| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
92
|
563
|
90/11/22 (23:52)
|
|
||
|
|
820
|
2015
|
90/11/20 (20:25)
|
|
||
|
|
428
|
1987
|
90/11/20 (15:20)
|
|
||
|
|
47
|
44
|
90/11/18 (17:07)
|
|
||
|
|
408
|
1642
|
90/11/18 (13:57)
|
|
||
|
|
0
|
11
|
90/11/17 (14:40)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
90/11/17 (13:58)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/11/17 (13:57)
|
|
||
|
|
217
|
179
|
90/11/14 (12:04)
|
|
||
|
|
184
|
347
|
90/11/9 (15:15)
|
|
||
|
|
156
|
816
|
90/11/2 (14:32)
|
|
||
|
|
78
|
293
|
90/10/20 (08:18)
|
|
||
|
|
364
|
871
|
90/11/22 (15:00)
|
|
||
|
|
27
|
38
|
90/11/16 (12:10)
|
|
||
|
|
79
|
228
|
90/11/10 (15:22)
|
|
||
|
|
62
|
161
|
90/10/12 (04:08)
|
|
||
|
|
96
|
222
|
90/11/20 (16:33)
|
|
||
|
|
0
|
9
|
90/11/17 (15:08)
|
|
||
|
|
49
|
79
|
90/11/15 (22:57)
|
|
||
|
|
17
|
54
|
90/11/15 (22:16)
|
|
آیا تا حالا به این فکر کردید که تو این عالم چه نقشی دارید و اصلاً چرا دارید زندگی می کنید؟
منتظر و عقدتی و رستگار
الهی که همه تون یه جورایی مثل فرشته ها می مونید
چرا به جای بحث های خشک و شعار نمیاید بگید آدمیزاد توی این دنیا چه کاره است و آخر و عاقبتش چی میشه و خدا ازش چی می خواد و آدم باید چه انتظاری از خدا داشته باشه؟
یه چیزایی که تو زندگی امروزه بشه ازشون استفاده کرد
به شیوه اگزوزستانسیالیستی؟
منتظر و عقدتی و رستگار
الهی که همه تون یه جورایی مثل فرشته ها می مونید
چرا به جای بحث های خشک و شعار نمیاید بگید آدمیزاد توی این دنیا چه کاره است و آخر و عاقبتش چی میشه و خدا ازش چی می خواد و آدم باید چه انتظاری از خدا داشته باشه؟
یه چیزایی که تو زندگی امروزه بشه ازشون استفاده کرد
به شیوه اگزوزستانسیالیستی؟
پس هدف اصلى عبارت است از : رسیدن به حد اعلاى كمال و در نهایت نیل به قرب خداوند كه همان كمال مطلق است .
قرآن مى فرماید:«و إلیه المصیر »(تغابن/3) و به سوى او در حركتند .» حركت انسان با اختیار خود (خلاف سایر موجودات كه حركت جبرى و غریزى دارند) از پایین ترین مراحل هستى آغاز و به سوى بى نهایت كه وجود بى پایان حق و قرب خدا است پیش مى رود .
هر كدام از اهداف تبعى به هدف اصلى ختم مى گردد كه به آن «غایة الغایات » مى گویند . اگر از دانش آموزى بپرسیم براى چه درس مى خوانى ؟ درس مى خوانى تا به دانشگاه بروى ؟ تا دكتر و مهندس شوى ؟ تا بتوانى فعالیت هاى مثبت و درآمد خوبى داشته باشى ؟ مى گوید : براى این كه زندگى آبرومند و مرفهى داشته باشم . امّا اگر پس از پاسخ او دوباره از او بپرسیم ، چرا مى خواهى زندگى آبرومند و مرفهى داشته باشى ؟ لحن سخنش عوض شده ، همان پاسخ آخر را تكرار خواهد كرد . در زندگى معنوى نیز ، بعد از تكامل و قرب پروردگار ، هدفِ دیگرى نیست . بنابراین ، انسان زندگى مى كند تا با مدد دین ، انبیا و ائمه اطهار(علیهم السلام) عقل و فطرت خود را در مسیر حق قرار دهد و به كمال انسانى برسد ،چرا كه انسان كامل همان بنده راستین خدا است . انسان زندگى مى كند تا خدا گونه شود .
قرآن براى زندگى انسان اهدافى را بیان فرموده است این اهداف به دو گونه تقسیم مى شوند :
الف : اهداف تبعى و فرعى
ب : اهداف اصلى .
اهداف تبعى عبارتند از :
1 . آزمایش و امتحان : «الذّى خلق الموت و الحیوة لیبلوكم ... »(ملك/2) آن كه آفرید مرگ و زندگى را تا بیازماید شما را در اطاعت و بندگى .»
2 . شناخت خدا : «.. .لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدیر »(طلاق/12) .. . تا بدانید كه خدا بر هر چیزى قادر است .»
3 . مورد رحمت پروردگار قرار گرفتن : «.. . إلاّ مَن رّحم ربّك و لذلك خلقهم ...»(هود/119) .. . مگر آن كس را كه پروردگار تو به او رحم كرد . و توفیق داد او را به لطف خود و خدا براى همین رحم نمودن ، ایشان را خلق كرد .»
4 . پرستش خدا : «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ لیعبدون »(ذاریات/56) ما جن و انس را خلق نكردیم مگر این كه بندگى خدا كنند .»
على(علیه السلام) مى فرماید : «خداى رحمت كند كسى را كه بفهمد از كجا آمده ، براى چه چیز آمده و به كجا خواهد رفت .» قرآن هدف زندگى كردن را رسیدن به حد اعلاى كمال و قرب الهى مى داند . براى روشن تر شدن موضوع توجه به چند نکته لازم است :
1ـ اصل آفرینش ،جودِ بر بندگان است ،نه سود براى آفریدگار.(ابراهیم/8 ،حج/64)
2ـ انسان از نظر مقام و ارزش ، مسجود ملائكه و نماینده خدا بر روى زمین است . (بقره/171 و 24)
3ـ جهان ، حكیمانه و به حق و هدفدار خلق شده است : «خلق السموت و الأرض بالحقّ » (تغابن/3) خداوند آسمان ها و زمین را به حق خلق كرده است » . «و ما خلقنا السّمآء و الأرض و ما بینهما بـطلا » (ص/27) ما آسمان و زمین و آن چه را بین آن دو است ، باطل نیافریدیم » . هدفدار بودن كل جهان ، با آفرینش انسان هماهنگى دارد : «خلق السّموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم» (تغابن/3) خداوند زمین و آسمان را آفرید و شما را تصویر كرد ، تصویرى زیبا و دلپذیر .»
4ـ آزادى اراده براى انسان ، اساس آفرینش او است و دعوت خداوند و انبیاء و اولیاء ، فقط براى نشان دادن راه است:«إنّ علینا للهدى» (لیل/12) البته بر ما است راه نشان دادن .» ; «إنّا هدینـه السّبیل إمّا شاكرا و إمّا كفورا »(انسان/3) البته ما به او راه را نشان دادیم چه شاكر باشد چه كفر نعمت كند .»
هدف از زندگی و به تعبیر دیگر هدف از آفرینش عبادت خدا می باشد،خداوند متعال در تبیین این مهم می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون »من جن و انس رانیافریدم جز برای این كه عبادتم كنند (ذاریات / 56).
برای آگاهی بیشتر از معنای این آیه که می توان گفت با صراحت هدف زندگی و خلقت را بیان کرده است به مطالب زیر دقت فرمایید:
مطلب اول: حقیقت عبادت این است كه عبد خودش را در مقام بندگی قرار دهد و رو به سوی معبود كند و خدا را معبود خود بداند. یعنی عبد از همه چیز و حتی از خودش منقطع شود و فقط به یاد پروردگارش باشد. كسانی كه عبادت را به معرفت تفسیر كردهاند نیز همین معنارا اراده كردهاند، (ر.ك: علامه طباطبایی، المیزان، ج 18، ص 420).
امام حسین(ع) نیز در روایتی به اصحاب خود فرمود: «خداوند بزرگ بندگان را نیافریده مگر به خاطر این كه او را بشناسند، هنگامی كه او را بشناسند عبادتش میكنند و هنگامی كه بندگی او كنند از بندگی غیر او بی نیاز میشوند»، (فرهنگ جامع سخنان امام حسین، نشر معرفت، سخن 497، ص 604).
از این نكته میتوان نتیجه گرفت عبادتی كه در آیه مراد است همه شؤون زندگی بشر را در بر میگیرد و گستردهتر از مراسم خاص عبادی مانند نماز و روزه است.
مطلب دوم: خداوند انسان را آفرید برای این كه عبادت كند نه برای اینكه خودش عبادت شود یعنی فایده عبادت به انسان باز میگردد نه به خدا. و از همین رو نفرمود (و ما خلقت الجن و الانس الاّلاعبد)یعنی تا پرستیده شوم (علامه طباطبایی، همان).
قرینه دیگر اینكه خدا از عبادت انسان بینیاز است. ادامه آیه است كه فرمود: ما ارید منهم من رزق و ما ارید ان یطعمون ان الله هو الرزاق ذو القوة المتین ،(ذاریات / 57 ـ 58).
مطلب سوم: غرضی كه در این آیه برای آفرینش انسان آمده است غرض تشریعی خداوند است نه غرض تكوینی. یعنی انسان را آفریده و به او اختیار داده تا انسان با اختیار خود عبادت كند. و خدا او را آفرید تا عبادت كند نه عصیان. پس ممكن است برخی از انسانها از این غرض تشریعی سرپیچی كنند و به جای عبادت عصیان كنند. در حالی كه اراده تكوینی خدا تخلفناپذیر است. اگر اراده تكوینی خدا به عبادت بندگان تعلق میگرفت همه عبادت میكردند و لو شاء الله لجمعهم علی الهدی ،(انعام / 35).
كسانی كه این غرض را غرض تكوینی میگیرند، برای توجیه تخلفناپذیری اراده تكوینی خدا، عبادت در آیه را نیز عبادت تكوینی میگیرند. یعنی همان عبادتی كه همه موجودات عالم به طبیعت آفرینش خود انسان انجام میدهند. ان من شیء الایسبح بحمده ، (اسراء / 44 و نیز مطالعه كنید: (حشر / 24)، (نور / 41)، (جمعه / 1)و (تغابن / 1) .
البته اراده عبادت تكوینی در این آیه خلاف ظاهر است زیرا عبادت تكوینی اختصاص به جن و انس ندارد و همه مخلوقات عالم را شامل میشود.
مطلب چهارم: علت اینكه جن در این آیه قبل از انسان ذكر شده ـ با وجودی كه انسان موجودی اشرف از جن است ـ این است كه آفرینش جن قبل از آفرینش انسان بوده است خداوند متعال فرمود: و الجانّ خلقناه من قبل من نارالسموم ،ما جن را پیش از آن [پیش از آفرینش انسان] از آتش سوزان آفریدیم، (حجر / 27؛ ر.ك تفسیر نمونه، ج 22، ص 389 والمیزان، ج 18، ص 421).
با توجه به مضمون آیه شریفه و توضیحاتی که در مورد آن ارائه شد هدف از زندگی و خلقت چیزی جز عبادت خالق هستی نیست.
اگه بخوام تو 1 کلمه خلاصه کنم، باید بگم لذتهای واقعی لذتهایی هستن که منشأ استفاده از اونها روح هست و یا به تعبیر دیگه: لذتهایی که روح انسان از اونها برخوردار میشه و نه جسم. چرا که اگه روح بر جسم غلبه کنه، انسان به پرواز در میاد؛ اما اگه جسم بر روح غلبه کنه، انسان در جسم خودش حبس میشه. مثل 1 بالن که هرچی کفه اون سبک تر باشه، بالن بیشتر در پرواز خودش اوج می گیره. با توجه به اینکه انسان با غلبه روح می تونه اوج بگیره، لذتهای روحی هم می تونه همچنان اوج بگیره؛ اما لذتهای جسمانی، لذتهایی محدود در جسم هست و قابلیت اوج گرفتن و بیشتر شدن نداره؛ بلکه سریع فروکش می کنه!
شما می تونید برای هضم این مطلب بین کسی که با موارد متعدد جنس مخالف ارتباط غریزی داره و کسی که فقط با 1 مورد جنس مخالف ارتباط عشقی داره مقایسه کنید. کسی که رابطه متعدد داره، بعد مدتی با وجود اینکه اصل غریزه و گرایش در او باقی می مونه، اما جنس مخالف برای او عادی و تکراری میشه و بلکه در دراز مدت از او منزجر میشه و همین بقاء میل و گرایش جنسی در قالب 1 عقده در او باقی می مونه؛ به نحوی که گویا با خود می خواد درگیر بشه و برای همینه که رو به همجنس بازی و یا حیوانات میاره! اما کسی که با 1 مورد ارتباط عشقی داره، روز به روز علاقه او به معشوقش اوج می گیره و هر روز نسبت به قبل از این عشق سرمست تر میشه! به خاطر اینکه در ارتباط متعدد، فقط بعد جسمانی در نظر گرفته میشه و در ارتباط واحد علقه عاطفی که ناشی از روح هست!
به عنوان مثال بر خلاف تصور برخی که فکر می کنن حجاب محدودیت ایجاد می کنه و مانع لذت بردن هست باید گفت: یکی از حکمتهای حجاب لذت بردن بیشتر از جنس مخالفه. حجاب در عین این که با ایجاد ابهت برای زن او رو تا حدودی ایمن می کنه، باعث میشه که با عدم عرضه شدن زن به صورت رایگان، ارزش و عزت زن حفظ بشه و در مرد نسبت به زن کنجکاوی ایجاد کنه.
این ایجاد کنجکاوی، ناشی از تازه و نو نگه داشته شدن زن در برابر مرد به واسطه حجابه. انسان نسبت به چیزی که از اون منع میشه حریص میشه و این حریص بودن مرد به زن به واسطه حجاب از اونجا که خود حجاب مرد رو از تمتع رایگان از هر زنی باز می داره، باعث میشه که مرد نسبت به همسر شرعی خودش وابسته و علاقه مند بشه و هم لذت بیشتر از همسر خودش ببره و هم عشقی میان زن و شوهر ایجاد کنه که موجب استحکام کانون خانواده بشه.
کسی که دینداری رو ترک لذت می دونه، دین رو نفهمیده. اما این حرف به این معنی نیست که دین سقفی برای لذتهای دنیوی قائل نیست؛ بلکه لذتهای واقعی در متن خود اجرای خود احکام دینی هست! منتهی همونطور که 1 کودک از لذت های بعد از بلوغ چیزی نمی فهمه، انسانی که خودشو در مادیات محصور کرده و از معنویات فاصله گرفته، بوئی از لذتهای واقعی نبرده!
بعضیا فکر می کنن که اسلام انسان را در لذت بردن محدود می کنه. اما اینطور نیست. واقعیت اینه که اسلام انسان رو دعوت به لذت بیشتر و بهتر و سالم تر می کنه. اسلام انسان رو از لذتهای کاذب منع می کنه و به لذتهای حقیقی دعوت می کنه.
فرق لذت حقیقی و کاذب در 4 چیزه:
اول اینکه لذت حقیقی دائمیه ولی لذت کاذب زود گذره.
دوم اینکه لذت حقیقی عمیقه اما لذت کاذب سطحیه.
سوم اینکه انسان بعد از لذت حقیقی نشاط پیدا می کنه اما بعد از لذت کاذب رنجور میشه.
و چهارم اینکه لذت کاذب در صورت تکرار از بین میره اما لذت حقیقی در صورت تکرار افق بالاتری پیدا می کنه لذت به اوج میرسه.
این که انسان در لذتها تنوع طلب هست به خاطر اینه که به دنبال لذتهای کاذب میره و چون لذتهای کاذب دوام نداره، زود از اون لذت خسته میشه و به دنبال لذت جدیدی می گرده.
باعرض سلام
علم وسیله رسیدن به معلوم است كما این كه معرفت و عرفان وسیله وصول به معروف (معلوم و معروف، وجود پاك خداوند است). اگر وسیله (علم، معرفت، عرفان و هر چیز دیگر) انسان را از حضور و وصول حق بازدارد نه تنها وسیله ارزشمندى نیست بلكه رهزن محسوب مى شود. پس برترین هدف زندگى معلوم و معروف واقعى یعنى وجود خداوند پاك و بى همتا است و سایر اهداف وسیله رسیدن به آن هدف مقدس است.
خداوند متعال در سوره مباركه ذاریات، آیه 56 مى فرماید: «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» و در روایات اهل بیت (ع) «لیعیدون» به «لیعرفون» معنا شده است. یعنى من جن و انس را تنها به این منظور كه مرا بشناسند آفریدم، پس والاترین هدف در زندگى كه همان هدف از آفرینش است معرفت خداوند است و هر ابزار و وسیله اى كه در راه نیل به این هدف به كار گرفته شود داراى قداست و ارزش مى شود.
به نام حق
این بار کمی جزئی تر به هدف های آفرینش می پردازیم
1- هدف از آفرینش در برخی آیات علم و معرفت شناخته شده است. برای مثال در آیه 12 سوره ی طلاق که می فرماید: «خداوند کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز نظیر آن را آفرید. فرمان الهی در میان آنها نازل می شود، تا بدانید که خداوند، بر هر چیزی توانا است و به همه موجودات احاطه علمی دارد.»
2- هدف دیگرِ آفرینش آزمایش و امتحان هست، مقصود از آزمودن الهی کشف رازهای پوشیده نیست، بلکه منظور از آن، فراهم آوردن شرایطی برای رشد استعدادها و شکوفاسازی آن است. آزمون الهی در مورد انسان این است که همه شرایط گزینش راه خوب و بد را در اختیار او بدهند تا استعدادهای خود را به کمک آنها به فعلیت برساند و راه درست را انتخاب کند. ما این مضمون را کاملاً در ایه 2 سوره ی ملک مشاهده می کنیم که می فرماید: « خدای سبحان، کسی است که مرگ و حیات را رقم زد، تا شما را بیازماید کدامین تان عمل شایسته تری دارید؟ »
3- در بسیاری از آیات هدف اصلی خلقت را عبادت ِ خدای سبحان بیان فرموده است، در آیه 56 سوره ذاریات می فرماید: « جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا عبادت کنند.» بر اساس جهان بینی قرآنی، هر حرکنی و عمل مثبتی که با انگیزه تقرب به سوی خدا انجام بگیرد، عبادت است و عبادت منحصر به مناسک خاصی چون دعا و نیایش نیست. همه ی فعالیت های علمی ، اقتصادی، سیاسی و ... در صورتی که هماهنگ با نظام ارزشی و انگیزه های الهی باشد، عبادت است و انشان می تواند در همه حال، یکپارچه خدایی و در جهت تکامل و تقرب به خدا قرار گیرد. از طرفی توجه به فلسفه عبادت اهمیت بسیاری دارد، امیرالمومنین (ع) در این باره می فرمایند: خداوند سبحان مخلوقات را آفرید؛ در حالی که از اطاعت آنها بی نیاز و از معصیتشان در امان بود؛ زیرا نه نافرمانی گناهکاران به او زیان می رساند و نه اطاعت مطیعان به او نفعی می بخشد(تهج البلاغه خطبه 194). عبادت آثار مثبت بساری در حیات این جهان و آن جهان دارد از جمله:
1- نیازی فطری و مطلوبی ذاتی
2- راهی به سوی خودیابی و رهایی از پوچی
3- پرواز به فراخنای فرامادی هستی و گذر از تنگنای مادیت
4- کسب یقین
5- پیروزی روح بر بدن
6- سلامت و آرامش روان
7- ربوبیت و ولایت بر نفس و تسلط بر قوای نفسانی
8- تقرب به خدا
9- پشتوانه اخلاق و ایمان
10- پشتوانه قانون و اجتماع
11- پروزش نیک خواهی
12- تربیت و سازندگی و .... (مراجعه شود به کتابهای چلچراغ حکمت - دین شناسی و فرق و مذاهب، حمیدرضا شاکرین)
4- هدف دیگرِ آفرینش رحمت الهی می باشد، در آیه 118 و 119 سوره ی هود می فرماید: « و اگر پروردگار تو می خواست همه مردم را یک امت متشکل قرار می داد؛ ولی آنان همواره مختلف هستند، مگر آنکه را پروردگارت رحم کند و برای همین آنان را آفریده است.»
با تشکر