| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
31
|
140
|
87/7/20 (02:15)
|
|
||
|
|
318
|
2182
|
87/7/20 (01:49)
|
|
||
|
|
54
|
319
|
87/7/20 (01:24)
|
|
||
|
|
1750
|
5143
|
87/7/20 (00:10)
|
|
||
|
|
99
|
323
|
87/7/20 (00:06)
|
|
||
|
|
165
|
657
|
87/7/19 (11:13)
|
|
||
|
|
389
|
1789
|
87/7/18 (23:36)
|
|
||
|
|
1482
|
6562
|
87/7/18 (22:53)
|
|
||
|
|
623
|
2923
|
87/7/18 (11:53)
|
|
||
|
|
280
|
800
|
87/7/18 (11:43)
|
|
عنوان بحثتو بیا .... "هر چه میخواهی دل تنگت بگو!!" ........ 22 بهمن 85 - 12:16 | |
در هر موردی "بشتر شعر باشه "
| |
344 1 مهر 1387 ساعت 16:11 | |
|
343 1 مهر 1387 ساعت 06:05 | |
ای خدای توبهپذیر! اینک مرا دریاب که مانند ذغال افروخته در کورهای، به خنکای رحمتت میاندیشم و دریاب کلوخی را که در بیابان عطش در جستجوی قطره آبی از باران لطیفت به خود میپیچد.!
|
342 31 شهریور 1387 ساعت 12:41 | |
عشق را می گویم باید این حادثه را از نگه سبز تو آغاز نمود عشق را باید از زمزمه بارش چشمان تو با واژه احساس سرود و در این قدرت دریایی تو کشتی توفان زده را در دل امواج سپرد به تب حادثه غرق شدن مردن و آغاز شدن به هم آوایی قلب دو پرنده به سبکبالی اوج دل سپردن به شب هم نفسی راغب پرواز شدن آری عشق را باید ابراز نمود عشق را باید گفت |
341 31 شهریور 1387 ساعت 11:52 | |
قسم به پرستو، آن گاه كه جفتش می میرد وتنها به آشیانه باز می گردد. چه غروب غریبی! قسم به كرم شب تاب، آن گاه كه از پیله بیرون می آید وبا نسیم هم آغوش می شود. چه پروازی! قسم به خورشید، آن گاه كه تو بر آن می تابی، چه تلالویی! قسم به همه ی دانه ها، آن گاه كه در خاك می میرند ودر نور متولد می شوند. چه رستاخیزی! قسم به ساقه ای كه در باد می شكند. قسم به پروانه ها، آن گاه كه از ایشا ن جز خاكستری بر جای نمانده است. چه اشتیاق سوزانی! قسم به تمامی آیینه ها، آن گاه كه در برابر آب قرار می گیرند. قسم به لطافت قسم، می دانم كه می دانی كه دوستت دارم! |
340 31 شهریور 1387 ساعت 00:18 | |
ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست در بوستان گلی چو رخ دوستان کجاست وی دوستان چه باشد اگر آگهی دهید کان سرو گلعذار مرا بوستان کجاست |
339 30 شهریور 1387 ساعت 19:24 | |
به دشت رفتم، قطعه زمین كوچك دلم را شخم زدم، بذرهای نگاهم را در همه جا افشاندم. تابستان است. خوشه های زیبایی درو می كنم. |
338 30 شهریور 1387 ساعت 01:09 | |
دلم سخت سردش است.... ![]() |
337 30 شهریور 1387 ساعت 00:35 | |
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست .....
|
336 30 شهریور 1387 ساعت 00:07 | |
آسمانی روشن از نور خدا دارد دلم گلبنی از رویش سبز دعا دارد دلم سر خوش از جام می عشق است و مست از دوستی رمز و رازی با حریم كبریا دارد دلم دور از ابر گناه و دور از آلودگی آسمانی آبس و بی انتها دارد دلم مهربان و با صفا و با گذشت و عاشق است راه و رسم و شیوه ی اهل وفا دارد دلم می رود گاهی نهانی تا حریم كبریا ارتباطی خوب و شیرین با خدا دارد دلم |
335 29 شهریور 1387 ساعت 21:31 | |
با شما طی کرده ام راه درازی را راه شش صد ساله از دفتر حافظ این زمانم گر چه ابره تیره پوشیده است پای رهوارش شکسته سنگ دهر میشناسد چشم هایم چهرهاتان را این چنین بیگانه از من رو مگردانید من همان دریا یتان ای رهروان عشق اصل من بودم بهانه بود فرعی بود در کفه فرهاد تیغه من نهادم من مسخ کرده چهره ام را گر چه در این ایام من همانم آشنای سالهای دور |
334 29 شهریور 1387 ساعت 09:48 | |
آی مردم ...
|
333 29 شهریور 1387 ساعت 03:11 | |
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه
|
332 29 شهریور 1387 ساعت 02:49 | |
روی تک صندلی تنهایم ته یک راهرو که غمگین است زل زدم به سوال سختی که به جوابم عجیب بدبین است
زل زدم به خودم به تو وقتی اخم هایت مراقبم بودند فکرهای فراری ام حتی به فراموشی تو محدودند
فکرهایی که می کشد من را سمت یک مشت چیز محکم که در سرم از همیشه می کوبد مثل یک ذهن نامنظم که↓
پخش می شد میان من هربار جزوه ها را نخوانده می بندم حس خوبی / ندارمت اما بی جهت هفته هاست می خندم
قلقلک تر مرا قدم می زد کفش های کثیف ونوک تیزی باز می ترسم از خودم انگار می زند زیر گریه ام چیزی
زیر این صفر یخ زده دور از این عددها که تا ابد منفی ست با همین چشم های ِ ...می دیدم هیچ کس واقعاً کنارم نیست
|
331 29 شهریور 1387 ساعت 01:12 | |
|
330 29 شهریور 1387 ساعت 00:25 | |
کاش می تونستم تموم دلتنگی هامو لای کوچه پس کوچه های یه غزل پنهووون کنم...... و برای دل تنگم بخوونمش تا ببینه که درکش میکنم... |





















