نام کلوب :یا زینب کبرا(س)
نام انگلیسی : 85_ya_zenabe_kobra
تاسیس : 10 تیر 1384
221 عضو ، 80 بحث ، 7 آلبوم ، 4 مقاله

یا زینب کبرا(س)

تبلیغات

__
عنوان بحث
شهادت سه سالۀ امام حسین علیهما السلام
23 بهمن 86 - 23:36

 

بســــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم

 

پنجم ماه صفر، شهادت نازدانۀ اباعبدالله حضرت رقیه علیهما السلام را به پیشگاه منتقم آل محمد علیهم السلام و به شما دوستان ولایتی تسلیت می گویم.

 

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
3
23 بهمن 1386 ساعت 23:37

صلوات الله علیکِ یا رقیة.. یا وجیهة عند الله إشفعی لنا عند الله..

 

بار الها! ما، فرزندان ما و ذریۀ ما را از پیروان این خاندان قرار بده. 

بار الها! بغض و نفرت از دشمنان اهل بیت را آن به آن در دل ما بیفزا.

آمین رب العالمین.

 

2
23 بهمن 1386 ساعت 23:37

در کتاب اسرارالشهادۀ مرحوم دربندی چنین آمده است: هنگامی که این نازدانه روپوش را از روی سر مبارک برداشت، مدتی خیره خیره به آن جمال نورانی نگاهش را دوخت و سپس اینچنین با پدر سخن آغاز نمود:  یا أبتاه! من الذی قطع وریدیک؟! ای پدر! چه کسی رگهای گلویت را برید؟!

ای پدر! چه کسی روی تو را با خونت رنگین کرد؟!

ای پدر! چه کسی مرا دراین خردسالی و کمی سن یتیم نمود؟!

ای پدر! بعد از تو، آه و فریاد از غربت و تنهایی!!ای پدر! بر ما سخت و گران است که تو را بخوانیم و جواب ما را ندهی!

ای پدر! بنگر به عمۀ کتک خورده ام، هرگاه دشمن می خواست ما را بزند، عمه ام سپر بلا می شد!!

ای پدر! چه کسی این زنان بی پناه و غمگین را سرپرستی کند ؟!

ای پدر! کاش در دل خاک جای می گرفتم و نمی دیدم محاسنت را به خون سرت آغشته کرده اند.. وای و آه از بی پدری، آه ازفراقٍ نورچشمان.. و آه از جدایی از پدرم حسین....

 

سپس لب های کوچک و خشکیده اش را بر لبهای خونین پدر گذاشت و به شدت می گریست..

پس از لحظاتی خرابه نشینان که همراه سه سالۀ اباعبدالله گریه می کردند و ضجه می زدند، متوجه سکوت و آرامش نازدانه شدند.. ام المصایب حضرت زینب سلام الله علیها خبر شهادت رقیه خاتون را به بانوان و کودکان داد!! 

                                              

خرابه مانند عصر عاشورا سراسر آه و ناله شد و عزایی از نو بپا گشت. شامیان که قبل از این حادثه، با پیامهای تکان دهندۀ امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام کمی از خواب غفلت بیدار شده بودند، شهادت رقیۀ سه ساله بر عواطف آن ها اثر بزرگی گذاشت. زبان اعتراض به یزید پلید گشودند و برای وحشی گری هایش پاسخ می خواستند.

 

 

یزید از ترس شورش مردم  تصمیم  گرفت اهل بیت علیهم السلام را از شام  خارج کند، لذا ترتیب برگشت آنان را داد و پس از چند روز آن بزرگواران شام را وداع گفته ازطریق کربلا روانۀ مدینه شدند.

 

آری اهل بیت از این شهر بیرون رفتند اما شهیدی سه ساله از خود بجای گذاشتند، تا هم حجتی باشد برای خفتگان و هم ملجأ و پناهی برای دردمندان و هم......

 

1
23 بهمن 1386 ساعت 23:37

نازدانۀ سه ساله ای که با دست های کوچکش گره های بزرگی را باز می کند. حرم و بارگاه ملکوتی اش روحانیتی دارد که دوست و بیگانه را مجذوب خود می نماید.

علت شهادت حضرت رقیه تنها این بود که دلتنگ پدر شده بود!!! آخر او به پدر خیلی علاقه داشت. جای او همیشه در آغوش پدر بود و حالا بیست و پنج شب است که از پدر دور شده..

قلب کوچک او بیش ازاین طاقت دوری ندارد.. آن شب پدربه خواب او آمده بود تا او را آرام نماید، اما نه آرامشی زود گذر!! با پدر گرم صحبت بود، دردهای دلش را برای او می گفت...

ناگهان ازخواب بیدارشد و خود را در خرابه دید و از پدر خبری نبود. اوگریه می کرد و ناله می زد و پدر را از عمۀ غمدیده می خواست. عمۀ غم پرور او را در آغوش گرفت و سعی تمام در آرام کردن او داشت. دیگر زنان و کودکان نیز از خواب بیدار شده و همراه دخترک امام حسین صدا به گریه و ناله بلند کردند، و خرابه یک پارچه ضجه و ناله شد!!

یزید پلید لعنة الله علیه برای اینکه این دل سوختگان را بیشتر بسوزاند و آزار دهد دستور داد سر مبارک اباعبدالله را برای نازدانه ببرند!!!

 

 

__