userinfo close

  ,

اهل سنت


9941

تاسیس: 31 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: عبدالخالق عارفی - معاونان
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیر ادامه »
بسم الله الرحمن الرحیم كلیه برادران مسلمان چه آنهایی كه قبلا عضو این كلوپ شده اند و چه كسانی كه اخیرا می خواهند عضو این كلوپ شوند حتما قوانین مربوط به این كلوپ و پاسخ به برخی شبهات پیرامون مدیریت این كلوپ را در قسمت مقالات بخوانند.با تشكر عبدالخالق عارفی
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
15
85
91/2/13 (18:01)
13
45
91/3/10 (00:14)
3
18
91/3/9 (23:49)
6
31
91/3/9 (23:41)
19
43
91/3/9 (23:19)
2
6
91/3/9 (15:18)
1
4
91/3/9 (14:34)
1
1
91/3/9 (14:32)
0
3
91/3/9 (07:46)
0
6
91/3/8 (08:30)
30
64
91/3/8 (08:18)
2
4
91/3/8 (08:09)
0
3
91/3/8 (01:25)
1
4
91/3/7 (23:52)
9
45
91/3/7 (22:59)
1
5
91/3/7 (18:46)
4
21
91/3/7 (18:44)
42
99
91/3/7 (13:20)
0
3
91/3/7 (12:01)
0
3
91/3/7 (11:50)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

علی موحد , moehhd
علی موحد - 00:10 1385/02/24

دعوت شیعیان به توحید!

خداوند در سوره نساء آیات 48 و116 میفرماید:

اِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ اَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَی اِثْمًا عَظِیمًا
اِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ اَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِیدًا



>

خداوند درقیامت تنها گناهی که فرموده هرگز نخواهم بخشید گناه

شرک است!...
شرک چیست؟!... که آنرا خداوند میفرماید:

لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ!...شرک ظلم عظیمی است!...وهرگز بخشیده نخواهد شد؟!

شرک به چهار دسته تقسیم میشود1-شرک در ذات خدا.2-شرک در صفات خدا.3-شرک در افعال خدا.4-شرک در عبادت.

شرک در ذات خدا یعنی بیک واجب الوجود اعتقاد نداشتن که البته این اعتقاد چه در گذشته وچه حال بسیار نادر بوده واکثر مردم بیک ذات واجب الوجود اعتقاد دارند.. .شرک در صفات مانند اینکه بگویم غیر خدا در همه جا هست!یا غیر او راموثر در عالم هستی بدانیم!یا اینکه غیر خدارا آگاه وشنوا وبینا در احوال خلق دانستن...وشرک در افعال خدا مانند اینکه غیر خدا را درخلق اشیا بدون اسباب بپنداریم وخرق عادت را بدیگری نسبت دهیم چون فقط اوست که میتواند به آتش دستور سرد شدن دهد ویا زنده شدن مرده ویا زنده کردن پرندگان کشته شده را دهد...واما شرک چهارم شرک در عبادت است که اغلب مردم درزمان پیامبر وهمچنین در حال حاظر مبتلا به آن بوده وهستند

پیام در تاریخ 85/2/23  ساعت: 16:05 توسط علی موحد ویرایش شد.
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد آذرخش , termodinamic
محمد آذرخش - 23:36 1390/11/20
64

با سلام خدمت دوستان وهابی!

چند وقتیست که شبکه ها و سایتهای وهابی نسبت به کتاب توحید نوشته محمد ابن عبدالوهاب مانور میدهند که این کتاب حتی یک کلمه با قرآن تضاد ندارد و در بخش اول کلیپ مشاهده میکنید که کارشناس وهابی ادعا میکند هر کس بتواندحتی سه کلمه در این کتاب که تضاد با قرآن داشته باشد مبلغ شصت میلیون تومان جایزه دریافت میکند ودربخش دوم خواهید دید که دکتر قزوینی در همان صفحه اول کتاب 6 مورد که تضاد صددر صد با قرآن و سنت دارد بیان میکنند.

ابتدا لینک دانلود کلیپ اصلی را میگذاریم و در ادامه مطالبی در مورد توحیدی که جناب عبدالوهاب ابداء نمودند میاوریم و تضاد آن با قرآن کریم و اسلامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آوردند را بیان میکنیم. باشد که با لطف حق تعالی، برای حق جویان نشانه ای بوده باشد.
لازم به ذکر است بخش عمده ای از این مطلب مربوط به مقاله جناب استاد دکتر عصام العماد میباشد.
لینک دانلودمستقیم کلیپ

خواستگاه فتنه ای که دامان اسلام را فراگرفته است، توحید عجیبی است که شیخ محمد عبدالوهاب اختراع و ابداع کرده است. از زمانی که شیخ توحید خود را مطرح کرده تا امروز، «اندیشه وهابیت» نه تنها در برابر شیعیان دوازده امامی که در برابر تمامی مذاهب اسلامی، موضع خصومت آلودی را اتخاذ کرده است. اندیشه وهابیت، از دوران شیخ تا امروز، با تمام مخالفان کتابهای مربوط به توحید شیخ، مبارزه کرده است.برای رسیدن به فهمی بهتر در فتنه آفرینی وهابیّت، برخی کتابهای وهابیّت را از زمان شیخ تا امروز، در رد تمامی مذاهب اسلامی، مطرح می کنیم:

دوستان وهابی فقط زمانی می توانند ضرورت تجدید نظر در توحید شیخ و ضرورت ایجاد گسست از گمراهی های شیخ در موضوع توحید و ضرورت مراجعه به کتاب های عالمان اسلام در تبیین انحرافات شیخ را  درک می کنند که نگاهی به عنوان این کتاب ها داشته باشند. در اینجا به شکل گذرا، کتاب های نگاشته شده در دوران فتنه را معرفی کرده ایم. فتنه ای که برخواسته از نوشته های شیخ محمد عبدالوهاب در موضوع توحید می باشد. در این نوشته ها، به کتاب های مسلمان، گروه ها و شخصیّت های اسلامی طعنه زده شده:

 النبذة الشریفة فی الرّد علی القبوریین نوشته شیخ وهابی «حمد بن ناصر تمیمی»، 1225 هجری قمری

«دحض شبهات علی التوحید» و «الانتصار لحزب الله الموحدین علی المجادل عن المشرکین» و «تأسیس التقدیس فی کشف شبهات ابن جریس» نوشته شیخ وهابی «عبدالله بن عبدالرحمن أبابطین»، 1282 هجری قمری

«کشف ما ألقاه إبلیس علی قلب داود بن جریس» و «المورد العذب الزلال من نقض شبه أهل الضلال» نوشته نوه شیخ محمد عبدالوهاب به نام شیخ «عبدالرحمان بن حسن بن شیخ محمد عبدالوهاب»، 1285 هجری قمری.

«الإتحاف فی الرد علی الصحّاف» و «دلائل الرسوخ فی الرد علی المنفوخ» و «منهاج التأسیس و التقدیس فی کشف شبهات داود بن جریس» و «البراهین الإسلامیة فی ردّ الشبه الفارسیّة» نوشته یکی از نوادگان شیخ محمد عبدالوهاب به نام شیخ «عبداللطیف بن عبدالرحمن بن حسن». 1293 هجری قمری.

13-11. «الرّد علی شبهات المستغیثین بغیر الله» و «تنبیه النبیه و الغبی فی الرّد علی المدارسی و السفدی و الحلبی» نوشته «احمد بن ابراهیم بن عیسی»، 1329 هجری قمری

14. «غایة الأمانی فی الرّد علی النبهانی» نوشته شیخ وهابی «أبی المعالی محمود بن شکری آلوسی». 1342 هجری قمری.

17-15. «الأسئلة الحداد فی الرّد علی علوی الحداد» و «الصواعق المرسلة الشهابیة علی الشبه الداحضة الشامیة» و «الضیاء الشارق فی رد شبهات الماذق المارق» نوشته شیخ وهابی «سلیمان بن سمحان نجدی»، 1349 هجری قمری.

18. «التنکیل بما فی تأنیب الکوثری [1] من الأباطیل» نوشته شیخ وهابی «عبدالرحمان بن یحیی معلمی»، 1386 هجری قمری.

19. «السیف المسلول علی عابد الرسول» نوشته شیخ وهابی «عبدالرحمن بن قاسم نجدی»، 1392 هجری قمری.

20. «الرّد علی ابن محمود» نوشته شیخ وهابی «عبدالله بن محمد بن حمید»، 1402 هجری قمری.

21. «الرّد الزلال فی التنبیه علی أخطاء الظلال فی إثبات شرکیات سید قطب» نوشته شیخ وهابی «عبدالله بن محمد دویش». 1408 هجری قمری.

22. «عقیدة المسلمین فی الرد علی الملحدین و المبتدعین»، نوشته شیخ وهابی «صالح بن إبراهیم بلیهی»، 1410 هجری قمری.

23. «تقویة الیقین فی الرد علی عقائد المشرکین»، نوشته شیخ وهابی «حسن بن علی قنوج» 1253 هجری قمری.

24. «بین کلمة التوحید و الرد علی الکشمیری» نوشته شیخ وهابی «عبدالرحمان بن حسن» 1285 هجری قمری.

25. «صیانة الإنسان فی الرّد علی أحمد زینی دحلان»، نوشته شیخ وهابی «محمّد سهوانی» 1326 هجری قمری.

26. «الرّد علی شبه المستغیثین بغیر الله» نوشته شیخ وهابی «احمد بن ابراهیم بن عیسی» 1329 هجری قمری.

27. «منظومة فی الرّد علی أمین العراقی بن حنش» نوشته شیخ وهابی «ابراهیم بن عبداللطیف».

28. «السراج المنیر» این کتاب در ردّ جماعت تبلیغ اسلامی توسط شیخ وهابی «تقی الدین هلالی» نوشته شده است.

29. «الحرکة الوهابیّة» این کتاب در ردّ عالم سنّی دکتر «محمد بهی مصری» توسط شیخ وهابی «محمد هراس» نگاشته شده است.

30. «الدیوبندیة» در نقد علمای اهل سنّت شبه قاره هند توسط شیخ وهابی «طالب عبدالرحمن» نوشته شده است.

31. «جلاء العینین فی محاکمة الأحمدین» در این کتاب «ابن حجر هیتمی» یکی از بزرگان اهل سنّت به شرک متّهم شده است.  نوشته شیخ وهابی «نعمان آلوسی».

32. «الرّد علی البردة» نوشته شیخ وهابی «عبدالله بن عبدالرحمن (ابوبطین)» 1282 هجری قمری. در این کتاب امام «بویصری» به شرک متّهم شده است.

33. «دحض شبهات علی التوحید من سوء الفهم لثلاثة أحادیث» نوشته شیخ وهابی «عبدالله بن عبدالرحمن (ابوبطین)» 1282 هجری قمری.

34. «الإعلام بنقض کتاب الحلال و الحرام» این کتاب رد بر عالم سنّی معروف شیخ «یوسف قرضاوی» است. نوشته شیخ وهابی صالح الفوزان».

35. «الأستاذ أبوالحسن الندوی الوجه الآخر من کتاباته» در این کتاب مخالفت «ابوالحسن ندوی» با توحید شیخ محمد عبدالوهاب اثبات شده است. نوشته شیخ وهابی «صلاح الدین مقبول احمد».

36. «خلاصة دین الجماعة الإسلامیة» این کتاب برای اثبات اهل بدعت و گمراه بودن عالم سنّی «ابوالاعلی مودودی» توسط شیخ وهابی «نذیر احمد کشمیری» نوشته شده است.

37. «هل المسلم ملزم باتباع مذهب معیّن» این کتاب برای اثبات بدعت گذار و گمراه بودن پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنّت توسط شیخ وهابی «محمد سلطان معصومی» نگاشته شده است.

38. «وقفات مع جماعة التبلیغ» این کتاب تلاش دارد بدعت گذار و گمراه بودن جماعت نامبرده را اثبات کند و توسط شیخ «نزار ابراهیم عجمی» نوشته شده است.

39. «الرد الکافی علی مغالطات الدکتور عبدالواحد وافی» نوشته شیخ وهابی «احسان الاهی ظهیر»

40. «المعیار لعلم الغزالی» نوشته شیخ وهابی «صالح بن عبدالعزیز آل شیخ»

41. «الآیة الکبری علی ضلا النبهانی فی رائته الضغری» نوشته شیخ وهابی «آلوسی»

42. «الأنوار الکاشفة لتناقضات السقاف الزائفة» نوشته شیخ وهابی «علی بن حسن حلبی»

43. «براءة أهل الفقه و أهل الحدیث من أوهام محمد الغزالی» نوشته «مصطفی سلامة»

44. «تهدیم المبانی فی الرد علی النبهانی» نوشته شیخ وهابی «ابن عیسی»

45. «الرد العلمی علی حبیب الأعظمی» نوشته «علی حسن» و«سلیم هلالی»

46. «الرد علی رسالة ابن عفالق» نوشته شیخ وهابی «عثمان بن معمر»

47. «نظرات و تعلیقات علی ما فی کتاب السلفیة للبوطی من الهفوات» نوشته شیخ وهابی «صالح فوزان»

48. «عداء الماتریدیة للعقیدة السلفیّة» - یکی از فرقه های اهل سنّت- نوشته شیخ وهابی «شمس الدین افغانی»

49. «القطبیة هی الفتنة فاعرفوها» این کتاب در اثبات بدعت گذار و گمراه بودن سید قطب، توسط شیخ وهابی «عدنانی» نوشته شده است.

50. «القول البلیغ فی التحذیر من جماعة التبلیغ» این کتاب با هدف هشدار دادن نسبت به جماعت تبیلغ یکی از بزرگترین گروه های تبلیغی اهل سنّت، توسط شیخ وهابی «حمود تویجری» نوشته شده است.

51. «الإیضاح و البیان فی أخطار طارق السویدان» نوشته شیخ وهابی «احمد تویجری»

52. «القول السدید فی الرد علی من أنکر تقسیم التوحید» نوشته شیخ وهابی «عبدالرزاق عباد»

53. «الجماعات الإسلامیة فی ضوء الکتاب و السنة» این کتاب با هدف اثبات بدعت گذار و گمراه بودن جنبش های اسلامی اهل سنّت در جهان اسلام توسط شیخ وهابی «سلیم هلالی» نوشته شده.

54. «مؤلفات سعید حوی» پژوهشی در اثبات گمراهی سعید حوی. نوشته شیخ وهابی«سلیم هلالی»

55. «الإیضاح و التبیین لما وقع فیه الأکثرون من مشابهة المشرکین» نوشته شیخ وهابی «حمود تویجری»

56. «إیضاح المحجّة فی الرد علی صاحب طنجة» در اثبات گمراه بودن رهبر اهل سنّت در سرزمین مغرب «احمد بن محمد غماری» نوشته شده است.

57. «فضائح و نصائح» این کتاب مشتمل است بر تجریح و گمراه معرفی کردن عالمان بزرگ اهل سنّت معاصر. نوشته شیخ وهابی مقبل وادعی.

58. «إسکات الکلب العاوی یوسف القرضاوی» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی».

59. «إقامة البرهان علی ضلال عبدالرحیم طحان» نوشه شیخ وهابی «مقبل وادعی».

60. «العواصم مما کتب سید قطب من القواصم» نوشته شیخ وهابی «ربیع بن هادی مدخلی»

61. «مطاعن سید قطب فی أصحاب رسول الله(ص) » نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی»

62. «أضواء إسلامیة علی عقیدة سید قطب و فکره» هدف این کتاب اثبات این باور است که سید قطب بر اساس عقیده مشرکان از دنیا رفته است. نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی»

63. «التنکیل بما فی لجاج أبی الحسن من الأباطیل» نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی»

64. «منهج أهل السنة و الجماعة فی نقد الرجال و الکتب و الطوائف» در بیان گمراهی عالمان بزرگ و معاصر اهل سنّت و همچنین گمراهی جنبش های اسلامی، توسط شیخ وهابی «ربیع مدخلی» نوشته شده است.

65. «الغادة» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» او درباره عالم سنّی «محمد بن علی مالکی» نوشته: او یکی از سران گمراهی و مبلّغ از مبلغان شرک است.

66. «فضائح و نصائح» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» در این کتاب درباره عالم اهل سنّت «حسن ترابی» نوشته: ترابی که خدا چهره اش را به خاک آلوده کند، به کفر نزدیک تر است.

67. «شریط الضوابط» نوشته شیخ وهابی «عبید جابی» او درباره تفسیر فی ظلال القرآن نوشته: این تفسیر در سایه سار قرآن نیست بلکه در سایه شیطان است.

68. «الحد الفاصل بین الحق و الباطل» نوشته شیخ «ربیع مدخلی» در این کتاب نوشته: سید قطب گمراهی بزرگ است.

69. «التحفة» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» درباره سید جمال الدین و محمد عبده نوشته: هر دو فرماسونر و کافر بودند!!

70. «فضائح و نصائح» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» در این کتاب درباره عالم اهل سنّت «عبدالرحیم طحان» نوشته است: بدعت گذار، ای عبدالرحیم در آتش سوختی، به طحان گوش ندهید او را رها کنید تا خمیر درست کند!

71. «مشاهداتی فی بریطانیا» نوشته شیخ وهابی «یحیی حجودی» او درباره عالم اهل سنّت شیخ مسعری می نویسد: او شخصیت خبیثی است، چون از توحید شیخ محمد عبدالوهاب انتقاد کرده است.

72. «جماعة واحدة لاجماعات» نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی» درباره عالم اهل سنّت شیخ «محمد سعید رمضان بوطی» نوشته: او از دشمنان سنّت[وهابیّت] و دشمنان مکتب توحید است.

73. «المخرج من الفتنة» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» او درباره عالم اهل سنّت «سعید حوی» می نویسد: بدعت گذار است.

74. «الزلزال فیما انتقد علی بعض المناهج الدعویة من العقائد و الأعمال» نوشته شیخ وهابی «احمد بن یحیی نجم» در این کتاب بسیاری از رهبران اندیشه اسلامی اهل سنّت به گمراهی متهم شده اند. شخصیّت هایی مانند: شیخ راشد غنوشی، شیخ فتحی یکن، شیخ صبحی صالح، شیخ محمد ابوزهره، استاد انور جندی، دکتر عبدالکریم زیدان، شیخ حسن ایوب، شیخ مصطفی شکعه، استاد یوسف عظم، خانم زینب غزالی، استاد سمیح عاطف زین، استاد صابر طعیمه و تعداد زیاد دیگری از عالمان.

75. «المخرج من الفتنة» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی». درباره امام «حسن بناء» گفته: بدعت گذاری منحرف بوده... گمراه بوده... یکی از پیشوایان اهل بدعت بوده... حسن بناء از سید قطب گمراه تر بوده است.

76. «منهج أهل السنة و الجماعة فی نقد الرجال و الکتب و الطوائف» نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی» او درباره «ابو الاعلی مودودی» نوشته: مولفات مودودی و انحرافات عقلی، قلبی و رفتاری آن...

77. «فضائح و نصائح» نوشته شیخ وهابی «مقبل وادعی» در این کتاب درباره شیخ «ابوالاعلی مودودی» نوشته است: یکی از پیشوایان اهل بدعت به شمار می آید.

78. «جماعة لاجماعات» نوشته شیخ وهابی «ربیع مدخلی» درباره شیخ «عمر تلمسانی» نوشته: کتاب های او همگی طعن و زشت نمایی اهل سنّت و جماعت[وهابیت] است.

79. «شریط الفرسان الثلاثة» نوشته شیخ وهابی معاصر «عبدالله فارسی» درباره عالم اهل سنّت عبدالرحیم طحان نوشته: طاغوت و مبلغ شرک است. خود را در کفر انداخته است.

80. «الصبح الشارق فی الرد علی ضلالات عبدالمجید الزندانی فی کتابه توحید الخالق» نوشته شیخ وهابی «یحیی حجوری»

81. «شریط الطامات التی أتی بها محمد متولی الشعراوی» نوشته شیخ وهابی «فالح بن نافع حربی»

82. «تحذیر المسلمین من خطر الإخوان المسلمین» نوشته مجموعه ای از شیوخ وهابیّت. در این کتاب ادعا کرده اند، بزرگترین جنبش اهل سنّت در جهان، دشمن توحید شیخ محمد عبدالوهاب است.

83. «المخرج من الفتنة» نویسنده این کتاب درباره قاری قرآن شیخ «عبدالباسط مصری» نوشته: بدعت منکر را انجام می داد و توجهی نمی کرد .

 [1] شیخ محمد زاهد کوثری» یکی از بزرگترین عالمان اهل سنّت در زمان خود بوده است

ادامه دارد...

مهدیار  , mahdyar1389
مهدیار - 17:02 1390/11/14
63

معاویه كسی بود كه چندین سال در منابر دستور میداد به همه كه بر امیرالمومنین علی ع سب و لعن كنند 

این ادم پست و كثیف كه لعنت خدا و پیامبر و ائمه و فرشتگان و جن و انس بر او باد اینقدر گستاخ و دریده بود كه یك ذره شرم و حیا نداشت كه با خلیفه مسلمین علی ع جنگید

شماها كه سنگشو به سینه میزنید

حق با معاویه بود یا امیرالمومنین علی ع؟؟؟؟

بالاخره حق با یكی بوده نمیتونید بگید هر دو حق داشتند كه این حرف چرتی هست

ماری  , setareemroz
ماری - 16:44 1390/11/14
62
نقل قول از : مهدی ایرانی

نقل قول از : علی موحد

ادب از كه آموختی از بی ادبان!

واقعا خجالت هم چیز خوبی است!

این شما ها بودید كه ابتدا شروع به توهین كردید ! بعد از انقلاب این شما وآخوند های شما بودند كه فرهنگ فحاشی را در بین مردم رواج دادند !!
این آخوند های شیعه هستند كه قرنهاست در منابر ومجالس فحش وناسزا وتهمت می زنند وتازه برای این كارهای خود نیز ثواب منظور می كنند!!

برادر مسلمان شما به اندکی مطالعه نیازمندی، معاویه ملعون بود که دشمنی با اهل البیت را قانونی کرد و آتش زنان خانه فاطمه زهرا، آنرا علنی.
السلام علیک ایها النبی و الرحمت الله و برکاته


حرمت خودتونو نگه دارین

شماها شیعه ها فقط توهین بلدین اونم به خاطر اینه که تو ایران کسی جلو دارتون نبوده

حضرت معاویه ملعون نبودن این شماها هستین که ملعون هستین و اینرو همه میدونن

خودتونم میدونین

همه کاراتونم برخلاف قوانین خداو پیغمبریه

از وضو گرفتنتون گرفته تا اون عبادات بزرگتون

واقعا متاسفم برای ادمایی نادانی چون شماها

خدا انشالا به راه راست هدایتتون کنه(آمین)

مهدیار  , mahdyar1389
مهدیار - 13:35 1390/09/2
61
فحش و ناسزا در دین ما نیامده ولی از ائمه به صراحت برای لعن ان دو نفر امده كه حضرت زهرا س ان دو نفر را در نمازهایشان لعن میكردند
لعن الله قاتلیك یا فاطمه الزهرا
مهدی ایرانی , mahdyeb
مهدی ایرانی - 12:21 1390/09/2
60
نقل قول از : علی موحد

ادب از كه آموختی از بی ادبان!

واقعا خجالت هم چیز خوبی است!

این شما ها بودید كه ابتدا شروع به توهین كردید ! بعد از انقلاب این شما وآخوند های شما بودند كه فرهنگ فحاشی را در بین مردم رواج دادند !!
این آخوند های شیعه هستند كه قرنهاست در منابر ومجالس فحش وناسزا وتهمت می زنند وتازه برای این كارهای خود نیز ثواب منظور می كنند!!

برادر مسلمان شما به اندکی مطالعه نیازمندی، معاویه ملعون بود که دشمنی با اهل البیت را قانونی کرد و آتش زنان خانه فاطمه زهرا، آنرا علنی.
السلام علیک ایها النبی و الرحمت الله و برکاته
پیروز ابولولو , pirooz32
پیروز ابولولو - 04:00 1390/03/28
59
نقل قول از : مسلمان مسلمان



کدوم راوی سنی معتقده "وسیله"  آل محمد هستند ؟
سلام دوست عزیز یک کم به خودت زحمت بده توی گوگل بنویس الشعراوی متولی توسل عمر  بعد می بینی که این عالم بزرگ سنی مصر می فرماید توسل به فرزندان انبیا حتی اگر مرده باشند جایز و صحیح هست به این دلیل که در صحیح بخاری حدیث صحیح است که عمر به عباس عموی پیغمبر متوسل شد و دقیقا شرح میده تو فکر کردی هر چی وهابی ها گفتن درست هست ؟ شاید هم فکر کردی علمای اهل سنت فقط در ایران هستند ؟ برو گفته های شیوخ الازهر را در مصر گوش کن که هم سنی هستند و هم با سواد و مثل بعضی ها بی سواد نیستن و بفهم در مورد توسل علمای سنی هم به کل قبول دارند توسل به شخص زنده را در این شکی نیست در مورد توسل به مرده هم بعضی سنی ها جواز دادن و درست دانسته اند از جمله شیخ مصر الشعراوی متولی می تونی سخنانش را در گوگل سرپ کنی و بخونی با تعصب حرف نزن به گفته های علمای سنی هم رجوع کن بعد حرف بزن 
مسلمان مسلمان , moslem1000
مسلمان مسلمان - 22:45 1390/03/18
58
نقل قول از : دختر آسمان

خداوند در قرآن کریم سوره مائده آیه 35 دستور به توسل دادند و حتی راویان سنی هم معتقدند مراد از "وسیله" در این آیه آل محمد (ص) هستند.
اگر واسطه قرار دادن کسی شرک باشه دیگه مرده یا زنده فرق نمیکنه پس اهل سنت هم مشرکند.
تحریم زیارت آرامگاه رسول الله (ص) از عقاید باطل ابن تیمیه بود که حتی علمای سنی خود با وی به مقابله پرداختند.

کدوم راوی سنی معتقده "وسیله"  آل محمد هستند ؟
پیروز ابولولو , pirooz32
پیروز ابولولو - 08:16 1390/03/13
57
سلام دوستان این را راست گفته عمر از مشرکین بود و خدا این گناه او را نخواهد بخشید و تا ابد در جهنم مخلد خواهد بود 
فضل شیعه , shiaman
فضل شیعه - 18:09 1385/03/4
56
بسمه تعالی
فحاشی از سنت وهابی هاست .
چون آنها أهل سنت عمر هستند .
یا حق
دختر آسمان , dokhtare_aseman
دختر آسمان - 06:56 1385/03/4
55
بی ادبی و فحاشی از رسوم شما وهابیهاست موحد ( و استیونسن)
این شمایید که دارید تو این کلوب به دیگران فحش میدید نه ما.
علمای شما هم در تهمت زدن به مسلمانان و کافر نامیدن آنها پیشقدم بودند و شما از آنها هم بدتر!
علی موحد , moehhd
علی موحد - 15:39 1385/03/3
54
ادب از كه آموختی از بی ادبان!

واقعا خجالت هم چیز خوبی است!

این شما ها بودید كه ابتدا شروع به توهین كردید ! بعد از انقلاب این شما وآخوند های شما بودند كه فرهنگ فحاشی را در بین مردم رواج دادند !!
این آخوند های شیعه هستند كه قرنهاست در منابر ومجالس فحش وناسزا وتهمت می زنند وتازه برای این كارهای خود نیز ثواب منظور می كنند!!
دختر آسمان , dokhtare_aseman
دختر آسمان - 06:19 1385/03/3
53
ببین موحد هر چقدر شیعیان مراعاتت رو میکنند و به خاطر موی سفیدت چیزی بهت نمیگند تو هر چقدر دلت میخواد فحش میدی.
آخه پیرمرد از سن و سالت خجالت بکش. بعد از نیم قرن عمر هنوز یاد نگرفتی ادب داشته باشی؟!!!!!!!!!! راستی اون عکسی که کنار اسمته عکس خودته؟! مثلا میخوای بگی خیلی اهل مطالعه و فضل و دانشی؟!!!!!!!!!
راستی من هم چند تا عکس از بچگی هام کنار کتابخونه چندصد جلدیه پدرم دارم.... میخوای چند تا کتاب اخلاق برات بفرستم تا آداب و رفتار اسلامی رو یاد بگیری؟!
فضل شیعه , shiaman
فضل شیعه - 00:36 1385/03/2
52
قابل توجه موحد !!
خطرات تفسیر به راى
تفسیر به راى یكى از خطرناكترین برنامه‏ها در مورد قرآن مجید است كه در روایات اسلامى، یكى از گناهان كبیره شمرده شده،و مایه سقوط از درگاه قرب پروردگار است،در حدیث آمده است كه خداوند مى‏فرماید:«ما آمن بى من فسر برایه كلامى،آن كس كه سخن مرا به میل خود (و بر طبق هواى نفس خویش) تفسیر كند به من ایمان نیاورده است‏». از جمله‏«بخارى‏»در صحیح خود از«جابر بن عبد الله انصارى‏»در باب التیمم (جلد 1، صفحه 91) و همچنین نسائى در صحیح خود نیز از«جابر بن عبد الله‏»در باب التیمم بالصعید ذكر كرده،در مسند احمد از ابن عباس نیز نقل شده است (جلد اول،صفحه 301) و در منابع شیعه نیز از طرق مختلف از پیامبر اكرم (ص) نقل شده است. بدیهى است اگر ایمان صحیحى داشت كلام خدا را آنچنان كه هست مى‏پذیرفت نه آن گونه كه مطابق میل اوست.
در بسیارى از كتب معروف (از جمله صحیح ترمذى و نسایى و ابى داود) این حدیث از پیامبر اكرم (ص) نقل شده است:«من قال فى القرآن برایه او بما لا یعلم فلیتبوء مقعده من النار، كسى كه قرآن را به میل خویش تفسیر كند یا ناآگاهانه چیزى درباره آن بگوید باید آماده شود كه در جایگاه خویش در دوزخ قرار گیرد».
منظور از تفسیر به راى آن است،قرآن را مطابق تمایلات و عقیده شخصى یا گروهى خویش معنى كند،و بر آن تطبیق نماید،بى آن كه قرینه و شاهدى بر آن باشد،چنین كسى در واقع تابع قرآن نیست،بلكه مى‏خواهد قرآن را تابع خویش گرداند،و اگر ایمان كاملى به قرآن داشت هرگز چنین نمى‏كرد. به یقین اگر باب‏«تفسیر به راى‏»در قرآن گشوده شود،قرآن مجید بكلى از اعتبار خواهد افتاد،و هر كس آن را مطابق میل خویش معنى مى‏كند و هر عقیده باطلى را بر قرآن تطبیق مى‏نماید.
بنابراین تفسیر به راى یعنى تفسیر قرآن بر خلاف موازین علم لغت و ادبیات عرب و فهم اهل زبان و تطبیق دادن آن بر پندارها و خیالات باطل و تمایلات شخصى و گروهى،موجب تحریف معنوى قرآن است.
تفسیر به راى شاخه‏هاى متعددى دارد،از جمله برخورد گزینشى به آیات قرآن است،به این معنى كه انسان مثلا در بحث‏«شفاعت‏»و«توحید»و«امامت‏»و غیر آن،تنها به سراغ آیاتى برود كه در مسیر پیشداوریهاى اوست،و آیات دیگرى را كه با افكار او هماهنگ نیست،و مى‏تواند مفسر آیات دیگر باشد،نادیده بگیرد،و یا بى اعتنا از كنار آن به سادگى بگذرد.
كوتاه سخن این كه:همان طور كه جمود بر الفاظ قرآن مجید و عدم توجه به قرائن عقلى و نقلى معتبر،نوعى انحراف است،تفسیر به راى نیز انحراف دیگرى محسوب مى‏شود،و هر دو مایه دور افتادن از تعلیمات والاى قرآن و ارزشهاى آن است-دقت كنید.

بنده قبلا هم گفته بودم ، یکی از عقاید مسلم أهل سنت ، این است که خدا و رسولش و مؤمنین وفات یافته اعمال آنها را میبینند . البته وهابیت مدتی است این عقاید را کمرنگ کرده ولی در کتب تفسیری أهل سنت در مورد تفسیر آیه « اعملوا فسیری الله ...» این موضوع تایید شده و همگی به اجماع معتقدند که پیامبر (ص) و مؤمنین اعمال ما را مشاهده میکنند .
موحد هم هرچی دلت خواست بگو و از خطرات تفسیر به رای هم کوچکترین ترسی نداشته باش ، مثل اینکه شما جلیقه ضد حرارت دارید و یا یک چیز تو این مایه ها !!
یا حق
علی موحد , moehhd
علی موحد - 15:12 1385/03/1
51
در ایات 169 تا 171 سوره آل عمران نکات و مطالبی است که انسان را از اوهام و خرافات می رهاند:
آیه می فرماید: "البته گمان مبر انانکه در راه خدا کشته شده اند مرده اند(اگرچه روح از بدنشان جدا شده و وفات کرده اند) بلکه زنده اند (در واقع به زندگی بهتر و جای بهتری نائل شده اند) و نزد پروردگارشان روزی داده می شود، و به آنچه خدا از فضل خود به ایشان عطا کرده شادند و نسبت به آنان که از پس خودشان به ایشان ملحق نشده اند طلب شادی می کنند که نه ترسی بدارند و نه ایشان را اندوهی باشد و خود نیز به نعمت و فضل الهی شادمانند و همانا خداوند اجر مومنین را ضایع نمی کند"
جمله" احیاء عند ربهم=نزد پروردگارشان زنده اند" دلالت دارد اگرچه طبق آیه " کل من علیها فان" و انک میت و انکم میتون" هم رسول خدا(ص) می میرد و هم دیگران می میرند و از این دنیا می روند ولی مقربان الهی پس از انکه از جهان فانی رفتند ، در نزد خدا،به نعمت هایی که کیفیت آنها را جز خدا نمی داند نائل می شوند،و کفار و فجاز نیز دچار آلام خواهند شد.
باید دید "عند ربهم یرزقون" کجاست؟
آنان عند ربهم هستند و نه عند الخلق و نه عند القبر!
حال عند الرب کجاست؟
در آیه ای است که میفرماید: "لهم دارالسلام عندربهم و هو ولیهم" چنانکه می فرماید: "والله یدعوا الی دارالسلام" پس نزد پروردگار غیز از نزد مخلوق و نزد قبر و یا دنیاست،چنانکه فرموده است: "ما عندکم ینفذ و ما عند الله باق"
بنابراین همان رزقی که خداوند وعده کرده است و فرموده است "عند ربهم یرزقون" همان رزق عالم باقیست نه رزق دنیای فانی،چنانکه فرموده است: "ان هذا لرزقنا ماله من نفاد"
علاوه بر اینها جمله: "یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم" دلالت دارد بر اینکه شهداء به عالمی می روند که خلف ایشان و بازماندگانشان از ایشان دورند و به ایشان ملحق نشده اند.
علی موحد , moehhd
علی موحد - 15:05 1385/03/1
50
برخی از كسانیكه معتقد به توسل هستند به اولاد یعقوب استناد می كنند كه نزد یعقوب رفتند و گفتند: ”پدر برای ما طلب آمرزش كن“ و می گویند پس اشكال ندارد ما نزد مردگان برویم و بگوئیم برای ما طلب آمرزش كنند. در جواب باید گفت كه آنگاه كه اولاد یعقوب نزد او رفتند و به او گفتند برای ما طلب آمرزش كن در آنوقت یعقوب زنده بود و آنها می دید و صدای آنها را می شنید ولیكن در زمان ما انبیاء زنده نیستند و مرده هستند و ارواحشان در بهشت برزخی است و از دنیای ما غافل هستند. خداوند در آیه 30 سوره زمر خطاب به رسول اكرم(ص) می گوید: ”تو می میری و آنها نیز خواهند مرد“ پیامبران قبل از محمد(ص) همگی مرده بودند و محمد(ص) نیز طبق این آیه و برخی آیات دیگر اكنون مرده است و از ما خبری ندارد و صدا زدن آنها الهه گرفتن و شرك میباشد

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.