| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
58
|
87/5/11 (00:47)
|
|
||
|
|
62
|
117
|
87/4/3 (01:18)
|
|
||
|
|
20
|
84
|
87/3/19 (21:55)
|
|
||
|
|
24
|
76
|
87/3/19 (21:50)
|
|
||
|
|
4
|
15
|
86/12/19 (23:24)
|
|
||
|
|
3
|
15
|
86/12/16 (14:13)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
86/12/7 (22:25)
|
|
||
|
|
6
|
37
|
86/10/15 (18:23)
|
|
||
|
|
9
|
44
|
86/10/14 (10:03)
|
|
||
|
|
15
|
157
|
86/10/6 (22:00)
|
|
عنوان بحثیه شعر که توش شقایق باشه 7 شهریور 85 - 13:31 | |
start | |
پاسخ ها15 6 دی 1386 ساعت 22:00 | |
شاید آن روز که سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبری از دل پر درد گل یاس نداشت باید اینجور نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق جه گل پیچک و یاس زندگی اجبارست... |
14 6 دی 1386 ساعت 21:31 | |
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم همراز عشق و همنفس جام باده ایم ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ئی ما آن شقایقیم که با داغ زاده ایم حافظ |
13 28 آذر 1386 ساعت 22:23 | |
الا ای شقایق تو کجایی تا من شوم چاکرت شعر از خودم در وکردم خوب بیییییییییییییید؟ |
12 28 آذر 1386 ساعت 22:22 | |
تا شقایق هست زندگی باید کرد.... |
11 8 آذر 1386 ساعت 12:21 | |
ستاره من , شقایق من صبور و مهربونی با قلب عاشق من گل نازم شقایق من نیاز منی گل ناز منی تو وقت بی کسی ها , چاره ساز منی ... |
10 24 مرداد 1386 ساعت 18:00 | |
این كه نشد كار! یه پیشنهاد دارم... یه شعری پیدا كنید كه « شقایق » توش نباشه....
|
9 20 دی 1385 ساعت 18:14 | |
شقایق گفت با خنده نه بیمارم نه تبدارم اگر سرخم چنان اتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم انزمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه و من بی تاب و خشکیده تنم در اتشی می سوخت ز ره امد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز انچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود نمیدانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود اما طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل ارد از آن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند شود مرهم برای دلبرش اندم شفا یابد چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من به اسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم و او هر لحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد پس از چندی هوا چون کوره اتش زمین می سوخت و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت به لبهایی که تاول داشت گفت اما چه باید کرد در این صحرا که ابی نیست به جانم هیچ تابی نیست اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من برای دلبرم هرگز دوایی نیست و از این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما نمی فهمید حالش را چنان می رفت و من در دست او بودم و حالا من تمام هست او بودم و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد انگه مرا در گوشه ای از ان بیابان کاشت نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت زهم بشکافت اما آه صدای قلب او گویی جهان را زیر و رو می کرد زمین و اسمان را پشت و رو می کرد و هر چیزی که هر جا بود با غم روبه رو می کرد به جای اب خونش را به من می داد و بر لبهای او فریاد بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل و من ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی و نام من شقایق شد |
8 7 دی 1385 ساعت 22:57 | |
8->
|
7 15 آذر 1385 ساعت 13:13 | |
برا عاشق بخون،برا شقایق بخون بخون از دل بخون، كولی عاشق بخون بخون از شب تار، صیاد و صید بیزار دوتا جون تبدار، تو موج قایق بخون ای شقایق گل عاشق، ای شقایق گل عاشق باغبون دریا، گل شقایقت كو شب تیره و مه، فانوس قایقت كو ابر و ماه و بردن، به دیو شب سپردن چشم به راه صبحیم، خورشید عاشقت كو ای شقایق گل عاشق، ای شقایق گل عاشق پریای دریا، شمع های سینه سوخته گریه رازتونو بخاین نخاین فروخته سر عشقتونو ما به كسی نگفتیم چیه لبهاتونو كی مثل غنچه دوخته ای شقایق گل عاشق، ای شقایق گل عاشق ناز چشمات به از این نیست جز تو هیچكس نازنین نیست |
6 3 مهر 1385 ساعت 04:20 | |
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد! |
5 12 شهریور 1385 ساعت 00:35 | |
ما شقایق های باران خورده ایم سیلی ناحق فراوان خورده ایم |
4 11 شهریور 1385 ساعت 17:26 | |
ارغوان جام عقیلی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد |
3 9 شهریور 1385 ساعت 01:58 | |
ta shaghayegh hast zendegi bayad kard ;) |
2 9 شهریور 1385 ساعت 00:12 | |
شقایق جام ناب ارغوان است نگاه عاشق بی همزبان است به خون هر چه می در وادی عشق شقایق رنگ چشم آسمان است پیام در تاریخ 85/6/8 ویرایش شده است. |
1 8 شهریور 1385 ساعت 04:12 | |
شقایق آی شقایق گل همیشه عاشق ![]() |












شعر از خودم در وکردم خوب بیییییییییییییید؟






