| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
21
|
158
|
90/11/21 (14:15)
|
|
||
|
|
38
|
178
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
416
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
892
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
177
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|
| منجی موعود در كتابهای مقدس | |
|
| ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ | |
|
سید اسدالله هاشمی شهیدی اشاره: در كتابهای مذهبی مقدسی كه در میان هندیان به عنوان كتابهای آسمانی شناخته شده و آورندگان این كتابها به عنوان پیامبر شناخته میشوند، تصریحات زیادی به وجود مقدس مهدی موعود(ع) و ظهور مبارك آن حضرت شده است كه قسمتی از آنها از نظر خوانندگان گرامی میگذرد. الف) كتاب اوپانیشاد در كتاب اوپانیشاد كه یكی از كتب معتبر و از منابع هندوها به شمار میرود، بشارت ظهور مهدی موعود(ع) چنین آمده است: «این مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای كلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفیدی، در حالی كه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد ظاهر میشود، و شریران را تماماً هلاك میسازد، و خلقت را از نو تجدید، و پاكی را رجعت خواهد داد . . . این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد كرد»1. ب) كتاب باسك در كتاب باسك كه از كتب مقدس آسمانی هندوهاست، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است. «دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان، كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد، و حق و راستی با او باشد، و آنچه در دریا و زمینها و كوهها پنهان باشد همه را بدست آورد، و از آسمانها و زمین و آنچه باشد خبر دهد، و از او بزرگتر كسی به دنیا نیاید».2 ج) كتاب پاتیكل در كتاب پاتیكل كه از كتب مقدسه هندیان میباشد و صاحب این كتاب از اعاظم كفره هند است و به گمان پیروانش، صاحب كتاب آسمانی است، بشارت ظهور مبارك حضرت مهدی(ع) چنین آمده است: «چون مدت روز تمام شود، دنیای كهنه نو شود و زنده گردد، و صاحب ملك تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای بزرگ جهان كه یكی «ناموس آخرالزمان» و دیگری «صدیق اكبر». یعنی وصی بزرگتر وی كه «پشن» نام دارد. و نام آن صاحب ملك تازه، «راهنما» است، به حق، پادشاه شود، و خلیفه «رام» باشد، و حكم براند، و او را معجزه بسیار باشد. هر كه پناه به او برد و دین پدران او اختیار كند، سرخ روی باشد در نزد رام». و دولت او بسیار كشیده شود، و عمر او از فرزندان «ناموس اكبر» زیاده باشد، و آخر دنیا به او تمام شود. و از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا آدم(ع) و از جبال القمر تا شمال هیكل زهره، تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر گرداند، و بتخانه «سومنات» را خراب كند. و «جگرنات» [جگرنات به لغت سانسكریت نام بتی است كه هندوها آن را مظهر خدا میدانند] به فرمان او به سخن آید و به خاك افتد، پس آن را بشكند و به دریای اعظم اندازد، و هر بتی كه در هر جا باشد بشكند»3. از آن جا كه در این بشارت، الفاظ و تعابیری به كار رفته است كه امكان دارد برای بعضی از خوانندگان نا مفهوم باشد بعضی از آنها را جهت روشن تر شدن مطلب توضیح میدهیم: 1. مقصود از «ناموس آخرالزمان»، ناموس اعظم الهی، پیامبر خاتم حضرت محمد بن عبدالله(ص) است. 2. پشن، نام هندی حضرت علی بن ابی طالب(ع) است. 3. صاحب ملك تازه، آخرین حجت خداوند حضرت ولی عصر(ع) است و راهنما، نام مبارك آن حضرت(ع) است كه بزرگترین نماینده راهنمایان الهی و نام مقدس وی نیز، هادی و مهدی و قائم به حق است. 4. كلمه «رام» به لغت «سانسكریتی» نام اقدس حضرت احدیت (خدا) است. 5. این جمله «هر كه به او پناه برد، و دین پدران او اختیار كند، در نزد رام، سرخ روی باشد» صریح است در این كه، حضرت مهدی(ع) جهانیان را به دین اجداد بزرگوارش ـ اسلام ـ دعوت میكند. 6. سومنات، بنا به نوشته دهخدا، در كتاب لغت نامه بتخانهای بوده است در «گجرات». و گویند: سلطان محمود غزنوی آن را خراب كرد، و «منات» را كه از بتهای مشهور است و در آن بتخانه بود، شكست. و گویند: این لغت هندوی است كه مفرّس شده و آن نام بتی بود، و معنی تركیبی آن «سوم، نات» است: نمونه قمر، زیرا «سوم» به لغت هندوی قمر را گویند، و نات، تعظیم است. برای اطلاع بیشتر به لغت نامه دهخدا، ماده «سومنات» مراجعه فرمایید. 7. و اما «جگرنات» به لغت سانسكریتی، نام بتی است كه هندوها آن را مظهر خدا میدانند. د) كتاب وشن جوك در كتاب جوك كه رهبر جوكیان هندو است و او را پیامبر میدانند، در باره بشارت ظهور حضرت بقیةالله(ع) و رجعت گروهی از اموات در دوران حكومت عدالت گستر آن حضرت، چنین آمده است: «آخر دنیا به كسی برگردد كه خدا را دوست میدارد و از بندگان خاص او باشد و نام او «خجسته» و «فرخنده» باشد. خلق را، كه در دینها اختراع كرده و حق خدا و پیامبر را پایمال كرده اند، همه را زنده گرداند و بسوزاند، و عالم را نو گرداند، و هر بدی را سزادهد، و یك «كرور» دولت او باشد كه عبارت از چهار هزار سال است، خود او و اقوامش پادشاهی كنند»4. دو كلمه «فرخنده» و «خجسته» در عربی به (محمد و محمود) ترجمه میشود و این هر دو اسم، نام مبارك حضرت مهدی(ع) میباشد، و شاید هم اشاره به «محمّد» و «احمد» باشد؛ زیرا در روایات اسلامی وارد شده است كه حضرت مهدی(ع)دو نام دارد، یكی مخفی و دیگری ظاهر است، نامی كه مخفی است «احمد» و آن كه ظاهر است «محمد» میباشد . هـ) در كتاب دید در كتاب دید كه از كتب مقدس هندیان است بشارت ظهور مبارك امام عصر(ع) چنین آمده است: «پس از خرابی دنیا، پادشاهی در آخرالزمان پیدا شود كه پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد، و به دین خود در آورد، و همه كس را از مؤمن و كافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آید».5 در برخی از روایات اسلامی، «منصور»، یكی از اسامی مبارك حضرت مهدی(ع) خوانده، و آیه شریفه: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه سلطاناً فلا یسرف فی القتل إنّه كان منصوراً6. و هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وی قدرتی داده ایم. پس [او] نباید در قتل زیادهوری كند، زیرا او یاری شده است. به آن حضرت تفسیر شده، زیرا آن یگانه باز مانده حجج الهی، ولیّ خون مظلومان و منصور و مؤیّد از جانب خداوند است. و) كتاب دادتگ در كتاب دادتگ كه از كتب مقدس برهمائیان هند است، بشارت ظهور مبارك حضرت قائم(ع) چنین آمده است: «بعد از آن در آخرالزمان كه مسلمانی به هم رسد و اسلام در میان مسلمانان به واسطة ظلم ظالمان و فسق عالمان و تعدّی حاكمان و ریای زاهدان و بی دیانتی امینان و حسد حاسدان محو شود و به جز نام از آن چیزی نماند، و دنیا مملو از ظلم و ستم شود، و پادشاهان، ظالم و بی رحم شوند، و رعیّت بیانصاف گردند و در خرابی یكدیگر كوشند و عالم را كفر و ضلالت و فساد بگیرد، دست حق به در آید، و جانشین آخر «ممتاطا» (در زبان هندی به معنی «محمد» است) ظهور كند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد و همه جا (همه جهان) را بگردد... و خلایق را هدایت كند، و آن در حالتی باشد كه تركان، امیر مسلمانان باشند، و اوغیر از حق و راستی از كسی قبول نكند».7 ز) كتاب ریك ودا در كتاب ریك ودا كه یكی از كتب مقدس هند است، بشارت ظهور آن حضرت(ع) چنین آمده است: «ویشنو، در میان مردم ظاهر میگردد... او از همه كس قوی تر ونیرومندتر است... در یك دست «ویشنو» (نجات دهنده) شمشیری به مانند ستاره دنباله دار و در دست دیگر انگشتری درخشنده دارد هنگام ظهور وی، خورشید و ماه تاریك میشوند و زمین خواهد لرزید»8. ح) كتاب شاكمونی در كتاب شاكمونی كه به اعتقاد كفره هند، پیغمبر صاحب كتاب است و میگویند: وی بر اهل خطا و ختن مبعوث بوده است، بشارت ظهور آخرین حجت خدا(ع) چنین آمده است: «پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان «گشن» بزرگوار تمام شود، و او كسی باشد كه بر كوههای مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان كند، و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان كاركنان او باشند، و جنّ و انس در خدمت او شوند، و از «سودان» كه زیر خط «استوا» است تا سرزمین «تسعین» كه زیر قطب شمالی است و ماورای بحار و ماورای اقلیم هفتم و گلستان ارم تا باغ شداد را صاحب شود، و دین خدا یك دین شود و دین خدا زنده گردد، و نام او «ایستاده» باشد، و خداشناس باشد». «گشن» در لغت هندی نام پیامبر اسلام(ص) است كه در بشارت فوق، فرزند برومند وی را به نام «ایستاده» و «خدا شناس» نامیده، چنان كه شیعیان او را «قائم(ع)» و مهدی(ع) میخوانند.
«زیرا كه شریران منقطع میشوند. اما متوكلان به خداوند، ... متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتی متلذذ خواهند شد. شریر به خلاف صادق افكار مذمومه مینماید، و دندانهای خویش را بر او میفشارد. خداوند به او متبسم است چون كه میبیند كه روز او میآید شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند، و كمانهای ایشان شكسته خواهد شد. كمی صدیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. چون كه بازوهای شریران شكسته میشود و خداوند صدیقان را تكیهگاه است. خداوند روزهای صالحان را میداند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ایام قحطی سیر خواهند بود لكن شریران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه برهها فانی بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ زیرا متبركان خداوند، وارث زمین خواهند شد، اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. صدیقان وارث زمین شده، تا ابد در آن ساكن خواهند شد. به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید اما عاصیان، مستأصل، و شریران منقطع خواهند شد»9. ب) كتاب اشعیای نبی در كتاب اشعیای نبی كه یكی از پیامبران پیرو تورات است، بشارت فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی(ع) آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارتها را نقل نموده، و برخی از نكات آن را توضیح میدهیم تا معلوم شود كه مسلمانان در باره عقیده به ظهور یك مصلح جهانی تنها نیستند، بلكه همه اهل كتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراك نظر دارند. در فرازی از بشارت كتاب اشعیا چنین آمده است: «و نهالی از تنه «یسی»10 بیرون آمده، شاخه ای از ریشه هایش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوشهای خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود . . . كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت. و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد، و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت، و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد؛ زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را میپوشاند»11. ج) كتاب بوئیل نبی در كتاب بوئیل نبی كه از پیامبران پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدی(ع) و نزول حضرت عیسی(ع) و محاكمه اسرائیل در آن روز سرنوشت ساز، چنین آمده است: «آن گاه جمیع امتها را جمع كرده به وادی «یهوشافاظ»12 فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود و میراث خویش، اسرائیل رامحاكمه خواهم نمود، زیرا كه ایشان را در میان امتها پراكنده ساخته و زمین مرا تقسیم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسری در عوض فاحشه داده و دختری به شراب فروخته اند تا بنوشند»13. د) در كتاب زكریای نبی در كتاب زكریای نبی كه یكی از پیامبران بزرگ بنی اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است: «اینك روز خداوند میآید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع امتها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیّه قوم از شهر منقطع خواهند شد. و خداوند بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پایهای او بر كوه زیتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد . . . و آن یك روز معروف خداوند خواهد بود . . . و «یَهْوه» (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوة واحد خواهد بود و اسم او واحد»14. در این جا لازم است این نكته را توضیح دهیم كه در كتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) كلمه «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی(ع) به كار میرود، كه در این جا نیز چنین شده است. و جالب این كه در این فراز بشارت كه از تورات نقل كردیم، محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغالگر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد. هـ) كتاب حزقیال نبی در این كتاب در مورد واقعة ظهور و سرنوشت اسرائیل و جهانی شدن آیین توحید، و اجرای احكام و حدود الهی در آن عصر درخشان، چنین آمده است: «... و تو ای پسر انسان! یهوه (خدا) چنین میفرماید: كه به هر جنس مرغان و به همه حیوانات صحرا بگو: جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من كه آن را برای شما ذبح مینمایم فراهم آیید. قربانی عظیمی بر كوههای اسرائیل، تا گوشت بخورید و خون بنوشید. و یهوه میگوید: كه بر سفره من از اسبان و سواران و جباران و همه مردان جنگی سیر خواهید شد. و من جلال خود را در میان امتها قرار خواهم داد و جمیع امتها داوری مرا كه آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا كه برایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه یهوه ـ خدای ایشان ـ من هستم. و امتها خواهند دانست كه خاندان اسرائیل به سبب گناه خودشان جلای وطن گردیدند؛ زیرا كه به من خیانت ورزیدند»15. و) كتاب حجی نبی در این كتاب نیز كه یكی از كتابهای انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور بدین گونه آمده است: «یهوه صبایوت چنین میگوید: یك دفعه دیگر ـ و آن نیز بعد از اندك زمانی ـ آسمانها و زمین و دریا و خشكی را متزلزل خواهم ساخت، و تمامی امتها را متزلزل خواهم ساخت، و فضیلت جمیع امتها خواهد آمد . . . این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت . . . جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیمتر خواهد بود، و در این مكان سلامتی را خواهم بخشید»16. ز) كتاب صفینای نبی در این كتاب كه یكی از كتب انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولی عصر(ع) چنین آمده است: «...خداوند در اندرونش عادل است و بی انصافی نمینماید. هر بامداد حكم خود را روشن میسازد و كوتاهی نمیكند، اما مرد ظالم حیا را نمیداند. امتها را منقطع ساخته ام كه برجهای ایشان خراب شده است و كوچههای ایشان را چنان ویران كردهام كه عبور كننده نباشد. شهرهای ایشان چنان منهدم گردیده است كه نه انسانی و نه ساكنی باقی مانده است. و گفتم: كاش كه از من میترسیدی و تأدیب را میپذیرفتی... . بنابر این، خداوند میگوید: برای من منتظر باشید تا روزی كه به جهت غارت برخیزم زیرا كه قصد من این است كه امتها را جمع نمایم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامی حدّت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیرا كه تمامی جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد زیرا كه در آن زمان، زبان پاك به امتها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به یك دل او را عبادت نمایند»17. ح) كتاب دانیال نبی در كتاب دانیال نبی نیز بشارت ظهور منجی مطابق بشارات انبیای گذشته، چنین آمده است: «... امیر عظیمی كه برای پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگی خواهد شد كه از حینی كه امتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حكیمان مثل روشنایی افلاك خواهند درخشید، و آنانی كه بسیاری را به راه عدالت رهبری مینمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد. اما تو ای دانیال ! كلام را مخفی دار و كتاب را تا زمان آخر مُهر كن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید ... خوشا به حال آن كه انتظار كشد»18. در این بشارت نكات چندی وجود دارد كه برخی از آنها را به طور اختصار توضیح میدهیم: 1. شخص مورد بشارت كه در نخستین فراز بشارت مزبور به عنوان «ایستاده» از او تعبیر شده است، قائم آل محمد(ع) است كه بزرگترین نماینده انبیای الهی است، و دعوت تمام پیامبران خدا را یكجا در حكومت حقّه خود آشكار ساخته، آیین الهی را بر سرتاسر كره خاكی حكم فرما مینماید. 2. منظور از «زمان تنگی»، زمان بیدادگریها، سختیها، فشارها، ظلم و ستمهایی است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پیدا میشود، چنانكه در روایات اسلامی آمده است: یملأ الأرض قسطاً و عدلا كما ملئت جوراً و ظلماً. 3. منظور از: «آنانی كه در خاك زمین خوابیده اند»، گروهی از اموات میباشند كه در دولت حضرت مهدی(ع) زنده میشوند، و برخی از آنان از یاران آن حضرت میگردند و در ركاب حضرتش میجنگند و برخی دیگر به سزای اعمال ناشایست خود میرسند. در این زمینه، روایات بسیاری از ائمه معصومین(ع) رسیده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خودداری مینماییم، و علاقمندان میتوانند به كتابهایی كه دربارة «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمایند.
اینك متن برخی از آن بشارات كه در انجیل آمده است: الف) انجیل متّی : «پس عیسی از هیكل بیرون شده برفت، و شاگردانش پیش آمدند تا عمارتهای هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه این چیزها را نمیبینید؟ هر آینه به شما میگویم: در این جا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود. و چون به كوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو كه این اُمور كی واقع میشود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟ عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند. از آن رو كه بسا به نام من آمده، خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد. و جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این همه لازم است لیكن انتها هنوز نیست، زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطیها و وباها و زلزلهها در جایها پدید آید... . آن گاه اگر كسی به شما گوید: اینك مسیح در این جا یا در آن جا است باور مكنید زیرا كه مسیحان كاذب و انبیای كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودی برگزیدگان را نیز گمراه كردندی. اینك شما را پیش خبر دادم. پس اگر شما را گویند: اینك در صحراست بیرون مروید، یا آن كه در خلوت است باور مكنید زیرا هم چنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر میشود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد... و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند، و قوتهای افلاك متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم میآید... . پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید كه چون شاخه اش نازك شده برگها میآورد میفهمید كه تابستان نزدیك است. همچنین شما نیز چون این همه را ببینید بفهمید كه نزدیك ـ بلكه بر در ـ است. هر آینه به شما میگویم... . آسمان و زمین زایل خواهد شد لیكن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد. اما از آن روز و ساعت هیچ كس اطلاع ندارد حتی ملائكه آسمان جز پدر من و بس لیكن چنانكه ایام نوح بود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود... . پس بیدار باشید زیرا كه نمیدانید در كدام ساعت خداوند شما میآید. لیكن این را بدانید كه اگر صاحبخانه میدانست در چه هنگامی از شب دزد میآید، بیدار میماند و نمیگذاشت كه به خانهاش نقب زند. لذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان میآید پس آن غلام امین و دانا كیست كه آقایش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامی كه چون آقایش آید او را در چنین كار مشغول یابد»19. «اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خویش آید آن گاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست. و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میكند به قسمی كه شبان میشها را از بزها جدا میكند و میشها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای بركت یافتگان از پدر من ! و ملكوتی را كه از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید»20. «عیسی ایشان را گفت: هر آینه به شما میگویم: شما كه مرا متابعت نموده اید، در معاد وقتی كه پسر انسان بر كرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده كرسی نشسته، بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانهها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمینها را ترك كرد، صد چندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت»21. ب) انجیل مَرْقُس: «و چون او ـ عیسی ـ از هیكل بیرون میرفت یكی از شاگردانش بدو گفت: ای استاد ! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتها است! عیسی در جواب وی گفت: آیا این عمارتهای عظیمه را مینگری. بدان كه سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آنكه به زیر افكنده شود. و چون او بر كوه زیتون مقابل هیكل نشسته بود... از وی پرسیدند: ما را خبر ده كه این امور كی واقع میشود؟ و علامت نزدیك شدن این امور چیست؟ آن گاه عیسی در جواب ایشان سخن آغاز كرد كه: زنهار كسی شما را گمراه نكند. زیرا كه بسیاری به نام من آمده خواهند گفت كه: من هستم، و بسیاری را گمراه خواهند نمود. اما چون جنگها و اخبار جنگها را بشنوید مضطرب مشوید زیرا كه وقوع این حوادث ضروری است. لیكن انتها هنوز نیست. زیرا كه امتی بر امتی و مملكتی بر مملكتی خواهند بر خاست، و زلزلهها در جایها حادث خواهد شد و قحطیها و اغتشاشها پدید میآید، ... لیكن شما از برای خود احتیاط كنید... . ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ كس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بیدار شده، دعا كنید زیرا نمیدانید كه آن وقت كی میشود. مثل كسی كه عازم سفر شده خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده هر یكی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید كه بیدار بماند. پس بیدار باشید ! زیرا نمیدانید كه در چه وقت صاحبخانه میآید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. اما آنچه به شما میگویم به همه میگویم بیدار باشید !»22. ج) انجیل لوقا : «كمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید. و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را میكشند، كه چه وقت از عروسی مراجعت كند، تا هر وقت آید و در را بكوبد بی درنگ برای او باز كنند. خوشا به حال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد . . . پس شما نیز مستعد باشید; زیرا در ساعتی كه گمان نمیبرید پسر انسان میآید»23. «و در آفتاب و ماه و ستارگان علاماتی خواهد بود و بر زمین، تنگی و حیرت از برای امتها روی خواهد نمود، به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دلهای مردم ضعف خواهد كرد از خوف و انتظار آن وقایعی كه بر ربع مسكون ظاهر میشود، زیرا قوت آسمان متزلزل خواهد شد. و آن گاه پسر انسان را خواهند دید كه بر، ابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم میآید»24. همانگونه كه قبلا توضیح دادیم مقصود از «پسر انسان» حضرت مسیح(ع) نیست، زیرا مطابق نوشته مستر هاكس آمریكایی در «قاموس كتاب مقدس» این عبارت هشتاد بار در انجیل و ملحقات آن (عهد جدید) آمده است كه فقط سی مورد آن با حضرت عیسای مسیح(ع) قابل تطبیق است». و اما پنجاه مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن میگوید كه در آخر زمان و پایان روزگار ظهور خواهد كرد و حضرت عیسی(ع) نیز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارك و تعالی ـ كسی اطلاع ندارد، و او كسی جز خرین حجت خدا(ع) نخواهد بود. هـ) انجیل یوحَنّا : و بدو قدرت بخشیده است كه داوری هم بكند زیرا كه پسر انسان است. و از این تعجب مكنید، زیرا ساعتی میآید كه در آن جمیع كسانی كه در قبور میباشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هر كه اعمال نیكو كرد برای قیامت حیات، و هر كه اعمال بد كرد به جهت قیامت داوری». مكاشفه یوحَنّا: «و دیدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبی سفید كه سوارش امین و حق نام دارد و به عدل داوری و جنگ مینماید و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهای بسیار و اسمی مرقوم دارد كه جز خودش هیچكس آن را نمیداند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در بر دارد و نام او را كلمه خدا میخوانند. ولشكرهایی كه در آسمانند بر اسبهای سفید، و به كتان سفید و پاك ملبس از عقب او میآمدند. و از دهانش شمشیری تیز بیرون میآید تا به آن امتها را بزند و آنها را به عصای آهنین حكمرانی خواهد نمود... و دیدم فرشتهای را در آفتاب ایستاده كه به آواز بلند تمامی مرغانی را كه در آسمان پرواز میكنند ندا كرده میگوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران را...»25. پینوشتها: 1. اوپانیشاد، ترجمه محمد داراشكوه (از متن سانسكریت)، ج 2، ص 637. 2. بشارات عهدین، ص 246؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18؛ لمعات النور فی كیفیة الظهور، ج 1، ص 19، نور الانوار، ص 86، نور هفتم. 3. علائم الظهور كرمانی ص 17؛ لمعات شیرازی، ج 1، ص 18؛ نور الانوار، نور هفتم؛ بشارات عهدین، ص 246 به نقل از كتاب زبدة المعارف، ذخیرة الالباب و تذكرة الاولیاء. 4. بشارات عهدین، ص 272؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18. 5. بشارات عهدین، ص 245؛ او خواهد آمد، ص66؛ علائم الظهور كرمانی، ص 18. 6. سورة اسرا، آیة 33، جهت اطلاع بیشتر به كتاب المحجّة، صص129ـ127 مراجعه فرمایید. 7. علائم الظهور كرمانی، ص 18؛ او خواهد آمد، ص 80. 8. او خواهد آمد، ص 65 به نقل از كتاب ریگ ودا، ماندالای 4 و 16 و 24. 9. عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 ـ 38. 10. یسی به معنای قوی، پدر حضرت داود و نوه «راعوت» است، و به طوری مشهور بود كه داود را پسر «یسی» مینامیدند، در صورتی كه خود داود شهرت و شخصیت عظیمی داشته و از پیغمبران بزرگ «بنی اسرائیل» بوده است. ( قاموس كتاب مقدس). 11. تورات، كتاب اشعیای نبی، باب 11، پندهای 1 ـ 10، ص 1548، كتاب مقدس. 12. وادی یهوشافاظ، نام صحرایی در نزدیكی بیت المقدّس است كه اكنون وادی «قدرون» نامیده میشود. (لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص 177). 13. كتاب مقدس، كتاب بوئیل نبی، ص 1327، باب 3، بندهای 2 و 3. 14. همان، كتاب زكریای نبی، ص 1382، باب 14، بندهای 10ـ1. 15. كتاب مقدس، كتاب حزقیال نبی، ص 1265، باب 39، بند 23_17. 16. قاموس كتاب مقدس، ماده «پسر خواهر»، ص 219. 17. كتاب مقدس، كتاب صفینای نبی، ص 1363، باب 3، بندهای 9 ـ 5. 18. كتاب مقدس، كتاب دانیال نبی، ص 1309، باب دوازدهم، بندهای 12 ـ 1. 19. كتاب مقدس، انجیل متی، ص 41، باب 24، بندهای 8 ـ 1، 29 ـ 23 ، 37 ـ 28 و 46 ـ 42. 20. كتاب مقدس، انجیل متی، ص 44، باب 25، بندهای 34 ـ 31. 21. انجیل متی، باب 19، بندهای 28 و 29. 22. 42 ـ كتاب مقدس، انجیل مرقس، ص 77، باب 13، بندهای 1 ـ 9 و 32 تا 37. 23. كتاب مقدس، انجیل لوقا، ص 116 باب 12، بندهای 35 و 36 و 40 ـ 37. 24. انجیل لوقا، باب 21، بندهای 27 ـ 25. 25. كتاب مقدس، مكاشفه یوحنّای رسول، ص 417، باب 19، بندهای 18 ـ 11. |
|
عدالت منجی در باور یهود و مسیحیت
انتظار عمومی برای یك مصلح بزرگ تقریباً همة كسانی كه در این زمینه مطالعه دارند متّفقند كه: تمام اقوام جهان در انتظار یك رهبر بزرگ انقلابی به سر میبرند، كه هر كدام او را به نامی مینامند، ولی همگی در اوصاف كلّی و اصول برنامههای انقلابی او اتفاق دارند. بنابراین... مسألة ایمان به ظهور یك نجاتبخش بزرگ... یك اعتقاد عمومی و قدیمی، در میان همة اقوام و مذاهب شرق و غرب است... و این خود دلیل و گواه دیگری بر فطری بودن این موضوع است.[5]3. عدالتگستری از اصول مهم برنامه رهبران الهی ایجاد عدالت، اقوام اصلی و سرلوحة همة برنامههای امام منجی حضرت مهدی4 است، چنان كه این اصل از نخستین هدفها و اصلیترین برنامههای همة پیامبران بوده است كه در گذشته تاریخ، اجتماعات و مردم را بدان فرا خواندند و در راه تحقق آن فداكاریهای فراوان كردند. میتوان گفت بیشترین درگیری و مبارزة پیامبران بر سر اجرای عدالت بوده است، و اصول شرایع آنان از آن جهت دچار موانع میگشته و با كار شكنیهای فراوانی روبرو شده است كه ماهیتی ظلم ستیز و دادگرایانه داشته است. وگرنه صرف اعتقاد به اصول و مبانی دینی، بیآنكه در حركت اجتماعی دخالت داشته باشد و با بیداد و ستم درگیر شود و برنامههای اقتصادی و مالی را كنترل كند و ... درگیری و ستیزی را در پی نخواهد داشت.[6]در تورات نیز همدردی خداوند با بینوایان، هسته رسالت مسیح را تشكیل میدهد. مسیح عشق ویژه خداوندی به بینوایان است. با استناد به آیه 61 یسایا آمده است: روح خداوندی بر من استوار است؛ زیرا خداوند مرا مسح كرده است و به من رسالت داده است، بینوایان را بشارت دهم كه به بند افتادگان را اعلام رهایی و نابینایان را مژده به نور دیده میدهد. آمدهام پایمال شدگان را آزاد كنم و خوش سالی خداوند را بشارت دهم.[7] حال كه عدالتگستری، اصلی از اصول مهم برنامه همه رهبران الهی است، و از طرفی، این اصل محوری به علت موانع عدیدهای كه وجود داشته است به صورت همه جانبه و گسترده به اجرا در نیامده است، عطش فطری جامعه جهانی برای اجرا و گسترش همه جانبة عدالت محفوظ مانده است. از این رو، همگان در انتظار منجی بزرگ و عدالت گستر به سر میبرند. به ویژه اگر شاهد ظلم و زور ظالمان باشند كه در این زمان، بر اساس فطرت ذاتی خویش از خواب گران بیدار میشوند و همه كس و در همه جا در چنین موقعیتهایی بیش از پیش تشنه موعود و عدالت جهانی او میشوند. ناگفته نماند در دوران ظهور موعود، موانع گوناگونی كه برای رهبران گذشته الهی بوده است، وجود نخواهند داشت و زمین و زمان و همه مردم، زمینه پذیرش عدالتگستری را پیدا خواهند كرد و این را میتوان یكی از امتیازهای دوران موعود دانست. اینك این پرسش مطرح است كه آیا یهود و مسیحیان نیز در انتظار موعود منجی هستند؟ و در صورتی كه چنین انتظاری را داشته باشند، آیا آن منجی موعود، عدالت گستر هم هست؟ و در فرضی كه عدالتگستر باشد آیا گستره عدالت او به گستردگی جامعه بشری است یا بركت عدالت او همگانی است و حتی شعاع عدالتگستری او موجودات دیگر را هم در بر میگیرد؟ 4. انتظار موعود در آیین یهود و مسیحیان پیش از آن كه به بحث انتظار بپردازم، تذكر این نكته ضروری است كه پرداختن به مقوله انتظار در محدوده محدودی كه بیان شده است از دو جهت اهمیت دارد: نخست این كه در لابهلای همین فرازهایی كه در باب انتظار آمده، نكتههایی نیز در باب دادگستری موعود وجود دارد و از این زاویه مربوط به بحث و موضوع مورد نظر است.از سوی دیگر، اگر آفتابی شود كه اهل كتاب نیز چون دیگر ملل در دایره انتظارند (علاوه بر نقل و بشارتهای عهدین) از عقل نیز یاری میگیریم كه اگر قومی در حوزه انتظار داخل شدند و از چشم به راهی موعودشان گفتند، بیدرنگ اصلیترین انتظاری كه از موعودشان دارند ظلم ستیزی و عدالت گستری او است و عقل میگوید: هر آن كس كه منتظر آمدن موعود است، منجی بودن و ظلم سوزی او را نیز لحاظ كرده است و هرگز نمیتوان گفت منتظر موعودی هستند كه پس از ظهورش در اندیشه عدالتگستری نیست یا برای عدالتپروری برنامهای ندارد. از سویی، اگر آن موعود جهانی ظهور كند و پس از آمدنش دست روی دست بگذارد و نظاره كننده تبعیضها و ستم ستمكاران به تودهی ضعیف و بیپناه باشد، هرگز نمیتوان او را ناجی بشر خواند در حالی كه اهل كتاب به ویژه یهود، همه سختیها را به امید آیندهای تحمل میكنند كه با برگشت موعودشان، آرمان شهری از عدالت بنا نهاده شود و به همین سبب این عبارت كتاب مقدس میان یهودیان رایج بود: ((اگر چه ابتدایت صغیر بود عاقبت تو بسیار رفیع میگردد)). در دایرة المعارف كتاب مقدس آمده است: به آمدن ثانوی مسیح برای سلطنت در قسمتهای زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است. تثنیه 30:3؛ مرموز 2؛ اشعیا 63:1 و... ویژگیهای روزهای پیش از آمدن ثانوی مسیح را بیان میكند و خود واقعه به شكل زیبایی در متن (24:27ـ30) ترسیم گردیده است. آمدن ثانوی مسیح یك واقعه مخفی نخواهد بود، بلكه هر چشمی آن را خواهد دید. بنابر متی: (25: 31ـ46.) مسیح پس از ظهور ثانوی خود تخت پادشاهی خود را برقرار خواهد نمود و امتها را داوری مینماید. كتاب مكاشفه، از بسیاری جنبهها مهمترین بخش درباره آموزه ظهور ثانوی مسیح است. حقیقت بالا در مكاشفه (1:7) چنین بیان شده است: ((اینك با ابرها میآید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی كه او را نیزه زدند و تمامی امتهای جهان برای وی خواهند نالید...)) حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده است كه سوار بر اسب سفید و همراه با لشكریان آسمان میآید تا به عنوان شاه شاهان و ربالارباب، زمینی را كه مملو از شرارت است داوری نماید و سلطنت هزارساله خود را به همراه مقدسین آغاز نماید. در این مدت، هزارسال شیطان بسته شده و به چاه هاویه افكنده میگردد تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود.[8] سپس مینویسد: باید توجه داشت كه ربوده شدن كلیسا و ظهور ثانوی مسیح بر زمین دو واقعه مختلف هستند، اگر چه در هر دو واقعه ((خداوند)) میآید ولی در واقعه ربوده شدن، او تنها به جو زمین میآید تا مقدسین را به آسمان ببرد در حالی كه در ظهور ثانوی مسیح، به روی زمین میآید و سلطنت هزارساله را بر روی زمین برقرار میسازد.[9] از سویی، اندیشه مسیحا ماهیتاً یهودی است. یهودیان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همواره در انتظار یك رهبر الهی فاتح بودهاند كه اقتدار و شكوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سلیمان برگرداند. شخصیت مورد انتظار، ماشیح (مسح شده) خوانده میشد... دلهای بنیاسرائیل از عشق مسیحای موعود لبریز بود و در مقابل حاكمان ستمگر، همواره در كمین چنین رهبر رهایی بخشی بودهاند. در باب دوم انجیل متی میخوانیم كه: هیرودیس كبیر، پادشاه فلسطین پس از زاده شدن حضرت عیسی درصدد قتل او برآمد. اما چون وی را به فرمان الهی به مصر بردند خطر را از سر گذراند.[10] مستر هاكس درباره شیوع اعتقاد به ظهور، و انتظار پیدایش یك ((منجی بزرگ جهانی)) در میان قوم ((یهود)) مینویسد: عبرانیان منتظر قدوم مبارك ((مسیح)) نسلاً بعد نسل بودند و وعدة آن وجود مبارك، مكرراً در ((زبور)) و كتب پیامبران علیالخصوص در كتاب ((اشعیا)) داده شده است. تا وقتی كه ((یحیای تعمیددهنده)) آمده، به قدوم مبارك وی بشارت داده، لیكن یهود آن نبوآت (پیشگوییها) را نفهمیده، با خود همی اندیشیدند كه ((مسیح)) سلطان زمان خواهد شد و ایشان را از ذلّت جورپیشگان و ظالمان رهایی خواهد داد و به اعلا درجة مجد و جلال ترقّی خواهد كرد.[11] موعود و عدالتگستری در عهدین حال كه بیان شد یهود و مسیحیان در صراط انتظار موعودند و آن موعود را، شاه شاهان میدانند، اینك به این پرسش و پاسخش میپردازیم كه آیا اهل كتاب، آن موعود جهانی را عدالتگستر هم میدانند؟شور و التهاب انتظار موعود در تاریخ پر نشیب و فراز یهود و مسیحیان موج میزند. یهودیان در سراسر تاریخ محنتبار خود هرگونه خواری و شكنجه را به این امید بر خود هموار كردهاند كه روزی مسیحا بیاید و آنان را از گرداب ذلت و درد و رنج رهاند و فرمانروای جهان گرداند.[12] مهمترین مژده مسیحایی و عدالت گستریاش در كتاب ((اشعیاء)) نبی آمده است كه تصویر روشنی از عدالتپروری او را به نمایش میگذارد. بشارتهای كتاب اشعیاء به عدلگستری موعود در كتاب ((اشعیای نبی)) كه یكی از پیامبران پیرو تورات است آمده است: نهالی از تنه یسی (پدر داوود) بیرون آمده، شاخهای از ریشههایش خواهد شكفت. مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود. جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لبهای خود خواهد كشت. كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.[13] در فراز دیگری از این كتاب آمده است: موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق گوشهای خود تنبیه نخواهد نمود.[14] كیست كسی را از مشرق برانگیخت، كه عدالت او را نزد پاهای وی میخواند، امتها را به وی تسلیم میكند و او را بر پادشاهان مسلط میگرداند و ایشان را مثل غبار به شمشیر وی و مثل كاه كه پراكنده میگردد و به كمال وی تسلیم خواهد شد نمود. ایشان را تعقیب نموده، به راههایی كه با پاهای خود نرفته، به سلامتی خواهد گذشت.[15] از این فرازها چنین برمیآید كه انسانی فوقالعاده و ممتاز ظهور میكند و بر همه جهان مسلط میشود و دنیا پر از عدل و داد میگردد به گونهای كه كسی جرأت ظلم به دیگران را در خود نمیبیند؛ زیرا از آن میترسد كه گزارش داده شود و در چنگال عدالت گرفتار گردد. در بخشی دیگر از همین كتاب آمده است كه آن موعود جهانی، عدالت اجتماعی را برقرار خواهد كرد و امنیت عمومی به وجود خواهد آمد. همانند همین بند: آن گاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید، و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه عدالت، آرامی و اطمینان خاطرخواهد بود تا ابدالآباد و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزلهای آرامی ساكن خواهند شد.[16] جمیع امتها به سوی او روان خواهند شد... او امتها را داوری خواهد نمود و قومهای بسیاری را تنبیه خواهد كرد... امتی بر امتی شمشیر نخواهد كشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت.[17] بشارتهای كتاب زبور تورات و انجیل فعلی نیز از ناجی موعود خبر دادهاند و قرآن كریم نیز از بشارت تورات و زبور داوود به ظهور نبی و به میراث رسیدن زمین به صالحان خبر داده است و میفرماید:((و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون))[18] ((ما علاوه بر ذكر (تورات) در ((زبور)) نوشتیم كه در آینده، بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد)). عین همین عبارت در زبور فعلی موجود است. اینك متن زبور: زیرا كه شریران منقطع میشوند؛ امّا متوكّلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. (10) و حال اندكست كه شریر نیست میشود كه هر چند مكانش را جستجو نمایی ناپیدا خواهد بود. (11) اما متواضعان وارث زمین شده، از كثرت سلامتی متلذّذ خواهند شد. (12) شریر به خلاف صادق، افكار مذمومه مینماید و دندانهای خویش را بر او میفشارد. (13) خداوند به او متبسم است؛ چون كه میبیند كه روز او میآید. (14) شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند. و كمانهای ایشان شكسته خواهد شد. (16) كمی صدّیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. (17) چون كه بازوهای شریران شكسته میشود و خداوند صدّیقان را تكیهگاه است. (18) خداوند روزهای صالحان را میداند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. (19) در زمان بلا، خجل نخواهند شد و در ایام قحطی سیر خواهند بود. (20) لكن شریران هلاك خواهند شد و دشمنان خداوند مثل پیه برهها فانی بلكه مثل دود تلف خواهند شد. (21) زیرا متبرّكان خداوند وارث زمین خواهند شد؛ اما ملعونان وی منقطع خواهند شد. (29) صدّیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد. (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران، این را خواهی دید. (38) اما عاصیان عاقبت مستأصل، و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.[19] در این بندها كه از كتاب زبور بیان شد، به ظهور منجی اعظم و سركوب ظالمان تصریح شده است. این متن مقدس در باب عدالت گستری روشن است و نیازی به توضیح بیشتر دیده نمیشود. به یقین، اگر صالحان وارث زمین شوند كه وعده قرآن نیز هست و چلّه كمان ظالمان شكسته شود و نسل آدمهای شرور قطع شود، آرمان شهری از عدالت تحقق پیدا میكند.[20] گفتنی است نویدهای زبور فراوان است و در پیش از 35 بخش از مزامیر (150) گانه نویدظهور آن موعود منجی عالم موجود است و بر طالب تفصیل است كه به عهد عتیق مراجعه كند.[21] بشارت انجیل مرقس و چون او ـ عیسی ـ از هیكل بیرون میرفت یكی از شاگردانش به او گفت: ای استاد! ملاحظه فرما چه نوع سنگها و چه عمارتهاست؟ حضرت عیسی (ع) در جواب وی گفت: آیا این عمارتهای عظیمه را مینگری. بدان كه سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد مگر آن كه به زیر افكنده شود. و چون او بر زیتون مقابل هیكل نشسته بود... از وی پرسیدند: ما را خبر ده كه این امور كی واقع میشود؟ آن گاه عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار! كسی شما را گمراه نكند. زیرا كه بسیاری به نام من آمده و خواهندگفت كه من هستم و بسیاری را گمراه خواهند نمود.[22]بشارت عدلگستری موعود در انجیل متی اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه مقدس خویش آید، آنگاه بر كرسی جلال خود خواهد نشست. و جمیع امتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا میكند به گونهای كه شبان میشها را از بزها جدا میكند... آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای بركت یافتگان از پدر من، و ملكوتی را كه از ابتدای عالم برای شما آماده شده است به میراث گیرید.[23]از این چند بندی كه نقل شد، فهمیده میشود كه آن موعود جهانی پس از تشكیل حكومت، بر مسند داوری مینشیند و سعادت عمومی به دست توانای آن حضرت بر پا میشود و در ضمن همین مطالب به اقتدار آن رهبر جهانی اشاره شده است. گفتنی است مستر هاكس مینویسد: كلمه ((پسر انسان)) 80 بار در انجیل و ملحقات آن در عهد جدید به كار رفته است كه فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی قابل تطبیق است و 50 مورد دیگر از ((مصلح)) و نجاتدهندهای سخن میگوید كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد.[24] در گنجینهای از تلمود آمده است: اعتقاد عموم بر این است كه ظهور ماشیح و فعالیتهای او در راه بهبود وضع جهان و تامین سعادت بشر، قسمتی از نقشه خداوند در آغاز آفرینش جهان بوده است. از این رو در اینباره آمده است: ((پیش از آن كه عالم هستی به وجود آید، هفت چیز آفریده شد: تورات، توبه، باغ عدن، جهنم، اورنگ جلال الهی، بیت همیقداش و نام ماشیح)).[25] سپس مینویسد: دانشمندان یهود این نكته را به مردم یادآوری میكردند كه پیش از ظهور ماشیح، آشفتگی و فساد در جهان به حد اعلی خواهد رسید و مشكلات و سختیهای زندگی تقریبا غیر قابل تحمل خواهند شد. و در نهایت، اثری كه دوران ماشیح بر وضع دنیای آینده خواهد گذشت متذكر میشود و آن آثار را در اثرهای ذیل خلاصه میكند: او خود جهان را به نور خویش روشن خواهد كرد چنان كه مكتوب است. بار دیگر آفتاب در روزِ نورِ تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید. زیرا كه یهوه، نور جاودانی تو و خدایت، زیبایی تو خواهد بود.[26] تمام شهرهای ویران شده را از نو آباد خواهند كرد و در جهان جایی ویرانه یافت نخواهد شد. حتی شهرهای سدوم و عمورا نیز در زمان ماشیح آباد خواهند شد. و خواهرانت شهر سدوم و دخترانش (دهات اطرافش) به حالت نخستین خود باز خواهند گشت.[27] صلح جاویدان در سراسر طبیعت حكمفرما خواهد شد: گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم. طفل كوچك آنها را خواهد راند. گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد. و طفل شیرخوار بر سوراخ مار بازی خواهد كرد و طفل از شیر بازداشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامی كوه مقدس من ضرری و فسادی نخواهند كرد. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبها كه دریا را میپوشاند.[28] خداوند، تمام حیوانات و خزندگان را فراخوانده و با آنها و با تمام اسرائیل عهد خواهد بست، چنان كه گفته شده است: در آن روز جهت ایشان با پرندگان و حیوانات صحرا و خزندگان زمین عهد بسته و كمان و شمشیر و جنگ را از زمین خواهم شكست و ایشان را به امنیت خواهم خوابانید.[29] گریه و شیون و زاری در جهان نخواهد بود و آواز و گریه و فغان و صدای ناله و فریاد دیگر در آن شنیده نخواهد شد.[30] دیگر نه آه و ناله به گوش خواهد رسید و نه فریاد و فغانی؛ نه غم و اندوهی وجود خواهد داشت و نه حزن و ماتمی؛ بلكه همه شادمان و خوشحال خواهند بود، چنان كه آمده است: و فدیه شدگان خداوند بازگشته و با ترنم به صهیون خواهند آمد، و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند یافت و غم و ناله فرار خواهد كرد.[31] در جهان امروزی هنگام شنیدن خبرهای خوش چنین میگوید: متبارك است خدایی كه نیك است و نیكی میكند و هنگام استماع خبرهای بد باید بگوید ((متبارك است داور حقیقی)) و در جهان آینده فقط این را خواهند شنید ((متبارك است خدایی كه نیك است و نیكی میكند)).[32] گفتنی است كه بر این نكته تأكید شده است كه ماشیح، دورانی از صلح پایدار و بیزوال و شادمانی و خرسندی را در سراسر جهان پدید خواهد آورد. ناگفته نماند یهود عقیده دارند: بیش از همه ملتها، ملت اسرائیل با ظهور ماشیح خوشبخت خواهد شد. ظلم و جوری كه از جهانیان تحمل كرده است، پایان خواهد یافت و به مقام عالی كه خداوند برایش مقدر كرده است خواهد رسید. دگرگونی بخت ملت اسرائیل از بدی به خوبی، و ترقی و سعادت ایشان به حدی قابل توجه و شگفتانگیز خواهد بود كه بسیاری از غیر یهودیان كوشش خواهند كرد تا به جامعه ایشان بپیوندند، ولی چون محرك اصلی آنان سهم بردن از سعادت اسرائیل است و نه گرویدن به دین آنان، از این جهت آنان را در جامعه یهود نخواهند پذیرفت... زیرا دانشمندان گفتهاند: در دوران ماشیح اگر كسی بخواهد به دین یهود درآید او را نمیپذیرند. یا اینكه مینویسد: ماشیح، جمعآوری و اتحاد اسرائیل را عملی خواهد كرد... و پیش از گردآمدن مجدد اسباط پراكنده اسرائیل، واقعه شگفتانگیز دیگری رخ خواهد داد و آن تجدید بنای شهر مقدس اورشلیم است. اگر كسی بگوید كه پراكندگان ملت اسرائیل گرد آمدهاند و هنوز اورشلیم آباد نگشته است، سخنش را باور مكن. چرا؟ زیرا كه مكتوب است: ((خداوند اورشلیم را بنا میكند)) و سپس گفته شده: ((او پراكندگان اسرائیل را جمعآوری مینماید)).[33] و در پایان مینویسد: از آنجا كه دوران ماشیح چنین خوبیها و چنین سعادت عظیمی را با خود خواهد آورد، پس حق آن است به نیكوكارانی كه از جهان گذشتهاند اجازه داده شود تا در آن شركت جسته و شریران و بدكاران از آن محروم گردند. در نتیجه، اعتقاد به ظهور ماشیح با ایمان به حقیقت رستاخیز مردگان در صورتی كه شایسته چنین پاداش و موهبتی باشند، همراه است. درباره كسانی كه زندگی ناشایسته و پر از فساد دارند چنین آمده است: در (فصل رستاخیز مردگان) است: ((نزدیك ایام ماشیح، طاعون عظیمی به جهان خواهد آمد و شریران با آن نابود خواهند شد)).[34] موجودات دیگر نیز از عدالت او بهرهمند خواهند شد. در كتاب تورات پس از آن كه از دادگری موعود سخن میگوید، آمده است: كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت. گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و...[35] از این بندها و بندهای پیش گفته به خوبی فهمیده میشود كه موجودات دیگر نیز از بركت عدالت آن حضرت بهرهمند میشوند و درندگان خونی، خوی وحشیانة خود را از دست میدهند و با هم سازشی عادلانه دارند. از اینرو موجودات دیگر نیز از بركت عدالت گستری او بهرهمند میگردند. اختلاف نظر مسیحیان و یهود در هویت رهبر موعود الهی ... یهود و مسیحیان معتقدند كه وی از ذریة اسحاق، از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است. مسیحیان میگویند: این رهبر ] موعود [ اسرائیلی، مسیح بن مریم است كه به دست یهود كشته شد. خدای متعال، وی را زنده كرد و از میان مردگان برانگیزاند و به آسمانش بُرد و در آخر دنیا، وی را میفرستد تا توسط وی، وعدهاش را تحقق بخشد.یهودیان میگویند: وی ] = رهبر موعود[ هنوز زاده نشده است. آیة 20 صحاح ] = سوره [ 17 سِفر تكوین ] = پیدایش[ به وعدة خدای متعال به اسماعیل7 اشاره دارد: ای اسماعیل! سخنت را دربارة وی ] = رهبر موعود[ شنیدم. منم آن كه مباركش میگردانم و رشدش میدهم و توانش را بسیار بسیار میكنم و دوازده رهبر میزاید و امت عظیمی قرارش میدهم.[36] ((حنان ایل))؛ مفسّر یهودی در حاشیه بر این آیه مینویسد: از پیشگویی این آیه 2337 سال گذشت تا عرب (سلاله اسماعیل) ] با ظهور اسلام در سال 624 م[ امتی عظیم گردند. در این مدت، اسماعیل مشتاقانه منتظر بود وعدة الهی محقق شود و عرب بر حاكم چیره گردند. ولی ما كه ذریة اسحاق هستیم، تحقق وعدة الهی كه به ما داده شده بود به سبب گناهانمان به تأخیر افتاد، اما حتماً وعدة الهی در آینده محقق خواهد شد. پس نباید نومید شویم.[37]
[1] قاموس كتاب مقدس، ترجمه مستر هاكس آمریكایی، طبع بیروت، 1928. ص 599 . |
|
سید محمد صادق محمدی / انتظار شماره 15 |
چکیده:
مقدمه
یهود; هنوز انتظار
نشانههاى ظهور نزد یهود
جنگهاى مذهبى و نشانههاى ظهور
آزادى یهود و تقویت آرمان ظهور
یهود; انتظار مسیح علیه السلام و محورهاى آن
محور اول: مسیح پسر داوود
محور دوم: بنده خدا
محور سوم: پسر انسان
بحران پیش از ظهور از نظر یهود
کیفیت ظهور مصلح یهود
فراوانى نعمت، بعد از ظهور مصلح یهود
نگاهى به تورات
پی نوشت ها:
1) محمدمهدى کریمىنیا :مدرس دانشگاه، کارشناس ارشد حقوق بین الملل، محقق و نویسنده .
2) ر . ک .: على دوانى، مهدى موعود (ترجمه جلد 13 بحار الانوار)، ص 178 .
3) ر . ک .: حبیبالله طاهرى، سیماى آفتاب، مشهور، قم، 1378، صص 126 - 125 .
4) جولیوس کرینستون، انتظار مسیحا در آیین یهود، ترجمه حسین توفیقى، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، 1377، ص 13 .
5) البرهان، ج 1، ص 28 و قصة الدیانات، ص 376 . به نقل از باقر شریف قرشى، زندگانى خاتم الاوصیاء امام مهدى (عج)، ترجمه ابوالفضل اسلامى، فقاهت، قم، 1376، صص 242 - 241 .
6) اسرائیل و تلمود، ص 60 . به نقل از: باقر شریف قرشى، پیشین، ص 243 .
7) جولیوس کرینستون، پیشین، ص 164 .
8) همان، صص 165 - 164 .
9) توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، قم، 1377، صص 38 - 37 و نیز در مورد پسر انسان مراجعه کنید به: محمد طى، المهدى المنتظر بین الدین و الفکر البشرى، الغدیر، بیروت، 1999 م . ، ص 61 .
10) جولیوس کرینستون، پیشین، صص 113 - 112; مزامیر، 2: 4 .
11) باقر شریف قرشى، زندگانى خاتم الاوصیاء امام مهدى (عج)، ص 133 .
12) همان، ص 122 .
13) همان، ص 244; البرهان، ج 1، صص 3 و 129; التلمود; تاریخه و تعالیمه، صص 61 - 60; قصة الدیانات، ص 376; مسیح فى القرآن و التوراة و الانجیل، ص 526 .
14) تورات، کتاب دانیال نبى، باب 12/3 - 1 .
15) همان، کتاب صنفیاى نبى، باب 2/7 - 1 .
16) همان، کتاب اشعیاى نبى، باب 60/19 .
17) همان، کتاب حزقیال، باب 47/9 .
18) همان، کتاب حزقیال نبى، باب 47/12 - 11 .
19) همان، کتاب اشعیاء نبى، باب 11/6، 7 و 8 .
20) همان، اشعیاء نبى، باب 22/23 - 22; راب، دکتر، ا، کهن، گنجینهاى از تلمود، ترجمه امیر فریدون گرگانى، زیبا، تهران، 1350، صص 370 - 358 .
دعا برای ظهور ماشیح (منجی جهان) در نمازهای سه گانه یهود جای دارد.
مهندس آرش آبایی، محقق و دین پژوه کلیمی، در گفتگو با خبرگزاری آینده روشن، چگونگی و ویژگیهای موعود باوری یهود را تبیین کرد.
آرش آبایی، متولد 1350، فوق لیسانس مهندسی عمران از دانشگاههای خواجه نصیر و امیر كبیر، حدود 20 سال است كه فعالیت مذهبی دارد، وی هم اکنون پیشنماز كنیسه و قاری تورات و سخنران دینی در مناسبتهای مذهبی کلیمیان است. آبایی همچنین معلم تعلیمات دینی یهود در دبیرستانهای كلیمی. و تدوینگر نهایی سری جدید كتابهای تعلیم دینی یهود در دبیرستان، نیز بوده است و عضو گروه بازنگری و آمادهسازی فرهنگ فارسی به عبری سلیمان حییم میباشد. وی حدود 7 سال مسوول امور فرهنگی انجمن كلیمیان تهران و سر دبیر نشریه افق بینا ( ارگان انجمن كلیمیان تهران) بوده است. آبایی اگرچه اکنون مسوولیتی در انجمن كلیمیان ندارد اما همچنان از فعالان مذهبی و اجتماعی کلیمیان ایران است و در اكثر همایشهای گفتگوی ادیان، ارائه کننده مقاله و سخنرانی و یا عضو شركت كننده است. وی در همایشهایی هم در خارج از كشور مثل كشورهای سوئد، روسیه و آلمان به عنوان نماینده ایران شركت داشته است. همچنین از درون جامعه كلیمی با برخی نشریات نیز به صورت ارائه مقاله و یا مصاحبه و نیز در ویراستاری برخی كتابها كه در زمینه یهود است، همکاری داشته است. آنچه می خوانید بخش اول گفتگویی است که خبرگزاری آینده روشن با این دین پژوه کلیمی انجام داده است.
آینده روشن: به نظر میرسد میان موعود باوری در یهود و ایده برگزیدگی قوم بنی اسرائیل پیوندی خاص وجود دارد. دیدگاه شما در خصوص آموزه برگزیدگی این قوم و ارتباط آن با موعود باوری در یهود چیست؟
وقتی از یهود سوال می شود باید روشن كنیم كه از كدام یهود سوال میكنیم؟ از یهود كلاسیك توراتی و تلمودی (سابقه تورات 3300 سال است و سابقه تلمود نهایی 1500 سال پیش است كه در آن زمان یهود در مقابل جهان كفر بوده است) یا یهود امروزی یعنی یهود پانصد سال یا هزار سال پیش تا كنون؟ هر سوالی كه می شود باید این مساله روشن شود كه از كدام یك از این دو مرحله سوال می شود. در مورد برگزیدگی هم همانند دیگر سوالات همین قضیه وجود دارد. طبق متن صریح تورات و كتب انبیای یهود و تلمود، قوم یهود برگزیده است زیرا كه در آن زمان تنها قوم خدا پرست و یا حداقل تنها قوم دارای شریعت مدون خدایی بوده است. ( با توجه به این نكته كه دین زرتشت برای یهود كلاسیك شناخته شده نیست و حتی اگر بگوییم زرتشت از نظر تاریخی مقدم بوده است، ذكری از آنها به میان نیامده است یا به زعم یهود آن زمان موحد شمرده نشده اند.) بنابر این در آن وقت یهود بوده و جهانی از كفر لذا اعتقاد به برگزیدگی كاملا منطقی بوده است. اما مسلم است كه بعد از پدید آمدن اسلام و مسیحیت، (هرچند كه یهود شاید موضع دیگری نسبت به آنها داشت) چون اینها موحد بودند، این برگزیدگی كم رنگ شد و آن شكل خود را از دست داد ولی معنای دیگری از برگزیدگی كه در خود تورات به صراحت ذكر شده و امروز هم كسانی كه همچنان ادعای برگزیدگی یهود را دارند می توانند به آن استناد كنند ، این است: خداوند در تورات (خطاب به بنی اسرائیل) می گوید : شما «مملخت كهنیم » هستید . مملخت كهنیم یعنی مملكت كاهنان. در یهود یك تیره ای داریم مانند سادات در اسلام كه اینها سبط لاوی هستند و گروهی از آنها كه از نسل حضرت هارون هستند ، كاهن یا كهن خوانده می شوند و در زمان آبادی بیت المقدس این گروه تنها عهده داران مراسم رسمی عبادت و تقدیم قربانی بودند، یعنی واسطه ای بودند میان بنی اسراییل و خدا. كاهنها گروهی هستند ( البته در زمان كنونی كاهنها هستند اما وظایفشان دیگر مانند آن زمان وجود ندارد) كه یهودی هستند اما یهودیانی برگزیده از میان بهودیهای دیگر كه به خاطر اصل و نسبشان انتخاب شدند كه مراسم عبادی و قربانی ها را انجام بدهند. به طور مثال صحن بیت المقدس از نظر قداست درجه بندی شده بود مكانی وجود داشت كه همه می توانستند به آن وارد شوند و در یك مكانی زنها نمی توانستند وارد شوند و در مكانی دیگر فقط سبط لاوی می توانستند وارد شوند و یك قدس الاقداسی داشتند كه همان نقطه مركزی بیت المقدس بود و فقط كاهن اعظم یهود سالی یكبار می توانست در آنجا ساعاتی را وارد شود و مراسم را اجرا كند. وقتی در تورات می گوید شما مملكت كاهنان هستید ، این موضع را نسبت به جهان اعلام می كند یعنی میگوید نسبت شما به جهان همانند نسبت كاهن است به سایر یهودیان. پس برگزیدگی شما نسبت به جهانیان به این صورت است كه قرار بوده شما مراسم عبادی را به نیابت از سایر اقوام جهان انجام بدهید یعنی شما نسلی از انسانها هستید كه به دلیل سابقه یا هر چیز دیگری برای انجام مراسم عبادی برگزیده شده اید. در مناسک یهود نیز سمبلی از این جریان وجود دارد در یكی از اعیاد یهود كه جشن سكوت یا عید سایبان ها نام دارد و هشت روز است، در روز آخر هفتاد گاو یا گوسفند به نشانه هفتاد قوم جهان قربانی میشود نه فقط برای یهودیها ، بلکه یهودیها قربانی می بردند برای كل مردم جهان، جهانیانی كه شاید اصلا اطلاعی نداشتند كه یهودیان چه كسانی هستند و یا چه می كنند. این تعبیر دیگری است از برگزیدگی قوم یهود هر چند كه نظر نهایی نیست و چه بسا كسانی سر سختانه به همان معانی اولیه برگزیدگی معتقد باشند و گروهی دیگر این مساله را تمام شده و متعلق به زمان گذشته بدانند.
آینده روشن: برخی بر این باورند که یهودیان چون از طرفی خود را برگزیده می دانستند و از طرفی در طول تاریخ وعده های الهی در مورد این قوم برگزیده تحقق نیافت، کم کم بر اندیشه موعود و ماشیح متمرکز شدند. آیا تبیین اینچنینی از موعود باوری یهود به نظر شما صحیح است؟
این مساله هم به تفاسیر مختلف برمی گردد. آن چیزی كه در متن مقدس صراحتی در مورد آن نباشد، تفسیر بردار است و تفسیر هم بر اساس عقاید و احساسات انسانها انجام می شود. عده ای بر این باورند كه لفظ ماشیح و اشاره به او از ابتدای آفرینش جهان بوده است. هر چند در خود تورات كلمه ماشیح ذكر نشده ولی به استناد آیات اولیه تورات، در هفت روز آفرینش جهان، در یكی از این روزها و مراحل آفرینش گفته شده است كه روح خداوند بر سطح آبها پرواز می كرد واین روح خداوند را اولین اشاره دانسته اند بر روح ماشیح و منجی كه از ابتدا قرار بوده است بیاید . استناد دیگر به تورات سخنی است از حضرت یعقوب كه در هنگام فوت فرزندان را جمع می كند و می گوید تركه تادیب از یهودا (یعنی نسل یهودا یا همان یهودیان) دور نخواهد شد تا اینكه منجی از او ظهور كند و ملتها از او اطاعت كنند . یعنی حضرت یعقوب در شرایطی كه هنوز توراتی نیامده است و بدان صورت قوم یهودی تشكیل نشده پیشبینی میكند كه كسی می آید كه همه از او اطاعت می كنند. می بینیم كه ریشه ها را می شود در اینجا پیدا كرد . حضرت یوسف همیشه بشارت می داده است ( اسارت بنی اسراییل در مصر شاید در پایان دوران یوسف بوده و یا اینكه ایشان پیش بینی می كرده) و می گوید كسی خواهد آمد كه نشان می دهد خداوند شما را مورد تفقد قرار می دهد . یعنی همانطور كه شما اشاره كردید ، همیشه به دنبال این بوده اند كه بگویند رنج با ظهور منجی پایان می یابد و تمام می شود.
اما به طور صریحتر كلمه مسیح یا ماشیح (لفظ مسیح، همان معرب لفظ ماشیح عبری است) را در كتب انبیای یهود اشعیا، ارمیا، میخا و زكریا می بینیم كه در آنجا اشاره به موعود كرده اند كه می آید و صلح را برقرار می كند. این آیات معروف است كه گرگ با بره خواهد خوابید و نیزه ها و شمشیرها به قیچی باغبانی و گاو آهن تبدیل می شوند و اینها به صراحت در كتاب مقدس یعنی كتب انبیای یهود و بعد از تورات آمده است. در برخی قسمتهای این کتابها هم نسبت فردی به او داده اند و مثلا كوروش را در كتاب اشعیای نبی، مسیح خداوند ذكر می كند . چون كورش كسی بود كه اولین تبعید بنی اسراییل را پایان داد و بعد از اینكه آنها به ایران باستان پناهنده شدند، كورش، آشوریها را شكست داده و سرزمین اسرائیل را تسخیر كرده و به یهودیها اجازه می دهد برگزدند و برای دومین بار معبد بیت المقدس را بنا كنند . و همین كار او باعث شده كه او در یهود یك نجات دهنده تلقی شود و به او لقب مسیح یا ماشیح داده شده است. بنابر این ایده ها از ابتدا وجود داشته است و در جاهایی هم به صراحت گفته شده ولی بعد از تبعید نهایی یهود است که در تلمود به صورت مفصل در مورد ماشیح صحبت شده است. شرایط ظهور او، اینكه او كه هست و چه خواهد كرد ، همه اینها در تلمود كه 1500 سال پیش تدوین شده آمده است. بعد از تلمود بر حسب نوساناتی كه در تاریخ یهود بوده است گرایش به این باور گاهی زیادتر و گاهی كمتر شده است و تقریبا می شود گفت با رفاه و امنیت یهودیان نسبت عكس داشته است. هر جا رفاه و امنیت كم شده است آنها بیشتر به دنبال منجی بوده اند و هر جا رفاهشان بیشتر شده است این مساله كم رنگ شده است. به طور مشخص در حدود سال 132 میلادی یكی از یهودیان شجاع به نام بركوخبا كه یك سردار نظامی بوده است، گروهی را جمع می كند و برابر رومی ها شورش می كند ( رومی هایی كه اسرائیل را تسخیر كرده بودند و یهودیان را از آنجا تبعید كرده بودند). این فرد با ایده بازگشت به دوران كتاب مقدس و شكست دادن دشمنان خدا قیام می كند و برابر رومی ها شورش می كند و اتفاقا یكی از بزرگترین عالمان تلمودی به نام ربی عقیوا تمام شاگردانش را به عنوان سپاهیان او می فرستد و باور داشته است كه او همان مسیح موعود است. البته بركوخبا شكست می خورد و اكثر شاگردان و طلاب مذهبی مكتب او كشته می شوند. این جریان یك مثال است و در تاریخ یهود بارها تكرار شده است.
آینده روشن: هم اکنون در میان کلیمیان چه اعتقاداتی در مورد برگزیدگی و موعود باوری وجود دارد؟
وضعیت فعلی را باید بر حسب میزان پایبندی گروههای یهودی به باورهای یهودی دسته بندی كنیم. در جوامع سنتی (یا اكثرا سفارادی ) همه چیز سنتی است و عقاید دسته بندی نمی شود. در اینچنین جوامعی مثل جامعه ایرانی اگر سوال كنید كه شما چه جور یهودی هستید؟ جواب این است كه ما یهودی هستیم و همه خودشان را از نظر گروهبندی یكی می دانند. اما در جوامع غربی كه گرایش خاصی به دسته بندی و قراردادن هر چیزی در جای خود هست، همین یهودیها وارد طبقه بندی می شوند. از یهودیان ارتودوكس و بسیار پایبند به احكام و قوانین دینی گرفته تا یهودیان میانه رو تر و محافظه كار و تا گروههای نو گرای امروزی یعنی یهودیان رفرمیست (یهودیانی كه حتی حاضر شدند ساختارهای كهنه عقاید یهود را بشكنند و چیز جدیدی از آن در آورند). به همین نسبت نگاهشان به ماشیح و موعود در یهود تفاوت دارد. اگر بخواهم تقسیم كنم باید بگویم سنتی ترین و معمولی ترین اعتقاد همین است كه موعود به صورتی معجزه وار ظهور خواهد كرد و یك دنیای كاملا تخیلی و یك اتوپیا را به بار خواهد آورد و مشخصا هدف اصلی او یهودیان خواهد بود که از این اسارت و پراكندگی جهانی به زعم خود رها می شوند و به بیت المقدس بر خواهند گشت و در آنجا حكومتی تشكیل خواهند داد و آداب و رسوم اولیه عبادت كه در تلمود ذكر شده دوباره احیا خواهد شد. در مرحله بعد و در درجه دوم تمام جهانیان خداوند را خواهند شناخت و اختلاف عقیده در مورد خدا در میان آنها از بین می رود. البته عده ای عقیده دارند جهانیان به یهودیت گرایش پیدا می كنند حال از این گرایش یا تغییر دین، یا احترام گذاشتن و علاقمندی به آن و یا حداقل عدم مخالفت با آن تعبیر می شود.
اكثر عقاید سنتی بر این است كه وقتی ماشیح بیاید ما دنیای بهشتی خواهیم داشت، تابلویی تخیلی و بسیار زیبا و در افراطی ترین نگاه. در آن زمان توبه هم معنایی نخواهد داشت چون گناهی نیست كه توبه ای باشد و حتی مردم نیازی به كار هم نخواهند داشت چون كار مجازاتی است كه خدا برای آدم اول قرار داده و با آمدن ماشیح انسان به همان باغ عدن اولیه بر می گردد. این سنتی ترین اعتقاد است به طوری كه در نمازهای سه گانه یهود هم بندی به طور مشخص به دعا برای ظهور ماشیح اختصاص پیدا كرده است. در سایر گروهها ی یهودی شاهدیم كه هر قدر گروههای یهودی از این سنتهای تلمودی دور شده اند وبه عقل گرایی روی آورند، این اعتقادات نیز تغییر کرده است. مثلا "هارمبام" یا "موسی بن میمون" كه از فلاسفه بزرگ یهودی است و فردی عقل گرا بوده است و اتفاقا همین فرد بوده است كه اعتقاد به ماشیح را وارد سیزده اصل ایمان یهود كرده است(اصل دوازدهم از اصول سیزده گانه یهود اعتقاد به ظهور ماشیح است) او اعتقاد دارد وقتی ماشیح بیاید دنیا روال عادی خو د را دارد و از یك نگاه معجزه وار به یك باور روز مره می رسد. ماشیح فردی است كاملا عادی از نظر جسمانی و شخصیتی( نه از لحاظ علمی و معنوی كه او را بسیار والا می دانند) او ظهور خواهد كرد و مصلح دنیا خواهد بود و جهان به آرمانهایش نزدیكتر می شود و این فرد مثل تمام انسانهای دیگر می میرد و فرزندان او جانشینش می شوند و هیچ اتفاق معجزه واری نمی افتد. می بینیم كه این نگاه بسیار عقل گرا ست. گروهای دیگری نیز هستند مثل عارفان یهود كه اعتقادشان بیشتر به این سمت معطوف می شود كه ما باید سعی كنیم خودمان، ماشیح شویم . یعنی ما باید از نظر شخصیتی خود را به ماشیح نزدیك كنیم و این سعی ماست که ماشیح را خواهد آورد دیدگاه یهود در مورد شخص منجی و ویژگیهای او چیست؟ اعتقاد كلی یهود بر این است كه ماشیح فردی است كه در هر دوره ای وجود دارد و قابلیت مسیح شدن را دارد و اگر شرایط كه عموما از آن به توبه جامعه یهودی تعبیر می شود، محقق شود او اعلام موجودیت میكند و خداوند ماشیح بودن را به او اعلام می كند و اگر شرایط آماده نباشد كس دیگری كه او هم در زمان خود لایقترین فرد است مستعد این مساله است و بالطبع نظرها بیشتر به سوی مراجع مذهبی یا عالمترین فرد است. این معمول بوده كه وقتی یكی از عالمان یهود فوت می كرده است چه بسا مردم با تاسف می گفتند كه اگر شرایط مهیا میشد، او ماشیح می بود و این قضیه تا آنجا پیش رفت كه گروهی فكری از یهود به نام حسیدیم ها كه به تعبیر خودشان پارسایان و زهاد یهود هستند و به اجرای احكام توجه بیشتری دارند، در این دوران اخیر رسما اعلام كردند كه رهبر دینی شان همان ماشیح است. آن رهبر اعلام كرده بود كه دوران تبعید دارد تمام می شود و ما وارد دوران مسیحایی می شویم و این تعبیر شد كه پس خود او مسیح است و علی رغم این كه او چند سال پیش فوت كرد هم چنان پیروانش عقیده دارند كه این مرگ ظاهری است و روزی او دوباره قیام می كند و بنی اسرائیل را نجات می دهد. برخی دیگر نیز مثل یهودیت مدرن و رفرم ها و برخی از صهیمونیست ها، ساختار را شكسته و اصلا عقیده شخص ماشیح را كنار گذاشتند و بر این باورند که نیازی به انتظار او نیست. جایگزین این باور در اعتقاد آنها دوران مسیحایی است یعنی ما به جای منتظر بودن شخص مسیح منتظر دوران هستیم و این دورا ن هم از طریق اعمال خودمان به دست می آید یعنی وقتی گروهی تلاش كنند و فضای بهتری را درست كنند ما به آن هدف كه دوران مسیحایی است نه شخص مسیح نزدیك می شویم. حتی یهودیت سكولار یعنی یهودیت كاملا غیر مذهبی هم مثل كارل ماركس كه اصلا كمونیست شدند و احكام و شرایع یهود را به طور كامل كنار گذاشتند، این ها هم حتی معتقد بودند كه می شود رسوم و سنتهای دینی را به طور كامل از یهود گرفت اما اعتقاد و امید به مسیح و ماشیح و منجی هم چنان در یهود باقی خواهد ماند. یعنی حتی آنها هم به مسیح اعتقاد داشتند ولی راههای رسیدن فرق دارد. یهودیان سنتی معتقد به لزوم پایبندی اجرای دقیق تر احكام و اخلاقیات یهود هستند برای ظهور ماشیح. اما یهودیان سكولار و مدرن از تلاش مذهبی بیرون می آیند و به سوی تلاش اجتماعی می روند. با این تفاوت که این تلاش اجتماعی را یهودیان رفرم به صورت نیكوكاری و كارهای خیریه و نظم بخشیدن به جامعه و جهان می دانند و یهودیان سیاسی یا صهیونیستهای سیاسی آن را به جو سیاسی می برند یعنی می گویند ما با اقدامات خود برای تصرف سرزمینی موعود و پابرجا كردن دولت سیاسی به همان دوران طلایی خواهیم رسید. اینها تقریبا طیفی از عقاید و باورهای یهودیان بود در مورد منجی.
اندیشه موعود باوری به لحاظ حساسیت موضوع همواره درگیر آسیبهایی بوده است. همچنان که شما هم اشاره فرمودید در تاریخ یهود و به طور خاص با تلقی سنتی از این آموزه ، این آسیبها وجود داشته است. در این باره بیشتر توضیح دهید.
بزرگترین موردی كه البته نمی توان آن را به عنوان آسیب یاد كرد ولی نكته ای است كه یهود را در برابر اندیشه ماشیح محافظه كارتر كرد، ظهور حضرت عیسی بود. این قضیه نقطه اختلاف میان یهودیت و مسیحیت است. یعنی وعده هایی كه در كتابهای پیامبران بنی اسرائیل در مورد ظهور منجی آمده بود باعث شد به هنگام ظهور عیسی مسیح، خیلی ها به این باور رسیدند كه این همان منجی موعود یهود است و از همین جا نقطه اختلاف یهودیت و مسیحیت آغاز شد و اتفاقا همین افتراق و اینكه یهودیان آن انتظاراتی كه از مسیح موعود داشتند را در مسیحیت ندیدند، باعث شد كه یهودیان بیشتر مراقب اوضاع باشند. قبلا گفتیم كه در قضیه بركوخبا در سال 130 میلادی، یهودیان فریب خوردند و از احساسات آنها سوءاستفاده شد و بعد از این هم برخی مدعیان دروغین مسیح بودن وجود داشته اند كه با باور مردم مواجه شدند ولی معمولا آنقدر ها فراگیر نبوده است. یعنی بعد از آن اتفاقات اولیه حضرت عیسی و بركوخبا اگر هم كسی این ادعا را كرده است، آنقدرها موفق نبوده است. ولی بر اساس اطلاعی كه من دارم امروزه برخی گروههای افراطی یهودی كه معتقد به دوران بهشتی زمان ماشیح هستند، یعنی می گویند در آن دوران انسان به دوران قبل از حضرت آدم برمی گردد و نیازی به كار ندارد و بهشتی می شود، سوء استفاده هایی كرده اند. بخش عظیمی از طلاب یشیواهای یهودی چه در اسرائیل و چه در اروپا و آمریكا معتقد هستند كه ماشیح تا چند روز دیگر ظهور می كند و ما اصلا نه نیاز به ساخت و ساز داریم و نه اصلا به كار نیازی هست. این افكار گروهی از جامعه را تحت تاثیر قرار داده و اینگونه فكر می كنند و هر واقعه ای را به نشانه نزدیكی دوران ظهور نسبت می دهند. من یادم هست كه در دوران جنگ خلیج فارس می گفتند این همان نشانه هایی است كه در تورات ذكر شده است. این گونه سوء استفاده ها جزء آسیبهای این باور است.
ویژگیهای اندیشه موعود در دین یهود و تفاوت آن با سایر ادیان چیست؟ این مسلم است كه اصل اندیشه منجی و موعود باوری در اكثر ادیان وجود دارد. اما تفاوت عمده ای در یهود نسبت به سایر ادیان وجود دارد. آن تفاوت این است كه تقریبا هیچ دینی وابستگی تاریخی و مكانی به نقطه خاصی ندارد . ادیان دیگر مثل اسلام ، مسیحیت و زرتشت و.....آزادانه در فضای زمانی و مكانی جهان پیش می روند ولی دین یهود یك خصوصیتی دارد كه تقریبا در هیچ دین دیگری نیست و آن وابستگی زمانی و مكانی است. این دین از لحاظ مكانی به شدت به سرزمین اسرائیل و بیت المقدس وابسته است و از لحاظ زمانی هم به همان دوران حضور در اسرائیل و حكومت در آن وابسته است. در سایر ادیان اینگونه نیست كه آنها چیزی را از دست داده باشند كه نیاز به بازگشت به آن داشته باشند، شما به عنوان یك فرد مسلمان در هر نقطه ای از جهان كه باشید پیش می روید ولی یهود خودش را در تبعید می داند. تبعیدی دو هزارساله كه در این دو هزارسال هر روز سه بار دعا می كند كه به آن دوران طلایی برگردد. این مساله نقطه اصلی اعتقادات یهود است . یهود اگر همه شرعیات را هم كنار بگذارد این باور را نمی تواند كنار بگذارد. ریشه امید به آمدن یک منجی كه آن دوران را بازسازی كند، با اصل یهودیت عجین شده است و یهودی كه به این اصل معتقد نباشد یهودی نیست. از این روست كه ایمان به ماشیح یا حداقل در نظر داشتن ماشیح یك عنصر یهودیست.
مطابق آموزههای یهود ماشیح به هنگام ظهور چه برخوردی با پیروان سایر ادیان خواهد داشت؟ دوران ظهور ماشیح با آزادی های مذهبی همراه است یا یا مبارزه وجنگ؟
در این باره عقاید مختلف است چون همانطور كه قبلا گفتم در هر جایی كه متن دین صریح نباشد تفاوت در تفسیر هست . برخی بر اساس متنی كه در تلمود هم هست كه "خوشا به حال چشمی كه آن دوران را می بیند و بدا به حال آن كسی كه آن دوران را می بیند" معتقدند كه آن زمان هم آنقدر قضایا فجیع است که شاهد آن زنج می کشد و هم آنقدر بعدش خوب می شود كه برای كسی كه آن دوران را میبیند چنین تعبیری شده است. اینها معتقدند كه ظهور ماشیح با بروز جنگهای سخت جهانی همراه خواهد بود و سپس ماشیح خواهد آمد و خون و خونریزی را لازمه آمدن آن دوران می دانند. و برخی لازمه ظهور را ظلم فراگیر می دانند و حتی می گویند چون قرار است ظهور ماشیح از طریق توبه یهود صورت بگیرد ، اگر مردم یهود خودشان توبه نكنند، خداوند آنها را مجبور به توبه خواهد كرد و این امر با گماردن یك حاكم ستمگر بر آنها خواهد بود. این یك نوع از دیدگاههاست و در مقابل برخی این نوع باورها را خلاف عقل میدانند و می گویند اگر ما قرار است به یك نقطه روشنی برسیم چه لزومی دارد كه برای این رسیدن حتما فضا را تاریك كنیم. آنچه عقلانی است، این است كه ما ذره ذره و كم كم روشن و روشن تر شویم تا به آن نقطه نهایی نور برسیم. در مورد شخص ماشیح هم اشاره شد كه نظر افراطی بر این است كه شخص ماشیح یهودی است و برای قوم یهود می آید و هدف اولیه او بنی اسرائیل و قوم یهود و اورشلیم است و بقیه مردم هم وقتی این واقعیت را می بینند ایمان می آورند حال این ایمان از نوع ایمان یهودی است یا از نوع ایمان موحدانه است. ولی آنچه كه بیشتر مورد قبول است این است كه در آن روز همه مردم خداوند را یكسان می پرستند و حتی طبق كتاب مقدس، حتی در پرستش خدا اختلاف اسمی هم ندارند و همه خدا را با یك نام می پرستند.
با توضیحاتی که در مورد پیوند اندیشه منجی و سرزمین موعود فرمودید، بالطبع این سوال پیش می آید که حکومت فعلی اسرائیل و رویکرد صهیونیست ها چه ارتباطی با موعود گرایی در یهود دارد؟ در این خصوص توضیح بفرمایید.
یهود هر زمان كه حكومت داشته حكومت دینی بوده است. و در بسیاری موارد سیاست و دین در تاریخ یهود یكی بوده است. اما مشكل اصلی كه همواره در تاریخ یهود وجو د داشته است دو چیز بوده است: یكی عامل مكانی كه همان سرزمین اسرائیل است كه هم از نظر مساحتی كوچك بوده و هم در موقعیتی بوده است كه همواره زیر نفوذ حكومتها قرار می گرفته و در همان زمان یهود هم دوران استقلال حكومتیش خیلی كم بوده است و معمولا تحت الحمایه قدرتهای بزرگتر بوده است. عامل دوم هم كمی جمعیت یهود و اینكه این یهودیان هرگز جنگجو نبوده اند، بوده است. شاید تنها جنگهایی كه در تاریخ یهود صورت گرفته است در زمان حضرت داوود بوده است و هرگز ایده جهانگیری در یهود آنچنان كه در مسیحیت و اسلام وجود داشته دیده نمی شده است . دكترین یهودیت هیچگاه این نبوده است كه جهان یهودی شود . ممكن است بگوییم این مساله مورد علاقه آنها بوده است اما كوچكترین تلاشی در این باره نشده است. حتی در جایی ثبت نشده است كه ما مبلغ یهودی برای اقوام غیر یهودی داشته باشیم . افرادی بودند كه یهودی شده اند اما همه آنها بر حسب اتفاقات خاصی بوده است نه تبلیغ فرد یا افراد یهودی. اصلا تعلق یهود به این سرزمین خاص و انگیزه نداشتن برای رفتن به جایی دیگر، باعث شد كه این قوم و حكومت ضعیف نگه داشته شود. یهودیان صواب مذهبی خود را ماندن در سرزمین مقدس می دانستند و اصلا از نظر دینی رفتن به جای دیگر مطلوب نبود و همین عوامل باعث ضعف حكومت یهودی میشد. بنابر این؛ بررسی ارتباط دین و سیاست در یهود تقریبا غیر ممكن است چون از 2000 سال پیش تا حالا حكومتی نبوده است كه قابل بررسی باشد و بدتر از آن این است كه در سنت یهودی به دلیل اینکه حكومتها حكومت غیر یهودی بوده اند وحكومت یهودی وجود نداشته است، اصلا سیاسی كاری تحریم شده است، و كسی كه دنبال سیاست می رفته میگفتند حتما در اعتقاد دینی سست شده كه سراغ سیاست رفته است.. و در مواردی از تاریخ یهود اگر حتی بزرگی از عالمان یهودی به نحوی با حكومت مرتبط می شدند آنها را طرد می كردند. اما در دوران معاصر كه اسرائیل به وجود آمده است دو نكته جدا از هم دارد. یكی این كه یك آرزوی 2000 ساله بوده كه به تحقق پیوسته است و تقریبا میتوان گفت هیچ یهودی در دنیا پیدا نمی شود كه بگوید من با بودن در اسرائیل یا داشتن حكومت مخالفم. پس با كل قضیه كسی مخالف نیست اما اینكه چه كسانی آنجا را گرفته اند و به چه بهانه ای آن را گرفته اند به دیدگاههای مدرنیسم بر می گردد چون اصلا خیلی از یهودیها معتقد هستند كه ما یهودیان اینقدر ضعیف و گنهكاریم كه باید این بدبختی ها را بكشیم و خدا باید مارا نجات دهد . و اگر هم آنجا می رویم توفیقی است كه به ما داده شده ولی باید برگردیم. اما برخی این ساختار را شكستند و گفتند ما نه به ماشیح و نه به اعتقادات سنتی یهودی كاری نداریم ما به عنوان یك انسان ( انسان مدار شدند به جای خدامدار بودن كه حاصل مدرنیته است) تلاش میكنیم و این سرزمین را می گیریم . دولت فعلی اسرائیل دولت مذهبی نیست و حتی در خیلی موارد ضد مذهبی بوده است. البته در سالهای اخیر قدرت مذهبی در اسرائیل بیشتر شده است . البته جریانات مذهبی با حكومت به نحوی مخالفند مثلا تا جایی كه اطلاع داریم اسرائیل هنوز مثل كشورهای دیگر قانون اساسی ندارد چون میان كسانی كه می خواهند قانون بر اساس تورات نوشته شود و كسانی كه می خواهند مطابق سوئیس نوشته شود اختلاف وجود دارد. یا تا آنجایی كه به صورت غیر رسمی اطلاع داریم دو نوع دادگاه در اسرائیل وجود دارد دادگاههای مدنی و دادگاههای شرعی و هر دو هم به نحوی رسمیت دارند و حاخام ها مردم را از رفتن به دادگههای مدنی بر حذر میدارند و دولت هم مراجعه به دادگاهها ی مدنی را توصیه می كند .
شما در میان سخنانتان به دكترین یهودیت اشاره کردید. آیا می توان گفت دکترین یهودیت (به معنای عنصر اصلی یا راهبردی ترین عنصر) اعتقاد به منجی است؟ می توان گفت در یهودیت، دكترین بر بازگشت و احیاء هست و این باز گشت و احیاء در دوران ماشیح و با حضور او اتفاق می افتد . و كلی تر از این آنچنان كه دیدگاههای عرفانی یهود می گویند این كه دكترین یهود باز گشت به آن فضای قبل از دوره آدم هست وتمام اساس كار این است كه دنیایی كه آدم آن را با گناه خود به هم ریخت دوباره به جای اول برگردانیم و آنجوری شود كه خدا می خواسته است. به قول استاد ملكیان تفاوت علم یا مدرنیته با دین سنتی یا همان سنت این است كه در دین پیشرفت نیست و همیشه گذشته ای دارد كه انسان با برگشت به گذشته كامل تر می شود و هر چه پیش می رود انسان گناه كارتر می شود و تنها امید هست كه انسان را به جلو می برد و این امید همان امید به بازگشت به گذشته است. ولی در علم و مدرنیته قضیه بر عكس تبیین می شود. گذشته تاریك است و هرچه جلوتر می رویم انسان پیشرفت می كند و فربه تر می شود. بنابر این در شكل سنتی یهود، دكترین بر بازگشت به گذشته است و این بازگشت سر راهش از اسرائیل و بیت المقدس و اعمال اولیه یهود می گذرد و در نهایت همین ها انسان را به همان عدن اولیه بر می گرداند.
دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .
مهدی دوست عزیزم
لحن این بحث یک دفعه تغییر کرد و برای من حفط دوستی بسیار مهم تر از یک بحثی است که از همین الان مشخص است نتیجه اش چه خواهد بود
و لذا ترجیح میدهم در این مورد به بحث هایی که شما میفرمایید قبلا رخ داده که یک نمونه ان بحث بین برادر نیما زیبا سخن و برادر شاهپور برنابا بوده است ارجاع دهم زیرا تمام مباحث از طرفین در آن بحث گفته شد و نیاز به تکرار نمیبینم
اصل بحث در این آدرس موجود است
http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/1278/topicid/1228877
خلاصه منصفانه این بحث در وبلاگ برادر زیبا سخن موجود است
و دوستان خودشان تصمیم بگیرند که حقیقت در کدام طرف وجود دارد
خداوند به همه ما برکت و محبت و آرامش عطا فرماید
درود 
اینکه برای شما حفظ دوستی مهم است خیلی خوبه . برای من هم حتما همینطوره .
در هر حال از پیچش شما خیلی خوشحال شدیم .
فیض عیسی مسیح خداوند با شما 


دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .
مهدی دوست عزیزم
لحن این بحث یک دفعه تغییر کرد و برای من حفط دوستی بسیار مهم تر از یک بحثی است که از همین الان مشخص است نتیجه اش چه خواهد بود
و لذا ترجیح میدهم در این مورد به بحث هایی که شما میفرمایید قبلا رخ داده که یک نمونه ان بحث بین برادر نیما زیبا سخن و برادر شاهپور برنابا بوده است ارجاع دهم زیرا تمام مباحث از طرفین در آن بحث گفته شد و نیاز به تکرار نمیبینم
اصل بحث در این آدرس موجود است
http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/1278/topicid/1228877
خلاصه منصفانه این بحث در وبلاگ برادر زیبا سخن موجود است
و دوستان خودشان تصمیم بگیرند که حقیقت در کدام طرف وجود دارد
خداوند به همه ما برکت و محبت و آرامش عطا فرماید
درود 
امیر عزیز گرچه من هیچوقت نگفتم بعد از اینهمه بحث ( اگر گفتم نشانم بدهید!!!!! ) ولی با اینحال در این مورد اینقدر در کلوب دات کام صحبت شده که دیگر نیازی به توضیح نیست .
بله عزیز من . بنده متوجه شدم که در دید یهودیان آن نبی و مسیح دو شخص جدا از هم هستند . اما من آیه ی مقابل آن را از مرقس برای شما آوردم . البته عجیب نیست شاید متوجه نشدید .
ایشان جواب دادند : که یحیی تعمید دهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیاء ( انجیل حضرت مرقس 8: 28 )
البته این فقط یک تفسیر بود . تفسیری دیگر را ما میتوانیم به این نحو ببینیم که یهودیان از کتاب آگاهی کامل نداشتند . انها یحیی را نپذیرفتند چون گمان میکردند که قبل از مسیح ایلیا ( خود شخص ایلیا ) می آید . اما مسیح میگوید این همان ایلیا بود . ببینید شما دوست دارید کلمات انجیل را تحت الفظی و تنها با اشاره به یک بند از عهد عتیق تفسیر کنید . مگر با این راه بتوانید از آن نبی پیامبر اسلام را بیرون بکشید .
دوست عزیز اگر کمی از آن تعقلی که همیشه از ان دم میزنید خرج میکردید اینگونه بر سر این حرف پافشاری نمیکردید . بنده میگویم در عهد عتیق پر است از جاهایی که برادران شما را همان دوازده سبط اسرائیل و یا یهودا و اسرائیل تعبیر میکند ولی شما نه تنها جواب مرا نمیدهید بلکه دروغ هم به ما میچسبانید .
بنده در مورد شریعت نوین بحث میکنم تازه نه از عهد جدید بلکه از عهد عتیق باز شما جواب که نمیدهید هنوز سعی در دور زدن بحث را دارید . بنده در مورد ایلیای نوین ، موسی نوین صحبت میکنم . بی خیال . متوجه شدم که انها را ندیدید .
فیض عیسی مسیح خداوند با شما 


مهدی جان
شما میفرمائید بعد از آن همه بحث هنوز بر این پافشاری میکنید
آیا شما بعد از آن همه بحث (که من به خاطر نمی ارم با شما در این مورد صحبت کرده باشم)هنوز میفرمائید که باید آن نبی و مسیح دو شخصیت باشند .و یا حداقل تصور سوال کنندگان این بود چون ابتدا سوال میکنند ایا تو مسیح هستی وقتی پاسخ نفی میشنوند جواب میدهند اگر تو مسیح نیستی پس (ان نبی) هستی ؟
شاد زی و مهر افزون 
مهدی دوست عزیز
ابتدا کریسمس را به شما تبریک میگویم
من قبل از اینکه شما این فرمایشات را بفرمائید خود به ان معترف هستم و در نوشته جاتم به ان اشاره کردم بلکه بیش از این تحقیقی در این زمینه دارم که تمام ایات عهد عتیق که به مسیح بشارت داده شده را نیز گرد اوری و بررسی نمودم
اما شما هر چه اثبات کنید که مسیح از نسل اسحاق است مثل این میماند که شما اثبات کنید که مهدی مدرک دکتری گرفته ایا این اثبات میکند که سروش مدرک دکتری نگرفته
شما به خوبی میدانید که یهودیان زمان امدن مسیح از من و شما به عهد عتیق مسلط تر بودند و آنها معتقد بودند که به غیر از مسیح شخص دیگری باید مبعوث به رسالت شود و به غیر از مسیح به دنیال آن نبی نیز میگشتند من متن بشارت به آن نبی را در انجیل یوحنا برای شما و دوست عزیزم سروش یاد آوری میکنم
الف) در ابتدای نبوت حضرت عیسی در روز عید بزرگى که حضرت عیسىعلیه السلام مردم را موعظه مىکردند، پس از اتمام موعظه، در بین مردم اختلاف افتاد که او چه کسى است. بعضى او را همان پیامبرى دانستند که حضرت موسىعلیه السلام و دیگران به آن بشارت داده بودند و بعضى دیگر او را مسیح موعودعلیه السلام دانستند:
از این عبارت به خوبى هویداست که مومنان آن زمان مبنی بر بشارت های موجود در عهد عتیق و و تورات در انتظار آمدن دو شخصیت بودند یک مسیح و یک پیامبر موعود بودند. به عبارت دیگر، آنها در انتظار دو نفر بودند به همین دلیل در بینشان اختلاف افتاد; زیرا بعضى گفتند این است و بعضى گفتند آن!
ب - «آن نبی» در تفحص یهود و شهادت حضرت یحیىعلیه السلام:
وقتى حضرت یحیىعلیه السلام به ارشاد و موعظه مردم پرداختند، درباره او به تحقیق و تفحص پرداختند. در انجیل یوحنا، در این باره چنین آمده است:
در بشارت بعدی خواهیم گفت كه انبیا بنی اسرائیل پیوسته از ظهور دو شخصیت سخن به میان آورده بودند یكی «مسیح» و دیگری «پیامبرى نظیر موسى» خبر داده بودند. بنابراین، طبیعى بود که مردم گمان کنند حضرت یحیىعلیه السلام همان «مسیح موعود» و یا پیامبر موعود باشد. بدین سبب، حاکمان اورشلیم برخود لازم و واجب مىدانستند که از این موضوع تحقیق کنند. آنها افرادى ساده لوح و زودباور نبودند; اگر کسى ادعاى نبوت مىکرد به خوبى، تحقیق مىکردند. تحقیق در مورد دعاوى کسانى که ادعاى نبوت مىکردند و یقین به صحت و سقم ادعاها از وظایف شوراى بزرگ سنهدرین بود. این شورا از 71 نفر عضو مشاور تشکیل مىشد.[3] از اینرو، شوراى مزبور، که انجیل یوحنا آن را «یهود» مىنامد، هیئتى اعزام کرد تا درباره ادعای یحیىعلیه السلام تحقیق کنند. هیئت اعزامى سه سؤال از حضرت یحیىعلیه السلام پرسیدند:
آیا تو «مسیح موعود» هستى؟
آیا تو الیاس نبى هستى؟
آیا تو «آن نبى» - پیامبر موعود - هستى؟
حضرت یحیىعلیه السلام در جواب سؤال اول، اقرار کرد که مسیح نیست. سؤال دوم درباره حضرت الیاسعلیه السلام بود. یهودیان طبق کتاب دوم پادشاهان [4]معتقد بودند که حضرت الیاسعلیه السلام پیامبرى است که بر گردباد سوار شده و به آسمان عروج کرده و شخصا به زمین رجعتخواهد کرد. چون حضرت یحیىعلیه السلام مسیح بودن خود را منکر شد، به نظر هیئت اعزامى چنین رسید که وى باید حضرت الیاس نبىعلیه السلام باشد که رجعت کرده است. بنابراین، از حضرت یحیىعلیه السلام سؤال کردند که آیا تو الیاس نبى هستى؟ حضرت یحیىعلیه السلام پاسخ دادند که من الیاس نیستم. سپس فرستادگان با خود گفتند که اگر او مسیح و الیاس نیست، آیا همان نبىاى است که حضرت موسى و انبیاى دیگرعلیه السلام به ظهور او بشارت دادهاند؟ لذا، سؤال سوم را مطرح کردند. حضرت یحیىعلیه السلام به این پرسش نیز پاسخ منفى دادند كه من آن نبی نیستم
از این نمونه اشارت ها را نیز میتوانیم در داستان غذا دادن به 5000 نفر نیز ببینیم :[5]
سوال اساسی از مسیحیان این است كه اگر مومنان زمان ظهور عیسی مسیح منتظر آن نبی بودند و به طور قطع نمیتواند آن نبی و مسیح یك نفر باشند چون هم در سوال یهودیان تفكیك شدند و وقتی یحیی مسیح بودن را انكار كرد از وی پرسیدند حال كه مسیح نیستی پس آن نبی هست به علاوه وقتی منبع بشارت آن نبی در تثنیه 18 :18 میخوانیم میبینیم كه مشخصات آن نبی قابل تطبیق عیسی مسیح نیست
براساس اسناد مکشوفه در سواحل بحرالمیت نیز مردم در انتظار پیامبر موعود (آن نبى) بودند و این غیر از «مسیح موعود» بود. این پیامبر موعود را در زبان عبرى گبر به معناى «انسان»[6] مىخواندند.
[1] . یوحنا، 7:40 - 43
[2] . یوحنا، 1:19 - 27
[3] . در اسرائیل سه دادگاه وجود داشت که مهمترین آن دادگاه سنهدرین کبیر بود. اعضاى آن هم وظیفه قضاوت را به عهده داشتند و هم وظیفه هئیت منصفه را، این دادگاه مسئولیتهاى سنگینى داشت. پیغمبر دروغین و کاهن اعظم را تنها در این دادگاه مىتوانستند محاکم کنند. ر.ک. به: گنجینهاى از تلمود ص 302.
[4] . کتاب دوم پادشاهان، 2:11
[5] . یوحنا، 6:10 - 14
[6] . ویل دورانت، همان، ج 3، ص 709 / همچنینن ر. ک. به: جفرى بارندر، المعتقدات الدینیة لدى الشعوب، ترجمه د. امام عبدالفتاح، کویت، 1413 ، ص 129
درود 
امیر عزیز جالب است که هنوز بر سر حرف خود پافشاری میکنید . ببینید درکتاب مقدس بارها بر سر اینکه آن نبی چه کسی است بحث شده است .
انجیل مرقس میگوید :
ایشان جواب دادند : که یحیی تعمید دهنده و بعضی الیاس و بعضی یکی از انبیاء ( انجیل حضرت مرقس 8: 28 )
من آن نبی را انکار نمیکنم . اما طبق پدران کلیسا عیسی موسی نوین است . عیسی الیاس نوین نیز هست . آن نبی میتواند خود پسر خدا باشد . حال میفرمائید چرا او شریعتی نداشته . بنده که خیر کتاب مقدس میگوید :
خداوند میگوید : اینک ایامی می آید که با خاندان اسرائیل و خاندان یهودا عهد تازه ای خواهم بست . نه مثل آن عهدی که با پدران ایشان بستم در روزی که ایشان را دستگیری نمودم تا از زمین مصر بیرون آورم . زیرا که ایشان عهد مرا شکستند . با اینکه خداوند میگوید من شوهر ایشان بودم . اما خداوند میگوید : اینست عهدی که بعد از این ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست . شریعت خود را در باطن ایشان خواهم نهاد و آن را بر دل ایشان خواهم نوشت و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود ( ارمیا 31 : 31-33 )
البته ما هم با کلیسای اولیه و همچنین با کلیسای یوحنای رسول فریاد بر می آوریم :
آنکه گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید 
اما در مورد تثنیه 18:18 که معمولا اسنادتان به آن است . جالب است که چگونه این دوستان عزیز مسلم ما نبی ای مثل من از میان برادران ایشان را نسل اسماعیل میدانند . بارها و بارها لفظ برادران ایشان در عهد عتیق آمده است و از ظاهر مشخص بوده که منظور از میان اسرائیل و یهودا ( دوازده سبط اسرائیل که به صورت جداگانه قلمرو حکومتی داشتند ) بوده است . دوستان ما که این مطالب را بیان میکنند یا نمیدانند و یا خود را به کوچه ی علی چپ مینند . امیر عزیز کمی تعقل ، خودت این شعار را میدهی پس لطف کن و با آیات بازی نکن .
فیض عیسی مسیح خداوند با شما 

