userinfo close
  ,

گفتگوی ادیان


iid

تاسیس: 2 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: امیر محمدی - معاونان
- این كلوب به طور مشترک توسط دوستان مسلمان ، زرتشتی ، مسیحی ، یهودی و صابئی مدیریت میشود
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
6
862
87/10/12 (11:02)
10
530
90/4/11 (10:08)
21
158
90/11/21 (14:15)
38
178
90/11/21 (11:00)
6
39
90/11/21 (11:00)
65
416
90/11/20 (00:18)
143
892
90/11/19 (18:10)
11
34
90/11/16 (16:18)
19
165
90/11/10 (09:50)
22
177
90/11/10 (09:40)
487
2695
90/10/24 (23:32)
21
118
90/10/8 (19:38)
20
217
90/9/25 (01:23)
87
788
90/9/19 (18:45)
97
924
90/9/2 (01:55)
178
3190
90/9/2 (01:54)
701
3093
90/8/11 (03:49)
32
524
90/8/11 (03:48)
42
276
90/8/11 (03:46)
210
1799
90/7/13 (21:24)

عنوان بحث

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 23:14 1386/06/4

*{كنفرانس}:آخرین منجی !

از دیر باز همه و همه به انتظار روزی هستن كه منجی بشریت از راه برسد
تقریبا میتوان گفت اعتقاد به منجی و ظهور او فصل مشتركی بین همه ادیان حتی ادیان غیر توحیدی است

همه و همه میگویند روزی از راه میرسد كه  همه این تیرگی ها از بین برود و یگانه بشریت از راه برسد

باز گردد عاقبت آن در بلی
رخ نماید یار سیمین بر!  بلی

نو بهار حسن آید سوی باغ
بشكفد آن شاخه های تر ! بلی



و هر كسی او را به نامی میخواند

برخی او را مهدی صدا میكند  برخی ماشیح میدانندش و دیگرانی سوشیانت و ..... هر كسی او را به نامی صدا میكند

بحثی را در این جا اغاز میكنیم كه به برسی اعتقاد به منجی در ادیان بپردازد

مباحث را دنیال كنید
از دوستان مطلع و اندیشمند مسلمان مسیحی یهودی و زرتشتی نیز تقاضا دارم به این بحث بپیوندند



پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
شایان محمدی , shayanmo13
شایان محمدی - 00:05 1388/01/29
58
دمت گرم
آرش د , arashhastam
آرش د - 00:40 1388/01/23
57
کلیه مطالب ذکر شده از تورات و انجیل کذب محض است .
در هیچ جایی از سخن خدا اشاره ای به چنین برداشت های زشتی نشده است.
هرگز در شخن خدا سخنی از مهدی نامی نبوده .
واقعا متاسفم که اینگونه در اثبات کم آورده اید که دروغ می گویید.
اشیعا که ملقب به انجیل اشیعا است ( فصل ۴۰ به آخر‌) کاملا در مورد عیسی سخن گفته .
الباقی هم کذب محض است  . آیا واقعا شما زمانی فکر می کردین که مسیحی هستین ؟
نوشته های شما بقدری عجیب و باعث ناراحتی است که باید از خودتان بپرسید که آیا ارزش دارد که چنین راه تبلیغاتی را انتخاب نموده اید ؟
رضا علیزاده , rezaa_7
رضا علیزاده - 18:58 1388/01/22
56
خداوندا! ظهور سوشیانس بزرگ، حضرت مهدی موعود را نزدیک تر بگردان!

این مطلب قابل توجه است که مادر حضرت مهدی فردی بوده که ابتدا مسیحی بوده و از نوادگان شمعون بوده است.

مادر امام سجاد (از اجداد امام زمان) نیز بی بی شهربانو بوده که شاهزاده ای آریایی و ایرانی بوده است!

پس امام زمانی که در دین اسلام به آن بطور کامل وعده داده شده است فقط مربوط به قوم عرب نمی شود!
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 09:53 1387/10/23
55
منجی موعود در كتاب‌های مقدس چاپ پست الكترونیكی
۱۷ اسفند ۱۳۸۵
سید اسدالله هاشمی شهیدی

اشاره:
در كتاب‌های مذهبی مقدسی كه در میان هندیان به عنوان كتاب‌های آسمانی شناخته شده و آورندگان این كتاب‌ها به عنوان پیامبر شناخته می‌شوند، تصریحات زیادی به وجود مقدس مهدی موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتی از آن‌ها از نظر خوانندگان گرامی می‌گذرد.

الف) كتاب اوپانیشاد

در كتاب اوپانیشاد كه یكی از كتب معتبر و از منابع هندوها به شمار می‌رود، بشارت ظهور مهدی موعود(ع) چنین آمده است:
«این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای كلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، در حالی كه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر می‌شود، و شریران را تماماً هلاك می‌سازد، و خلقت را از نو تجدید، و پاكی را رجعت خواهد داد . . . این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد كرد»1.

ب) كتاب باسك

در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است.
«دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمین‌ها و كوه‌ها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمان‌ها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگ‌تر كسی به دنیا نیاید».2

ج)  كتاب پاتیكل

در كتاب پاتیكل كه از كتب مقدسه هندیان می‌باشد و صاحب این كتاب از اعاظم كفره هند است و به گمان پیروانش، صاحب كتاب آسمانی است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدی(ع) چنین آمده است:
«چون مدت روز تمام شود، دنیای كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان كه یكی «ناموس آخرالزمان» و دیگری «صدیق اكبر». یعنی وصی بزرگ‌تر وی كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خلیفه «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسیار باشد. هر كه پناه به او برد و دین پدران او اختیار كند، سرخ روی باشد در نزد رام».
و دولت او بسیار كشیده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زیاده باشد، و آخر دنیا به او تمام شود. و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم(ع) و از جبال القمر تا شمال هیكل زهره، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب كند. و «جگرنات» [جگرنات به لغت سانسكریت نام بتی است كه هندوها آن را مظهر خدا می‌دانند] به فرمان او به سخن آید و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به دریای اعظم اندازد، و هر بتی كه در هر جا باشد بشكند»3.
از آن جا كه در این بشارت، الفاظ و تعابیری به كار رفته است كه امكان دارد برای بعضی از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضی از آن‌ها را جهت روشن تر شدن مطلب توضیح می‌دهیم:
1. مقصود از «ناموس آخرالزمان»، ناموس اعظم الهی، پیامبر خاتم حضرت محمد بن عبدالله(ص) است. 
2. پشن، نام هندی حضرت علی بن ابی طالب(ع) است.
3. صاحب ملك تازه، آخرین حجت خداوند حضرت ولی عصر(ع) است و راهنما، نام مبارك آن حضرت(ع) است كه بزرگ‌ترین نماینده راهنمایان الهی و نام مقدس وی نیز، هادی و مهدی و قائم به حق است.
4. كلمه «رام» به لغت «سانسكریتی» نام اقدس حضرت احدیت (خدا) است.
5. این جمله «هر كه به او پناه برد، و دین پدران او اختیار كند، در نزد رام، سرخ روی باشد» صریح است در این كه، حضرت مهدی(ع) جهانیان را به دین اجداد بزرگوارش ـ اسلام ـ دعوت می‌كند.
6. سومنات، بنا به نوشته دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانه‌ای بوده است در «گجرات». و گویند: سلطان محمود غزنوی آن را خراب كرد، و «منات» را كه از بت‌های مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست. و گویند: این لغت هندوی است كه مفرّس شده و آن نام بتی بود، و معنی تركیبی آن «سوم، نات» است: نمونه قمر، زیرا «سوم» به لغت هندوی قمر را گویند، و نات، تعظیم است. برای اطلاع بیشتر به لغت نامه دهخدا، ماده «سومنات» مراجعه فرمایید.
7. و اما «جگرنات» به لغت سانسكریتی، نام بتی است كه هندوها آن را مظهر خدا می‌دانند.

د) كتاب وشن جوك

در كتاب جوك كه رهبر جوكیان هندو است و او را پیامبر می‌دانند، در باره بشارت ظهور حضرت بقیةالله(ع) و رجعت گروهی از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت، چنین آمده است:
«آخر دنیا به كسی برگردد كه خدا را دوست می‌دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، كه در دین‌ها اختراع كرده و حق خدا و پیامبر را پایمال كرده اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدی را سزادهد، و یك «كرور» دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهی كنند»4.
دو كلمه «فرخنده» و «خجسته» در عربی به (محمد و محمود) ترجمه می‌شود و این هر دو اسم، نام مبارك حضرت مهدی(ع) می‌باشد، و شاید هم اشاره به «محمّد» و «احمد» باشد؛ زیرا در روایات اسلامی وارد شده است كه حضرت مهدی(ع)دو نام دارد، یكی مخفی و دیگری ظاهر است، نامی كه مخفی است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» می‌باشد
.
هـ) در كتاب دید

در كتاب دید كه از كتب مقدس هندیان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنین آمده است:
«پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود كه پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آید».5 
در برخی از روایات اسلامی، «منصور»، یكی از اسامی مبارك حضرت مهدی(ع) خوانده، و آیه شریفه:
و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً فلا یسرف فی القتل إنّه كان منصوراً6.
و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده ایم. پس [او] نباید در قتل زیاده‌وری كند، زیرا او یاری شده است.
به آن حضرت تفسیر شده، زیرا آن یگانه باز مانده حجج الهی، ولیّ خون مظلومان و منصور و مؤیّد از جانب خداوند است.

و) كتاب دادتگ

در كتاب دادتگ كه از كتب مقدس برهمائیان هند است، بشارت ظهور مبارك حضرت قائم(ع) چنین آمده است:
«بعد از آن در آخرالزمان كه مسلمانی به هم رسد و اسلام در میان مسلمانان به واسطة ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّی حاكمان و ریای زاهدان و بی دیانتی امینان و حسد حاسدان محو شود و به جز نام از آن چیزی نماند، و دنیا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان، ظالم و بی رحم شوند، و رعیّت بی‌انصاف گردند و در خرابی یكدیگر كوشند و عالم را كفر و ضلالت و فساد بگیرد، دست حق به در آید، و جانشین آخر «ممتاطا» (در زبان هندی به معنی «محمد» است) ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و همه جا (همه جهان) را بگردد... و خلایق را هدایت كند، و آن در حالتی باشد كه تركان، امیر مسلمانان باشند، و اوغیر از حق و راستی از كسی قبول نكند».7

ز) كتاب ریك ودا

در كتاب ریك ودا كه یكی از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنین آمده است:
«ویشنو، در میان مردم ظاهر می‌گردد... او از همه كس قوی تر ونیرومندتر است... در یك دست «ویشنو» (نجات دهنده) شمشیری به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریك می‌شوند و زمین خواهد لرزید»8.

ح) كتاب شاكمونی

در كتاب شاكمونی كه به اعتقاد كفره هند، پیغمبر صاحب كتاب است و می‌گویند: وی بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرین حجت خدا(ع) چنین آمده است:
«پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او كسی باشد كه بر كوه‌های مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان كاركنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» كه زیر خط «استوا» است تا سرزمین «تسعین» كه زیر قطب شمالی است و ماورای بحار و ماورای اقلیم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دین خدا یك دین شود و دین خدا زنده گردد، و نام او «ایستاده» باشد، و خداشناس باشد».
«گشن» در لغت هندی نام پیامبر اسلام(ص) است كه در بشارت فوق، فرزند برومند وی را به نام «ایستاده» و «خدا شناس» نامیده، چنان كه شیعیان او را «قائم(ع)» و مهدی(ع) می‌خوانند.

  •  كتاب تورات
الف) زبور داوود: در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان «مزامیر» در لابلای كتب «عهد عتیق» آمده، نویدهایی در باره ظهور حضرت مهدی(ع) به بیان‌های گوناگون داده شده است و می‌توان گفت: در هر بخشی از «زبور» اشاره‌ای به ظهور مبارك آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.
«زیرا كه شریران منقطع می‌شوند. اما متوكلان به خداوند، ... متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتی متلذذ خواهند شد. شریر به خلاف صادق افكار مذمومه می‌نماید، و دندان‌های خویش را بر او می‌فشارد. خداوند به او متبسم است چون كه می‌بیند كه روز او می‌آید شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند، و كمان‌های ایشان شكسته خواهد شد. كمی صدیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. چون كه بازوهای شریران شكسته می‌شود و خداوند صدیقان را تكیه‌گاه است.
خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ایام قحطی سیر خواهند بود لكن شریران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه بره‌ها فانی بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زیرا متبركان خداوند، وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. صدیقان وارث زمین شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید اما عاصیان، مستأصل، و شریران منقطع خواهند شد»9.
ب)  كتاب اشعیای نبی

در كتاب اشعیای نبی كه یكی از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارت‌ها را نقل نموده، و برخی از نكات آن را توضیح می‌دهیم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقیده به ظهور یك مصلح جهانی تنها نیستند، بلكه همه اهل كتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازی از بشارت كتاب اشعیا چنین آمده است:
«و نهالی از تنه «یسی»10 بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش‌های خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.
و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. و طفل كوچك آن‌ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه‌های آن‌ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت، و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد؛ زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب‌هایی كه دریا را می‌پوشاند»11.

ج)  كتاب بوئیل نبی

در كتاب بوئیل نبی كه از پیامبران پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدی(ع) و نزول حضرت عیسی(ع) و محاكمه اسرائیل در آن روز سرنوشت ساز، چنین آمده است:
«آن گاه جمیع امت‌ها را جمع كرده به وادی «یهوشافاظ»12 فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود و میراث خویش، اسرائیل رامحاكمه خواهم نمود، زیرا كه ایشان را در میان امت‌ها پراكنده ساخته و زمین مرا تقسیم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسری در عوض فاحشه داده و دختری به شراب فروخته اند تا بنوشند»13.

د) در كتاب زكریای نبی

در كتاب زكریای نبی كه یكی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است:
«اینك روز خداوند می‌آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع امت‌ها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بیرون آمده با آن قوم‌ها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پای‌های او بر كوه زیتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد . . . و آن یك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و «یَهْوه» (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»14.
در این جا لازم است این نكته را توضیح دهیم كه در كتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) كلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی(ع) به كار می‌رود، كه در این جا نیز چنین شده است. و جالب این كه در این فراز بشارت كه از تورات نقل كردیم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد.

هـ) كتاب حزقیال نبی

در این كتاب در مورد واقعة ظهور و سرنوشت اسرائیل و جهانی شدن آیین توحید، و اجرای احكام و حدود الهی در آن عصر درخشان، چنین آمده است:
«... و تو ای پسر انسان! یهوه (خدا) چنین می‌فرماید: كه به هر جنس مرغان و به همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من كه آن را برای شما ذبح می‌نمایم فراهم آیید. قربانی عظیمی بر كوه‌های اسرائیل، تا گوشت بخورید و خون بنوشید.
و یهوه می‌گوید: كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردان جنگی سیر خواهید شد. و من جلال خود را در میان امت‌ها قرار خواهم داد و جمیع امت‌ها داوری مرا كه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا كه برایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه یهوه ـ خدای ایشان ـ من هستم. و امت‌ها خواهند دانست كه خاندان اسرائیل به سبب گناه خودشان جلای وطن گردیدند؛ زیرا كه به من خیانت ورزیدند»15.

و)  كتاب حجی نبی

در این كتاب نیز كه یكی از كتاب‌های انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور بدین گونه آمده است:
«یهوه صبایوت چنین می‌گوید: یك دفعه دیگر ـ و آن نیز بعد از اندك زمانی ـ آسمان‌ها و زمین و دریا و خشكی را متزلزل خواهم ساخت، و تمامی امت‌ها را متزلزل خواهم ساخت، و فضیلت جمیع امت‌ها خواهد آمد . . . این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت . . . جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم‌تر خواهد بود، و در این مكان سلامتی را خواهم بخشید»16.

ز)  كتاب صفینای نبی

در این كتاب كه یكی از كتب انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است:
«...خداوند در اندرونش عادل است و بی انصافی نمی‌نماید. هر بامداد حكم خود را روشن می‌سازد و كوتاهی نمی‌كند، اما مرد ظالم حیا را نمی‌داند. امت‌ها را منقطع ساخته ام كه برج‌های ایشان خراب شده است و كوچه‌های ایشان را چنان ویران كرده‌ام كه عبور كننده نباشد. شهرهای ایشان چنان منهدم گردیده است كه نه انسانی و نه ساكنی باقی مانده است. و گفتم: كاش كه از من می‌ترسیدی و تأدیب را می‌پذیرفتی... .
بنابر این، خداوند می‌گوید: برای من منتظر باشید تا روزی كه به جهت غارت برخیزم زیرا كه قصد من این است كه امت‌ها را جمع نمایم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامی حدّت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیرا كه تمامی جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد زیرا كه در آن زمان، زبان پاك به امت‌ها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به یك دل او را عبادت نمایند»17.

ح) كتاب دانیال نبی

در كتاب دانیال نبی نیز بشارت ظهور منجی مطابق بشارات انبیای گذشته، چنین آمده است:
«... امیر عظیمی كه برای پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگی خواهد شد كه از حینی كه امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حكیمان مثل روشنایی افلاك خواهند درخشید، و آنانی كه بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو ای دانیال ! كلام را مخفی دار و كتاب را تا زمان آخر مُهر كن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد»18.
در این بشارت نكات چندی وجود دارد كه برخی از آن‌ها را به طور اختصار توضیح می‌دهیم:
1. شخص مورد بشارت كه در نخستین فراز بشارت مزبور به عنوان «ایستاده» از او تعبیر شده است، قائم آل محمد(ع) است كه بزرگ‌ترین نماینده انبیای الهی است، و دعوت تمام پیامبران خدا را یكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آیین الهی را بر سرتاسر كره خاكی حكم فرما می‌نماید.
2. منظور از «زمان تنگی»، زمان بیدادگری‌ها، سختی‌ها، فشارها، ظلم و ستم‌هایی است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پیدا می‌شود، چنان‌كه در روایات اسلامی آمده است:
یملأ الأرض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً.
3. منظور از: «آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند»، گروهی از اموات می‌باشند كه در دولت حضرت مهدی(ع) زنده می‌شوند، و برخی از آنان از یاران آن حضرت می‌گردند و در ركاب حضرتش می‌جنگند و برخی دیگر به سزای اعمال ناشایست خود می‌رسند.
در این زمینه، روایات بسیاری از ائمه معصومین(ع) رسیده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آن‌ها خودداری می‌نماییم، و علاقمندان می‌توانند به كتاب‌هایی كه دربارة «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمایند.

  •  كتاب انجیل
بر اساس بشارات فراوانی كه در كتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح(ع) به دنبال قیام حضرت قائم(ع) در «فلسطین» آشكار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تكلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی(ع) گردند. از این رو، در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه‌ها و سفارش‌های اكیدی دربارة بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و هوشیاری و آمادگی فرموده است كه ما به جهت اثبات این مدعا و بیداری مسلمانان قسمتی از آن‌ها را در این جا می‌آوریم.
اینك متن برخی از آن بشارات كه در انجیل آمده است:

الف) انجیل متّی :
«پس عیسی از هیكل بیرون شده برفت، و شاگردانش پیش آمدند تا عمارت‌های هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمی‌بینید؟ هر آینه به شما می‌گویم: در این جا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود. و چون به كوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو كه این اُمور كی واقع می‌شود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟
عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد. و جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این همه لازم است لیكن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطی‌ها و وباها و زلزله‌ها در جای‌ها پدید آید... .
آن گاه اگر كسی به شما گوید: اینك مسیح در این جا یا در آن جا است باور مكنید زیرا كه مسیحان كاذب و انبیای كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودی برگزیدگان را نیز گمراه كردندی. اینك شما را پیش خبر دادم.
پس اگر شما را گویند: اینك در صحراست بیرون مروید، یا آن كه در خلوت است باور مكنید زیرا
هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد...
و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند، و قوت‌های افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می‌آید... .
پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید كه چون شاخه اش نازك شده برگ‌ها می‌آورد می‌فهمید كه تابستان نزدیك است. هم‌چنین شما نیز چون این همه را ببینید بفهمید كه نزدیك ـ بلكه بر در ـ است. هر آینه به شما می‌گویم... .
آسمان و زمین زایل خواهد شد لیكن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هیچ كس اطلاع ندارد حتی ملائكه آسمان جز پدر من و بس لیكن چنان‌كه ایام نوح بود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود... .
پس بیدار باشید زیرا كه نمی‌دانید در كدام ساعت خداوند شما می‌آید. لیكن این را بدانید كه اگر صاحبخانه می‌دانست در چه هنگامی از شب دزد می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت كه به خانه‌اش نقب زند.
لذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان می‌آید پس آن غلام امین و دانا كیست كه آقایش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامی كه چون آقایش آید او را در چنین كار مشغول یابد»19.
«اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خویش آید آن گاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست. و جمیع امت‌ها در حضور او جمع شوند و آن‌ها را از همدیگر جدا می‌كند به قسمی كه شبان میش‌ها را از بزها جدا می‌كند و میش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای بركت یافتگان از پدر من ! و ملكوتی را كه از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید»20.
«عیسی ایشان را گفت: هر آینه به شما می‌گویم: شما كه مرا متابعت نموده اید، در معاد وقتی كه پسر انسان بر كرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده كرسی نشسته، بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه‌ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمین‌ها را ترك كرد، صد چندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت»21.

ب) انجیل مَرْقُس:

«و چون او ـ عیسی ـ از هیكل بیرون می‌رفت یكی از شاگردانش بدو گفت: ای استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگ‌ها و چه عمارت‌ها است!
عیسی در جواب وی گفت: آیا این عمارت‌های عظیمه را می‌نگری. بدان كه سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آن‌كه به زیر افكنده شود.
و چون او بر كوه زیتون مقابل هیكل نشسته بود... از وی پرسیدند: ما را خبر ده كه این امور كی واقع می‌شود؟ و علامت نزدیك شدن این امور چیست؟
آن گاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسی شما را گمراه نكند. زیرا كه بسیاری به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسیاری را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این حوادث ضروری است. لیكن انتها هنوز نیست. زیرا كه امتی بر امتی و مملكتی بر مملكتی خواهند بر خاست، و زلزله‌ها در جای‌ها حادث خواهد شد و قحطی‌ها و اغتشاش‌ها پدید می‌آید، ... لیكن شما از برای خود احتیاط كنید... .
ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بیدار شده، دعا كنید زیرا نمی‌دانید كه آن وقت كی می‌شود.
مثل كسی كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر یكی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید كه بیدار بماند. پس بیدار باشید ! زیرا نمی‌دانید كه در چه وقت صاحبخانه می‌آید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آنچه به شما می‌گویم به همه می‌گویم بیدار باشید !»22.

ج) انجیل لوقا :
«كمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می‌كشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بی درنگ برای او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد . . . پس شما نیز مستعد باشید; زیرا در ساعتی كه گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید»23.
«و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امت‌ها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دل‌های مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقایعی كه بر ربع مسكون ظاهر می‌شود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند دید كه بر، ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم می‌آید»24. 
همانگونه كه قبلا توضیح دادیم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشته مستر هاكس آمریكایی در «قاموس كتاب مقدس» این عبارت هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است كه فقط سی مورد آن با حضرت عیسای مسیح(ع) قابل تطبیق است». و اما پنجاه مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می‌گوید كه در آخر زمان و پایان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالی ـ كسی اطلاع ندارد، و او كسی جز خرین حجت خدا(ع) نخواهد بود.

هـ) انجیل یوحَنّا :
و بدو قدرت بخشیده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است. و از این تعجب مكنید، زیرا ساعتی می‌آید كه در آن جمیع كسانی كه در قبور می‌باشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر كه اعمال نیكو كرد برای قیامت حیات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قیامت داوری».
مكاشفه یوحَنّا: «و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید كه سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ می‌نماید و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد كه جز خودش هیچكس آن را نمی‌داند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا می‌خوانند. ولشكرهایی كه در آسمانند بر اسب‌های سفید، و به كتان سفید و پاك ملبس از عقب او می‌آمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون می‌آید تا به آن امت‌ها را بزند و آن‌ها را به عصای آهنین حكمرانی خواهد نمود... و دیدم فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده كه به آواز بلند تمامی مرغانی را كه در آسمان پرواز می‌كنند ندا كرده می‌گوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را...»25.

پی‌نوشت‌ها:
1. اوپانیشاد، ترجمه محمد داراشكوه (از متن سانسكریت)، ج 2، ص 637.
2. بشارات عهدین، ص 246؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18؛ لمعات النور فی كیفیة الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم.
3. علائم الظهور كرمانی ص 17؛ لمعات شیرازی، ج 1، ص 18؛ نور الانوار، نور هفتم؛ بشارات عهدین، ص 246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخیرة الالباب و تذكرة الاولیاء.
4. بشارات عهدین، ص 272؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18.
5. بشارات عهدین، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18.
6. سورة اسرا، آیة 33، جهت اطلاع بیشتر به كتاب المحجّة، صص129ـ127 مراجعه فرمایید.
7. علائم الظهور كرمانی، ص 18؛ او خواهد آمد، ص 80.
8. او خواهد آمد، ص 65 به نقل از كتاب ریگ ودا، ماندالای 4 و 16 و 24.
9. عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 ـ 38.
10. یسی به معنای قوی، پدر حضرت داود و نوه «راعوت» است، و به طوری مشهور بود كه داود را پسر «یسی» می‌نامیدند، در صورتی كه خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیغمبران بزرگ «بنی اسرائیل» بوده است. ( قاموس كتاب مقدس).
11. تورات، كتاب اشعیای نبی، باب 11، پندهای 1 ـ 10، ص 1548، كتاب مقدس.
12. وادی یهوشافاظ، نام صحرایی در نزدیكی بیت المقدّس است كه اكنون وادی «قدرون» نامیده می‌شود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص 177).
13. كتاب مقدس، كتاب بوئیل نبی، ص 1327، باب 3، بندهای 2 و 3.
14. همان، كتاب زكریای نبی، ص 1382، باب 14، بندهای 10ـ1.
15. كتاب مقدس، كتاب حزقیال نبی، ص 1265، باب 39،
بند 23_17.
16. قاموس كتاب مقدس، ماده «پسر خواهر»، ص 219.
17. كتاب مقدس، كتاب صفینای نبی، ص 1363، باب 3، بندهای 9 ـ 5.
18. كتاب مقدس، كتاب دانیال نبی، ص 1309، باب دوازدهم، بندهای 12 ـ 1.
19.  كتاب مقدس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 8 ـ 1، 29 ـ 23 ، 37 ـ 28 و 46 ـ 42.
20. كتاب مقدس، انجیل متی، ص 44، باب 25، بندهای 34 ـ 31.
21. انجیل متی، باب 19، بندهای 28 و 29.
22. 42 ـ كتاب مقدس، انجیل مرقس، ص 77، باب 13، بندهای 1 ـ 9 و 32 تا 37.
23. كتاب مقدس، انجیل لوقا، ص 116 باب 12، بندهای 35 و 36 و 40 ـ 37.
24. انجیل لوقا، باب 21، بندهای 27 ـ 25.
25. كتاب مقدس، مكاشفه یوحنّای رسول، ص 417، باب 19، بندهای 18 ـ 11.
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 08:31 1387/10/23
54

عدالت منجی در باور یهود و مسیحیت

 

 

انتظار عمومی برای یك مصلح بزرگ

تقریباً همة كسانی كه در این زمینه مطالعه دارند متّفقند كه: تمام اقوام جهان در انتظار یك رهبر بزرگ انقلابی به سر می‌برند، كه هر كدام او را به نامی می‌نامند، ولی همگی در اوصاف كلّی و اصول برنامه‌های انقلابی او اتفاق دارند. بنابراین... مسألة ایمان به ظهور یك نجات‌بخش بزرگ... یك اعتقاد عمومی و قدیمی، در میان همة اقوام و مذاهب شرق و غرب است... و این خود دلیل و گواه دیگری بر فطری بودن این موضوع است.[5]

3. عدالت‏گستری از اصول مهم برنامه رهبران الهی

ایجاد عدالت، اقوام اصلی و سرلوحة همة‌ برنامه‌های امام منجی حضرت مهدی4 است، چنان كه این اصل از نخستین هدف‌ها و اصلی‌ترین برنامه‌های همة پیامبران بوده است كه در گذشته تاریخ، اجتماعات و مردم را بدان فرا خواندند و در راه تحقق آن فداكاری‌های فراوان كردند. می‌توان گفت بیش‌ترین درگیری و مبارزة پیامبران بر سر اجرای عدالت بوده است، و اصول شرایع آنان از آن جهت دچار موانع می‌گشته و با كار شكنی‌های فراوانی روبرو شده است كه ماهیتی ظلم ستیز و دادگرایانه داشته است. وگرنه صرف اعتقاد به اصول و مبانی دینی، بی‌آنكه در حركت اجتماعی دخالت داشته باشد و با بیداد و ستم درگیر شود و برنامه‌های اقتصادی و مالی را كنترل كند و ... درگیری و ستیزی را در پی نخواهد داشت.[6]
در تورات نیز همدردی خداوند با بی‏نوایان، هسته رسالت مسیح را تشكیل می‏دهد. مسیح عشق ویژه خداوندی به بینوایان است. با استناد به آیه 61 یسایا آمده است:
روح خداوندی بر من استوار است؛ زیرا خداوند مرا مسح كرده است و به من رسالت داده است، بینوایان را بشارت‏ دهم كه به بند افتادگان را اعلام رهایی و نابینایان را مژده به نور دیده می‏دهد. آمده‏ام پایمال شدگان را آزاد كنم و خوش سالی خداوند را بشارت دهم.[7]
حال كه عدالت‏گستری، اصلی از اصول مهم برنامه همه رهبران الهی است، و از طرفی، این اصل محوری به علت موانع عدیده‏ای كه وجود داشته است به صورت همه جانبه و گسترده به اجرا در نیامده است، عطش فطری جامعه جهانی برای اجرا و گسترش همه جانبة عدالت محفوظ مانده است. از این رو، همگان در انتظار منجی بزرگ و عدالت گستر به سر می‏برند. به ویژه اگر شاهد ظلم و زور ظالمان باشند كه در این زمان، بر اساس فطرت ذاتی خویش از خواب گران بیدار می‏شوند و همه كس و در همه جا در چنین موقعیت‏هایی بیش از پیش تشنه موعود و عدالت جهانی او می‏شوند.
ناگفته نماند در دوران ظهور موعود، موانع گوناگونی كه برای رهبران گذشته الهی بوده است، وجود نخواهند داشت و زمین و زمان و همه مردم، زمینه پذیرش عدالت‏گستری را پیدا خواهند كرد و این را می‏توان یكی از امتیازهای دوران موعود دانست.
اینك این پرسش مطرح است كه آیا یهود و مسیحیان نیز در انتظار موعود منجی هستند؟ و در صورتی كه چنین انتظاری را داشته باشند، آیا آن منجی موعود، عدالت گستر هم هست؟ و در فرضی كه عدالت‏گستر باشد آیا گستره عدالت او به گستردگی جامعه بشری است یا بركت عدالت او همگانی است و حتی شعاع عدالت‏گستری او موجودات دیگر را هم در بر می‏گیرد؟

4. انتظار موعود در آیین یهود و مسیحیان

پیش از آن كه به بحث انتظار بپردازم، تذكر این نكته ضروری است كه پرداختن به مقوله انتظار در محدوده محدودی كه بیان شده است از دو جهت اهمیت دارد: نخست این كه در لابه‌لای همین فرازهایی كه در باب انتظار آمده، نكته‏هایی نیز در باب دادگستری موعود وجود دارد و از این زاویه مربوط به بحث و موضوع مورد نظر است.
از سوی دیگر، اگر آفتابی شود كه اهل كتاب نیز چون دیگر ملل در دایره انتظارند (علاوه بر نقل و بشارت‏های عهدین) از عقل نیز یاری می‏گیریم كه اگر قومی در حوزه انتظار داخل شدند و از چشم به راهی موعودشان گفتند، بی‏درنگ اصلی‏ترین انتظاری كه از موعودشان دارند ظلم ستیزی و عدالت گستری او است و عقل می‏گوید: هر آن كس كه منتظر آمدن موعود است، منجی بودن و ظلم سوزی او را نیز لحاظ كرده است و هرگز نمی‏توان گفت منتظر موعودی هستند كه پس از ظهورش در اندیشه عدالت‏گستری نیست یا برای عدالت‌پروری برنامه‏ای ندارد.
از سویی، اگر آن موعود جهانی ظهور كند و پس از آمدنش دست روی دست بگذارد و نظاره كننده تبعیض‏ها و ستم ستمكاران به توده‏ی ضعیف و بی‏پناه باشد، هرگز نمی‏توان او را ناجی بشر خواند در حالی كه اهل كتاب به ویژه یهود، همه سختی‏ها را به امید آینده‏ای تحمل می‏كنند كه با برگشت موعودشان، آرمان شهری از عدالت بنا نهاده شود و به همین سبب این عبارت كتاب مقدس میان یهودیان رایج بود:
((‏اگر چه ابتدایت صغیر بود عاقبت تو بسیار رفیع می‏گردد)).
در دایرة المعارف كتاب مقدس آمده است: به آمدن ثانوی مسیح برای سلطنت در قسمت‏های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است. تثنیه 30:3؛ مرموز 2؛ اشعیا 63:1 و... ویژگی‌های روزهای پیش از آمدن ثانوی مسیح را بیان می‏كند و خود واقعه به شكل زیبایی در متن (24:27ـ30) ترسیم گردیده است. آمدن ثانوی مسیح یك واقعه مخفی نخواهد بود، بلكه هر چشمی آن را خواهد دید. بنابر متی: (25: 31ـ46.) مسیح پس از ظهور ثانوی خود تخت پادشاهی خود را برقرار خواهد نمود و امت‏ها را داوری می‏نماید.
كتاب مكاشفه، از بسیاری جنبه‌ها مهم‌ترین بخش درباره آموزه ظهور ثانوی مسیح است. حقیقت بالا در مكاشفه (1:7) چنین بیان شده است:
((‏اینك با ابرها می‏آید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی كه او را نیزه زدند و تمامی امت‏های جهان برای وی خواهند نالید...))
حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده است كه سوار بر اسب سفید و همراه با لشكریان آسمان می‏آید تا به عنوان شاه شاهان و رب‏الارباب، زمینی را كه مملو از شرارت است داوری نماید و سلطنت هزارساله خود را به همراه مقدسین آغاز نماید. در این مدت، هزارسال شیطان بسته شده و به چاه‏ هاویه افكنده می‏گردد تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود.[8]
سپس می‏نویسد: باید توجه داشت كه ربوده شدن كلیسا و ظهور ثانوی مسیح بر زمین دو واقعه مختلف هستند، اگر چه در هر دو واقعه ((‏خداوند)) می‏آید ولی در واقعه ربوده شدن، او تنها به جو زمین می‏آید تا مقدسین را به آسمان ببرد در حالی كه در ظهور ثانوی مسیح، به روی زمین می‏آید و سلطنت هزارساله را بر روی زمین برقرار می‏سازد.[9]
از سویی، اندیشه مسیحا ماهیتاً یهودی است. یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار یك رهبر الهی فاتح بوده‏‏اند كه اقتدار و شكوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، ماشیح (مسح شده) خوانده می‏شد... دل‏های بنی‏اسرائیل از عشق مسیحای موعود لبریز بود و در مقابل حاكمان ستمگر، همواره در كمین چنین رهبر رهایی بخشی بوده‏اند. در باب دوم انجیل متی می‏خوانیم كه: هیرودیس كبیر، پادشاه فلسطین پس از زاده شدن حضرت عیسی درصدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند خطر را از سر گذراند.[10]
مستر هاكس درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یك ((‏منجی بزرگ جهانی)) در میان قوم ((‏یهود)) می‏نویسد:
عبرانیان منتظر قدوم مبارك ((‏مسیح)) نسلاً بعد نسل بودند و وعدة آن وجود مبارك، مكرراً در ((‏زبور)) و كتب پیامبران علی‌الخصوص در كتاب ((‏اشعیا)) داده شده است. تا وقتی كه ((‏یحیای تعمیددهنده)) آمده، به قدوم مبارك وی بشارت داده، لیكن یهود آن نبوآت (پیش‌گویی‏ها) را نفهمیده، با خود همی‏ اندیشیدند كه ((‏مسیح)) سلطان زمان خواهد شد و ایشان را از ذلّت‏ جورپیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلا درجة مجد و جلال ترقّی خواهد كرد.[11]

موعود و عدالت‏گستری در عهدین

حال كه بیان شد یهود و مسیحیان در صراط انتظار موعودند و آن موعود را، شاه شاهان می‏دانند، اینك به این پرسش و پاسخش می‏پردازیم كه آیا اهل كتاب، آن موعود جهانی را عدالت‏گستر هم می‏دانند؟
شور و التهاب انتظار موعود در تاریخ پر نشیب و فراز یهود و مسیحیان موج می‏زند. یهودیان در سراسر تاریخ محنت‏بار خود هرگونه خواری و شكنجه را به این امید بر خود هموار كرده‏اند كه روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج رهاند و فرمانروای جهان گرداند.[12]
مهمترین مژده مسیحایی و عدالت گستری‌اش در كتاب ((‏اشعیاء)) نبی آمده است كه تصویر روشنی از عدالت‏پروری او را به نمایش می‏گذارد.
بشارت‏های كتاب اشعیاء به عدل‏گستری موعود
در كتاب ((‏اشعیای نبی)) كه یكی از پیامبران پیرو تورات است آمده است:
نهالی از تنه یسی (پدر داوود) بیرون آمده، شاخه‏ای از ریشه‏هایش خواهد شكفت. مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود. جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لب‏های خود خواهد كشت. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.[13]
در فراز دیگری از این كتاب آمده است:
موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق گوش‏های خود تنبیه نخواهد نمود.[14]
كیست كسی را از مشرق برانگیخت، كه عدالت او را نزد پاهای وی می‏خواند، امت‏ها را به وی تسلیم می‏كند و او را بر پادشاهان مسلط می‏گرداند و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مثل كاه كه پراكنده می‏گردد و به كمال وی تسلیم خواهد شد نمود. ایشان را تعقیب نموده، به راه‏هایی كه با پاهای خود نرفته، به سلامتی خواهد گذشت.[15]
از این فرازها چنین برمی‌آید كه انسانی فوق‏العاده و ممتاز ظهور می‏كند و بر همه جهان مسلط می‌شود و دنیا پر از عدل و داد می‌گردد به گونه‏ای كه كسی جرأت ظلم به دیگران را در خود نمی‏بیند؛ زیرا از آن می‏ترسد كه گزارش داده شود و در چنگال عدالت گرفتار گردد.
در بخشی دیگر از همین كتاب آمده است كه آن موعود جهانی، عدالت اجتماعی را برقرار خواهد كرد و امنیت عمومی به وجود خواهد آمد. همانند همین بند:
آن گاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید، و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه عدالت، آرامی و اطمینان خاطرخواهد بود تا ابدالآباد و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزل‏های آرامی ساكن خواهند شد.[16]
جمیع امت‏ها به سوی او روان خواهند شد... او امت‏ها را داوری خواهد نمود و قوم‌های بسیاری را تنبیه خواهد كرد... امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت.[17]

بشارت‏های كتاب زبور

تورات و انجیل فعلی نیز از ناجی موعود خبر داده‏اند و قرآن كریم نیز از بشارت تورات و زبور داوود به ظهور نبی و به میراث رسیدن زمین به صالحان خبر داده است و می‏فرماید:
((و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون))[18]
((‏ما علاوه بر ذكر (تورات) در ((‏زبور)) نوشتیم كه در آینده، بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد)).
عین همین عبارت در زبور فعلی موجود است. اینك متن زبور:
زیرا كه شریران منقطع می‏شوند؛ امّا متوكّلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شریر نیست می‏شود كه هر چند مكانش را جستجو نمایی ناپیدا خواهد بود. (11) اما متواضعان وارث زمین شده، از كثرت سلامتی متلذّذ خواهند شد. (12) شریر به خلاف صادق، افكار مذمومه می‏نماید و دندان‏های خویش را بر او
می‏فشارد. (13) خداوند به او متبسم است؛ چون كه می‏بیند كه روز او می‏آید. (14) شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند. و كمانهای ایشان شكسته خواهد شد. (16) كمی صدّیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. (17) چون كه بازوهای شریران شكسته می‏شود و خداوند صدّیقان را تكیه‌گاه است. (18) خداوند روزهای صالحان را می‏داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. (19) در زمان بلا، خجل نخواهند شد و در ایام قحطی سیر خواهند بود. (20) لكن شریران هلاك خواهند شد و دشمنان خداوند مثل پیه بره‏ها فانی بلكه مثل دود تلف خواهند شد. (21) زیرا متبرّكان خداوند وارث زمین خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. (29) صدّیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد. (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران، این را خواهی دید. (38) اما عاصیان عاقبت مستأصل، و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.[19]
در این بندها كه از كتاب زبور بیان شد، به ظهور منجی اعظم و سركوب ظالمان تصریح شده است. این متن مقدس در باب عدالت گستری روشن است و نیازی به توضیح بیش‌تر دیده نمی‏شود. به یقین، اگر صالحان وارث زمین شوند كه وعده قرآن نیز هست و چلّه كمان ظالمان شكسته شود و نسل آدم‏های شرور قطع شود، آرمان شهری از عدالت تحقق پیدا می‏كند.[20]
گفتنی است نویدهای زبور فراوان است و در پیش از 35 بخش از مزامیر (150) گانه نویدظهور آن موعود منجی عالم موجود است و بر طالب تفصیل است كه به عهد عتیق مراجعه كند.[21]

بشارت انجیل مرقس

و چون او ـ عیسی ـ از هیكل بیرون می‏رفت یكی از شاگردانش به او گفت: ای استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگ‏ها و چه عمارت‏هاست؟ حضرت عیسی (ع) در جواب وی گفت: آیا این عمارتهای عظیمه را می‏نگری. بدان كه سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زیر افكنده شود. و چون او بر زیتون مقابل هیكل نشسته بود... از وی پرسیدند: ما را خبر ده كه این امور كی واقع می‏شود؟ آن گاه عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار! كسی شما را گمراه نكند. زیرا كه بسیاری به نام من آمده و خواهندگفت كه من هستم و بسیاری را گمراه خواهند نمود.[22]

بشارت عدل‏گستری موعود در انجیل متی

اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خویش آید، آن‏گاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست. و جمیع امت‏ها در حضور او جمع شوند و آن‏ها را از همدیگر جدا می‏كند به گونه‏ای كه شبان میش‏ها را از بزها جدا می‏كند... آن‌گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای بركت یافتگان از پدر من، و ملكوتی را كه از ابتدای عالم برای شما آماده شده است به میراث گیرید.[23]
از این چند بندی كه نقل شد، فهمیده می‏شود كه آن موعود جهانی پس از تشكیل حكومت، بر مسند داوری می‏نشیند و سعادت عمومی به دست توانای آن حضرت بر پا می‏شود و در ضمن همین مطالب به اقتدار آن رهبر جهانی اشاره شده است. گفتنی است مستر هاكس می‏نویسد: كلمه ((‏پسر انسان)) 80 بار در انجیل و ملحقات آن در عهد جدید به كار رفته است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر از ((‏مصلح)) و نجات‏دهنده‏ای سخن می‏گوید كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد.[24]
در گنجینه‏ای از تلمود آمده است:
اعتقاد عموم بر این است كه ظهور ماشیح و فعالیت‏های او در راه بهبود وضع جهان و تامین سعادت بشر، قسمتی از نقشه خداوند در آغاز آفرینش جهان بوده است. از این رو در این‏باره آمده است: ((‏پیش از آن كه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شد: تورات، توبه، باغ عدن، جهنم، اورنگ جلال الهی، بیت همیقداش و نام ماشیح)).[25]
سپس می‏نویسد: دانشمندان یهود این نكته را به مردم یادآوری می‏كردند كه پیش از ظهور ماشیح، آشفتگی و فساد در جهان به حد اعلی خواهد رسید و مشكلات و سختی‏های زندگی تقریبا غیر قابل تحمل خواهند شد. و در نهایت، اثری كه دوران ماشیح بر وضع دنیای آینده خواهد گذشت متذكر می‏شود و آن آثار را در اثرهای ذیل خلاصه می‏كند:
او خود جهان را به نور خویش روشن خواهد كرد چنان كه مكتوب است. بار دیگر آفتاب در روزِ نورِ تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید. زیرا كه یهوه، نور جاودانی تو و خدایت، زیبایی تو خواهد بود.[26]
تمام شهرهای ویران شده را از نو آباد خواهند كرد و در جهان جایی ویرانه یافت نخواهد شد. حتی شهرهای سدوم و عمورا نیز در زمان ماشیح آباد خواهند شد. و خواهرانت شهر سدوم و دخترانش (دهات اطرافش) به حالت نخستین خود باز خواهند گشت.[27]
صلح جاویدان در سراسر طبیعت حكمفرما خواهد شد:
گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. طفل كوچك آنها را خواهد راند. گاو با خرس خواهد چرید و بچه‏های آن‏ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد. و طفل شیرخوار بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفل از شیر بازداشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامی كوه مقدس من ضرری و فسادی نخواهند كرد. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آب‌ها كه دریا را می‏پوشاند.[28]
خداوند، تمام حیوانات و خزندگان را فراخوانده و با آن‏ها و با تمام اسرائیل عهد خواهد بست، چنان كه گفته شده است: در آن روز جهت ایشان با پرندگان و حیوانات صحرا و خزندگان زمین عهد بسته و كمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شكست و ایشان را به امنیت خواهم خوابانید.[29]
گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود و آواز و گریه و فغان و صدای ناله و فریاد دیگر در آن شنیده نخواهد شد.[30]
دیگر نه آه و ناله به گوش خواهد رسید و نه فریاد و فغانی؛ نه غم و اندوهی وجود خواهد داشت و نه حزن و ماتمی؛ بلكه همه شادمان و خوشحال خواهند بود، چنان كه آمده است: و فدیه شدگان خداوند بازگشته و با ترنم به صهیون خواهند آمد، و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد كرد.[31]
در جهان امروزی هنگام شنیدن خبرهای خوش چنین می‏گوید: متبارك است خدایی كه نیك است و نیكی می‏كند و هنگام استماع خبرهای بد باید بگوید ((‏متبارك است داور حقیقی)) و در جهان آینده فقط این را خواهند شنید ((‏متبارك است خدایی كه نیك است و نیكی می‏كند)).[32]
گفتنی است كه بر این نكته تأكید شده است كه ماشیح، دورانی از صلح پایدار و بی‏زوال و شادمانی و خرسندی را در سراسر جهان پدید خواهد آورد.
ناگفته نماند یهود عقیده دارند:
بیش از همه ملت‏ها، ملت اسرائیل با ظهور ماشیح خوشبخت خواهد شد. ظلم و جوری كه از جهانیان تحمل كرده است، پایان خواهد یافت و به مقام عالی كه خداوند برایش مقدر كرده است خواهد رسید. دگرگونی بخت ملت اسرائیل از بدی به خوبی، و ترقی و سعادت ایشان به حدی قابل توجه و شگفت‏انگیز خواهد بود كه بسیاری از غیر یهودیان كوشش خواهند كرد تا به جامعه ایشان بپیوندند، ولی چون محرك اصلی آنان سهم بردن از سعادت اسرائیل است و نه گرویدن به دین آنان، از این جهت آنان را در جامعه یهود نخواهند پذیرفت... زیرا دانشمندان گفته‏اند: در دوران ماشیح اگر كسی بخواهد به دین یهود درآید او را نمی‏پذیرند.
یا این‌كه می‏نویسد:
ماشیح، جمع‏آوری و اتحاد اسرائیل را عملی خواهد كرد... و پیش از گردآمدن مجدد اسباط پراكنده اسرائیل، واقعه شگفت‏انگیز دیگری رخ خواهد داد و آن تجدید بنای شهر مقدس اورشلیم است. اگر كسی بگوید كه پراكندگان ملت اسرائیل گرد آمده‏اند و هنوز اورشلیم آباد نگشته است، سخنش را باور مكن. چرا؟ زیرا كه مكتوب است: ((‏خداوند اورشلیم را بنا می‏كند)) و سپس گفته شده: ((‏او پراكندگان اسرائیل را جمع‌آوری می‏نماید)).[33]
و در پایان می‏نویسد:
از آن‌جا كه دوران ماشیح چنین خوبی‏ها و چنین سعادت عظیمی را با خود خواهد آورد، پس حق آن است به نیكوكارانی كه از جهان گذشته‏اند اجازه داده شود تا در آن شركت جسته و شریران و بدكاران از آن محروم گردند. در نتیجه، اعتقاد به ظهور ماشیح با ایمان به حقیقت رستاخیز مردگان در صورتی كه شایسته چنین پاداش و موهبتی باشند، همراه است.
درباره كسانی كه زندگی ناشایسته و پر از فساد دارند چنین آمده است:
در (فصل رستاخیز مردگان) است: ((‏نزدیك ایام ماشیح، طاعون عظیمی به جهان خواهد آمد و شریران با آن نابود خواهند شد)).[34]
موجودات دیگر نیز از عدالت او بهره‏مند خواهند شد. در كتاب تورات پس از آن كه از دادگری موعود سخن می‏گوید، آمده است:
كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت. گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و...[35]
از این بندها و بندهای پیش گفته به خوبی فهمیده می‏شود كه موجودات دیگر نیز از بركت عدالت آن حضرت بهره‏مند می‏شوند و درندگان خونی، خوی وحشیانة خود را از دست می‏دهند و با هم سازشی عادلانه دارند. از اینرو موجودات دیگر نیز از بركت عدالت گستری او بهره‌مند می‌گردند.

اختلاف نظر مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهی

... یهود و مسیحیان معتقدند كه وی از ذریة اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است. مسیحیان می‌گویند: این رهبر ] موعود [ اسرائیلی، مسیح بن مریم است كه به دست یهود كشته شد. خدای متعال، وی را زنده كرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش بُرد و در آخر دنیا، وی را می‌فرستد تا توسط وی، وعده‌اش را تحقق بخشد.
یهودیان می‌گویند: وی ] = رهبر موعود[ هنوز زاده نشده است.
آیة 20 صحاح ] = سوره [ 17 سِفر تكوین ] = پیدایش[ به وعدة خدای متعال به اسماعیل7 اشاره دارد:
ای اسماعیل! سخنت را دربارة وی ] = رهبر موعود[ شنیدم. منم آن كه مباركش می‌گردانم و رشدش می‌دهم و توانش را بسیار بسیار می‌كنم و دوازده رهبر می‌زاید و امت عظیمی قرارش می‌دهم.[36]
((‏حنان ایل))؛ مفسّر یهودی در حاشیه بر این آیه می‌نویسد:
از پیش‌گویی این آیه 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله اسماعیل) ] با ظهور اسلام در سال 624 م[ امتی عظیم گردند. در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعدة الهی محقق شود و عرب بر حاكم چیره گردند. ولی ما كه ذریة اسحاق هستیم، تحقق وعدة الهی كه به ما داده شده بود به سبب گناهانمان به تأخیر افتاد، اما حتماً وعدة الهی در آینده محقق خواهد شد. پس نباید نومید شویم.[37]


پی نوشت ها

[1] قاموس كتاب مقدس، ترجمه مستر هاكس آمریكایی، طبع بیروت، 1928. ص 599 .
[2]. راغب اصفهانی، مفردات، المكتبة المرتضویه، ص 325 .
[3]. آه بشته ـ س ـ م، میردامادی، گفت‌وگو، عدالت در روابط بین‏الملل و بین ادیان از دیدگاه اندیشمندان مسلمان و مسیحی، انتشارات بین‌المللی المهدی، چ اول، ص 28.
[4]. ناصر مكارم شیرازی، حكومت جهانی حضرت مهدی4، قم، انتشارات نسل جوان، چ 11، ص 51.
[5]. همان.
[6]. محمد حكیمی، عصر زندگی، قم، مؤسسه بوستان كتاب، چ 5، ص 24.
[7]. گفت‏وگو، ص 28.
[8]. بهرام محمدی، (ویراستار و مسئول گروه ترجمه)، دایرة المعارف كتاب مقدس، تهران: سرخدا، ص 521 .
[9]. همان.
[10]. حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ: سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه‏ها (سمت) و مؤسسه فرهنگی طه و مركز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول بهار 79، ص 100ـ101.
[11]. قاموس كتاب مقدس، ص 806.
[12]. آشنایی با ادیان بزرگ، ص 101.
[13]. كتاب مقدس، عهد عتیق، كتاب اشعیاء نبی، دارالسلطنه لندن، مطبوع سنه1932، باب 11، ص 1031، بند 1ـ6 .
[14]. همان.
[15]. همان، باب 41، بندهای 2ـ4، ص 1057.
[16]. همان، باب 32، بندهای 16ـ 18.
[17]. همان، باب دوم، بندهای 2ـ6، ص 1009.
[18]. انبیاء، 105.
[19]. كتاب عهد عتیق و جدید، مرموز، 37، بندهای 9ـ38.
[20]. واضح است میراث بردن زمین مژده ویژه‏ای است به صالحان كه آینده زمین از آن آنان خواهد بود و این صاحب اختیاری منحصر به منطقه‏ای یا مقطعی از زمان نخواهد بود و قابل زوال و بازگشت به عقب نیست.
[21]. سید اسدالله هاشمی شهیدی، ظهور حضرت مهدی (عج) از دیدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، انتشارات جمكران، ص 310.
[22]. كتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متی، باب 24، بندهای 1ـ8، 23، 28ـ29، ص 41
[23]. همان، باب 25، بند 31ـ34، ص 44.
[24]. قاموس كتاب مقدس، ص 219.
[25]. راب، دكتر، 1، كهن، گنجینه‏ای از تلمود، ترجمه از متن انگلیسی، امیر فریدون گرگانی، تصحیح چاپ، غلامرضا ملكی به اهتمام امیرحسین صدری پور، ص 352، (به نقل از پساحیم، 54 الف.)
[26]. گنجینه‏ای از تلمود (به نقل از ملاكی4: 2 یا 3:19).
[27]. همان، (به نقل از اشعیاء، 60:19).
[28]. گنجینه‏ای از تلمود، (به نقل از اشعیا، 6،7،11،18 و... ).
[29]. همان، (به نقل از هوشع، 2: 20).
[30]. همان، (به نقل از اشعیاء، 65:19).
[31]. همان، (به نقل از اشعیاء، 35ـ10، شموت ربا، 15ـ21).
[32]. همان، ص 358 ـ359 (به نقل از پساحیم 150 الف).
[33]. گنجینه‏ای از تلمود، ص 360 (به نقل از مزامیر داود 147:2).
[34]. همان، ص 361 (شیر هشیرم ربا، مربوط به آیه سیزدهم از فصل دوم غزل غزل‏های سلیمان).
[35]. كتاب مقدس، عهد عتیق، كتاب اشعیاء نبی، بندهای 6ـ9.
[36]. انتظار، فصلنامة علمی ـ تخصصی ویژه امام مهدی4، سال اول، شماره اول، پاییز 1380، مقالة مهدی منتظر4 و نشانه‌های ظهور، نوشته سامی بدری، ص 175.
[37] . همان؛ به نقل از The Stone edtion, The chvmash, by R.hosson Scherman, First.

سید محمد صادق محمدی / انتظار شماره 15
امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 08:23 1387/10/23
53
انتظار موعود در آیین یهود
نویسنده:محمدمهدى کریمى‏نیا

چکیده:

آرزوى ظهور یک مصلح، در همه مذاهب، امرى مشترک و از اصول مسلم اعتقادى ادیان به شمار مى‏رود . انتظار موعود، نه تنها در ادیان زرتشتى، یهودى، مسیحى و اسلام وجود دارد، بلکه در کتب یونان قدیم، افسانه‏هاى میترا، کتب قدیم چینیان، عقاید هندیان و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتى در مصریان قدیم و بومیان وحشى مکزیک و نظایر آنها نیز مى‏توان یافت . علایم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات‏دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى (عجل الله تعالی فرجه)، موعود اسلام نیز قابل انطباق است . در این مقاله، با توجه به مهمترین کتاب یهود; یعنى تورات، انتظار موعود را بررسى مى‏کنیم .

مقدمه

انتظار موعود، موضوعى است که در همه مذاهب بزرگ جهان و از جمله دین یهود، از اهمیت‏خاصى برخوردار است . آرزوى ظهور یک مصلح بزرگ جهانى، در همه مذاهب مشترک بوده و از اصول مسلم اعتقادى این ادیان به شمار مى‏رود .
این امر، علاوه بر این که از تعالیم دینى کتب آسمانى، مانند تورات، انجیل و قرآن کریم به حساب مى‏آید، از امورى است که به سرنوشت‏بشریت و تکامل انسان هم ارتباط دارد . به عبارت دیگر، وقتى انسان ناامید مى‏شود و مى‏بیند که با وجود این همه ترقى و پیشرفتهاى فکرى و علمى، روز به روز به فساد و تباهى بیشترى کشیده مى‏شود و اختراعات و اکتشافات حیرت‏آور، نتوانسته انسان را از سردرگمى نجات دهد، بنا به فطرت ذاتى خود، متوجه درگاه خداوند بزرگ مى‏شود و از او براى رفع ظلم، ستم و بحرانهاى روحى و معنوى کمک مى‏جوید .
از این رو، در همه قرون و اعصار، آرزوى موعود جهانى، در دلهاى خداپرستان وجود داشته است و این آرزو، تنها در میان پیروان مذهبهاى بزرگ مانند زرتشتى، یهودى، مسیحى و مسلمان سابقه ندارد، بلکه آثار آن را در افسانه‏هاى یونانى، افسانه‏هاى میترا در ایران، کتب قدیم چینیان، عقاید هندیان و در بین اهالى اسکاندیناوى و حتى در میان مصریان قدیم و بومیان وحشى مکزیک و نظایر آنها نیز مى‏توان یافت . (2)
با مطالعه کتابهاى آسمانى و تاریخ ادیان، به خوبى روشن مى‏شود که عقیده به موعود و مصلح کل، اختصاص به شیعه یا اسلام ندارد، بلکه تمام ادیان و مذاهب آسمانى در این عقیده مشترکند . پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانى که جهان را فساد، بیدادگرى و بى‏دینى فرا گرفته، نجات دهنده‏اى بزرگ طلوع مى‏کند و به واسطه نیروى فوق العاده غیبى، اوضاع آشفته جهان را اصلاح مى‏کند و خداپرستى را بر بى‏دینى و مادى‏گرى غلبه مى‏دهد .
البته هر ملتى او را با لقبى مخصوص مى‏شناسد; زرتشتیان او را به نام سوشیانس; یعنى نجات دهنده جهان، عیسویان به نام مسیح موعود، یهودیان به نام سرور میکائیلى و مسلمانان به نام مهدى موعود مى‏شناسند .
هر ملتى نیز آن موعود نجات بخش را از خودش مى‏داند; مثلا زرتشتیان او را ایرانى و از پیروان زرتشت مى‏دانند، عیسویان او را هم کیش خودشان مى‏شمرند، یهودیان او را بنى‏اسرائیلى و از پیروان موسى مى‏شمرند و مسلمانان او را از دودمان بنى هاشم و فرزند پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏شمارند، که البته اسلام، به‏طور کامل‏ومشخص، این شخصیت جهانى و موعود کل را معرفى‏نموده اما در سایر ادیان چنین نیست .
نکته قابل توجه این که علائم و مشخصاتى که در سایر ادیان براى آن نجات دهنده بزرگ ذکر شده، در مورد مهدى، موعود اسلام; یعنى فرزند بلا فصل امام حسن عسکرى علیه السلام نیز قابل انطباق است; زیرا مى‏توان او را از نژاد ایرانى شمرد، چرا که مادر حضرت سجاد علیه السلام که جد امام زمان علیه السلام است، یک شاهزاده خانم ایرانى به نام شهربانو، دختر یزدگرد، پادشاه ساسانى بود . همچنین مى‏توان او را از دودمان بنى اسرائیل شمرد; زیرا بنى هاشم و بنى اسرائیل، هر دو از نسل ابراهیم خلیلند; بنى‏هاشم از نسل اسماعیل و بنى‏اسرائیل از نسل اسحاق‏اند . با عیسویان نیز نسبت دارد; زیرا مادر حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه) یک شاهزاده خانم رومى به نام نرجس بوده که به صورت شگفت‏انگیزى خود را به امام حسن عسکرى علیه السلام مى‏رساند . (3)
عشق به صلح و عدالت، در درون هر کسى وجود دارد . همه از صلح و عدالت لذت مى‏برند و با تمام وجود، خواهان جهانى سرشار از صلح و عدالتند و بر همین اساس، همه اقوام و ملل، منتظر مصلح کلند .
بررسى دیدگاه ادیان آسمانى و بلکه همه مذاهب در مورد موعود و مصلح جهانى، بسیار قابل توجه است ولى مسلمانان کمتر به این مهم توجه کرده‏اند . وقتى بشریت‏به این مهم توجه پیدا نماید که عقیده به ظهور یک نجات دهنده فوق العاده جهانى، یک عقیده مشترک دینى است که از مصدر وحى سرچشمه گرفته و همه پیامبران بدان بشارت داده و همه ملل در انتظار او هستند، در این صورت، مسلمانان بویژه شیعیان، به خیالبافى، عقاید خرافى و نظایر آن متهم نمى‏گردند .
در این گفتار، دیدگاه دین یهود - و نه همه ادیان آسمانى - درباره انتظار موعود و مصلح کل، مورد توجه قرار مى‏گیرد که مهمترین منبع، همان تورات و تلمود، شرح و تفسیر قوانین یهود، خواهد بود . ناگفته نماند که ما در صدد اثبات مهدى موعود با استدلال به بشارتهاى کتب قدیم نیستیم و اصولا به آنها احتیاج نداریم، بلکه با مطالعه دیدگاه یهود - و البته ادیان آسمانى دیگر - در این زمینه، روشن مى‏شود که عقیده به انتظار موعود و نجات دهنده فوق العاده جهانى، یک عقیده مشترک دینى است .
البته همان طور که بیان شد، مهمترین منبع مورد استناد در این مقاله، تورات و تلمود است; چه این که هدف ما بیان مساله انتظار موعود از دیدگاه یهود است . با این حال، از استفاده از کتب دیگر غفلت نورزیده‏ایم .

یهود; هنوز انتظار

شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پر فراز و نشیب یهودیت و مسیحیت موج مى‏زند . یهودیان، در سراسر تاریخ محنت‏بار خود، هر گونه خوارى و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده‏اند که روزى مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت، درد و رنج رهانده، فرمانرواى جهان گرداند .
در عصر ما نیز که یهودیان صهیونیست، خود بر پاى خاسته و با اشغال فلسطین، در صدد برآمده‏اند حقارت همیشگى قوم یهود را برافکنند، چیزى از تب و تاب انتظار موعود کاسته نشده است . درست است که اقلیتى ناچیز از یهودیان، بر اثر دلبستگى شدید به امیدهاى قدیم، تشکیل دولت صهیونیستى را مخالف آرمان مسیحایى شمرده و پیوسته با آن مخالفت کرده‏اند، ولى سواد اعظم یهودیت، آن را از جان و دل پذیرفته و آن را رهگشاى عصر مسیحا دانسته‏اند . هم اکنون صهیونیست‏هاى اشغالگر فلسطین، علاوه بر دعاهاى مسیحایى مرسوم، در پایان مراسم سالگرد بنیانگذارى رژیم اسرائیل غاصب (پنجم ماه ایار عبرى)، پس از دمیدن در شیپور عبادت، اینگونه دعا مى‏کنند:
«اراده خداوند، خداى ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادى باشیم و نفخ صور مسیحا، گوش ما را نوازش دهد .» (4)
در سراسر تاریخ بنى اسرائیل، کسانى به عنوان موعود یهود برخاستند و با گرد آوردن برخى افراد ساده لوح، بر مشکلات آنان افزودند . اما در این میان، حضرت عیسى، مسیح بن مریم علیهما السلام ظهور کرد و با داشتن شخصیتى بس والا و روحى الهى، دین بسیار بزرگى را بنیاد نهاد و گروه بى‏شمارى را به ملکوت آسمان رهنمون شد . مسیحیت نیز، بر اساس اندیشه انتظار پدید آمد و پس از رفتن حضرت عیسى مسیح علیه السلام پیوسته مسیحیان در سوز و گداز و شوق بازگشت دوباره وى، روزگار گذرانده‏اند . شوق و هیجان امید به ظهور آن حضرت، هنگام نزدیک شدن سال 1000 میلادى میان مسیحیان اوج گرفت . اکنون نیز در آستانه هزاره سوم میلادى، چنین وضعى در جوامع مسیحى مشاهده مى‏شود .

نشانه‏هاى ظهور نزد یهود

یهود در کتابهاى خودشان علائم و نشانه‏هایى را براى مصلحى که در انتظارش هستند، ذکر کرده‏اند که در این جا به چند نمونه آن اشاره مى‏کنیم:
1 - همه سبطهاى ده‏گانه اجتماع کنند و در مقابل حکومت واحد از بیت داوود، خاضع مى‏باشند .
2 - یاجوج و ماجوج شکست مى‏خورند .
3 - کوه زیتون شکاف بر مى‏دارد .
4 - وادى مصر خشک مى‏شود .
5 - آبهاى گوارا در اورشلیم و از بیت‏المقدس بیرون مى‏آید .
6 - ده نفر مرد از قومیتهاى مختلف دنیا به لباس یک یهودى مى‏چسبند و از او التماس مى‏کنند که با او باشند; زیرا اینان شنیده‏اند که خدا با یهود است .
7 - شرورهاى زمین نابود شوند; اینان نظرشان این است که مسیح علیه السلام نمى‏آید، مگر بعد از آن که بر دین بنى اسرائیل خروج کرده‏اند، از بین رفته باشند .
به همین جهت، بر هر یهودى واجب است تا حد امکان کوشش کند که با سایر امتها اشتراک نداشته باشند تا تمام قدرت و حکومت، فقط در اختیار یهود بماند . و قبل از آن که یهود به طور نهایى بر بقیه امتها حاکم شود، باید جنگ به پا شود و ثلث دنیا نابود گردد و یهود، هفت‏سال پى در پى بماند و سلاحهایى را که بعد از پیروزى به دست آورده‏اند، بسوزانند . در چنین روزى است که یهود به بالاترین مرحله ثروت و سرمایه‏دارى رسیده و همه اموال دنیا را مالک شده است و بزودى گنجهاى اینان، خانه‏هاى بزرگى را پر مى‏کند که براى حمل کلیدهاى این خانه‏ها سیصد الاغ لازم است و این زمانى است که مردم دسته دسته به یهود داخل مى‏شوند و همگان از آن استقبال مى‏کنند . غیر از مسیحى‏ها که هلاک مى‏شوند; زیرا آنان از نسل شیطانند . (5)
در تعالیم تلمود راجع به نشانه‏هاى ظهور مصلح یهود، چنین آمده است:
«بر هر یهودى واجب است که کوشش کند تا حکومت دنیا را به دست‏بگیرد و بقیه امم، با کمال خوارى و ذلت قرار بگیرند و قبل از سلطه نهایى، باید جنگى به پا شود و دو ثلث عالم از بین برود و یهود، هفت‏سال باقى مى‏ماند و سلاحهایى را که به دست آورده‏اند، مى‏سوزاند و در این هنگام، دندانهاى دشمنان بنى اسرائیل به اندازه 22 ذراع شده و از دهنها بیرون آمده است!
زندگى یهود در این دوره، در جنگ با سایر امم است و بزودى مسیح حقیقى مى‏آید و شخص منتظر، به پیروزى مى‏رسد و مت‏یهود، به اوج سرمایه‏دارى و ثروت مى‏رسد; چون که مالک تمام املاک دنیا مى‏شود; به طورى که براى حمل کلیدهاى گنجهاى آنان، حداقل سیصد الاغ لازم است .» (6)
با توجه به مطالب یاد شده، روشن مى‏شود که اصل ظهور منجى جهان در نزد پیروان دین یهود، ثابت و مسلم است . در عین حال، بغض و کینه آنان نسبت‏به همه ادیان و مخصوصا مسیحیت قابل انکار نیست . از آرزوهاى یهود آن است که از طریق ظهور موعود منتظر، بر همه بشریت مسلط شوند و همه ملل و اقوام دنیا، تسلیم یهود و تحت استعمار آنان باشند . توجه به این نکته ضرورى است که مساله منجى جهانى، صبغه یهودیت‏یا نژاد یهودى ندارد .

جنگهاى مذهبى و نشانه‏هاى ظهور

در آغاز قرن هفدهم، نشانه‏هاى بیشترى براى نزدیک بودن قطعى عصر مسیحایى مشاهده شد . چندین جنگ مصیبت‏بار و شرم آور، میان کاتولیکها و پروتستانها در اروپا در گرفت که به نظر مى‏رسید آنها دوران مصیبت‏بار قبل از عصر مسیحا را محقق مى‏کنند و جنگهاى سى ساله، (1618 - 1648) اوج آنها بود . در آغاز، جنگى میان شهریاران کاتولیک و پروتستان آلمان رخ داد و بتدریج، تمام قدرتهاى اروپا را درگیر کرد و سرانجام، آشوب و در هم ریختگى در همه ممالک، بالا گرفت .
گرچه در این دوران خونین، یهودیان آزار ویژه‏اى ندیدند و شاید برخى از مسیحیان به آنان توجه بیشترى کردند، ولى بسیارى از جوامع یهودى ویران شدند و بر اثر آشفتگى عمومى حاکم بر اروپا، برخى زیانهاى مادى براى آنان به بار آمد .

آزادى یهود و تقویت آرمان ظهور

در تاریخ یهود، همیشه وجود آشوبها و جنگهاى بزرگ، اندیشه انتظار موعود را تقویت نکرده است، بلکه در مواردى که با یهودیان خوش رفتارى شده و پستهاى مهم را اشغال کرده‏اند، این آرمان تقویت‏شده است . جولیوس کرینستون در این باره مى‏گوید:
«یک امر شگفت‏آور این که همین آزادى و خوش رفتارى با یهودیان در بسیارى از کشورها و نیل آنان به مقامهاى بلندى در شوراهاى شهر و امور مالى و اقتصادى جهان از دیدگاه طبقه دیگرى از یهودیان، نشانه نزدیک شدن عصر مسیحایى (عصر ظهور) تلقى شد . یهودیان ستم‏دیده اروپاى شرقى، طبعا براى رهایى سریع اشتیاق داشتند و دعا مى‏کردند . پیر و جوان، افسانه‏هاى مسیحا و شگفتى و شکوه آمدنش را مى‏گفتند . به دست آوردن حق شهروندى و امتیازات سیاسى، در نظر آنان به اندازه بازگشت کامل دولت قدیم تحت رهبرى مسیحاى آرمانى که «مسح شده‏» خداست، اهمیت نداشت . رنجهاى تبعید، عرصه را بر ایشان تنگ کرده بود و براى رهایى خود از آن وضعیت نکبت‏بار، جز از طریق حوادث فوق طبیعى، چشم‏اندازى نداشتند . هنگامى که اخبار درخشیدن بزرگان و سیاستمداران یهود به این جوامع رسید (و غالبا به شکل مبالغه‏آمیزى نقل مى‏شد که قدرتهاى حاکم در اروپا به برادران ایشان علاقه نشان مى‏دهند)، مفاهیم بى روح یک مسیحا و یک عصر مسیحایى، شکل دقیقترى بر خود مى‏گرفت . اندیشه رهایى از تنگناى موجود به وسیله جریان طبیعى به طور ناخودآگاه با امید مبهم دوران مسیحایى در هم مى‏آمیخت .
آزادى یهودیان در کشورهاى اروپاى غربى، مقدار معینى از خود آگاهى و غرور ملى را در دلهاى یهودیان مشرق برانگیخت و معماران بعد، پایه‏هاى جنبش ملى بزرگ یهودیان یعنى; صهیونیسم را بر آن بنا کردند .» (7)
از نظر این نویسنده، عده قلیلى از یهودیان بر این عقیده بودند که با تشکیل رژیم اسرائیل در سرزمینهاى مقدس، زمینه‏ساز ظهور مسیح خواهند بود . از این رو، احساسات یهودیان را براى سرزمین مقدس برانگیختند و ثروتمندان را براى ایجاد آبادیهاى یهودینشین، تشویق کردند .
در مقابل، عده کثیرى از یهودیان، عقیده یاد شده را رد مى‏کردند و عقیده داشتند که نجات، تنها از طریق دخالت مستقیم خدا به دست مى‏آید، سرعت‏بخشیدن به دوران رهایى از طریق ایجاد مهاجرنشین‏هاى یهودى در فلسطین، نقض آشکار شریعت‏به شمار مى‏رود . (8)
در این میان، نباید از نقش استعمارگران در مساله فلسطین غفلت ورزید . آمریکا، انگلیس و سایر کشورهاى اروپایى، در تاسیس این غده سرطانى در قلب کشورهاى اسلامى تلاش گسترده‏اى داشتند . اکنون نیز این حمایتها، در ابعاد سیاسى و اقتصادى و تبلیغاتى ادامه دارد; براى مثال، آمریکا سالانه حدود چهار میلیارد دلار به صورت کمک بلا عوض در اختیار این رژیم قرار مى‏دهد .

یهود; انتظار مسیح علیه السلام و محورهاى آن

از برخى تعالیم دین یهود روشن مى‏شود که شخص منجى و موعود منتظر، کسى جز حضرت عیسى مسیح علیه السلام نیست و در واقع، این عقیده، یکى از اشتراکات این دین، با مسیحیت مى‏باشد . «توماس میشل‏» در این باره مى‏گوید:
«تعالیم انبیا، در بر افروختن آتش شوق قیام مسیح در دلهاى قوم عهد عتیق (یهودیان) تاثیر بسزایى داشت; خدا قوم خود را در حالت نکبت و ذلت‏باقى نخواهد گذاشت‏بلکه خود او کسى را مسح کرده، براى نجات مردم خواهد فرستاد (عنوان «مسیح‏» از اینجا مى‏آید). از کتابهاى نبوت معلوم مى‏شود که آرزوى آمدن مسیح بر گرد سه محور اساسى مى‏چرخید که البته این محورهاى سه‏گانه به گونه‏اى مشخص از یکدیگر جدا نشده‏اند:

محور اول: مسیح پسر داوود

برخى از انبیا، مانند حزقیال و ملاکى، اعلام داشتند که خدا بزودى یک مسیح را از نسل داوود براى بازگرداندن شکوه بنى‏اسرائیل خواهد فرستاد . انتظار مى‏رود که مسیح یاد شده، قوم خود را از دست‏حاکمان مشرک رهایى بخشد و قدرت شریعت‏خدا را براى گروه کوچکى که در زمان تنگى، وفادار و مطیع فرمان خدا باقى خواهند ماند، بسط و اعتلا ارزانى کند . در این سلطنت (یا ملکوت) جدید، عدالت و نیکى به مستمندان و پرستش درست و خالصانه خدا، حکمفرما خواهد بود . خدا نیز از طریق مسیح خویش، بر قوم خود حکومت‏خواهد کرد .
برخى از انبیا مژده دادند که این سلطنت تنها براى یهود نیست، بلکه همه ملتهاى جهان از آن برخوردار خواهند شد .

محور دوم: بنده خدا

اشعیاى نبى از «بنده خدا» که خواهد آمد، سخن گفته است: وى به دور از هر قدرت نظامى و اقتصادى و هر شکوه ظاهرى و نفوذ کلمه خواهد آمد . همچنین او از روى ایمان و تسلیم به اراده خدا، مخالف هر گونه شدت عمل، داراى صبر و بردبارى براى تحمل دردها و ستمها خواهد بود و با تحمل بار گناهان قوم، همچون وسیله‏اى براى نجات، عمل خواهد کرد .

محور سوم: پسر انسان

این شخصیت پیچیده، در کتاب دانیال آمده است . آن کتاب، به شیوه ادبى مکاشفات نوشته شده و فهم شیوه مذکور بسیار دشوار است; زیرا اشکال و رموز پیچیده و ناآشنایى در آن وجود دارد . ادبیات مکاشفه، به دوره‏اى از تاریخ یهود تعلق دارد که قوم، زیر ستم بود و به همین دلیل، آمال و آرزوهاى خود را در قالب اشارات و رموز بیان مى‏کرد .
نوشته‏هاى مکاشفه، از «روز خداوند» سخن مى‏گوید و این که خدا براى اصلاح مفاسد و اشرار و رهایى بخشیدن به کسانى که بر ایمان خود استوار مانده‏اند، در جهان وارد عمل مى‏شود . به گفته ادبیات مکاشفه، به نشانه فرا رسیدن روز خداوند، «پسر انسان‏» از آسمان فرو خواهد آمد و ملکوت الهى را بر پا خواهد ساخت .» (9)

بحران پیش از ظهور از نظر یهود

از نظر یهود، دوران پیش از ظهور، همراه با ستم به قوم بنى اسرائیل خواهد بود . امتها در ستم کردن به بنى اسرائیل بر یکدیگر سبقت‏خواهند گرفت و هر گرفتارى تازه، چنان شدید خواهد بود که گرفتاریهاى قبلى را از یادها خواهد برد .
گفته‏هاى یهود در این باره، قدرى خرافه گونه است و بعضى از مطالب بیان شده، با افسانه‏هاى کتب قدیم شباهت‏بیشترى دارد، هر چند این مطالب مربوط به دوران پیش از ظهور، از کتاب مقدس یعنى تورات اخذ شده است .
جولیوس کرینستون مى‏گوید:
«پیش از آمدن مسیحا، یک ستون آتش در جهان ظاهر خواهد شد و چهل روز در برابر چشمان اقوام روى زمین، بر پا خواهد بود . آنگاه، مسیحاى پادشاه، براى حرکت از مکانى در فردوس به نام «لانه گنجشک‏» فرمان خواهد یافت . او نخست در ایالت «جلیل‏» ظاهر خواهد شد; زیرا جلیل نخستین ناحیه‏اى بود که به دست رومیان ویران گردید . یک ستاره تابان در آسمان ظاهر خواهد شد و هفت‏ستاره دیگر، آن را محاصره خواهند کرد . آنها به مدت هفتاد روز، روزى سه بار با آن ستاره تابان خواهند جنگید و هر شب، بلعیده و هر صبح، بیرون افکنده خواهند شد . پس از هفتاد روز، آن ستاره از میان خواهد رفت . مسیحا در ستون آتش مذکور پنهان خواهد شد و به دوازده ماه، نامرئى خواهد بود . سپس وى را به آسمان برده، تاج پادشاهى بر سر او خواهند گذاشت و تمام قدرت و شوکت‏یک پادشاه را به او عطا خواهند کرد . آنگاه، وى به زمین فرود خواهد آمد و ستون آتش، دوباره مرئى خواهد شد . مسیحا در سراسر عالم معروف خواهد گردید و ملتها، همراه با بسیارى از یهودیان بى ایمان، با او به جنگ برخواهند خاست . سپسدر سال 73 از ششمین هزاره آفرینش جهان (1313 میلادى)، تمام اقوام در رم گرد خواهند آمد و خدا بر آنان باران آتش، تگرگ و سنگ فرو خواهد ریخت و ایشان به استثناى پادشاهانى [؟] که به رم نیامده‏اند، هلاک خواهند شد . این پادشاهان نیز خواهند خواست‏با مسیحا جنگ کنند و [فرزندان] اسماعیل در محاصره کردن اورشلیم به آنان خواهند پیوست . اما «او که بر آسمان نشسته است، مى‏خندد .» بسیارى در پرستش خدا با یهودیان همراه خواهند شد و بدینگونه، خلقت تازه‏اى خواهند یافت; زیرا خدا ارواح تازه‏اى براى بازماندگان ایجاد خواهد کرد و آنان را براى ورود به هزاره هفتم آماده خواهد ساخت .» (10)

کیفیت ظهور مصلح یهود

همان طور که گذشت، یکى از اعتقادات یهود، ظهور مصلح در آخرالزمان است . اوست که اخلاق فاسد مردم را تطهیر کرده و اصلاح مى‏نماید . یهود منتظرند که قائمى از اولاد داوود پیغمبر علیه السلام ظهور کند; به طورى که اگر لبهایش به دعا حرکت کند، تمام امتها نابود شوند و این موعود منتظر، به گمان یهود، همان مسیح است که وعده او به یهود داده شده است . (11)
همچنین، در باب کیفیت ظهور مصلح یهود، در تعالیم این دین، از قول یکى از پیامبرانشان به نام اشعیا چنین آمده است:
«بزودى کسى از اصل و نسب ابى داوود خروج، و روح رب بر او حلول مى‏کند و روح حکمت و فهم و قدرت و معرفت‏خوف رب بر او حاکم مى‏باشد . او به نفع بیچارگان، حکم به عدل مى‏کند و بر آنان انصاف مى‏نماید و منافق را نابود مى‏کند و امنیت و آرامش برقرار خواهد کرد; به طورى که همه براحتى و در کنار هم زندگى مى‏کنند .» (12)

فراوانى نعمت، بعد از ظهور مصلح یهود

یهود معتقد است که بعد از ظهور مصلح، نعمتهاى گسترده، همه جاى زمین را مى‏گیرد و حیات و زندگى مردم، قرنها طول مى‏کشد; به طورى که قد یک مرد به مقدار دویست ذراع مى‏شود .
نیز معتقدند زمین اسرائیل بزودى نان و قماش مى‏رویاند و بوته گندم، مانند درخت‏خرما در لبنان بلند مى‏شود و بزودى هوا را مى‏وزاند تا آن را آرد خوب و نرم قرار دهد .
و نیز زمین اسرائیل «فطیر» مى‏دهد و هر دانه‏اى هزار دانه بار مى‏آورد و شراب، فراوان مى‏شود و بوته انگور، حاصل زیاد مى‏آورد و ساختمان اورشلیم به اندازه سه میل ارتفاع پیدا مى‏کند و دربهاى آن از لؤلؤ و سنگهاى اصیل است که هر ضلع آنها سى ذراع مى‏باشد .
فقر از بین مى‏رود و مردم تندرست مى‏شوند و به فضیلت گرایش پیدا مى‏کنند و عدالت و صداقت و صلح، حاکم مى‏گردد و این زمان است که یهود بر تمام دنیا مسلط مى‏شود و همه امتها براى آن مسیح، تسلیم مى‏شوند و هر فرد یهودى، 2800 نوکر دارد که او را خدمت کنند! (13)

نگاهى به تورات

در ارتباط با جهان آینده، به برخى از آیات تورات استناد شده است . از مجموع این عبارات، این نکته استفاده مى‏شود که از نظر یهود، جنگها و سختیهاى فراوانى فرا روى بشر است . عده‏اى رستگار و عده بیشترى بدبخت و نابود مى‏گردند . اگر چه مشکلات و دشواریهاى فراوانى براى قوم یهود و پیروان حقیقى این آیین وجود دارد، اما در نهایت، رستگارى و نجات در انحصار یهودیان خواهد بود .
در تورات مى‏خوانیم:
«و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمى که براى پسران تو ایستاده است، خواهد برخاست و چنان زمان تنگى خواهد شد که از حینى که امتى به وجود آمده است تا امروز، نبوده و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت‏شود، رستگار خواهد شد و بسیارى از آنانى که در خاک زمین خوابیده‏اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت‏حیات جاودانى و آنان به جهت‏خجالت و حقارت جاودانى .» (14)
و در جاى دیگر از تورات، مى‏خوانیم:
«اى امتى که حیا ندارید! فراهم آیید و جمع شوید، قبل از آن که حکم نتاج بیاورید و آن روز مثل کاه بگذرد، قبل از آن که حدت خشم خداوند بر شما وارد آید، قبل از آن که روز خشم خداوند بر شما برسد . اى جمیع حلیمان زمین که احکام او را به جا مى‏آورید! عدالت را بطلبید و تواضع را بجویید، شاید که در روز خشم خداوند مستور شوید; زیرا که غزه متروک مى‏شود و اشقلون ویران مى‏گردد و اهل اشدود را در وقت ظهر اخراج مى‏نمایند و عقرون از ریشه کنده مى‏شود . واى بر امت کریتیان که بر ساحل دریا ساکنند . اى کنعان، اى زمین فلسطینیان! کلام خداوند به ضد شماست و من تو را چنان هلاک مى‏کنم که کسى در تو ساکن نخواهد بود ... و ساحل دریا براى بقیه خاندان یهودا خواهد بود تا در آن بچرند .» (15)
در دنیاى آینده و در زمان موعود منتظر، نعمتهاى فراوانى روى زمین به وجود خواهد آمد; چیزى که قبلا سابقه نداشته است . البته همان طور که قبلا بیان گردید، از نظر یهود، این نعمتها فقط براى پیروان یهود خواهد بود .
«و بار دیگر آفتاب در روز، نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگى براى تو نخواهد تابید; زیرا که یهوه نور جاودانى تو و خدایت زیبایى تو خواهد بود .» (16)
«و واقع خواهد شد که هر ذى‏حیات جنبنده‏اى در هر جایى که آن نهر داخل شود، زنده خواهد گشت (شفا خواهد یافت)» . (17)
در آن زمان، درختان وادار مى‏شوند تا هر ماه میوه آورند و انسان از آن میوه‏ها مى‏خورد و شفا مى‏یابد:
«و بر کنار نهر به این طرف و آن طرف، هر قسم درخت‏خوراکى خواهد رویید که برگهاى آن پژمرده نشود و میوه‏هاى آنها لاینقطع خواهد بود و هر ماه میوه تازه خواهد آورد; زیرا که آبش از مقدس جارى مى‏شود و میوه آنها براى خوراک و برگهاى آنها به جهت علاج خواهد بود .» (18)
همچنین در آن زمان، صلح جاویدان در سراسر طبیعت‏حکمفرما خواهد شد:
«گرگ با بره سکونت‏خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و گاو پروار با هم (خواهند زیست) و طفل کوچک آنها را خواهد راند و گاو بر خرس خواهد چرید و بچه‏هاى آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو، کاه خواهد خورد و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازى خواهد کرد و کودک از شیر باز داشته شده، دست‏خود را بر لانه افعى خواهد گذاشت .» (19)
از نظر تورات، دورانى از صلح پایدار و بى زوال و شادمانى و خرسندى پدید خواهد آمد . در جهان کنونى، انسان بنایى را مى‏سازد و دیگرى آن را فرسوده مى‏کند . کسى نهالى را مى‏نشاند و دیگرى میوه آن را مى‏خورد، اما در مورد جهان آینده، چنین مى‏خوانیم:
«آنها بنا نخواهند کرد تا دیگرى در آن ساکن شود و (درخت) غرس نخواهد کرد تا دیگرى (میوه آن را) بخورد ... زحمت‏بیهوده نخواهند کشید و اولاد به جهت وحشت و اضطراب به دنیا نخواهند آورد .» (20)

پی نوشت ها:

1) محمدمهدى کریمى‏نیا :مدرس دانشگاه، کارشناس ارشد حقوق بین الملل، محقق و نویسنده .
2) ر . ک .: على دوانى، مهدى موعود (ترجمه جلد 13 بحار الانوار)، ص 178 .
3) ر . ک .: حبیب‏الله طاهرى، سیماى آفتاب، مشهور، قم، 1378، صص 126 - 125 .
4) جولیوس کرینستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقى، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، 1377، ص 13 .
5) البرهان، ج 1، ص 28 و قصة الدیانات، ص 376 . به نقل از باقر شریف قرشى، زندگانى خاتم الاوصیاء امام مهدى (عج)، ترجمه ابوالفضل اسلامى، فقاهت، قم، 1376، صص 242 - 241 .
6) اسرائیل و تلمود، ص 60 . به نقل از: باقر شریف قرشى، پیشین، ص 243 .
7) جولیوس کرینستون، پیشین، ص 164 .
8) همان، صص 165 - 164 .
9) توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، 1377، صص 38 - 37 و نیز در مورد پسر انسان مراجعه کنید به: محمد طى، المهدى المنتظر بین الدین و الفکر البشرى، الغدیر، بیروت، 1999 م . ، ص 61 .
10) جولیوس کرینستون، پیشین، صص 113 - 112; مزامیر، 2: 4 .
11) باقر شریف قرشى، زندگانى خاتم الاوصیاء امام مهدى (عج)، ص 133 .
12) همان، ص 122 .
13) همان، ص 244; البرهان، ج 1، صص 3 و 129; التلمود; تاریخه و تعالیمه، صص 61 - 60; قصة الدیانات، ص 376; مسیح فى القرآن و التوراة و الانجیل، ص 526 .
14) تورات، کتاب دانیال نبى، باب 12/3 - 1 .
15) همان، کتاب صنفیاى نبى، باب 2/7 - 1 .
16) همان، کتاب اشعیاى نبى، باب 60/19 .
17) همان، کتاب حزقیال، باب 47/9 .
18) همان، کتاب حزقیال نبى، باب 47/12 - 11 .
19) همان، کتاب اشعیاء نبى، باب 11/6، 7 و 8 .
20) همان، اشعیاء نبى، باب 22/23 - 22; راب، دکتر، ا، کهن، گنجینه‏اى از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانى، زیبا، تهران، 1350، صص 370 - 358 .


امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 08:22 1387/10/23
52

دعا برای ظهور ماشیح (منجی جهان) در نمازهای سه گانه یهود جای دارد.
مهندس آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی، در گفتگو با خبرگزاری آینده روشن، چگونگی و ویژگیهای موعود باوری یهود را تبیین کرد.

آباییآرش آبایی، متولد 1350، فوق لیسانس مهندسی عمران از دانشگاه‌های خواجه نصیر و امیر كبیر، حدود 20 سال است كه فعالیت مذهبی دارد، وی هم اکنون پیشنماز كنیسه و قاری تورات و سخنران دینی در مناسبتهای مذهبی کلیمیان است. آبایی همچنین معلم تعلیمات دینی یهود در دبیرستانهای كلیمی. و تدوینگر نهایی سری جدید كتابهای تعلیم دینی یهود در دبیرستان، نیز بوده است و عضو گروه بازنگری و آماده‌سازی فرهنگ فارسی به عبری سلیمان حییم می‌باشد. وی حدود 7 سال مسوول امور فرهنگی انجمن كلیمیان تهران و سر دبیر نشریه افق بینا ( ارگان انجمن كلیمیان تهران) بوده است. آبایی اگرچه اکنون مسوولیتی در انجمن كلیمیان ندارد اما همچنان از فعالان مذهبی و اجتماعی کلیمیان ایران است و در اكثر همایشهای گفتگوی ادیان، ارائه کننده مقاله و سخنرانی و یا عضو شركت كننده است. وی در همایشهایی هم در خارج از كشور مثل كشورهای سوئد، روسیه و آلمان به عنوان نماینده ایران شركت داشته است. همچنین از درون جامعه كلیمی با برخی نشریات نیز به صورت ارائه مقاله و یا مصاحبه و نیز در ویراستاری برخی كتابها كه در زمینه یهود است، همکاری داشته است. آنچه می خوانید بخش اول گفتگویی است که خبرگزاری آینده روشن با این دین پژوه کلیمی انجام داده است.

آینده روشن: به نظر میرسد میان موعود باوری در یهود و ایده برگزیدگی قوم بنی اسرائیل پیوندی خاص وجود دارد. دیدگاه شما در خصوص آموزه برگزیدگی این قوم و ارتباط آن با موعود باوری در یهود چیست؟

وقتی از یهود سوال می شود باید روشن كنیم كه از كدام یهود سوال میكنیم؟ از یهود كلاسیك توراتی و تلمودی (سابقه تورات 3300 سال است و سابقه تلمود نهایی 1500 سال پیش است كه در آن زمان یهود در مقابل جهان كفر بوده است) یا یهود امروزی یعنی یهود پانصد سال یا هزار سال پیش تا كنون؟ هر سوالی كه می شود باید این مساله روشن شود كه از كدام یك از این دو مرحله سوال می شود. در مورد برگزیدگی هم همانند دیگر سوالات همین قضیه وجود دارد. طبق متن صریح تورات و كتب انبیای یهود و تلمود، قوم یهود برگزیده است زیرا كه در آن زمان تنها قوم خدا پرست و یا حداقل تنها قوم دارای شریعت مدون خدایی بوده است. ( با توجه به این نكته كه دین زرتشت برای یهود كلاسیك شناخته شده نیست و حتی اگر بگوییم زرتشت از نظر تاریخی مقدم بوده است، ذكری از آنها به میان نیامده است یا به زعم یهود آن زمان موحد شمرده نشده اند.) بنابر این در آن وقت یهود بوده و جهانی از كفر لذا اعتقاد به برگزیدگی كاملا منطقی بوده است. اما مسلم است كه بعد از پدید آمدن اسلام و مسیحیت، (هرچند كه یهود شاید موضع دیگری نسبت به آنها داشت) چون اینها موحد بودند، این برگزیدگی كم رنگ شد و آن شكل خود را از دست داد ولی معنای دیگری از برگزیدگی كه در خود تورات به صراحت ذكر شده و امروز هم كسانی كه همچنان ادعای برگزیدگی یهود را دارند می توانند به آن استناد كنند ، این است: خداوند در تورات (خطاب به بنی اسرائیل) می گوید : شما «مملخت كهنیم » هستید . مملخت كهنیم یعنی مملكت كاهنان. در یهود یك تیره ای داریم مانند سادات در اسلام كه اینها سبط لاوی هستند و گروهی از آنها كه از نسل حضرت هارون هستند ، كاهن یا كهن خوانده می شوند و در زمان آبادی بیت المقدس این گروه تنها عهده داران مراسم رسمی عبادت و تقدیم قربانی بودند، یعنی واسطه ای بودند میان بنی اسراییل و خدا. كاهنها گروهی هستند ( البته در زمان كنونی كاهنها هستند اما وظایفشان دیگر مانند آن زمان وجود ندارد) كه یهودی هستند اما یهودیانی برگزیده از میان بهودیهای دیگر كه به خاطر اصل و نسبشان انتخاب شدند كه مراسم عبادی و قربانی ها را انجام بدهند. به طور مثال صحن بیت المقدس از نظر قداست درجه بندی شده بود مكانی وجود داشت كه همه می توانستند به آن وارد شوند و در یك مكانی زنها نمی توانستند وارد شوند و در مكانی دیگر فقط سبط لاوی می توانستند وارد شوند و یك قدس الاقداسی داشتند كه همان نقطه مركزی بیت المقدس بود و فقط كاهن اعظم یهود سالی یكبار می توانست در آنجا ساعاتی را وارد شود و مراسم را اجرا كند. وقتی در تورات می گوید شما مملكت كاهنان هستید ، این موضع را نسبت به جهان اعلام می كند یعنی میگوید نسبت شما به جهان همانند نسبت كاهن است به سایر یهودیان. پس برگزیدگی شما نسبت به جهانیان به این صورت است كه قرار بوده شما مراسم عبادی را به نیابت از سایر اقوام جهان انجام بدهید یعنی شما نسلی از انسانها هستید كه به دلیل سابقه یا هر چیز دیگری برای انجام مراسم عبادی برگزیده شده اید. در مناسک یهود نیز سمبلی از این جریان وجود دارد در یكی از اعیاد یهود كه جشن سكوت یا عید سایبان ها نام دارد و هشت روز است، در روز آخر هفتاد گاو یا گوسفند به نشانه هفتاد قوم جهان قربانی میشود نه فقط برای یهودیها ، بلکه یهودیها قربانی می بردند برای كل مردم جهان، جهانیانی كه شاید اصلا اطلاعی نداشتند كه یهودیان چه كسانی هستند و یا چه می كنند. این تعبیر دیگری است از برگزیدگی قوم یهود هر چند كه نظر نهایی نیست و چه بسا كسانی سر سختانه به همان معانی اولیه برگزیدگی معتقد باشند و گروهی دیگر این مساله را تمام شده و متعلق به زمان گذشته بدانند.

آینده روشن: برخی بر این باورند که یهودیان چون از طرفی خود را برگزیده می دانستند و از طرفی در طول تاریخ وعده های الهی در مورد این قوم برگزیده تحقق نیافت، کم کم بر اندیشه موعود و ماشیح متمرکز شدند. آیا تبیین اینچنینی از موعود باوری یهود به نظر شما صحیح است؟

این مساله هم به تفاسیر مختلف برمی گردد. آن چیزی كه در متن مقدس صراحتی در مورد آن نباشد، تفسیر بردار است و تفسیر هم بر اساس عقاید و احساسات انسانها انجام می شود. عده ای بر این باورند كه لفظ ماشیح و اشاره به او از ابتدای آفرینش جهان بوده است. هر چند در خود تورات كلمه ماشیح ذكر نشده ولی به استناد آیات اولیه تورات، در هفت روز آفرینش جهان، در یكی از این روزها و مراحل آفرینش گفته شده است كه روح خداوند بر سطح آبها پرواز می كرد واین روح خداوند را اولین اشاره دانسته اند بر روح ماشیح و منجی كه از ابتدا قرار بوده است بیاید . استناد دیگر به تورات سخنی است از حضرت یعقوب كه در هنگام فوت فرزندان را جمع می كند و می گوید تركه تادیب از یهودا (یعنی نسل یهودا یا همان یهودیان) دور نخواهد شد تا اینكه منجی از او ظهور كند و ملتها از او اطاعت كنند . یعنی حضرت یعقوب در شرایطی كه هنوز توراتی نیامده است و بدان صورت قوم یهودی تشكیل نشده پیشبینی میكند كه كسی می آید كه همه از او اطاعت می كنند. می بینیم كه ریشه ها را می شود در اینجا پیدا كرد . حضرت یوسف همیشه بشارت می داده است ( اسارت بنی اسراییل در مصر شاید در پایان دوران یوسف بوده و یا اینكه ایشان پیش بینی می كرده) و می گوید كسی خواهد آمد كه نشان می دهد خداوند شما را مورد تفقد قرار می دهد . یعنی همانطور كه شما اشاره كردید ، همیشه به دنبال این بوده اند كه بگویند رنج با ظهور منجی پایان می یابد و تمام می شود.

اما به طور صریحتر كلمه مسیح یا ماشیح (لفظ مسیح، همان معرب لفظ ماشیح عبری است) را در كتب انبیای یهود اشعیا، ارمیا، میخا و زكریا می بینیم كه در آنجا اشاره به موعود كرده اند كه می آید و صلح را برقرار می كند. این آیات معروف است كه گرگ با بره خواهد خوابید و نیزه ها و شمشیرها به قیچی باغبانی و گاو آهن تبدیل می شوند و اینها به صراحت در كتاب مقدس یعنی كتب انبیای یهود و بعد از تورات آمده است. در برخی قسمتهای این کتابها هم نسبت فردی به او داده اند و مثلا كوروش را در كتاب اشعیای نبی، مسیح خداوند ذكر می كند . چون كورش كسی بود كه اولین تبعید بنی اسراییل را پایان داد و بعد از اینكه آنها به ایران باستان پناهنده شدند، كورش، آشوریها را شكست داده و سرزمین اسرائیل را تسخیر كرده و به یهودیها اجازه می دهد برگزدند و برای دومین بار معبد بیت المقدس را بنا كنند . و همین كار او باعث شده كه او در یهود یك نجات دهنده تلقی شود و به او لقب مسیح یا ماشیح داده شده است. بنابر این ایده ها از ابتدا وجود داشته است و در جاهایی هم به صراحت گفته شده ولی بعد از تبعید نهایی یهود است که در تلمود به صورت مفصل در مورد ماشیح صحبت شده است. شرایط ظهور او، اینكه او كه هست و چه خواهد كرد ، همه اینها در تلمود كه 1500 سال پیش تدوین شده آمده است. بعد از تلمود بر حسب نوساناتی كه در تاریخ یهود بوده است گرایش به این باور گاهی زیادتر و گاهی كمتر شده است و تقریبا می شود گفت با رفاه و امنیت یهودیان نسبت عكس داشته است. هر جا رفاه و امنیت كم شده است آنها بیشتر به دنبال منجی بوده اند و هر جا رفاهشان بیشتر شده است این مساله كم رنگ شده است. به طور مشخص در حدود سال 132 میلادی یكی از یهودیان شجاع به نام بركوخبا كه یك سردار نظامی بوده است، گروهی را جمع می كند و برابر رومی ها شورش می كند ( رومی هایی كه اسرائیل را تسخیر كرده بودند و یهودیان را از آنجا تبعید كرده بودند). این فرد با ایده بازگشت به دوران كتاب مقدس و شكست دادن دشمنان خدا قیام می كند و برابر رومی ها شورش می كند و اتفاقا یكی از بزرگترین عالمان تلمودی به نام ربی عقیوا تمام شاگردانش را به عنوان سپاهیان او می فرستد و باور داشته است كه او همان مسیح موعود است. البته بركوخبا شكست می خورد و اكثر شاگردان و طلاب مذهبی مكتب او كشته می شوند. این جریان یك مثال است و در تاریخ یهود بارها تكرار شده است.

آینده روشن: هم اکنون در میان کلیمیان چه اعتقاداتی در مورد برگزیدگی و موعود باوری وجود دارد؟

وضعیت فعلی را باید بر حسب میزان پایبندی گروههای یهودی به باورهای یهودی دسته بندی كنیم. در جوامع سنتی (یا اكثرا سفارادی ) همه چیز سنتی است و عقاید دسته بندی نمی شود. در اینچنین جوامعی مثل جامعه ایرانی اگر سوال كنید كه شما چه جور یهودی هستید؟ جواب این است كه ما یهودی هستیم و همه خودشان را از نظر گروهبندی یكی می دانند. اما در جوامع غربی كه گرایش خاصی به دسته بندی و قراردادن هر چیزی در جای خود هست، همین یهودیها وارد طبقه بندی می شوند. از یهودیان ارتودوكس و بسیار پایبند به احكام و قوانین دینی گرفته تا یهودیان میانه رو تر و محافظه كار و تا گروههای نو گرای امروزی یعنی یهودیان رفرمیست (یهودیانی كه حتی حاضر شدند ساختارهای كهنه عقاید یهود را بشكنند و چیز جدیدی از آن در آورند). به همین نسبت نگاهشان به ماشیح و موعود در یهود تفاوت دارد. اگر بخواهم تقسیم كنم باید بگویم سنتی ترین و معمولی ترین اعتقاد همین است كه موعود به صورتی معجزه وار ظهور خواهد كرد و یك دنیای كاملا تخیلی و یك اتوپیا را به بار خواهد آورد و مشخصا هدف اصلی او یهودیان خواهد بود که از این اسارت و پراكندگی جهانی به زعم خود رها می شوند و به بیت المقدس بر خواهند گشت و در آنجا حكومتی تشكیل خواهند داد و آداب و رسوم اولیه عبادت كه در تلمود ذكر شده دوباره احیا خواهد شد. در مرحله بعد و در درجه دوم تمام جهانیان خداوند را خواهند شناخت و اختلاف عقیده در مورد خدا در میان آنها از بین می رود. البته عده ای عقیده دارند جهانیان به یهودیت گرایش پیدا می كنند حال از این گرایش یا تغییر دین، یا احترام گذاشتن و علاقمندی به آن و یا حداقل عدم مخالفت با آن تعبیر می شود.

اكثر عقاید سنتی بر این است كه وقتی ماشیح بیاید ما دنیای بهشتی خواهیم داشت، تابلویی تخیلی و بسیار زیبا و در افراطی ترین نگاه. در آن زمان توبه هم معنایی نخواهد داشت چون گناهی نیست كه توبه ای باشد و حتی مردم نیازی به كار هم نخواهند داشت چون كار مجازاتی است كه خدا برای آدم اول قرار داده و با آمدن ماشیح انسان به همان باغ عدن اولیه بر می گردد. این سنتی ترین اعتقاد است به طوری كه در نمازهای سه گانه یهود هم بندی به طور مشخص به دعا برای ظهور ماشیح اختصاص پیدا كرده است. در سایر گروهها ی یهودی شاهدیم كه هر قدر گروههای یهودی از این سنتهای تلمودی دور شده اند وبه عقل گرایی روی آورند، این اعتقادات نیز تغییر کرده است. مثلا "هارمبام" یا "موسی بن میمون" كه از فلاسفه بزرگ یهودی است و فردی عقل گرا بوده است و اتفاقا همین فرد بوده است كه اعتقاد به ماشیح را وارد سیزده اصل ایمان یهود كرده است(اصل دوازدهم از اصول سیزده گانه یهود اعتقاد به ظهور ماشیح است) او اعتقاد دارد وقتی ماشیح بیاید دنیا روال عادی خو د را دارد و از یك نگاه معجزه وار به یك باور روز مره می رسد. ماشیح فردی است كاملا عادی از نظر جسمانی و شخصیتی( نه از لحاظ علمی و معنوی كه او را بسیار والا می دانند) او ظهور خواهد كرد و مصلح دنیا خواهد بود و جهان به آرمانهایش نزدیكتر می شود و این فرد مثل تمام انسانهای دیگر می میرد و فرزندان او جانشینش می شوند و هیچ اتفاق معجزه واری نمی افتد. می بینیم كه این نگاه بسیار عقل گرا ست. گروهای دیگری نیز هستند مثل عارفان یهود كه اعتقادشان بیشتر به این سمت معطوف می شود كه ما باید سعی كنیم خودمان، ماشیح شویم . یعنی ما باید از نظر شخصیتی خود را به ماشیح نزدیك كنیم و این سعی ماست که ماشیح را خواهد آورد دیدگاه یهود در مورد شخص منجی و ویژگیهای او چیست؟ اعتقاد كلی یهود بر این است كه ماشیح فردی است كه در هر دوره ای وجود دارد و قابلیت مسیح شدن را دارد و اگر شرایط كه عموما از آن به توبه جامعه یهودی تعبیر می شود، محقق شود او اعلام موجودیت میكند و خداوند ماشیح بودن را به او اعلام می كند و اگر شرایط آماده نباشد كس دیگری كه او هم در زمان خود لایقترین فرد است مستعد این مساله است و بالطبع نظرها بیشتر به سوی مراجع مذهبی یا عالمترین فرد است. این معمول بوده كه وقتی یكی از عالمان یهود فوت می كرده است چه بسا مردم با تاسف می گفتند كه اگر شرایط مهیا میشد، او ماشیح می بود و این قضیه تا آنجا پیش رفت كه گروهی فكری از یهود به نام حسیدیم ها كه به تعبیر خودشان پارسایان و زهاد یهود هستند و به اجرای احكام توجه بیشتری دارند، در این دوران اخیر رسما اعلام كردند كه رهبر دینی شان همان ماشیح است. آن رهبر اعلام كرده بود كه دوران تبعید دارد تمام می شود و ما وارد دوران مسیحایی می شویم و این تعبیر شد كه پس خود او مسیح است و علی رغم این كه او چند سال پیش فوت كرد هم چنان پیروانش عقیده دارند كه این مرگ ظاهری است و روزی او دوباره قیام می كند و بنی اسرائیل را نجات می دهد. برخی دیگر نیز مثل یهودیت مدرن و رفرم ها و برخی از صهیمونیست ها، ساختار را شكسته و اصلا عقیده شخص ماشیح را كنار گذاشتند و بر این باورند که نیازی به انتظار او نیست. جایگزین این باور در اعتقاد آنها دوران مسیحایی است یعنی ما به جای منتظر بودن شخص مسیح منتظر دوران هستیم و این دورا ن هم از طریق اعمال خودمان به دست می آید یعنی وقتی گروهی تلاش كنند و فضای بهتری را درست كنند ما به آن هدف كه دوران مسیحایی است نه شخص مسیح نزدیك می شویم. حتی یهودیت سكولار یعنی یهودیت كاملا غیر مذهبی هم مثل كارل ماركس كه اصلا كمونیست شدند و احكام و شرایع یهود را به طور كامل كنار گذاشتند، این ها هم حتی معتقد بودند كه می شود رسوم و سنتهای دینی را به طور كامل از یهود گرفت اما اعتقاد و امید به مسیح و ماشیح و منجی هم چنان در یهود باقی خواهد ماند. یعنی حتی آنها هم به مسیح اعتقاد داشتند ولی راههای رسیدن فرق دارد. یهودیان سنتی معتقد به لزوم پایبندی اجرای دقیق تر احكام و اخلاقیات یهود هستند برای ظهور ماشیح. اما یهودیان سكولار و مدرن از تلاش مذهبی بیرون می آیند و به سوی تلاش اجتماعی می روند. با این تفاوت که این تلاش اجتماعی را یهودیان رفرم به صورت نیكوكاری و كارهای خیریه و نظم بخشیدن به جامعه و جهان می دانند و یهودیان سیاسی یا صهیونیستهای سیاسی آن را به جو سیاسی می برند یعنی می گویند ما با اقدامات خود برای تصرف سرزمینی موعود و پابرجا كردن دولت سیاسی به همان دوران طلایی خواهیم رسید. اینها تقریبا طیفی از عقاید و باورهای یهودیان بود در مورد منجی.

اندیشه موعود باوری به لحاظ حساسیت موضوع همواره درگیر آسیبهایی بوده است. همچنان که شما هم اشاره فرمودید در تاریخ یهود و به طور خاص با تلقی سنتی از این آموزه ، این آسیبها وجود داشته است. در این باره بیشتر توضیح دهید.

بزرگترین موردی كه البته نمی توان آن را به عنوان آسیب یاد كرد ولی نكته ای است كه یهود را در برابر اندیشه ماشیح محافظه كارتر كرد، ظهور حضرت عیسی بود. این قضیه نقطه اختلاف میان یهودیت و مسیحیت است. یعنی وعده هایی كه در كتابهای پیامبران بنی اسرائیل در مورد ظهور منجی آمده بود باعث شد به هنگام ظهور عیسی مسیح، خیلی ها به این باور رسیدند كه این همان منجی موعود یهود است و از همین جا نقطه اختلاف یهودیت و مسیحیت آغاز شد و اتفاقا همین افتراق و اینكه یهودیان آن انتظاراتی كه از مسیح موعود داشتند را در مسیحیت ندیدند، باعث شد كه یهودیان بیشتر مراقب اوضاع باشند. قبلا گفتیم كه در قضیه بركوخبا در سال 130 میلادی، یهودیان فریب خوردند و از احساسات آنها سوءاستفاده شد و بعد از این هم برخی مدعیان دروغین مسیح بودن وجود داشته اند كه با باور مردم مواجه شدند ولی معمولا آنقدر ها فراگیر نبوده است. یعنی بعد از آن اتفاقات اولیه حضرت عیسی و بركوخبا اگر هم كسی این ادعا را كرده است، آنقدرها موفق نبوده است. ولی بر اساس اطلاعی كه من دارم امروزه برخی گروههای افراطی یهودی كه معتقد به دوران بهشتی زمان ماشیح هستند، یعنی می گویند در آن دوران انسان به دوران قبل از حضرت آدم برمی گردد و نیازی به كار ندارد و بهشتی می شود، سوء استفاده هایی كرده اند. بخش عظیمی از طلاب یشیواهای یهودی چه در اسرائیل و چه در اروپا و آمریكا معتقد هستند كه ماشیح تا چند روز دیگر ظهور می كند و ما اصلا نه نیاز به ساخت و ساز داریم و نه اصلا به كار نیازی هست. این افكار گروهی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده و اینگونه فكر می كنند و هر واقعه ای را به نشانه نزدیكی دوران ظهور نسبت می دهند. من یادم هست كه در دوران جنگ خلیج فارس می گفتند این همان نشانه هایی است كه در تورات ذكر شده است. این گونه سوء استفاده ها جزء آسیبهای این باور است.

ویژگیهای اندیشه موعود در دین یهود و تفاوت آن با سایر ادیان چیست؟ این مسلم است كه اصل اندیشه منجی و موعود باوری در اكثر ادیان وجود دارد. اما تفاوت عمده ای در یهود نسبت به سایر ادیان وجود دارد. آن تفاوت این است كه تقریبا هیچ دینی وابستگی تاریخی و مكانی به نقطه خاصی ندارد . ادیان دیگر مثل اسلام ، مسیحیت و زرتشت و.....آزادانه در فضای زمانی و مكانی جهان پیش می روند ولی دین یهود یك خصوصیتی دارد كه تقریبا در هیچ دین دیگری نیست و آن وابستگی زمانی و مكانی است. این دین از لحاظ مكانی به شدت به سرزمین اسرائیل و بیت المقدس وابسته است و از لحاظ زمانی هم به همان دوران حضور در اسرائیل و حكومت در آن وابسته است. در سایر ادیان اینگونه نیست كه آنها چیزی را از دست داده باشند كه نیاز به بازگشت به آن داشته باشند، شما به عنوان یك فرد مسلمان در هر نقطه ای از جهان كه باشید پیش می روید ولی یهود خودش را در تبعید می داند. تبعیدی دو هزارساله كه در این دو هزارسال هر روز سه بار دعا می كند كه به آن دوران طلایی برگردد. این مساله نقطه اصلی اعتقادات یهود است . یهود اگر همه شرعیات را هم كنار بگذارد این باور را نمی تواند كنار بگذارد. ریشه امید به آمدن یک منجی كه آن دوران را بازسازی كند، با اصل یهودیت عجین شده است و یهودی كه به این اصل معتقد نباشد یهودی نیست. از این روست كه ایمان به ماشیح یا حداقل در نظر داشتن ماشیح یك عنصر یهودیست.

مطابق آموزه‌های یهود ماشیح به هنگام ظهور چه برخوردی با پیروان سایر ادیان خواهد داشت؟ دوران ظهور ماشیح با آزادی های مذهبی همراه است یا یا مبارزه وجنگ؟

 در این باره عقاید مختلف است چون همانطور كه قبلا گفتم در هر جایی كه متن دین صریح نباشد تفاوت در تفسیر هست . برخی بر اساس متنی كه در تلمود هم هست كه "خوشا به حال چشمی كه آن دوران را می بیند و بدا به حال آن كسی كه آن دوران را می بیند" معتقدند كه آن زمان هم آنقدر قضایا فجیع است که شاهد آن زنج می کشد و هم آنقدر بعدش خوب می شود كه برای كسی كه آن دوران را میبیند چنین تعبیری شده است. اینها معتقدند كه ظهور ماشیح با بروز جنگهای سخت جهانی همراه خواهد بود و سپس ماشیح خواهد آمد و خون و خونریزی را لازمه آمدن آن دوران می دانند. و برخی لازمه ظهور را ظلم فراگیر می دانند و حتی می گویند چون قرار است ظهور ماشیح از طریق توبه یهود صورت بگیرد ، اگر مردم یهود خودشان توبه نكنند، خداوند آنها را مجبور به توبه خواهد كرد و این امر با گماردن یك حاكم ستمگر بر آنها خواهد بود. این یك نوع از دیدگاههاست و در مقابل برخی این نوع باورها را خلاف عقل میدانند و می گویند اگر ما قرار است به یك نقطه روشنی برسیم چه لزومی دارد كه برای این رسیدن حتما فضا را تاریك كنیم. آنچه عقلانی است، این است كه ما ذره ذره و كم كم روشن و روشن تر شویم تا به آن نقطه نهایی نور برسیم. در مورد شخص ماشیح هم اشاره شد كه نظر افراطی بر این است كه شخص ماشیح یهودی است و برای قوم یهود می آید و هدف اولیه او بنی اسرائیل و قوم یهود و اورشلیم است و بقیه مردم هم وقتی این واقعیت را می بینند ایمان می آورند حال این ایمان از نوع ایمان یهودی است یا از نوع ایمان موحدانه است. ولی آنچه كه بیشتر مورد قبول است این است كه در آن روز همه مردم خداوند را یكسان می پرستند و حتی طبق كتاب مقدس، حتی در پرستش خدا اختلاف اسمی هم ندارند و همه خدا را با یك نام می پرستند.

با توضیحاتی که در مورد پیوند اندیشه منجی و سرزمین موعود فرمودید، بالطبع این سوال پیش می آید که حکومت فعلی اسرائیل و رویکرد صهیونیست ها چه ارتباطی با موعود گرایی در یهود دارد؟ در این خصوص توضیح بفرمایید.
یهود هر زمان كه حكومت داشته حكومت دینی بوده است. و در بسیاری موارد سیاست و دین در تاریخ یهود یكی بوده است. اما مشكل اصلی كه همواره در تاریخ یهود وجو د داشته است دو چیز بوده است: یكی عامل مكانی كه همان سرزمین اسرائیل است كه هم از نظر مساحتی كوچك بوده و هم در موقعیتی بوده است كه همواره زیر نفوذ حكومتها قرار می گرفته و در همان زمان یهود هم دوران استقلال حكومتیش خیلی كم بوده است و معمولا تحت الحمایه قدرتهای بزرگتر بوده است. عامل دوم هم كمی جمعیت یهود و اینكه این یهودیان هرگز جنگجو نبوده اند، بوده است. شاید تنها جنگهایی كه در تاریخ یهود صورت گرفته است در زمان حضرت داوود بوده است و هرگز ایده جهانگیری در یهود آنچنان كه در مسیحیت و اسلام وجود داشته دیده نمی شده است . دكترین یهودیت هیچگاه این نبوده است كه جهان یهودی شود . ممكن است بگوییم این مساله مورد علاقه آنها بوده است اما كوچكترین تلاشی در این باره نشده است. حتی در جایی ثبت نشده است كه ما مبلغ یهودی برای اقوام غیر یهودی داشته باشیم . افرادی بودند كه یهودی شده اند اما همه آنها بر حسب اتفاقات خاصی بوده است نه تبلیغ فرد یا افراد یهودی. اصلا تعلق یهود به این سرزمین خاص و انگیزه نداشتن برای رفتن به جایی دیگر، باعث شد كه این قوم و حكومت ضعیف نگه داشته شود. یهودیان صواب مذهبی خود را ماندن در سرزمین مقدس می دانستند و اصلا از نظر دینی رفتن به جای دیگر مطلوب نبود و همین عوامل باعث ضعف حكومت یهودی میشد. بنابر این؛ بررسی ارتباط دین و سیاست در یهود تقریبا غیر ممكن است چون از 2000 سال پیش تا حالا حكومتی نبوده است كه قابل بررسی باشد و بدتر از آن این است كه در سنت یهودی به دلیل اینکه حكومتها حكومت غیر یهودی بوده اند وحكومت یهودی وجود نداشته است، اصلا سیاسی كاری تحریم شده است، و كسی كه دنبال سیاست می رفته میگفتند حتما در اعتقاد دینی سست شده كه سراغ سیاست رفته است.. و در مواردی از تاریخ یهود اگر حتی بزرگی از عالمان یهودی به نحوی با حكومت مرتبط می شدند آنها را طرد می كردند. اما در دوران معاصر كه اسرائیل به وجود آمده است دو نكته جدا از هم دارد. یكی این كه یك آرزوی 2000 ساله بوده كه به تحقق پیوسته است و تقریبا میتوان گفت هیچ یهودی در دنیا پیدا نمی شود كه بگوید من با بودن در اسرائیل یا داشتن حكومت مخالفم. پس با كل قضیه كسی مخالف نیست اما اینكه چه كسانی آنجا را گرفته اند و به چه بهانه ای آن را گرفته اند به دیدگاههای مدرنیسم بر می گردد چون اصلا خیلی از یهودیها معتقد هستند كه ما یهودیان اینقدر ضعیف و گنهكاریم كه باید این بدبختی ها را بكشیم و خدا باید مارا نجات دهد . و اگر هم آنجا می رویم توفیقی است كه به ما داده شده ولی باید برگردیم. اما برخی این ساختار را شكستند و گفتند ما نه به ماشیح و نه به اعتقادات سنتی یهودی كاری نداریم ما به عنوان یك انسان ( انسان مدار شدند به جای خدامدار بودن كه حاصل مدرنیته است) تلاش میكنیم و این سرزمین را می گیریم . دولت فعلی اسرائیل دولت مذهبی نیست و حتی در خیلی موارد ضد مذهبی بوده است. البته در سالهای اخیر قدرت مذهبی در اسرائیل بیشتر شده است . البته جریانات مذهبی با حكومت به نحوی مخالفند مثلا تا جایی كه اطلاع داریم اسرائیل هنوز مثل كشورهای دیگر قانون اساسی ندارد چون میان كسانی كه می خواهند قانون بر اساس تورات نوشته شود و كسانی كه می خواهند مطابق سوئیس نوشته شود اختلاف وجود دارد. یا تا آنجایی كه به صورت غیر رسمی اطلاع داریم دو نوع دادگاه در اسرائیل وجود دارد دادگاههای مدنی و دادگاههای شرعی و هر دو هم به نحوی رسمیت دارند و حاخام ها مردم را از رفتن به دادگههای مدنی بر حذر میدارند و دولت هم مراجعه به دادگاهها ی مدنی را توصیه می كند .

شما در میان سخنانتان به دكترین یهودیت اشاره کردید. آیا می توان گفت دکترین یهودیت (به معنای عنصر اصلی یا راهبردی ترین عنصر) اعتقاد به منجی است؟ می توان گفت در یهودیت، دكترین بر بازگشت و احیاء هست و این باز گشت و احیاء در دوران ماشیح و با حضور او اتفاق می افتد . و كلی تر از این آنچنان كه دیدگاههای عرفانی یهود می گویند این كه دكترین یهود باز گشت به آن فضای قبل از دوره آدم هست وتمام اساس كار این است كه دنیایی كه آدم آن را با گناه خود به هم ریخت دوباره به جای اول برگردانیم و آنجوری شود كه خدا می خواسته است. به قول استاد ملكیان تفاوت علم یا مدرنیته با دین سنتی یا همان سنت این است كه در دین پیشرفت نیست و همیشه گذشته ای دارد كه انسان با برگشت به گذشته كامل تر می شود و هر چه پیش می رود انسان گناه كارتر می شود و تنها امید هست كه انسان را به جلو می برد و این امید همان امید به بازگشت به گذشته است. ولی در علم و مدرنیته قضیه بر عكس تبیین می شود. گذشته تاریك است و هرچه جلوتر می رویم انسان پیشرفت می كند و فربه تر می شود. بنابر این در شكل سنتی یهود، دكترین بر بازگشت به گذشته است و این بازگشت سر راهش از اسرائیل و بیت المقدس و اعمال اولیه یهود می گذرد و در نهایت همین ها انسان را به همان عدن اولیه بر می گرداند.

پدرخوانده اریا , mokh_tatil
پدرخوانده اریا - 22:35 1387/10/21
51
man ba asle mahdaviat,monji va hata inke shoma che masihi che mosalmoon va che yahoodi adyanetoon ro be khoda nesbat midin moshkel daram,amadeye bahs ham hastam ba har 3 gorooh,joz dine yahood ta hodoodi ba baghyeye adyan ashna hastam,ehterame ziadi ham be hameye adyan ghaelam ama ba in khorafat mokhalefam va be aghlam estenad mikonam na be kotob,tamame in adyan dar yek boorheye zamanie khas baese shokoofaye ghome khasi va dar majmoo noe bashar shodeand va be hamin dalil ghabele ehteramand,ba arze poozesh az doostane  mosalman,yahoodi,masihi
پدرخوانده اریا , mokh_tatil
پدرخوانده اریا - 22:27 1387/10/21
50
rok va sarih begam bedoone hich tozihi inha dastanhaye ke arbabha sakhtan baraye dadane omide vahi be mardom ta haghe khodeshoono nagiran va dar moghabele zolm saket beshinan
مهدی ایلچی مسیح  , ma_bahall
49
نقل قول از : امیر محمدی

نقل قول از : مهدی מהדי ایلچی مسیح

دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .

مهدی دوست عزیزم

لحن این بحث یک دفعه تغییر کرد و برای من حفط دوستی بسیار مهم تر از یک بحثی است که از همین الان مشخص است نتیجه اش چه خواهد بود

و لذا ترجیح میدهم در این مورد به بحث هایی که شما میفرمایید قبلا رخ داده که یک نمونه ان بحث بین برادر نیما زیبا سخن و برادر شاهپور برنابا بوده است ارجاع دهم زیرا تمام مباحث از طرفین در آن بحث گفته شد و نیاز به تکرار نمیبینم

 

اصل بحث در این آدرس موجود است

http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/1278/topicid/1228877

خلاصه منصفانه این بحث در وبلاگ برادر زیبا سخن موجود است

www.kelisa.blogfa.com

 

و دوستان خودشان تصمیم بگیرند که حقیقت در کدام طرف وجود دارد

خداوند به همه ما برکت و محبت و آرامش عطا فرماید16.gif


درود

 

اینکه برای شما حفظ دوستی مهم است خیلی خوبه . برای من هم حتما همینطوره .

 

در هر حال از پیچش شما خیلی خوشحال شدیم .

 

فیض عیسی مسیح خداوند با شما

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 19:10 1387/10/12
48
نقل قول از : مهدی מהדי ایلچی مسیح

دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .

مهدی دوست عزیزم

لحن این بحث یک دفعه تغییر کرد و برای من حفط دوستی بسیار مهم تر از یک بحثی است که از همین الان مشخص است نتیجه اش چه خواهد بود

و لذا ترجیح میدهم در این مورد به بحث هایی که شما میفرمایید قبلا رخ داده که یک نمونه ان بحث بین برادر نیما زیبا سخن و برادر شاهپور برنابا بوده است ارجاع دهم زیرا تمام مباحث از طرفین در آن بحث گفته شد و نیاز به تکرار نمیبینم

 

اصل بحث در این آدرس موجود است

http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/1278/topicid/1228877

خلاصه منصفانه این بحث در وبلاگ برادر زیبا سخن موجود است

www.kelisa.blogfa.com

 

و دوستان خودشان تصمیم بگیرند که حقیقت در کدام طرف وجود دارد

خداوند به همه ما برکت و محبت و آرامش عطا فرماید16.gif

مهدی ایلچی مسیح  , ma_bahall
47

درود

 

امیر عزیز گرچه من هیچوقت نگفتم بعد از اینهمه بحث ( اگر گفتم نشانم بدهید!!!!! ) ولی با اینحال در این مورد اینقدر در کلوب دات کام صحبت شده که دیگر نیازی به توضیح نیست .

 

بله عزیز من . بنده متوجه شدم که در دید یهودیان آن نبی و مسیح دو شخص جدا از هم هستند . اما من آیه ی مقابل آن را از مرقس برای شما آوردم . البته عجیب نیست شاید متوجه نشدید .

 

ایشان جواب دادند : که یحیی تعمید دهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیاء ( انجیل حضرت مرقس 8: 28 )

 

البته این فقط یک تفسیر بود . تفسیری دیگر را ما میتوانیم به این نحو ببینیم که یهودیان از کتاب آگاهی کامل نداشتند . انها یحیی را نپذیرفتند چون گمان میکردند که قبل از مسیح ایلیا ( خود شخص ایلیا ) می آید . اما مسیح میگوید این همان ایلیا بود . ببینید شما دوست دارید کلمات انجیل را تحت الفظی و تنها با اشاره به یک بند از عهد عتیق تفسیر کنید . مگر با این راه بتوانید از آن نبی پیامبر اسلام را بیرون بکشید .

 

دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .

 

بنده در مورد شریعت نوین بحث میکنم تازه نه از عهد جدید بلکه از عهد عتیق باز شما جواب که نمیدهید هنوز سعی در دور زدن بحث را دارید . بنده در مورد ایلیای نوین ، موسی نوین صحبت میکنم . بی خیال . متوجه شدم که انها را ندیدید .

 

فیض عیسی مسیح خداوند با شما

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 16:37 1387/10/11
46

مهدی جان

 شما میفرمائید بعد از آن همه بحث هنوز بر این پافشاری میکنید

آیا شما بعد از آن همه بحث (که من به خاطر نمی ارم با شما در این مورد صحبت کرده باشم)هنوز  میفرمائید که باید آن نبی و مسیح دو شخصیت  باشند .و یا حداقل تصور سوال کنندگان این بود چون ابتدا سوال میکنند ایا تو مسیح هستی وقتی پاسخ نفی میشنوند جواب میدهند اگر تو مسیح نیستی پس (ان نبی) هستی ؟

شاد زی و مهر افزون

مهدی ایلچی مسیح  , ma_bahall
45
نقل قول از : امیر محمدی

مهدی دوست عزیز

ابتدا کریسمس را به شما تبریک میگویم

من قبل از اینکه شما این فرمایشات را بفرمائید خود به ان معترف هستم و در نوشته جاتم به ان اشاره کردم بلکه بیش از این تحقیقی در این زمینه دارم که تمام ایات عهد عتیق که به مسیح بشارت داده شده را نیز گرد اوری و بررسی نمودم

اما شما هر چه اثبات کنید که مسیح از نسل اسحاق است مثل این میماند که شما اثبات کنید که مهدی مدرک دکتری گرفته ایا این اثبات میکند که سروش مدرک دکتری نگرفته

شما به خوبی میدانید که یهودیان زمان امدن مسیح از من و شما به عهد عتیق مسلط تر بودند و آنها معتقد بودند که به غیر از مسیح شخص دیگری باید مبعوث به رسالت شود و به غیر از مسیح به دنیال آن نبی نیز میگشتند من متن بشارت به آن نبی را در انجیل یوحنا برای شما و دوست عزیزم سروش یاد آوری میکنم

 

اشارات به {آن نبی}  در انجیل

 

 

الف)  در ابتدای نبوت حضرت عیسی در  روز عید بزرگى که حضرت عیسى‏علیه السلام مردم را موعظه مى‏کردند، پس از اتمام موعظه، در بین مردم اختلاف افتاد که او چه کسى است. بعضى او را همان پیامبرى دانستند که حضرت موسى‏علیه السلام و دیگران به آن بشارت داده بودند و بعضى دیگر او را مسیح موعودعلیه السلام دانستند:

«آنگاه بسیارى از آن گروه چون این کلام را شنیدند، گفتند: در حقیقت، این شخص همان نبى است و بعضى گفتند: او مسیح است و بعضى گفتند: مگر مسیح از جلیل مى‏آید؟... پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد.» [1]

 از این عبارت به خوبى هویداست که مومنان آن زمان مبنی بر بشارت های موجود در عهد عتیق و و تورات  در انتظار آمدن دو شخصیت بودند یک مسیح و یک پیامبر موعود بودند. به عبارت دیگر، آنها در انتظار دو نفر بودند به همین دلیل در بینشان اختلاف افتاد; زیرا بعضى گفتند این است و بعضى گفتند آن!

ب - «آن نبی‏» در تفحص یهود و شهادت حضرت یحیى‏علیه السلام:
وقتى حضرت یحیى‏علیه السلام به ارشاد و موعظه مردم پرداختند، درباره او به تحقیق و تفحص پرداختند. در انجیل یوحنا، در این باره چنین آمده است:

 «ایناست ‏شهادت یحیى در وقتى که یهودیان از اورشلیم، کاهنان و لاویان رافرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستى. معترف شد و انکار ننمود، بلکهاقرار کرد که من مسیح نیستم. آنگاه از او سؤال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاسهستى؟ گفت: نیستم، آیا تو «آن نبى‏» هستى؟ جواب داد که نى. آنگاه بدوگفتند: پس کیستى تا به آن کسانى که ما را فرستاده‏اند جواب بریم؟ دربارهخود چه مى‏گویى...؟ فرستادگان از فریسیان بودند. پس از او سؤال کرده،گفتند: اگر تو مسیح و الیاس و «آن نبى‏» نیستى پس براى چه تعمیدمى‏دهى...؟ یحیى در جواب ایشان گفت:... او آن است که بعد از من مى‏آید،اما پیش از من شده است. من لایق نیستم بند نعلینش را باز کنم.» (26)[2]

در بشارت بعدی خواهیم گفت كه انبیا بنی اسرائیل پیوسته از ظهور دو شخصیت سخن به میان آورده بودند یكی  «مسیح‏»‏ و دیگری  «پیامبرى نظیر موسى‏» خبر داده بودند. بنابراین، طبیعى بود که مردم گمان کنند حضرت یحیى‏علیه السلام همان «مسیح موعود» و یا پیامبر موعود باشد. بدین سبب، حاکمان اورشلیم برخود لازم و واجب مى‏دانستند که از این موضوع تحقیق کنند. آنها افرادى ساده لوح و زودباور نبودند; اگر کسى ادعاى نبوت مى‏کرد به خوبى، تحقیق مى‏کردند. تحقیق در مورد دعاوى کسانى که ادعاى نبوت مى‏کردند و یقین به صحت و سقم ادعاها از وظایف شوراى بزرگ سنهدرین بود. این شورا از 71 نفر عضو مشاور تشکیل مى‏شد.[3] از این‏رو، شوراى مزبور، که انجیل یوحنا آن را «یهود» مى‏نامد، هیئتى اعزام کرد تا درباره ادعای یحیى‏علیه السلام تحقیق کنند. هیئت اعزامى سه سؤال از حضرت یحیى‏علیه السلام پرسیدند:

آیا تو «مسیح موعود» هستى؟

آیا تو الیاس نبى هستى؟

آیا تو «آن نبى‏» - پیامبر موعود - هستى؟

حضرت یحیى‏علیه السلام در جواب سؤال اول، اقرار کرد که مسیح نیست. سؤال دوم درباره حضرت الیاس‏علیه السلام بود. یهودیان طبق کتاب دوم پادشاهان [4]معتقد بودند که حضرت الیاس‏علیه السلام پیامبرى است که بر گردباد سوار شده و به آسمان عروج کرده و شخصا به زمین رجعت‏خواهد کرد. چون حضرت یحیى‏علیه السلام مسیح بودن خود را منکر شد، به نظر هیئت اعزامى چنین رسید که وى باید حضرت الیاس نبى‏علیه السلام باشد که رجعت کرده است. بنابراین، از حضرت یحیى‏علیه السلام سؤال کردند که آیا تو الیاس نبى هستى؟ حضرت یحیى‏علیه السلام پاسخ دادند که من الیاس نیستم. سپس فرستادگان با خود گفتند که اگر او مسیح و الیاس نیست، آیا همان نبى‏اى است که حضرت موسى و انبیاى دیگرعلیه السلام به ظهور او بشارت داده‏اند؟ لذا، سؤال سوم را مطرح کردند. حضرت یحیى‏علیه السلام به این پرسش نیز پاسخ منفى دادند كه من آن نبی نیستم

از این نمونه اشارت ها را نیز میتوانیم در داستان غذا دادن به 5000 نفر نیز ببینیم :[5]

سوال اساسی از مسیحیان این است كه اگر مومنان زمان ظهور عیسی مسیح منتظر آن نبی بودند و به طور قطع نمیتواند آن نبی و مسیح یك نفر باشند چون هم در سوال یهودیان تفكیك شدند و وقتی یحیی  مسیح بودن را انكار كرد از وی پرسیدند حال كه مسیح نیستی پس آن نبی هست به علاوه وقتی منبع بشارت آن نبی در تثنیه 18 :18  میخوانیم میبینیم كه مشخصات آن نبی قابل تطبیق عیسی مسیح نیست

 براساس اسناد مکشوفه در سواحل بحرالمیت نیز مردم در انتظار پیامبر موعود (آن نبى) بودند و این غیر از «مسیح موعود» بود. این پیامبر موعود را در زبان عبرى گبر به معناى «انسان‏»[6] مى‏خواندند.

 



[1] . یوحنا، 7:40 - 43

[2] . یوحنا، 1:19 - 27

[3] . در اسرائیل سه دادگاه وجود داشت که مهمترین آن دادگاه سنهدرین کبیر بود. اعضاى آن هم وظیفه قضاوت را به عهده داشتند و هم وظیفه هئیت منصفه را، این دادگاه مسئولیت‏هاى سنگینى داشت. پیغمبر دروغین و کاهن اعظم را تنها در این دادگاه مى‏توانستند محاکم کنند. ر.ک. به: گنجینه‏اى از تلمود ص 302.

[4] . کتاب دوم پادشاهان، 2:11

[5] . یوحنا، 6:10 - 14

[6] . ویل دورانت، همان، ج 3، ص 709 / همچنینن ر. ک. به: جفرى بارندر، المعتقدات الدینیة لدى الشعوب، ترجمه د. امام عبدالفتاح، کویت، 1413 ، ص 129


درود

 

امیر عزیز جالب است که هنوز بر سر حرف خود پافشاری میکنید . ببینید درکتاب مقدس بارها بر سر اینکه آن نبی چه کسی است بحث شده است .

 

انجیل مرقس میگوید :

 

ایشان جواب دادند : که یحیی تعمید دهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیاء ( انجیل حضرت مرقس 8: 28 )

 

 من آن نبی را انکار نمیکنم . اما طبق پدران کلیسا عیسی موسی نوین است . عیسی الیاس نوین نیز هست . آن نبی میتواند خود پسر خدا باشد . حال میفرمائید چرا او شریعتی نداشته . بنده که خیر کتاب مقدس میگوید :

 

خداوند میگوید : اینک ایامی می آید که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه ای خواهم بست . نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم در روزی که ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصر بیرون آورم . زیرا که ایشان عهد مرا شکستند . با اینکه خداوند میگوید من شوهر ایشان بودم . اما خداوند میگوید : اینست عهدی که بعد از این ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست . شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود ( ارمیا 31 : 31-33 )

 

البته ما هم با کلیسای اولیه و همچنین با کلیسای یوحنای رسول فریاد بر می آوریم :

 

آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید

 

اما در مورد تثنیه 18:18 که معمولا اسنادتان به آن است . جالب است که چگونه این دوستان عزیز مسلم ما نبی ای مثل من از میان برادران ایشان را نسل اسماعیل میدانند . بارها و بارها لفظ برادران ایشان در عهد عتیق آمده است و از ظاهر مشخص بوده که منظور از میان اسرائیل و یهودا ( دوازده سبط اسرائیل که به صورت جداگانه قلمرو حکومتی داشتند ) بوده است . دوستان ما که این مطالب را بیان میکنند یا نمیدانند و یا خود را به کوچه ی علی چپ مینند . امیر عزیز کمی تعقل ، خودت این شعار را میدهی پس لطف کن و با آیات بازی نکن .

 

فیض عیسی مسیح خداوند با شما

امیر محمدی   , yaremasih
امیر محمدی - 09:15 1387/10/10
44
 
نجات بخشی در آیین زرتشت ـ دكتر محمّد سپهری*

چكیده


همة ادیان جهان به گونه‌ای معتقدند كه هرگاه بشر به لحاظ معنوی و اخلاقی پا در انحطاط و ورطة هلاك گذارد، و از مبدأ هستی فاصله گیرد، و جهان را تاریكی جهل، غفلت و ستم در برگیرد، شخصیتی نجات‌دهنده ظهور خواهد كرد. در هر آیینی، به صورت رمز به حقایقی اشاره شده كه با معتقدات آیین‌های دیگری توافق و هماهنگی دارد.

در آیین مزدیسنا هم اعتقاد به موعود نهایی و منجی آخرالزمان، از عقاید رایج و استوار است و در متون مقدّس زرتشتی (اوستا و كتب روایی پهلوی) افزون بر بشارت و اشارت به ظهور رهانندة عدالت‌گستر (سوشیانت)، از تولّد، ظهور، یاران و دستاوردهای نهضت او سخن گفته شده است.

در این مقاله كوشیده‌ایم دیدگاه زرتشت را دربارة موعود نهایی (سوشیانت) از متون مزدیسنا استخراج و بررسی كنیم.

واژه‌های كلیدی: مهدویت، زرتشت، مزدیسنا، سوشیانت، آخرالزمان.

نجات‌بخشی در آیین زرتشتی، زیر عنوانِ موعود مزدیسنا مطالعه می‌شود. بیشتر زرتشتیان بر این عقیده‌اند كه مطابق متون مقدس اوستا، و متون روایی پهلوی، فرد یا افرادی در آخرالزمان ظهور كرده، آیین گرفتار در رنج و محنت فراوان مزدیسنا را دوباره احیا خواهند كرد؛ (پورداود، 1374: ص 2؛ مصطفوی،1361: ص 9 و10) چنان كه افرادی از پیروان این آیین بر این باورند و كوشیده تا اندیشة نجات‌بخشی و دستمایه‌های نخستین آن را متعلّق به دیانت خویش معرّفی كنند و دیگران را از این بابت وامدار آیین زرتشتی بدانند؛ البتّه نباید این نكته را از یاد برد كه در مقابل، گروه‌ اندكی نیز ظهور منجی آخرالزمان را نمی‌پذیرند و بر انكار آن اصرار می‌ورزند. علّت این اختلاف به متون اوستایی برمی‌گردد.

این متون دربارة موعود آخرالزمان قابلیت آن را دارد كه با برداشت‌های هرمونوتیكی، بتوان قرائت‌های گوناگون از آن داشت. در این صورت به رغم آن‌چه به عقیدة برخی در اثبات موعود آخرالزمان صراحت دارد، معنایی خلاف آن را برداشت می‌كنیم. دستور زبان اوستایی، وجود لغات ناآشنا و عدم آشنایی دقیق با اندیشه‌های حقیقی زرتشت، امكان تأویل و تفسیر درست آن را از همگان سلب كرده است. (احمد تفضّلی 1376: ص 117) را عقیده بر این است كه مسأله‌ای تاریخی نیز بر این مشكل ادبی افزوده شده است. بدین ترتیب كه از ابتدا به شارحان و مفسّران اوستا روی خوش نشان ندادند؛ بلكه آنان را زندیق نام نهادند؛ یعنی كسی كه اوستا را بر خلاف موازین شرعی تأویل می‌كند. بدین ترتیب، تفسیر و شرح دقیق اندیشه‌های زرتشت ناممكن شده است؛ البته این اختلاف نظر، اختصاص به آیین مزدیسنا ندارد و در دیانت‌های دیگر نیز چنین اختلاف برداشت‌هایی از متون مقدّس دینی رایج بوده و هست. چنین است كه پیروان اوستا، دربارة رهاننده و موعود آخرالزمان با هم اختلاف دیدگاه یافته‌اند: اكثریت موافق، و اقلیت مخالف.

ما مطالعة خود را دربارة نجات‌بخشی در آیین زرتشت بر پایة دو دسته از متون دینی مزدیسنا پی‌می‌گیریم: اوستا، و كتب روایی پهلوی.

هر چند همة بخش‌های اوستا به یك اندازه معتبر نیست و بخش نخست آن تحت عنوان گات‌ها ویژگی خاص دارد، در عین حال به معنای بی‌اعتباری بخش‌های دیگر كتاب مقدس زرتشتیان نیست؛ بلكه گاتها به صورت سروده‌های زرتشت به وسیلة خود او املا شده است (تفضلّی، همان، ص35). بخش‌های دیگر نیز هر چند به عقیدة پژوهشگران، جنبة الاهی و مقدّس دارد، از مرده ریگ پیامبر مزدیسنا به شمار نمی‌آید.

از اوستا دو متن معتبر وجود دارد كه هر دو مورد پذیرش جامعة زرتشتیان ایران است:

1. اوستا؛ تفسیر و توضیح ابراهیم پورداود در قالب مجلدات جداگانة گات‌ها، یسنا، یشت‌ها، ویسپرد، خرده اوستا، و وندیداد.

2. اوستا؛ به گزارش جلیل دوستخواه، 2 جلد.

گفته می‌شود: كتاب مقدّس زرتشتی در گذر زمان دچار كاستی شده است. چنان كه حجم اوستای فعلی را یك چهارم حجم اوستای رایج در روزگار ساسانیان دانسته‌اند (مصطفوی، همان: ص83). همین مؤلّف عقیده دارد كه در قسمت‌های از دست رفته و نابود شدة اوستا، مطالب بیش‌تری دربارة موعود آخرالزمان وجود داشته كه در متن كنونی دیده نمی‌شود (همان). احتمالاً در اوستای عصر ساسانی یك بخش مخصوص دربارة موعود مزدیسنا بوده كه «بامداد نسك» نام داشته است و امروزه در دسترس نیست (پورداود، همان: ص 3). با این حال، مطالب اوستای فعلی در حدّی هست كه بتوان به كمك متون روایی پهلوی، دیدگاه این آیین را دربارة موعود آخرالزمان به دست آورد.

در مجموعة كتاب‌های روایی و تفسیری پهلوی چند نمونه اهمیّت ویژه‌ای دارد:

1. دینكرد نوشتة آذر فرنبغ كه در كتاب‌های هشتم و نهم به اختصار و تفصیل از مندرجات نسك‌های اوستایی دورة ساسانی سخن رفته است.

2. بندهش (هندی و ایرانی).

3. روایات داراب هرمزدیار.

افزون بر این كتاب‌ها، مینوی خرد، زرتشت نامه، جاماسب نامه، زندبهمن یشت و... برای شناخت دیدگاه مزدیسنا در بارة منجی آخرالزمان مفید تواند بود. چند اثر جداگانه و مستقل نیز در این‌باره نوشته شده است. از جمله می‌توان به دو عنوان ذیل اشاره كرد:

1. سوشیانس، ابراهیم پورداود.

2. سوشیانت، یا سیر اندیشه ایرانیان دربارة موعود آخرالزمان، علی اصغر مصطفوی.

سوشیانت


منجی(های) موعود اوستا، سوشیانس نام دارد كه اغلب به معنای «رهاننده» تعریف شده است (گات‌ها، ص 109). این واژه در زبان پهلوی به صورت سوشیانت، و سیوسوش آمده و از ریشة سوه به معنای بهره و منفعت، گرفته شده است. واژة فارسی سود نیز از همین ریشه است (مصطفوی، همان: ص 53).

سئوشیانت، صفت به معنای سودمند یا سود رساننده و سود بخشنده از ریشة فعل سو به معنای سود دادن است. واژه‌های سو و سوه كه در تفسیر پهلوی اوستا، سوت (سود) ترجمه شده، در نامة مقدّس بسیار به كار آمده است (همان).

این واژه در گات‌ها به دو صورت مفرد و جمع آمده است. زرتشت در گات‌ها چندین بار خود را در صیغة مفرد، سوشیانت یعنی رهاننده یا نجات‌دهنده نامیده است؛ از جمله می‌توان به موارد ذیل اشاره كرد: اشتودگات، یسنا 45 قطعه11، وهیشتواشت گات، یسنا 53 قطعه2؛ سپنتمدگات، یسنا 48 قطعه 6. در این قطعه می‌گوید:

كی خواهم دریافت [=دانست] ای مزدا و ای اشاكه شما نسبت به كسی كه در پی تباه كردن من است، توانا و زبردستید؛ آن‌چه پاداش نیك نهاد است، باید به خوبی از آن اطلاع یابم؛ از این روی، رهاننده (سوشیانت) را آرزوی آن است كه از قسمت خویش باخبر باشد.

چنان كه در یسنا 53 قطعه 2 می‌گوید:

گی شتاسب هوادار زرتشت اسپیتمان ] بوده] و راه راست دینی را برگزیده‌اند كه اهورامزدا به رهاننده (سوشیانت) فرو فرستاده است.

این واژه در سه مورد نیز به صورت جمع آمده است: در یسنا 34 قطعه 13 می‌گوید:

ای اهورامزدا ! آن راه منش نیك كه به من نمودی، همان راه آموزش رهانندگان (سوشیانتها) است.

در یسنا 46 قطعه 3 می‌گوید:

ای مزدا ! كی سپیده دم آن روز فرا خواهد رسید كه با آموزش‌های فزایش‌بخش خردمندانه رهانندگان، خیر و نیكی به نگاهداری جهان بدرخشد؟

در یسنا 48 قطعه 12 می‌گوید:

ای مزدا ! چنین خواهند بود رهانندگان سرزمین‌ها كه با منش نیك، خویشكاری می‌ورزند و كردارشان بر پایة خیر و نیكی، و آموزش‌های تو است. به راستی آنان به درهم شكستن خشم برگماشته شده‌اند.

از این قطعات به خوبی دریافت می‌شود كه عقیده به موعود آخرالزمان و این كه كسی خواهد آمد و جهان را از چنگال اهریمن خواهد رهانید وآدمیان را از یك زندگی بی‌گزند بهره‌مند خواهد ساخت، نزد ایرانیان بسیار قدیم و شاید منسوب به خود مؤسس دین مزدیسنا است (مصطفوی همان: 55؛ پورداود، همان: 10).

آن‌جا كه در قسمت‌های دیگر اوستا همانند گات‌ها، سوشیانت به صیغة جمع آمده، از آنان یاوران دین اراده شده است. به عبارت دیگر، پیشوایان كیش و جانشینان زرتشت و نیكان و پارسایانی كه از آنان سودی ‌آید و مردم را به راه راست راهنمایی كنند و مایه رستگاری باشند و دین مزدیسنا را بیارایند، سوشیانت‌ها نامیده شده‌اند (همان: 55). در مواردی هم سوشیانت به صیغة جمع آمده و مقصود از آن سه موعود مزدیسنا یا سه پسران آیندة زرتشت است كه سرانجام هر یك ظهور خواهند كرد و بار دیگر آیین زرتشت را تازه كرده و جهان فرسوده، فرتوت و ویران را آباد، تازه و خرم خواهند ساخت. چنان كه در یسنا 9، قطعه 2؛ یسنا 24، قطعه 5؛ در فروردین یشت، قطعة 17، و در زامیادیشت قطعة 22 آمده است (همان: 56).

از جمله مواردی كه در اوستا، واژة سوشیانت مفرد آمده و از آن به ویژه واپسین موعود مزدیسنا اراده شده، از این قرار است: یسنا 26 قطعه 10؛ یسنا 59 قطعه 28؛ ویسپرد، كرده 2، قطعه 5؛ فروردین یشت، قطعه‌های 129 و 145؛ زامیادیشت، قطعه 89؛ گشتاسب یشت، قطعه 30؛ وندیداد، فرگرد 19، قطعة 5.

به هر حال باید تفسیر دقیق‌تر سوسیانش را از بخش‌های دیگر اوستا: یسنا، یشتها، ویسپرد، خرده اوستا، و وندیداد به دست آورد. هرچند این جمله‌ها به لحاظ سبك و سیاق با گات‌ها تفاوت دارد، شاید بتوان علّت را در بازنویسی، و تقریر دوباره این كلمات به وسیلة موبدان زرتشتی دانست كه مدت‌ها پس از او انجام شده است.

در اوستای فعلی، رهانندگان در سه نفر خلاصه شده‌اند:

1. اوخشیت ارته، كسی كه قانون مقدس را می‌پروراند؛

2. اوخشیت نمنگه، كسی كه نماز را بر پای می‌دارد؛

3. استوت ارته، كسی كه همه از پرتو او به زندگی فنا ناپذیر می‌رسند (پورداود، همان، ص 15).

در كتاب‌های روایی پهلوی، نخستین موعود، اوخشیت ارته را هوشیدر یا خورشیدر؛ دومین موعود، اوخشیت نمنگه را هوشیدر ماه یا خورشید ماه، ثبت كرده‌اند. برای پرهیز از اشتباه، بامی را به دنبال نام موعود نخست افزوده‌اند: هوشیدربامی كه به معنای فروزنده، تابنده و درخشان است (مصطفوی، همان: ص 63 و 64). برخی مؤلّفان، نخستین موعود را هوشیدربامی، دومین را هوشیدرماه، و سومین را سوشیانت نامیده‌اند (همان، ص 64). در چند جای اوستا از این سه تن ستایش شده است؛ از جمله:

ما می‌ستاییم فروهر مقدس درگذشتگان پاكدین را و فروهرهای پاكدینانی كه در حیات هستند و فروهرمردانی كه هرگز متولّد نشدند و سوشیانت‌هایی كه نوكنندة جهان خواهند بود (یسنا 24، قطعه 5).

فروهر پاكدین اوخشیت ارته را می‌ستاییم. فروهر پاكدین اوخشیت نمنگه را می‌ستاییم. فروهر پاكدین استوت ارته را می‌ستاییم (فروردین یشت، قطعه 128).

هر چند به تصریح اوستا (یسنا 46 قطعه 31) زرتشت تجسّم نیكی و خیر، و كمال، بزرگ‌ترین سوشیانت است، واپسین نجات‌بخش نیست؛ بلكه به تصریح همین بخش، واپسین نجات بخشان، كسانی هستند كه جهان را نوكنند و خلایق را پیرنشدنی و نامیرا، ناپژمردنی و جاویدان و بالنده و كامروا سازند. درآن هنگام مردگان دگر بار برخیزند و بی‌مرگی به زندگان روی آورد؛ سوشیانت پدیدار شود و جهان را به خواست خویش نو كند (زامیادیشت، كرده 1، قطعات 9 – 11).

ابراهیم پورداود (همان: ص10 – 18) از آن‌چه در این باره گذشت، نتیجه می‌گیرد كه واژة سوشیانس در كاربردهای جمع خود در اوستای نو، شامل زرتشت، و حامیان و یاران و مبلّغان و نوسازان و آرایندگان جهان پایانی است.

ویژگی‌های عمدة آنان عبارت است از خردمندی، نیكوكاری، سودرسانی به همة موجودات، غلبه بر خصومت دیوها و مردم، پاك كردن جهان از دروغ، ستایش پروردگار و آراستن عالم معنوی.

از توضیحات كتاب‌های روایی پهلوی پیرامون منجیان سه‌گانة آیین مزدیسنا به دست می‌آید كه نبرد خیر و شر، نیكی و بدی به نوعی تقدیر خود اهورامزدا است و در این میان، سه موعود آخرالزمان، سه نقطة اوج و در عین حال سه نقطة عطف دین زرتشتی شمرده می‌شوند. آن‌ها طبق خیر و نیكی رفتار كرده، در عمل آن را آموزش می‌دهند. آن‌ها هستند كه نماز و تحیّات به آستان اهورامزدا را به جای می‌آوردند. آنان از دریاچه كیانسیه پا به عرصة زندگی نهاده و ضدّ اهریمن قیام كرده، آفرینش او را در هم می‌شكنند و میان مردم را به راه راست آورده، دین را گسترش می‌دهند؛ چنان كه به آدمیان نیز راستی می‌بخشند (ر.ك: دینكرد، كتاب هفتم، فصل7، قطعات 45 – 47؛ یسنا، ج 1، ص 20).

تولّد موعودهای مزدیسنا


پیش از آن كه از تولّد منجیان مزدیسنا سخن بگوییم، باید دانست كه به سبب اساطیر زرتشتی، عمر جهان دوازده هزار سال تعیین شده كه به چهار دورة متوالی سه هزار ساله تقسیم می‌شود:

دورة سه هزار سالة اوّل، آفریدگان از اهورامزدا پدید آمده و در حالتی روحانی و مینوی در جهان برین، بی‌اندیشه، بی‌جنبش و لمس ناشدنی بودند. در دورة سه هزار سالة دوم، مینو به گیتی تبدیل می‌شود و عالم روحانی به حالت مادّی و جسمانی. آفریدگان در این دوره در روی زمین و بدون گناه و در حالت بهشتی به سر می‌برند. اهریمن، جهان روشنایی و بهشتی را از پایین سوراخ كرده، وارد آن می‌شود. با ورود اهریمن، دورة سه هزار سالة سوم آغاز می‌شود. كیومرث, نخستین مرد كه گاوی نیز همراه او است، بر اهریمن چیره می‌شود. آن دو، هنگام مرگ، نطفه‌های خود را بیرون می‌ریزند. از نطفه‌های كیومرث، نخستین جفت انسان: مَشیك و مشیانه، و از نطفه‌های گاو، ‌نخستین چارپایان پدید می‌آیند. سه هزار سالة سوم، در واقع دوران آمیختگی و كشمكش دائم انسان‌ها و قوای اهریمن است. در پایان این دوره، زرتشت متولد می‌شود. با تولّد او، سه هزار سالة چهارم آغاز می‌شود. «در مدّت سه ماه زرتشت با همسر خود نزدیكی كرده و هربار كه آن زن برخاستی برفتی و در آب دریاچه كیانسیه نشستی، و سر و روی شستی و منی در آب رها كردی، اهورامزدا تعداد 99.999 فروهر نیكان را بر آن منی موكل كرد تا آن را زنده نگاه دارند» (ر.ك: بندهش، ص210؛ مینوی خرد، ص 87). در كتاب‌های روایی پهلوی آمده است كه پس از هزار سال از زمان زرتشت، دختری از نژاد پاكان وارد دریاچه كیانسیه شده، غسل خواهد كرد. او از نطفة زرتشت، باردار شده و بدین ترتیب رهاننده و منجی نخستین، هوشیدر یا اوخشیت ارته، متولّد می‌شود. هزار سال متعلّق به او است. همین اتّفاق در پایان هر هزار سال روی می‌دهد و دو نفر دیگر به ترتیب متولّد می‌شوند (دینكرد، كتاب هشتم، فصل 14 قطعات 12 – 14).

از مادران این سه تن نیز به نام یاد شده است (فروردین‌یشت، قطعات 141 – 143). آنان عبارتند از:

1. سروتت فذری، كسی كه پدرش نامی و مشهور است، مادر هوشیدربامی؛

2. ونگهوفذری، كسی كه از پدر شریف و نیك و ستوده و بزرگ است؛ مادر هوشیدرماه؛

3. ارت فذری، كسی كه مایه آبروی پدر است یا كسی كه پدرش برومند است؛ مادر سوشیانت.

از آن‌چه گذشت، به دست می‌آید كه ظاهراً موعودهای مزدیسنا تا قبل از ظهور در حالت نطفگی به سر می‌برند.

زادگاه سوشیانت


بر اساس روایات كتاب‌های پهلوی، زادگاه رهانندة آخرالزمان، دو مكان معرّفی شده است:

1. دریاچة كیانسیه كه به صورت‌های كانسیه، كیانسه و كانس اوایه نیز آمده است. احتمال داده‌اند كه این دریاچه، همان دریاچه هامون در شرق ایران باشد (پورداود، همان، ص 21 – 23). چنان كه پیش‌تر آوردیم، دو موعود قبلی نیز در همین مكان متولد می‌شوند.

2. خونیره یا خونیرس: این مكان در متون پهلوی، زادگاه سوشیانس معرّفی شده و احتمالاً یكی از هفت كشور روی زمین مطابق تقسیم ایران باستان است (گزیده‌های زاداسپرم، ص 90).

3. از آن‌چه گذشت، به دست می‌آید كه موعود مزدیسنا از نطفة زرتشت بوده، در رحم دختری از نسل خود او در وجود می‌آید و در شرق ایران، خاستگاه زرتشت، پا به عرصه وجود خواهد گذاشت.

زمان ظهور سوشیانت


از متون مقدّس آیین زرتشتی چنین بر می‌آید كه موعودها آن‌گاه ظهور خواهند كرد و به داد مردم و یاری آن‌ها خواهند شتافت كه جهان گرفتار ستم و كین اهریمن شود و بدان بر نیكان چیره شوند؛ دین و دادگستری دستخوش ناپاكان شود؛ دین سستی پذیرد و از آن، جز نامی و پیكری بی‌جان باقی نمانده باشد. چنان كه جوانمردی و منش‌نیك هم از جهان روی برتافته باشد.

در این آیین، روز و ماه ظهور موعودها نیز معیّن شده است. در یك رساله پهلوی به نام ماه فروردین روز خرداد یا ماتیكان فرورتین روچ خوردات، بیست و پنج واقعه شمارش شده كه روز ششم این ماه روی داده یا در آینده روی خواهد داد. یكی از این وقایع، ظهور موعودها و یاوران آن‌ها است (مصطفوی، همان: ص 128). با این حال، در اوستا هیچ زمان دقیقی برای ظهور آنان مشخّص نشده است.

محلّ ظهور سوشیانت


اوستا جایگاه ظهور موعود[های] مزدیسنا را همان زادگاه آ[نا]ن می‌داند:

بدان هنگام كه استوت ارته، پیك اهورامزدا پسر ویسپ تورویری از آب كیانسیه برآید، گرزی پیروز بخش برآورد... (زامیادیشت، كرده 15، قطعه 92).

فرّ توانا را می‌ستاییم كه در آینده به آن كسی مختص خواهد شد كه از ناحیة كانس رایه سلطنت خواهد انگیخت كه رود هئتومنت در آن می‌ریزد و كوه اوشیدا در كنار آن واقع است (همان، 96). مفسّران اوستا این كوه را كوه خواجة فعلی می‌دانند كه هنوز خرابه‌هایی از زیارتگاه‌های گذشته در آن باقی است. از جمله ادلّة آنان این است كه یگانه محلّی كه در سیستان كوهی بركنار دریاچه‌ای واقع شده، همانا دریاچه هامون و كوه خواجه است. رود هیرمند یا هلمند نیز از لحاظ ریشة لغوی با هئتومنت مذكور در اوستا هم خانواده است.

در كتاب‌های پهلوی هم محل این دریاچه در سكستان (سیستان) و آب آن شور وصف شده است (بندهش هندی، فصل 13، فقره 16). در حال حاضر آب این دریاچه شور نیست؛ قدری بدمزه است. گفته می‌شود: این آب هنگام ظهور، تغییر مزاج خواهد داد (پورداود، همان: ص 21).

بدین ترتیب، مطابق آموزه‌های دینی زرتشت، موعودهای آخرالزمان از جانب مشرق ایران ظهور خواهند كرد؛ از همان سرزمین گردان و قهرمانان ملّی ایران، همان  نقطه‌ای كه دین ایرانیان در گذشته نیرو گرفت و پناهگاه زرتشت، و منطقة فرمانروایی گشتاسب دوست و حامی او، یعنی سرزمین سیستان (مصطفوی، همان: ص217).

در متون زرتشتی از دو مكان دیگر هم یاد شده است:

1. قلعه ورجمكرد در منطقة پارس در جنوب ایران كه در دوران هوشیدر و بلایای نازلة آن، پناهگاه موجودات و مخلوقات خواهد بود (تفضلی، 1364: ص141).

2. قلعه كنگ دژ در خراسان، ساختة سیاوش از پهلوانان اساطیری ایران و پناهگاه یاوران سوشیانس (همان: ص140).

یاوران سوشیانس


در متون مزدیسنایی از دو نوع یار برای موعود[های] آخرالزمان نام برده شده است: یارانی كه در عصر ظهور زندگی می‌كنند و یاورانی كه در زمان‌های سابق رحلت كرده‌اند، و هنگام ظهور منجی، زنده شده، او را یاری خواهند كرد. در متون پهلوی، دستة دوم را «جاودانی‌ها» خوانده، از شماری افراد، یلان و پهلوانان تاریخی در جایگاه یاوران سوشیانس یاد كرده‌اند. شمار این افراد را پانزده مرد و پانزده زن دانسته، با احتساب زرتشت، از چهارده مرد یاد كرده‌اند. در حالی كه یك مرد و پانزده زن به نام خوانده نشده‌اند.‌(ر.ك: مینوی خرد، فصل 27، قطعات 59 – 63، بندهش ایرانی، ص 128؛ اوستا، فروردین یشت، بندهای 120 – 143). این جاودانی‌ها در هزاره سوشیانس پدید آیند و رستاخیز برانگیزانند و جهان جاودانی را بیارایند. به تصریح اوستای نو و متون پهلوی، ابدان گنهكاران و مجرمان خطرناك چون منافقان و همجنس بازان دوباره زنده نخواهد شد؛ امّا پرهیزگاران به زمین بازآیند نه به آن چهره كه درگذشته‌اند و نه از آن آمیزه كه پیش ساخته شدند؛ بلكه موجودات مادّی از گل روشن و بدون تاریكی، آب بدون زهر، آتش بدون دود،‌ و باد خوشبوی ساخته باشند (دینكرد، كتاب هفتم، ص 214).

خصوصیات یاران منجی موعود چنین است:

نیك اندیش، نیك‌گفتار، نیك‌كردار، هرگز سخن دروغ بر زبان نیاورند؛ قول خود را نمی‌شكنند و عفریت خشم از آنان می‌گریزد (اوستا، زامیادیشت، قطعه 95).

افزون بر این فرشتگان مقرب الاهی، هفت امشاسبند نیز در جایگاه یاوران سوشیانس مطرح شده‌اند (اوستا، هفتن یشت كوچك، قطعه 12).

نشانه‌های ظهور


از نشانه‌هایی كه برای قیام موعود مزدیسنا ذكر كرده‌اند می‌توان به موارد ذیل اشاره كرد:

1. گرفتاری پیروان آیین مزدیسنا به مصیبت و تنگنا (اوستا، فروردین‌یشت، قطعه 146)؛

2. تغییر نور خورشید و وقوع زمین لرزه ها (یادگار جاماسب، ص 117)؛

3. بروز طوفان ملكوش و یخبندان هولناك (تفسیر پهلوی، فرگرد 2، فقره 22)؛

4. اصولاً وقایع دوران دو موعود نخستین یعنی هوشیدربامی و هوشیدرماه از جمله علایمی است كه پیش از ظهور منجی نهایی به وقوع خواهد پیوست. ما به منظور پرهیز از اطاله كلام از ذكر آن پرهیز كرده، خوانندة ارجمند را به متون مزدیسنایی حواله می‌دهیم؛

5. ظهور ضحّاك یا اژدهاك در پایان هزاره هوشیدرماه (بندهش ‌هندی، فصل 26)؛

6. سقوط یك شهاب یا ستاره به نام «جوزهرمار» بر زمین كه مردم، آن را آتشین می‌بینند (همان)؛

7. توقّف خورشید میان آسمان به مدّت سی روز (پورداود، همان: 46).

نتیجه


از آن‌چه گذشت می‌توان نتیجه گرفت كه در آیین مزدیسنا همچون سایر آیین‌های جهان، اعتقاد به موعود نهایی و منجی آخرالزمان، یكی از عقاید رایج و استوار است و در تمام متون زرتشتی اعمّ از كتاب مقدّس اوستا، تفاسیر و متون روایی پهلوی، افزون بر بشارت و اشارت به ظهور رهاننده و عدالت‌گستر، از تولّد (نژاد، چگونگی، زمان و مكان)،‌  ظهور (علائم، زمان، مكان، دستاوردها) و یاوران او (زندگان و مردگان = جاودانی‌ها) سخن گفته شده است.

همة بشارت‌ها، وعده‌ها، اشاره‌ها كه در همة آیین‌ها و دیانت‌ها آمده است نظر به قیام الهی آخرالزمان و حركت بشری ـ الاهی مصلحی است كه در پایان ادوار نبوّت و در امتداد جریان دین اسلام، از داخل اسلام ظهور خواهد كرد. این است كه هرگاه موعود گفته می‌شود، منظور موعود نهایی و منتظَر آخرین است. از این موعود، در دیانت‌های قدیم تعبیرهایی شده است و هر كدام به عنوانی از او یاد كرده‌اند. همچنین نشانه‌هایی از او در آثار كهن آمده است امّا در دین اسلام به صورت كاملاً مشخّص و با نام و نشان معیّن معرفی شده است. علّت این امر مسائلی است (حكیمی، 1378: ص 101 و 102) كه عمده‌ترین آن‌ها، این است كه چون اسلام واپسین دین آسمانی است، باید در آن، همة حقایق و واقعیات، و همة حوادث مهمی كه پیش  از قیام قیامت در بارة دین و هدایت، اتّفاق می‌افتد بیان شود، و چون مهدی و ظهور او یكی از حقایق بزرگ و واقعیّات مهم است، لازم است در دین واپسین، همه چیز دربارة او گفته شود.

منابع و مآخذ


1. ابراهیم پورداود،  گات‌ها، تفسیر و توضیح، انجمن زرتشتیان ایران، بمبئی، 1938 م .

2. اوستا، گزارش جلیل دوستخواه، مروارید، تهران، 1379ش.

3. بندهش ایرانی، ترجمة مهرداد بهار، توس، 1369ش.

4. بندهش هندی، ترجمة رقیه بهزادی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، 1367ش.

5. پورداود، ابراهیم، سوشیانس، فروهر، تهران، 1374ش.

6. تفضّلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، سخن، تهران، 1376ش.

7. حكیمی، محمّدرضا، خورشید مغرب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378ش.

8. مصطفوی، علی‌اصغر، سوشیانت یا سیراندیشه ایرانیان دربارة موعود آخرالزمان، بی‌نا، تهران، 1361ش.

9. مینوی خرد، به اهتمام احمد تفضّلی، توس، تهران، ‌1364ش.

10. یسنا، تفسیر و توضیح، ابراهیم پورداود، انجمن زرتشیان ایران، بمبئی،‌ 1938 م.

11. یشتها، تفسیر و توضیح، ابراهیم پورداود،‌ انجمن زرتشتیان ایران، بمبئی، 1309 ش.

منبع : قبسات ـ فصلنامه علمی ـ پژوهشی در حوزه فلسفه دین و کلام جدید ـ شماره 33

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.