| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
85
|
91/2/13 (18:01)
|
|
||
|
|
13
|
45
|
91/3/10 (00:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
91/3/9 (23:49)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
91/3/9 (23:41)
|
|
||
|
|
19
|
43
|
91/3/9 (23:19)
|
|
||
|
|
2
|
6
|
91/3/9 (15:18)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/9 (14:34)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
91/3/9 (14:32)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/9 (07:46)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
91/3/8 (08:30)
|
|
||
|
|
30
|
64
|
91/3/8 (08:18)
|
|
||
|
|
2
|
4
|
91/3/8 (08:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/8 (01:25)
|
|
||
|
|
1
|
4
|
91/3/7 (23:52)
|
|
||
|
|
9
|
45
|
91/3/7 (22:59)
|
|
||
|
|
1
|
5
|
91/3/7 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
21
|
91/3/7 (18:44)
|
|
||
|
|
42
|
99
|
91/3/7 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (12:01)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
91/3/7 (11:50)
|
|
دراین احادیث همگی به صراحت دارد که وقتی پیامبر
فرمود: کاغذی بیارید تا چیزی بگویم وبرآن یادداشت نمایم
که هرگز بدان
گمراه نشوید....عمر گفت: این مرد- پیامبر
– درد بر او غلبه نموده ؛ کتاب خدا مارابس است.
1- حدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ
مُوسَى حَدَّثَنَا هِشَامٌ عَنْ مَعْمَرٍ
وَحَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا
عَبْدُ
الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ
عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ
اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَفِى الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بْنُ
الْخَطَّابِ قَالَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ
كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ
النَّبِىَّ - صلى الله علیه وسلم - قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمُ
الْقُرْآنُ ، حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ
الْبَیْتِ فَاخْتَصَمُوا ، مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ
قَرِّبُوا
یَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا
بَعْدَهُ ، وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ فَلَمَّا أَكْثَرُوا
اللَّغْوَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ
رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - « قُومُوا..
(صحیح بخاری باب قول المریض
جزء 73 ص 19)
2- ...قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى
اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ
كِتَابًا لَا
تَضِلُّوا بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ
النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ
وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ... (صحیح بخاری جزء 14 ص 281)
3- قَالَ
النَّبِیُّ
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا
تَضِلُّوا بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ
إِنَّ النَّبِیَّ
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ
عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا
كِتَابُ اللَّهِ ..
(صحیح
بخاری باب قول
المریض جزء 17 ص 417)
4- لما حضر رسول الله صلى الله
علیه و سلم وفی البیت رجال فیهم عمر بن الخطاب قال
النبی صلى الله علیه و سلم ( هلم أكتب لكم كتابا لا
تضلوا بعده ) . فقال عمر
إن النبی صلى
الله علیه و سلم قد غلب علیه الوجع وعندكم
القرآن حسبنا كتاب الله..
(صحیح بخاری باب قول المریض)
5- مَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَفِی
الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ
فَقَالَ
النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا
لَا تَضِلُّونَ بَعْدَهُ فَقَالَ عُمَرُ إِنَّ
رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ
وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ. (صحیح مسلم باب ترک الوصیه لمن لیس له شی
جزء ص 8414)
6- فَقَالَ
النَّبِىُّ -صلى
الله علیه وسلم- « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ
تَضِلُّونَ
بَعْدَهُ ». فَقَالَ عُمَرُ
إِنَّ رَسُولَ
اللَّهِ -صلى الله علیه وسلم- قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ
وَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ.
(صحیح مسلم جزء 5 ص 76)
7- لما حضر رسول الله صلى الله
علیه و سلم وفی البیت رجال فیهم عمر ابن الخطاب فقال
النبی صلى الله علیه و سلم ( هلم أكتب لكم كتابا لا
تضلون بعده ) فقال عمر إن
رسول الله صلى الله علیه و سلم قد غلب علیه الوجع
وعندكم القرآن حسبنا كتاب الله..
لما حضر ) أی حضره
الموت
(صحیح مسلم جزء باب ترک الوصیه
لمن لیس له شی)
8- أنبأ
زكریا بن یحیى
قال حدثنا إسحاق بن إبراهیم قال أنبأ عبد الرزاق قال حدثنا معمر عن الزهری
عن عبید الله بن عبد الله عن بن عباس قال : لما حضر رسول الله صلى الله علیه و
سلم وفی البیت رجال فیهم عمر بن الخطاب فقال رسول الله صلى الله علیه و سلم هلم اكتب
لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا فقال عمر
إن رسول الله
صلى الله علیه و سلم قد غلب علیه الوجع وعندكم القرآن
حسبنا كتاب الله فاجتمعوا
فی البیت فقال قوم قربوا یكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده أبدا
وقال قوم ما قال
عمر فلما أكثروا اللغط والاختلاف عند رسول الله صلى الله علیه و سلم
قال لهم قوموا
(سنن
نسائئ باب كتاب
العلم جز3 ص 433و جزء4 ص 360) و...
با
توجه به اینکه:
-کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم ؛بعد
از قرآن صد درصد درنزد اهل سنت معتبر است لذا نامش را صحیح
گفتن ...
- همه میدانیم
صیغه امر دراینجا دلالت بر وجوب می کند
زیرا درهمین روایت پیامبر فرمود: با آن هرگز گمراه نمی شوید. قطعا اگر امر مستحبی بود چنین حدتی
هیچ ضرورت نداشت.
حال چند سوال
اساسی :
1- پیامبر چه امر مهمی را میخواست
بگوید که هرگز اصحاب بعد از او
گمراه
نشوند ؟
2- چرا پیامبر درآخر عمرش چنین دستوری را داد؟
3- چرا جناب عمر ؛صراحتا
به مخالفت قول پیامبر خدا برخواست؟
اولا
بنده نوشتم عملی برای همین زیاد کار دارم
اما آن هایی که تعصب جلوی چشمشان گرفته فقط مسخره می کنند
آقای نسیم یار شما اگر جوابی به پست های 91 بنده داردی بنوسید اگذ نداردی حرف خود را قطع کنید
می بینیم که در پست 91 هم حدیث آوردیم که پیامبر حرف خود را در آن روز زد
اما آقایان چون دستشان رو شد دیگر جوابی نداشتند
هم آیه آوردیم که آن روز دین کامل شده بود و پیامبر چیز جدیدی نمی خواستن به دین اضافه کنند
پس بدانید که اگر جواب داشتند می نوشتند
سلام
حال معلوم شد چه کسی جوابی ندارد و پشت سر هم کپی می کند
ای دوستان
پست 91 بنده
و پست 92 آقای حسین تبار را بخوانید تا به حقیقت برسید
ببینید بنده به سوال های پست 89 ایشان جواب دادم یا خیر
من دیگر با کسی که فقط یک حرف خود را کپی پیست می کند حرفی ندارم
اگر جواب دیگری داشتی بنویس اگر نداشتی
قضاوت با خوانندگان
والسلام
!!! همچو معماری هستی!!! بدینوسیله این تاپیک
را همینجا جمع بندی میکنم و قضاوت با کاربران عزیز
یا حق
سلام
حال معلوم شد چه کسی جوابی ندارد و پشت سر هم کپی می کند
ای دوستان
پست 91 بنده
و پست 92 آقای حسین تبار را بخوانید تا به حقیقت برسید
ببینید بنده به سوال های پست 89 ایشان جواب دادم یا خیر
من دیگر با کسی که فقط یک حرف خود را کپی پیست می کند حرفی ندارم
اگر جواب دیگری داشتی بنویس اگر نداشتی
قضاوت با خوانندگان
والسلام
نقل قول از : شهاب انصاری بعد هم در روایت بخاری اسمی از حضرت عمر نیست
///////////////////////می گویند چرا حضرت عمر به مخالفت برخواست دروغ میگویند عمر این را گفت قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْالْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُاللَّه درد بر پیامبر غلبه کرده و نزد شما قرآن است وبرای ما کافی است ....
تا
حالا بهانه داشتی که اصلا درصحیح بخاری نام حضرت عمر درصحیح
بخاری نیامده.... سند دقیقش را برایتان
نوشتیم اما حالا که این را قبول نمودین....
دراینجا
همین مقدار را قبول
دارین و اعتراف نمودین که بعد از فرمان رسول خدا ، عمربن خطاب
به مخالفت پرداخت و گفت درد بر نبی غلبه نمود وکتاب خدا ما را
بس است.
خوب
سوال ما همین یک جمله است که تاکنون هیچ عالم اهل
تسنن پاسخی بر رد آن نداشته وندارد....
1-با دستور صریح پیامبر خدا، چرا عمر حرف پیامبر
را نادیده گرفت ؟
قرآن هم فرمود: از فرمان رسول خدا اطاعت
کنید اطیعوالله واطیعوا الرسول....
2- چرا
عمر دروغ گفت ؟ وبه به کتاب خدا هم عمل نکرد؟؟؟
اما برای اینکه بار دیگر دروغ گو بودن بعضی ها ثابت شود جواب سوالاتش را می دهیم ببینیم دیگر چه می گوید
درباره سوال اولتان حدیث را نقل کردم شما ترسیدی و جوابی ندادی بار دیگر هم نقل می کنم
قال ابن عباس : یوم الخمیس و ما یوم الخمیس اشتد برسول الله صلی الله علیه و سلم وجعه فقال : ایتونی اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا فتنازعوا و لا ینبغی عنده نزاع فقالو ما شانه؟ اهجر استفهموه فذهبوا یردون علیه فقال : دعونی فالذی انا فیه خیر مما تدعوننی الیه و اوصاهم بثلاث قال: اخرجوا المشرکین من جزیره العرب و اجیزوا الوفد بنحو ما کنت اجزیهم و سکت عن ثلاثه او قال فنسیتها
ابنعباس -رضی الله عنهما- می گوید: شگفتا که چه پنجشنبه ای بود! درد رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- شدت گرفت و گفت: بیایید تا برایتان نوشتهای بنویسیم كه بعد از آن هرگز گمراه نشوید. اما صحابه اختلاف کردند و شایسته نبود كه در پیش پیامبر اختلافات مطرح شود. گفتند: پیامبر در چه حال است؟ آیا هذیان می گوید؟ ببینید چه می خواهد بگوید. صحابه نیز رفتند و از حضرت سؤال کردند. حضرت گفت: مرا ترک نمایید، آنچه من در آن هستم بهتر است از آنچه كه مرا به آن فرا می خوانید. آنگاه صحابه را وصیت نمود که مشركان را از جزیرة العرب اخراج كنند و لشکرها را به همان جانب که می خواستم بفرستید. اما حضرت هنگام گفتن مورد سومی ساکت ماند (یا گفت كه آن را فراموش كردم
صحیح بخاری. (كتاب المغازی)؛ فتح الباری( 8/132ح 4431) ؛ صحیح مسلم (كتاب الوصیة 3/1257 ح 1637 ).
پس می بینیم پیامبر آنچه را که می خواسته بنویسد گفتاری گفته است
این دروغ اول اینان
اما سوال دوم
2-این دستور طبق حدیث بالا گفته شده اما اگر هم نگفته بودند باز چیزی از دین کم نمیشد چون خداوند می فرمایید
الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی
امروز دین شما را برایتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكمیل نمودم
پس این سخن پیامبر امری مستحبی بوده و در حدیث هم به طور گفتاری آمده
این دومین دروغ
اما سوال سوم
می گویند چرا حضرت عمر به مخالفت برخواست
دروغ میگویند
عمر این را گفت
قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّه
درد بر پیامبر غلبه کرده و نزد شما قرآن است وبرای ما کافی است
حال با چند نکته جالب جواب دوستان را می دهیم
1-اگر مخالفتی بود و دستور هم امر واجبی بود قطعا پیامبر آن را می گفت و پیام خدا را می رساند و فوقش مخالفان را بیرون می کرد یا اصلا بیرون نمی کرد و می گفت
همانطور که در حدیث بالا آمده و پیامبر هم گفته
2-میگویند چرا حضرت عمر گفت حسبنا کتاب الله
مگر دروغ گفته
ببینیم قرآن چه میگوید
﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ﴾. (الاسراء: 9). (این قرآن انسان را به مستقیم ترین راهها راهنمایی می كند).
﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ﴾. (البقرة:2) (این كتاب هیچ شك وگمانی در آن نیست و راهنمای پرهیز گاران است).
﴿تِلْكَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُبِینٍ﴾ (النمل: 1) (این آیات قرآن وكتابی واضح و آشكار است).
﴿وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ﴾. (القمر:17). (ما قرآن را برای پند آسان كرده ایم آیا پند پذیری هست).
﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیّاًلِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ﴾. (فصلت:3) (كتابی است كه آیات آن با تفصیل بیان شده اند، قرانی به زبان عربی است
پس دروغ سومشان هم معلوم شد
و در آخر هم آیه را می آوریم تا ثابت کنیم تمام گفته های شیعیان درباره صحابه دروغ است
همانجا که خداوند می فرماید:
﴿لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً * وَمَغَانِمَ كَثِیرَةً یَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِیزاً حَكِیماً﴾. (الفتح: 18- 19).
«خداوند از مومنان آن هنگام كه در زیر درخت با تو بیعت كردند خشنود شد. دانست كه در دلشان چه می گذرد، پس آرامش بر آنها نازل كرد و به فتحی نزدیك. و غنیمتهای بسیار كه به دست می آورند، پاداششان داد و خدا شکست ناپذیر و سنجیدهکار است».
پس ای شیعیان بدانید که خداوند از دل های آن ها با خبر بود و خداوند هیچ وقت رای خود را تغییر نمی دهد
پس بدانید که در زیر درخت ابوبکر و عمر و طلحه و زبیر و... حضور داشتند
خداوند از آن ها خشنود شد ولی بعضی ها نمی دانند
حال اگر می خواهید بحث را جمع بندی شده اعلام کنید
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
اولا ما که اینجا عالم اهل سنت نداریم
اگر داریم معرفی کنید تا ما هم بفهمیم
دوستان کسی اینجا است که درس علوم دینی خوانده باشد؟؟؟؟
این یک نکته
اما نکته بعد شما چشماتونو باز نکردید و جوابای ما رو ندیدید به صفحات قبل و پست های قبل برگردید و ببینید
شما فقط یک چیز را کپی کردید نام عمر و جواب دیگری هم به گفته ای ما نداشتید یا اگر هم دادید
گزینشی عمل کردید
کمی پست ها را بخوانید می بینید
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سلام دوستان بشینین هرکسی بشینه خودش رو به روز کنه با اسلام کاری نداشته باشین مغزمون اینقد نمی کشه درمورد بزرگانی که قبل از ما بودند اظهار نظر کنیم یه زحمتی بکشین و اظهار نظر نکنین بذارین خود خدا قضاوت کنه نه بنده اش....
سخن سخن فردی نیست تا
بزاریم به حکم خدا...
سخن
این است که مثلا ابابکر به چه حکمی توصیه
خلافت عمر را بر مسلمین داده؟؟؟
سخن
سر این است که به چه حکمی عمر گفته نمازتان
را دست بسته بخوانید ؟؟؟
سخن
سر این است که عثمان به چه حکمی بخش وسیعی از بیت
المال مسلمین را در انحصار ومنوپل بستگان خود
قرارداد؟؟؟؟
آیا
می فرمایید اگر ظالمی بزور بر مسلممین حاکم شد و
یا نماز باطل
را
امر به خواندن نمود ویا شراب خوار بود ویا ستمکار ....
باز
هم ادم باید او را به خدا وا بگذاره و هیچ
اقدامی نکنه؟؟؟؟
پس
آیات مبارزه با ستمکاران چی میشه ؟؟؟؟
اتفاقا اون كسانی كه تو میگی بزرگ نبودند ما داریم از منحرفین دین خدا حرف میزنیم به دلیل مطالب صحیح از كتب شیعه و سنی
اظهار نظر درباره منحرفین هیچ اشكالی نداره كسانی كه ازار دادند خاندان رسول الله را حتی باید لعن هم كرد به صراحت ایه قران
خداوند در قرآن می فرماید: «ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم فی الدنیا و الاخرة و اعد لهم عذابآ مهینا» «هرکس خدا و پیامبر را اذیت کند خدا ان ها را در دنیا و اخرت لعنت می کند و عذابی خوار کننده برای ایشان مهیا ساخته است.» (احزاب ایه ۵۷)
با در نظر گرفتن این حدیث متواتر نبوی به نقل از کتب معتبر شیعه و اهل سنت که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند:
« فاطمة بضعة منی من اذانها فقد اذانی و من اذانی فقد اذی الله » «فاطمه پاره تن من است هرکس او را بیازارد مرا ازرده و هرکس مرا ازار دهد خدا را ازرده است.» (صحیح بخاری ج ۵ ص ۲۶ و صحیح مسلم ج۴ ص۱۹۳)
و با توجه به اینکه حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند: «فوالله لقد آذیتمانی» «پس به خدا سوگند این دو نفر(عمر و ابابکرلعنت الله علیهما) مرا اذیت کردند.» (بحار الانوار ج ۲۹ ص۱۵۸) و اینکه ابن ابی الحدید می گوید:«حضرت فاطمه از دنیا رفتند در حالی که از عمر و ابابکر سخت غضبناک بودند.» (شرح نهج البلاغه ج ۶ ص ۵۰)
صحیح بخاری ج 2 ص 504 صحیح مسلم ج 4 ص 30
و بسیاری از كتب سنی ها امده كه زهرا س از عمر و ابوبكر غضبناك بود تا شهید شد و حتی وقایع كامل اتش زدن را هم نوشتند
بجای طرفداری از قاتلین حضرت زهرا س برو كتب خودتون بخون تا بدانی كه بزرگ نبودند بلكه بسیار پست و گستاخ بودند
سلام دوستان بشینین هرکسی بشینه خودش رو به روز کنه با اسلام کاری نداشته باشین مغزمون اینقد نمی کشه درمورد بزرگانی که قبل از ما بودند اظهار نظر کنیم یه زحمتی بکشین و اظهار نظر نکنین بذارین خود خدا قضاوت کنه نه بنده اش....
ببینید جواب شما خیلی ساده است اما خودتان نمی فهمید
بعد هم درروایت بخاری اسمی از حضرت عمر نیستیکبار دیگر برای چندمین بار این حدیث صریح را از صحیح بخاری میاریم:
1- حدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُوسَى حَدَّثَنَا هِشَامٌ عَنْ مَعْمَرٍ وَحَدَّثَنِى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ عَنِ الزُّهْرِىِّ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ - رضى الله عنهما - قَالَ لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - وَفِى الْبَیْتِ رِجَالٌ فِیهِمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ قَالَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - « هَلُمَّ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ » . فَقَالَ عُمَرُإِنَّ النَّبِىَّ - صلى الله علیه وسلم - قَدْ غَلَبَ عَلَیْهِ الْوَجَعُوَعِنْدَكُمُ الْقُرْآنُ ،حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَیْتِ فَاخْتَصَمُوا ، مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُقَرِّبُوا یَكْتُبْ لَكُمُ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - كِتَابًا لَنْتَضِلُّوا بَعْدَهُ ، وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَا قَالَ عُمَرُ فَلَمَّاأَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالاِخْتِلاَفَ عِنْدَ النَّبِىِّ - صلى الله علیه وسلم - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله علیه وسلم - « قُومُوا..
(صحیح بخاری باب قول المریض جزء 73 ص 19)
جناب آقا شهاب انصاری ...
ظاهرا مشکلتان در نام عمر بود حالا این مشکل هم حل شد؟؟؟
دراین صورت باز برمیگردیم : چرا عمربن خطاب با فرمان صریح رسول الله مخالفت نمود؟؟
اما بدان برادر این عمر و ... اشکالشان یکی دو تا نیست فکر قیامتتان باشید...حالا دیدین این حضرت عمرتان چگونه با کلام صریح رسول خدا مخالفت نموده ؟؟؟
ودرحقیقت با قرآن مخالفت نموده؟؟؟؟