userinfo close

  ,

دورود شهر من..


2roud

تاسیس: 17 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سجاد حاجیان - معاونان
این مکان صرفا جایی برای اشتراک گذاشتن اطلاعات فرهنگی اجتماعی و هنری ماست . اطلاعاتتون رو با ما به ادامه »
این مکان صرفا جایی برای اشتراک گذاشتن اطلاعات فرهنگی اجتماعی و هنری ماست .
اطلاعاتتون رو با ما به اشتراک بگذارید .
واز اطلاعات دیگران هم استفاده کنید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
22
90/10/13 (12:27)
1
26
91/2/25 (11:17)
743
3818
91/3/10 (12:27)
702
4266
91/3/10 (12:09)
415
1246
91/3/10 (11:58)
284
2316
91/3/10 (09:40)
202
1863
91/3/8 (09:23)
1291
10221
91/3/6 (23:23)
14
69
91/3/1 (22:03)
38
452
91/2/31 (09:49)
166
1630
91/2/31 (09:45)
420
3813
91/2/30 (16:26)
289
1700
91/2/28 (20:21)
465
2557
91/2/27 (22:53)
12
111
91/2/16 (20:31)
324
1593
91/2/16 (18:30)
131
1244
91/1/14 (20:52)
230
1759
91/1/9 (12:43)
24
283
91/1/7 (11:38)
834
6521
90/10/29 (10:25)

عنوان بحث

مسعود خادمی , borkinofaso
مسعود خادمی - 23:27 1389/06/24

تاریخ سرزمین من

 

                  تاریخ سرزمین من

 

تاریخ از زمانی شروع میشود ، که شهادتهای کتبی و تاریخی در مورد حوادث

و وقایع همان زمان به دست آمده .

 

منابع تاریخ .

1-نوشته های اشخاص معاصر ، کتیبه ها ، مسکوکات ، سالنامه و خاطرات.

2-آثار عتیقه چه از روی زمین بدست آید چه از زیر زمین .

3-نتیجه تحقیقات علما در نژاد ، مذهب ، زبان ، صنایع و ...

 

اکنون که دشمنان ایران کمر به نابودی تاریخ این سرزمین بسته اند و دوستان

 

نادان که شیفته فرهنگ دیگری شده و همسو با دشمنان قسم خورده ایران

 

در جهت پنهان ساختن شکوه تمدن ایرانی بر آمده اند ، بر ماست که همچون

 

سربازان این مرز و بوم ، به پاسداری از این دست آورد پدرانمان بکوشیم .

 

دوستان عزیز :

 

با نوشتن برگی از تاریخ این سرزمین ،دوستان دیگر را با تاریخ شکوهمند کشورمان آشنا

 

سازید .

 

                           

                               پاینده ایران

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ساحل  , tala125
ساحل - 11:38 1391/01/7
24

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته وجز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت: البته!

- از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

- چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه.

- خواهش میکنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگذار خواهم بود واگر نه، باز هم تو را سپاس فراوان می گویم.

خداوند یکی از ملائک خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی، از پاسارگاد بیرون کشید. فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.کوروش گفت: «عجب!اینجا چقدر مرطوب است!» و فرشته تاسف خورد.

- میتوانی مرا بین مردم ببری؟ میخواهم بدانم نوادگان عزیزم چقدر به یاد من هستند.

و فرشته چنین کرد. کوروش برای اینکار ذوق و شوق بسیاری داشت اما به زودی ناامیدی جای این شوق را گرفت. به جز عده ی اندکی، کسی به یاد او نبود.کوروش بسیار غمگین شد اما گفت: اشکالی ندارد. خوب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خودشان هستند. فرشته تاسف خورد.

در راه میشنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزنند: عبدالله! قاسم! …

- هرگز پیش از این چنین نام هایی نشنیده بودم!

فرشته گفت: این اسامی عربی هستند و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.

- اعراب؟!

- بله. تو آنها را نمیشناسی. آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناورایران حکومت میکردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها از اقوام کاملا وحشی بودند.

کوروش برافروخت: یعنی میگویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟!پس پادشاهان چه میکردند؟!

فرشته بسیار تاسف خورد.

سکوت مرگباری بین آنها حاکم شده بود. بعد از مدتی کوروش گفت: تو می دانیکه من جز ایزد یکتا را نمی پرستیدم. مردم من اکنون پیرو آیینی الهی هستند؟

- در ظاهر بله!

کوروش خوشحال شد: خدای را سپاس! چه آیینی؟

- اسلام

- چگونه آیینی است؟

- نیک است

و کوروش بسیار شاد شد. اما بعد از چندین ساعت معنی در ظاهر بله را فهمید …

- نقشه فتوحات ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر وسیع شده.
وفرشته چنین کرد.

- همین؟!

کوروش باورش نمی شد. با نا باوری به نقشه می نگریست.

- پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب کوچک شده است؟!

و فرشته بسیار زیاد تاسف خورد.

- خیلی دلم گرفت ، هرگز انتظار چنین وضعی را نداشتم. میخواهم سفر کوتاهی به آنسوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده شاید این سفر دردم راتسکین دهد.

فرشته چنین کرد، تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. پس ازچند دقیقه مرد از کوروش پرسید: راستی شما از کجا می آیید؟ کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ایران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خدای من، او یک تروریست متحجّر است!

عکس العمل آن مرد ابدا آن چیزی نبود که کوروش انتظار داشت. قلب کوروش شکست…

- مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض کرده بود: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردن …

کوروش رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم، کاش همچنان در خواب و بی خبری به سر می بردم.

 

کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است

آرامـــگـهـت غـــرقــه بـه زیـــر آب اسـت


ایـنبار نـه بیــگانه که دشـمن ز خـود است

                                                     صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است
عارف تیگران  , gold_eagle47
عارف تیگران - 13:11 1390/10/23
23
نام روزهـای هفتـه در ایـران باستـان‎‎


نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:


کیوان شید (
شنبه):
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.

مهر شید (
یکشنبه):
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.

مهشید (
دوشنبه):
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.

بهرام شید (
سه شنبه):
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ایزد پیروزی نامیده شده بوده است و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شده است.

تیرشید (
چهارشنبه):
تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید (
پنجشنبه):
اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همه حاکی از قدرت و توانایی پروردگار است. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است. از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. از اینرو این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.

ناهید شید (
آدینه):
ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. در کل روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شده است.


اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:


کیوان شید: شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید: یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)

مهشید: دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید: سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام

تیرشید: چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید: پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه: جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues
= ناهید

شیژ ا , shakeeeeeeeee
شیژ ا - 12:34 1390/02/10
22
در آستانه روز ملی خلیج فارس؛
در پی واکنش های منفعلانه دستگاه سیاست خارجی ایران در برابر ادعاهای بی پایه امارات نسبت به جزایر سه گانه همیشه ایرانی شاهد گسترش ادعاهای اعراب نسبت به تمامیت ارضی ایران هستیم که.../ ضروری است نهادهای مسوول ایرانی مستقر در سوریه و لبنان ضمن پیگیری موضوع و اصلاح این تحریف و توهین آشکار، با هشدارهای لازم و تاکید بر اهمیت کاربرد صحیح نام رسمی، بین المللی و...
همزمان با تحولات منطقه و در هیاهوی پوشش خبری آن متاسفانه اقدامات ضد ایرانی برخی کشورهای عربی علیه ایران ابعاد جدیدی یافته است.

به گزارش «تابناک»، در پی واکنش های منفعلانه دستگاه سیاست خارجی ایران در برابر ادعاهای بی پایه امارات نسبت به جزایر سه گانه همیشه ایرانی شاهد گسترش ادعاهای اعراب نسبت به تمامیت ارضی ایران هستیم که اخیرا عربستان هم به جمع مدعیان خاک ایران زمین اضافه شده و ادعاهای مضحکی را آن هم نسبت به استان های غیور پرور هرمزگان و بوشهر در سطح بین المللی طرح نموده است.

در همین حال و در پی عدم واکنش مناسب بر پایه منافع ملی ایرانیان از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی، در آستانه روز ملی خلیج فارس، متاسفانه شاهد توسعه گستاخی و تهدید هویت تاریخی خلیج فارس در کشورهای عربی دوست ایران هم هستیم!

بنابر گزارش تصویری خبرنگار «تابناک» در سفر زمینی از سوریه به لبنان و دقیقا در جلوی دروازه مرزی و در برابر دیدگان همه مسافران ورودی به لبنان و از جمله گردشگران ایرانی، تابلوی بزرگی نصب شده که با بزرگ ترین نوع قلم، نام جعلی برای خلیج فارس قرار داده شده است.

این مساله که مورد اعتراض گسترده مسافران ایرانی قرار گرفته متاسفانه واکنش در خوری را از سوی مسوولان ایرانی مستقر در سوریه و لبنان در بر نداشته است و البته تاکنون پاسخ مناسبی از مسئولان لبنانی خواسته نشده است.

فراموش نباید کرد که خلیج فارس، نه تنها یک واژه سترگ رسمی تاریخی و جغرافیایی بلکه خط قرمز هویتی برای ایرانیان تلقی می شود و هر دولت و نهادی که آن را نقض نماید در حقیقت به طور مستقیم هویت تاریخی جغرافیایی و فرهنگی ایرانیان را به عمد یا به سهو مورد تهدید قرار داده است.

 بنابر این ضروری است نهادهای مسوول ایرانی مستقر در سوریه و لبنان ضمن پیگیری موضوع و اصلاح این تحریف و توهین آشکار، با هشدارهای لازم و تاکید بر اهمیت کاربرد صحیح نام رسمی، بین المللی و تاریخی خلیج فارس برای ایرانیان، از تکرار جعل نام واقعی خلیج فارس یا الخلیج الفارسی آن هم در کشورهایی که نزدیک ترین روابط را با ایران دارند جلوگیری نمایند.

سجاد حاجیان , sajad96
سجاد حاجیان - 11:57 1389/12/17
21

با سلام

امروز یه خبر  شنیدم  که حیفم اومد توی کلوب نذارمش اما نگاه که کردم می بینم ما بحثی برای خبرای مهم نداریم.

 

مادر نجوم ایران درگذشت
alinoush.jpg آلینوش طریان، ستاره درخشان عرصه نجوم ایران ، نخستین زن فیزیکدان كشور و دارنده عنوان مادر ستاره نجوم ایران، صبح شنبه بر اثر كهولت در سن 90 سالگی درگذشت.
به گزارش ایسنا، آلینوش طریان، 9 نوامبر 1920 میلادی (1299 هجری شمسی) در تهران متولد شد و پس از طی تحصیلات مقدماتی، در سال 1326 موفق به كسب مدرك لیسانس رشته علوم فیزیك از دانشگاه تهران شد و بلافاصله در سمت كارمند آزمایشگاه فیزیك در دانشكده علم دانشگاه تهران استخدام شد.
طریان مدتی بعد با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل در رشته فیزیك اتمسفر در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت و دانشنامه دكتری خود را در سال 1335 از دانشكده علوم این دانشگاه دریافت كرد.
استاد طریان علی‌رغم دعوت برای تدریس در دانشگاه سوربن فرانسه به ایران بازگشت و با رتبه دانشیاری در رشته ترمودینامیك، در گروه فیزیك دانشگاه تهران مشغول به كار شد. دكتر طریان در 1343 به مقام استادی ارتقا یافت و به این ترتیب اولین زن فیزیكدانی شد كه در ایران به مقام استادی رسید.
وی در سال 1345 به عضویت كمیته ژئوفیزیك دانشگاه تهران درآمد و در 1348 رسما به ریاست گروه تحقیقات فیزیك خورشیدی موسسه ژئوفیزیك تهران منصوب شد.
طریان، بنیان‌گذار نخستین رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی در تاریخ نجوم ایران بود.استاد طریان، مادر نجوم ایران، توانست دانشجویان فراوانی را از نزدیك با مباحث مربوط به فیزیك آشنا كند و تجربه كار با تلسكوپ و دیگر ابزار رصدخانه‌ای را برای آنها امكان‌پذیر كند.
دكتر آلینوش طریان پس از سال های طولانی خدمت صادقانه به كشورش و پرورش اساتیدی ارزشمند، در سال 1358 بازنشسته شد و در آستانه پایان سال 1389 دار فانی را وداع گفت.
از جمله مهمترین خدمات علمی دكتر طریان می‌توان به پایه‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیك خورشیدی و نخستین تلسكوپ خورشیدی ایران و ارائه درس‌های فیزیك خورشیدی و اخترفیزیك برای نخستین بار در كشور اشاره كرد.
http://www.siasatrooz.ir/CNewsRDetailOnline.aspx?QSCNDId=58508
 موسوی , conceal
موسوی - 14:27 1389/11/17
20

 

 

لذت ایرانی بودن در پهنه ی تاریخ  به انجام دادن کارهایی است که دیگران معتقدند از عهده ی ما بر نمی آید.

سحر اریا , sahararia
سحر اریا - 11:33 1389/09/21
19
نامه عمر:
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیریو با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو درخطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهادمی کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا اوآفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستیناست.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش کهخطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالقجهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خودپایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب


نامه یزدگرد

نام اهورا مزدا، آفریننده جان و خرد
از سوی شاهنشاه ایران، یزدگرد به عمرابن خطاب خلیفه تازیان
تو در این نامه ما ایرانیان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده اید، می خوانید و از روی نادانی و بیابان نشینی، خود بی آنکه بدانید ما کیستیم و چه می پرستیم، می خواهید که به سوی خدای شما بیاییم و "الله اکبر" پرست شویم.
شگفتا که تو در پایه خلیفه عرب نشسته یی ولی آگاهیهای تو از یک عرب بیابان نشین فراتر نمی رود. به من پیشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک، هزاران سالست که آریاییان در این سرزمین فرهنگ و هنر، یکتا پرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نیایش می کنند.
هنگامی که ما پایه های مردمی و نیکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ریختیم و پرچم "پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک" را در دست داشتیم، تو و نیاکانت در بیابانها می گشتید و مار و سوسمار می خوردید و دختران بیگناهتان را زنده به گور می کردید.تازیان که برای آفریده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم تیغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه این زشتیها بیزاریم، می خواهند آموزش خدا پرستی بدهند؟
به من می گویی که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ایران، خدا را در روشنایی می بینیم. فروغ و روشنایی تابناک و گرمای خورشیدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذیر آنها، دلها و روانهای ما را به یکدیگر نزدیک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نیکخواه باشیم و رادی و گذشت را پیشه سازیم و پرتو یزدانی را در دلهای خود هماره زنده نگهداریم.خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگیز است که تازه شما هم او را خواسته اید نام بدهید و "الله و اکبر" را برای او بر گزیده اید و او را به این نام صدا می کنید.
 ولی ما با شما یکسان نیستیم، زیرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نیکی و خوبی و گذشت می کنیم و به درماندگان و سیه روزان، یاری می رسانیم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفریده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرینی و سیه روزی دیگران می زنید.چه کسی در این میان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی را می دهد؟
 یا شما که به نام او چنین می کنید؟ یا هردو؟شما از دل بیابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بیابان گردی گذرانده اید، برخاسته اید و با شمشیر و لشکر کشی می خواهید آموزش خدا پرستی به مردمانی بدهید که هزاران سالست شهریگرند و فرهنگ و دانش و هنر را همچون پشتوانه نیرو مندی در دست دارند؟
شما به نام "الله اکبر" به این لشکریان اسلام جز ویرانی و تاراج و کشتار چه آموخته اید که می خواهید دیگران را هم به سوی این خدای خودتان بکشید؟امروز تنها نا یکسانی که مردم ایران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازیان، که تازه پیرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ایران به زور شمشیر شما تازیان باید همان خدا را ولی با نام تازی بپذیرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برایش نماز بگذارند.
 زیرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند.
به تو سفارش می کنم به دل همان بیابانهای سوزان پر سوسمار خویش برگرد و مشتی تازی بیابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارایی آنان و ربودن همسران و دخترانشان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از این زشتکاری ها و تبهکاریها بکش.آریاییان، مردمی با گذشت، مهربان و نیک اندیشند. هر جا رفته اند تخم نیکی و دوستی و درستی پاشیده اند. از این رو از کیفر دادن شما برای نابکاریهای تو و تازیان، چشم خواهند پوشید.شما با همان "الله اکبر" تان در همان بیابان بمانید و به شهرها نزدیک مشوید که باورتان بسیار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.



برگرفته از کتاب کارنامه دکتر کوروش آریامنش.
عباس ترابی , abbastik
عباس ترابی - 01:06 1389/09/9
18

امروز 29 نوامبر برابر با نهم آذر

اظهارات نوامبر 1952 آیزنهاور درباره اهمیت ایران
ike.jpg
آیزنهاور
ژنرال آیزنهاور 29 نوامبر 1952در نخستین مصاحبه عمومی اش پس از انتخاب شدن به سمت رئیس جمهور آمریکا گفت: گمان نمی كنم منطقه ای مهمتر از ایران روی نقشه جغرافیایی جهان وجود داشته باشد؛ ایران؛ دارای نفت است و هم در چهار راه جهان واقع شده است.
     آیزنهاور در این مصاحبه افزوده بود: اگر روزگاری تهران و مسكو با هم كنار آیند، كره زمین جای امنی برای غرب (كشورهای عضو ناتو) نخواهد بود. همچنین نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خودبازگردد و یک قدرت نظامی شود. وای به وقتی که میلیتاریسم ایرانی زنده شود؛ بروید تاریخ این کشوررا بخوانید تا متوجه حرف من بشوید. آیزنهاور نزدیک دو ماه بعد زمام امور آمریكا را به دست گرفت. در دهه جاری (دهه یکم قرن 21) مفسران غرب بارها از توجه ایران به نیروهای مسلح خود یادکرده و گفته اند که احتمال میلیتریزه شدن وجود دارد.
     چرچیل نخست وزیر وقت انگلستان از این مصاحبه آیزنهاور استفاده كرد، به واشنگتن رفت و به استناد این اظهار ایزنهاور آنقدر به گوش او خواند تا موافقت كرد كه در براندازی دكتر مصدق كمك كند و چند ماه بعد ماجرای 28 امرداد روی داد. چرچیل به آیزنهاور گفته بود كه اگر حكومت مصدق یك سال دیگر دوام یابد، پیش بینی او (كنار آمدن تهران و مسكو) عملی خواهد شد.
سالی سالاری , m67s
سالی سالاری - 11:53 1389/08/6
17
زندگی نامه خشایارشا

این نوشته تاریخچه ای از زندگی خشایارشا یکی از مقتدرترین پادشاهان سلسله هخامنشی است.

خشایارشا ، پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ می باشد.

نام خشایارشا از دو جز خشای ( شاه ) و آرشا ( مرد ) تشکیل شده و به معنی (( شاه مردان )) است

دوران پادشاهی

خشایارشا در سن سی و شش سالگی به پادشاهی رسید و در آغاز پادشاهی شورشی را که در مصر برپا شده بود فرونشاند و بعد به بابل رفت و شورشهای آنجا را نیز سرکوب کرد. در این جنگ قسمت قابل توجهی از بابل ویران گشت.

خشایارشا در صدد استفاده از اختلافات داخلی یونانیان نبود و نمی خواست به این کشور حمله کند ، اما اطرافیان وی از جمله مردونیه ، داماد داریوش ، شکست مارتن را مایه سرشکستگی ایران می دانست و خشایارشا را به انتقام فرامیخواند. یونانیان مقیم دربار ایران نیز که از حکومت این کشور ناراضی بودند از خشایارشا درخواست می کردند که به یونان یورش برد. در آن زمان در یونان حکومتهای مستقلی با عنوان دولت شهر بر هر یک از شهرهای این کشور حکمرانی می کرد.

حمله به یونان

سرانجام خشایارشا به قصد حمله به یونان به کاپادوکیه واقع در آسیای کوچک رفت و این شهر را مرکز ستاد فرماندهی خود قرار داد. وی سه سال تمام به تجهیز سپاه مشغول شد و در پایان سپاه بزرگی که بنا به گفته هردوت در آن 46 گونه نژاد و قوم مختلف حضور داشت آماده کرد و در بهار 480 قبل از میلاد بسوی یونان حرکت کرد. تازیها ، هندی ها ، پارسها ، مادها ، سکاها ، فینیقیها ، مصریها و حتی ساکنان کنداب پارس ( خلیج فارس ) نیز در این لشکرکشی حضور داشتند. البته لازم بذکر است که مورخان یونانی در مورد تعداد قشون ایران در این لشکرکشی مبالغه نموده اند و گاه تا پنج میلیون نفر نیز یاد کرده اند ، اما بنا به نوشته سایر مورخان تعداد سپاه خشایارشا پانصد هزار نفر بوده که البته همه آنها سرباز نبوده و بسیاری آشپز و ملوان و در این ارتش خدمت می نمودند

.

نبرد ترموپیل و تصرف آتن

به ابتکار خشایارشا پلی از قایق بر روی بغاز داردانل ساختند که نیروی زمینی ایران توانست از روی آن عبور کرده و وارد خاک یونان شوند. در ابتدا خشایارشا با پادشاه کارتاژ صلح کرد تا وی یونانیان را همراهی نکند. علاوه بر این تعداد زیادی از یونانیان به ارتش خشایارشا پیوستند از جمله مردم منطقه تسالی اما در همین هنگام طوفانی سهمگین وزید و به کشتی های ایرانیان سدمه وارد آورد. سرانجام در دریای آرتمزیوم بین کشتی های دو سپاه جنگ در گرفت و یونان شکست خورد. نبرد دیگری در تنگه ترموپیل در گرفت که به علت تنگی جا نیروی ایران با مقاومت آتنی ها و اسپارتی ها که برای نخستین بار با هم متحد شده بودند مواجه شد. سرانجام یک یونانی به ایرانیان که در آستانه شکست بودند راهی را معرفی کرد که به پشت تنگه می رفت.یونانیان با آگاهی از این خیانت گریختند و فقط لئونیداس ( پادشاه اسپارتها ) به همراه سیصد نفر اسپارتی به جای ماندند و همگی کشته شدند. سپاه ایران بعد از این جنگ آتن را به تصرف درآورد و کاخ آکروپولیس در زمان جنگ نابود شد ولی معبد آکروپولیس و خانه های شهر به دستور خشایارشا سالم ماند.

جنگ در خلیج دریای سالامیس

پس از آن یونانیان اقدام به مشورت نمودند یکی از بزرگان آتن به نام تمیستوکلس معتقد بود که در جزیره سالامیس به دفاع بپردازند اما سایر یونانیان میگفتند که باید در تنگه کورینت مقاومت کرد. تمیستوکلس که دید نمی‌تواند نظر خود را به دیگران بقبولاند نامه‌ای به شاه ایران نوشت و خود را از طرفداران یونان نشان داده گفت که چون آنان قصد فرار دارند وقت آن است که سپاه پارس آنان را یکسره نابود کند. خشایارشا پیغام را راست انگاشته ناوگان مصری تحت فرماندهی ایران جزیره پنسیلوانیا را تسخیر کرد. یونانیان در جزیره سالامیس گیر افتادند و لذا گفتند یا باید در همین جا مقاومت کنیم یا نابود شویم و این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.

نیروی دریایی ایران برخلاف کشتی‌های یونانی که آرایش صف را اختیار کرده بودند به دلیل تنگی جا بطور ستونی اقدام به حمله کرد و ناگهان زیر آتش نیروهای دشمن قرار گرفت. جنگ تا شب ادامه داشت و در این جنگ بیش از نیمی از کشتیهای ایران نابود شد و لذا سپاه ایران اقدام به عقب نشینی کرد. یونانیان که ابتدا متوجه پیروزی خود نشده بودند در صبح روز بعد با شگفتی دیدند که از کشتیهای ایرانی خبری نیست! تمیستوکلس بعد از این پیروزی گفت: «حسادت خدایان نخواسته که یک شاه واحد بر آسیا و اروپا حکمرانی کند.>>

در همین زمان خشایارشا اخبار بدی از ایران دریافت کرد و لذا اقدام به مشاوره با سرداران خود نمود. نظر مردونیه این بود که خود وی با سیصد هزار سپاهی برای تسخیر کامل یونان در این سرزمین باقی بمانند و خود خشایار شاه به ایران بازگردد. شاه این نظر را پذیرفت ولی در زمان بازگشت تعداد زیادی از اسبان و سپاهیان وی در اثر گرسنگی و بیماری مردند .

 موسوی , conceal
موسوی - 22:16 1389/08/4
16

http://www.ghasr1.ir/post/223

کوروش ،خانواده

همسر کورش بزرگ کاسادان بود و همچون کورش از تبار هخامنشیان. پیوند این دو چهار فرزند به ارمغان آورد به نامهای کمبوجیه دوم، آتوسا، بردیا و ركسانا.کوروش کاسادان را بسیار دوست می‌داشت، و پس از مرگش سراسر امپراتوری کورش سوگواری کردند و در بابل ۶ روز را همگان به زاری نشستند.

پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر می‌برد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد.

داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.

مسعود خادمی , borkinofaso
مسعود خادمی - 22:47 1389/07/11
15
                                                                   کتیبه های گلی هخامنشی



در سالهای 1933 و 1934 میلادی افزون بر کند وکاو های تخت جمشید در دیوار استحکامات چندین هزار لوح گلی با

متنهایی به خط ایلامی به دست آمد ، این نگاشته ها در زمان فرمانروایی داریوش بزرگ (522 -494 پیش از میلاد )

نوشته شده  و تاریخ آنها سیزدهمین تا بیست و هشتمین سال فرمانروایی داریوش در بر میگیرد . این مجموعه

بخش کوچکی است از بایگانی واقعی دیوان شاهی . گل نوشته ها به گونه ی خام نگهداری میشد ، اما هنگامی

که اسکندر در سال 330 پیش از میلاد تخت جمشید را به آتش کشید در حالی که شماری از گل نوشته ها برای

همیشه نابود شد ، به گونه ای شگفت بخشی از آن در آتش بزرگ پخته شد و برای ما به جای ماند .


این گل نوشته ها یاداشتهای اداری است ، برای نمونه در یک کتیبه نوشته شده (1200 لیتر جو برداشت شد

به حواله دوشهرته ، و هوکه آن را تحویل گرفت ) یا ( در سال 22 تهماسب حسابدار یک کوزه آب جو گرفت )

در میان این اسناد گاهی پرداختها و مخارج چند ماه یا حتی یک سال در یک حسابرسی نهایی ، گرد آوری

شده است  و از پرداخت دستمزد کارگران و حق اولاد و زن یاد شده است .


به هنگام بررسی این  سندها پیوسته شگفت زده درمیابیم که امپراتوری ایران باستان تا چه میزان سازمان

یافته و از بسیاری جهات مدرن بوده است .



                                                                              بهروز باشید




هاسمیک گودرزی , hasmiek
هاسمیک گودرزی - 02:35 1389/07/10
14

آغای همسایه

 

در قرارداد منعقد شده در تاریخ 12 سپتامبر 1733  مطابق با 28 ذی القعده سال 1135 

در سن پترزبورگ نوشته شده که


 

" اعلیحضرت امپراطور سراسر روسیه وعده میدهد تا جاودان همیشه دوست دوستان شاه ودولت ایران ودشمن دشمنان شاه وملت ایران باشد


 

از این تاریخ تقریبا 300 سال میگذرد ودر طول این 300 سال بیشتر ازانکه رابطه دوستی میان دو کشور حاکم باشد سایه ای از کشور همسایه برروی ما بوده است


من قصد دارم قسمت هایی از عملکرد 300 ساله کشور همسایه را در مورد کشور خودم در چند پست بنویسم توی طول این مدتیه که این مطالب رو جمع اوری کردم شاید بیشتر از هر چیز تقلید کورکورانه روشنفکران ایرانی از کشور همسایه انسان رو بیشتر از هر چیزی زجر میده اما در کنار اینها شاید یکی از وجوه مثبت همسایگی شاید همین تاثیر گرفتن باشه که به مرور در موردش توضیح میدم


 

 

قسمت اول جغرافیا و تاریخ آغای همسایه


 

 

اگر به تاریخ کشورها مراجه کنید در زمان ایران باستان به جز روم باستان وچین هیچکدام دولت نیستند یعنی اینکه نه اعراب دولتی مستقر داشتند نه اقوام زرد پوست اسیای میانه چیزی بنام دولت داشتند جهان در شرق به چین ختم میشد ودر غرب به روم باستان


هندیان و ترکان پاره پاره بودند و در اسیای میانه ایران تمام دولت های تاریخی اشور وبابل رو بلعیده بودند


 

چیزی بنام روسیه امروزی هم در ان زمان ها وجود نداشته فقط تعدادی امیرنشین کیف وموسکو را حکومت میکردند


 

همزمان با احیای ایران در با دولت صفویه دولت عثمانی با فتح قسطنطنیه وبا تغییر نام ان به اسلامبول جایگاه روم رامیگرفتند

همزمان مغول ها در هند امپراطوری گورکانی رو تشکیل میدادند

سنگ بنای امپراطوری روسیه در سال 1462 گذاشته شد سالی که ایوان سوم امیر مسکو شد



در سال 1480 مسکو از سلطه مغول رها شد وایوان سوم خودرا تزار نامید که این لقب تزار بازتولید لقب سزار بود که در قدیم به امپراطوری روم گفته میشد


 

همه چیز برای ایجاد یک امپراطوری قدرتمند در این تاریخ فراهم بوده است (نژاداسلاو خاک پهناور و مذهب ارتودکس)


معروفترین امپراطوری تاریخ روسیه پتر کبیر است او نتماد غربزدگی است

در سال 1694 امپراطور شد


او حتی در اصلاح سروصورت روس ها نظر داشت در سال 1698 اشراف روسیه را قراخواند ودر انجا با یک تیغ سلمانی شروع به تراشیدن ریش انها کرد  پتر بعد از ان دستور داد به جز روحانیون ودهقانان تمامی افراد باید ریش خود را بتراشند

اما مهمترین اقدام پتر کبیر ساختن شهر سن پترزبورگ بود .....



 

ادامه دارد


مسعود خادمی , borkinofaso
مسعود خادمی - 23:11 1389/07/3
13
نقل قول از : دانیال محمدی

ma k goftim dorudiaie gooolo dus darim eival mataleb bahale


دانیال نازنین با درود ..

ابتدا باید بگویم از عضویت شما در کلوب دورود شهر من بسیار خرسندم و دست شما را صمیمانه میفشارم .

با عرض شرمندگی باید عرض کنم طبق قوانین اساسنامه کلوب زبان نوشتاری این کلوب تنها پارسی میباشد خواهش

میکنم از نوشتن فینگلیش خود داری نمایید .

                                                                     به قول مدیر سابق دوستت میدارم به بانگ بلند

 

عارف تیگران  , gold_eagle47
عارف تیگران - 18:10 1389/07/3
12

تاریخ لرستان

پیش از رسیدن قوم ماد ساکنان لرستان اقوامی مانند کاسی‌ها، الیپی‌ها، لولوبیان و عیلامیها، بودند. لرستان به عنوان بخشی از سرزمین ایران شاهد مهاجرت قبایل آریایی بوده‌است. قوم ماد به غرب ایران کنونی از جمله مناطق لرستان کنونی کوچ کرده‌اند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام ساکن آنجا یعنی کاسی‌ها، الیپی‌ها، لولوبیان و عیلامیها و دیگر اقوام آسیایی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.منطقه لرستان پس از حمله اعراب به ایران، با نام‌های گوناگونی چون جبال، لر کوچک، پیشکوه و لرستان فیلی نیز شناخته می‌شده‌است.

   آثار باستانی و تاریخی

 آبشارها لرستان به دلیل قرار گرفتن در مناطق کوهستانی و همچنین به دلیل برخوردار بودن از منابع آب بسیار و چشمه‌های فراوان موقعیت بسیار خوبی برای به وجود آمدن آبشارهای طبیعی است. در لرستان حدود ۲۰ آبشار مختلف وجود دارد که هر ساله در فصل‌های مختلف علاقه مندان بسیاری را به خود جذب می‌کنند.

  آبشارهای شهرستان الیگودرز

آبشار آب سفید آبشار چکان آبشار تیندر آبشار لوچ آبشارهای دورک آبشار وارگ آبشار چونگ شنه آبشار تاف آبشار دره ماهی آبشار مبارک آباد

 آبشارهای شهرستان پلدختر

 آبشار افرینه

 آبشارهای شهرستان خرم‌آباد

 آبشار نوژیان آبشار گریت آبشار وارک آبشار مخمل کوه

 آبشارهای شهرستان دلفان

 آبشارغسلگه آبشار سویله

 آبشارهای شهرستان دورود

 آبشار بیشه آبشار دره اسپر  

مشاهیر

باباطاهر شاعر ایرانی به اعتقاد مردم لرستان ، لر و از اهالی خرم‌آباد بوده‌است. باباطاهر را در گویش لری بّاوطاهِر تلفظ می‌کنند.در آثار و دوبیتی‌های این شاعر ایرانی از برخی کلمات و اصطلاحات لری استفاده شده‌است و این دلیلی است که مردم لرستان این شاعر را اهل استان خود می‌دانند.

شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لر کوچک که طولانی‌ترین حکومت لرستان را از سال ۵۷۰ الی ۱۰۰۶ هجری قمری در دست داشت و فردی عادل و دادگر بود و هنوز هم مقبره وی مورد احترام اهالی لرستان است. گفته می‌شود کریم خان زند و لطفعلی خان زند از شاهان دوره زندیه نیز از طوایف لر بوده‌اند.

 موسوی , conceal
موسوی - 12:22 1389/07/3
11

سلام

آقا مسعود بحثی ایجاد کرده اند که در برگیرنده تاریخ ایران و وقایع مهمی که ایران در آن نقش داشته اند کرده پیشنهاد میکنم مسائل تاریخی که در بحث  سرزمین ما ایران شده در این تاپیک دنبال بشه و مسائل فرهنگی اون بحث در گفتگوی فرهنگی

با تشکر

مسعود خادمی , borkinofaso
مسعود خادمی - 22:24 1389/07/2
10

                                     

                                                         سنگ نبشته ی آرامگاه داریوش بزرگ

 

خدای بزرگ است اهورا مزدا ، که زمین را آفرید ، شادی را برای انسان آفرید ، خرد و توانایی کار را به داریوش شاه ارزانی داشت

یک فرمانروا از میان بسیار .

 

منم داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در بردارنده همه تبارها ،شاه در این زمین بزرگ دور کران ، پسر ویشتاسب ، یک

هخامنشی ، یک پارسی ، از تبار آریایی ، چون اهورا مزدا این سرزمین آشفته را به من ارزانی داشت ، مرا شاه کرد و به

خواستش من آنرا در جایگاه خود نشاندم ، آنچه را به آنها گفتم آن را به کار بستند ، چنان که کام من بود . اکنون اگر بیندیشی که

..( چند بود کشورهایی که داریوش شاه داشت ؟) بنگر که پیکره هایی که تخت را میبرند ، پس در خواهی یافت که نیزه مرد

پارسی بسی دور فرا رفته است ) آنچه که کرده شد همه را به خواست اهورا مزدا کردم باشد که اهورا مزدا مرا از گزند بپاید

و خاندانم را و این سرزمین را ، به خواست اهورا مزدا آنچه راست است ، آن کام من است . راستی را دوست و ناراستی را

دوست نیستم . نه مرا کام است که به ناتوان از سوی توانمند بیداد کرده شود ، نه مرا کام است که به توانمند از سوی ناتوان بیداد

روا شود . دروغگو نیستم . تند خو نیستم . نخستین کسی هستم که می اندیشم ، همراه با کردار به آن چه هنگامی که

 نا فرمانی را میبینم و چه هنگامی که فرمانبرداری را آنچه که خشمم را می گستراند با اندیشه ام در بند نگه میدارم . سخت بر

 خواستهای نا هنجارم چیره هستم .

 

توانایی ها و زبر دستی هایی را اهورا مزدا بر من ارزانی داشت . توانا هستم در بهره گیری از آنها ، در سواری سوار کار خوب

هستم . در کمانداری کمان داری خوب هستم ، چه پیاده چه سواره .

 

در نیزه وری نیزه ور خوبی هستم ، چه پیاده چه سواره .

 

اینگونه است که بر پایه هوش و فرمان من : مردی را که همکاری میکند ، همتراز با همکاریش اورا پاداش میدهم . آنکه آسیب

میرساند ، اورا برابر با آسیبش ، پاد افره میدهم . نه مرا کام است که مردی آسیب برساند و نه اگر آسیب رساند پاد آفره نبیند

از آنچه مردی همراه با نیرو و توان خود برای من به جای آورد نیک خوشنود هستم .

 

ای بنده از راه راست دوری مکن ، شورش مکن ، داد را نافرمان مباش .

 

ای بنده ، مبا دا از بردستی هایم ،برتری هایم و آنچه را که کرده ام ، به نگاهت دروغ آید ، بنگر به آنچه که نوشته شده است.

 

 

 

 

  • نقل قول
  • ارسال پاسخ
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.