| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
5
|
133
|
91/3/8 (13:28)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
91/3/8 (13:20)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
91/2/15 (01:23)
|
|
||
|
|
2
|
353
|
91/2/8 (00:53)
|
|
||
|
|
12
|
917
|
91/1/10 (15:36)
|
|
||
|
|
1
|
141
|
91/1/10 (15:27)
|
|
||
|
|
0
|
81
|
91/1/6 (02:49)
|
|
||
|
|
0
|
25
|
90/12/29 (03:07)
|
|
||
|
|
0
|
77
|
90/12/16 (02:22)
|
|
||
|
|
0
|
37
|
90/12/15 (01:11)
|
|
||
|
|
0
|
126
|
90/12/13 (02:12)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
90/11/26 (06:37)
|
|
||
|
|
8
|
645
|
90/11/22 (14:47)
|
|
||
|
|
1
|
637
|
90/11/22 (14:34)
|
|
||
|
|
0
|
40
|
90/11/18 (09:40)
|
|
||
|
|
0
|
47
|
90/10/29 (10:02)
|
|
||
|
|
39
|
1660
|
90/9/24 (20:01)
|
|
||
|
|
24
|
1272
|
90/9/24 (11:57)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
90/9/4 (10:59)
|
|
||
|
|
0
|
41
|
90/6/20 (19:21)
|
|
من در بعضی از ادیان و طریقت و فرقه ها جستجو كردم كه برخیشون اعتقاد به تناسخ دارن.
مثلا" بودا معتقد بود كه باید هر روحی 84 میلیون بار تناسخ ژیدا كنه تا بتونه به خداشناسی یا آگاهی الهی برسه.
نظرتون در موردش چیه ، اصلا" بهش اعتقاد دارین یا نه؟
سلام دوست گرامی جناب مرتضی.
یکی از مقولات تناسخ همان مسخ است که شما نیز بدان اشاره ای کوچک کردین که دست قطع شود و ....
اما همونطور که خودتون باز فرمودین منظور این بدن جسمانی نیست که تناسخ میشود بلکه منظور همان روح است و شما هم میدانید و هر کسی دیگر چه از دیدگاه دینی و غیر دینی میداند که روح جنسیت ندارد چون آن از خداست و خدا هم نه مذکر و نه مونث است.
اما از دیدگاه دینی در قرآن نیز بنده دیده ام که از تناسخ به صورت اشاره و از مسخ به صورت مستقیم بحص به میان آمده که هر دو در سوره بقره هستش که در زیر قرار میدم :
اولین اشاره قرآن به زندگی دوباره در سوره بقره آیه 28 آمده ، که می فرماید:
کیف تکفرون بالله و کنتم امواتا فاحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون(28)
یعنی:
چگونه کافر می شوید به خدا ، و حال آنکه مرده بودید و خدا شمارا زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت به سوی او باز گردانده می شوید؟!
دومین اشاره هم در:
سوره بقره آیه 65 و 66 اشاره به مسخ دارد ، که می فرماید:
و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قرده خسئین(65) فجعلنها نکلا لما بین یدیها و ما خلفها و موعظه للمتقین(66)
یعنی:
محققا دانسته اید آن گروه را که در روز شنبه عصیان و تعدی کردند ( مسخ کردیم و ) گفتیم بوزینه شوید ( رانده از درگاه قرب و مقام انسانیت ) (65) و این عقوبت مسخ را عذاب آنها و عبرت اخلاف آنها گردانیدیم و پند برای پرهیزگاران(66)
خوب این هم از لحاظ دینی.
سلام دارشان گرامی.
من نوشتم كه به تناسخ اعتقادی ندارم. و اینكه بعد ها رو مطرح كردم نه در جهت معنای لغوی بود بلكه به این معتقدم كه (همانطور كه شما گفتید) رشد آگاهی تنها تبدیلات فرد هست. كسی نمی دونه بعد از مرگ و ورود به بعدهای دیگر آیا تناسخی در جسم رخ می دهد یا نه. آیات قرآن بصورت ضمنی این را برای عالم برزخ قبول می كند. كه اعمال هر كس ظاهر او می شود. اما درك این معنی به این سادگی ها نیست. برای معاد ما در قرآن فعلهای گذشته داریم. عده ای قائل بر این هستند كه چون امری حتمی است این فعلها گذشته است. و عده ای بر این قائلند كه چون ما در زمان درگیریم این چنین است. منظورم از مطرح كردن آن این است كه در روز قیامت ظاهرا هر كسی به ظاهر خود و از جمع شدن ذرات وجودیش دوباره احیا می شود. سوال اینجاست كه آیا این جسم كه از بین رفت و به خاك و گل و .. تبدیل شد تناسخ رخ داده ؟ جواب : اگر دست شما را قطع كنند و روی دست قطع شده گچ بریزند. خاكش كنند و بعد به گیاهی تبدیل شود آیا شما در وجود گیاه هستید ؟ كدامیك از كسانی كه عضوی از دست داده اند تا كنون چنین احساسی داشته اند. خیر ! اگر تناسخی باشد همانگونه كه گفتید در حلول روح در جسمی دیگر است. كه این در دنیا نمی شود. این سوالات كه اینها چه می شوند از روی شناخت ناكافی است. هیتلر و ... آیا تبدیل به موجودی پست می شوند ؟ كدام موجود را خداوند پست خطاب می كند ؟ یا خودمان كدام را پست می دانیم ؟ هیچكدام. هر كدام خلقتی دارد و در زندگی خود شاد. نوزاد مرده چه ؟ او روح دارد. روحش چه می شود ؟ آیا بناست كه در كسی دیگر دوباره برگردد؟ به گمان بنده خیر. لایكلف النفس الا وسعها فقط این نیست كه هر كسی به میزان تواناییش تكلیف دارد. بلكه خدای كریم بنا به رحمانیتش روحی را در ذره ای در عالم ذر ( تك بعدی) دمیده ولی كمال او را در نچشیدن دنیا گذاشته است. بهر حال خدا كارها را باسباب انجام می دهد و این حكمتها نیز جزئی از اسباب اوست. افراد عقب مانده و دیگران شبیه آن ابتلائات هستند. در آیه ای از قرآن مطلب بسیار پیچیده و عجیبی داریم : كه خداوند می فرماید من برای بندگانی جوابی نگذاشته ام (تلویحا شرمنده ام) كه حكمت این را اقتضا می كرد اما در جای خودش به آنها كرامات خواهد شد. (متن دقیق آیه خاطرم نیست)
( این توضیحات من از نگاه دینی بود، نگاه غیر دینی را هم اگر خواستید توضیح می دهم)
سلام.
مرتضی عزیز اینی كه شما می فرمایین كه از تك بعد میشه به بعد چهارم پا گذاشت در مقوله تناسخ نیست بلكه در رشد اگاهی فردی هستش ، كه برای بعضی ها مادر زاد وجود داره و برای یعضی ها هم باید كسبش كنن یعنی براشون اكتسابی هست كه این مورد رو همه می تونن اتجام بدن و واسه هیچكی فرق نمیكنه.
تناسخ یعنی حلول روح در سجمی دیگر البته پس از مرگ كالبد فیزیكی.
كسانی كه به تناسخ اعتقاد دارن سوالهایی می پرسن كه آدم رو به تفكر وا میداره ، میگن كه :
تكلیف فردی كه در نوزادی و به قولی در همان معصومیت میمیرد و یا اینكه در رحم مادرش سقط می شود چیست؟
تكلیف افراد خون خوار و دیكتاتوری به مانند صدام حسین و یا هیلتر چیست ؟
افراد عقب مانده تكلیفشان چیست؟
مگر نه ایكه خدا خود فرموده افراد با آگاهی كامل و خلوص روح و تجربه كامل به سویم باز می گردند ، پس نوزاد تجربه نداشته ، فرد عقب مانده آگاهی نداشته و افراد دیكتاتور نیز روحشان خالص نیست.
راستش من خودم هربار این سوالات رو ازم می پرسن با اینكه در ظاهر تعصباتی دارم و مخالفت كینم اما واقعا" سوالاتی هستن برام كه من رو در دام میندازن ، دامی كه بعد" در تنهایی خودم هرچه بیشتر توش فرو میرم.
نظر شما در مورد تناسخ یعنی زندگی دوباره و این سوالات چیه؟
طبق اطلاعاتی كه من دارم، نمی تونم تناسخ رو به معنی دنیوی اون قبول داشته باشم. حالت دیگری از تناسخ وجود داره كه همه باید اونو تجربه كنیم. انسان تك بعدی به لطف خدای رحمن به 2 بعدی(درك طول و عرض) در رحم مادر نائل می شه و بعد به دنیایی كه ابتدا سه بعدی حسش می كنه و با بوجود آمدن شعور دركی از بعد 4 ام پیدا می كنه . در واقع قالبی كه طراحی شده تناسخ پیدا می كنه . بعضی ها با استفاده از رموزی كه در جان این طبیعت نهفته است در مدت زندگی به بعدهای دیگری هم شناخت پیدا می كنند و بعضی از بعد زمان و مكانشون هم غافل هستند. و بعد یك تغییر بعد! مرگ ! كه ممكنه وجوه ما رو زیاد كنه. بدون شك این سفرهای ما بسیار طولانی خواهد بود. چون به هر كسی اختیار داده شده تا به مرز خدا برسه. هر كدوم از ما بهره ای از بعدهایی كه در اختیارمون قرار می گیره می بریم. بعضی ها سابقون السابقون هستندو بعد ها رو اسیر تصمیم هاشون می كنند. در نتیجه تبدیل بعد خودشون رو به بهترین وجه ممكن هدایت می كنند. بنابراین تناسخ اولا رو به تعالی است و در جهت كم شدن نیست.مثلا انسان به برگ تبدیل نمی شه، فقط ممكنه غافل از این همه تبدیلات بعدی كه پیرامونش هست باشه كه خودش باعث افول خودش می شه و ممكنه در این تبدیلات برگی از یك انسان بهره بیشتری رو ببره. دوما تناسخ در جان طبیعت بی كرانی است كه برای ما آفریده شده. 