| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
29
|
87/8/30 (22:51)
|
|
||
|
|
33
|
162
|
87/8/30 (00:04)
|
|
||
|
|
8
|
71
|
87/8/27 (17:27)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
87/8/27 (15:26)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
87/8/21 (21:36)
|
|
||
|
|
9
|
48
|
87/8/20 (08:33)
|
|
||
|
|
63
|
257
|
87/8/15 (23:26)
|
|
||
|
|
2
|
19
|
87/8/14 (22:33)
|
|
||
|
|
3
|
28
|
87/8/12 (17:33)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/8/10 (11:02)
|
|
عنوان بحثنماز با مهر مثل شیعیان یا بی مهر مثل سنی ها ؟ 15 تیر 85 - 20:06 | |
به نظر شما کدوم یکیش درسته ؟ جرا ؟ | |
33 9 مرداد 1387 ساعت 14:30 | |
زیاد مهم نیست که سجده بر چی باشه 1.مهم اینه که سجده گاه تمیز باشه 2.دل واسه کی سر تعظیم به خاک میزنه |
32 5 تیر 1387 ساعت 23:35 | |
با سلام حال كه معلوم شد فرمان خواندن نماز بر روی خاک از سوی حضرت محمد (ص) بوده لازم است تبعیت نمود خدواند در قران کریم فرموده است وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِیقاً آنکس که اطاعت نماید ار خدا ورسول پس او باشد با آنانکه خداوند بر آنان نعمت داد از پیامبران و صدیقین |
31 27 خرداد 1387 ساعت 21:01 | |
نقل قول از : فرهاد فرهادی با سلام منظور از مجموع سخن آنست که حضرت پیامبر (ص) بر روی قالی و پارچه سجده نمیکرده بلکه اگر شخصی بر روی غیر زمین یا انچه از زمین باشد مانند نباتات سجده مینموده آنحضرت وی را نهی مینمودند (( رسول خدا مردى را در حال سجده مشاهده فرمود كه بر گوشه عمامه خود سجده مى نمود، به وى اشاره كرد كه دستار خود را بردار، و به پیشانى او اشاره فرمود)) روایات نیز ذکر شد. حال اگر شخصی ادعا کند که شیوه شیعیان در سجده بر خاک شیوه خلاف سنت آنحضرت است این ادعا بی اساس است
|
30 26 خرداد 1387 ساعت 23:59 | |
با سلام منظور از مجموع سخن آنست که حضرت پیامبر (ص) بر روی قالی و پارچه سجده نمیکرده بلکه اگر شخصی بر روی غیر زمین یا انچه از زمین باشد مانند نباتات سجده مینموده آنحضرت وی را نهی مینمودند (( رسول خدا مردى را در حال سجده مشاهده فرمود كه بر گوشه عمامه خود سجده مى نمود، به وى اشاره كرد كه دستار خود را بردار، و به پیشانى او اشاره فرمود)) روایات نیز ذکر شد. حال اگر شخصی ادعا کند که شیوه شیعیان در سجده بر خاک شیوه خلاف سنت آنحضرت است این ادعا بی اساس است |
29 26 خرداد 1387 ساعت 06:14 | |
باز هم ظواهر باز هم که چسبیدن به ظواهر نمی دونم چرا همیشه اصل رو از یاد می بریم و حاشیه های رو می چسبیم مهر همواره در اسلام وجود داشته البته نه به صورت مهر ابتدا باید بگم که از نظر من مهر مقدس نیست و قداسات مهر تنها به این برمی گرده که برای نماز استفاده میشه یا برای سجده نه تنها اسلام نگفته بر خاک باید سجده کرد ، بلکه هیچ فقیهی تا حالا ننوشته باید بر خاک سجده کرد، چون سجده اساسا در لغت به معنی خشوع و خضوع و سرفرود آوردن است و صورت علمیش به زمین افتادن و بر زمین گذاشتن پیشانی است، و در قران داریم : و النجم و الشجر یسجدان یعنی گیاهان کوتاه و بلند خدا را سجده می کنند(یعنی دستوراتش را اطاعت می کنند) و همینطور در محل دیگر هست که تمام موجودات آسمانها و زمین و تمام مخلوقات مورد تملک خدا دستوارت طبیعی خالق جهان را اطاعت می کنند که در اینجا "سجده می کنند" استعمال شده است . برای صورت عملیش هم باز استعمال کرده ، از جمله در سوره یوسف ، که می گویند وقتی برادران و پدر و مادر یوسف بر او وارد شدند ، پدرش او را بر تخت نشاند و برادر ها در مقابلش سجده کردن . یعنی چه ؟ یعنی به زمین افتادند، و بدیهی است که نه تکه سنگی جلویشان گذاشتند ، نه چوبی و نه خاکی ، و آنچه مسلم است ، پیغمبر و ائمه و تمام پیشوایان مذهبی ما ، برای محل پیشانی ، شیء خاصی را انتخاب نمی کردند، بلکه سجده بر زمین است ، و زمین محل قرار معمولی انسان که از شرایطش این است که حتما باید پاک باشد و این چیزی است که الان مرسوم است که سجده می کنند ، بعد از صدر اسلام بوجود آمده است یعنی در روایتی که برای پیغمبر ساختند "زمین" را به چیزهای تفسیر کردند از جمله به مهر تفسیر کردند ، که البته این خاک نیست چون آن چیزی که هست ، خشت کوچک است و اصولا در لغت به این " مهر" گفته نمی شود و بر اساس تاریخیش اسم مهر رویش گذاشته شده ، و باز بر روی این هم سجده بر خاک نمی شود ، چون خاک حتما به صورت گرد و پودر باید باشد ، که اگر بگوییم به پودر و گرد هم سجده کنید ، این خودش یک هم خلاف طهارت است . اساس سجده مهمه که هدف از اون همون تواضع و خشوع در برابر خداوند است و اینکه محل سجده باید پاک باشه و بر روی زمین باشه حالا برادران و خواهران اهل تسنن روی چی سجده می کنند شاید چیز خاصی استفاده نشه اما اونها هم روی چیزهای مختلفی سجده می کنند زمین مرمر قالی موکت در عربستان سعودی اجازه نمیدین بر مهر سجده صورت بگیره چون دیده اند که بعد این مهر را می بوسند خیال می کنند که ما بر خود این مهر سجده می کنیم در صورتی که روی مهر که تعبیر زمین است برای خدا سجده میکنیم و مفهوم آن فقط اطاعت امر خدا و خشوع و خضوع در برابر خدا هست. والسلام
البته قسمتی از متن از کتاب شناخت اسلام دکتر علی شریعتی می باشد
|
28 20 خرداد 1387 ساعت 23:54 | |
گروهى چنین مى پندارند كه سجده بر خاك و یا تربت شهیدان، به معنای پرستش بوده و نوعى شرك است. باید یادآور شد كه میان دو جمله: «السجود للّه» و «السجود على الأرض» تفاوت روشنى وجود دارد. اشكال یاد شده، حاكى از آن است كه میان این دو تعبیر، فرقی نمى گذارند. به طور مسلّم، مفاد «السجود للّه» این است كه «سجده براى خداست»، در حالى كه معناى «السجود على الأرض» آن است كه «سجده بر زمین صورت مى گیرد» و به تعبیر دیگر ما با سجده بر زمین، به خدا سجده مى كنیم و اصولاً تمام مسلمانان جهان بر چیزى سجده مى كنند در حالى كه سجده آنان براى خدا است. تمام زائران خانه خدا بر سنگهاى مسجد الحرام سجده مى كنند در صورتى كه هدف از سجده آنان خدا است. با این بیان، روشن مى شود كه سجده كردن بر خاك و گیاه و ... به معنای پرستش آنها نیست بلكه سجود و پرستش براى خدا به وسیله خضوع تا حدّ خاك است، همچنین روشن مى شود كه سجده «برتربت» غیر از سجده «براى تربت» است. از طرفى ، قرآن كریم مى فرماید: «ولله یسجد من فى السماوات والأرض»[1] هر كس در آسمان ها و زمین است، براى خدا سجده مى كند. و نیز پیامبر گرامى مى فرماید: «جعلت لى الأرض مسجداً وطهوراً»[2] زمین، سجد گاه و مایه پاكیزگى براى من گردیده است. بنابراین، «سجده براى خدا» با «سجده بر زمین و تربت» نه تنها كوچكترین منافاتى ندارد كه كاملاً سازگار است؛ زیرا سجده كردن بر خاك و گیاه، رمز نهایت خضوع و فروتنى در برابر خداى یگانه است. در اینجا به منظور روشن تر شدن نظریه شیعه، سزاوار است به فرازى از سخنان پیشواى بزرگ خود _ امام صادق علیه السلام _ اشاره نماییم: هشام بن حكم مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آنچه سجده بر آنها صحیح است پرسیدم، حضرت فرمود: سجده تنها باید بر زمین و آنچه می رویاند _ جز خوردنیها و پوشیدنى ها_ انجام گیرد. گفتم: فدایت گردم، سبب آن چیست؟ فرمود: سجده، خضوع و اطاعت براى خداوند است و شایسته نیست بر خوردنى ها و پوشیدنى ها صورت پذیرد؛ زیرا دنیا پرستان، بردگان خوراك و پوشاكند، در حالى كه انسان به هنگام سجده، در حال پرستش خدا به سر مىبرد، پس سزاوار نیست پیشانى خود را بر آنچه كه معبود دنیا پرستان خیره سر است، قرار دهد. و سجده نمودن بر زمین، بالاتر و برتر است؛ زیرا با فروتنى و خضوع در برابر خداى بزرگ، تناسب بیشتر ی دارد[3]. این سخن گویا، به روشنى گواه آن است كه سجده نمودن بر خاك، تنها بدان جهت است كه چنین كارى با توضع و فروتنى در برابر خداوند یگانه، سازگارتر است. در اینجا، پرسش دیگرى مطرح مى شود كه چرا شیعه مقیّد به سجده بر خاك و یا برخی گیاهان است و بر تمام اشیاء سجده نمى كند؟ در پاسخ این سؤال مى گوییم: همانگونه كه اصل یك عبادت باید از جانب شرع مقدّس اسلام برسد، شرایط اجزاء و كیفیت آنها نیز باید به وسیله گفتار و رفتار بیانگر آن؛ یعنى پیامبر گرامى روشن گردد؛ زیرا رسول خدا، به حكم قرآن كریم، اسوه و نمونه همه انسان هاى وارسته است. اینك به بیان فرازهایى از احادیث اسلامى كه بیانگر سیره و سنّت پیامبر است مى پردازیم كه همگی حاكى از آن است كه پیامبر صلى الله علیه وآله هم بر خاك و هم بر روییدنى ها مانند حصیر سجده مى نموده است، درست به همان شیوه اى كه شیعه به آن معتقد است: 1- گروهى از محدّثان اسلامى در كتب صحاح و مسانید خود این سخن پیامبر را بازگو كرده اند كه آن حضرت، زمین را به عنوان سجده گاه خود، معرفى نموده است، آنجا كه مى فرماید: «جعلت لى الأرض مسجداً وطهوراً»[4] زمین، براى من، سجده گاه و مایه پاكیزگى قرار داده شده است.از كلمه «جعل»كه در اینجا به معناى تشریع و قانون گذارى است، به خوبى روشن مى شود كه این مسأله، یك حكم الهى براى پیروان آیین اسلام است. و بدین سان، مشروع بودن سجده بر خاك و سنگ و دیگر اجزاء تشكیل دهنده سطح زمین، به ثبوت مى رسد. 2- دسته اى از روایات، بر این نكته دلالت دارند كه پیامبر گرامی ، مسلمانان را به پیشانى نهادن بر خاك به هنگام سجده، فرمان مى داد، چنانكه امّ سلمه (همسر پیامبر) از آن حضرت روایت مى كند كه فرمود: «ترّب وجهك الله»[5] رخسار خود را براى خدا بر خاك بگذار. و از واژه «تّرب» در سخن پیامبر، دو نكته روشن مى شود؛ یكى آن كه باید انسان به هنگام سجده، پیشانى خود را بر روى «تراب»؛ یعنى خاك بگذارد و دیگر آن كه این رفتار، به علّت امر به آن، فرمانى است لازم الاجرا، زیرا كلمه «ترّب» از ماده «تراب» به معناى خاك گرفته شده و به صورت صیغه امر، بیان گردیده است. 3- رفتار پیامبر گرامى در این مورد، گواه روشن دیگر و روشنگر راه مسلمانان است. وائل بن حجر مى گوید: «آنگاه كه پیامبر سجده مى نمود، پیشانى و بینى خود را بر زمین مى نهاد.»[6]انس بن مالك و ابن عباس و برخى از همسران پیامبر مانند عایشه و ام سلمه و گروه بسیارى از محدّثان چنین روایت كرده اند:«كان رسول الله (صلى الله علیه وآله) یصلّى على الخمره»[7]پیامبر، بر خمره كه نوعى حصیر بود و از لیف درخت خرما ساخته مى شد، سجده مى نمود. ابو سعید _از صحابه رسول خدا_ مى گوید: به محضر پیامبر وارد شدم در حالى كه بر حصیرى نماز مى گذارد.[8] این سخن، گواه روشن دیگرى بر نظریه شیعه است مبنى بر این كه سجده بر آنچه از زمین می روید، در صورتى كه خوردنى و پوشیدنى نباشد، جایز است. 4- گفتار و رفتار صحابه و تابعان پیامبر نیز گویاى سنّت آن حضرت است: جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: با پیامبر گرامى نماز ظهر مى گزاردم، مشتی سنگریزه برگرفته، و در دست خود نگه مى داشتم تا خنك شود و به هنگام سجده بر آنها پیشانى گذاردم و این به خاطر شدت گرما بود. سپس راوى مى افزاید: اگر سجده بر لباسی كه بر تن داشت جایز بود، از برداشتن سنگریزه ها و نگهدارى آنها، آسان تر بود. ابن سعد (متوفاى 209) در كتاب خود «الطبقات الكبری» چنین مى نگارد: «كان مسروق إذا خرج یخرج بلبنه یسجد علیها فى السّفینه».[9]مسروق بن اجدع، به هنگام مسافرت، خشتى را با خود بر مى داشت تا در كشتى بر آن سجده نماید. لازم به تذكر است كه مسروق بن أجدع، یكى از تابعین پیامبر و اصحاب ابن مسعود بوده است و صاحب «الطبقات الكبری» وى را جزء طبقه او از اهل كوفه پس از پیامبر و از كسانى كه از ابوبكر و عمر و عثمان (لعنه الله علیهم) و على (علیه السلام) و عبدالله بن مسعود، روایت نموده اند، به شمار آورده است. این سخن روشن، بى پایگى گفتار كسانى را كه همراه داشتن قطعه اى تربت را شرك و بدعت مى پندارند، اثبات مى كند و معلوم مى گردد كه پیشتازان تاریخ اسلام نیز، بدین كار مبادرت مى ورزیدند.[10] نافع مى گوید: «إنّ ابن عمر كان إذا سجد و علیه العمامه یرفعها حتّى یضع جبهته بالأرض».[11]عبدالله بن عمر به هنگام سجده، دستار خود را بر مى داشت تا پیشانى خود را بر زمین بگذارد. رزین می گوید: على بن عبدالله بن عباس به من نوشت: لوحى از سنگ هاى كوه مروه را براى من بفرست تا بر آن سجده نمایم.[12] 5- از سوى دیگر، محدّثان اسلامى روایاتى را آورده اند حاكى از آن كه پیامبر گرامى كسانى را كه به هنگام سجده، گوشه دستار خود را بین پیشانى خود و زمین قرار مى دادند، نهى نموده است. صالح سبایى مى گوید: پیامبر گرامى ، شخصى را در حال سجده كنار خود مشاهده فرمود، در حالى كه بر پیشانى خود، دستار بسته بود، پیامبر (صلى الله علیه وآله) عمامه را از پیشانى وى كنار زد.[13] عیاض بن عبدالله قرشى مى گوید: رسول خدا مردى را در حال سجده مشاهده فرمود كه بر گوشه عمامه خود سجده مى نمود، به وى اشاره كرد كه دستار خود را بردار، و به پیشانى او اشاره فرمود. [14] از این روایات نیز به روشنى معلوم مى گردد كه لزوم سجده بر زمین، در زمان پیامبر گرامى ، امرى مسلّم بوده است، تا جایى كه اگر یكى از مسلمانان، گوشه دستار خود را روى زمین قرار مى داد تا پیشانى خود بر زمین نگذارد، مورد نهى رسول خدا قرار مى گرفت. 6- پیشوایان معصوم شیعه كه از طرفى _بنابر حدیث ثقلین_ قرین جدایى ناپذیر قرآن و از سوى دیگر اهل بیت پیامبرند، در سخنان خود به این حقیقت، تصریح نموده اند: «السجود على الأرض فریضه و على الخمره سنّه»[15] سجده بر زمین، حكم الهى و سجده بر حصیر، سنّت پیامبر است. و در جای دیگر مى فرماید: جایز نیست سجده نمودن جز بر زمین و آنچه مى رویاند مگر خوردنى ها و پوشیدنى ها.[16] نتیجه از مجموع دلایل یاد شده، به روشنى معلوم گردید كه نه تنها روایات اهل بیت پیامبر، بلكه سنّت رسول خدا و رفتار صحابه و تابعان آن حضرت، بر لزوم سجده كردن بر زمین و آنچه از آن مى روید (مگر خوردنى ها و پوشیدنى ها) گواهى مى دهد. علاوه بر آن، قدر مسلّم آنست كه سجده نمودن بر اشیاى یاد شده جایز است در حالى كه جایز بودن سجده بر سایر چیزها، مورد تردید و اختلاف است، بنابراین، به مقتضای احتیاط _كه راه نجات و رستگارى است_ سزاوار است در هنگام سجده كردن، به همین اشیای یاد شده اكتفا شود. در پایان یادآور مى شویم كه این بحث، یك مسأله فقهى است و اختلاف میان فقهاى اسلامى در این گونه مسائل فرعى ، فراوان به چشم مى خورد، ولى یك چنین اختلاف فقهى نباید موجب نگرانى گردد؛ زیرا این گونه اختلافات فقهى ، در میان چهار مذهب اهل سنّت نیز به وفور دیده مى شود به عنوان مثال، مالكى ها مى گویند: گذاشتن بینى بر سجدگاه، مستحب است درحالى كه حنابله آن را واجب مى دانند و ترك آن را از موجبات باطل شدن سجده مى شمارند.[17] پى نوشت ها: [1] - رعد: 15. [2] - صحیح بخاری، كتاب الصلوة، ص91. [3] - بحار الانوار، ج85، ص147، به نقل از «علل الشرایع». [4] - سنن بیهقی، ج1، ص212، (باب التیمم بالصعید الطیّب)؛ صحیح بخاری، ج1، كتاب الصلاة، ص91، اقتضاء الصراط المستقیم (ابن تیمیّه)، ص332. [5] - كنز العمال، ج7، حلب، ص465، ح19809، كتاب الصلوة، السجود وما یتعلق به. [6] - احكام القرآن، (جصّاص حنفى)، ج3، ص209، طبع بیروت، باب السجود على الوجه. [7] - سنن بیهقی، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة على الخمرة. [8] - سنن بیهقی، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة على الحصیر. [9] - الطبقات الكبری، ج6، ص79، ط بیروت، در احوالات مسروق ابن أجدع. [10] - براى آگاهى بیشتر به شواهد دیگر، به كتاب «سیرتنا»، نگارش علامه امینی، مراجعه شود. [11] - سنن بیهقی، ج2، ص105، ط1 (حیدر آباد دكن)، كتاب الصلوة، باب الكشف عن السجدة فى السجود. [12] - ازرقی، اخبار مكه، ج3، ص151. [13] - سنن بیقی، ج2، ص105. [14] - سنن بیقى،ج2، ص105. [15] - وسائل الشیعه، ج3، ص593، كتاب الصلوة، ابواب ما یسجد علیه، حدیث 7. [16] - وسائل الشیعه، ج3، ص591، كتاب الصلوة، ابواب ما یسجد علیه، حدیث 1. [17] - الفقه على المذهب الأربعه، ج1، ص161، |
27 12 خرداد 1387 ساعت 16:42 | |
کلا قصد شکر گذاریه ![]() |
26 12 خرداد 1387 ساعت 11:21 | |
bi mohr ![]() |
25 1 خرداد 1387 ساعت 21:55 | |
این حرف ها همش بیهوده است !!! تو اگر دلت پاک باشه ، حتی نماز نخون اما نیت پاکی داشته باش توی زندگیت ، مطمئن باش خدا پاداشت رو می ده !!! چه بسا کافری که حتی خدا رو قبول نداره ، از یه مسلمون که شب و روزش نمازه ، مقامش بالاتر باشه !!! پس سعی کنین دلتون پاک باشه !!! |
24 15 اردیبهشت 1387 ساعت 00:18 | |
برای راز و نیاز و کلام با خدا از دل هم میتوان سجده رو ادا کرد و برای پرستش خدا و نماز ایمان بهتر از هر مهر در روی جانماز یا نبودن مهر بر وی جانماز هستش مهم این هستش که شما به نیت نماز و راز و نیاز به خدا به درگاه الله میروید ولی کلام این که مهر گزاشتن درست یا غلط هستش بحث درستی نیست و بگزارید هر کس بر عقاید خودش جلو بره و خدا رو پرستش کنه . باز هم میگم تفرقه کفر هستش پس بیایید تفرقه رو کنار بگزاریم |
23 21 آبان 1385 ساعت 08:51 | |
چه اشكال داره كه شیعیان بر مهر سجده میكنند؟! مگه سجده نباید به خاك باشه؟! مهر هم از خاك ساخته شده دیگه! |
22 21 آبان 1385 ساعت 07:46 | |
جرا بحث الکی میکنید هدف از سجده تعظیم دربرابر خداست آن هم بر زمین پایین تریین مکان موجود حالا دوستان شیعه جرا یه سنگ از زمین برمیدارن میذارن ؟؟؟؟؟؟
|
21 18 آبان 1385 ساعت 00:29 | |
سلام علیکم این که کسانی که در بسیاری از بحثها شیعیان را تکفیری معرفی می کنند خودشان در این کلوب بدون هیچ بهانه ای دیگران را تکفیر می کنند جای تامل دارد. تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل |
20 19 تیر 1385 ساعت 01:03 | |
سلام به دوستان البته اقای امیرحسین سعیدی قبلا خودشان را در بحثها نشان داده بودند و حرفهای ایشان ارزش جواب دادن ندارد . اما از اقای موحد واقعا انتظاری بیش از این بود !!!! ایشان که همیشه برای بنده و سایر دوستان اهل تشیع قابل احترام هستند چون منطقی حرف می زنند و به کسی اهانت نمی کنند . اما نمی دانم این بار چه شده که ایشان اینطوری حرف می زنند ؟!!!! -------- آقای موحد : 1- کسی نگفت که حتما خاک مسجدالحرام نجس است . اگر شما و سایر خوانندکان عزیز متن من رو بخونید خواهید دید که بنده نوشتم که شک نجس بودن آن باید برود و نماز بهتر است که با شک و شبهه خوانده نشود . (آیا غیر از این نوشتم ؟) 2- بحث ما اصلا مربوط به مشهد و قم نبود و نمی دانم چرا شما بحث را به اینجا کشیدید ؟ شاید این به خاطر تنفری باشد که از علاقه ی شیعیان به امامانشان دارند . اما باید خدمتتان عرض کنم منطور بنده این بوده که تکه خاکی که شیعیان از جایی پاک برمی دارند ومطمئن هستند که پاک است بهتر است از اینکه حتی در مسجد الحرام نماز بخوانیم و ندانیم آیا پاک است و آیا نجس ؟ 3- مثل اینکه این رسم اهل سنت است که وقایع را انکار کنند ! اگر نمی دانید بدانید : مرحوم بهلول گنابادی از خویشان دور ما بوده و بنده هم یک بار خدمتشان رسیده ام . البته این موضوع را من از زبان کس دیگری به نقل از ایشان شنیدم اما از شما انتظار بیش از این نیست 1 کسی که شهادت دختر رسول الله به دست عمر و ضرباتی را که او بر بدن مطهر بی بی وارد کرد را انکار کند برایش زیاد سخت نیست که واقعیت هایی اینچنینی را هم انکار کند . |
19 18 تیر 1385 ساعت 09:55 | |
گروهى چنین مى پندارند كه سجده بر خاك و یا تربت شهیدان، به معنای پرستش بوده و نوعى شرك است. باید یادآور شد كه میان دو جمله: «السجود للّه» و «السجود على الأرض» تفاوت روشنى وجود دارد. اشكال یاد شده، حاكى از آن است كه میان این دو تعبیر، فرقی نمى گذارند. به طور مسلّم، مفاد «السجود للّه» این است كه «سجده براى خداست»، در حالى كه معناى «السجود على الأرض» آن است كه «سجده بر زمین صورت مى گیرد» و به تعبیر دیگر ما با سجده بر زمین، به خدا سجده مى كنیم و اصولاً تمام مسلمانان جهان بر چیزى سجده مى كنند در حالى كه سجده آنان براى خدا است. تمام زائران خانه خدا بر سنگهاى مسجد الحرام سجده مى كنند در صورتى كه هدف از سجده آنان خدا است. با این بیان، روشن مى شود كه سجده كردن بر خاك و گیاه و ... به معنای پرستش آنها نیست بلكه سجود و پرستش براى خدا به وسیله خضوع تا حدّ خاك است، همچنین روشن مى شود كه سجده «برتربت» غیر از سجده «براى تربت» است. از طرفى ، قرآن كریم مى فرماید: «ولله یسجد من فى السماوات والأرض»[1] هر كس در آسمان ها و زمین است، براى خدا سجده مى كند. و نیز پیامبر گرامى مى فرماید: «جعلت لى الأرض مسجداً وطهوراً»[2] زمین، سجد گاه و مایه پاكیزگى براى من گردیده است. بنابراین، «سجده براى خدا» با «سجده بر زمین و تربت» نه تنها كوچكترین منافاتى ندارد كه كاملاً سازگار است؛ زیرا سجده كردن بر خاك و گیاه، رمز نهایت خضوع و فروتنى در برابر خداى یگانه است. در اینجا به منظور روشن تر شدن نظریه شیعه، سزاوار است به فرازى از سخنان پیشواى بزرگ خود _ امام صادق علیه السلام _ اشاره نماییم: هشام بن حكم مى گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آنچه سجده بر آنها صحیح است پرسیدم، حضرت فرمود: سجده تنها باید بر زمین و آنچه می رویاند _ جز خوردنیها و پوشیدنى ها_ انجام گیرد. گفتم: فدایت گردم، سبب آن چیست؟ فرمود: سجده، خضوع و اطاعت براى خداوند است و شایسته نیست بر خوردنى ها و پوشیدنى ها صورت پذیرد؛ زیرا دنیا پرستان، بردگان خوراك و پوشاكند، در حالى كه انسان به هنگام سجده، در حال پرستش خدا به سر مىبرد، پس سزاوار نیست پیشانى خود را بر آنچه كه معبود دنیا پرستان خیره سر است، قرار دهد. و سجده نمودن بر زمین، بالاتر و برتر است؛ زیرا با فروتنى و خضوع در برابر خداى بزرگ، تناسب بیشتر ی دارد[3]. این سخن گویا، به روشنى گواه آن است كه سجده نمودن بر خاك، تنها بدان جهت است كه چنین كارى با توضع و فروتنى در برابر خداوند یگانه، سازگارتر است. در اینجا، پرسش دیگرى مطرح مى شود كه چرا شیعه مقیّد به سجده بر خاك و یا برخی گیاهان است و بر تمام اشیاء سجده نمى كند؟ در پاسخ این سؤال مى گوییم: همانگونه كه اصل یك عبادت باید از جانب شرع مقدّس اسلام برسد، شرایط اجزاء و كیفیت آنها نیز باید به وسیله گفتار و رفتار بیانگر آن؛ یعنى پیامبر گرامى روشن گردد؛ زیرا رسول خدا، به حكم قرآن كریم، اسوه و نمونه همه انسان هاى وارسته است. اینك به بیان فرازهایى از احادیث اسلامى كه بیانگر سیره و سنّت پیامبر است مى پردازیم كه همگی حاكى از آن است كه پیامبر صلى الله علیه وآله هم بر خاك و هم بر روییدنى ها مانند حصیر سجده مى نموده است، درست به همان شیوه اى كه شیعه به آن معتقد است: 1- گروهى از محدّثان اسلامى در كتب صحاح و مسانید خود این سخن پیامبر را بازگو كرده اند كه آن حضرت، زمین را به عنوان سجده گاه خود، معرفى نموده است، آنجا كه مى فرماید: «جعلت لى الأرض مسجداً وطهوراً»[4] زمین، براى من، سجده گاه و مایه پاكیزگى قرار داده شده است.از كلمه «جعل»كه در اینجا به معناى تشریع و قانون گذارى است، به خوبى روشن مى شود كه این مسأله، یك حكم الهى براى پیروان آیین اسلام است. و بدین سان، مشروع بودن سجده بر خاك و سنگ و دیگر اجزاء تشكیل دهنده سطح زمین، به ثبوت مى رسد. 2- دسته اى از روایات، بر این نكته دلالت دارند كه پیامبر گرامی ، مسلمانان را به پیشانى نهادن بر خاك به هنگام سجده، فرمان مى داد، چنانكه امّ سلمه (همسر پیامبر) از آن حضرت روایت مى كند كه فرمود: «ترّب وجهك الله»[5] رخسار خود را براى خدا بر خاك بگذار. و از واژه «تّرب» در سخن پیامبر، دو نكته روشن مى شود؛ یكى آن كه باید انسان به هنگام سجده، پیشانى خود را بر روى «تراب»؛ یعنى خاك بگذارد و دیگر آن كه این رفتار، به علّت امر به آن، فرمانى است لازم الاجرا، زیرا كلمه «ترّب» از ماده «تراب» به معناى خاك گرفته شده و به صورت صیغه امر، بیان گردیده است. 3- رفتار پیامبر گرامى در این مورد، گواه روشن دیگر و روشنگر راه مسلمانان است. وائل بن حجر مى گوید: «آنگاه كه پیامبر سجده مى نمود، پیشانى و بینى خود را بر زمین مى نهاد.»[6]انس بن مالك و ابن عباس و برخى از همسران پیامبر مانند عایشه و ام سلمه و گروه بسیارى از محدّثان چنین روایت كرده اند:«كان رسول الله (صلى الله علیه وآله) یصلّى على الخمره»[7]پیامبر، بر خمره كه نوعى حصیر بود و از لیف درخت خرما ساخته مى شد، سجده مى نمود. ابو سعید _از صحابه رسول خدا_ مى گوید: به محضر پیامبر وارد شدم در حالى كه بر حصیرى نماز مى گذارد.[8] این سخن، گواه روشن دیگرى بر نظریه شیعه است مبنى بر این كه سجده بر آنچه از زمین می روید، در صورتى كه خوردنى و پوشیدنى نباشد، جایز است. 4- گفتار و رفتار صحابه و تابعان پیامبر نیز گویاى سنّت آن حضرت است: جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: با پیامبر گرامى نماز ظهر مى گزاردم، مشتی سنگریزه برگرفته، و در دست خود نگه مى داشتم تا خنك شود و به هنگام سجده بر آنها پیشانى گذاردم و این به خاطر شدت گرما بود. سپس راوى مى افزاید: اگر سجده بر لباسی كه بر تن داشت جایز بود، از برداشتن سنگریزه ها و نگهدارى آنها، آسان تر بود. ابن سعد (متوفاى 209) در كتاب خود «الطبقات الكبری» چنین مى نگارد: «كان مسروق إذا خرج یخرج بلبنه یسجد علیها فى السّفینه».[9]مسروق بن اجدع، به هنگام مسافرت، خشتى را با خود بر مى داشت تا در كشتى بر آن سجده نماید. لازم به تذكر است كه مسروق بن أجدع، یكى از تابعین پیامبر و اصحاب ابن مسعود بوده است و صاحب «الطبقات الكبری» وى را جزء طبقه او از اهل كوفه پس از پیامبر و از كسانى كه از ابوبكر و عمر و عثمان (لعنه الله علیهم) و على (علیه السلام) و عبدالله بن مسعود، روایت نموده اند، به شمار آورده است. این سخن روشن، بى پایگى گفتار كسانى را كه همراه داشتن قطعه اى تربت را شرك و بدعت مى پندارند، اثبات مى كند و معلوم مى گردد كه پیشتازان تاریخ اسلام نیز، بدین كار مبادرت مى ورزیدند.[10] نافع مى گوید: «إنّ ابن عمر كان إذا سجد و علیه العمامه یرفعها حتّى یضع جبهته بالأرض».[11]عبدالله بن عمر به هنگام سجده، دستار خود را بر مى داشت تا پیشانى خود را بر زمین بگذارد. رزین می گوید: على بن عبدالله بن عباس به من نوشت: لوحى از سنگ هاى كوه مروه را براى من بفرست تا بر آن سجده نمایم.[12] 5- از سوى دیگر، محدّثان اسلامى روایاتى را آورده اند حاكى از آن كه پیامبر گرامى كسانى را كه به هنگام سجده، گوشه دستار خود را بین پیشانى خود و زمین قرار مى دادند، نهى نموده است. صالح سبایى مى گوید: پیامبر گرامى ، شخصى را در حال سجده كنار خود مشاهده فرمود، در حالى كه بر پیشانى خود، دستار بسته بود، پیامبر (صلى الله علیه وآله) عمامه را از پیشانى وى كنار زد.[13] عیاض بن عبدالله قرشى مى گوید: رسول خدا مردى را در حال سجده مشاهده فرمود كه بر گوشه عمامه خود سجده مى نمود، به وى اشاره كرد كه دستار خود را بردار، و به پیشانى او اشاره فرمود. [14] از این روایات نیز به روشنى معلوم مى گردد كه لزوم سجده بر زمین، در زمان پیامبر گرامى ، امرى مسلّم بوده است، تا جایى كه اگر یكى از مسلمانان، گوشه دستار خود را روى زمین قرار مى داد تا پیشانى خود بر زمین نگذارد، مورد نهى رسول خدا قرار مى گرفت. 6- پیشوایان معصوم شیعه كه از طرفى _بنابر حدیث ثقلین_ قرین جدایى ناپذیر قرآن و از سوى دیگر اهل بیت پیامبرند، در سخنان خود به این حقیقت، تصریح نموده اند: «السجود على الأرض فریضه و على الخمره سنّه»[15] سجده بر زمین، حكم الهى و سجده بر حصیر، سنّت پیامبر است. و در جای دیگر مى فرماید: جایز نیست سجده نمودن جز بر زمین و آنچه مى رویاند مگر خوردنى ها و پوشیدنى ها.[16] نتیجه از مجموع دلایل یاد شده، به روشنى معلوم گردید كه نه تنها روایات اهل بیت پیامبر، بلكه سنّت رسول خدا و رفتار صحابه و تابعان آن حضرت، بر لزوم سجده كردن بر زمین و آنچه از آن مى روید (مگر خوردنى ها و پوشیدنى ها) گواهى مى دهد. علاوه بر آن، قدر مسلّم آنست كه سجده نمودن بر اشیاى یاد شده جایز است در حالى كه جایز بودن سجده بر سایر چیزها، مورد تردید و اختلاف است، بنابراین، به مقتضای احتیاط _كه راه نجات و رستگارى است_ سزاوار است در هنگام سجده كردن، به همین اشیای یاد شده اكتفا شود. در پایان یادآور مى شویم كه این بحث، یك مسأله فقهى است و اختلاف میان فقهاى اسلامى در این گونه مسائل فرعى ، فراوان به چشم مى خورد، ولى یك چنین اختلاف فقهى نباید موجب نگرانى گردد؛ زیرا این گونه اختلافات فقهى ، در میان چهار مذهب اهل سنّت نیز به وفور دیده مى شود به عنوان مثال، مالكى ها مى گویند: گذاشتن بینى بر سجدگاه، مستحب است درحالى كه حنابله آن را واجب مى دانند و ترك آن را از موجبات باطل شدن سجده مى شمارند.[17] پى نوشت ها: [1] - رعد: 15. [2] - صحیح بخاری، كتاب الصلوة، ص91. [3] - بحار الانوار، ج85، ص147، به نقل از «علل الشرایع». [4] - سنن بیهقی، ج1، ص212، (باب التیمم بالصعید الطیّب)؛ صحیح بخاری، ج1، كتاب الصلاة، ص91، اقتضاء الصراط المستقیم (ابن تیمیّه)، ص332. [5] - كنز العمال، ج7، حلب، ص465، ح19809، كتاب الصلوة، السجود وما یتعلق به. [6] - احكام القرآن، (جصّاص حنفى)، ج3، ص209، طبع بیروت، باب السجود على الوجه. [7] - سنن بیهقی، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة على الخمرة. [8] - سنن بیهقی، ج2، ص421، كتاب الصلوة، باب الصلوة على الحصیر. [9] - الطبقات الكبری، ج6، ص79، ط بیروت، در احوالات مسروق ابن أجدع. [10] - براى آگاهى بیشتر به شواهد دیگر، به كتاب «سیرتنا»، نگارش علامه امینی، مراجعه شود. [11] - سنن بیهقی، ج2، ص105، ط1 (حیدر آباد دكن)، كتاب الصلوة، باب الكشف عن السجدة فى السجود. [12] - ازرقی، اخبار مكه، ج3، ص151. [13] - سنن بیقی، ج2، ص105. [14] - سنن بیقى،ج2، ص105. [15] - وسائل الشیعه، ج3، ص593، كتاب الصلوة، ابواب ما یسجد علیه، حدیث 7. [16] - وسائل الشیعه، ج3، ص591، كتاب الصلوة، ابواب ما یسجد علیه، حدیث 1. [17] - الفقه على المذهب الأربعه، ج1، ص161، طبع مصر، كتاب الصلوة، مبحث السجود پیام در تاریخ 85/4/18 ساعت: 3:07 توسط فرهاد فرهادی ویرایش شد. |



















