__
عنوان بحث
قشنگترین 2بیتیهایی که تا به حال شنیدین؟
1 اردیبهشت 84 - 20:59
سیه چشمی به کار عشق استاد...
به من درس محبت یاد می داد...
مرا از یاد برد آخرولی من...
به جزاوعالمی را بردم از یاد...

پیام در تاریخ 84/2/1  ساعت: 12:04 توسط مالك ملكى ویرایش شد.
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
338
4 مهر 1387 ساعت 12:28

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی

مشتاقی ومهجوری دور از تو چنانم کرد

کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

337
3 مهر 1387 ساعت 10:59

احوال دل آن زلف دوتا داند و من

راز دل غنچه را صبا داند و من

بی من تو چگونه ای ندانم اما

من بی تو در آتشم خدا داند و من

336
3 مهر 1387 ساعت 10:52

از سینه تنگم دل دیوانه گریزد

دیوانه عجب نیست که از خانه گریزد

من از دل و دل از من دیوانه گریزان

دیوانه ندیدم که ز دیوانه گریزد

335
28 شهریور 1387 ساعت 23:22

یک دوبیتی رمزی:

بردی دل من من از تو جان می خواهم              وز گمشده خویش نشان میخواهم

سر مصرع هر بیت تو بردار و بخوان                   هر چیز که شد من از تو آن میخواهم

334
27 شهریور 1387 ساعت 13:07
به دریا شکوه بردم از شب دشت
وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که میگفتم غم خویش
سری میزد به سنگ وباز می گشت

333
27 شهریور 1387 ساعت 12:58
اینم یه دو بیتی طنز

در باغ دلم گرد جنون میریزی     سرسبزترین گیاه این جالیزی
از ساقه تو  به اسمان خواهم رفت      ای دوست تو لوبیای سحر امیزی
332
27 شهریور 1387 ساعت 12:45
پرسیدن دوست را خواهی یا بهشت؟گفتم جهنم است بهشت بی دوست
331
27 شهریور 1387 ساعت 12:40
از دلم پرسیدم عشق را خلاصه کن گفت آغازکسی باش که پایان تو باشد

330
21 شهریور 1387 ساعت 02:20
درخت غم به جانم كرده ریشه / به درگاه خدا نالم همیشه / رفیقان قدر یكدیگر بدانید / اجل سنگ است، آدم مثل شیشه
329
9 شهریور 1387 ساعت 16:12

انسان مدار بسته تکرار دارد

هی کار دارد کاردارد کار دارد

فرصت ندارد دل دهد یا دل بگیرد

باید در این زندگی را گِل بگیرد

روزبه

328
9 شهریور 1387 ساعت 16:10

شکستی و تو باز هم من را شکستی

بلورینی و آهن را شکستی

تو باید می شکستی من شکستم

تو قانون شکستن را شکستی

روزبه

327
28 تیر 1387 ساعت 14:15
گر با تو گهی نظر کنم پنهانی         لازم نبود که طبع خود رنجانی
 
من بودم و دیدنی چو این هم منع است       آن نیز به یاران دگر ارزانی
326
13 تیر 1387 ساعت 09:43

یک عمر ملائک همه گشتند و ندیدند

در نامه اعمال من مست ثوابی

ساقی همه بخشوده یک گوشه چشمیم

جایی که تو باشی چه حسابی چه کتابی

325
13 تیر 1387 ساعت 09:29

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم 

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشم

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام  وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم ...... (فریدون مشیری)

324
24 خرداد 1387 ساعت 22:05
کاش می شد اشک را تهدید کرد

 مدت لبخند را تمدید کرد

 کاش می شد از میان لحظه ها

 لحظه دیدار را نزدیک کرد


__