| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1263
|
5300
|
87/6/15 (22:12)
|
|
||
|
|
1515
|
4147
|
87/6/15 (22:10)
|
|
||
|
|
184
|
1389
|
87/6/15 (16:07)
|
|
||
|
|
108
|
329
|
87/6/15 (16:00)
|
|
||
|
|
154
|
570
|
87/6/15 (15:57)
|
|
||
|
|
42
|
159
|
87/6/15 (10:14)
|
|
||
|
|
265
|
1313
|
87/6/15 (04:35)
|
|
||
|
|
542
|
2525
|
87/6/15 (03:54)
|
|
||
|
|
60
|
265
|
87/6/15 (02:23)
|
|
||
|
|
19
|
81
|
87/6/15 (02:05)
|
|
عنوان بحثتو بیا .... "هر چه میخواهی دل تنگت بگو!!" ........ 22 بهمن 85 - 12:16 | |
در هر موردی "بشتر شعر باشه "
| |
305 6 مرداد 1387 ساعت 23:49 | |
دلا شغان مسکین مشکن بترس از آن دم که شبی نیازمندی بکشد ز سینه آهی!!!!!
تو ز اشتباه روزی قدمی به خانه ام نه که رسد دلی به کامی چو کنی تو اشتباهی
|
304 6 مرداد 1387 ساعت 15:27 | |
وقتی دلت برای خودت تنگ می شود آیینه ای که سهم دلت سنگ می شود وقتی صدا که پر شده از حس کال بغض با حرمت سکوت تو در جنگ می شود می خواهی از خودت برهی آسمان شوی اما دو پای رفتن تو لنگ می شود با خود به بعد فاصله ها فکر می کنی دنیا به پیش چشم تو بی رنگ می شود اینجا بمان و فاصله ها را به هم بزن هرچند با صداقت تو جنگ می شود
|
303 5 مرداد 1387 ساعت 08:22 | |
وقتی از آفتاب برایت تن آفریدتکلیف روزهای مرا روشن آفریدبرقی به چشم های تو داد و دلی به منانگار زیر صاعقه ای خرمن آفریدتا چند پیرهن تو جوان تر شوی ز منخیاط پیر آمد و پیراهن آفریدمن گل شدم کنار تو پرپر شدم ولیای غنچه در سرشت تو نشکفتن آفریددر سر هوای زلف تو را داشتم ولیکوتاه تر ز دست منت دامن آفریدمن ساحل و تو موج ، ببین سرنوشت راحتی کنار آمدنت رفتن آفرید |
302 3 مرداد 1387 ساعت 22:40 | |
دل تو مثل دلم اینهمه دلتنگ كه نیست |
301 3 مرداد 1387 ساعت 01:46 | |
آیینه ای شكسته و خون آلود بی حوصله شبیه دل من بود تصویرها قدیمی و نامفهوم احساس ها صمیمی و نامحدود دیگر نمانده پنجره بازی حتی تمام روزنه ها مسدود بیهوده بود آن همه تنهایی بیهوده بود هرچه كه دل پیمود یك واژه نیز از دل تو كافی ست یك واژه شكسته و دردآلود |
300 3 مرداد 1387 ساعت 01:38 | |
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم کاین چنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما |
299 2 مرداد 1387 ساعت 11:23 | |
وکلمه بودوجهان درمسیر تکوین بود و دوست داشتن آن کلمه نخستین بود وعشق روشنی كائنات بودو هنوز چراغهای كواكب تمام پایین بود خدا امانت خود را به آدمی بخشید که بار عشق برای فرشته سنگین بود وزندگانی و مرگ آمدندو گفته نشد كز این دو حادثه اولی كدامین بود وآمدیم كه عاشق شویم و در گذریم كه راز زندگی و مرگ آدمی این بود. |
298 1 مرداد 1387 ساعت 23:00 | |
که چرا یار ز عشق منو تو بگذشته ز نگاهم بچکید اشک بگفتم نالان: بیگناهم بخدا بخت ز من برگشته |
297 30 تیر 1387 ساعت 12:45 | |
با سلام مکرر و تهنیت بیشتر نایب الزیاره بودیم و از دل و جان توسل جستیم برای همه عزیزان ! شما که جای خود دارید . چشم بستندم که دنیا را مبین
|
296 30 تیر 1387 ساعت 03:49 | |
علیک صد سلام ..
******************
در قصر بی ابهت فنجان تلخ فال محکـــوم مات ماندن تعبـیـــر من شدم
بین ستارگان پر از نور ماندگار تنــها شهاب ایـن شب دلگــیر من شدم
در اینهمه پرنده ی در اوج اهتزاز آمـاج حیـلـه های پر از تیـر من شدم
آونگ دوره گرد زمان سکوت و بغض در لحظه های دیر تر از دیر من شدم
آری میان منطق پرپیچ و تاب عشق تنــها حدیــث فاقـد تفـسـیر من شـدم
|
295 30 تیر 1387 ساعت 00:50 | |
چنین که حال من زار در خرابات است می مغانه مرا بهتر از مناجات است مرا چو مینرهاند ز دست خویشتنم به میکده شدنم بهترین طاعات است |
294 29 تیر 1387 ساعت 08:56 | |
سلام بر همه عزیزان و دوستان گرامی و بر تو مهربان ترین عاشق دلم برای شما تنگ شده بود اگر چه خیالت با من بود
|
293 29 تیر 1387 ساعت 04:04 | |
مستان خرابات ز خود بی خبرند |
292 28 تیر 1387 ساعت 14:48 | |
زنده شود هر که پیش دوست بمیرد مرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد هر که ز ذوقش درون سینه صفاییست شمع دلش را ز شاهدی نگزیرد طالب عشقی دلی چو موم به دست آر سنگ سیه صورت نگین نپذیرد صورت سنگین دلی کشنده سعدیست هر که بدین صورتش کشند نمیرد |
291 28 تیر 1387 ساعت 05:06 | |
رفتی و تشنگی سوزوند گلای یاس منو تو بگو به چی فروختی من و احساس منو |












برگرد گل من دنیا همین است 


