وِلایت» (به کسر واو) مشتق شده
است.
مطمیناً این نکته بر بزرگان شیعه پوشیده نبوده است، اما آنها
خواسته اند از تشابهی که بین کلمه «ولی» و کلمه «والی» وجود دارد، و همچنین
از جهل بسیاری از مردم نسبت به زبان عربی سوء استفاده کرده و کلمه «ولی »
که به معنی یار و نصرت رسان را به خلیفه و امام معنی کنند.
خداوند
متعال از چند آیه قبل از آیه 55 این سوره، مومنان را از موالات و محبت
ورزیدن نسبت به کفار و دشمنان بر دین حذر داشته و در این آیه فرموده است،
آنانیکه مومنین بایستی به آنها محبت بورزند و به نصرت آنها بشتابند خداوند
متعال (او را دوست بدارند و دینش را نصرت دهند) و پیامبر (صلی الله علیه
وسلم) و تمام مومنین می باشند. به همین سبب در آیه گفته شده است
﴿وَالَّذِینَ آمَنُوا﴾ تا محبت ورزیدن و نصرت رسانی تمام مومنین را شامل
گردد.
در نهایت می بینیم این آیه نه تنها هیچ ربطی به امامت علی بن
ابی طالب -ضی الله عنه-و فرزندان ایشان ندارد، بلکه اصلا در مورد مسأله
امامت و خلاف سخن نمی گوید. و بدین ترتیب به این نتیجه می رسیم که آنچه
مذهب تشیع بزرگترین و مهمترین دلیل خود در اثبات ولایت و خلافت علی بن ابی
طالب -ضی الله عنه- پس از وفات رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می داند،
کوچکترین ربطی به این مسأله ندارد و استدلال به آن دلالت بر این نکته دارد
که بزرگان شیعه برای اثبات این ادعای خود بضاعتی در چنته خویش ندارند.
هااااااااااااا بابااااااااااا
اینو نگی چی میخوای بگی
بیعت از 120 هزار نفر تو بیابان زیر افتاب سوزان چند روز معطلی مردم در بیابان فقط برای اینکه بیعت گرفته بشه که بی احترامی نکنند؟
جای دیگه این حرفو نزن بهت میخندن

هااااااااااااا بابااااااااااا
اینو نگی چی میخوای بگی
بیعت از 120 هزار نفر تو بیابان زیر افتاب سوزان چند روز معطلی مردم در بیابان فقط برای اینکه بیعت گرفته بشه که بی احترامی نکنند؟
جای دیگه این حرفو نزن بهت میخندن

برای ایمان به ولایت ایشان كافیستمیدونی سندش رو از كجا اوردیم؟؟؟
از همونجایی كه تو و دوستانت یكبار هم نخوندین
واقعا چه اسناد محکمی این اسناد رو از کجا می آورید؟!!!!!!!!!!!!!!
فکر کنم سندش از خرزو خان باشه