| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
31
|
55
|
87/4/16 (07:37)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/4/6 (22:52)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
87/3/28 (19:45)
|
|
||
|
|
7
|
8
|
87/3/21 (15:24)
|
|
||
|
|
4
|
5
|
87/2/13 (16:42)
|
|
||
|
|
5
|
7
|
87/1/28 (18:07)
|
|
||
|
|
6
|
7
|
87/1/23 (02:16)
|
|
||
|
|
6
|
8
|
87/1/7 (02:34)
|
|
||
|
|
5
|
8
|
86/12/26 (23:46)
|
|
||
|
|
5
|
6
|
86/12/26 (13:41)
|
|
عنوان بحثپاک نشدن نام رسول خدا از تورات!! 7 فروردین 87 - 02:31 | |
بســــــــــــــــــــــــم الله الرحمن الرحیم
میلاد رسول خدا، باب فاطمۀ زهرا، ابن عم علیّ مرتضی، جد ائمۀ هدی حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را و همچنین میلاد هشتمین نور از انوار طیبه حضرت صادق علیه السلام را به منتقم آل محمد علیهم السلام و همۀ شیعیان تبریک و تهنیت عرض می کنم
| |
پاسخ ها6 7 فروردین 1387 ساعت 02:34 | |
السّلام علیک یا مبشّر، السّلام علیک یا نذیر، السّلام علیک یا منذر، السّلام علیک یا نور الله الذی یستضاء به، السّلام علیک و علی اهل بیتک الطیبین الطاهرین الهادین المهدیین، السّلام علیک و علی جدّک عبد المطّلب، و علی ابیک عبد الله، و علی امّک آمنة بنت وهب
|
5 7 فروردین 1387 ساعت 02:32 | |
پاک نشدن نام رسول خدا از تورات!!
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: " جاء نفر من الیهود الی رسول الله صلی الله علیه و آله فسأله أعلمهم عن أشیاء فأجابه صلی الله علیه و آله فأسلم و خرج رقاً أبیض فیه جمیع ما قال النبی صلی الله علیه و آله... " عده ای از یهودیان نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده و عالم ترین آنان از حضرت پرسش هائی کرد و حضرت رسول جواب تمام آن ها را به او دادند، پس از آن یهودی اسلام آورد و پوست نازکی را درآورد که بر آن تمام چیز هائی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود نوشته شده بود.
آنگاه او به رسول خدا گفت: ای رسول خدا! سوگند به پرودگار من آن ها را نسخه برداری نکردم مگر از الواحی که خدای عز وجل به موسی علیه السلام وحی کرده بود، و همانا در تورات فضل و برتری تو را چنان دیدم که به تورات شک کردم!! ای رسول خدا! چهل سال است که سعی می کنم نام تو را از تورات محو کنم، و هرگاه آن را محو می کنم باز میبینم که نام تو در آن نوشته شده است!!
ای رسول خدا! در تورات خوانده ام که این مسائل را غیر از تو نمی تواند جواب گوید، و خوانده ام زمانی که این سؤال ها بر تو عرضه می شود و تو جواب آن را میفرمائی جبرئیل در سمت راست تو و میکائیل در سمت چپ تو می باشند و وصی تو نیز در مقابل تو نشسته است. حضرت فرمودند: راست می گوئی، این جبرئیل است که اکنون در سمت راست من نشسته و میکائیل در سمت چپ من، و این وصی من علی بن ابی طالب است که در پیش روی من نشسته است.
|
4 7 فروردین 1387 ساعت 02:32 | |
علامت های میلاد نور
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: ابلیس لعنة الله علیه به آسمان ها بالا میرفت، هنگامی که حضرت عیسی متولد شد از سه آسمان محروم شد، و تا چهار آسمان را بالا می رفت، هنگامی که رسول خدا متولد شد از همۀ هفت آسمان محروم شد،... و تمام بت های عالم در روز ولادت رسول خدا با صورت بر زمین افتادند ... و آتش آتشکدۀ فارس خاموش شد و حال آنکه قبل از آن به هزار سال هرگز خاموش نشده بود!!... و تخت و بارگاه تمام پادشاهان وازگون شد، و در آن روز تمام پادشاهان از تکلم بازماندند!! و علم ساحران و کاهنان باطل شد.
مرحوم علامۀ مجلسی از کناب مناقب نقل می کند که حضرت آمنه بنت وهب فرمود: " لما قربت ولادة النبی صلی الله علیه و آله رأیت جناح طائر أبیض قد مسح فؤادی ..." هنگامی که میلاد رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شد پرندۀ سفیدی با بال های خود بر قلب من کشید، در این هنگام ترس و وحشت از من بیرون شد، در آن هنگام احساس تشنگی می کردم به من آبی داده شد، آن را نوشیدم و تشنگی من برطرف گشت، پس از آن نوری از من ساطع شد، و زنان بلند قامتی را دیدم که با من سخن می گفتند اما کلام آنان شبیه به آدمیان نبود...
پارچۀ ابریشمی سفید رنگی را دیدم که بین آسمان و زمین پهن شد، و صدائی شنیدم که می گفت: بهترین و عزیز ترین مردم را بگیرید، و مردانی را دیدم در هوا ایستاده اند و با آنان ابریق های آب هست، و علمی که از یاقوت بود و پارچۀ آن سندس بود، دیدم که آن را بین آسمان و زمین آوردند و بر پشت بام کعبه برافراشتند، و رسول خدا صلی الله علیه و آله متولد شد، دستی بر زمین گذاشت و انگشت دست دیگر را به آسمان به تهلیل و تکبیر بلند کرد، و ابری از آسمان به زمین آمد تا آنکه او را فرا گرفت و صدائی شنیدم که گفت: محمد را در تمام عالم از شرق و غرب آن طواف دهید و او را به تمام عالم معرفی کنید تا با صفات و صورت او را بشناسند...
مفضل از قول حضرت صادق علیه السلام می گوید: " لما ولد رسول الله صلی الله علیه و آله فتح لآمنة بیاض فارس و قصور شام ..." هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله به دنیا آمد برای آمنه علیها السلام نوری ساطع شد که در آن قصر های فارس و قصر های شام را نظاره کرد، فاطمه بنت اسد خندان نزد ابو طالب آمد و به او بشارت ولادت حضرت را داد، و آنچه را که آمنه گفته بود برای ابو طالب بیان کرد، ابو طالب به او فرمود: آیا از این امر تعجب میکنی؟ همانا تو وزیر او را برایش خواهی آورد!!
واقدی [تاریخ نویس مورد اعتماد] می گوید: ... پس از میلاد حضرت رسول صلی الله علیه و آله ابلیس خاک بر سر خود ریخت و اولاد خود را جمع کرد و به آنان گفت: ای فرزندان من! از وقتی که خلق شدم تا کنون چنین مصیبتی به من نرسیده!! به او گفتند: آن چه مصیبتی است؟ گفت: بدانید که در این شب مولودی به دنیا آمده که محمد نام دارد، به وسیلۀ او عبادت صنم ها و بت ها از میان برداشته می شود و دیگر بر بت ها سجده نمی شود و او مردم را به عبادت و بندگی خدای یکتا دعوت می کند...
واقدی می گوید: حوریان بهشتی محمد صلی الله علیه و آله را گرفته و در پارچه ای پیچیده و به آمنه دادند، و به سوی بهشت بازگشته و ملائکۀ آسمان ها را به میلاد پیامبر بشارت می دادند، در این هنگام چبرئیل و میکائیل به صورت آدمی نازل شدند و با آن دو طشت و ابریق بهشتی بود، جبرئیل رسول خدا را گرفته و می شست و میکائیل بر او آب می ریخت، و آمنه در گوشه ای از اتاق به آن دو نگاه می کرد، جبرئیل به آمنه گفت: ای آمنه ما او را از نجاست نمی شوئیم که او طاهر است و هرگز نجس نیست...
آمنه می گوید پس از آنکه او را شستشو دادند همهمه ای از پشت درب منزل شنیدم چبرئیل مرا گفت که اینان ملائکۀ آسمان های هفتگانه هستند، آمده اند تا بر رسول خدا صلی الله علیه و آله سلام کنند، آمنه می گوید: اطاق من وسعت پیدا کرد تا همۀ آنان در آن اتاق گروه گروه وارد شدند و بر او سلام می کردند و می گفتند: سلام بر تو ای محمد، سلام بر تو ای محمود، سلام بر تو ای احمد، سلام بر تو ای حامد...
|
3 7 فروردین 1387 ساعت 02:32 | |
نام رسول خدا در کتب آسمانی
روزی عمر که در دل به رسالت رسول خدا شک و تردید داشت از عبد الله بن سلام پرسید: آیا محمد را در کتاب های خود می شناسید و نام او در آن کتاب ها آمده است؟ عبد الله به او گفت: آری به پروردگار سوگند او را چنان می شناسیم که اگر در میان شما او را ببینیم با تمام صفاتی که خدای تعالی برای او بیان کرده می شناسیم، آنچنانکه هر یک از ما اگر فرزند خود را در میان پسرانی ببیند می شناسد، و سوگند به آنکه ابن سلام به او قسم یاد می کند معرفت و شناخت من به محمد بیش از آن است که فرزندم را بشناسم!!
|
2 7 فروردین 1387 ساعت 02:31 | |
صفات رسول خدا از زبان دشمنان
شیخ صدوق در کتاب امالی از قول لیث بن سعد می گوید: " قلت لکعب و هو عند معاویة: کیف تجدون صفة مولد النبی صلی الله علیه و آله؟ و هل تجدون لعترته فضلاً؟ فالتفت کعب إلی معاویة لینظر کیف هواه، فأجری الله عز و جل علی لسانه فقال: هات یا أبا اسحاق ــ رحمک الله ــ ما عندک،... " در مجلس معاویه به کعب یهودی [کعب الاحبار یهودی بود، در ایام غصب خلافت عمر به مدینه آمده و اسلام را ظاهراً پذیرفت و سپس به شام رفت و مستشار معاویه شد!! کنیۀ او ابو اسحاق می باشد] گفتم آیا در کتاب های آسمانی صفات رسول خدا صلی الله علیه و آله چگونه آمده است؟ و آیا از فضل و برتری اهل بیت او هم چیزی هست؟ کعب به معاویه نگاه کرد تا ببیند در چه حالیست؟ در این هنگام پروردگار بر زبان معاویه جاری کرد به او اجازه دهد تا آنچه که میداند بگوید.
کعب گفت: من هفتاد و دو کتاب از کتاب های آسمانی را خوانده ام، و کتاب های دانیال را نیز خوانده ام، و در تمام آن ها از میلاد رسول خدا و از عترت و اهل بیت او نوشته شده بود!! و نام او در کتب آسمانی معروف و نمایان است...
کعب ادامه می دهد: در کتاب ها نوشته شده است آن هنگام که آمنه به محمد حامله شد، در آسمان ها ندا داده شد و در زمین ها و حتی در دریاها بشارت داده شد، و تمام حیوانات و پرنده ها به این امر آگاه شدند!! و در شب میلاد رسول خدا در بهشت هفتاد هزار قصر از یاقوت قرمز، و هفتاد هزار قصر از مروارید بنا شد و گفته شد که این قصر ها قصر های میلاد هستند، و بهشت زینت شد، و به او (بهشت) گفته شد خوش باش که پیامبر دوستانت آفریده شد، و در آن روز بود که از شادی بهشت خنده کرد و تا روز قیامت خندان خواهد بود!!...
و در آن هنگام تمام کوه ها به یکدیگر بشارت دادند و تهلیل می گفتند و بخاطر رسول خدا برای کوه ابی قبیس [در مکه] خضوع کردند، و تا چهل روز تمام درخت ها با شاخ و برگ و میوۀ خود خدا را به شکرانۀ خلقت پیامبر تقدیس کردند، و حوض کوثر از سرور به اضطراب درآمد و با قطرات آبی که از حوض بیرون ریخته شد هفتصد قصر از درّ و یاقوت ساخته شد و همۀ این قصر ها نثار میلاد محمد صلی الله علیه و آله بود، و ابلیس برای چهل روز به بند کشیده شد، و تمام بت ها فرو ریختند و فریاد برآوردند و صدائی از کعبه شنیده شد که می گفت: ای آل قریش! همانا بشارت دهنده آمد، همانا انذار دهنده آمد، عزت همیشگی و ابدی و نفع و سود بزرگ با او می باشد، و او خاتم پیامبران است.
کعب ادامه می دهد: و در کتاب های آسمانی می بینیم که عترت و اهل بیت او بعد از او بهترین مردم هستند، و مردم پیوسته در امان از عذاب الهی هستند تا زمانی که یکی از عترت او در دنیا باشد، در این هنگام معاویه از کعب پرسید: ای ابا اسحاق! عترت او کیانند؟ کعب گفت: فرزندان فاطمه عترت او هستند، در این هنگام معاویه از شدت غضب چهره در هم کشید و لبان خود را به دندان میگزید، و شروع کرد با ریش خود بازی کند [تا شاید بتواند خشم خود را نشان ندهد]، کعب گفت: و ما صفات دو فرزند شهید او (رسول خدا) را نیز در کتب آسمانی می یابیم که فرزندان فاطمه می باشند، و بدترین خلق خدا آن دو را به قتل می رساند، معاویه پرسید: چه کسی قاتل آن دو می باشد؟ کعب گفت: مردی از قریش، معاویه از جا برخاست و گفت: بر خیزید، و ما نیز برخاسته و مجلس را ترک کردیم!!
|
1 7 فروردین 1387 ساعت 02:31 | |
خلقت رسول خدا و امیر المؤمنین
اباذر رضوان الله تعالی علیه می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: " خلقت أنا و علی بن ابی طالب من نور واحد، نسبّح الله یمنة العرش قبل أن خلق آدم بألفی عام،... " من و علی بن ابی طالب دو هزار سال قبل از خلقت آدم از یک نور خلق شدیم، و پروردگار را در یمین عرش تسبیح و تنزیه میکردیم، پس از آنکه پروردگار آدم را خلق فرمود آن نور را در صلب آدم علیه السلام قرار داد، و او در بهشت سکنی گرفت و حال آنکه ما در صلب او بودیم... و پیوسته خدای عز و جل ما را از صلب های پاک و خدا پرست به رحم های پاک و خدا پرست منتقل فرمود تا آنکه به صلب عبد المطلب منتقل شدیم، سپس به دو نیم قسمت شدیم، و خدای عز و جل مرا در صلب عبد الله قرار داد و علی را در صلب ابو طالب، و نبوت و برکت را در من قرار داد، و در علی فصاحت و دلیری را، و دو اسم از اسماء خود برای ما دو نفر منشق نمود، او صاحب عرش محمود است و من محمد، و پروردگار اعلی می باشد و این علی است.
حضرت باقر علیه السلام به جابر جعفی فرمودند: " یا جابر! کان الله و لا شیء غیره، لا معلوم و لا مجهول، فأول ما ابتدأ خلقه أن خلق محمداً صلی الله علیه و آله، و خلقنا أهل البیت معه من نور عظمته، ... " ای جابر! پروردگار بود و غیر او چیزی نبود، نه آشکار و نه نهان، پس اولین چیزی که خلقتش را آغاز نمود محمد صلی الله علیه و آله بود، و ما اهل بیت را با او از نور عظمت خود خلق فرمود، و ما را در پیشگاه خود سایۀ سبز رنگی قرار داد، در آن زمانی که نه آسمانی بود و نه زمینی و نه مکانی، و نه شب و روزی، و نه خورشید و ماهی، هیچ چیز وجود نداشت.
|








