| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
22
|
90/10/13 (12:27)
|
|
||
|
|
1
|
26
|
91/2/25 (11:17)
|
|
||
|
|
743
|
3818
|
91/3/10 (12:27)
|
|
||
|
|
702
|
4266
|
91/3/10 (12:09)
|
|
||
|
|
415
|
1246
|
91/3/10 (11:58)
|
|
||
|
|
284
|
2316
|
91/3/10 (09:40)
|
|
||
|
|
202
|
1863
|
91/3/8 (09:23)
|
|
||
|
|
1291
|
10221
|
91/3/6 (23:23)
|
|
||
|
|
14
|
69
|
91/3/1 (22:03)
|
|
||
|
|
38
|
452
|
91/2/31 (09:49)
|
|
||
|
|
166
|
1630
|
91/2/31 (09:45)
|
|
||
|
|
420
|
3813
|
91/2/30 (16:26)
|
|
||
|
|
289
|
1700
|
91/2/28 (20:21)
|
|
||
|
|
465
|
2557
|
91/2/27 (22:53)
|
|
||
|
|
12
|
111
|
91/2/16 (20:31)
|
|
||
|
|
324
|
1593
|
91/2/16 (18:30)
|
|
||
|
|
131
|
1244
|
91/1/14 (20:52)
|
|
||
|
|
230
|
1759
|
91/1/9 (12:43)
|
|
||
|
|
24
|
283
|
91/1/7 (11:38)
|
|
||
|
|
834
|
6521
|
90/10/29 (10:25)
|
|
تاریخ سرزمین من
تاریخ از زمانی شروع میشود ، که شهادتهای کتبی و تاریخی در مورد حوادث
و وقایع همان زمان به دست آمده .
منابع تاریخ .
1-نوشته های اشخاص معاصر ، کتیبه ها ، مسکوکات ، سالنامه و خاطرات.
2-آثار عتیقه چه از روی زمین بدست آید چه از زیر زمین .
3-نتیجه تحقیقات علما در نژاد ، مذهب ، زبان ، صنایع و ...
اکنون که دشمنان ایران کمر به نابودی تاریخ این سرزمین بسته اند و دوستان
نادان که شیفته فرهنگ دیگری شده و همسو با دشمنان قسم خورده ایران
در جهت پنهان ساختن شکوه تمدن ایرانی بر آمده اند ، بر ماست که همچون
سربازان این مرز و بوم ، به پاسداری از این دست آورد پدرانمان بکوشیم .
دوستان عزیز :
با نوشتن برگی از تاریخ این سرزمین ،دوستان دیگر را با تاریخ شکوهمند کشورمان آشنا
سازید .
پاینده ایران
روزی
کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته
وجز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح
کنم؟خدا گفت: البته!
- از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من
فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز
تمنایی از تو نداشته باشم.
- چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.
-
خواهش میکنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها
نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود واگر
نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.
خداوند یکی از ملائک خود
را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از
پاسارگاد بیرون کشید. فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب!اینجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.
- میتوانی مرا بین مردم ببری؟ میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.
و
فرشته چنین کرد. کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی
ناامیدی جای این شوق را گرفت. به جز عده ی اندکی، کسی به یاد او
نبود.کوروش بسیار غمگین شد اما گفت: اشکالی ندارد. خوب آنها سرگرم کارهای
روزمره ی خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.
در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند: عبدالله! قاسم! …
- هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!
فرشته گفت: این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
- اعراب؟!
-
بله. تو آنها را نمیشناسی. آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناورایران
حکومت میکردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.
کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!
فرشته بسیار تاسف خورد.
سکوت
مرگباری بین آنها حاکم شده بود. بعد از مدتی کوروش گفت: تو می دانیکه من
جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم. مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟
- در ظاهر بله!
کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟
- اسلام
- چگونه آیینی است؟
- نیک است
و کوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید …
- نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین کرد.
- همین؟!
کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.
- پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!
و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.
-
خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به
آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم
راتسکین دهد.
فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با
مردی هم کلام شدند. پس ازچند دقیقه مرد از کوروش پرسید: راستی شما از کجا
می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:
ایران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!
عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست…
- مرا به آرامگاهم باز گردان.
فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن …
کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است
آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت
ایـنبار نـه بیــگانه که دشـمن ز خـود است


نام روزهای هفته فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که
نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:
کیوان شید (شنبه):
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان +
شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا
زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست
ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.
مهر شید (یکشنبه):
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی
میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد
و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود.
نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد
زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید
نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.
مهشید (دوشنبه):
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است.
خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان
آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری
شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.
بهرام شید (سه
شنبه):
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است.
بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این
بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین
ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این
رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی
روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.
تیرشید (چهارشنبه):
تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران
نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به
کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به
ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز
روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.
اورمزد شید (پنجشنبه):
اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی
پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا،
مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری
شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز
تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.
ناهید شید (آدینه):
ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به
صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام
دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر
بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است.
اینک با بررسی ریشههای این واژگان به این برآیند ساده
میرسیم:
کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)
مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
بهرام شید: سهشنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام
تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر
هرمزشید: پنجشنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues= ناهید



با سلام
امروز یه خبر شنیدم که حیفم اومد توی کلوب نذارمش اما نگاه که کردم می بینم ما بحثی برای خبرای مهم نداریم.
| مادر نجوم ایران درگذشت | ||
آلینوش طریان، ستاره درخشان عرصه نجوم ایران ، نخستین زن فیزیکدان كشور و دارنده عنوان مادر ستاره نجوم ایران، صبح شنبه بر اثر كهولت در سن 90 سالگی درگذشت.به گزارش ایسنا، آلینوش طریان، 9 نوامبر 1920 میلادی (1299 هجری شمسی) در تهران متولد شد و پس از طی تحصیلات مقدماتی، در سال 1326 موفق به كسب مدرك لیسانس رشته علوم فیزیك از دانشگاه تهران شد و بلافاصله در سمت كارمند آزمایشگاه فیزیك در دانشكده علم دانشگاه تهران استخدام شد. طریان مدتی بعد با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل در رشته فیزیك اتمسفر در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت و دانشنامه دكتری خود را در سال 1335 از دانشكده علوم این دانشگاه دریافت كرد. استاد طریان علیرغم دعوت برای تدریس در دانشگاه سوربن فرانسه به ایران بازگشت و با رتبه دانشیاری در رشته ترمودینامیك، در گروه فیزیك دانشگاه تهران مشغول به كار شد. دكتر طریان در 1343 به مقام استادی ارتقا یافت و به این ترتیب اولین زن فیزیكدانی شد كه در ایران به مقام استادی رسید. وی در سال 1345 به عضویت كمیته ژئوفیزیك دانشگاه تهران درآمد و در 1348 رسما به ریاست گروه تحقیقات فیزیك خورشیدی موسسه ژئوفیزیك تهران منصوب شد. طریان، بنیانگذار نخستین رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی در تاریخ نجوم ایران بود.استاد طریان، مادر نجوم ایران، توانست دانشجویان فراوانی را از نزدیك با مباحث مربوط به فیزیك آشنا كند و تجربه كار با تلسكوپ و دیگر ابزار رصدخانهای را برای آنها امكانپذیر كند. دكتر آلینوش طریان پس از سال های طولانی خدمت صادقانه به كشورش و پرورش اساتیدی ارزشمند، در سال 1358 بازنشسته شد و در آستانه پایان سال 1389 دار فانی را وداع گفت. از جمله مهمترین خدمات علمی دكتر طریان میتوان به پایهگذاری نخستین رصدخانه فیزیك خورشیدی و نخستین تلسكوپ خورشیدی ایران و ارائه درسهای فیزیك خورشیدی و اخترفیزیك برای نخستین بار در كشور اشاره كرد. http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetailOnline.aspx?QSCNDId=58508 |
لذت ایرانی بودن در پهنه ی تاریخ به انجام دادن کارهایی است که دیگران معتقدند از عهده ی ما بر نمی آید.

امروز 29 نوامبر برابر با نهم آذر
این نوشته تاریخچه ای از زندگی خشایارشا یکی از مقتدرترین پادشاهان سلسله هخامنشی است.
خشایارشا ، پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ می باشد.
نام خشایارشا از دو جز خشای ( شاه ) و آرشا ( مرد ) تشکیل شده و به معنی (( شاه مردان )) است
دوران پادشاهی
خشایارشا در سن سی و شش سالگی به پادشاهی رسید و در آغاز پادشاهی شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت قابل توجهی از بابل ویران گشت.
خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمی خواست به این کشور حمله کند ، اما اطرافیان وی از جمله مردونیه ، داماد داریوش ، شکست مارتن را مایه سرشکستگی ایران می دانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست می کردند که به یونان یورش برد. در آن زمان در یونان حکومتهای مستقلی با عنوان دولت شهر بر هر یک از شهرهای این کشور حکمرانی می کرد.
حمله به یونان
سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای کوچک رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد و در پایان سپاه بزرگی که بنا به گفته هردوت در آن 46 گونه نژاد و قوم مختلف حضور داشت آماده کرد و در بهار 480 قبل از میلاد بسوی یونان حرکت کرد. تازیها ، هندی ها ، پارسها ، مادها ، سکاها ، فینیقیها ، مصریها و حتی ساکنان کنداب پارس ( خلیج فارس ) نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. البته لازم بذکر است که مورخان یونانی در مورد تعداد قشون ایران در این لشکرکشی مبالغه نموده اند و گاه تا پنج میلیون نفر نیز یاد کرده اند ، اما بنا به نوشته سایر مورخان تعداد سپاه خشایارشا پانصد هزار نفر بوده که البته همه آنها سرباز نبوده و بسیاری آشپز و ملوان و … در این ارتش خدمت می نمودند
.
نبرد ترموپیل و تصرف آتن
به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شوند. در ابتدا خشایارشا با پادشاه کارتاژ صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشا پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی های ایرانیان سدمه وارد آورد. سرانجام در دریای آرتمزیوم بین کشتی های دو سپاه جنگ در گرفت و یونان شکست خورد. نبرد دیگری در تنگه ترموپیل در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی ها و اسپارتی ها که برای نخستین بار با هم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می رفت.یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس ( پادشاه اسپارتها ) به همراه سیصد نفر اسپارتی به جای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشا سالم ماند.
جنگ در خلیج دریای سالامیس
پس از آن یونانیان اقدام به مشورت نمودند یکی از بزرگان آتن به نام تمیستوکلس معتقد بود که در جزیره سالامیس به دفاع بپردازند اما سایر یونانیان میگفتند که باید در تنگه کورینت مقاومت کرد. تمیستوکلس که دید نمیتواند نظر خود را به دیگران بقبولاند نامهای به شاه ایران نوشت و خود را از طرفداران یونان نشان داده گفت که چون آنان قصد فرار دارند وقت آن است که سپاه پارس آنان را یکسره نابود کند. خشایارشا پیغام را راست انگاشته ناوگان مصری تحت فرماندهی ایران جزیره پنسیلوانیا را تسخیر کرد. یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند و لذا گفتند یا باید در همین جا مقاومت کنیم یا نابود شویم و این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.
نیروی دریایی ایران برخلاف کشتیهای یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند به دلیل تنگی جا بطور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتیهای ایران نابود شد و لذا سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد. یونانیان که ابتدا متوجه پیروزی خود نشده بودند در صبح روز بعد با شگفتی دیدند که از کشتیهای ایرانی خبری نیست! تمیستوکلس بعد از این پیروزی گفت: «حسادت خدایان نخواسته که یک شاه واحد بر آسیا و اروپا حکمرانی کند.>>
در همین زمان خشایارشا اخبار بدی از ایران دریافت کرد و لذا اقدام به مشاوره با سرداران خود نمود. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایار شاه به ایران بازگردد. شاه این نظر را پذیرفت ولی در زمان بازگشت تعداد زیادی از اسبان و سپاهیان وی در اثر گرسنگی و بیماری مردند .
کوروش ،خانواده
همسر کورش بزرگ کاسادان بود و همچون کورش از تبار هخامنشیان. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، آتوسا، بردیا و ركسانا.کوروش کاسادان را بسیار دوست میداشت، و پس از مرگش سراسر امپراتوری کورش سوگواری کردند و در بابل ۶ روز را همگان به زاری نشستند.
پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر میبرد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام بادهنوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نامهای آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.
داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.
آغای همسایه
در قرارداد منعقد شده در تاریخ 12 سپتامبر 1733 مطابق با 28 ذی القعده سال 1135
در سن پترزبورگ نوشته شده که
" اعلیحضرت امپراطور سراسر روسیه وعده میدهد تا جاودان همیشه دوست دوستان شاه ودولت ایران ودشمن دشمنان شاه وملت ایران باشد
از این تاریخ تقریبا 300 سال میگذرد ودر طول این 300 سال بیشتر ازانکه رابطه دوستی میان دو کشور حاکم باشد سایه ای از کشور همسایه برروی ما بوده است
من قصد دارم قسمت هایی از عملکرد 300 ساله کشور همسایه را در مورد کشور خودم در چند پست بنویسم توی طول این مدتیه که این مطالب رو جمع اوری کردم شاید بیشتر از هر چیز تقلید کورکورانه روشنفکران ایرانی از کشور همسایه انسان رو بیشتر از هر چیزی زجر میده اما در کنار اینها شاید یکی از وجوه مثبت همسایگی شاید همین تاثیر گرفتن باشه که به مرور در موردش توضیح میدم
قسمت اول جغرافیا و تاریخ آغای همسایه
اگر به تاریخ
کشورها مراجه کنید در زمان ایران باستان به جز روم باستان وچین هیچکدام دولت
نیستند یعنی اینکه نه اعراب دولتی مستقر داشتند نه اقوام زرد پوست اسیای میانه
چیزی بنام دولت داشتند جهان در شرق به چین ختم میشد ودر غرب به روم باستان
هندیان و ترکان پاره پاره بودند و در اسیای میانه ایران تمام دولت های تاریخی اشور وبابل رو بلعیده بودند
چیزی بنام روسیه امروزی هم در ان زمان ها وجود نداشته فقط تعدادی امیرنشین کیف وموسکو را حکومت میکردند
همزمان با احیای ایران در با دولت صفویه دولت عثمانی با فتح قسطنطنیه وبا تغییر نام ان به اسلامبول جایگاه روم رامیگرفتند
همزمان مغول ها در هند امپراطوری گورکانی رو تشکیل میدادند
سنگ بنای امپراطوری روسیه در سال 1462 گذاشته شد سالی که ایوان سوم امیر مسکو شد
در سال 1480 مسکو از سلطه مغول رها شد وایوان سوم خودرا تزار نامید که این لقب تزار بازتولید لقب سزار بود که در قدیم به امپراطوری روم گفته میشد
همه چیز برای ایجاد یک امپراطوری قدرتمند در این تاریخ فراهم بوده است (نژاداسلاو خاک پهناور و مذهب ارتودکس)
معروفترین امپراطوری تاریخ روسیه پتر کبیر است او نتماد غربزدگی است
در سال 1694
امپراطور شد
او حتی در اصلاح سروصورت روس ها نظر داشت در سال 1698 اشراف روسیه را قراخواند ودر انجا با یک تیغ سلمانی شروع به تراشیدن ریش انها کرد پتر بعد از ان دستور داد به جز روحانیون ودهقانان تمامی افراد باید ریش خود را بتراشند
اما مهمترین اقدام پتر کبیر ساختن شهر سن پترزبورگ بود .....
ادامه دارد
دانیال نازنین با درود ..
ابتدا باید بگویم از عضویت شما در کلوب دورود شهر من بسیار خرسندم و دست شما را صمیمانه میفشارم .
با عرض شرمندگی باید عرض کنم طبق قوانین اساسنامه کلوب زبان نوشتاری این کلوب تنها پارسی میباشد خواهش
میکنم از نوشتن فینگلیش خود داری نمایید .
به قول مدیر سابق دوستت میدارم به بانگ بلند
تاریخ لرستان
پیش از رسیدن قوم ماد ساکنان لرستان اقوامی مانند کاسیها، الیپیها، لولوبیان و عیلامیها، بودند. لرستان به عنوان بخشی از سرزمین ایران شاهد مهاجرت قبایل آریایی بودهاست. قوم ماد به غرب ایران کنونی از جمله مناطق لرستان کنونی کوچ کردهاند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام ساکن آنجا یعنی کاسیها، الیپیها، لولوبیان و عیلامیها و دیگر اقوام آسیایی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.منطقه لرستان پس از حمله اعراب به ایران، با نامهای گوناگونی چون جبال، لر کوچک، پیشکوه و لرستان فیلی نیز شناخته میشدهاست.
آثار باستانی و تاریخی
آبشارها لرستان به دلیل قرار گرفتن در مناطق کوهستانی و همچنین به دلیل برخوردار بودن از منابع آب بسیار و چشمههای فراوان موقعیت بسیار خوبی برای به وجود آمدن آبشارهای طبیعی است. در لرستان حدود ۲۰ آبشار مختلف وجود دارد که هر ساله در فصلهای مختلف علاقه مندان بسیاری را به خود جذب میکنند.
آبشارهای شهرستان الیگودرز
آبشار آب سفید آبشار چکان آبشار تیندر آبشار لوچ آبشارهای دورک آبشار وارگ آبشار چونگ شنه آبشار تاف آبشار دره ماهی آبشار مبارک آباد
آبشارهای شهرستان پلدختر
آبشار افرینه
آبشارهای شهرستان خرمآباد
آبشار نوژیان آبشار گریت آبشار وارک آبشار مخمل کوه
آبشارهای شهرستان دلفان
آبشارغسلگه آبشار سویله
آبشارهای شهرستان دورود
آبشار بیشه آبشار دره اسپر
مشاهیر
باباطاهر شاعر ایرانی به اعتقاد مردم لرستان ، لر و از اهالی خرمآباد بودهاست. باباطاهر را در گویش لری بّاوطاهِر تلفظ میکنند.در آثار و دوبیتیهای این شاعر ایرانی از برخی کلمات و اصطلاحات لری استفاده شدهاست و این دلیلی است که مردم لرستان این شاعر را اهل استان خود میدانند.
شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لر کوچک که طولانیترین حکومت لرستان را از سال ۵۷۰ الی ۱۰۰۶ هجری قمری در دست داشت و فردی عادل و دادگر بود و هنوز هم مقبره وی مورد احترام اهالی لرستان است. گفته میشود کریم خان زند و لطفعلی خان زند از شاهان دوره زندیه نیز از طوایف لر بودهاند.
سلام
آقا مسعود بحثی ایجاد کرده اند که در برگیرنده تاریخ ایران و وقایع مهمی که ایران در آن نقش داشته اند کرده پیشنهاد میکنم مسائل تاریخی که در بحث سرزمین ما ایران شده در این تاپیک دنبال بشه و مسائل فرهنگی اون بحث در گفتگوی فرهنگی
با تشکر
سنگ نبشته ی آرامگاه داریوش بزرگ
خدای بزرگ است اهورا مزدا ، که زمین را آفرید ، شادی را برای انسان آفرید ، خرد و توانایی کار را به داریوش شاه ارزانی داشت
یک فرمانروا از میان بسیار .
منم داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در بردارنده همه تبارها ،شاه در این زمین بزرگ دور کران ، پسر ویشتاسب ، یک
هخامنشی ، یک پارسی ، از تبار آریایی ، چون اهورا مزدا این سرزمین آشفته را به من ارزانی داشت ، مرا شاه کرد و به
خواستش من آنرا در جایگاه خود نشاندم ، آنچه را به آنها گفتم آن را به کار بستند ، چنان که کام من بود . اکنون اگر بیندیشی که
..( چند بود کشورهایی که داریوش شاه داشت ؟) بنگر که پیکره هایی که تخت را میبرند ، پس در خواهی یافت که
نیزه مرد
پارسی بسی دور فرا رفته است ) آنچه که کرده شد همه را به خواست اهورا مزدا کردم باشد که اهورا مزدا مرا از گزند بپاید
و خاندانم را و این سرزمین را ، به خواست اهورا مزدا آنچه راست است ، آن کام من است . راستی را دوست و ناراستی را
دوست نیستم . نه مرا کام است که به ناتوان از سوی توانمند بیداد کرده شود ، نه مرا کام است که به توانمند از سوی ناتوان بیداد
روا شود . دروغگو نیستم . تند خو نیستم . نخستین کسی هستم که می اندیشم ، همراه با کردار به آن چه هنگامی که
نا فرمانی را میبینم و چه هنگامی که فرمانبرداری را آنچه که خشمم را می گستراند با اندیشه ام در بند نگه میدارم . سخت بر
خواستهای نا هنجارم چیره هستم .
توانایی ها و زبر دستی هایی را اهورا مزدا بر من ارزانی داشت . توانا هستم در بهره گیری از آنها ، در سواری سوار کار خوب
هستم . در کمانداری کمان داری خوب هستم ، چه پیاده چه سواره .
در نیزه وری نیزه ور خوبی هستم ، چه پیاده چه سواره .
اینگونه است که بر پایه هوش و فرمان من : مردی را که همکاری میکند ، همتراز با همکاریش اورا پاداش میدهم . آنکه آسیب
میرساند ، اورا برابر با آسیبش ، پاد افره میدهم . نه مرا کام است که مردی آسیب برساند و نه اگر آسیب رساند پاد آفره نبیند
از آنچه مردی همراه با نیرو و توان خود برای من به جای آورد نیک خوشنود هستم .
ای بنده از راه راست دوری مکن ، شورش مکن ، داد را نافرمان مباش .
ای بنده ، مبا دا از بردستی هایم ،برتری هایم و آنچه را که کرده ام ، به نگاهت دروغ آید ، بنگر به آنچه که نوشته شده است.