userinfo close

  ,

دورود شهر من..


2roud

تاسیس: 17 شهریور 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سجاد حاجیان - معاونان
این مکان صرفا جایی برای اشتراک گذاشتن اطلاعات فرهنگی اجتماعی و هنری ماست . اطلاعاتتون رو با ما به ادامه »
این مکان صرفا جایی برای اشتراک گذاشتن اطلاعات فرهنگی اجتماعی و هنری ماست .
اطلاعاتتون رو با ما به اشتراک بگذارید .
واز اطلاعات دیگران هم استفاده کنید .
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
22
90/10/13 (12:27)
1
26
91/2/25 (11:17)
743
3818
91/3/10 (12:27)
702
4266
91/3/10 (12:09)
415
1246
91/3/10 (11:58)
284
2316
91/3/10 (09:40)
202
1863
91/3/8 (09:23)
1291
10221
91/3/6 (23:23)
14
69
91/3/1 (22:03)
38
452
91/2/31 (09:49)
166
1630
91/2/31 (09:45)
420
3813
91/2/30 (16:26)
289
1700
91/2/28 (20:21)
465
2557
91/2/27 (22:53)
12
111
91/2/16 (20:31)
324
1593
91/2/16 (18:30)
131
1244
91/1/14 (20:52)
230
1759
91/1/9 (12:43)
24
283
91/1/7 (11:38)
834
6521
90/10/29 (10:25)

عنوان بحث

آزاد عندلیبی , mo0nstruck
آزاد عندلیبی - 12:02 1387/06/26

من زبـان دارم ، پس هستـم !

 

 

 

مدت هاست که موضوعی ذهن ام را به خودش جذب کرده ؛ هر بار با خواندن یک متن ، یک شعر ، یک مقاله و .. درباره اش فکـر می کنم . در اجتماع هم که نگاه می کنم ایـن موضوع خیلی به خودش مشغول ام می کنـد . چیـزی که بـدون آن موجودیـت ما به چالـش می افتـد . روابط سر و ته می شـوند ، از میـان می روند .

 

بدون آن نه فرمـانـفرمایی می مانـد نه فرمـانبری و نه حتا فـرمانی . نه زشتـی نه زیِبایی و نه معیـاری . نه توان لذت بردن از طرح اندام زیـبایی و نه چندش شدن از کراهت کاری .. نه گویـنده یی و نه شنونده یی .

 

 

بلـه زبـان !

 

 

در تمام کائـنات که می نگـری ، هر یک به زبـانی خودشان را اعلام می کننـد ، به اثبات می رسانند . چیـزی که نتـواند خودش را نشان بدهد ، اعلام کند ، لاجرم وجـود خارجی نخواهد داشت .

 

ایـن زبان بوده است و هنوز هم هسـت که روابط و نسبـت ها را معنـا می بخشد . سبب ساز اندیشه ها و احساسات می شود . این زبـان بوده است و هنوز هم هسـت که توان داوری می بخشد و مقـام آزمایش همه چیز را میسر می کند .

 

چند هـزار سال پیش ، کسی  یا گـروهی که زبـانی را می دانستـه اند ، قاعده های گفتاری معینی داشته اند ، به آن وسیلـه می توانسته اند بر دیگـران چیـره شوند . ایـن حالت از موجودات کرومـانیون که به زبـان سنگ پراکنی و وحشـی گری مسلط بوده اند وجود داشته ، تا فراعنه و کسرایان و امپـراطوران . امروز نیـز در شکل های بسیط تر و گوناگون تری حضور قاطـعی دارد .

 

چه در عرصه های قدرت ، چه در عرصه های اجتماعی و چه در عرصه ی شخصی افراد در زندگی های شخصـی . کسی که زبـان بهتر و شیواتر و دایـره ی مفاهیم گستـرده تری در دست داشتـه باشد ، به فراخور آن می تواند در بر قـراری ارتباط ، در شکل گیری نسبت ها و موقعیت ها ، فرد کامکار تری باشد . کسـی که یارای بهره گیـری از ظرفیـت های زبانی را نداشته باشـد ، کم کم به لاک انزوا فرو می غلتـد و موجودیت اش با خطـر مواجه می شود .

 

دیگـر فیزیک و متافیـزیک با زبان و در دایره ی زبـان است که معنـا می یابند و به وسیـله ی زبـان است که مجال حیات را به دست می آورند .

 

زبـان است که ماهیت و ضامن بقـای یک چیز ، یک فـرد ، یک ملت و یـک جهان است .

 در جهـان امروز ملتـی که زبـان های غالب تری را برگزیـده باشد ، امتیازات بسیار بیشتری را در اختـیار دارد تا ملتـی که یا زبـان هایش را از کف داده و یـا به دست خودش تیـشه به ریشه اش می زنـد .

 

اگـر بریتـانیای کبیـری با شکل امروزی وجود دارد ، بی شک معلـول علت هایی است . نمی توان " زبـان " و قدرت نشئت گرفته از آن را جدا از آن فـرض کـرد .

زبـان توسعه ، زبـان علم ، زبـان گفتار / نوشتـار ، زبـان پوشش ، زبـان معماری ، زبان دیپلـماسی ، زبـان توده ، زبـان تاریخ و .. از شاخصه های قاطع یک کشور هستـند . ایـن شرایط با تعریفـی گسترده تر برای تمامی ملت ها در کنار هم وجـود دارد .

 

 

 

 

 

 

 

+نظامی+گنجوی+در+گنجه+جمهوری+آذربایجان.jpgAramgahAhmad-Shamlou-grave.jpg300px-آرامگاه_دهخدا.jpg

 

 

 

 

 

و اما ایـران ما .

 

 

اگـر چه در بسیـاری از زبـان ها ، قرن ها قرن از دیگر ملل عقـب افتـاده ایم ، اما دست کم چیزکـی هنوز داریم که به آن دل خوش کنیـم . زبـان گفتـار و نوشتـاری را به ارث بـرده ایم که فـوایدش به دوام ما کمک های بسیـاری کرده و می کنـد . زبـانی داریم که از آن غول ها و خداوندهایی نظیـر فردوسی ، اسدی طوسـی ، خیـام ، حافظ ، مولانا ، رازی ، خوارزمـی ، دهخدا ، شاملو ، صمیـعی ، حسابی و .. پدید آمده اند . هر کدام ایـن موهبـت دیرمان را پله یی بالاتـر برده اند .

 

نتایجی داشته است ؛ که ما می توانیـم پا به پای کائنات و آدمیـان حرف بزنیـم و بشنـویم بی آنکه نتوانیـم بفهمیم . بتـوانیم موجودیت خود را به رخ کائنات و آدمیـان بکشیم . حتـا در عقب مانده گی هایـمان احسـاس ذلت محض نداشته باشیم ، امیـد را و زندگـی را هنوز به یاد داشته باشیم .

کلماتی در ذهن و بر دست داشته باشیم که بتوانند امید ، عشق ، گفتگو ، دانش ، آزادی ، دموکراسی  و .. را بگویـند ، بشنوند ، نوسازی کنند و بفهمنـد .

 

 بدون کلمات و مواد اولیه ی مورد نیـاز ، آیا می توان ایـن ها را نگاه داشت ؟ آیـا می توان با بیـل و کلنگ نظریـه های اجتماعی صادر کرد؟ آیا می توان با چرت و پرت گویی ، گفتمـان های فلسفی را هدایت کرد ؟ آیا می توان با جفنگ و هرزه گویی با فرهنگ ها و آدمیان تعامل داشت ؟ آیا می توان با زبـانی خشک و بی انعطـاف ، با کسی درد دل کرد و یا با توده سخن گفت ؟

 

می بیـنیم که امروزه از هر سو - از جانـب جوان تحصیلکرده تا روشنفکـران و دانشمنـدان و .. - ایـن زبـان در حال به یغمـا رفتن است . آن روح شیـرین و روح نوازش را دارد وجـب به وجـب از کف می دهد . هر چند که یـک زبان  با چند هزار سال عمر ، بسیار طول می برد که از دست برود ، اما هر ضربه یی بر آن می تواند تاوان هایی سنگین و مقطعی را برای یک ملت به همراه بیاورد .

 

عده یی با واژه های به شدت کوچه بازاری ، لحن محاوره ی ارزشمند ایـن زبان را به سخره می گیـرند . عده یی نیـز با گنده گویی و نامتعارف نویسی جنبه ی رسمی و دقیق آن را به باد بی توجهی می گیرند . ایـن وسط چکار بایـد کرد ؟

 

 

 

برگزیدن کدام لحن در گفتـار ، و کدام لحن و شیوه در نوشتـار بهتر است ؟

چطور هم می توان سرمایه های محاوره ی زبان فارسی را حفظ کرد و هم می توان جنبه ی رسمی آن را پاس داشت ؟

راه های فراروی یک فارسـی زبان برای دست یافـتن و نگـاهداری این زبـان چیست ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بهاره     , bahareh6688
بهاره - 20:21 1391/02/28
289
من زبان دارم پس می تونم نظرم رو بگم!! اگه نظرم اشتباه بود لازم نیست زبانم رو عوض کنم!!
"از خودم"

سجاد بوالحسنی , sajad1187
سجاد بوالحسنی - 00:21 1390/11/2
288

در کشوری کهن زندگی می کنم به نام ایران ؛ زبانی زیبا دارد به نام پارسی ، ولی چون عربها "پ" ندارند به آن فارسی می گویم...!

هاسمیک گودرزی , hasmiek
هاسمیک گودرزی - 12:32 1390/09/27
287
ادمهای زیادتری هم هستند که زبان دارند اما واقعا نیستند چون فقط زبان دارند وغیر از اون هیچ چیزی ندارند

پس جمله بحث میتونه این هم باشه من زبان دارم چون بغیر از اون چیزی ندارم

سجاد بوالحسنی , sajad1187
سجاد بوالحسنی - 23:44 1390/09/13
286
نقل قول از : موسوی

 

ریشه چند اصطلاح عامیانه


به دردتون میخوره با دقت بخونین

زپرتی:


واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق های روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.


هشلهف:


مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسیI shall have به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می برند.


چُسان فسان:


از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.


شر و ور:


از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.


اسكناس:


از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.


فکسنی:


از واژة روسی Fkussni به معنای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.


نخاله:


یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند.

 

 

 

پسندیدم..
فاطمه ح , 7sfh
فاطمه ح - 22:21 1390/06/8
285
نقل قول از : فاطمه ح

ذكر؛

یاد.

 

آخی؛ این اولین پستم تو یکی از تاپیکای مورد علاقه م تو این کلوب بود، یادش بخیر. نمی دونم چرا این
روزا همش یاد اون روزا می افتم..

 موسوی , conceal
موسوی - 00:17 1390/05/28
284

 

ریشه چند اصطلاح عامیانه


به دردتون میخوره با دقت بخونین

زپرتی:


واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق های روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.


هشلهف:


مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسیI shall have به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می برند.


چُسان فسان:


از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.


شر و ور:


از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.


اسكناس:


از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.


فکسنی:


از واژة روسی Fkussni به معنای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.


نخاله:


یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند.

 

 

 

 موسوی , conceal
موسوی - 21:44 1390/04/13
283
زبان خوب است هر چه باشد و زبان آدمیزاد باشد.
عباس ترابی , abbastik
عباس ترابی - 19:39 1390/01/22
282
نقل قول از : محمدصالح موسوی

نقل قول از : عباس تک


سلام این سوالات رو من جواب میدم اگه کسی نظری داشت حتمن برای استفاده دوستان بنویسه.

من هرچی لغت میخونم یادم نمیمونه بخصوص لغات کوتاه ؟

این مشکل عمومی برای همه ماست بخصوص در مورد لغات سه حرفی که هرچه مهارت در هر زبانی بیشتر بشه یادگیریشون بسیار سختر میشه!!!!!!!

اینکه شما لغتی میخونی و یادت نمیمونه برمیگرده به روشی که شما انتخاب کردی ،سطح و نوع کتاب که اینجا توضیح ندادی !!

اما در کل اگر بتونی به صورت context یاد بگیری بهترین روشه

آیا راهی هست که بتوانیم گرامر استاندارد یاد بگیریم و استفاده کنیم؟مثلا گذشته کامل استمراری کی استفاده میشه؟

باز هم شما نگفتی در چه سطحی از زبان هستی و اصلا زبانی که میخونی چی هست.

فرض اینکه انگلیسی باشه ،در سطوح مختلف گرامری که بدرد بخوره متفاوته و فقط باید بخونی و بخونی. اما در مورد این زمان که گفتید به دلیل اینکه در زبان فارسی بسیار کم استفاده میشه یرای زبان آموزان فارسی زبان درکش مشکله،گذشته کامل استمراری تاکید بر ماهیت استمراری عملی داره که در گذشتهای قبل از گذشته نزدیکتر اتفاق افتاده و همراه با استمرار ودر واقع بی وقفه بوده

البته نکات زیادی هم هست مثلا وقتی تعداد دفعاتی در کار گفته میشه نمیتونیم از این زمان حتی با فرض بالا استفاده کنیم و فقط باید از زمان گذشته کامل استفاده کنیم .

مثال:من برای دیدن فیلم با سجاد نرفتم چونکه سه بار فیلم رو قبلا دیدم.

توی مطالب یه موضوع جالب بر خوردم که مربوط به افزایش مهارت برقراری ارتباط بود چطور میشه این مهارت رو در حرف زدن افزایش بدیم؟

از فرمایشات آزاد هست که بهتره از خودش بپرسی ولی چیز واضحی است و توی کتابهای مختلفی میشه پیداش کرد.

 


ممنون ولی من زیاد چیزی نفهمیدم و مشکلم بیشتر شد که ایراد از خودمه !

ما طرفدار سادگی هستیم

 موسوی , conceal
موسوی - 19:57 1390/01/17
281

کلیه مطالبی که در این بحث قرار دادم خلاصه ی از مطالب گسترده در زمینه زبان شناختی و یادگیری زبان دوم بخصوص زبان انگلیسی بوده و مقدماتی است از مطالبی که در بیشتر جنبه های علوم انسانی  مانند رفتار گرایان ساختار گرایان عقل گرایان و عمل گرایان ،کلی گراها و مفهوم گرایان میتوان یافت.

پس از اینکه بطور خلاصه مطالبی در مرود چهار فاز یادگیری زبان دوم و سپس فرآیند یادگیری در کودکان و بزرگسالان و تفاوتهای آنها آوردم حالا به کمی عقب تر میروم .

مکاتب یادگیری:

از اوایل قرن نوزدهم بشر بیش از پیش به اهمیت  فراگیری زبان های مختلف به انگیزه دستیابی به علوم  و دانش ملل مختلف پی برد.در اینجا کاری به حواشی پیدایش مکاتب و ردپای آنها در گذشته و حال ندارم.

اول از همه این رفتار گراها و ساختار گراها بودند که در زمینه یادگیری زبان نظریاتی ارائه دادند که تا نیم قرن بسیار مورد توجه بود.ایوان پاولوف و اسکینر و قبل تر از آنها فروید و داروین را میتوان سرآمد این مکتب دانست.بدنبال آنها نظریه یادگیری زبان از طریق خواندن مطرح شد که انقلابی در یادگیری محسوب میشود.اما آنها چه میگفتند:خلاصه حرف آنها این بود که هر عملی عکس العملی دارد حالا اگر در حیطه زبانی کسی را مورد تحریک قرار دهیم بلافاصله باز خورد آن منجر به تولید زبانی میشود و یا حرکتی که باعث ارتباط خواهد شد(این عکس العمل از طرف پاولوف مطرح شد) و بر اساس تحریک های مشابه به مرور بازخورد مشابه و نزدیکی حتی از افراد متفاوت سر میزند که رفتار زبانی خاصی را معرفی میکند (این بخش رو اسکینر گفته)،حالا چیزی که میگویند این است که اگر معلم به پنجره اشاره کرد دانش آموز سریع معادل آن را خواهد گفت چون چند بار در گذشته دانش آموز به پنجره اشاره کرده و معلم  معادل آنرا گفته است .این به گفته آنها برای همیشه در رفتار زبانی  وی خواهد ماند. یا مثالهای بسیار دیگر.

البته خوبی های بسیار در این روش بوده اما مشکلاتی بر آن ها وارد است که سبب پیدایش مکتب دیگری شده تا این مشکلات را برطرف کند.اینجاست که  نظریات غولهای زبان شناسی کره خاکی یعنی نوام چامسکی و پس از آن آزوبل مطرح میشوند.آنها از اینکه رفتار گرایان نقش عقل و ذهن انسان را آن هم در یادگیری در مکتبشان نادیده و یا کم رنگ کرده اند بسیار انتقاد دارند.

آنها برای اولین بار به صورت تئوریک جایگاه ذهن و شعور و عقل انسان را در تمایر با سایر موجودات در برقراری ارتباط و کلام و یادگیری زبان دوم مطرح کردند.آنها در مقابل  یادگیری طوطی وار که در اثر تکرار و تمرین زیاد ایجاد میشد و پس از مدتی فراموش میشد و جایگاهی در حافظه بلند مدت (قبلا گفته شده) نداشت ،و انتقال و انطباق تجربیات کار با حیوانات به انسان را رد و یادگیری مفهومی  و درونی  را پدید آوردند.از اینجا معنا گرا ها بوجود آمودند.آنها یادگیری و به خاطر سپردن درست  مفاهیم زبانی را تنها در ارتباط با مفاهیم موجود در ذهن و دسته بندی موارد مرتبط گذشته و جدید در ذهن ممکن میدانستند و معتقدند که نباید مانند رفتار گراها از ابتدا شروع به تولید مفاهیم زبانی کنیم ابتدا باید مغز را پر از مفاهیم و مطالب اصولی زبان هدف کنیم و سپس انتظار خروجی از فراگیر را داشته باشیم.مثلا در فرایندی باید توانایی لغوی و دستوری فرد به حدی برسد و بعد از آن ذهن خود بخود شروع به تولید جملات متعدد و بیشماری  خواهد کرد و به تدریج توانایی زبانی هم افزایش پیدا میکند.این مکتب توسط خود چامسکی و دانشجویانش تا امروز خروجی های بسیاری داشته و چند بار بروز شده است.آنها یادگیری زبان را یک امر درونی میدانند که وابسطه به ذهن است و بخشی خوداگاه و بخشی ناخودآگاه است.

مکتب سوم که  از بیست سال پیش تا به امروز پررونق تر از همه است مکتب کلی گرایان و مفهوم گرایان است.انها به طور کامل نظریات پیشین را نادیده نگرفته و تا حدودی هم از آنها استفاده کرده اند.در جایی تقلید و حفظ مفاهیم را از رفتارگرایان الگو برداری کرده و جایی هم از چامسکی و نظریاتش استفاده کرده اند.در واقع تکمیل کننده ی همه هستند.مثل جناب راجرز که تمام تحقیقاتش از سی سال پیش تا الان در این زمینه است .آنها یادگیری زبان را علاوه بر مکاتب بالا به عوامل  محیطی اجتماعی و تربیتی و اقتصادی و کلا زندگی در دنیای امروز وابسطه میدانند و میگویند یادگیری زبان بر اساس تجربه ،نیاز ،علاقه و الهامات پیرامونی  تسریع میشود.مثلا برای گرفتن کاری  نیاز است شما به زبان خاصی توانایی نامه نگاری داشته باشید این میشود انگیزه و نیاز و البته الهام محیط پیرامون شما که در شما (اگر علاقه مند باشی)نیروی زیادی برای یادگیری آن زبان ایجاد میکند و این بیشتر از استعداد موثر است.و یک مثال معروف که اگر به کشوری اروپایی سفر کنید و گرسنه باشید و وارد فروشگاه مواد غذایی شوید اگر فردی نام ماده غذایی را ببرد که شما دنبال آن هستید و آن را به شما بدهد در آن حالت گرسنگی  هیچ گاه آن کلمه را فراموش نخواهید کرد و دفعات بعد در اثر گرسنگی آن کلمه را بخاطر خواهید آورد ....

این مکتب آخری از مکتب دومی نوام چامسکی کمی انعطاف پذیر تر  و بروز تر است.مانند همین مثال دومی که در واقع نظریات رفتار گرایان(مفهوم محرک و پاسخ پاولوف و اسکینر) و نظریات کلی گرایان را ترکیب کرده است.

 

در ادامه

     1-     فرآیندی که در ذهن اتفاق میفتد

انتقال مثبت و منفی

تناقض و موانع در یادگیری مفاهیم زبان دوم

بیش گذاری و عدم تطابق در ذهن

2-      سلسه مراتب سختی در یادگیری زبان دوم که هر کسی با آن در ارتباط است  

 

Sincerity

 

 

سجاد بوالحسنی , sajad1187
سجاد بوالحسنی - 08:21 1389/10/21
280
نقل قول از : سجاد بوالحسنی

 

 

فرهنگ لغات آنلاین

فارسی به فارسی

سریع ،کامل ،بی نقص و بدرد بخور

تقدیم به آنهایی که تلاش می کنند فارسی تر حرف بزنند

www.farsilookup.com

 

صرفا جهت اطلاع و یاد آوری ، چون حقش هست
گیلدا  , mahyar1389
گیلدا - 19:17 1389/10/10
279

میگم آقای موسوی یه کلاس نحوه یادگیری زبان بذارید

من که پدرم صلواتی شد ، حالا خدا پدر این گوگل رو بیامورزه خیلی کمک کرده ، اما من هم میشه گفت بیسوادم

سجاد بوالحسنی , sajad1187
سجاد بوالحسنی - 19:35 1389/09/18
278

 

تشکر..

خوشحالم که این بحث دوباره راه افتاد

مرسی محمد صالح

 

 

 موسوی , conceal
موسوی - 14:32 1389/09/14
277
نقل قول از : عباس تک


سلام این سوالات رو من جواب میدم اگه کسی نظری داشت حتمن برای استفاده دوستان بنویسه.

من هرچی لغت میخونم یادم نمیمونه بخصوص لغات کوتاه ؟

این مشکل عمومی برای همه ماست بخصوص در مورد لغات سه حرفی که هرچه مهارت در هر زبانی بیشتر بشه یادگیریشون بسیار سختر میشه!!!!!!!

اینکه شما لغتی میخونی و یادت نمیمونه برمیگرده به روشی که شما انتخاب کردی ،سطح و نوع کتاب که اینجا توضیح ندادی !!

اما در کل اگر بتونی به صورت context یاد بگیری بهترین روشه

آیا راهی هست که بتوانیم گرامر استاندارد یاد بگیریم و استفاده کنیم؟مثلا گذشته کامل استمراری کی استفاده میشه؟

باز هم شما نگفتی در چه سطحی از زبان هستی و اصلا زبانی که میخونی چی هست.

فرض اینکه انگلیسی باشه ،در سطوح مختلف گرامری که بدرد بخوره متفاوته و فقط باید بخونی و بخونی. اما در مورد این زمان که گفتید به دلیل اینکه در زبان فارسی بسیار کم استفاده میشه یرای زبان آموزان فارسی زبان درکش مشکله،گذشته کامل استمراری تاکید بر ماهیت استمراری عملی داره که در گذشتهای قبل از گذشته نزدیکتر اتفاق افتاده و همراه با استمرار ودر واقع بی وقفه بوده

البته نکات زیادی هم هست مثلا وقتی تعداد دفعاتی در کار گفته میشه نمیتونیم از این زمان حتی با فرض بالا استفاده کنیم و فقط باید از زمان گذشته کامل استفاده کنیم .

مثال:من برای دیدن فیلم با سجاد نرفتم چونکه سه بار فیلم رو قبلا دیدم.

توی مطالب یه موضوع جالب بر خوردم که مربوط به افزایش مهارت برقراری ارتباط بود چطور میشه این مهارت رو در حرف زدن افزایش بدیم؟

از فرمایشات آزاد هست که بهتره از خودش بپرسی ولی چیز واضحی است و توی کتابهای مختلفی میشه پیداش کرد.

 

عباس ترابی , abbastik
عباس ترابی - 15:24 1389/09/13
276

سلام من چند سوال دارم در مورد یادگیری هی میخواستم بپرسم وقت نمیشد

 

من هرچی لغت میخونم یادم نمیمونه بخصوص لغات کوتاه ؟

آیا راهی هست که بتوانیم گرامر استاندارد یاد بگیریم و استفاده کنیم؟مثلا گذشته کامل استمراری کی استفاده میشه؟

توی مطالب یه موضوع جالب بر خوردم که مربوط به افزایش مهارت برقراری ارتباط بود چطور میشه این مهارت رو در حرف زدن افزایش بدیم؟

 

در آخر ممنون از آقای موسوی که این بحث رو برای سوالات من باز کردند.

هاسمیک گودرزی , hasmiek
هاسمیک گودرزی - 02:12 1389/07/12
275
نقل قول از : سجاد بوالحسنی

 

چون ممکنه سوال بعضی از دوستان هم باشه

و با اجازه از هاسمیک عزیز..

هاسمیک :

هاسمیک واژه ای ارمنی ست. نام پرنده ای(ققنوس وار)، یا گُلی است. نامی است که از آن در فرهنگ ارمنی برای زنان استفاده می شود. به روایتی، به معنی یاس بنفش یا یاس خوشه ئی هم هست. از دسته ی نام هایی است که کارکرد اساطیری دارند و در فرهنگ ارامنه لطافت و عاشقانه گی را بر می تابد.

 

ممنونم از توضیحاتت سجاد جان

منم اولین بار توی شعر شاملو بهش برخوردم
که اخر دفتر یکم مثل توضیحاتی که شما زحمت کشیدی ونوشتی اونجا هم هست

توی داستان هدایت هم فکر میکنم سگ ولگرد بود دوباره دیدمش و در نهایت سریال هزار دستان یه نقش طلا فروشی هست به همین اسم همون که طلا فروشیش رو داود رشیدی میزنه

منم بخاطر معنی قشنگش وتک بودنش ازش استفاده میکنم

بازم ممنون از توضیحاتت
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.