| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
21
|
158
|
90/11/21 (14:15)
|
|
||
|
|
38
|
178
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
416
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
892
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
177
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
دوست عزیز در امتهای پیشین پرستش بوده است
قرآن كریم از زبان پیامبران نقل میكند كه به امتهایشان میگفتند "اعبدوا الله; خدا را پرستش كنید1
ازمنظر قرآن:پرستش آنها از قبیل نماز- روزه-زكات بوده ولی كیفیت عبادات در ادیان متفاوت بوده2
ازمنظرتورات:روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه و هر ملت و مذهب در موقع اندوه و زحمت غیر مترقبه، معمول بوده است3و...4
ازمنظرانجیل:هم چنین از انجیل لوقا نیز برمیآید كه حواریون مسیح نیز روزه میگرفتند،5
منابع:
1-"(مائده،72 و 117; اعراف، 59 و 65 و 73 و 85; هود، 50 و 61 و 84 و...)
2-روزه: بقره،183 /مریم، 29 نمازوزكات:سوره مریم،31/ مریم،55 ابراهیم (14 آیهء 37
3-(قاموس كتاب مقدس، ص 427، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 633).
4- تورات، سفرتثنیه، ف 9، ش 9، به نقل از تفسیر نمونه، ج 1، ص 632
5-(انجیل لوقا، ب 5، ش 3533).
| نشست «جایگاه دعا و نیایش در ادیان» برگزار شد |
|
گروه اندیشه و علم: نشست «جایگاه دعا و نیایش در ادیان» صبح امروز، 21 آذر ماه با حضور آیت الله ممدوح، آرش آبائی و علی الشیخ در ساختمان انجمن های علمی حوزه علمیه قم برگزار شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا) شعبه قم، در این نشست «آرش آبائی» دبیر كتب تعلیمات دینی یهودیان، عضو هیئت علمی موسسه گفت و گوی ادیان و عضو انجمن كلیمیان ایران طی سخنانی به تشریح جایگاه دعا و نیایش در آئین یهود پرداخت و درباره تاریخچه دعا در یهود گفت: نیایش اولیه در یهود به دو شكل كلامی و عملی بوده است كه در طول تاریخ دچار تغییراتی شده است و امروز نماز جایگزین قربانی و دعای عملی این آئین شده است. وی افزود: این دو جنبه كلامی و جنبه عملی(قربانی دادن) در زمان حضرت موسی و حتی قبل از اعطای تورات نیز وجود داشته است و كاهنان روزانه دو نوبت به صورت رسمی و جمعی قربانی می كرده اند. آبائی تصریح كرد: نوع دیگری از قربانی به مناسب ایام خاصی و یا زمانی كه فردی از گناهانش توبه می كرده است، اهدا می شد و اگر نمی توانسته است چهارپایی را قربانی كند، پرنده و حتی محصولات كشاورزی را قربانی می كرده است. دبیر كتب تعلیمات دینی یهودیان افزود: بعد از تخریب معبد سلیمان برای دومین بار به تدریج نماز سه گانه جایگزین قربانی می شود كه این نماز هم در سه نوبت صبح، بعد ازظهر و شب برگزار می شود و البته شكل اولیه نماز یهودیان است. وی افزود: بعد از تبعید بزرگ یهودیان، شكل نهایی نماز یهود شكل می گیرد و 18 دعا برای این نماز توسط بزرگان یهود تدوین و به صورت نماز رسمی در عبادتگاه های یهودیان اجرا می شود. آبائی گفت: این دعاهای 18 گانه شامل سه بخش مدح خداوند، حاجت های عمومی و دعاهای پایانی و دعای صلح است كه طلب توبه، دانش و فهم، دعای تسریع در فرج موعود و ... نمونه ای از آن ها است. عضو انجمن كلیمیان ایران افزود: این 18 دعانزدیك به دو هزار سال قبل به زبان عبری تدوین شد اما بعد از مدتی عده ای از كافران این آئین دعای دیگری به آن افزودند كه الان مجموع دعاها با آنكه 19 عدد است اما به 18 گانه معروفند. وی ادامه داد: این دعاها برای روزهایی غیر از شنبه و ایام خاص است و نماز روز شنبه و ایام خاص دعاهای بیشتری دارد و متن های دیگری اضافه می شود. آبائی درباره نحوه خواندن نماز یهودیان هم افزود: متن این نماز باید عبری باشد حتی اگر كسی زبان عبری را نفهمد البته می تواند فرد به زبان خودش بخواند تا اینكه زبان عبری را یاد بگیرد همچنین این نماز به آقایان از 13 سال و به دختران از 12 سال به بالا واجب می شود البته آقایان هر سه نوبت و بانوان تنها یك نوبت را به اختیار واجب است ادا كنند. وی درباره زمان نماز تصریح كرد: نماز صبح یك ساعت قبل از طلوع آفتاب تا حدود یك ساعت مانده به ظهر شرعی، نماز بعد ازظهر از نیم ساعت بعد از ظهر شرعی تا 10 دقیقه بعد از غروب آفتاب و نماز شب نیز از بعد از غروب تا سپیده آفتاب امكان ادا دارد. عضو انجمن كلیمیان ایران افزود: نماز یهودیان به سمت غرب و با نیت اورشلیم خوانده می شود و بانوان موظفند تا در زمان نماز موهایشان را بپوشانند چون براساس آئین یهود تنها پوشاندن مو برای بانوان متاهل در همه وقت لازم است. وی اظهار كرد: نماز به جماعت و فرادا و به طور ایستاده خوانده می شود و دارای چهار ركوع 90 درجه است كه با ركوع پنجم و رفتن سه قدم به عقب، نماز خاتمه می یابد، همچنین قرائت تورات در روزهای دوشنبه، پنج شنبه و جمعه یكی دیگر از عبادات یهودیان است البته یهودیان برای ادعیه قبل از استفاده از هر نعمت احكام خاصی دارند. وی گفت: اگر كسی نماز صبح را فراموش كرد بخواند می تواند در نماز بعد از ظهر جبران كند اما اگر دوباره فراموش كرد دیگر قضا ندارد. آبائی افزود: این اعتقادات مخصوص یهودیان سنتی است و یهودیان لیبرال در دو قرن اخیر تا حدی خود را از قیود این آئین رهانیده اند و در دعاها تغییراتی ایجاد كرده اند. دعا در آئین مسیح در ادامه این نشست «علی الشیخ» مسلمان مسیحی زاده(كه همه اعضای خانواده اش مسیحی و برادرش كشیش است) طی سخنانی به تشریح جایگاه دعا و نیایش در آئین مسیح پرداخت و تصریح كرد: براساس آنچه از كتاب مقدس برمی آید، حضرت عیسی(ع) تا 30 سال اول بر شریعت موسی(ع) بوده و عبادات و اعمالش را بر طریق یهودیت انجام می داده است(البته عده ای این نظر را قبول ندارند)اما به طور كلی اطلاعاتی درباره كیفیت نماز عیسی(ع) در هیچ یك از ادیان وجود ندارد. وی افزود: حضرت عیسی(ع) بعد از بعثت نمازهای متعددی را می خوانده و آنچه مورد اجماع است این است كه به صورت فرادا ادا می كرده است و به حواریون هم یاد داده بود كه «صلوة الربیه» را كه شامل حمد و شكر خداوند، طلب رزق و مغفرت خداوند است بخوانند. وی افزود: شكل نماز بتدریج در مسیحیت توسط علمای این دین تغییر یافت ضمن اینكه بحث پاكی و طهارتی را كه در اسلام داریم در آئین مسیح نداریم البته پاكی بسیار مورد تاكید است اما بهشكلمسلمانان نیست. علی الشیخ درباره نحوه نماز جماعت در مسیحیت هم تصریح كرد: دو صف متشكل از بانوان و آقایان تشكیل می شود و یك خطبه دارد كه به مدت 20 دقیقه كشیش از متن كتاب مقدس سخنرانی می كند و سپس پنج دقیقه موعظه می كند و یكی دو تا هم از مضامیر داود توسط خادم كشیش با صوت زیبا خوانده می شود. این پژوهشگر دین با بیان اینكه آئین قربانی در آئین امروز مسیحیت وجود ندارد با اشاره به آئین اعتراف نزد كشیش گفت: در دین مسیح، اگر فردی حداقل هفته ای یكبار نزد كشیش اعتراف نكند مومن نیست. وی درباره قضای نماز در مسیحیت نیز تصریح كرد: قضای نماز در این آئین وجود ندارد و اصولا نماز وجوب چندانی ندارد اما اگر كسی مومن این آئین باشد باید بخواند. در ادامه این نشست آیت الله ممدوحی از استادان حوزه علمیه قم طی سخنانی به تشریح جایگاه دعا در اسلام پرداخت و گفت: فرهنگ دعا در اسلام نقش بسیار عظیمی دارد و سر آن هم این است كه دعا، ارتباط انسان محدود با نیروی خلاق و نامحدود است. وی افزود: یك مسلمان با داشتن فرهنگ دعا موجودی غیرقابل شكست می شود ضمن آنكه دعا انسان را از اشتغالات و سرگرمی های دنیا باز می دارد. ممدوحی با بیان اینكه دعا امری فطری است تصریح كرد: تاریخ بشر هیچگاه خالی از توسل به نیروی فوق العاده نبوده است و حتی درزمانی كه بشر قادر به فهم خدایی نادیدنی نبوده است بتی را تراشیده و در مشكلات به او پناه برده است. استاد حوزه علمیه گفت: دعا در اسلام دارای سه ركن است؛ چیستی دعا، داعی و مدعو.. دعا جادذبه ای است كه كشش روحی انسان به سمت مقصد غیرمغلوب را برقرار می كند و یا به تعبیر علامه طباطبایی، حقیقت دعا توسط قلب و فطرت بیان می شود و زبان ترجمان قلب است. وی درباره آداب دعا در اسلام نیز افزود: فرد باید به راستی به قدرت خدا باور داشته باشد، بداند خدا به او خیلی نزدیك است، خدا را با اخلاص بخواند و در دعا ادب داشته باشد. ممدوحی در ادامه با اشاره به نقش و آثار دعا افزود: تفاوت دعا با روایات در این است كه ائمه(ع) در دعاها با همه ظرفیت وجودی خود تجلی پیدا كرده اند اما در روایات ظرفیت مخاطب نیز لحاظ شده است. وی اظهار كرد: هنوز استعداد بشر به جایی نرسیده است كه مضامین دعاهایی مانند صحیفه سجادیه و یا مطالب نهج البلاغه را بتواند بفهمد و به عنوان درس در دانشگاه ها و حوز ها تدریس كند. وی در پایان سحنانش از زیارات به عنوان یكی از گنجینه های نیایش نام برد و گفت: زیارت جامعه كبیره شرح سفر یك انسان كامل از پائین ترین مراتب دنیایی تا بالاترین مراتب آسمانی و تا دنا فتدلی است. در ادامه این نشست، آبائی و علی الشیخ به تعدادی از پرسش های حاضران پاسخ گفتند. آبائی در پاسخ به این سؤال كه دیوار ندبه در اعتقاد یهودیان چیست تصریح كرد: دیوار ندبه تنها بخش باقیمانده معبد سلیمان است و یهودیان آن را مانند كعبه در آئین اسلام مقدس می دانند و معتقدند سالی سه بار باید آن را زیارت كنند. وی در پاسخ به سؤالی درباره نبود تبلیغ در آئین یهود تصریح كرد: تبلیغ در این آئین وجود ندارد چون یهود در قدرت نیستند بلكه تنها وظیفه دارند خودشان را حفظ كنند اما پذیرش از آدیان دیگر وجود دارد البته مراحل دشواری دارد و تغییر دین یك فرد باید كاملا مورد پذیرش قرار گیرد. آبائی درباره نماز هم گفت: درصد زیادی از اذكار نماز یهود متاثر از آیات تورات و مزامیر داود است اما بخشی از آن هم توسط علمای یهود تدوین شده است. همچنین علی الشیخ درباره زبان نماز مسیحیان گفت: در دین مسیحیت هركسی با هر زبانی كه بلد است می تواند نمازش را بخواند ضمن آنكه اذكار ماثور از عیسی و حواریون نیست چون چیزی از آنان باقی نمانده است. وی در پاسخ به این سئوال كه ظهور موعود تا چه حد در مسیحیت مورد توجه است تصریح كرد: اگر در مسیحیت بیش از اسلام و یهود به موعود پرداخته نشود كمتر از آن نیست و بسیاری از دعاها طلب بازگشت دوباره حضرت عیسی(ع) در آخرالزمان است و حتی یك صفر كامل به موضوع موعود اختصاص دارد. |
واژة «دین» شاید برای نخستین بار در «گاتها» سرودههای حضرت زرتشت پیامبر ایرانی بكار رفته باشد. (2) «این واژه در اوستا به شكل دئنا daenaو به معنی اندیشیدن و شناختن و بینش معنوی و شهودی است.» (3) «كلمه اوستایی daena دئنا در پهلوی «دین» شده و از ریشة دا da به معنی شناختن و اندیشیدن درآمده كه در سانسكریت dhi میباشد.»(4)
دكتر جهانگیر اوشیدری در كتاب دانشنامة مزدیسنا زیر عنوان دئنا مینویسد: «دین همواره به معنی كیش و آیین نیست. بلكه غالباً به معنی وجدان و حس روحانی و ایزدی انسان است. و در خود گاتها بسا به این معنی استعمال گردیده. این نیروی ایزدی مستقل از جسم فناپذیر است و آنرا آغاز و انجامی نیست. این قوه را افریدگار در باطن انسان به ودیعه گذاشت تا هماره او را از نیكی و بدی عملش آگاه سازد. اثر عمل این قوه منوط به این است كه انسان به این آواز باطنی گوش فرادهد و تمجید و توبیخ آن را بشنود.»(5)
پژوهشگر نامی و ارجمند، استاد هاشم رضی نیز در كتاب ارزشمند «حكمت خسروانی» در شرح واژه دئنا مینویسد: «مراد از آن، وجدان و حس ایزدی و روحانی و تمیز و تشخیص است. این نیروی ایزدی از تن جدا و مستقل است. فناناپذیر و باقی است. این نیرو از سوی خداوند در بدن نهاده شده تا آدمی را شاعر به كردار خود ساخته تا به نیكویی گراید و از بدی بپرهیزد.»(6)
استاد فرزانه دكتر حسین وحیدی نیز در برگردان و گزارش خویش از گاتها چنین نگاشتهاند: «واژه «دئنا» كه در فارسی «دین» شده است، معنی دریافت درونی و بینش و وجدان میدهد.»(7)
نویسندة كتاب گرانسنگ «عارفان راز» استاد دكتر علیقلی محمودی بختیاری نیز چنین باوری دارند. در این باره ایشان در گفتگویی اظهار داشتند: «دین و عرفان در باطن یكی هستند. دین یعنی بینش، یعنی آن وجدان بیدار انسانی، به همین دلیل آگاهی یا عرفان همان دین است. چنانكه شاهنامه میگوید: كه بی دین نه خوبست شاهنشهی، یعنی بدون آگاهی، ادارة سالم جامعه ممكن نیست.» (8)
با توجه به آنچه گذشت و نیز بر اساس جملات گاتها، نگارنده بر این باور است كه دین یا دئنا در اندیشة حضرت زرتشت چیزی جز عرفان و رازوری نیست. عرفان و «دانش رازورانه در اصل تجربة یگانگی احساس، مهر و سرور و خجستگی آرام و ناب مبتنی بر یگانگی هستی است. یگانگی و هماهنگی زیباشناسانهای كه با رازوری (عرفان) در درون فرد و میان او و كل هستی، كهكشان و یزدان برقرار میشود.»(9)
زرتشت در سرودههای خویش، گاتها به ما میآموزد كه هر كس باید بیاندیشد كه كیست، سرشت راستینش چیست، از كجا آمده و برای چه در این جهان است. در این باره در بند 8 از یسنای 43 میخوانیم: «ای اهورا مزدا، هنگامی تو را مقدس شناختم كه منش پاك به من روی نمود و واداشت تا بیندیشم كه من كیستم و از كجا آمدهام و دریابم كه وظیفة من در این جهان چیست و به طرفداری از كدام گروه (نیكان یا بدان) برخیزم؟»(10)
به گفتة هلموت هومباخ «سراسر گاتها مكالمه با خدای بزرگ است.» (11) و با توجه به معنی دین یا دئنا در گاتها، میتوان گفت كه زرتشت برترین گونة شناخت را شناخت شهودی میداند و معتقد است كه تنها و یگانه راه درك حضور خداوند، «بینادلی» و «آگاهی درونی» است. او خود در این باره میفرماید: «ای مزدا، تنها با نیروی خرد و بینایی دل است كه میتوان به سرچشمه راستی كه پروردگار است، رسید. نعمتی كه در پرتو آن راستی و درستی در افزایش خواهد بود. بشود كه به یاری و رهنمایی بهترین اندیشه و دلی پاك از بخششهای راستی و بینایی برخوردار شویم.»(12)
انسان «بینا دل»، «درون آگاه» و «عارف» چگونه انسانی است؟ به دیگر سخن، «دریافت درونی»، «عرفان» یا «بینش معنوی و شهودی» از انسان چه میسازد؟ انسان روشن درون و بینا دل، عارف به اَشَه (اَشا) یا «نظم الهی» (13) است.
دكتر فرهنگ مهر در كتاب دیدی نو از دینی كهن (فلسفة زرتشت) مینویسد: «اشا اصول اخلاقی «دارما» و «كارما» را یكجا در بر میگیرد.» (14) دارما و كارما هر دو واژههایی سانسكریت هستند. كارما به معنی كردار، قانون عمل و عكس العمل یا كنش و واكنش است. بر طبق قانون كارما، هر عملی كه از انسان (خوب یا بد) سر میزند، نیرو و انرژی مثبت یا منفی تولید میكند كه به همان شكل به او بازمیگردد.
دارما نیز جوهر وجودی، سرشت راستین و اساس طبیعت هر چیز است كه حیاتش بدان بستگی دارد. دارما همان آتما (یا روح) است.
در متون دینی هند از دو نوع دارما سخن بمیان آمده، دارما یا روح «فردی» و دارما یا روح «جهانی». طبق آموزههای ودانتا، روح فردی از روح جهانی مایه میگیرد و با آن یگانگی و وحدت دارد.
با توجه به آنچه گفته شد، میتوان سخن نویسندة كتاب «بررسی لطایف عرفانی در نصوص عتیق اوستایی» را پذیرفت كه میگوید: «اشه چهرة خداست كه در هر شیء نشانی از او میتوان یافت.»(15)
پس در پاسخ به این پرسش كه رازوری و عرفان از آدمی چه میسازد، میتوان گفت: انسان راز آگاه كسی است كه عارف به «اَشَه»باشد. چنین انسانی همة موجودات را جزئی از وجود مقدس الهی میداند و جسم و كالبد خاكی آنها را معبدی میپندارد كه بخشی از روح واحد كائنات در آن سكنی گزیده، او نه تنها از تباهی و ویرانگری دوری میگزیند بلكه میكوشد تا شادی افرین بوده و به پیشرفت و بهتر شدن جهان انسانی یاری رساند. زرتشت در این باره خود میگوید:
- «ما خواستاریم از زمرة كسانی باشیم كه جهان را بسوی پیشرفت و ابادی و مردم را به سوی راستی و پارسایی ره نمایند.» (16)
- «خوشبخت كسی است كه خوشبختی دیگران را فراهم سازد. چنین است فرمان و خواست اهورامزدای چاره ساز. از این روی ما خواستاریم كه با نیروی راستی و پایداری نیاز یكدیگر را برآورده سازیم.» (17)
- «خشم باید بازداشته شود. در برابر ستم و زور باید ایستادگی كرد.» (18)
- «به راستی كسانی از زمرة سوشیانتها و رهانندگان مردم جهان بشمار خواهند رفت كه فرمانهای مزدا و وظایف خود را با نیك منشی بجا میآورند و بر ضد خشم بپا خیزند و آنرا در هم شكنند.» (19)
در آموزههای پیروان راستین قرآن
«از نظر قرآن كریم انسان میتواند با تجربة بیرونی (آفاقی) و با تجربة درونی (انفسی) با عالم ماوراء ماده، عالم غیب و ملكوت متصل گردد. در سورة فصلت آیه 53 خداوند میفرماید: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین انه الحق...» (زود است بنمایانیمشان آیتهای خویش را «در سراسر گیتی» و «در خود ایشان» تا روشن شود برای ایشان كه اوست حق.)» (42)
معرفت قلبی، دریافت درونی یا كشف و شهود همان گونه كه گفته شد، نه تنها در قرآن و اسلام پذیرفته شده، بلكه برترین گونة شناخت نیز معرفی گشته است. قرآن همة جهان را الهام پذیر میداند. در آیه هفتم از سورة قصص میخوانیم كه به مادر حضرت موسی وحی شد. همینطور در آیه بیست و چهارم از سورة مریم آمده كه مادر حضرت عیسی ندای فرشتة خداوند را شنید، و بخوبی میدانیم كه این دو پیامبر نبودهاند.
از قرآن كه بگذریم، هیچ سخن خوشتر از سخن پیام آور آن نیست. حدیث بسیار معروفی از حضرت محمد (ص) هست كه در بسیاری از مجامع روایی سنی و شیعه -با اندكی اختلاف- آمده است. ایشان میفرمایند: «كسی كه چهل روز برای خدا خالص میگردد، چشمههای حكمت از قلبش بر زبانش جاری و روان میشود.» (43)
حضرت مولانا در این باره میفرمایند:
ای قوم به حج رفته كجایید، كجایید؟
معشوق همینجاست، بیایید، بیاییــد
بهتر است كه از مقام و منزلت عالی انسان در قرآن و محبت بیكران خالق هستی بدو، سخنی بمیان آوریم:
«خداوند از روح خود در آدم دمیده است.»(48) «او را خلیفه و جانشین خویش در زمین گردانیده.»(49) و «همة ابناء بشر را كرامت بخشیده و گرامی داشته است.» (50)
دكتر قاسم انصاری نیز در كتاب مبانی عرفان و تصوف دربارة عشق و محبت میان خالق و مخلوق مینویسد: «خدای تعالی فرمود: «فسوف یأتی الله بقومِ یحبّهم و یحبّونه». ]آیه 54 سوره مائده[ زود باشد كه خدا گروهی آرد كه دوستشان بدارد و دوست بدارندش. عرفا در تأویل این آیه گفتهاند: همانگونه كه بندگان به خدا عاشق هستند، خداوند هم گروهی از آنان را دوست دارد، و در ردّ این سخن كه حبّ خالق به مخلوق نوعی نیاز است و خدا بینیاز است، میگویند: ضمیر «هَم» در «یحبّهم» به حروف ابجد 45 و كلمه «آدم» هم 45 است و محبت دوجانبه است.» (52)
113 سوره از قرآن بنام خداوند «رحیم» و مهربان شروع میشود. خداوند عشق است و دین او محبت.
از امام رضا پرسیدند: «دین چیست؟» ایشان فرمودند: «آیا دین چیزی جز محبت است؟!» (53)
حضرت حافظ نیز دربارة «حقیقت دین» كه همان «محبت» است، میفرمایند: «نشان اهل خدا عاشقی است.» (54) بایزید بسطامی نیز میگوید: «نزدیكترین خلایق به حق آن است كه بار خلق بیش كشد و خوی خوش دارد.» (55)
بشر دوستی و انسان گرایی در عرفان اسلامی ریشه در تجربة «وحدت معنوی با عالم هستی» و «درك حضور روح الهی در كالبد آدمی» دارد. حافظ فرماید: «در هیچ سری نیست كه سرّی ز خدا نیست.» (56)
آن كس كه چنین میبیند، درونش لبریز از عشق به انسانهاست، چرا كه روح الهی را در یكایك آنها مینگرد. پس هیچ چیز به قدر سلامت و راحتی و تعالی بشر نزد او ارزش نمییابد. از آنجا كه آسایش و سلامت آدمی در گرو صلح و سازش انسانها در سطح جهان است، تمامی تلاش خویش را مصروف استقرار صلح جهانی مینماید.
میتوان گفت در نزد عرفای اسلامی هیچ حركتی به اندازة تلاش برای گسترش صلح در جهان پسندیدهتر و نیكوتر نیست. صلح نیز تنها در پرتو عشق و محبت است كه گسترش مییابد.
حضرت موسی بن جعفر در این باره میفرمایند: «تمام ملل و اقوام روی زمین میتوانند پیوسته در رحمت و اسایش بسر برند، مادامی كه همة مردم بشردوست باشند و بنام انسانیت به یكدیگر ابراز محبت نمایند.» (57)
در اسلام عارف كسی است كه برای گسترش محبت در میان انسانها و توسعة عشق الهای از هیچ سختی فروگذار نباشد. چنانكه الگو و اسوة عرفان اسلامی و پیشوای تمام مسلمانان، حضرت محمد (ص) در این راه متحمل سختیها و مشقات فراوان گردید.
در كتاب «بهاگاوادگیتا» (سرود الهی) از متون اصیل هندی آمده است: «هرگاه كه نیكی و پارسایی از میان مردم رخت بربسته، فساد و بیداد جایگزین میگردد، من در میان عالمیان پدیدار میشوم. و اینچنین است كه در اعصار گوناگون به منظور حفظ طریق نیكی و از میان برداشتن بدی و برقراری نظم در عالم، جسم اختیار نموده پای به عرصة وجود مینهم.»(20)
در این كلام اندیشه برانگیز سخن از فراموش گشتن دارما (dharma) در میان مردم و احیاء آن رفته است. دارام ویرسینگ در كتاب آشنایی با هندویسم زیر عنوان دارما مینویسد: «دارما به معنی جامعه و دستور اخلاقی، قانون، وظیفه، حقوق و تقواست، و نیز به معنی خوی نیكی كه از نسلی به نسل بعد انتقال یافته میباشد. دارما تعیین كنندة دستورات سنّتی میباشد كه شامل وظایف فردی و اجتماعی و مذهبی است و به وسیلة سه دام بزرگ شهوت، آزمندی و خشم تهدید شده و در خطر است. هر فرد در خویش دارمایی دارد كه توسط موقعیتش در ساختار اجتماعی تعیین میشود. به كار گرفتن صحیح دارمای فردی ماموفق تمام تعهدات دیگر تأكید شده در كتاب بهگود گیتا میباشد.» (21)
دارما را به پرهیزگاری، درستی، تقوی، وظیفه، نظم، قانون، شریعت و مذهب معنا نمودهاند. اما مفهوم راستین دارما بسیار ژرفتر از این معانی است كه برای آن برشمردهاند.
ریشة واژة dharma در زبان سانسكریت dhr میباشد كه به معنای پوشیده و نگه داشتن است. پس دارما یعنی آنچه وجود چیزی را پوشیده و در بر گرفته و از آن نگهداری میكند. به دیگر سخن، «جوهر وجودی» یا «اساس طبیعت» هر چیز كه حیات آن بدان بستگی دارد را دارما میگویند.
دارما گوهر راستین و طبیعت حقیقی هر شخص میباشد. در این باره، ساتیا سای بابا در كتاب «گیتا واهینی» میگوید: «دارما سرشت اصیل خود شماست، فردیت شماست.» (22)
خود واقعی، ذات حقیقی و سرشت راستین وجود آدمی چیزی جز «روح» یا آتما (atma) نیست.
«دارمای انسانی»، آتمای جاوید، جان آدمی و نیروی به پیش برندة اوست كه در برابر نفسانیات مهلك پنجگانه: شهوت (كاما)، خشم (كرودها)، آز و طمع (لوبها)، وابستگی به امور دنیوی (موها) و غرور و خودخواهی (آهانكارا) قرار میگیرد. (23) هرگاه این خواهشهای ناپسند بر ذهن انسان چیره گردد، روح یا آتما به اسارت نفس (تن و غریزه) درآمده، از پویش و بالندگی باز میماند و آدمی دچار روزمرگی و تباهی میشود.
بر پایة آموزههای ودانتا، دارما یا روح فردی (انسانی) از دارما یا روح جهانی مایه میگیرد. در اوپانیشاد میخوانیم: «روح فردی، از همان ماهیت روح كل مایه میگیرد. او همچون جرقهای كه از آتش جدا میشود از روح كل جدا گشته، در جسم و اعضا نفوذ كرده و علیرغم ماهیت روحانی و ماورائی خود، به صفات مادی موصوف شده و صفات نسبی را جزء لاینفك بدن پنداشته، بیخبر از اینكه جزئی از ضمیر الهی است، خود را محدود به كالبدی ضعیف یا قوی و خوشی و ناخوشیهای مادی گردانیده است.
اما وقتی معلم الهی انسان را از این نكته كه محدود به همین جسم مادی نیست و ماهیتش برهمای متعال است، آگاه میكند، او نیز امیال زمینی را رها كرده و یقین حاصل میكند كه برهماست...» (24)
عصارة ودانتا و اوپانیشادها اینست كه روح ما جزئی از روح واحد كائنات میباشد كه در همه جا حاضر است. داتاتریا در كتاب آوادوتاگیتا (سرود رستگاری) در این باره میگوید: «جوهر تمامی ودانته همین دانش است، این دانش برین: كه من در نهاد خود بیشكلم و حاضر در همه.» (25)
در بهاگاوادگیتا نیز چنین آمده: «آن كس كه مرا در همه چیز و همه چیز را در من به شهود دریابد، از من جدا نبوده، من نیز هرگز او را ترك نخواهم نمود. آن كسی كه قلباً به وحدت معنوی (تمامی كائنات) معتقد بوده، مرا كه در همه چیز و در همه كس هستم گرامی بدارد، صرفنظر از شرایط ظاهری حیاتش در من مكان خواهد داشت.» (26)
اگر «جوهر یگانه دربرگیرندة جملگی كائنات میباشد» پس میتوان گفت كه «دل هر انسان معبدی است كه خدا در آن خانه دارد.»
خدا در همه حضور دارد، پس باید به همه عشق ورزید. عشق ورزی و شفقت نسبت به همه یعنی عشق ورزی و محبت نسبت به خدا. و عشق یگانه راه رسیدن به خداست.
ساتیا سای بابا در این باره میگوید: «روز را با عشق شروع كنید. روز را با عشق پر كنید، روز را با عشق بگذرانید، روز را با عشق پایان دهید، این راه رسیدن به خداست.» (27)
و در متون ودانتای هند نیز میخوانیم: «دلتان را در عشق غوطه ور سازید، اعمالتان را در درستكاری، احساسهایتان را در شفقت، آنگه زودتر به خدا خواهید رسید..» (28)