| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1263
|
5300
|
87/6/15 (22:12)
|
|
||
|
|
1515
|
4147
|
87/6/15 (22:10)
|
|
||
|
|
184
|
1389
|
87/6/15 (16:07)
|
|
||
|
|
108
|
329
|
87/6/15 (16:00)
|
|
||
|
|
154
|
570
|
87/6/15 (15:57)
|
|
||
|
|
42
|
159
|
87/6/15 (10:14)
|
|
||
|
|
265
|
1313
|
87/6/15 (04:35)
|
|
||
|
|
542
|
2525
|
87/6/15 (03:54)
|
|
||
|
|
60
|
265
|
87/6/15 (02:23)
|
|
||
|
|
19
|
81
|
87/6/15 (02:05)
|
|
عنوان بحثاز عشق حرفی بگو ، هرچه باشد 12 شهریور 86 - 15:52 | |
خامش منشین خدارا پیش از آنکه در اشک غرقه شوم از عشق چیزی بگو | |
542 15 شهریور 1387 ساعت 03:54 | |
ای عشق ... باید همه جا رو به تو تعظیم کنیم دیدار تو را وارد تقویم کنیم بالا تر از آنی که فقط مال کسی بگذار تو را با همه تقسیم کنیم |
541 15 شهریور 1387 ساعت 02:52 | |
زرد و نیلی و بنفش
|
540 14 شهریور 1387 ساعت 02:13 | |
رفیق ِحادثههایی به رنگ ِ تقدیـــــــــری
اسیر ثانیههایی شبیه ِ زنجیـــــــــــــری
نه مانده از تو صدایی،نه مانده تصویــری
شمار ِ مــــــــردم کشتی نکرده تغییری
هــــــــــــــزار سال پیاپی دچار تأخیری
،تو دست گمشدهها را مگر نمیگیری؟ |
539 12 شهریور 1387 ساعت 06:00 | |
نقل قول از : کمند سرابی بانوی شرقی سالیانی است كه عاشق این شعرم و همیشه ورد زبانم بوده و هست مخصوصا به خاطر یك بیت آن مخصوصا در این روزها ....از این كه در دقایق اولیه ملكوتی رمضان المبارك این هدیه را دیدم سپاسگزارم شاپرک بودم .....................مرا پرواز برد |
538 12 شهریور 1387 ساعت 02:08 | |
امشب ای زیباترین رویای من |
537 10 شهریور 1387 ساعت 22:33 | |
رو سر بنه به بالین........................... تنها مرا رها کن ******************************
بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد |
536 10 شهریور 1387 ساعت 01:54 | |
نشد یك لحظه از یادت جدا، دل
ز دستش یكدم آسایش ندارم
هزاران بار منعش كردم از عشق
به چشمانت مرا دل مبتلا كرد
از این دل، داد من بستان، خدایا
درون سینه آهی هم ندارد
به تاری گردنش را بسته زلفت
بشد خاك و ز كویت برنخیزد
ز عقل و دل دگر از من مپرسید
تو لاهوتی! ز دل نالی، دل از تو
|
535 9 شهریور 1387 ساعت 09:26 | |
وصال مدفن عشق است . افلاطون .. سوختنی چنین عاشقانه کسی ندید... من در چنبر نگاه تو سالها .... با سوختن زندگی کردم . در زیر گامهای تو .... که از من می گذشت ... خاکستری خاموش ماندم ... نخواستم غبار بر چشمهای تو بنشیند... با من به انتها نیامدی... اکنون با خون من که بر دست های توست... بگو ... بگو.... بگو چه خواهی کرد؟
|
534 9 شهریور 1387 ساعت 04:55 | |
به دستت اختیار دل تمام است من از چشم تو خواندم روز آغاز که با این عشق کار دل تمام است *********************************************************
تاهمسفرم عشق است در جاده تنهایی تا من به تو دل دادم افسانه شده یادم از عشق تو سهم من ،همواره همین بوده است تو آتش و من دودم ،دریا تو و من رودم چندی است كه پیوندی است پیوند خوشایندی است من دستم و تو بخشش ، تو هدیه و تو خواهش با گردش چشمانت افتاده به میدانت بی ساحل آغوشت آغوش سحرپوشت
|
533 9 شهریور 1387 ساعت 02:40 | |
شد زغمت خانه ی سودا دلم، در طلبت رفت به هر جا دلم
با صدای زیبای همایون شجریان بشنوید http://aaahoo.blogfa.com/
|
532 8 شهریور 1387 ساعت 22:58 | |
كاش میشد عشق را تفسیر كرد خواب چشمان تو را تعبیركرد كاش میشد همچوگلها شادبود سادگى را با تو عالم گیر كرد كاش می شد در حریم سینه ها عشق را با وسعتش تكثیر كرد |
531 8 شهریور 1387 ساعت 00:23 | |
گـوهـر پـاک بـبــایـد کــه شــــــــود قـابـل فـیـض ور نـه هر سـنـگ و گِلی لـؤلـؤ و مـرجـان نـشـود اسم اعظم بکند کار خـود ، ای دل؛ خـوش بـاش کـه بـه تـلـبـیـس و حـیـل دیــو مـسـلمان نـشود عـشـق میورزم و امّـیـد کـه ایـن فــنّ شــریــف چـون هـنـر هـای دگـر مـوجـب حـرمـان نـشــــود |
530 7 شهریور 1387 ساعت 04:53 | |
مردان این دیار به غیر از نان ، عشقی دگر به یاد نمی آرند
بگذشت آن زمانه که می بردند ، دل را به دست خویش به قربانی
|
529 6 شهریور 1387 ساعت 22:57 | |
خیلی هم كه دور شده باشی دورتر از پشت پلك خیال ام نمی روی به مژه بر هم زدنی پیدا می شوی و من گم می شوم ای عشق
|
528 6 شهریور 1387 ساعت 09:52 | |
این عشق کهن بوده ی نافرسوده
|















ای زرد روی عاشق ..............................تو صبر کن وفا کن