userinfo close

  ,

روانشناسی


1psicology

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: باران بهاری - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
237
90/11/19 (23:53)
8
86
90/6/29 (13:20)
0
0
91/3/9 (19:45)
0
2
91/3/7 (01:27)
11
59
91/3/2 (04:13)
18
125
91/2/28 (23:16)
60
401
91/2/28 (23:11)
1
8
91/2/26 (01:25)
0
14
91/2/19 (03:46)
14
116
91/2/14 (22:19)
2
25
91/2/14 (04:30)
2
53
91/2/14 (04:24)
19
132
91/2/9 (13:18)
86
911
91/2/9 (12:31)
39
193
91/2/5 (22:04)
33
191
91/2/1 (21:15)
32
531
91/2/1 (21:11)
15
229
91/1/20 (01:50)
10
62
90/12/20 (23:27)
0
3
90/11/27 (11:52)

عنوان بحث

حمید فرهنگ , sepehrfarhang
حمید فرهنگ - 20:21 1390/10/11

عشق

سلام دوستان عزیز
روانشناسان عشق را این گونه تعریف می کنند:
عشق اشتیاق و کششی درونی است نسبت به یک امر بیرونی.
حال چرا من مثلا عاشق a می شوم ولی عاشق b نمی شوم این مسئله هنوز محل بحث روانشناسان است و هنوز جوابی قطعی به  این مسئله داده نشده است.
متفکران و عارفان بسیار سخن ها درباره عشق دارند اما کمتر سخن از چیستی عشق گفته شده است.
از نظر فیلسوفان اگزیستانسیالیست الهی عشق انواع عدیده ای دارد.
در یکی از تقسیم بندی های کلان که من آن را بسیار می پسندم و به نظرم تقسیم بندی قابل دفاعی است،عشق به دو قسم تقسیم شده است:
1-عشق خودگرایانه یا خودخواهانه
2-عشق ناخودگرایانه یا ناخودخواهانه
منظور از مورد 1 این است که من عاشق  x)xهر چیزی می تواند باشد)می شوم ولی x را فقط و فقط یرای خودم می خواهم و تا x را به دست نیاورم آرام نمی گیرم.
منظور از مورد 2 این است که من عاشق x می شوم ولی فقط و فقط به خوشبختی معشوقم می اندیشم حال اگر می بینم که معشوقم با من خوشبخت می شود فبها المراد ولی اگر باور دارم که معشوقم با من خوشبخت نمی شود دیگر در پی به دست آوردن او نیستم و در جستجوی راهی بر می آیم تا وی را خوشبخت کنم و در این مورد فقط و فقط خوشبختی و سعادت معشوقم برای من مهم است نه چیز دیگر.
فرق عشق 1 با عشق 2 در این است که در عشق 1 من در پی دست یابی به معشوقم هستم ولی در عشق 2 من در پی خوشبختی اویم.
نکته:به نظرم عشق پیامبران و عرفا از این سنخ بوده است یعنی وقتی آنها عاشق همه انسانها بودند در حقیقت در پی خوشبختی و سعادت انسان ها بودند نه دست یابی به آنها.
بدون شک عشق 2 منزلتش بسیار بالاتر از عشق 1 است.
دوستان برای درک بهتر این دو نوع عشق رجوع کنند به کتابهای زیر:
برای درک بهتر عشق 1 ن.ک به:اتللو،شکسپیر
برای درک بهتر عشق 2 ن.ک به:
شبهای روشن،داستایوفسکی،ترجمه سروش حبیبی
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ساحل سا , sahelg
ساحل سا - 16:59 1390/11/22
8
اما به نظر من آدما میتونن هم عاشق  a  باشن و هم عاشق b  و حتی عاشق  c  و الی آخر. خودتونم میتونین تو جامعه ببینین مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محسن م , lithium87
محسن م - 01:15 1390/10/23
7
نقل قول از : حمید فرهنگ

 

البته نظر دکتر فروید به صورت دقیق به میل جنسی مربوط میشه که کاملا منسوخ شده اما کلیات نظر ایشان همچنان مورد حمایت متفکران میباشد.

همانطور که اشاره کردید در فلسفه نیز از مسئله عشق نقل های فراوان از زمان افلاطون تا فلسفه پسامدرن شده است ، اما باید دقت داشت آنچه در فلسفه از آن تعبیر به عشق میشود با تعبیر روانشناسی متفاوت است.

عشق در فلسفه عموما به عنوان پاسخی برای هدف هستی بیان میشود ، اما اغلب در روان شناسی از عشق رمانتیک که میان 2 انسان برقرار میگردد صحبت به میان میآید.

جواب پرسش شما بیشتر در علم روانشناسی و جامعه شناسی پاسخ داده میشود.

اریک فروم تعبیر بسیار جالبی درد در مورد عشق رمانتیک : (نقل مظموم میکنم)

وی میگوید که ما خود را کالا میپنداریم و در جستجوی کلای مرغوب هستیم و سعی میکنیم آنسان باشیم که کالای مرغوبی به نظر آییم . در واقع وی با دیدی انتقادی به انسانها خرده میگیرد که همان روابط بازار و داد و ستد کالا را در مورد عشق نیز بکار میبرند.

حمید فرهنگ , sepehrfarhang
حمید فرهنگ - 19:46 1390/10/22
6

سلام محسن جان

به نکته خیلی خوبی اشاره کردی،یکی از اقوال مهم در مورد عاشق شدن نسبت به یک فرد خاص همین است یعنی بعضی از روانشناسان نظرشان همین است که زیبا بودن یک چیز،خوشایند ها و بدآیندها،عشق و نفرت و... همگی مربوط به روان ناخودآگاه انسان است یکی از روانشناسان بزرگ که در این باب به طور جدی بحث کرده است فروید است.اما آن حرف سر جای خودش باقی است که بین روانشناسان در این باب اتفاق نظر نیست و حقیقتا نظرات ضد و نقیض در این باب زیاد است،البته این را هم بگویم که فقط روانشناسان در این باب حرف نزده اند بلکه فیلسوفان هم حرفهای شنیدنی زیادی دارند.افلاطون یکی از این کسان است.برای نمونه دوستان می توانند به کتاب ضیافت رجوع کنند.

محسن م , lithium87
محسن م - 10:07 1390/10/22
5
و کتاب دیگری که بسیار مفید میتواند باشد ، " هنر عشق ورزیدن" اثر اریک فروم است
در آنجا نیز افرادی که عشق رمانتیک را تجربه میکنند به دو دسته مازوخیسمیان و سادیسمیان تقسیم میکند . و عشق رمانتیک را جوابی به مسئله تنهایی بشر میداند.
البته همانطور که میدانید اریک فروم نیز ار متفکران اگزیستانسیالیست میباشد .

به نظر من علت علاقه به a به جای b را باید در ضمیر ناخود آگاه جستجو کرد ، هر کس فراخور تجربیات شخصی خود به گونه ای از انسانها کشش بیشتری دارد .
حمید فرهنگ , sepehrfarhang
حمید فرهنگ - 16:21 1390/10/12
4

سلام دوست عزیز آقای سعید سعادتی

بزرگی به عقل است نه به سال.(سعدی)

در نوشته ی تان چون دچار چند خطای منطقی شده اید مجبور شدم این خطاها را بیان کنم تا دوباره تکرار نشوند.

خطای اول:اولین خطای شما این بود که فکر کرده اید فلسفه و روانشناسی محدودیت سنی دارند.هیچگاه من در نوشته های فیلسوفان و روانشناسان ندیده ام که وقتی بحثی را مطرح می کنند سن مخاطبان بحثشان را هم تعیین کنند.مثلا اریک فروم بگوید من کتاب داشتن یا بودن را برای افراد 23 سال تا 39 سال نوشته ام!!!!!!!!!!!!!!!!

خطای دوم:این حرفتان را که می گویید گمشده شما دانش و آگاهی نیست 1-از کجا میدانید که گمشده من این نیست؟2-امام علی(ع) دقیقا برعکس حرف شما رو فرموده که "دانش و آگاهی گمشده مومن است هرجا آن را یافت باید آن را بدست آورد".3-اتفاقا چون من می خواهم خودم را بشناسم در پی کسب دانش و آگاهی ام.

خطای سوم:تا آنجا که من مطلبم را زیر و رو کرده ام تجویز نسخه ای در آن نمی بینم.به فرض هم که نسخه باشد مگر مشکلی دارد.به تعبیری چه عیبی دارد وقتی یک نفر با نسخه ای درمان شده آن را با دیگران در میان نهد؟

خطای چهارم:در مورد سومتان دچار یک مغالطه منطقی شده اید به اسم "مغالطه قیاس به نفس"یعنی وقتی می بینی خودت در سطح انسان های عادی هستی فکر می کنی که همه مثل تواند،حال آنکه این فکر خطایی بیش نیست.شما از کجا میدانید که من اهل ایثار نیستم؟؟؟؟؟؟

خطای پنجم:اولا به جای اینکه نوشته مرا نقد کنید خود مرا نقد کرده اید با آن که هیچ شناختی هم نسبت به بنده ندارید.ثانیا یک منتقد منصف باید اندیشه یک فرد را به نقد بکشد نه خود آن فرد را،نقد یک نفر از دست هر انسان عاجزی ساخته است.

دوست عزیز امیدوارم پس از این با ورزه های درونی بتوانی حسادت و احساسات منفی را از درونت بزدایی و  به جای این که در پی پایین آوردن سطح دیگران باشی سطح خود را بالا ببری.

با تشکر

حسین هاشمی , hossein_27
حسین هاشمی - 15:57 1390/10/12
3
با سلام
مطلبت دارای توالی منطقی نیست
اولش می پرسی چرا ما عاشق فرد الف میشیم ولی عاشق فرد ب نمی شیم
بعدش در مورد انواع عشق می پرسی

در مورد مطلب اولت به نظر من این تفاوت های خاص بین افراد هست
که باعث میشه به هم جذب بشن
البته باید تفاوت های فردی رو هم در نظر گرفت
ولی بسیاری از روانشناسان اجتماعی معتقدند شباهت ها باعث جذب میشن

در مورد مطلب دوم
عشق نوع 1 از نظر علمی (طبق نظر داروین) درسته
یعنی من فرد دیگه یا چیز دیگه رو دوست دارم ولی این به خاطر خودمه
ولی عشق نوع 2 از نظر علمی پذیرفته نیست
واسه همین اگه کسی همچین عشقی داشته باشه
بیمار محسوب میشه
سعید سعادتی , saeid_saadati
سعید سعادتی - 13:11 1390/10/12
2
سلام دوست گلم
1- خیلی برای سن شما مناسب نیست در مباحث فلسفی و روانشناسی باشید
2- گمشده شما این دانش و آگاهی نیست بلکه خودتون هستید اول خودتون را بشناسید بعد نسخه تجویز کنید شاید به نسخه ای نیاز نداری
3- اگر کسی خود دوست نباشه نمی تونه دیگر دوست باشه اینی که ایثار مقوله خود دوستی را کنار بذاره برای افراد خاصه نه من و شما که در سطح انسان عادی  و نرمال هستیم
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.