userinfo close

  ,

روانشناسی


1psicology

تاسیس: 9 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: باران بهاری - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
237
90/11/19 (23:53)
8
86
90/6/29 (13:20)
0
0
91/3/9 (19:45)
0
2
91/3/7 (01:27)
11
59
91/3/2 (04:13)
18
125
91/2/28 (23:16)
60
401
91/2/28 (23:11)
1
8
91/2/26 (01:25)
0
14
91/2/19 (03:46)
14
116
91/2/14 (22:19)
2
25
91/2/14 (04:30)
2
53
91/2/14 (04:24)
19
132
91/2/9 (13:18)
86
911
91/2/9 (12:31)
39
193
91/2/5 (22:04)
33
191
91/2/1 (21:15)
32
531
91/2/1 (21:11)
15
229
91/1/20 (01:50)
10
62
90/12/20 (23:27)
0
3
90/11/27 (11:52)

عنوان بحث :: این بحث را 4 نفر دنبال می کنند.

ساحل سا , sahelg
ساحل سا - 02:40 1390/09/28

چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید

با سلام حدود چندماه پیش با یه آقایی آشنا شدم که این آشنایی به این دلیل شروع شد که این آقا بشدت از من کمک خاستن و گفتن که من خیلی تنهام و اینا خلاصه کاری کرد که دلم به حالش سوخت و ادعا کرد که عاشقت شدم و تو میتونی تو این دنیا از دستم بگیری  و.............

بنده هم با اینکه علاقه ای به این رابطه نداشتم ولی دیگه مجبور شدم که حداقل تلفنی باهم در ارتباط باشیم  اما بعد چنماه احساس کردم که این رابطه باید تموم بشه و به ایشون گفتم ولی باز بشدت احساسات منو تحریک کردن و حرفایی زدن که واقعا دلم به حالش سوخت و با تمام فک کنم بی رحمی رابطه رو تموم کردم اما  به شدت عذاب وجدان گرفتم و منی که تاحالا برا هیچ پسری حتی دلم تنگ نشده بود گریه کردم الن هم نمیدونم چیکار کنم آیا من اشتباه و گناهی کردم؟آیا ظلم به حق ایشون کردم؟ خیلی ناراحتم چون خیلی خیلی زیاد از من کمک میخاست و  قبل  از خداحافظیمون گفت که دکتر بهم گفته که از بس فکر کردی و تحت فشار بودی اگه اینجوری ادامه بدی مغزت کمتر از 5 سال هنگ میکنه و تو با اینکارات همه چیو بدتر کردی (باید بگم که ایشون واقعا تحت فشار مشکلات خانوادگی بودن و اونجورکه فهمیدم احساسم این بود که بشدت کمبود محبت دارن)  الان نمیدونم چیکار کنم اگه میشه راهنماییم کنین.

با تشکر

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
هومن آشنا , saeedsad1
هومن آشنا - 23:16 1391/02/28
18
عزیزم باید بدونی تو مسئول مشکلات و بدبختی های دیگران نیستی بلکه باید بیش از هر چیز به سلامت و رشد خودت فکر کنی
درسته اگه تونستی و موقعیتشو داشتی می تونی به دیگران هم فکر کنی و کمک کنی
زیاد نگران نباش
اگه اون این قدر زرنگ بوده که تونسته مخ دختر خوشگلی مثل تو رو این طوری بزنه قطعا قدرت حل مشکلاتشو هم داره
ما مردا چیزایی رو در مورد هم می فهمیم که شاید شما دخترا نتونید
به هر حال تو باید به فکر خودت و سلامت خودت و کسایی که مسئولیتی بهشون داری مثل نزدیکانت باشی
فرید دهری , persia7000
فرید دهری - 22:30 1390/12/15
17
نقل قول از : سیما سیما

 

کاغذ دیواری کره ای

به صرفه تر از رنگ آمیزی

با طرح های بسیار شیک

10 سال گارانتی

www.kayendecor.com




یعنی چقدر آدم باید الاغ باشه که اینجا تبلیغ کاغذ دیواری کنه
سیما سیما , sssimaaa
سیما سیما - 20:38 1390/12/14
16

 

کاغذ دیواری کره ای

به صرفه تر از رنگ آمیزی

با طرح های بسیار شیک

10 سال گارانتی

www.kayendecor.com



پژمان پ , unforgettable_boy2010
پژمان پ - 15:15 1390/12/1
15
نقل قول از : ساحل سا

خوب این آقا نمیگه که مشکل دارم از این بابت که کمکم میتونی بکنی بلکه ادعا میکنه عاشق شدم و از این لحاظ بی تابی میکنه . اینم اضافه کنم ازدواج کرده بودن اما داره طلاق میگیره و بخاطر مهریه تحت فشاره ازدواجشم با فشار بوده و بعد خانمش اینطور که خودش میگه بعد 2 ماه طلاق میخاد فقط بخاطر گرفتن مهریه.

آره راست میگین من خودمم فک کنم مشکل دارم چون تا الان از هیچ آدمی ابراز محبت ندیده بودم و خودمم تحت تاثیر قرار گرفتم اما از جهتی هم بین عقل و احساسم سردرگمم .

و چون آدمی هستم که شاید بتونم پا رو احساسات خودم بزارم اما پا رو احساسات کسی دیگه نمیتونم بزارم سردر گم شدم.وگرنه ایشون از لحاظ اجتماعی و تحصیلی از من پایینرن و واقعا بی عقلیه که اینجوری فداکاری کنم  اما نمیدونم چرا اینجوری شدم .

به هر حال از راهنمایی تک تک شما آدمای مهربون ممنونم خیلی

به به چشمم روشن!!!!!!
اون مشاوره ای که من داده بودم فکر می کردم اون آقا مجردن..نگو متاهل اند
شما یه چیزیتون میشه...کاملا مشخصه که هیچ ارزشی برای خودتون قائل نیستید و اگه خودتون هم نمی گفتید کاملا معلوم بود که  بی عقلی کردید.
کاری جز دعا کردن برای بازگشت عقل تان ندارم

پژمان پ , unforgettable_boy2010
پژمان پ - 02:42 1390/12/1
14

چرا پسره نمی تونه با خانواده اش در میون بذاره؟این جمله رو درک نکردم که میگه و ((در عین حال نمیتونه درمورد من با خانوادش صحبت کنه))اول اینکه چرا نمی تونه و دوم اینکه نظر خانواده اش چیه؟اصلا خانواده اش دیدن دختره رو؟حرف زدن؟اگه اومدن و دیدن علت مخالفتشون چیه؟آخه علت داریم تا علت...این دختر اولا نمیشه خیلی رو عشقش حساب کرد.معمولا تو عشق های 20 سالگی  اونم از نوع دخترونه اونم این دختر که حرف زدن و افکارش خیلی پرت و پلا و هم مذهبیه و هم امروزی!نمی شه خیلی حساب باز کرد.حالا فرض می گیریم رابطه درستیه این دختر باید از این حالت سردرگمی یا بلاتکلیفی بیرون بیاد.یا رومی روم یا زنگی زنگ..به پسره بگه با خانواده اش صحبت جدی کنه و اگه پسره قصدش واقعا ازدواجه خوب بیان خواستگاری دختره رو ببینن...نگه ازدواج بگه فقط یه خواستگاری دیدن..فعلا فقط همین..دختر به پسر باید بگه که به خانواده ات بگو بیان خواستگاری من و با من و خانواده ام آشنا بشن..به پسره نگه که بیا منو حتما بگیر...بهش فقط بگه بیاد خواستگاریم ببینیم مزه دهن خانواده پسره چیه..خوششون میاد..خوششون نمی یاد....مخالفن..موافقن..شاید دلیل مخالفتشون منطقی باشه(شاید هم نباشه)..درکل به پسره بگه اگه واقعا منو میخوای یه سر حالا بیایین خواستگاری...خواستگاری مگه چه اشکالی داره..خواستگاری که لزوما به معنای موافقت و ازدواج نیست..پسره باید مادرش و خانواده اش رو راضی کنن که برن خواستگاری دختره چه اشکالی داره..یه مهمونیه دیگه..فقط بیان دختره رو با خانوادهاش ببینن...بعد که اومدن حرف ها و آشنایی ها انجام بشه و شرایط و موافقت و مخالفت ها بررسی بشه


فرید دهری , persia7000
فرید دهری - 02:36 1390/11/24
13
مذهب هیچی غیر بدبختی برای آدما نداره... اینم یه نمونش
این خانوم کار زیادی نمیتونه بکنه و کاملاً مشخصه که اولین رابطه ی عمیقش رو تجربه میکنه، چون به قول خودش از همه چی افتاده و نمیتونه فراموش کنه.
تنها راه اینه اون آقا شهامت داشته باشه برای چیزی که میخواد تلاششو بکنه، مامانم میمیره و بابام سکته میکنه و به من وابستن و طردم میکنن و این حرفا و بازیا همه کشکه. آدم بالغ کسیه که تمام و کمال مسئولیت زندگیشو بپذیره و برای چیزی که میخواد تلاش کنه. مادر پدر بودن فقط به عنوان نیست، مادر و پدر باید مادر و پدری کنن
برو به دوستت بگو اگه اون آقا برای بودن باهات خواست تلاش بکنه ارزش سختی کشیدن رو داره، ولی اگه جر بزه شو نداره برو دنبال زندگیت... خیالتم راحت آسمون نمیاد زمین... حداکثرش میخوای یه سالی افسرده باشه...اما برای آیندت باتجربه و فهمیده تر میشی و شـــــــــــاید، شاید، بتونی یه کم ماهیت واقعی مذهبو درک کنی و ازین به بعد عاقلانه تر و بهتر زندگی کنی. این فکرا که حکمت خداست و اینارم بذار کنار، همه چی به رفتار و نوع فکر خودتون بستگی داره

فرید دهری , persia7000
فرید دهری - 01:23 1390/11/7
12
ببین ساحل خانوم
بیخودی بازی نده خودتو... اینکه کسی بتونه از پس مسائل زندگی بر بیاد مستلزم اینه که به یه آگاهی هایی برسه نه اینکه یکی باشه که اون خلآها رو با حضور خودش پر کنه. شما اگه میتونی به اون آدم آگاهی بدی تا ماهیت مشکلاتشو درک کنه و کاری براش انجام بده این کارو بکن... اما اینکه من عاشقت شدم و تو نباشی فلانه و این حرفا، این خودش یه مشکل دیگس بر اون مشکلات، پس لااقل برای اینم که شده باید اون آدمو ول کنی. درمورد خودتم عذاب وجدان نسبت به چی؟ شما که مسئول خوشبختی دیگران نیستی، مگه پروژه گرفتی که این آدمو خوب کنی و متعهدی؟! تا جایی که میتونی کمک میکنی اما وقتی خود طرف میخواد بازی را بندازه تمومه دیگه
ساحل سا , sahelg
ساحل سا - 22:54 1390/11/1
11

خوب این آقا نمیگه که مشکل دارم از این بابت که کمکم میتونی بکنی بلکه ادعا میکنه عاشق شدم و از این لحاظ بی تابی میکنه . اینم اضافه کنم ازدواج کرده بودن اما داره طلاق میگیره و بخاطر مهریه تحت فشاره ازدواجشم با فشار بوده و بعد خانمش اینطور که خودش میگه بعد 2 ماه طلاق میخاد فقط بخاطر گرفتن مهریه.

آره راست میگین من خودمم فک کنم مشکل دارم چون تا الان از هیچ آدمی ابراز محبت ندیده بودم و خودمم تحت تاثیر قرار گرفتم اما از جهتی هم بین عقل و احساسم سردرگمم .

و چون آدمی هستم که شاید بتونم پا رو احساسات خودم بزارم اما پا رو احساسات کسی دیگه نمیتونم بزارم سردر گم شدم.وگرنه ایشون از لحاظ اجتماعی و تحصیلی از من پایینرن و واقعا بی عقلیه که اینجوری فداکاری کنم  اما نمیدونم چرا اینجوری شدم .

به هر حال از راهنمایی تک تک شما آدمای مهربون ممنونم خیلی

محسن م , lithium87
محسن م - 15:37 1390/10/29
10
نقل قول از : پژمان پ

    

واقعیت رو گفتی.

پژمان پ , unforgettable_boy2010
پژمان پ - 16:45 1390/10/23
9
این آشنایی به این دلیل شروع شد که این آقا بشدت از من کمک خاستن و گفتن که من خیلی تنهام و اینا خلاصه کاری کرد که دلم به حالش سوخت و ادعا کرد که عاشقت شدم و تو میتونی تو این دنیا از دستم بگیری  و.............
.........................................................................................................................
باید بهش می گفتی  این که کسیو نداری و تنهایی مشکل خودتونه. بهش  میگفتی خب تنهایی برو به پدر و مادرت بگو.برو یه دوست  همجنس واسه خودت پیدا کن.اگه خیلی ابعادش شدیده خب برو از یه مشاور یا متخصص کمک بگیر یا کمک حرفه ای بگیر که چرا انقدر تنهام. یعنی چی یک کاره  پاشده اومده بهت گفته تو میتونی تو این دنیا دست منو بگیری و.......هیچ انسانی جز خودش نمی تونه دست خودشو بگیره.من نمیگم تو رابطه کمک و همیاری نباشه اتفاقا باید باشه ولی وقتی  علت اصلی رابطه ای  ر تنهایی و ضعف های عاطفی  و این بچه ننه بازی ها باشه برای من چندان قابل درک نیست.

بنده هم با اینکه علاقه ای به این رابطه نداشتم ولی دیگه مجبور شدم که حداقل تلفنی باهم در ارتباط باشیم
.........................................
بله بله دیدم چقدر واقعا هم علاقه نداشتین.شما که راست میگی ...
در ضمن یعنی چی که میگین مجبورتون کرده بود؟ آیا تفتگ تو شقیقه تون گذاشته بود؟چاقو تو گلوتون گذاشته بود؟با اسلحه مجبورتون کرد که به دردودلهاش گوش بدید.؟باچی مجبورتون کرده بود آخه...


اما بعد چنماه احساس کردم که این رابطه باید تموم بشه و به ایشون گفتم ولی باز بشدت احساسات منو تحریک کردن و حرفایی زدن که واقعا دلم به حالش سوخت
..................................................................................................
شما اگه خیلی انقدر دلسوز هستید خب برید بنیاد خیریه.اونجا حداقل دلسوزی هاتون موثرتره تا تلفن زدن و حرف های صد من یه غاز زدن با یه پسر بچه آویزون.فکر کنم خودش ننه بابا داشته باشه.لازم نیست شما براش نقش ننه رو بازی کنید.
اما  به شدت عذاب وجدان گرفتم و منی که تاحالا برا هیچ پسری حتی دلم تنگ نشده بود گریه کردم
.............
چقدر رمانتیک.....با اینکه شما رو نمیشناسم ولی احساس می کنم شما با کمک به دیگران و گوش دادن به ضعف دیگران احساس بزرگی می کنید و اعتماد به نفس کاذب بهتون دست میده وگرنه انقدر دلتنگ نمی شدید.بعضی انسان ها وقتی احساس می کنند دیگری ضعف داره و بهشون نیاز داره احساس مهم بودن و یه حالتی شبیه به خود بزرگ بینی بهشون دست میده.نکنه شما تو این دسته از افراد هستی؟این که دختر با احساسی هستی و گریه میکنی خب خوبه ولی احساسات رو باید جای درست ازش استفاده کرد.

الان هم نمیدونم چیکار کنم آیا من اشتباه و گناهی کردم؟آیا ظلم به حق ایشون کردم؟
.................
خیر..تنها کار درستی که کردید همین بود.اشتباه رو قبلا انجام داده بودین که اجازه دادین این رایطه که خیلی ناشیانه شروع شده به اینجا برسه
 خیلی ناراحتم چون خیلی خیلی زیاد از من کمک میخاست
.................................
آخه به شما چه ربطی داره که به او کمک کنید.خیلی از جوون ها غمگین اند و افسرده و ناراحت.پس میخوای برو با همشون دوست شو  خجالت نکش..برو..آخه دختر خوب این چه حرفیه.شما اگه خیلی زرنگ باشی بایدبتونی به خودت کمک کنی آخه به مردم چکار داری.خیلی همت کنی شاید بتونی زندگی خودتو جمع و جور کنی لازم نکرده زندگی دیگران رو تو بسازی و بشی دایه مهربون تر از مادر

 و  قبل  از خداحافظیمون گفت که دکتر بهم گفته که از بس فکر کردی و تحت فشار بودی اگه اینجوری ادامه بدی مغزت کمتر از 5 سال هنگ میکنه و تو با اینکارات همه چیو بدتر کردی (باید بگم که ایشون واقعا تحت فشار مشکلات خانوادگی بودن و اونجورکه فهمیدم احساسم این بود که بشدت کمبود محبت دارن)
.............................................................
اولا مغز ایشون خودش هنگ کرده و از کار افتاده هست البته اگه مغزی تو کله اش باشه دوما آخه کدوم مریضی مغزی داریم که طرف انقدر فکر کرده که مغزش بیمار میشه دروغ بهتون گفت.بهش بگو از خودت مریضی اختراع نکن.هیچ دکتری از این چرت وپرت ها نمیگه.حرف رو از خودش در آورده نه دکتر..الکی اینا رو میگه تا به شما عذاب وجدان تزریق کنه.فوق فوقش هم اگه همچین بیماری وجود داره باز هم مشکل خودشه.این آقا خیلی دوست    د اره ادای آدمای  قربانی رو بازی کنه خب منم هزار و یک مشکل ممکنه داشته باشم پس برم با یکی وارد رابطه بشم و بگم من مشکل دارم باید دلت برام بسوزه مشکلمو حل کن یالله مشکلمو حل کن.هرکس مسول مشکلات خودشه.کمبود محبت داره خب داره که داره به شما چه.بره به ننه باباش غر بزنه و شکایت کنه.بره به اونا بگه  .......مگه شما دکترید روانشناسید مددکار هستید.مشاور هستید؟شما خودتو نمی تونی جمع و جور کنی انوقت میخوای کمک حال اون بشی؟

الان نمیدونم چیکار کنم اگه میشه راهنماییم کنین.
..............................
هیچی.رابطه رو قطع می کنی و به پسره خیلی مودب و جدی می گی : آقای محترم.درکت می کنم که مشکل داری و غمگینی ولی باید مشکلتو خودت حل کنی یا خانواده ات برات حل کنن..اگه حس می کنی مشکلاتت بغرنجه و ... خب برو کمک حرفه ای بگیر.برو رو خودت کار کن.چه میدونم برو کتاب های روانشناسی راجع به مشکلت بخر بخون من که نمی تونم واسه تو مادر باشم.    همین. اصلا هم عذاب وجدان نگیر که این فکرها سمه من میدونم اون پسر احتیاج به کمک داره وشاید هم واقعا قربانی باشه اما به شما مشکلات اون مربوط نیست.    
امیر آذی , amirazarhooh
امیر آذی - 10:06 1390/10/19
8
غصه بخور و خوت رو شماتت کن ولی دلیلی نداره زندگیت رو به خاطر یه رابطه ی ساده متوقف کنی. بله: ساده! همه ی رابطه ها ساده و پیش پا افتاده ن، با تموم ظاهر
یچیده ای که ممکنه به خودشون گرفته باشن.
یه مرد وقتی وارد رابطه با یه زن میشه همیشه باید اماده ی پس زده شدن باشه. اینو باید به عنوان پیش فرض در نظرش داشته باشه. این آقایی که ازش حرف میزنید به نظر من اونقدر تنبل شده بوده که می خواسته بار دردهاش  رو روی دوش شما بندازه. پس:
غصه بخور  و خودت رو شماتت کن ولی زندگیت رو مختل نکن.
همیشه شادکام باشی.
امیر
نرگس ن , nargesroola
نرگس ن - 19:03 1390/10/18
7
عزیزیم بزرگترین اشتباه شما این بوده که خودتو مسول ناراحتی او کردی و اشتباه بدتر که این رابطه رو ادامه دادی.اولا این رو بدون تو مسئول تنهایی و ناراحتی همه ادمها نیستی.اون اگه تنها بود میتونست ازدواج کنه یا با خانوادش در میان بگذاره یا خیلی راههای دیگه.اگه اینکار شما درست بود از فردا باید هرکسی هر پیشنهادی داد بپذیریم چون ممکنه طرف تنها باشه و گناه داشته باشه.از نظر خودت منطقیه؟هرادمی تنهاییهای خاص خودشو داره و باید از راه درستش اون رو برطرف کنه. شما امدی خیری کنی که واسه خودت گناهه.از نظر من اگه بهش علاقه نداری و صرفا جهت دلسوزیه رک و راست بهش بگو جای درد و دلش نباش کم کم سرد شو و رابطتو قطع کن. اینطور برای هردوتون بهتره. تا اخر عمرت هم فراموش نکن ادم خوبه به دیگران کمک کنه.اما این کمک کردن مکان داره زمان داره و طرف که میخوای بهش کمک کنی هم شرطه.مطمئن باش اگه این رابطه رو تموم نکنی به زودی طوری برات رنج اور میشه که مجبوری ه شکل بدی ازش جدا شی و چنین چیزی برای اون هم عواقب بدتری داره.
پیام نت , payam_net
پیام نت - 11:09 1390/10/17
6

salam

bebin Sahele aziz Aval noktey ke Baya eshare beshe behesh inke Hale shoma baraye bande kamelan Ghabele darke  chon halathaye moshabehyro didam Va shayad Hodododish ro ham khodam tajrobe karde basham. Albate in noktaro ham eshare konam Chon ma az on Shakhse morede nazare shoma hich shenakhty Nadarim Shayad nazaratemon ziad dorost nabashe Va ma az koliat sohbat mikonim Na Daghighan Shakhse morede nazare shoma. Albate in mored 2 ta boed dare inke 1 inkke afrad bar asase zafha va gozashtey ke dashtan Va bar asase niazhaye atefi va ehsase tanhaey va zafha dast be hamchin eltemasi baraye yek ertebat mizanan. va 2 inke momkene shakhs bar asase zebel bodanesh Va shenasaey noghte zafe shoma dast be in amal baraye control raftare shoma zade. va momkene in raftar dar afrad gahan ya be sorate khodagahane ya na Khdoagah anjam begire. va Hal shoma hasty ke behtare ba yek tafakore manteghy Na inke ehsasy ba farde morede nazar barkhord Koni..age ehsas kardin be mokatebe va goftegoye bishtary hast mitonin be in email bezanin...payam.net@mail.com

مهدی فولادی , 2267395
مهدی فولادی - 23:10 1390/09/30
5
از اونجایی که عشق برای اغلب زنان با درد رو رنج همراهه

یکی از روشهای به قول ما "نخ نما" یا به قول نویسنده "مبتذله" بدست آوردن دل یک زن

درد دل رنجها و مشکلاته 

پارتنر شما در ابتدای آشنایی برای جلب نظر شما موفق بود (حالا چه در مورد خودش

راست گفته و یا دروغ) به هر حال شما با او وارد رابطه شدید(از روی دلسوزی و

کنجکاوی رایج زنانه)

ایشون ممکنه ذاتا آدم خوبی باشه ولی فقط محارت کافی برای نگهداری از یک رابطه رو

نداره

ایشون نمیدونه که نباید عشق رو از کسی درخواست یا التماس کرد با این کار طرف

مقابل اگر کوچکترین تصمیمی برای ابراز عشق داشته باشه از این کار منصرف میشه

( درست کاری که شما کردید)  

رفتارهای تشنه و التماس گونه ایشون شما رو کلافه کرده به این نتیجه رسیدید که این

مردی نیست که شما بخواهید به او تکیه کنید بلکه این اوست که میخواهد به شما تکیه

کند  و این خارج از قوائد معمول روابط مردو زن است

به نظره بنده با توجه به رفتار ایشون عکس العمل شما کاملا طبیعی بود

با خودت رو راست باش برگرد و به طرفت نگاه کن آیا اون امکانات روحی و اجتماعی کافی

برای نگهداری ار شما به عنوان یک مرد رو داره؟؟

اگر نه( که من احتمال میدم اینطور باشه) به هیچ عنوان به رابطه بر نگرد 





 

 
علی  , 38
علی - 15:43 1390/09/28
4
تو از اون بیشتر گیری.
بعد از دروغ هایی که به همه می گی روزی 15ثانیه با خودت صادق باش می بینی اون کیه که بهش ظلم شده تو یا اون.
به هر حال من با این رابطه به شدت مخالف هستم اما بهترین تصمیم گیرنده همون خودت تو اون 15ثانیه هستی
یا علی|(ع)
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.