| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
900
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
615
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
27
|
284
|
91/3/6 (00:11)
|
|
||
|
|
70
|
527
|
91/2/31 (16:43)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
91/2/25 (17:04)
|
|
||
|
|
16
|
61
|
91/2/10 (15:25)
|
|
||
|
|
21
|
204
|
91/1/28 (19:51)
|
|
||
|
|
179
|
3283
|
91/1/26 (15:19)
|
|
||
|
|
20
|
216
|
91/1/25 (13:58)
|
|
||
|
|
79
|
485
|
91/1/29 (17:46)
|
|
||
|
|
106
|
770
|
91/1/22 (12:50)
|
|
||
|
|
32
|
622
|
91/1/7 (21:28)
|
|
||
|
|
148
|
1029
|
90/12/29 (01:40)
|
|
||
|
|
101
|
1022
|
90/12/21 (23:58)
|
|
||
|
|
22
|
251
|
90/12/20 (21:12)
|
|
||
|
|
38
|
264
|
90/11/21 (23:39)
|
|
||
|
|
487
|
2736
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
168
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
261
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
879
|
90/9/19 (18:45)
|
|
اندیشه تشكیل جامعهای عاری از ظلم و ستم و تبعیض كه در آن معیارهای عالی معنوی و انسانی یا به عبارتی دموكراسی واقعی حاكم باشد، از دیرباز در ذهن بشر از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار بوده است. از زمانی كه افلاطون در آرای خویش مدینه فاضله را عنوان میكند، تا قرنها بعد كه این اندیشه به صورت “یوتوپیا” یا شهر آرمانی در آثار نویسندگان و فلاسفه تجلی مینماید، میتوان جلوههای گوناگونی از چنین تفكری را بازیافت.
به عبارتی، میتوان به جرأت اذعان داشت بشر از آن هنگام كه ابتداییترین جوامع را تشكیل داد، همواره در درون خویش آرزومند جامعهای آرمانی و به تبع آن شخصیتی بوده كه بتواند چنین جامعهای را تشكیل دهد. این شخص در حقیقت همان منجی موعود است كه در ادیان و فرهنگهای اقوام و ملل مختلف با تلقیها و نگرشهای گوناگون به صورتهای متنوعی معرفی شده است. در این نوشتار تلقیهای مختلف اندیشه موعود ـ البته به جز آنچه در عقاید اسلامی مطرح است ـ را به اختصار بررسی و تبیین خواهیم كرد.
همان طور كه اشاره شد، منجی موعود و نجاتبخش نزد اقوام و ملل مختلف با آیینها و فرهنگهای كاملاً متفاوت، به اشكال و صورتهای گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ اما جملگی در یك نكته متفقالقول هستند كه نجاتبخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی جباران و ستمكاران و حاكمان زورگو میرهاند و جامعهای پر از عدل و داد به وجود خواهد آورد. هندوها انتظار دهمین تجلی ویشنو یا كالكی را دارند؛ بوداییها ظهور بودای پنجم را منتظرند؛ یهودیان به جز مسیح (ماشیح) نجات دهندهای نمیشناسند؛ مسیحیان، فارقلیط را میطلبند كه عیسی مسیح مژده آمدنش را داده است؛ و بالاخره مسلمانان قائل به ظهور حضرت مهدی(ع) هستند.
البته چنین اندیشهای مختص مكاتب و ادیان مذكور نیست، بلكه چنین روایاتی در اشكال مختلف، از قصص مذهبی گرفته تا اساطیر و افسانهها، در میان همه اقوام متمدن و غیرمتمدن جهان و حتی قبایل بدوی وجود داشته و دارد. مثلاً ژرمنها معتقد بودند كه فاتحی از طوایف آنان قیام میکند و نژاد ژرمن را در جهان برتری میبخشد. نژاد اسلاو بر این باورند كه از مشرق زمین، یك نفر برمیخیزد و تمام قبایل اسلاو را متحد میکند و بر دنیا مسلط میگرداند. اهالی یوگسلاوی (صربستان) نیز در سرودهای حماسی خویش از شخصی به نام “ماركو كرالیه ویچ” نام میبرند و انتظار ظهور وی را دارند. ساكنان جزایر انگلستان از دیرباز منتظر ظهورد “آرتور” هستند كه در جزیره “آوالون” سكونت دارد. بنابر عقیده ایشان وی روزی ظاهر میشود و نژاد “ساكسون” را در دنیا غالب میگرداند و سیادت جهان، نصیب آنها میگردد.
منجی در دین یهود
در عهد عقیق، كتاب مقدس یهودیان، اشارات مكرری به نجاتبخش آخر زمان شده است: كسی خواهد آمد تا جهان مطلوبی را كه همه خواستار آنند و سودایش را در سر میپرورانند، از نو بسازد؛ جهانی روشن و عاری از پلیدیها كه در آن آدمی به همه آرزوها و امیال پاك انسانی برسد و كامیاب شود. در زبور داوود كه تحت عنوان مزامیر در عهد عتیق آمده، تقریباً در هر بخش از آن، اشاره به ظهور منجی و آخرالزمان، و نوید پیروزی صالحان بر شریران، و بالاخره تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب گونان به دینی واحد و جهانشمول موجود است:
و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد کرد و مساكین ترا به انصاف. آن گاه كوهها برای قوم، سلامتی را بار خواهند آورد، وتلها نیز در عدالت، مساكین قوم را دادرسی خواهد كرد، و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد، و ظالمان را زبون خواهد ساخت…، در زمان او، صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتی خواهد بود، مادامی كه ماه نیست نگردد. و او حكمفرمانی خواهد كرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای جهان. به حضور وی، صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنان او خاك را خواهند لیسید… جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند كرد و جمیع امتها را بندگی خواهند نمود… بر مسكین و فقیر كرم خواهد فرمود، و جانهای مساكین را نجات خواهد بخشید… نام او تا ابدالاباد باقی خواهد ماند؛ اسم او پیش آفتاب دوام خواهد كرد؛ آدمیان در او برای یكدیگر بركت خواهند خواست، و جمیع امتهای زمین او را خوشحال خواهند خواند.
یهودیان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسیح (ماشیح) به معنای مسح شده خداوند است كه جهان مطلوب و درخشان آینده را میسازد. اكثر اندیشمندان یهود بر این باورند كه ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و برقراری صلح و آرامش میان همه اقوام و تأمین خواستها و نیازهای بشری، بخشی از نقشههای خداوند در آغاز آفرینش بوده است. بر اساس همین عقیده، لزوم وجود نجاتبخش كه كسی جز مسیح نیست، پیش از آفرینش كائنات به ذهن خداوند خطور كرده است.
به اعتقاد همه یهودیان، نجاتدهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران، اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش كه جلوهای از نور خداست، روشن خواهد كرد. برخی ماشیح را همان داوود میدانند (هوشع 5:3) برخی دیگر، او را از خانواده داوود میشمارند. (مزامیر 49:18-50) گروهی نیز میگویند خداوند در پایان جهان، داوود دیگری را برای نجات مردم میفرستد. (ارمیاه، 9:30)
در این زمینه، اندیشمندان آرای متفاوتی اظهار كردهاند كه گاه، یكدیگر را نقض میكنند؛ اما آنچه روشن است این است كه مسیح از خاندان داوود است كه در پایان جهان برای نوساختن جهان و نجات بشر ظهور خواهد كرد.
منجی در مسیحیت
بنا بر اعتقاد مسیحیان نجاتدهنده، فارقلیط به معنای تسلی دهنده و شفیع و مددكار است؛ اما در عهد جدید، مراد از آخرین نجاتدهنده همان عیسی مسیح است كه بار دیگر زنده خواهد شد و جهان سراسر فساد و تباهی را نجات خواهد داد:
درباره قیامت مسیح پیش دیده گفت كه: نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. پس همان عیسی را خدا برخیزاند و همه ما شاهد بر آن هستیم.
همچنین مسیح نیز چون یك بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای كسانی كه منتظر اویند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.
البته ذكر این نكته مهم در این جا الزامی است كه در عهد جدید به جز عیسی مسیح، به موعود نجاتبخش دیگری نیز اشاره شده است كه عیسی مسیح، وعده آمدنش را میدهد. وی “تسلی دهنده” دیگری است كه مسیح از خدا (پدر) برای امتش درخواست میكند و خدا او را اعطا میكند تا همیشه با ایشان باشد. جهان او را نمیبیند، ولی آنان كه به مسیح ایمان دارند، وی را باز میشناسند:
و من از پدر سئوال میكنم و تسلی دهندهای دیگر به شما عطا خواهد كرد تا همیشه با شما باشد؛ یعنی روح راستی كه جهان نمیتواند او را قبول كند، زیرا كه او را نمیبیند و نمیشناسد؛ اما شما او را میشناسید، زیرا كه با شما میماند و در شما خواهد بود.
او آن مسیحایی نیست كه امت موسی و یهودیان انتظارش را داشته و دارند. او بعد از عیسی مسیح و پس از رفتن وی خواهد آمد. او هدایتگر به همه راستیهاست و جهان را به عدالت و داوری ملزم خواهد کرد. از خود چیزی نمیگوید، بلكه از مسیح خبر میدهد و او را از خدا (پدر):
و من به شما راست میگویم كه رفتن من برای شما مفید است؛ زیرا اگر نروم، تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم، او را نزد شما میفرستم. و چون او آید جهان را بر عدالت و داوری ملزم خواهد نمود… ولیكن چون او، یعنی روح راستی، آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد كرد؛ زیرا كه او از خود تكلم نمیكند، بلكه به آنچه شنیده است، سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد؛ زیرا آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد.
موعود در آیین هندو
در آیین هندو، نجاتبخشی موسوم به كالكی در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه جهانی، یعنی كالی یوگه ظهور خواهد كرد. بنا بر تفكر هندویی، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشكیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی عصر كالی، فساد و تباهی سراسر جهان را فرامیگیرد. زندگانی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد خود نزول میكند و موجبات زوال نهایی را فراهم میسازد.
در این عصر (كالی یوگه یا دوره انحطاط) كه بنا بر باورهای هندویی از نیمه شب بین 17 و18 ماه فوریه سال 3102 قبل از میلاد مسیح شروع شده، و ما اكنون در آن به سر میبریم، فقط به یك چهارم درمه (دین یا نظم كیهانی) عمل میشود و سه چهارمش به فراموشی سپرده شده است. مردمان این دوره گناهكار، ستیزهجو و چون گدایان، بداقبال و سزاوار اقبالی نیستند.
چیزهای بیارزش را ارج مینهند، آزمندانه میخورند و در شهرهایی زندگی میكنند كه پر از دزدان است.
در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین و دهمین تجلی (اوتاره) “ویشنو” موسوم به كالكی، سوار بر اسبی سفید و به هیئت انسان ظهور خواهد كرد. وی سراسر جهان را سواره و با شمشیری آخته و رخشان در مینوردد تا بدی و فساد را نابود كند. با نابود كردن جهان، شرایط برای آفرینشی نو مهیا میشود تا در مهایوگای آتی، دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.موعود در آیین بودا
در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم “میتریه” ـ واژهای سنسكریت به معنای مهربان ـ تبیین میشود. در الهیات بودایی، او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودایان زمینی میدانند كه هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسانها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته كه آماده برخاستن است، نمایش میدهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
روایات بودایی درباره شخصیت و چگونگی ظهور آخرین بودا یا منجی موعود، یعنی كسی كه خواهد آمد تا همگان را مژده رهایی دهد و آنها را از چرخه آهنین رجعتهای مداوم به عالم نجات دهد، همداستان نیستند. در سنت مهایانه كه یكی از دو سنت یا مذهب اصلی بودایی است، توجه بیشتری به شخصیت میتریه شده است. در روایات مهایانهای، شاكیه مونی ـ كه همان “گتمه” بودای مشهور است ـ چهارمین بودا و میتریه كه پس از او خواهد آمد، به عنوان بودای پنجم معرفی شده است. در حالی كه در برخی روایات بودایی، گتمه بودای هفتم است و بوداسف در آینده و به عنوان آخرین بودا ظهور خواهد كرد.
درباره زندگی و سرنوشت مقدر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد. در “كانون پالی” (منبع اصلی اطلاعات ما از آیین بودای اولیه) اهمیت چندانی به وی ندادهاند و تنها در یك سوره (سوره چكه وتی سیهه ناده) از این مجموعه نام او را بردهاند.
اما از آثار غیر كانونی (غیر مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.
منجی در دین زرتشت
برخلاف دیگر ادیان كه معمولاً منتظر یك موعود نجاتبخش هستند، زرتشتیان منتظر سه موعودند كه هر یك از آنها به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد كرد.
قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشارهای گذرا به بحث ادوار جهانی یا سال كیهانی در آیین زرتشت میکنیم كه ظهور این موعودهای سهگانه در چنین چارچوبی جای داده شده است. البته باید یادآور شویم كه متنهای زرتشتی درباره این كه سال كیهانی از چند هزاره تشكیل میشود، همسخن نیستند.
پارهای میگویند از نه هزاره و برخی این دوره جهانی را به مناسبت دوازده برج سال طبیعی و دوازده نشان منطقهالبروج متشكل از دوازده هزاره میدانند. قرائنی نیز حكایت میكند رقم اصلی شش هزار سال بوده و بتدریج به نه هزار سال و دوازده هزار سال افزایش یافته است.
در سه هزاره اول اهورا مزدا عالم فروهر، یعنی عالم روحانی را بیافرید كه عصر مینوی جهان بوده است. در سه هزاره دوم از روی صور عالم روحانی جهان جسمانی خلقت یافت. در این دوره امور جهان و زندگی مردمان فارغ از گزند و آسیب بود و به همین جهت، عصر طلایی تاریخ دینی مزدیسنان نامیده میشود. سه هزاره سوم دوران شهریاری شهریاران و خلقت بشر و طغیان و تسلط اهریمن است. زرتشت درست در آغاز هزاره اول از دوران چهارم زاده شد؛ هنگامی كه بنا بر سنت دوران واپسین از چهار دوره عمر جهان بود.
به موجب روایات زرتشتی و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد میشود که با نام عمومی سوشیانس خوانده میشوند. این نام به خصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. كلمه سوشیانس كه از ریشه سو(Sav Su) به معنی سود و سودمند است، در اوستا به شکل سئوشیانت آمده و در پهلوی به اشكال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشانس، سوسیوش، و سیوسوش آمده است. در فروردین یشت، بند 129 در معنی سوشیانت چنین آمده است: او را از این جهت سوشیانت خوانند كه او به جهان مادی سود خواهد بخشید.
این كلمه چندین بار در گاتاها برای شخص زرتشت به كار رفته و پیامبر خود را سوشیانت خوانده؛ یعنی كسی كه از وجودش سود و نفع برمیخیزد و سود رساننده است. (یسنا، 11:45، 9:48، 2:53) همچنین چند بار دیگر در سرودها، این واژه به صورت جمع آمده و زرتشت، خود و یارانش را سود رسانندگان معرفی كرده است. (یسنا، 13:34، 3:46، 12:48) در سایر قسمتهای اوستا نیز غالباً سوشیانسها به صورت جمع آمده و منظور از آنها، پیشوایان و جانشینان زرتشت است كه در تبلیغ دین كوشا هستند و مردم را به راه راست هدایت میكنند. در یسنا (5:24) از سوشیانسها با عنوان نوكنندگان جهان و مردانی كه هنوز متولد نشدهاند، یاد میشود:
ستایش و نیایش و خشنودی و آفرین با فروهرهای همه پاكان؛ آن پاكانی كه مردهاند و آن پاكانی كه زندهاند و آن مردانی كه هنوز زاییده نشده، سوشیانتهای نوكننده هستند.
اما عمده مطالب درباره سوشیانسها در یشتهای سیزدهم و بویژه نوزدهم آمده است. در یشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشیانس در آخرالزمان و نو شدن گیتی و سپری شدن جهان چنین آمده است:
فر كیانی نیرومند مزدا آفریده را ما میستاییم؛ (آن فر) بسیار ستوده زبردست، پرهیزگار، كارگر چست را كه برتر از سایر آفریدگان است؛ كه به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت. در هنگامی كه گیتی را نو سازد؛ (یك گیتی) پیر نشدنی، نمردنی، نگندیدی، نپوشیدنی، جاودان بالنده و كامروا. در آن هنگامی كه مردگان دگر باره برخیزند و به زندگان بیمرگی روی كند. پس آن گاه او (سوشیانت) به در آید و جهان را به آرزوی خود تازه كند.
پس جهانی كه فرمانبردار راستی است، فناناپذیر گردد. دروغ دگر باره به همان جایی رانده شود كه از آن جا برای آسیب رساندن به راستیپرستان و نژاد و هستی وی آمده بود. تباهكار نابود خواهد گردید؛ فریفتار رانده خواهد شد.
بر اساس روایات پهلوی، نطفه زرتشت در دریاچه هامون، [كیانسیه یا كسه اُیه] قرار دارد. در آخرین هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشیزه از این نطفه بارور میشوند و سه موعود مزدیسنان را میزایند.
در یشت سیزدهم، بندهای 128 و 129 مهم و قابل توجه هستند. در بند 128 مجموعاً از نه پارسا – كه شش تن از آنها یاران سوشیانس و سه تن دیگر موعودهای آیندهاند- یاد شده و فر وشیشان ستوده شده است. این سه تن در اصل همان سه پسر آینده زرتشت یا موعودهای نجاتبخش هستند كه در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند كرد. این سه تن عبارتند از:
1.اوخشیت ارته، یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و روا كننده قانون دین و داد زرتشت). امروزه این نام را اوشیدر یا هوشیدر گویند، و در كتب پهلوی به صورت خوشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه كلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی میگویند كه به معنی هوشیدر درخشان است.
2. اوخشیت نمه، یا اوخشیت نمنگه، یعنی پرواننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا هوشیدر ماه میگویند، ولی در كتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیترماه ضبط شده است.
3. آستوت ارته، یعنی كسی كه مظهر و پیكر قانون مقدس است. در خود اوستا نیز به معنی لفظی این كلمه اشاره شده و در بند 129، یشت سیزدهم، میخوانیم:
كسی كه سوشیانت پیروزگر نامیده خواهد شد و استوت ارته نامیده خواهد شد. از این جهت سوشیانت، برای این كه او به سراسر جهان مادی سود خواهد بخشید؛ از این جهت استوت ارته، برای این كه او آنچه را جسم و جانی است، پیكر فناناپذیر خواهد بخشید، از برای مقاومت كردن بر ضد دروغ جنس دو پا (بشر)، از برای مقاومت كردن در ستیزهای كه از طرف پاكدینان برانگیخته شده باشد.
و این استوت ارته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. چنان كه اشارت رفت، این سه برادر از پشت و نطفه زرتشت، پیامبر ایران هستند. بنابر سنت نطفه زرتشت را ایزد نویوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد كه آن را در دریاچه كیانسیه (هامون) حفظ كرد.

دیدگاه ادیان در باره آخرین منجی
چیست ؟
ما در این فصل در طی 3 قسمت به بررسی دیدگاه ادیان راجع به اخرین منجی
خواهیم پرداخت وقتی خصوصیات منجی را در ادیان بررسی كردیم شباهت هایشان را
نیز خواهیم گفت امیدوارم كه بپسندید
كالكی (Kalki). موعود در آیین هندو
در آیین هندو، نجاتبخشی
موسوم به كالكی در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه جهانی،
یعنی كالی یوگه ظهور خواهد كرد. بنا بر تفكر هندویی، جهان از چهار دوره رو
به انحطاط تشكیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی عصر كالی، فساد و
تباهی سراسر جهان را فرامیگیرد. زندگانی اجتماعی و معنوی به نازلترین حد
خود نزول میكند و موجبات زوال نهایی را فراهم میسازد.
در این عصر (كالی
یوگه یا دوره انحطاط) كه بنا بر باورهای هندویی از نیمه شب بین 17 و18 ماه
فوریه سال 3102 قبل از میلاد مسیح شروع شده، و ما اكنون در آن به سر میبریم،
فقط به یك چهارم درمه (دین یا نظم كیهانی) عمل میشود و سه چهارمش به
فراموشی سپرده شده است. مردمان این دوره گناهكار، ستیزهجو و چون گدایان،
بداقبال و سزاوار اقبالی نیستند.
چیزهای بیارزش را ارج مینهند،
آزمندانه میخورند و در شهرهایی زندگی میكنند كه پر از دزدان است.
در پایان چنین
دوران سیاهی، آخرین و دهمین تجلی (اوتاره) "ویشنو" موسوم به كالكی، سوار بر اسبی سفید و به هیئت انسان ظهور خواهد
كرد. وی سراسر جهان
را سواره و با شمشیری آخته و
رخشان در مینوردد تا بدی و فساد را نابود كند. با نابود
كردن جهان، شرایط برای آفرینشی نو مهیا میشود تا در مهایوگای آتی،
دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند
.
تصویر كالكی موعود هندویزم
مِیتریا (Maitreya) . موعود در آیین بودا
در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم "میتریه"
ـ واژهای سنسكریت به
معنای مهربان ـ تبیین میشود. در
الهیات بودایی، او را بودای پنجم و آخرین بودا از بودایان
زمینی میدانند كه هنوز نیامده است، اما خواهد آمد تا همه انسانها را
نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیئت مردی نشسته كه آماده برخاستن
است، نمایش میدهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!
ر
درباره زندگی و سرنوشت مقدر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد.
در "كانون پالی"
(منبع اصلی اطلاعات ما از آیین
بودای اولیه) اهمیت چندانی به وی ندادهاند و تنها در یك
سوره (سوره چكه وتی سیهه ناده) از این مجموعه نام او را بردهاند.
اما از آثار غیر كانونی (غیر
مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.
بودا بر این باور است كه در
آینده، انسان در دوره اى از زمان دچار نابسامانى و بحران مى گردد. انسان هاى
بحران زده در جامعه، مردمانى
استثمارگر، ستم گر و پوچ گرا
خواهند بود. آن ها بدى را عین خوبى مى پندارند و هیچ تفاوتى
بین خیر و شرّ قائل نیستند و تنها به امیال جنسى خویش اَرج مى نهند و
به زندگى تجملاتى گرایش مى یابند، كودكان دچار تغییراتى مى شوند كه
براى والدین قابل درك نمى باشد و این مسأله چیزى است كه هیچ دین و آیینى خواستار آن نمى باشد.
پس از آن جامعه وارد دورانى تازه مى گردد. دورانى كه انسان به رشد روحى بزرگى دست مى یابد و در زبان پالى(Pali) آن را «SRIARAYA METTRAI» مى نامند.
مفهوم لغوى این چند كلمه بدین شرح است:
كمال = SRI تمدن = ARAYAرحیم و بخشنده = METTRAI
مفهوم
كلى آن بیان گر این مسأله است كه جامعه اى متمدن، سرشار از آگاهى و در
اوج كمال پدید خواهد آمد و هر انسانى كه در این جامعه ى مدنى قرار گیرد به
طور كلى به فضاى
« Dhamma»وارد(1) مى گردد و تحوّل بزرگى در جامعه ى بشرى بوجود مى آید
وى به شكل یك انسان ظهور مى نماید و او را « SRIARAYAMETTRAI» مى خوانند. او بر پشت شترسفیدى سوار است و از صحرا
مى آید. تعداد زیادى از یارانش كه شمارشان به بیش از ده هزار نفر مى رسد
او را همراهى مى كنند. گوشه و كنار شهر را درختان پر شاخ و برگ «KALAPA PRUEK» پر مى كند. درختانى كه ثمرشان میوه هاى جادویى است.(2)
و آن سمبلِ یك محیط آرام و مكانى حاصل خیز است. سرزمین شادى ها و پیدایش
عالم سراسر رحمانیت، به حقیقت مى پیوندد و بشر وارد Dhammaى
اساسى آخرین شریعت جهانى مى گردد. دین انسانیّت، جهان انسان هاى سراسر
شعور و فهم، عالمى كه تمام انسان ها از بازشناسى آن لذّت مى برند،
سرزمین بیدارى، عالم سراسر كمال و تمامیت.
ادامه دارد ....
جایزه | ||
به نام خدا سلام به همگی نمیدونم راجع به جشنواره بین المللی آخرین منجی که توسط صدا وسیما برگزار میشه چیزی شنیدین یا نه؟! این جشنواره یه جشنواره یه ساله است با موضوع مهدویت و اینم آدرس سایتشه : این سایت سعی داره که برای بخشهای مقاله، کلیپ و کارت پستال از کارهای بچه های فعال و باسواد استفاده کنه! نه تنها مطالبتون توی سایت صداوسیما چاپ میشه بلکه مطالب خیلی خوب هم ممکنه توی روزنامه های کثیرالانتشار هم چاپ بشه! ضمنا به کسانی که همکاری بیشتری با ما داشته باشن هدایایی هم داده میشه! به این وسیله از همه دوستان از هر دینی که هستید دعوت میشه مطالبتون رو برای ما بفرستید!
| ||
منجی آخر الزمان از دیدگاه اعتقاد بودا
ادیان مقیاسى را براى آینده ى بشر در نظر گرفته اند، مخصوصاً ادیانى كه از سوى خدا فرستاده شده اند. حتى در فرامین بودا نیز خود او به پیش گویى آینده ى بشر پرداخته است. بودا بر این باور است كه در آینده، انسان در دوره اى از زمان دچار نابسامانى و بحران مى گردد. انسان هاى بحران زده در جامعه، مردمانى استثمارگر، ستم گر و پوچ گرا خواهند بود. آن ها بدى را عین خوبى مى پندارند و هیچ تفاوتى بین خیر و شرّ قائل نیستند و تنها به امیال جنسى خویش اَرج مى نهند و به زندگى تجملاتى گرایش مى یابند، كودكان دچار تغییراتى مى شوند كه براى والدین قابل درك نمى باشد و این مسأله چیزى است كه هیچ دین و آیینى خواستار آن نمى باشد.
پس از آن جامعه وارد دورانى تازه مى گردد. دورانى كه انسان به رشد روحى بزرگى دست مى یابد و در زبان پالى(Pali) آن را «SRIARAYA METTRAI» مى نامند.
مفهوم لغوى این چند كلمه بدین شرح است:
كمال = SRI تمدن = ARAYAرحیم و بخشنده = METTRAI
مفهوم كلى آن بیان گر این
مسأله است كه جامعه اى متمدن، سرشار از آگاهى و در اوج كمال پدید خواهد آمد و
هر انسانى كه در این جامعه ى مدنى قرار گیرد به طور كلى به فضاى
« Dhamma»وارد(1) مى گردد و تحوّل بزرگى در جامعه ى بشرى بوجود
مى آید وى به شكل یك انسان ظهور مى نماید و او را « SRIARAYAMETTRAI»
مى خوانند. او بر پشت شترسفیدى سوار است و از صحرا مى آید. تعداد
زیادى از یارانش كه شمارشان به بیش از ده هزار نفر مى رسد او را همراهى
مى كنند. گوشه و كنار شهر را درختان پر شاخ و برگ «KALAPA PRUEK» پر
مى كند. درختانى كه ثمرشان میوه هاى جادویى است.(2) و آن سمبلِ یك محیط آرام
و مكانى حاصل خیز است. سرزمین شادى ها و پیدایش عالم سراسر رحمانیت، به
حقیقت مى پیوندد و بشر وارد Dhammaى اساسى آخرین شریعت جهانى مى گردد.
دین انسانیّت، جهان انسان هاى سراسر شعور و فهم، عالمى كه تمام انسان ها
از بازشناسى آن لذّت مى برند، سرزمین بیدارى، عالم سراسر كمال و تمامیت.
ذهن انسان از غرور و شهوت پرستى، رهایى مى یابد و جاى آن را دانش، خرد و بركت معجزات پیامبران فرا مى گیرد و تمام این سرزمین در آرامشى عمیق فرو رفته و آن جا جایى وراى این زمان و مكان است. هر جا آكنده از رحمانیت و مهربانى است و رفتار انسان ها عارى از هر گونه جاه طلبى، استثمارگرى، رنج و درد، عذاب دادن ها و عذاب كشیدن ها مى گردد. نه كسى به انحراف كشیده مى شود و نه كسى دیگران را به انحراف مى كشد، انسان كه در والاترین درجه ى Dhamma قرار دارد با آگاهى و بینش خویش در صدد
درك طبیعت تمام موجودات زنده، چه نبات و چه حیوان بر مى آید بى آن كه با زهر خویش طبیعت را آلوده سازد.
| 1ـ مهدی موعود ـ علیه السّلام ـ در كتب مقدسه هندیان در كتابهای مذهبی مقدّسی كه در میان هندیان به عنوان كتابهای آسمانی شناخته شده و آورندگان این كتابها به عنوان پیامبر شناخته میشوند، تصریحات زیادی به وجود مقدّس مهدی موعود ـ علیه السّلام ـ و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتی از آنها از نظر خوانندگان گرامی میگذرد. الف) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب اوپانیشاد در كتاب «اوپانیشاد» كه یكی از كتب معتبره و از منابع هندوها به شمار میرود، بشارت ظهور مهدی موعود ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است؛ «این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای كلّی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، در حالی كه شمشیر برهنهی درخشانی به صورت ستارهی دنبالهدار در دست دارد ظاهر میشود، و شریران را تماماً هلاك میسازد، و خلقت را از نو تجدید، و پاكی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد كرد.»[1] با اندك تأملی در جملات بشارت فوق، ظاهر میشود كه مقصود از «مظهر ویشنو» همان وجود مقدّس حجة بن الحسن العسكری ـ علیه السّلام ـ است؛ زیرا طبق روایات متواتر اسلامی آن حضرت در آخر الزمان و در پایان جهان، ظهور خواهد نمود و با شمشیر قیام خواهد كرد، و تمامی جباران و ستمگران روی زمین را از بین خواهد برد، و در دوران حكومت آن مظهر قدرت خداوند، جهان، آفرینش نوینی خواهد یافت. در این زمینه اخبار و احادیث بسیار زیادی در كتب شیعه و سنّی از پیامبر گرامی اسلام و ائمّهی معصومین ـ علیهم السّلام ـ روایت شده است كه برخی از آنها را جهت توضیح فرازهای بشارت مزبور، تحت چند عنوان میآوریم. 1ـ مهدی ـ علیه السّلام ـ در آخر الزمان ظاهر میشود در كتاب «غیبت» شیخ طوسی ـ رحمه الله ـ از ابو سعید خدری روایت كرده است كه گفت: از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ شنیدم كه بر فراز منبر میفرمود: «مهدی از عترت و اهل بیت من است. او در آخر زمان ظهور میكند. در آن هنگام آسمان بارانش را فرو میفرستد، زمین گیاهان خود را میرویاند. و او سراسر روی زمین را پر از عدل و داد مینماید، آنچنان كه دیگران ـ ستمگران ـ آن را پر از ظلم و جور كرده باشند.»[2] در كتاب «عقد الدرر»، باب سوم از قول ابو سعید خدری از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «در آخر الزمان مردی جوان، با چهرهای زیبا و بینی كشیده، كه از عترت من است قیام میكند، زمین را پر از عدل و داد مینماید، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد...»[3] ب) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «یاسك» در كتاب «باسك» كه از كتب مقدّسهی آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولیعصر ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است. «دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان، كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمینها و كوهها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمانها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر كسی به دنیا نیاید.»[4] ناگفته پیداست كه منظور از آن پادشاه عادل، موعود همهی ملّتها، وجود مقدّس حجّت بن الحسن العسكری ـ علیه السّلام ـ است؛ زیرا طبق روایات اسلامی و وعدههای تمامی انبیا، تنها اوست كه به عدل و داد قیام میكند و ریشهی ظلم و بیداد را از بنیاد بر میكند، و جهان را پر از عدل و داد مینماید، و آنچه در دریا و زمین و كوهها پنهان شده به دست میآورد، و تنها اوست كه در آخر الزمان ظاهر میشود و تحول و دگرگونی عظیمی در دنیا به وجود میآورد، و زحمات همهی پیامبران را كه به منظور برقرار ساختن عدالت اجتماعی آمدهاند به ثمر میرساند، و فرمانش بر همهی موجودات جهان نافذ است. به هر حال، در این بشارت و بشارات دیگری كه در سایر كتب مقدسهی مذهبی اهل ادیان آمده، موضوع ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به قدری واضح و روشن است كه هیچ گونه نیازی به توجیه و تفسیر ندارد؛ ولی در عین حال، برای این كه معلوم شود تمام مضامین بشارت مزبور در احادیث اسلامی نیز آمده است، پیرامون برخی از فرازهای آن توضیحاتی میدهیم. «راحَتِهِ فَأیَكُمْ لَوْ كانَتْ فِی راحَتِهِ شَعْرَةٌ لَمْ یُبْصِرْها»[5] «هنگامی كه اُمور به دست حضرت صاحب الامر ـ علیه السّلام ـ برسد، خدای تبارك و تعالی هر زمین پستی را برای او بالا میبرد، و هر زمین بلندی را پائین میآورد تا این كه همهی جهان همانند كف دست او برایش آشكار شود. آیا كدام یك از شما اگر كف دست او تار مویی باشد آن را نمیبیند؟». پس با توجّه به آنچه گذشت، به این نتیجه میرسیم كه، آن شخصیّت بینظیر و بیمانندی كه از آسمان و زمین خبر میدهد و حجّت بر تمام مردم است و بر تمام جهان هستی احاطهی علمی دارد، یگانه منجی عالم و تنها باز مانده از حجّتهای الهی، حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است كه چیزی از اسرار عالم بر او پوشیده نیست. 6ـ در همهی عالم كسی بزرگتر از مهدی ـ علیه السّلام ـ به دنیا نیاید صاحب كتاب «عقد الدرر» در مورد عظمت و بزرگواری حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و مقام و موقعیّت آن امام والا مقام، حدیثی از امام محمّد باقر ـ علیه السّلام ـ روایت كرده است كه فرمود: «حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ برای بار اوّل، به آنچه كه به قائم آل محمّد ـ علیهم السّلام ـ عطا خواهد شد نظر كرد و گفت: پروردگارا! مرا قائم آل محمّد ـ علیه السّلام ـ قرار بده. به آن حضرت گفته شد: قائم ـ علیه السّلام ـ از ذریهی احمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است. بار دوم نظر كرد همان عطا را دید و همان دعا را كرد و همان جواب را شنید، برای سومین بار نظر كرد، همان عطا را دید و همان درخواست را نمود و همان جواب را شنید.»[6] ج) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «پاتیكل» در كتاب «پاتیكل» كه از كتب مقدّسهی هندیان میباشد و صاحب این كتاب از اعاظم كفرهی هند است و به گمان پیروانش، صاحب كتاب آسمانی است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است: «چون مدّت روز تمام شود، دنیای كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان كه یكی «ناموس آخر الزمان» و دیگری «صدیق اكبر». یعنی وصی بزرگتر وی كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خلیفهی «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسیار باشد. هر كه پناه به او برد و دین پدران او اختیار كند، سرخ روی باشد در نزد رام.» و دولت او بسیار كشیده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زیاده باشد، و آخر دنیا به او تمام شود. و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم ـ علیه السّلام ـ و از جبال القمر تا شمال هیكل زهره، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانهی «سومنات» را خراب كند. و «جگرنات»[7] به فرمان او به سخن آید و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به دریای اعظم اندازد، و هر بتی كه در هر جا باشد بشكند.»[8] از آنجا كه در این بشارت، الفاظ و تعابیری به كار رفته است كه امكان دارد برای بعضی از خوانندگان نامفهوم باشد بعضی از آنها را جهت روشنتر شدن مطلب توضیح میدهیم: 1ـ مقصود از «ناموس آخر الزمان»، ناموس اعظم الهی، پیامبر خاتم حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ است. 2ـ پشن، نام هندی حضرت علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ است. 3ـ صاحب ملك تازه، آخرین حجّت خداوند حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ است و راهنما، نام مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است كه بزرگترین نمایندهی راهنمایان الهی و نام مقدّس وی نیز، هادی و مهدی و قائم به حق است. 4ـ كلمهی «رام» به لغت «سانسكریتی» نام اقدس حضرت احدیت (خدا) است. 5ـ این جمله «هر كه به او پناه برد، و دین پدران او اختیار كند، در نزد رام، سرخ روی باشد» صریح است در این كه، حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ جهانیان را به دین اجداد بزرگوارش، اسلام، دعوت میكند. 6ـ سومنات ـ بنا به نوشتهی علّامه دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانهای بوده است در «گجرات». و گویند: سلطان محمود غزنوی آنرا خراب كرد، و «منات» را كه از بتهای مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست. و گویند: این لغت هندوی است كه مفرّس شده و آن نام بتی بود، و معنی تركیبی آن «سوم، نات» است: نمونهی قمر، زیرا «سوم» به لغت هندوی قمر را گویند، و نات، تعظیم است. برای اطلاع بیشتر به لغت نامهی دهخدا، مادهی «سومنات» مراجعه فرمایید. د) بشارت ظهور حضرت بقیة الله ـ علیه السّلام ـ در كتاب «وشن جوك» در كتاب «جوك» كه رهبر جوكیان هندو است و او را پیامبر میدانند، دربارهی بشارت ظهور حضرت «بقیة الله» ـ علیه السّلام ـ و رجعت گروهی از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت، چنین آمده است: «آخر دنیا به كسی برگردد كه خدا را دوست میدارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، كه در دینها اختراع كرده و حق خدا و پیامبر را پایمال كردهاند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدی را سزا دهد، و یك «كرور» دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهی كنند.»[9] [1] . اوپانیشاد، ترجمهی محمد داراشكوه (از متن سانسكریت) ج2، ص637. [2] . غیبت شیخ طوسی، ص111، ص180؛ بحارالانوار، ج51، ص74، ح25؛ اثبات الهداة، ج3، ص502، ح294؛ منتخب الاثر، ص169، ح81، و در چاپ دیگر، ص222، ح81. [3] . عقد الدرر، باب 3، ص39. [4] . بشارات عهدین، ص246 ـ علائم الظهور كرمانی، ص18 ـ لمعات النور فی كیفیة الظهور، ج1، ص19، نور الانوار، ص86، نور هفتم. [5] . بشارة الاسلام، ص243. [6] . عقد الدرر، ص26 و 160، آخر باب اول و باب هشتم؛ بحارالانوار، ج51، ص77، ح35؛ غیبت نعمانی، ص240، ح34، باب 13. [7] . جگرنات به لغت سانسكریت نام بتی است كه هندوها آن را مظهر خدا میدانند. [8] . علائم الظهور كرمانی، ص17؛ لمعات شیرازی، ج1، ص18؛ نور الانوار، نور هفتم، بشارات عهدین، ص246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخیرة الالباب و تذكرة الاولیاء. [9] . بشارات عهدین، ص272 ـ علائم الظهور كرمانی، ص18. |
این لینكستان هم جالب است
چهره امام زمان (عج)درمكاتب الهی
آیین زرتشت : خصوصیات این مكتب
بشارت ظهور حضرت مهدی(عج)در كتاب زند
آیین یهود : خصوصیات آیین یهود
بشارت ظهور حضرت مهدی (عج)در كتاب تورات
ب
آیین مسیحیت : خصوصیات آیین مسیحیت
بشارت ظهور حضرت مهدی در كتاب انجیل متی
لینك های جالب : نظری كوتاه بر افكار ملل مختلف جهان
اسامی مقدس حضرت مهدی (عج)در كتب مذهبی مختلف
بشارت ظهور منجی دركتاب اوستا
اوستا كتاب مقدس ایرانیان باستان وزرتشتیان است وشامل5 بخش :یسنا،یشتها،ویسپرد،وندیداد و خرده اوستا می باشد.
بخشی از سرود های خود زرتشت به نام (گاتها)در بخش یسنا آمده،در یكی از این بخش ها نوید هایی در مورد ظهورحضرت مهدی آمده است: ((و هنگامی كه سزای این گناهكاران فرا رسد،پس آنگاه ای مزدا كشورت را بهمن در پایان برپا كنداز برای كسانی كه دروغ را به دستهای راستی سپردند و خواستاریم از آنانی باشیم كه زندگی تازه كنند.))
در همان بخش گاتها تحت عنوان بامداد روز نویدظهور یگانه منجی بشریت چنین آمده است: ((كی ای مزدا بامداد روز فراز آید،جهان دین راستین فرا گیرد با آموزش های فزایش بخش پرخرد رهانندگان،كیانندآنانی كه بهمن به یاریشان خواهدآمداز برای آگاه ساختن ،من تو را برگزیدم ای اهورا…))
تو ضیح این دو فراز از گاتهای زرتشت از این قرار است:در پایان جهان پیش از رستاخیز عمومی،آغاز سزای گناهكاران استكه به دست توانای نماینده قدرت و راستی و عدالت الهی،( بهمن )به سزای این جهانی خود خواهند رسید.این دولت با سعادت تنها برای كسانی است كه دروغ را به دستهای راستی سپرده اند.حقیقتا آن زمان دخشان بامداد روز است كه صبح دولت حقه الهی دمیدن گیردو دین راستین سراسر گیتی را فرا گیرد.
هرچند در این بشارت ها نامی از حضرت مهدی نیامده اما سلطنت عمومی و عدالت جهانی كه پیشگویی كرده بهترین نشانه آن بزرگمرد الهی است . باز در اوستا اعتقاد رژزرتشت چنین نقل شده است:
((وقتی آخر الزمان بشود شخصی ظاهر خواهد شد كه منجی انسان از پلیدیهاستو حكومت عدالت و پاكی را در جهان به وجود آورد.او را (اشیرزیكا)گوینداو جور و ظلم را از عالم محو كند،ملوك فرمان او برند،دین را یاری كنند و در زمان او امن و استقامت زیاده گرددو فتنه و محنت زایل شود)
در بخش "گات ها" كه یكى از بخش هاى چهارگانه"اوستا"ست، نویدهایى درباره ظهور موعود وسیطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى این گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى "مزدا" كشورت را "بهمن " در پایان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاریم از آنانى باشیم كه زندگى تازه كنند.... كى اى مزدا بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد، با آموزش هاى فزایش بخش پر خرد رهانندگان، كیانند آنانى كه بهمن به یارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزیدم اى اهورا بهمن را نماینده توانایى و منش نیك وراستى وپارسایى دادار اهور مزدا، تفسیر كرده اند (2)
جاماسب دركتاب معروف خود "جاماسب نامه " مى گوید:پیغمبر عرب،آخر پیغمبران باشد
كه در میان كوه هاى مكه پیدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چیز خورد، وبه روش بندگان نشیند، واو را سایه نباشد وازپشت سر، مثل پیش رو ببیند. دین او اشرف ادیان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پیغمبركه خورشید جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنیا به حكم یزدان، كه جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیا كه مکه باشد ودولت اوتا به قیامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنیا تمام شود... همه جهان را یك دین كند ودین گبرى وزرتشتى نماند، وپیغمبران خدا وحكیمان وپرى زادان ودیوان ومرغان وهمه اصناف جانوران وابرها وبادها ومردان سفیدرویان در خدمت او باشند... (3)
در زند و هومن یسن از ظهور شخصیت فوق العاده اى بنام سوشیانس، نجات دهنده بزرگ خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنین مى گوید. نشانه هاى شگفت انگیزى در آسمان پدید آیدكه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنیا پیام مى فرستند...سوشیانس دین را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ریشه كن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و همكردارگرداند.(4) لازم به یاد آورى است كه اعتقاد یه ظهور سوشیانس در میان ملت ایران باستان به اندازه اى رایج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشیب هاى زندگى با یادآورى ظهور چنین نجات دهنده مقتدرى، خود را از یأس ونا امیدى نجات مى دادند. (5)
|
نامهای موعود ادیان
1 ـ ایرانیان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاریخى آنان زنده است و در «كابل» خوابیده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بیدار شود و قیام كند و جهان را اصلاح نماید
.
2 ـ گروهى دیگر از ایرانیان مى پنداشتند كه: «كیخسرو» پس از تنظیم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروایى، دیهیم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرمیده تا روزى ظاهر شود و اهریمنان را از گیتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر این عقیده بودند كه از مشرق زمین یك نفر برخیزد و تمام قبایل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنیا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه یك نفر فاتح از طوایف آنان قیام نماید و «ژرمن» را بر دنیا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كرالیویچ» را داشتند.
6 ـ برهمائیان از دیر زمانى براین عقیده بودند كه در آخر زمان «ویشنو» ظهور نماید و بر اسب سفیدى سوار شود و شمشیر آتشین بر دست گرفته و مخالفین را خواهد كشت، و تمام دنیا «برهمن» گردد و به این سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزایر انگلستان، از چندین قرن پیش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزیره «آوالون» ظهور نماید و نژاد «ساكسون» را در دنیا غالب گرداند و سعادت جهان نصیب آنها گردد.
8
ـ اسن ها معتقدند كه پیشوایى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت
آسمان را براى آدمیان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گویند: پس از بروز آشوبهایى در جهان، «بوریان بور ویهیم» قیام كرده، دنیا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكاندیناوى معتقدند كه براى مردم دنیا بلاهایى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودین» با نیروى الهى ظهور كرده و بر همه چیره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمریكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پیروز خواهد شد.
13 ـ چینى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتیان معتقدند كه: «سوشیانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دین را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ریشه كن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبایل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسید كه در دنیا دیگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پایان جهان است.
16 ـ گروهى از مصریان كه در حدود 3000 سال پیش از میلاد، در شهر «ممفیس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نیروى غیبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بین مى برد و مردم را به آرامش و آسایش مى رساند.
17 ـ گروهى دیگر از مصریان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پدیدار گشته، جهان را تسخیر مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكیل خواهد داد.
19 ـ یونانیان مى گویند: «كالویبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ یهودیان معتقدند كه در آخر زمان «ماشیح» ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند،.
21 ـ مسیحیان میگویند پسر انسان خواهد آمد ، و جهان را از رنج نجات خواهد داد
22- و مسلمانان نیز میگویند (مهدی) می آید
.
یعنی كه تو را میطلبیم خانه به خانه