| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
862
|
87/10/12 (11:02)
|
|
||
|
|
10
|
530
|
90/4/11 (10:08)
|
|
||
|
|
21
|
158
|
90/11/21 (14:15)
|
|
||
|
|
38
|
178
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
90/11/21 (11:00)
|
|
||
|
|
65
|
416
|
90/11/20 (00:18)
|
|
||
|
|
143
|
892
|
90/11/19 (18:10)
|
|
||
|
|
11
|
34
|
90/11/16 (16:18)
|
|
||
|
|
19
|
165
|
90/11/10 (09:50)
|
|
||
|
|
22
|
177
|
90/11/10 (09:40)
|
|
||
|
|
487
|
2695
|
90/10/24 (23:32)
|
|
||
|
|
21
|
118
|
90/10/8 (19:38)
|
|
||
|
|
20
|
217
|
90/9/25 (01:23)
|
|
||
|
|
87
|
788
|
90/9/19 (18:45)
|
|
||
|
|
97
|
924
|
90/9/2 (01:55)
|
|
||
|
|
178
|
3190
|
90/9/2 (01:54)
|
|
||
|
|
701
|
3093
|
90/8/11 (03:49)
|
|
||
|
|
32
|
524
|
90/8/11 (03:48)
|
|
||
|
|
42
|
276
|
90/8/11 (03:46)
|
|
||
|
|
210
|
1799
|
90/7/13 (21:24)
|
|

به تصویر كشیدن مبانی معنوی و مذهبی و شخصیتهای قدسی، هنر خاصی را میطلبد كه تنها هنرمندان سلیمالنفس و متعهد میتوانند از عهده آن برآیند.
در هنر نمیتوان مستقیم سخن گفت و یا پند و اندرز داد. هنر سینما كه اصالت و اساس آن بر تصویر است، به عكس دیگر هنرها، مشكلتر میتواند چنین مفاهیمی را به زبان خود ترجمه كند و به گونهای كه به این مفاهیم لطمه نخورد، آن را در خود حل كند یا به واقع خود در آن حل شود. در عین حال، باید گفت مؤثرترین روش برای ماندگار كردن مفاهیم مذهبی و دینی به تصویر كشیدن آنهاست.
آمریكا جنگ خلیج فارس را به مدد رسانههای تصویری و سینما به راه انداخت. جنگ عراق را نیز همینطور، با ساختن یك دروغ ساده كه صدام سلاحهای هستهای یا كشتار جمعی دارد و به شدت برای امنیت ما خطرناك است. در حالی كه اگر هم امریكا میخواست به تلافی یازده سپتامبر و القاعده كاری كند تا عصبانیتش تخلیه شود، ربطی به عراق نداشت. همان كاری كه بر سر افغانستان آورد، كافی بود. تمام این بدبختی، لشكركشی و قتل و تجاوز، به خاطر یك دروغ بود. دروغی كه میدانید از فرط تكرار توسط رسانههای مختلف به ویژه تصویری و بازهم به ویژه سینما، راست و حقیقی جلوه داده میشود تا جنگ عراق را توجیه كند. یا مثلاً میخواهد با یك دروغ بزرگتر كه كاملاً تخیلی و غیر واقعی است، مثل حملة فضاییها به زمین و ایجاد نگرانی در مردم در این مورد به واسطه فیلم های سینمایی مثل جنگ ستارگان و از این قبیل، توجیه كند كه باید تسلیحات خود را افزایش دهیم تا خطر حملة فضاییها كاهش پیدا كند! و یا با این توجیه كه ما از شر سارقان، تبهكاران و قاتلان در امان نیستیم، باید مثل آب خوردن مجوز حمل یا خرید اسلحه به مردم بدهیم، حتی به كودكان! فیلم «بولینگ برای كلمباین» مایكل مور را كه دیدهاید؟!
همه به دنبال منجی می گردند
تمام ادیان الهی و غیر الهی، به آخرالزمان و اینكه روزی میرسد كه همة شر در مقابل همة خوبی و نیكی میایستد، معتقدند و انتظار ظهور یك منجی را میكشند كه نماد نیكیهاست و ظلم و بدی را در آخرالزمان از بین خواهد برد. بوداییها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) یا بودای پنجم هستند، زرتشتیها در انتظار سوشیانت (یا سوشیانس) و مسیحیان هم معتقدند كه حضرت عیسی دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور میكند. یهودی ها هم میگویند عیسای واقعی هنوز نیامده است.
اما در فیوچریسم (آیندهگرایی) مسلمانان، شیعه و حتی سنی در انتظار ظهور مهدی صاحب الزمان هستند، اما با یك تفاوت با ادیان دیگر. آنها منجیشان از آسمان ظهور میكند و در همان وقت ظهور به میان مردم میآید، اما منجی ما مسلمانان، هم اكنون در میان مردم زندگی میكند و در مشكلات و سختیها همراهیشان مینماید، بدون آنكه كسی او را بشناسد و از روی همین در زمین قیامش را آغاز میكند، نه آنكه از آسمان فرود آید، یا مثل عیسی مسیح در حالیكه خود مسیحیان (به اشتباه) معتقدند دوهزار سال پیش به صلیب كشیده شده و از دنیا رفته است، دوباره زنده شود. منجی ما عمر هزارساله دارد و پنهان از دید مردم است، اما زنده است و عینی. بنابراین در زندگی مسلمانان تجلی خاصی مییابد و همه اكنون هم از او مدد میگیرند و در انتظار او سعی دارند كارهای نیك انجام دهند و زمینه را برای ظهور حضرتش فراهم سازند. در حالی كه انتظار ادیان دیگر جلوهای در زندگی معمولشان ندارد. جالب است بدانید كه تأثیر این تجلی عینی فرهنگ انتظار زمانی برای غرب مشخص شد و او را به وحشت از منجی ما انداخت كه انقلاب اسلامی پیروز شد و جلوههای حضور و یاری آن حضرت در پیروزی انقلاب و زمان جنگ تحمیلی بیشتر نمود یافت. غرب دانست كه چیزی غیر از امكانات و تجهیزات نظامی و تكنولوژی هم وجود دارد كه ضمن بسیج مردم و هماهنگی در اعتقاداتشان، این نیرو را به آنها میبخشد كه در عین كمبود امكانات، با تكیه بر ایمانی قوی در جبهههای نبرد برای شهادت و كشته شدن در راه خدا از هم سبقت بگیرند. به واسطه همین حیرت بود كه برای شناخت فرهنگ انتظار و عامل ایجاد این ایمان قوی در سال 1984(1362 هجری شمسی) كنفرانسی در اسرائیل و در شهر تلآویو برگزار شد تا به تأثیر اعتقاد به مهدویت در میان مسلمانان به ویژه شیعیان ایران بپردازد. در این كنفرانس به این نتیجه رسیدند كه هویت سیاسی شیعه و عامل موفقیت آن، اعتقاد به مهدی (عج) است و گفتند: اینها به اسم امام حسین (ع) قیام میكنند و به اسم امام زمان (ع) قیامشان را حفظ میكنند.
از آن پس بود كه هالیوود توجهش به این منجی جلب شد و اهمیت آن را درك كرد. او تأثیر مهدویت را در تعارض با خواسته های خود دید و سعی كرد بر ضد آن فیلم بسازد و ماجرا را به گونهای دیگر جلوه دهد. غربیها معتقدند: اگر بتوانید آینده را پیش بینی كنید، خودتان هم میتوانید آن را بسازید.
هالیوود كه به تأثیر تصویر در فرهنگ سازی و تغییر مبانی فكری و اعتقادی جوامع ایمان آورده بود، به سرعت شروع به ساخت و تهیه فیلمهایی كرد كه به نوعی به آخرالزمان و ظهور منجی میپرداخت. برای همین «اورسون ولز» كارگردان یهودی مشهور سینمای هالیوود كه فیلم «همشهری كین» او در زمرة بهترین فیلمهای دنیا جای گرفته بود، فیلمی ساخت به نام پیشگوییهای «نوسترآداموس» و در این فیلم منجی را كسی معرفی كرد كه نام آخرین پیامبر را برخود دارد و مسلمان است، اما به حدی كشتار میكند و برخوردی وحشیانه با مردم دارد كه عملاً هركسی از او متنفر خواهد شد. لباس او عربی مانند است و دستاری بر سر دارد. پیام كل فیلم آن است كه این منجی مسلمانان فرد محبوبی نخواهد بود و ششصد میلیون مسلمان در خاورمیانه وجود دارند كه ثروت عظیمی از گاز و نفت و ذخایر طبیعی در اختیار دارند و برای صلح جهانی خطرناكند. ولز برای این فیلم اسكار هم گرفت.
بعد از آن، بازی كامپیوتری «یامهدی» نیز ساخته شد كه با همان رویكرد بالا موجب ایجاد نفرت از ظهور منجی به این نام در میان جوانانی شد كه چندان اطلاعی از نحوه ظهور حضرت و مبانی اعتقادی شیعه نداشتند.
آرماگدون
كلمه «آرماگدون» كه به عربی (هرمجدون) خوانده میشود، واژهای است در اصل یونانی كه معنای لغویاش به معنی نبرد نهایی حق و باطل (یا خیر و شر) در آخرالزمان است. این نبرد در محلی به همین نام، طبق آنچه در باب مكاشفات یوحنا در انجیل عهد جدید آمده است، رخ میدهد و سرنوشت نهایی بشر به آن بستگی دارد. با همین نام فیلمهایی ساخته شده كه به نبرد فضاییها كه نماد شرند و زمینیها كه نماد خیرند، میپردازد و به نوعی این واقعه را تحریف میكند.

میگویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی، فقط عكس ایشان را كم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پیبردهاند و حدس میزنند كه این واقعه نزدیك است. بنابراین میخواهند نوعی آمادگی در مردم خودشان ایجاد كنند و القا نمایند كه نیروی برتر در مقابله با این واقعه، آمریكا و تكنولوژی اوست و در صورت وقوع این امر، یك قهرمان آمریكایی دنیا را نجات خواهد داد. این قهرمان حتی بر بلایای طبیعی هم غلبه میكند و در واقع از دست طبیعت هم كاری ساخته نیست تا جلوی تكنولوژی آمریكا بایستد. نشان دادن این مسئله در فیلمها، غیر از مرعوبكردن شرقیها و به ویژه مسلمانان در این كه هرگز نمیتوانند با این قدرت برتر مبارزه كنند، موجب میشود كه جهان سوم به نوعی در مقابل این تكنولوژی منفعل شود و خلاقیت و توانایی خود را نادیده بگیرد و تنها، مصرفكننده تكنولوژی خارجی باشد و نه تولید كننده. چون غرب میداند كه تولید كردن فكر، اندیشه، و در نهایت فناوری منجر به قدرت گرفتن مسلمانان خواهد شد.
در هالیوود انواع آخرالزمانها به تصویر كشیده شده است. آقای مجید شاه حسینی در كتاب پیشگوییها و آخرالزمان گونههای مختلف آن را به پنج گروه تقسیم كردهاند :
1. آخرالزمان تكنولوژیك: ساختههای دست بشر روزی بر ضد او میشورند و تكنولوژی دشمن خالقش خواهد شد. این موضوع در این فیلم ها به تصویر كشیده شده است : دكتر فرانكشتاین، ترمیناتور و ماتریكس یك و دو. منجی در این آثار معمولاً یك انسان دانا و شجاع (والبته آمریكایی!) است كه با شهامت و دانش خود، پیروانش را هدایت میكند و دشمن را كه همان مخلوق اوست شكست میدهد. دقت كنید به نوع رهبری مورفیوس و نئو در ماتریكس. و این كه نئو یا منجی خود یك تكنسین كامپیوتر است كه بر ضد ابركامپیوتر و فضای مجازی قیام میكند.
2. آخرالزمان طبیعی: بالاخره طبیعت كه مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگیهای زیستی در آن پدید آمده است، علیه نسل بشر عصیان میكند و وقایعی چون سیل، زلزله، گردباد و آتشفشانهای عظیم یا برخورد شهاب سنگها را موجب میشود، یا چون انسان در ژنتیك دستكاری كرده و در واقع در كار خدا دخالت نموده است، هیولاهای ناشناخته قرون اولیه حیات بشر بر زمین پدیدار میشوند و انسان را محاصره میكنند. در اینجا نیز منجی همانی است كه در بالا اشاره شد و البته ویژگی مهمش آمریكایی بودن اوست! مانند فیلمهای برخورد عمیق، آرماگدون، قله دانته، دنیای آب، گودزیلا، و پارك ژوراسیك.

آخرالزمان دینی: مهمترین رویكرد سینمای هالیوود است كه به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم شرایط آخرالزمانی را به تصویر میكشد. در این مورد نیروی شر، یا شیطان است با وسوسههایش، یا با حضور فیزیكیاش، یا ضد مسیح (آنتی كرایست) یا دجال، كه در زمان خاصی از زندان خود رها میشود و حیات بشر را تهدید می كند. منجی نیز طبیعی است كه یك متدین( كشیش یا قدیس) است كه سحر شیطان را باطل میكند. (این منجی هم آمریكایی است!) به فیلمهایی نظیر جنگیر یك و دو، طالع نحس، و پایان روزگار دقت كنید.
4. آخرالزمان علمی ـ تخیلی: در این روش، سینماگران واقعیت و خیال را با هم تلفیق كرده و به مقصود خود میرسند. نیروهای شر همان فضاییها هستند كه از آنسوی كهكشان و از اعماق تاریك فضا به زمین حمله ور میشوند و منجی در اینجا نیز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضایی را از بین می برد. (یك آمریكایی!) مانند مجموعه فیلمهای بیگانه، روز استقلال، عنصر پنجم، و مجموعه جنگ ستارگان.
5. آخرالزمان اسطورهای یا افسانهای : این نوع اخیراً بسیار مورد توجه هالیوود قرار گرفته و انواع فیلمهای تولید شده در اینباره نشان دهنده نوعی علاقه هالیوود به طرح آن است. سری سه گانه ارباب حلقهها، و سری فیلمهای هری پاتر كه اكنون فیلمها و كتابهای آن بسیار پرفروش شده و سود سرشاری را نصیب سازندگان آمریكایی كرده، از این گونه است. از دیگر فیلمهای اینگونه میتوان مومیایی، بازگشت مومیایی، عقرب شاه، جادوگر مرلین، و.... را نام برد. در این فیلمها یك هیولای نادیده یا جادوگری وحشتناك و افسانهای زندگی انسانها را تهدید میكند و منجی و یارانش باید به سرزمین اسرار آمیز این هیولا سفر كنند و با زیركی و توانایی خود با او بجنگند، زیرا او را فقط با سلاحهای اسرارآمیز و جادویی مثل خودش می توان از میان برداشت. سرانجام هم با كشف یك طلسم یا ابزاری سحرآمیز (نگاه كنید به حلقه در ارباب حلقه ها یا هنر جادوگری هری پاتر) نماد شر و بدی از بین می رود.
محتوای تمام این فیلمها برگرفته از آموزه های مسیحیت و یهودیت است و در آنها نشانههای فراوان از این آموزه ها به چشم میخورد.

در 95 درصد این فیلمها منجی یك آمریكایی خوب است كه یا مسیحی است یا یهودی. آدمهای بد ماجرا هم یا شرقی هستند یا مسلمان، یا یك شرقی مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب. (نگاه كنید به یكی از فیلمهای اخیر كه در آن یك هواپیما ربای تبهكار، مسلمانی است از تبار عرب و با نامی عربی و وسط هواپیما هم نماز میخواند، با بازی دیوید ساچت، همان بازیگر معروف نقش پوآرو كه وی را در سریال پوآرو كه از تلویزیون خودمان هم پخش شد، دیدهاید! )
بد نیست نگاهی به فیلمهای مطرح و پرفروشی كه این آخرالزمان را تبلیغ می كنند بیندازیم:
ماتریكس یك و دو و سه: حتماً فیلم را با آن جلوههای ویژه اعجابآورش دیدهاید. نئو منجی است و آشنایی با مورفیوس، رهبر یك گروه مخفی كه فضای مجازی را كشف كردهاند و میخواهند مردم را از آن آگاه كنند، او را به سوی وظیفة اصلیاش كه نجات مردم و سرزمین زایان است، رهنمون میكند. زایان همان تغییر یافتة انگلیسی كلمة صهیون خودمان است كه اكنون در اخبارمان میگوییم صهیونیستها یا زایانیستها. زایان به عنوان شهر آرمانی و مدینه فاضلهای مطرح میشود كه همه باید به آنجا بیایند و به رستگاری و خوشبختی برسند. (آموزههای یهودی)
اطرافیان و یاران مورفیوس هم دقیقاً به تعداد و خصوصیات حواریون عیسی هستند. (آموزههای مسیحی) خود مورفیوس نیز خدای تجسم یافته است، زیرا یهود و مسیحیت معتقدند خدا میتواند مجسم شود. چنانچه در انجیل یوحنا آمده است كه : خدا كلمه بود، و كلمه جسم شد، و نزد ما ساكن گردید و خدا پدر عیسی است.
نماد اتاق 303 در طبقه سوم ساختمان هم نشانگر تثلیث است. اینها از موارد عرفی یا مذهبیاند. ترینیتی نیز در این فیلم به نوعی با حضرت مریم ارتباط پیدا میكند.

ارباب حلقهها : در این فیلم منجی فرودو است. از نژاد پستتر هابیت كه به همراهی یارانش بر سارومان كه نمایانگر شر و پلیدی است، میجنگد. این شخصیت به هیچ وجه كامل نیست ـ كامل از لحاظ انسانی و نه پرداخت آن در فیلمنامه ـ او بدون اشتباه نیست. خیلی جاها وسوسه میشود كه حلقه را برای خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. یك شخصیت خاكستری مایل به سفید كه لازم نیست هیچ خطایی نكند. دقت كنید كه منجی آمریكایی چه خصوصیاتی دارد.
البته غیر از بار فرهنگی و اعتقادی نبرد آرماگدون، این فیلمهای جادوگری جدید را از لحاظ اجتماعی هم میتوان بررسی كرد. در دنیای تكنولوژیزده و به شدت علمی غرب كه خشكی و بی روحی را هم به دنبال دارد، رخ دادن معجزه، وجود موجودات افسانهای و نامیرا و با قابلیتهای جادویی برای مردم یك جامعه خیلی جذاب می شود. در مورد هری پاتر هم همین طور است.

هری پاتر : یكی از سینماگران غربی درباره پدیدة هری پاتر گفته است : هری پاتر قرار است مسئلة پیچیدة فردا (بخوانید آینده) را برای ما و كشورهایی كه به آنها در حال توسعه میگویند، حل كند (منجی غرب) این طوری مصائب مشتركی بین نوجوانان خودمان و بقیه پیدا میكنیم و ما هم میتوانیم دقیقتر دربارة ایدههایمان ( بخوانید مبانی فكری و نظری مان) با یك زبان بین المللی (همان تصویری كه اشاره شد و سینما) حرف بزنیم.
هری پاتر خود یك جادوگر است، اما نه یك جادوگر منفی و ظالم مانند «لرد ولدمورت» كه دشمن اوست. او نوجوانی است با ویژگی معمولی همه نوجوانهای دنیا كه تنها تفاوتش این است كه به مدرسه جادوگری هاگوارتز میرود. این شخصیت بدون مرز است. چون با وجود همة تفاوتهای فرهنگی بین كشورها، مدرسهها در سرتاسر دنیا یك قوانین ثابت دارند. با فیلمهای ارباب حلقهها و هری پاتر، جهانی سازی خیلی راحت تر اتفاق میافتد.
میبینید كه منجی مورد نظر آنها هیچ شباهتی به منجی ما ندارد. سعی دارند كسی را به این عنوان معرفی كنند و ذهن مردم را غرق در آن كنند كه دیگر لزومی نداشته باشد به مسئلة انتظار به درستی بیندیشد. آن وقت ما چه كردهایم؟ انتظار را و ظهور منجی خود را چقدر در فیلمهایمان به تصویر كشیدهایم؟ می توانید بشمرید!
یك راهكار
به گفته «دكتر بلخاری»، در دانشگاه برای دانشجویان هنر ما به ویژه سینما كه یك هنر صنعت كاملاً وارداتی است، فقط آموزههای غربی و تكنولوژی آنها تدریس میشود. بنابراین دانشجویان، تكنیك را از غرب میگیرند. تا این جا مشكلی نیست، اما غرب به قدری در این زمینه عمیق كار كرده است كه تنها عده كمی میتوانند فقط تكنیك را بگیرند و محتوا را نگیرند.
باید كسانی كه به این عرصه پا میگذارند، قبل از آن خودسازی فرهنگی، ملی و دینی كرده باشند تا تحت تاثیر آن تكنولوژی و روحش قرار نگیرند و مرعوب آن نشوند. دكتر بلخاری در اینباره پیشنهاد خوبی دارد : باید یك تیم متخصص حوزوی، محورهای مهم و محتوا را از منابع اصیل اسلامی استخراج كند و تیم متعهد دیگری كه دست اندركار هنر و سینماست این معنا را به تصویر بكشد. تاریخ و تجربه نشان داده است كه تلفیق تعهد و تخصص بسیار كارساز است.
یك خبر جالب!
حتماً شنیدهاید كه جناب «بنلادن» كمی تا قسمتی ادعای مهدویت كرده است و خود را منجی جهان اسلام می پندارد! این خبر را بگذارید كنار این یكی كه طبق مقاله بولتن خبری «جی دو» كه یك سرویس خبری به روز است و به بررسی موضوعات امنیتی و اطلاعاتی میپردازد و تنها برای مشتركیناش ارسال میشود (به تاریخ نه فروردین 83): برخی از بازداشت شدگان زندان گوانتانامو، به بازجویان گفتهاند كه به این علت به تشكیلات القاعده پیوسته اند كه تصور میكردهاند بن لادن همان مهدی منتظر است.
و یك خبر دیگر، اینكه یكی از امامان جماعت عراق بعد از آزادی از دست آمریكاییها گفته است: افسران آمریكایی به دنبال مهدی موعود میگردند و از من در مورد او و محل اقامتش سؤال می كردند.
منتظر ساخت فیلم هایی هالیوودی كه به نوعی به این اخبار مربوط شوند، باشید!
منابع:
1-كتاب پیشگوییها و آخرالزمان، جمعی از نویسندگان، ناشر موعود، چاپ اول 82.
2- مجله موعود، شماره های 31 و 43.
3-مجله سروش جوان، شماره های 38و 39و 59.
منبع: دیدار آشنا شماره 52
زهره شریعتی
بدبختانه باید بشینیم و نظرات شما را من باب مسیحیت ببینیم .
متاسفم که وقتم به من این اجازه را نمیدهد تا خودم پستی را اینچنین که شما مینویسید باز کنم . اما به هر حال جالب است که نظرات شما از درون فرق خاصی نشات میگیرد و به کل جهان مسیحیت نسبت داده میشود .
در پناه خدای حی
آخر الزمان در مسیحیت
در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید چند گونه روایت درباره آخرالزمان و هنگام رسیدن آن بیان شده که در این نوشتار به اختصار به آنها اشاره شده است
برای شناختن بهتر اعتقاد مسیحیان درباره ویژگیهای آخرالزمان، در گام اول باید به سراغ کتاب مقدس آنان برویم.
کتاب مقدس شامل دو بخش عهد عتیق و عهد جدید است. مسیحیان « عهد عتیق » را برای کتاب مقدس عبریان یهود نام گذاردهاند. در حقیقت، این بخش دربارهی پیمان و عهد قدیم خدا با قوم بنیاسرائیل است و در مقابل آن، عهد جدید یعنی اناجیل چهارگانه و کتابهای دیگر رسولان مسیحی، پیمان جدید خدا با مردم و جایگزین آن عهد قدیمی به شمار میرود.
بنابراین، برای دریافت صحیح اعتقاد مسیحیان درباره آخرالزمان باید نخست عهد جدید را بررسی کنیم. درمراجعه به عهد جدید درمی یابیم که نظریهها درباره آخرالزمان یک سان نیست و نمی توان تصویری روشن و همآهنگ را از آن به دست آورد. گویا تصورات و ذهنیات نویسندگان عهد جدید با یک دیگر متفاوت بوده و همین تفاوت در نوشتههای آنان نیز تأثیر گذاشته است.
در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید چند گونه روایت درباره آخرالزمان و هنگام رسیدن آن بیان شده که به اختصار به آنها اشاره میکنیم.
?. بنا بر برخی از فقرات عهد جدید و نقل قولهایی از حضرت عیسی (ع)، ایشان آخرالزمان را بسیار نزدیک می دید؛ امری که هر لحظه انتظار وقوع آن میرود. این مطلب از جواب عیسی به شاگردانش دربارهی آخرالزمان است. عیسی به شاگردانش میگفت:«به شما می گویم که الحال الیاس آمده است و او را شناختند بلکه آنچه خواستند با وی کردند!»
?. دربعضی از بخشهای عهد جدید، این آینده بسیار نزدیک به آینده دورتری موکول شده است؛ زمانی پس از مرگ عیسی و صعود او به آسمان، اما در آن زمان، برخی از شاگردان عیسی (ع) زنده خواهند بود.
«به شما می گویم بعضی از ایستادگان در این جا میباشند و تا ملکوت خدا را که به قوت میآید، مرگ را نبینند و نخواهند چشید».
?. بنابر بخشی از قسمتهای عهد جدید(متی،??: ??-??) رجعت مسیح و آخرالزمان آیندهای دورتر خواهد بود. زمانی که مسیحیان دروغین ظاهر شوند، حوادثی مثل جنگهای خونین و قحطیهای وحشت آور به وقوع خواهد پیوست. البته در موارد متعددی نیز گفته شده است، کسی جز خدا زمان وقوع رجعت عیسی (ع) را نمی داند.(متی??:??) (متی??:??)
?. قسمتهایی از اناجیل تاکید دارند که آغاز روز بزرگ واقعه ای ناگهانی است که وقوع آن هیچ علامتی ندارد. «کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید ... آماده باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید».
?. در موارد دیگر از علامتها و حوادث مختلفی که در آخرالزمان روی میدهد به تفصیل سخن می رود. بشارت عیسی به همه جهان میرسد، پیامبران دروغگو ظاهر می شوند و بلاهای سختی در زمین روی می دهد. که در مکاشفه یوحنا به طور بسیار مفصل از این علامتها سخن رفته است.
?.از برخی دیگرازفقرات عهد جدید،بینش دیگری دربارهی وقوع آخرالزمان فهمیده میشود این فقرات میگویند، تحول آخرالزمان امری تدریجی و تکاملی به شمار میرود که هم اکنون آغاز شده، مانند افتادن دانه در خاک و رشد و نمو گیاه و به ثمر رسیدن آن در پایان این روند تکاملی.
حضرت عیسی(ع) چنین می گوید:
ملکوت خدا مانند کسی است که تخم بر زمین بیفشاند و شب و روز بخوابد و برخیزد و تخم بروید و نمو کند ... مثل دانه خردلی است که وقتی آن را می کارند، کوچکترین تخمهای زمینی است، ولی چون میروید وشاخ و برگ می آورد مرغان هوا میتوانند زیر سایهاش آشیان گیرند.
این جریان تکاملی با ظهور عیسی(ع) وانتشار بشارت او آغاز و با رجعت دوباره او به انجام خواهد رسید.
?. در بخشهای دیگری از کتابهای عهد جدید، ملکوت الهی، امری به شمار میرود باطنی و ایمانی که همه انسانها بالقوه در آن سهیم هستند، ولی وقتی به فعلیت میرسد که ایمان درست واستوار در دل حاصل شود و زندگی روحی و اخلاقی مومن را دگرگون کند.« ملکوت خدا مانند خمیر مایهای است که در چند طرف خمیر رشد کند و تمامی خمیرها را فرا گیرد».
در تکمیل همین بخش در قسمتهایی دیگر آمده است که مسیح شخص معینی نیست، او اصل الهی و فوق طبیعی وفراتر از تاریخ و زمان است.او خود آخر الزمان محسوب میشود.رنج کشیدن و مصلوب شدنش مرگ و رنج همگان است و از گور برخاستنش فرستاد همگانی است وبه آسمان رفتنش تحقق ملکوت الهی است.
وقوع آخرالزمان دررسیدن ملکوت الهی به چند صورت در بخشهای مختلف کتاب عهد جدیدظاهرا متناقض مطرح شده که این اختلاف باعث اختلاف ناظر میان اصحاب کلیسا وناهماهنگی در تفاسیر نیز بوده به طور طبیعی از ابتدا نظریههای مختلفی دربارهی آخرالزمان میان اندیشمندان مسیحی پدید آمده است.
بازگشت مسیح
مصاحبه با جناب اسقف رمزی گَرمو
پدیدآورندگانمصاحبهكننده: غلامحسین گرامی سیدمجتبی مجاهدیان
چكیدهاشاره: معمولاً این مسئله به شكل كلی مطرح میشود كه اعتقاد به منجی موعود جهانی یكی از اشتراكات ادیان ابراهیمی و حتی غیر ابراهیمی است. نشریه معارف جهت تبیین این مطلب و یافتن نقاط مشترك، در شمارة گذشته خود، مصاحبهای با دكتر حمامی لالهزار، رئیس اسبق انجمن كلیمیان ایران، با عنوان «ماشِیَح منجی موعود یهود» به انجام رساند كه مورد استقبال مخاطبان واقع شد. نشریه در این شماره و در راستای تبیین دقیقتر مسئله، ضمن ارج نهادن به همكاری صمیمانه جناب اسقف رمزی گرمو افتخار دارد نظرات اسقف اعظم كلیساهای ایران را درباره «منجی موعود در آیین مسیح» تقدیم مخاطبان فرهیخته خود نماید. رمزی داوود یوسف گرمو، اسقف اعظم كلیسای آشوری، كلدانی و كاتولیك ایران و مقیم تهران است. اسقف رمزی رأس ساعت 10 صبح در اطاق كار خود در كلیسای حضرت یوسف(ع) و در میان انبوهی از كتب دینی با چهرهای گشاده در انتظار ما بود. زبان فارسی، ته لهجة عربی و چهرة اروپایی اسقف، خاطرهای به یاد ماندنی به یادگار گذاشت. معارف
در ابتدا از اینكه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید تشكر میكنیم انشاءالله از طریق این گفتگوها بتوانیم به تعامل شایسته بین ادیان ابراهیمی برسیم و بتوانیم برخی از مشتركات ادیان را منتقل كنیم تا روی آنها بشود بعنوان یك سرمایه كار كرد.
موضوع بحث ما «موعودگرایی از دیدگاه مسیحیان» یا «منجی موعود مسیحیت» است و قبل از اینكه وارد بحث مسیحیت شویم از جناب اسقف درخواست میكنیم كه پیرامون بحث موعود گرایی در ادیان ابراهیمی كه تأكید ویژهای بر آن شده است، توضیحی بفرمایید.
در ابتدا من هم از شما دوستان گرامی تشكر میكنم كه این مصاحبه را فراهم كردید و زحمت كشیدید از قم به اینجا آمدید من هم امیدوارم كه این گفتگو كمك بكند از مشتركاتی كه این دو دین دارند بهتر استفاده كنیم تا اینكه بتوانیم به بشر امروز كه واقعاً در شرایط خیلی نابسامانی زندگی میكند خدمتی تقدیم كرده باشیم. همانگونه كه فرمودید در ادیان ابراهیمی موضوع موعودگرایی بسیار مهم و از جایگاه والایی برخوردار است و به نظر من اگر پیروان این ادیان در انتظار یك منجی هستند كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، این بدین معناست كه احساس میكنند جهان امروز نمیتواند آرمانها و آرزوهای مردم، مخصوصاً صلح، آرامش، دوستی و محبت را برآورده كند و به یك نجاتدهنده نیاز است تا اینكه این آرزوهای عمیق تحقق پیدا كند و از این بابت ما مسیحیان هم در انتظار منجی عالم هستیم كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد.
لطفاً بفرمائید كه در كتاب انجیل و دیگر متون مقدس شما منجی موعود چگونه توصیف شده است؟ آیا كلی است یا شخص خاصی است؟ مشخصاً منجی موعود مسیحیان چه كسی است؟
خوشبختانه ما مسیحیان همه بر این باور مشترك هستیم؛ یعنی همه مسیحیان به اصل ظهور منجی در آخرالزمان قائل هستند و طبق كتاب مقدس ما، مخصوصاً انجیلی كه به چهار روایت آمده است بنام انجیل «متّی»، «مرقس»، «لوقا» و «یوحنا» تصریح شده است كه منجی عالم در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و او شخص عیسی مسیح است كه بر طبق روایات انجیل ـ مخصوصاً انجیل لوقا ـ و نیز قرآن، توسط روح خدا از بدن باكره متولد شد. این آیه هم در انجیل ماست و هم در قرآن در سوره آلعمران یا مریم. بنابراین ما ایمان داریم كه عیسی مسیح از دیدگاه مسیحیان قبل از اینكه انسان شود و از مریم باكره جسم بگیرد، به عنوان پسر محبوب خدا بود؛ چون از دیدگاه ما مسیحیان خدا یكی است، و ما به وحدانیت خدا شدیداً ایمان داشته و پایبند هستیم. اینجا با پیروان اسلام و یهود مشترك هستیم، اما خداشناسی ما، با خداشناسی اسلام فرق دارد. برای ما خدا یكی است، اما در این خدای واحد سه شخص در اتحاد كامل به سر میبرند و این سه شخص را ما به نام پدر، پسر و روح القدس میشناسیم كه به راز «تثلیث» یا «سهگانه مقدس» هم معروف است. شخص دوم تثلیث مقدس كه عیسی مسیح است در حدود 2هزار سال پیش، جسم گرفت. او از آسمان نازل شد و از مریم مقدس جسم گرفت و معتقدیم پس از اینكه بشارت داد و پیام خود را به بشریت رسانید، بر صلیب كشیده شد؛ مُرد و روز سوم رستاخیز نمود و ما در انتظار بازگشت او هستیم كه در آخرالزمان با جلال و شكوه بیاید.
ظاهراً در اینجا بین پروتستانها و كاتولیكها در تفسیری كه از شخص منجی میكنند اختلافی باشد آیا به نظر شما چنین است؟
اصل موعودگرایی یا انتظار منجی یا ظهور مسیح در آخرالزمان مشترك است. شخص او برای همه همان شخص مسیح است؛ البته شاید در جزئیات اختلافی باشد، ولی در اصل اینكه مسیح در آخرالزمان ظهور خواهد كرد، مشترك است میان همه مسیحیان در غیر این صورت نمیتوانند مسیحی واقعی باشند.
البته ظهور حضرت مسیح(ع) در آخرالزمان مورد تأیید ما نیز میباشد و در روایات به آن اشاره شده با این تفاوت كه بر اساس اعتقادات ما حضرت عیسی مسیح(ع) از یاوران مهدی موعود(عج) میباشد سئوال دیگری كه مطرح است ظاهراً برخی از تفسیرها بحث «تسلی دهنده» را مطرح میكنند؛ میگویند حضرت مسیح، بشارت داده كه تسلیدهندهای خواهد آمد و او روحالقدس است؛ مثلاً به عنوان یك موعود معنوی! آیا چنین تفسیری از موعود را تأیید میكنید؟ آیا تمامی فرقهها قائل به آمدن شخص حضرت مسیح هستند؟
گفتم كه تمامی مسیحیان اعم از كاتولیك، ارتدوكس و پروتستان كه اكثریت مسیحیان را تشكیل میدهند و بالغ بر یك میلیارد نفر هستند به این اصل معتقدند و اختلافی در میان آنها نیست.
مسئله تسلیدهنده را فرمودید و آن خود عیسی مسیح است و در انجیل یوحنا آمده، قبل از اینكه عروج كند (و قرآن هم به عروج مسیح اشاره میكند) و نزد پدر بازگردد، پدر آسمانی به شاگردانش قول میدهد زمانی كه من میروم برای شما «پاراكلیتوس» كه كلمه یونانی است (فراموش نكنید زبان اصلی اناجیل ما یونانی است، مخصوصاً انجیل یوحنا كه این آیه در آن است) و به تسلیدهنده، مدافع، یا حامی و رهنما ترجمه خواهد شد. این اتفاق تسلیدهنده، ده روز پس از صعود مسیح به آسمان رخ داده و در كتاب «كارهای رسولان» كه بخشی از عهد جدید ماست، این اتفاق به تفصیل نوشته شده كه شاگردان مسیح زمانی كه در اورشلیم بودند، روحالقدس به شكل زبان آتشین و باد شدید (اینها سمبلهای روحالقدس هستند) بر آنها نازل شد و از آن روز مژده انجیل را به ملتهای مختلف رساند. پس برای ما «پاراكلیتوس» یا تسلیدهنده، خودِ روحالقدس است كه شخص سوم سه گانه مقدس میباشد.
میزان اعتقاد مسیحیان به آمدن منجی در چه حدّی است؟ آیا تأثیری در زندگیشان دارد؟ آیا آنها را ملزم به انجام اموری میكند؟
البته جواب دادن به سئوال شما سخت است، چون من نمیتوانم ایمان كسی را بسنجم، خدا میداند.
منظور این است كه آیا این اعتقاد آنقدر رایج است كه مسیحیان به آن توجه ویژه داشته باشند؟ برخی آموزههای دینی ما جزء ضروریات دین ما به حساب میآیند؛ حال آیا اعتقاد مسیحیان به آمدن منجی جزء ضروریات دینشان محسوب میشود؟
مسیحیانی كه به ظهور مسیح در آخرالزمان ایمان ندارند، مسیحی واقعی نیستند؛ این یكی از اصول ایمان ماست كه در اعتقادنامه ما كه از مهمترین اصول ایمان مسیحیان میباشد آمده است. اگر كسی اعتقادنامه را قبول نكند، دیگر مسیحی واقعی نیست.
حالا این مسیحیان كه چنین اعتقاداتی دارند آیا ملزم به انجام اموراتی هستند كه زمینه ظهور منجی را فراهم كنند؟
البته، اجازه بدهید به خود انجیل مراجعه كنیم، درباره ظهور شكوهمند عیسی در آخرالزمان آیاتی داریم كه خود مسیح آنها را گفته است. برای ما این مسئله مهم است كه سند ظهور مسیح گفتههای خود مسیح است. این روایاتی نیست كه مثلاً از فلان حواری نقل كنیم، بلكه خود مسیح صریحاً میگوید: «خواهم آمد.» سند ما كلام اوست، برای مثال انجیل متّی را باز میكنیم، حكایت ده باكره را، در باب 25. خوب است بدانید عیسی درباره ظهورش به شیوه مَثَل صحبت كرده كه شیوه معمول آن زمان بود. در حكایت ده دختر باكره اینطور میگوید: «در آن زمان [یعنی آخرالزمان] ملكات آسمان مثل ده باكره خواهند بود كه مشعلهای خود را برداشته، به استقبال داماد بیرون رفتند [اینجا داماد یكی از القاب مسیح است] و ایشان پنج دانا و پنج نادان بودند، نادانان مشعلهای خود را برداشته، اما روغن با خود نبردند [روغن سمبل اعمال نیكوست] دانایان روغن در ظروف خود با مشعلهای خویش برداشتند [یعنی اعمال نیك] و چون آمدن داماد به طول انجامید، همه خفتند. در نصف شب صدایی بلند شد: اینك داماد میآید، به استقبال وی بشتابید. تمام آن باكرهها برخاسته، مشعلهای خود را اصلاح نمودند. نادانان به دانایان گفتند از روغن خود به ما بدهید، زیرا مشعلهای ما خاموش میشود، اما دانایان در جواب گفتند: نمیشود، مبادا ما و شما را كفاف ندهد، نزد فروشندگان رفته، برای خود بخرید و در حینی كه ایشان به جهت خرید میرفتند، داماد رسید و آنانی كه حاضر بودند با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید. بعد از آن باكرههای دیگر نیز آمده، گفتند: خداوندا درب را برای ما بازكن. او در جواب گفت هر آینه به شما میگویم، شما را نمیشناسم. [و مهمترین آیه در مورد سئوال جنابعالی، اینجاست كه میگوید؟] بیدار باشید زیرا كه آن روز و ساعت را نمیدانم» و كار ما در این مدت بیدار بودن است.
پس با این فرمایش بر اساس آموزههای كتاب مقدس، زمان ظهور حضرت مسیح به عنوان منجی، مشخص نیست!
ابداً، هیچكس تاریخ و زمان آن را نمیداند. البته شاید شنیده باشید بعضیها سعی كردند وقتی كه به سال 2هزار نزدیك شدیم، بگویند در همین سال مسیح میآید! ولی این گفته بر ضد تعالیم انجیل است و این را مسیحیها قبول نمیكنند.
اتفاقاً ما هم در آموزههای دین اسلام و مخصوصاً مذهب شیعه، چنین اعتقادی داشته و حتی روایت داریم كه اگر كسانی زمان دقیق ظهور منجی را مشخص كردند، آنها را تكذیب كنیم. از دیدگاه ما حتی خود منجی، زمان ظهورش را نیز نمیداند و او هم منتظر است و این اشتراك برای ما جالب میباشد. سئوال دیگر از جناب اسقف این است كه برای پیش از ظهور، علائمی چه از لحاظ فردی و چه از نظر اجتماعی، مشخص شده است؟
علائم ظهور عیسی مسیح در آخرالزمان یا آیات خبردهنده آمدن دوم مسیح، در انجیل مرقس باب 13 آیه 6 و همچنین در انجیل لوقا باب 21، آیه 8 آمده است، آنجا كه عیسی میفرماید: «بسیاری به نام من آمده، خواهند گفت من مسیح هستم، ولی دنبال آنها نروید» و این اتفاقها در تاریخ مسیحیت افتاده است؛ یعنی مسیحیانِ دروغگو، كاذب و فریبنده. انجیل متّی باب 24 آیه 5 و انجیل مرقس باب 13 آیه 6 و انجیل لوقا باب 21 آیه 8 درباره آینده جهان میفرماید: «عیسی به شاگردانش گفت: مواظب باشید كسی شما را گمراه نكند! بسیاری بنام من آمده، خواهند گفت من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد، جنگها و اخبار جنگها را خواهید شنید، مضطرب نشوید، زیرا كه وقوع این همه لازم است، لیكن هنوز انتها نیست، قومی با قومی، مملكتی با مملكتی جنگ خواهند كرد. قحطیها، وباها، زلزلهها پدید خواهند آمد؛ اما همه اینها آغاز دردهاست» پس اغتشاشات و جنگها یكی از علائم ظهور مسیح است. رسولی داریم بنام «پولوس رسول» كه در حدود سیزده نامه از او مانده است؛ در رسالهای به شاگردش بنام «تیمتائوس» در رابطه با رویدادهای آخرالزمان مینویسد: «این را بدان كه در ایام آخر، زمانهای سخت پدید خواهد آمد، زیرا مردم خودپرست خواهند بود و متكبر، بد بو، نامطیع، ناسپاس، ناپاك، كینهدل، ناپرهیز، متنفر از كارهای نیك، خیانتكار، مغرور و عیاش را بیش از خدا دوست خواهند داشت. ظاهراً خداپرستند، ولی واقعیت آن را انكار مینمایند، از این اشخاص دوری كنید». پس یكی دیگر از علائم آخرالزمان همین است كه مردم متأسفانه از ارزشهای معنوی دور میشوند، چیزی كه امروز میبینیم. یكی دیگر از علائمی كه در انجیل متی آمده، آن است كه میگوید: «آخرالزمان مصادف خواهد بود با زمانی كه انجیل در تمام عالم موازی خواهد شد»؛ یعنی خبر آمدن عیسی در تمام عالم موازی خواهد شد. همچنین «مكاشفه یوحنا» كه آخرین كتاب مقدس ماست، میگوید: «دیدم آسمانی جدید و زمینی جدید، الحال همه چیز را نو میسازند» یعنی با ظهور مسیح، آسمانی جدید و زمینی جدید پدید آورده و همه چیز را نو میسازند و این است برای ما حیات جاودانه.
جناب اسقف با توجه به فرمایش اخیرتان، به هر حال منجی، مصلح است؛ یعنی اقدامات اصلاحی باید انجام دهد! لطفاً پارهای از اقدامات اصلاحی كه حضرت عیسی در رجعت انجام خواهد داد را بر شمرید؟ آیا این اخبار در كتب مقدس شما ثبت است؟
اصلاحاتی كه میبایستی عیسی انجام میداد، در آمدن اولش همه را انجام داده است؛ خودش میگوید: «آمدهام كه كامل كنم آنچه كه ناقص بود اعم از عدالت، بخشش، محبت، فداكاری و پرهیزكاری را.» یعنی راه را او نشان داده و ما باید در این راه برویم. در آخرالزمان، داوری بر چیست؟ كسانی كه راهش را رفتند، با او در سعادت ابدی خواهند بود و كسانی كه ردش كردند بهرهای از این سعادت نخواهند داشت. و به همین دلیل است كه عیسی میگوید: «نه آن كسانی كه میگویند: ای پدر، ای پدر، وارد ملكوت خواهند شد، بلكه كسانی كه انجام میدهند اراده پدر را داخل در ملكوت خواهند شد.» اراده پدر برای ما توسط مسیح آشكار شد و الان میدانیم چگونه به عنوان مسیحی زندگی كنیم. وقتی كه مسیح میگوید: «من نور جهان هستم!» پس ما نور داریم و كافی است در این نور قدم برداریم. در آخرالزمان، عیسی خود با همان ظهورش همه جهان را دگرگون، نو و جدید میكند.
آیا جانشینان حضرت عیسی كه الان هم وجود دارند، همین اقدامات تكمیلی یا تبلیغی را نمیتوانستند انجام دهند؟
البته عیسی جانشین ندارد. جانشین به كسی میگویند كه جای كسی كه مرده است بیاید. رهبری كه میمیرد جانشین دارد؛ امام خمینی(ره) فوت كردند الان آیتالله خامنهای جانشین ایشان شدهاند. اما ما ایمان داریم، عیسی زنده است و عیسی در انجیل صریحاً میگوید: «من با شما هستم تا انقضای عالم» عیسی نمایندگانی دارد كه این فرق میكند با جانشین. یك سفیر نماینده كشور و رئیس جمهورش است، در حالیكه رئیس جمهور زنده است. كلیسا بر روی زمین به نمایندگی از مسیح فعالیت میكند؛ اعم از پاپ، اسقف و كشیش.
آیا نمایندگان حضرت عیسی نمیتوانند همین وظیفه حضرت را كه قرار است در آخرالزمان عهدهدار شوند، انجام بدهند؟
هرگز نمیتوانیم نمایندگان مسیح را با او مقایسه كنیم، چرا كه همطراز نیستند. مسیح برای ما پسر خداست، پسر ازلی خدا و من توسط او اجازه دارم خدا را پدر صدا كنم. مسیح به شاگردانش گفت: «زمانی كه میخواهید دعا كنید و نماز بخوانید، بگویید: ای پدرِ ما كه در آسمانهاست»؛ و این قدرت توسط او به ما داده شد، چون او پسرِ همیشگی و ازلی است، یعنی نه آغاز دارد و نه پایان، ازلی صفت خداست. اما ما انسانها ازلیّت نداریم؛ یعنی روزی شروع كردیم ولی زندگی ما ابدی است و پایانی ندارد؛ اما خدا نه آغازی دارد و نه پایانی، پس نمیشود عیسی را با نمایندگانش مقایسه كرد.
حضرت مسیح به هنگام ظهور، جهت نیل به اهداف خود، چه كارهایی میكنند؟ مثلاً آیا ایشان وارد جنگ میشوند؟ چه كارهایی برای رسیدن به اهدافشان كه تكمیل دین و تحقق یافتن آن است انجام میدهند؟
دین مسیحیت با مرگ و رستاخیز مسیح تكمیل شد.
تحققش چگونه؟ حداقل از دیدگاه شما خیلی از آرمانهایش در جهان تحقق كامل نیافته است!
در همه ادیان این طور است؛ گفتم كه ظهور مسیح، ظهور «داور» هم هست؛ یعنی ما هستیم كه باید جواب بدهیم نه او. او كارش ـ چنانكه فرمود ـ این است كه با جلال ظهور خواهد كرد! برای چه؟ تا این اعمال ما را بررسی كند كه آیا واقعاً روغن داشتیم و كارهای نیك انجام دادیم؟ اگر كارهای نیك كردیم كه انشاءالله وارد سالن عروسی میشویم و اگر نكردیم، خارج میشویم. همین كار مسیح است؛ یعنی تشخیص میدهد چه كسی شایسته ورود به ملكوت و پادشاهی آسمانی است و چه كسی شایسته نیست، پس وقتی كه كتاب مقدس میگوید «بیدار باشید» یعنی همیشه در انتظار ظهور او باشید، غفلت نكنید و مراقبت باشید كه جهان، شما را فریب ندهد.
در كتب روایی اسلام و شیعه شخصی همزمان با منجی موعود، ظهور خواهد كرد كه در نهایتِ بدی است و سعی میكند مردم را در مقابل منجی فریب دهد. در روایات ما از او به «دجال» نام برده شده است؛ ظاهراً در مسیحیت همچنین شخصی وجود دارد؟
بله ما هم داریم، مسیحِ دجال، مسیحِ كاذب كه كارهایی بسیار بسیار زشت میكند. خودش را جای خدا قرار میدهد به طوری كه مردم فریب میخورند؛ اما مسیح با آمدنش او را از بین میبرد.
آیا در متون مقدس شما از یاوران حضرت مسیح به هنگام ظهور، سخنی به میان آمده است؟
آیهای داریم كه مسیح، فرشتگان را همراهان خود در آن زمان میداند؛ كلمه «فرشتگان» را داریم.
آیا ممكن است كمی بیشتر توضیح دهید؟
باید بدانیم كه برای ما ظهور آخر مسیح، زیاد قابل وصف نیست و نمیشود توصیفش كرد. ما معتقدیم این ظهور جنبه راز دارد. كلمه «راز» را در ادبیات مسیح خیلی به كار میبریم؛ فكر نمیكنم در ادبیات اسلامی كلمه راز را به كار برده شود؛ مثلاً میگوییم «خدا راز است» چون معتقدیم انسان با عقل و علم و فطرتش نمیتواند راز خدا را كامل بشناسد.
این را تقریباً در همه ادیان داریم و از جمله در اسلام كه خدا قابل شناخت نیست چون انسان محدود است و خداوند نامحدود.
وقتی میگوییم «خدا راز است»، منظور ما این نیست كه معمّا باشد. اینجا كلمه راز در ادبیات و در الهیات مسیحی اشاره میكند به یك حقیقت جاودانهای كه هر چقدر در او فرو روید، بیشتر شما را جذب میكند و بدین معنی كلمه راز را بكار میبرند؛ مثلاً دریا هر چه بیشتر داخلش بروید چیزهای جدیدتر كشف میكنید. «خدا راز است» یعنی یك حقیقت جاودانی است و عقل انسان نمیتواند به آن تسلط پیدا كند و هر چقدر از راه دعا، تعمق و تفكر وارد او شوید، شما را بیشتر جذب میكند؛ چراكه جذابیت دارد و بسیار زیباست. بنابراین ما مسیحیان میگوییم نمیتوانیم كاملاً راز خدا را بشناسیم؛ اما در آن زمان چنانچه او ما را بشناسد ما هم او را خواهیم شناخت و این شناختِ كامل، برای زندگی جاودانی است. راز خدا زندگی ابدی است؛ پر از سعادت و شادی؛ توصیفپذیر هم نیست. این زندگی جاودانه الان شروع شده است و توسط مسیح به ما داده شد تا به اندازه در راز خدا فرو رویم. مسیر راز خدا برای ما باز نبود؛ مخصوصاً سهگانه مقدس كه در عهد قدیم و تورات نبود و مسیح آن را باز كرد. بنابراین رویداد ظهور با این كلمات توصیفپذیر نیست؛ كلمات ما از توصیفش عاجز است.
نكته دیگری كه به نظرم از مشتركات اعتقادی ما باشد، رجعت و بازگشت برخی از مردگان در زمان ظهور است؛ آیا اصل رجعت و زنده شدن برخی را شما در مسیحیت دارید؟
ما معتقدیم نه فقط عدهای، بلكه كل مردهها رستاخیز خواهند كرد و داوری خواهند شد؛ این در اعتقادنامه ما موجود است. حتی ما معتقدیم به رستاخیز بدنها؛ در اسلام هم هست كه بدن رستاخیز میكند؛ این خیلی مهم است، چون بعضی آنجا جسماً قیام خواهند كرد؛ چنانكه مسیح بعد از مرگ با جسم رستاخیز نمود؛ البته جسمی كه با جسم كنونی تفاوت اساسی دارد و دیگر هیچ نقص و كمبود و نیازی در آن نیست و آن جسم جلال یافته است. رستاخیز برای همه است نه بعضی!
ما قائل به دو رستاخیز هستیم؛ یك رستاخیز عام كه در آخرالزمان است و یك رستاخیز خاص كه همان رجعت است. منظور ما از رجعت، بازگشت تنها برخی از افراد كه در دنیا یا خیلی خوب بودند و یا خیلی بد. با آمدن منجی اینها مجدداً از قبرها در میآیند و یك نوع زندگی در دوران ظهور خواهند داشت؛ این را ما اصطلاحاً رجعت میگوییم. من این موضوع را در مكاشفه یوحنای رسول هم درباره شهدا دیدهام.
آن بحث درباره آخرالزمان است و شهدایی كه به دلیل ایمانشان به مسیح كشته شدند؛ البته ما معتقدیم شهدایی كه در راه ایمان به مسیح كشته شدند الان روحاً زنده هستند و در آخرالزمان جسماً هم زنده خواهند شد.
جناب اسقف فرمودید كه زمان دقیق ظهور مسیح مشخص نیست، آیا مسیحیان مكانی را به عنوان مكان ظهور مد نظر دارند یا مكان مقدسی را كه احتمال بدهند حضرت آنجا ظهور خواهد كرد؟
نه، ظهور مسیح فرا مكانی است؛ یعنی نمیتوانیم بگوییم مثلاً در بیتالمقدس ظهور خواهد كرد، چون با ظهورش مكان دگرگون خواهد شد. در آن زمان، مكانی كه الان داریم نخواهد بود؛ یعنی حتی ما ایمان داریم با ظهور مسیح، خلقت ـ خلقتی كه در آنیم ـ دگرگون خواهد شد چنانكه «پرس» میگوید. اجازه دهید من نامه پرس را برای شما بخوانم؛ نامهای است به رومیها. پرس رسول میگوید: «یقین میدانم كه دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی كه در ما ظاهر خواهد شد [یعنی با آمدن مسیح] هیچ است؛ زیرا كه انتظار خلقت [خلقت اینجا نه فقط انسان بلكه خود طبیعت است] منتظر ظهور پسران خدا میباشد، زیرا خلقت مطیع بطالت شد [یعنی فاسد شد] نه به اراده خود بلكه به خاطر آنكه او را مطیع گردانید در امیدی كه خود خلقت نیز از قید فساد خلاصی خواهد یافت تا در آزادی جلال فرزندان خدا شریك شود». پس ما ایمان داریم حتی خلقت دگرگون خواهد شد؛ لذا این واژه «مكان» را به این معنایِ محدودی كه الان دارد نخواهیم داشت، چون محدودیت مكانی و زمانی نشانه كمبود است و حال آنكه خدا محدودیت زمانی و مكانی ندارد و كامل است؛ در آن زمان، ما هم از این محدودیت كه نشانه كمبود است آزاد خواهیم بود.
اجازه بدهید به یكی دیگر از اشتراكاتی كه در مطالعاتم با آن مواجه شدم اشاره كنم. در روایات ما آمده كه مهدی موعود(عج) سوار بر اسبی سفید در حالی كه جامه خونآلود به تن دارد كه همان جامه امام حسین(ع) است ظهور خواهد كرد. ظاهراً در متون مسیحیت هم به این مسئله اشاره شده كه منجی موعود سوار بر اسب سفید در حالی كه جامه خونآلود به تن دارد ظهور خواهد كرد.
شما به كتاب «مكاشفه» اشاره میكنید. یوحنای رسول این كتاب را كه آخرین كتاب هم هست، احتمالاً در اواخر قرن اول میلادی نوشته باشد؛ بین سال 90 تا 100. آن زمان كلیسا مورد اتهام و شكنجه بتپرستان بود. لذا كتاب پر از سمبل و نشانههاست. پیام اصلی این كتاب، پیام امید است برای كلیسا و مسیحیانی كه مورد ضرب و شتم و قتل قرار میگرفتند كه نترسند چون پیروز خواهند شد. به شیوههای ادبی و سمبلیك به كلیسایی كه در زیر آزار است امید میدهد.
لطفاً راجع به جنگ آخرالزمان توضیح بفرمایید؟
جنگ شروع شده است؛ در غرب.
در جهان مسیحیت خیلی تبلیغ میشود كه این جنگ، جنگ بین مسیحیت و اسلام است! جالب است كه همین افراد در زمان جنگ سرد و پیش از فروپاشی شوروی، جنگ آخرالزمان را به جنگ بین آمریكا و شوروی تفسیر میكردند. میخواهیم ببینیم واقعاً این سوء استفاده از متون مقدس شما نیست؟
البته شاید بعضیها از آیاتی كه درباره جنگ و اغتشاش آخرالزمان آمده، برداشت سیاسی كنند و این درست نیست؛ هر چند متأسفانه برخی چنین میكنند، ولی ما هرگز این طور فكر نمیكنیم. جنگ الان بیشتر بین انسان و خودِ اوست؛ كسانی كه واقعاً خدا را رد میكنند و از ارزشهای معنوی چشمپوشی مینمایند، خودپرستی و شهوتپرستی و پولپرستی و قدرت پرستی دارند.
با حضور حضرت مسیح این جنگها صورت خواهد گرفت یا قبل از ظهور؟
این جنگهایی كه در جهان امروز به راه افتاده به ما میگویند ظهور نزدیك است، بیدار باشید.
آیا در آیات كتاب مقدس به «ماجدّون» یا «ماگدّون» یا «آرماگدّون» كه میگویند جنگهای آخرالزمان است، تصریح شده است؟
توجه داشته باشید كه، آیات كتاب مقدس را نباید تحتاللفظی ترجمه كرد، بلكه تفسیر دارد؛ چنانچه قرآن هم تفسیر دارد. كلاً تمامی آیاتی كه راجع به جنگ، اغتشاشات، قحطیها و زلزلهها داریم برای این است كه انسان بیدار باشد و بداند در این دنیا مسافر و مهاجر است، پس این دنیا نمیتواند انسان را نگه دارد. منتظر زمینِ جدید و آسمانِ جدید هستیم كه برای ما مسیحیان با ظهور مسیح تحقق خواهد یافت.
ما هم بر این اعتقادیم كه مسیحیت اصیل از اینها مبرّاست. اینجا ما میخواهیم بحث سوء استفادههای غرب از قضیه منجی در آیین مسیح را باز كنیم و بپرسیم: برخورد مسیحیت اصیل و موضع رسمی كلیسا بالاخص جناب پاپ و نمایندگان ایشان در اقصی نقاط جهان با این سوءبرداشتها و تحریف آشكار چیست؟
در سفری كه قم بودم سئوالی از من شد راجع به «مسیحیان صهیونیست»، شما میخواهید به این موضوع اشاره كنید! اتفاقاً من چند روز پیش اینجا مهمانی داشتم، كشیشی بود از لندن. ایشان در این موضوع تحقیق میكند تا اینكه ثابت نماید چیزی كه این فرقه یعنی ـ مسیحیان صهیونیست ـ ادعا میكنند، هیچ اساسی در كتاب مقدس ندارد و كاملاً یك عمل سیاسی است و اهداف دنیوی دارند و هیچ ربطی با خدا و معنویت ندارد و من آن روز این را در قم گفتم. اینها حركاتی سیاسی هستند كه با پول صورت میگیرند تا اینكه تفرقه بیاندازند. این سیاست اینهاست و من از شما خواهش میكنم هرگز نباید غرب و مسیحیت را یكی بدانید! این خیلی مهم است. اینجا در ذهن بعضیهاست كه غرب یعنی مسیحیت؛ این طور نیست. ما در روی زمین كشورِ مسیحی نداریم؛ من به عنوان اسقف كلیسا این را به شما میگویم: روی زمین كشوری مسیحی نداریم. چنانكه در ایران اسلامی، مسیحیانی داریم كه ما هستیم، در آمریكا، فرانسه، ایتالیا و غیره نیز مسیحیانی داریم اما كشور مسیحی نیست و تعجب نكنید. به شما بگویم معالاسف قوانینی كه مستقیماً برضد تعالیم مسیح و انجیل میباشند مانند قانون همجنس بازی و سقط جنین در كشورهای غربی تصویب و اجرا میشوند! ما با حركات و سوءاستفادههایی كه از بخشهای آیات كتاب مقدس برای رسیدن به اهداف سیاسی یا ملی و نژادپرستی میشود، كاملاً مخالفیم؛ چرا كه این كارها در پیام مسیحیت نیست. كسانی كه میگویند باید هیكل سلیمان بنا شود تا اینكه مسیح آنجا ظهور یابد، این اصلاً ربطی با تعالیم انجیل و مسیح ندارد! كجا مسیح چنین گفته است؟! میگویم اینها حركات سیاسی هستند و ظاهراً هم پول دارند و به خودشان اجازه هر كاری را میدهند!
ما نباید فریب آنها را بخوریم؛ به نظر من باید به اصالت دین خود وفادار بمانیم و از مشتركاتمان استفاده كنیم تا انشاءالله بتوانیم خدمتی شایسته برای بشریت امروز انجام دهیم؛ هدف ما این است، نه چیز دیگر. میبینید همین آمریكا كه خودش را ابرقدرت جهان میداند در عراق چه دارد میكند؟! با چه سخنانی وارد شد و چه اعمالی دارد انجام میدهد؟! آیا میشود گفت اینها مورد رضایت مسیح هستند؟!
ما كاملاً با اشغال عراق و با این كارهای واقعاً ضد بشری مخالفیم. باعث تأسف است كه این ملت به این گرفتاری مبتلا شد.
به عنوان آخرین سئوال، ارتباط و انتساب شما با كلیسای مركزی جهان و جناب پاپ چگونه است؟
چون ما كاتولیك هستیم، بنابراین پاپ اعظم را به عنوان رهبر كل كلیسای كاتولیك میدانیم، اما ارتباط ما با كلیسای روم، یعنی با پاپ، صرفاً جنبه ایمانی و عقیدتی دارد؛ یعنی با یكدیگر هم ایمان هستیم در حالی كه بعضی از آیین مذهبی ما به دلیل شرقی بودنمان با كلیسای لاتین تفاوت دارد؛ هیچ اشكالی هم ندارد، و اصول دین یعنی اعتقادنامه ما یكی است، اما در بعضی جزئیات اختلافاتی وجود دارد.
از اینكه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگزاریم. انشاءالله این گفتگو مقدمهای باشد برای ارتباط بیشتر ما تا بتوانیم موضوعات دیگری را در نشستهای دیگر و به شكل مفصلتر طرح كنیم و به یك تعامل ایمانی و منطقی برسیم.
من هم از حضور شما تشكر میكنم و مطمئن باشید هر فعالیت و هر كاری كه هدفش تعاون، همكاری، خدمت و ترویج ارزشهای معنوی باشد، ما همكاران شما در آن هستیم.
آخرالزمان اعتقادی است که در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده میشود و در دینهای ابراهیمی از اهمیت و برجستگی ویژهای برخوردار است. عقاید آخر الزمان بخشی از مجموعه عقایدی است که به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط میشود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگوئی کردهاند. آخرالزمان در دیدگاه مسلمانان شیعه دوره نبوت پیامبر اسلام تا ظهور امام زمان است و شیعیان بخصوص دوران غیبت کبری را آخرالزمان میخوانند.
در دین یهود
تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان وپیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سدههای دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند میدانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دورههای بعد از حکومت داوود و سلیمان که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی میرفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.
در دین مسیح
نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمدهاست یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورتهای زیر بیان شدهاست:
۱-الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.
۲- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق میگردد.
۳-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.
۴- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگها و بلاهالی سخت و زلزلهاست.
در آیین زرتشت
نوشتار اصلی: سوشیانس
در گاهان (گاتها) که سرودههای خود زرتشت است و در آنها میتوان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشدهاست، اما چنین مینماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده میآید و راه نجات را مییابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار میآید.
منابع
۱-علامه حلی. نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی
۲- منبع کلی بسیاری از مطالب ذکر شده در قسمت «حوادث و علایم قبل و در زمان آخرالزمان» ماهنامه موعود شماره ۲۹ الی ۴۱ میباشد.
دائره المعارف بزرگ اسلامی
| روایت مسیحیان از حوادث آخرالزمان | ||
| ||
اشاره:
مسیحیان بسیاری به پیشگویی حوادث آخرالزمان پرداختهاند. حوادثی چون بازگشت عیسی(ع)، وقوع جنگ آرماگدون، ورود ضد مسیح، دوران محنت، رهایی و بسیاری بلایای طبیعی. این مطلب حاوی فهرستی از پیشگوییهاست كه پیشگویان آنها احتمال میدهند بین سالهای 2005 تا 2010 روی دهند. در گذشته نیز پیشگوییهای بسیاری از این دست صورت گرفته كه همگی در یك نكته مشترك بودند: هیچ یك به واقعیت نپیوستند. احتمال دارد بسیاری (یا حتی هیچ یك) از پیشگوییهای حاضر نیز به حقیقت نپیوندند.
پیشگوییهای آینده نزدیك
جنبش كشیشهای وابسته به ماری1 اعلامیهای با این عنوان صادر نمود: «چرا من هنوز میگریم؟» این اعلامیه ظاهراً به نقل از مریم مقدس میگوید:
انسان بیش از همیشه فاسد، ملحد، شرور و ظالم میشود. تنبیهی سختتر از طوفان نصیب این بشر بیچاره و گمراه خواهد شد. آتش از آسمان زبانه میكشد و این نشانه این است كه «عدالت خدا»، زمان ظهور خود را قطعی نموده است.
متأسفانه در این اعلامیه زمان شروع این همه سوزی مشخص نشده است.
«دنیل دل مایو»2 عقیده دارد بشقاب پرندهها در طول تاریخ به زمین سركشی كردهاند. هدایت این سفینهها را موجودات هوشمندی در دست دارند كه كره خاكی را آفریدهاند. او معتقد است در زمین نیروهایی وجود دارند كه سعی میكنند به ما بگویند بهزودی مورد هجوم بیگانگان قرار خواهیم گرفت. سپس كل بشریت متوجه آمادهسازی خود و طغیان علیه چنین حملهای خواهد شد. اما، در واقع، «تهاجم» توسط عیسی مسیح و سربازانش كه برای نجات زمین بازمیگردند صورت میگیرد.
گروه ناشران «تیندل هاوس»3، «باشگاه غیبگویی متروك»4 را ایجاد نمودهاند. آنها در ژانویه سال 2004 به پنج حادثه در سال 2003 اشاره كرده و معتقدند این حوادث علائم حتمی پایان زمان در آیندهای نزدیك هستند:
1. اسرائیل در حال ساختن دیوار 320 مایلی حائل است تا خود را از سرزمین فلسطینیان جدا كند.
2. سقوط صدام حسین كه احتمالاً موجب بازسازی شهر بابل خواهد شد.
3. ژاك شیراك، رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد ایجاد یك «گروه پیشگام» در اتحادیه اروپا، بهصورت مجزا از گروه اصلی، را ارائه كرد. این حركت میتواند همان پیشگویی ده پادشاه كه در كتاب دانیال نبی به آن اشاره شده است، باشد.
4. این گروه احساس میكند كلیسای اسقفی آمریكا، با حركت به سمت حقوق مساوی برای همه، بخشهایی از كتاب مقدس را نادیده میگیرد. براساس كتاب مقدس، ارتداد یكی از علائم آخرالزمان است.
5. آنها فكر میكنند روی كار آمدن «ولادمیر پوتین» و حزبش، ممكن است به بازسازی روسیه و تبدیل شدن آن به بازیگر برجستهای در صحنة جهان منجر شود. همانگونه كه در كتاب «حزقیال نبی» پیشگویی شده است.
كلیسای سنتی كاتولیك آمریكا پیشگویی میكند «سه روز ظلمت» در اندك زمانی زمین را فرا میگیرد. علامت هشداردهنده این واقعه، صلیبی است كه در آسمان نقش میبندد و همه آنرا میبینند:
... دروازههای آسمان باز خواهد شد و شیطان وارواح اهریمنی آزاد گشته و اجازه مییابند محدودیت در زمین سیر كنند. سه روز تاریكی مطلق حكمفرا خواهد بود.
گویی زمان متوقف شده است. تنها منابع روشنایی، شمعهایی خواهند بود كه با تشریفات سنتی كلیسای كاتولیك تقدیس شدهاند.
«آگیپ پرس»5 گزارش داد اسقف «هوای هریس»6 73 ساله، از اولین پرستشگاه موقت وابسته به عید پنجاهه در شهر «الكتون» ایالت مریلند میگوید:
آنچه من میبینم واقعیت یافتن كتاب مقدس در برابر دیدگانم است.
براساس این گزارش آنچه او بعد از این منتظر آن است بازگشت مسیج به عنوان منجی یهودیان میباشد.
سایت« Prophecykeepers.com » بیان كرد در پی حقیقت یافتن پیشگوییها، در 31 ماه می سال 2003، خورشید در حالی كه حلقهای نادر از نور یا حلقهای از كسوف آتش تشكیل داده بود، بهصورت یك پارچه خاكستر بر فراز اروپا و خاورمیانه ظاهر گشت. آنها پیشگویی كردهاند كه سیكل ویرانگر پیشگوییهای كتاب مقدس آغاز شده است.
2012ـ1998: «گوردن میشل اسكالیون»7 حوادث و فجایع عمده را اینگونه پیشگویی میكند: گرم شدن كره زمین، آب شدن تودههای یخ قطب، زلزله، فوران آتشفشان و غیره.
2009ـ1999: «جری فالول» در ژانویة سال 1999 پیشگویی كرد عیسی مسیح تا ده سال دیگر ظهور میكند، اما قبل از آن ضد مسیح میآید. فالول با اشاره به ضد مسیح گفت:
آیا او زنده است؟ احتمالاً. چون در دوران محنت و رنج ظاهر گشته و خود را مسیح معرفی مینماید. او مطمئناً یك یهودی است و مطمئناً خود را مسیح معرفی میكند. و چون عیسی مسیح به زودی خواهد آمد و او در آن زمان انسان بالغی است، پس باید الان جایی در این زمین زنده باشد.
در پی این سخنان، خاخام جیمز رابین اظهار داشت، مسیحیان باید نسبت به چنین اظهارنظرهایی محتاط باشند. وی گفت سخن فالول نمایشگر بعضی مخالفتهای تاریخی و پنهان با یهودیان است. فالول بعداً بهخاطر گفتههایش عذرخواهی كرد.
قرن بیست و یكم: «توماس چیس»8 پیشگویی كرد زمانی كه جمعیت زمین به 66/6 میلیارد نفر برسد، جنگ آرماگدون رخ میدهد. در سال 1999 جمعیت كره زمین به 6 میلیارد نفر رسید.
6 آوریل 2005: «وارن جف»10، پیشگوی كلیسای بنیادگرای مسیح، در سالهای اخیر حداقل سه بار به پیشگویی آخرالزمان پرداخته است. او پیروانش را جمع كرده تا همگی به سوی آسمان بالا روند. پیشگوییهای او تاكنون واقعیت نیافته است. جف دلیل آن را برعهده اعضا میداند. گفته میشود او منتظر حادثهای مهیج در ششم آوریل سال 2005 است. این تاریخ یكصد و هفتاد و پنجمین سالگرد تأسیس این كلیسا توسط جوزف «اسمیت» است.10
سال 2006
«میشل دروزین» در كتاب خود با عنوان: كد كتاب مقدس مینویسد: كدهای كتاب مقدس حوادث آینده را بهخوبی مشخص كردهاند. در كتاب مقدس به صورت رمز به «قتل عام جهانی» و «جنگ جهانی» اشاره شده است و براساس كدها هر دو این حوادث در سال 2006 رخ خواهند داد.
«آنی استانتون» برخورد یك شهاب سنگ را به زمین پیشگویی كرده كه در پی آن عیسی(ع) باز میگردد و دوره هزار ساله صلح آغاز میشود.
براساس نوشتة «ساندی تایمز»، یك گروه مذهبی با نام «خانواده» پایان جهان را در سال 2006 انتظار میكشند. گفته میشود اعضای این گروه مشغول ذخیره غذا هستند و میخواهند در غاری در هند مخفی شوند.
به پیشبینی «ویكلی ورلد نیوز»، در سال 2006 بمبهای هیدروژنی در لندن، واشنگتن و تلاویو منفجر خواهند شد و این شروع جنگ آرماگدون خواهد بود.
2007: باز به پیشبینی «ویكلی ورلدنیوز»، در ساعت 7 روز هفتم از هفتمین ماه تقویم عبری كه برابر است با سال 2007 میلادی مسیح همزمان در اورشلیم، بغداد، واشنگتن، مسكو و همة پایتختهای جهان ظاهر میشود.
سال 2008
21 مارس 2008: گروه انگلیسی «شاهدان لرد»11 بعداز محاسبات طولانی به این نتیجه رسیدند كه شروع آرماگدون در این تاریخ خواهد بود و در این نبرد سه چهارم جمعیت جهان از بین میروند. این اتفاق درست 666 ماه عبری پس از تأسیس سازمان ملل در سال 1945 است.
6 آوریل 2008: «فیلیپ بی. براون»12 پیشگویی كرده بود كه دوران محنت بزرگ با ظاهر شدن دو نمونه از شواهد كتاب مكاشفه در هفتم آوریل سال 2001 آغاز میشود. او همچنین پیشگویی كرد شروع سلطنت هزارساله عیسی(ع) از ششم آوریل سال 2008 خواهد بود.
29 آگوست سال 2009: «جان داچمن»13 ادعا میكند اخترشناس رصدخانه «مونت ویلسون» است. او ظاهراً معتقد است كه ستاره كوچكی در حال عبور از ابر ارت، یعنی جایی مجاور منظومه شمسی كه ستارههای دنبالهدار از آن جا سرچشمه میگیرند، است. داچمن میگوید: نیروی گرانش این ستاره یك سوم ستارههای دنبالهدار را ـ بیش از یك میلیون ستاره ـ به سمت خورشید میكشاند. او پیشگویی میكند زمین مورد اصابت صدها ستاره دنبالهدار قرار میگیرد كه قطرشان 100 تا 900 متر میباشد. او انتظار دارد برخوردها در 29 آگوست سال 2009 صورت پذیرد.
2010 : فیل استون از مؤسسة « Bible Time » بازگشت مسیح را 2000 سال بعد از زیارت او از معبد در سن 12 سالگی در سال 12 میلادی تخمین میزند و چون تقویم كتاب مقدس تقریباً كوتاهتر از تقویم شمسی است، وی سال 2010 را مشخص نموده است. احتمالاً وضعیت وخیمتر از پیشبینی استون است. چون بیشتر دینپژوهان معتقدند عیسی(ع) 4 تا 7 سال قبل از میلاد متولد شده است. یعنی پیشگویی این فرد باید زودتر به حقیقت برسد.
پینوشت:
منبع: www.religioustolerance.org
1. The Marian Movement Priests.
2. Daniel Dl Maio.
3. Tyndale House Publishers.
4. Left Behind Prophecy Club.
5. Agape Press.
6. Haey Harris.
7. Gorden Michael Scallion.
8. Thomas Chase.
9. Warren Jeff.
10. این تاریخ نیز سپری شد و ظاهراً اتفاقی رخ نداده است.
11. Lord’s Withesses.
12. Philip B. Brown.
13. John Dutchman.
مترجم: ف. شفیعی سروستانی
ماهنامه موعود شماره 56
|
تكاپوى آخرالزمان در غرب |
| همانطور كه خوانندگان عزیزمستحضرند امروزه یكى از مباحثى كه در دنیاى غرب و مسیحیت توجه عده كثیرى را به خود جلب نموده،توجه به یكى از مباحث مسیحیت است كه در رابطه با آخرالزمان وآمدن مسیح، علیه السلام، گفتگومى كند و از طرف دیگر قرار گرفتن درآستانه قرن بیست و یكم و ورود به سال 2000 میلادى كه از نظرمسیحیان نویددهنده دوران آخرالزمان است موجب گشته تا كتب و فیلمهاى خاصى در زمینه مباحث آخرالزمان، علایم آخرالزمان، مكاشفات مختلف، چگونگى حفظ خود از گزند حوادث و وقایع و غیره ساخته و منتشر شوند. یكى از انتشاراتى كه اخیرا در این زمینه بویژه در زمینه تولید فیلمهاى ویدیویى فعالیت وسیعى را آغازكرده انتشارات آرماگدون است (Arageddon) كه خود را با عنوان بزرگترین كتابفروشى در زمینه كتب مربوط به نبوت، مكاشفات و انجیل معرفى نموده است. جستجوى كامپیوترى در شبكه اینترنت فهرستى از كتب و فیلمهاى ویدیویى تهیه شده در این زمینه رامعرفى مى نماید كه در ذیل نمونه هایى از این كتب و نوارهاى ویدیویى رابراى آشنایى خوانندگان عزیزمعرفى مى نماییم: 1- در مورد بازگشت مسیح،علیه السلام: فیلم ویدیویى به روایت «ادوند پاردوم » (1) موضوع این نوار ویدیویى دررابطه با به پایان رسیدن هزاره دوم میلادى و نگریستن دقیق بشر به آینده مشكوك قرن بیست و یكم است، عده اى از مردم پایان هزاره دوم را به عنوان سرآغاز جدیدى تصور مى نمایند. كتاب آسمانى مسیحیان مى گوید: «مسیح زمانى مى آید كه شما انتظار آمدن او راندارید، و این چنین است كه شمارش معكوس آغاز شده است و سؤالى كه به ذهن وارد مى شود این است كه مادر چه زمانى از تاریخ واقع شده ایم؟2- هشدار دو دقیقه اى زمین: این نوار ویدیویى مهیج و جنجالى شما را به كشف این مطلب مى رساندكه چرا متخصصان و كارشناسان امور دینى و مكاشفات در غرب معتقدند كه هشدار دو دقیقه اى زمین به گوش مى رسد! در این نوار شمامى توانید نگاهى دقیق به روزگاران آشفته اى داشته باشید كه ما در آن بسر مى بریم و ضمنا به شواهدى دست یابید كه توضیح دهنده این مطلب است كه ما در واپسین روززندگى مى كنیم. این نوار ویدیویى براساس كتاب «جان ویلر» (2) تهیه شده وروایت كننده آن نیز «كاریل ماتریسیانا» (3) مى باشد.3- آخرالزمان دوران سختى است این نوار ویدیویى در سه كاست تهیه شده و با اینكه به شیوه اى حرفه اى تهیه شده است اما از آنجا كه در برگیرنده اطلاعات كمى و كیفى خاصى است كه به حیات و بقاى روحى و جسمى بشر در خلال دوران آشوب و اضطراب آخرالزمان مى پردازد بسیار حیرت آور است.اولین بخش از این نوار ویدیویى به بحثى جامع در رابطه با دوران قبل ازآشوب و اضطراب پرداخته و این مطلب را خاطر نشان مى سازد كه بشر براى رسیدن به آشوب واضطراب به دنیا نیامده است، امادچار آشوب و اضطراب شده وخوشى خود را از دست داده است دراین فیلم «دیك آینزورت » (4) انسان رادر زمینه اینكه چگونه خود را از گزندحوادث دور ساخته و حفظ نماید و یااینكه چگونه غذا تهیه نموده،محصولات خود را به بار آورد و خودرا براى شرایط سخت آماده سازدراهنمایى مى كند. در بخش دوم و سوم این نوار به افراد آموخته مى شود كه چگونه وسایل و لوازمى را كه به طورروزمره دور مى اندازند مى توانند به عنوان ابزارى مفید مورد استفاده قرار دهند و همچنین به شما آموخته مى شود كه چگونه اجاق خورشیدى و ابزار دیگر بسازید و آب براحتى پیدا نمایید. 4- دلایل شگفت انگیز; آیا خدابراستى وجود دارد؟ این نوار ویدیویى نوارى مستنداست كه شواهدى جدید و شگفت انگیزرا كه موجب اثبات خدا شده است ارایه مى دهد، تهیه كنندگان این فیلم نظیر «پاول لالوند»، (5) «گرانت جفرى »، (6) «دیو بریس »، (7) «دیو مانت » (8) و «چوك میسار» (9) معتقدند كه با دیدن این فیلم مى توانید خود و دوستان نجات نیافته خود را به فلاح ورستگارى برسانید.5- مكاشفه این فیلم نشان مى دهد كه در دوزخ خشونت، حیله و نیرنگ و در دنیاى شهوانى امروز، مردان و زنان باایمانى وجود دارند كه همه چیز را به نام خدا و با استعانت از او مى خواهندو آنان اهل مقاومت و بردبارى وپایدارى هستند. مدت این نوارویدیویى 97 دقیقه است.پى نوشتها: 1.EdmundPurdom ترجمه: احمد یكانى فرد - ماهنامه موعود - شماره 16 |
هفت زن روس که به خاطر عقاید فرقه ای و از بیم آخرالزمان و پایان کار دنیا، ماهها خود را در درون غاری در دل زمین مخفی کرده بودند با کمک مسئولان از غار بیرون آورده شدند.
به گزارش «جهان»، آسوشیتدپرس از مسکو گزارش داد، مسئولان روسی برای بیرون آوردن این افراد از مخفیگاه شان مجبور شدند کوزنتسف رئیس این فرقه را که ادعای پیامبری می کند از بیمارستان روانی بیرون بیاورند و به محل غار منتقل کنند.
به گفته مسئولان روسی، هنوز بیش از بیست تن دیگر از اعضای این فرقه در غار هستند و پیش بینی می شود این افراد نیز امروز از غار بیرون بیایند.
در میان افراد باقی مانده در غار چهار کودک زیر دو سال دیده می شوند.
| آخر الزمان در مسیحیت | ||
| ||
برای شناختن بهتر اعتقاد مسیحیان درباره ویژگیهای آخرالزمان، در گام اول باید به سراغ کتاب مقدس آنان برویم.
کتاب مقدس شامل دو بخش عهد عتیق و عهد جدید است. مسیحیان « عهد عتیق » را برای کتاب مقدس عبریان یهود نام گذاردهاند. در حقیقت، این بخش دربارهی پیمان و عهد قدیم خدا با قوم بنیاسرائیل است و در مقابل آن، عهد جدید یعنی اناجیل چهارگانه و کتابهای دیگر رسولان مسیحی، پیمان جدید خدا با مردم و جایگزین آن عهد قدیمی به شمار میرود.
بنابراین، برای دریافت صحیح اعتقاد مسیحیان درباره آخرالزمان باید نخست عهد جدید را بررسی کنیم. درمراجعه به عهد جدید درمی یابیم که نظریهها درباره آخرالزمان یک سان نیست و نمی توان تصویری روشن و همآهنگ را از آن به دست آورد. گویا تصورات و ذهنیات نویسندگان عهد جدید با یک دیگر متفاوت بوده و همین تفاوت در نوشتههای آنان نیز تأثیر گذاشته است.
در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید چند گونه روایت درباره آخرالزمان و هنگام رسیدن آن بیان شده که به اختصار به آنها اشاره میکنیم.
1. بنا بر برخی از فقرات عهد جدید و نقل قولهایی از حضرت عیسی (ع)، ایشان آخرالزمان را بسیار نزدیک می دید؛ امری که هر لحظه انتظار وقوع آن میرود. این مطلب از جواب عیسی به شاگردانش دربارهی آخرالزمان است. عیسی به شاگردانش میگفت:«به شما می گویم که الحال الیاس آمده است و او را شناختند بلکه آنچه خواستند با وی کردند!»
2. دربعضی از بخشهای عهد جدید، این آینده بسیار نزدیک به آینده دورتری موکول شده است؛ زمانی پس از مرگ عیسی و صعود او به آسمان، اما در آن زمان، برخی از شاگردان عیسی (ع) زنده خواهند بود.
«به شما می گویم بعضی از ایستادگان در این جا میباشند و تا ملکوت خدا را که به قوت میآید، مرگ را نبینند و نخواهند چشید».
3. بنابر بخشی از قسمتهای عهد جدید(متی،24: 13-24) رجعت مسیح و آخرالزمان آیندهای دورتر خواهد بود. زمانی که مسیحیان دروغین ظاهر شوند، حوادثی مثل جنگهای خونین و قحطیهای وحشت آور به وقوع خواهد پیوست. البته در موارد متعددی نیز گفته شده است، کسی جز خدا زمان وقوع رجعت عیسی (ع) را نمی داند.(متی24:36) (متی13:25)
4. قسمتهایی از اناجیل تاکید دارند که آغاز روز بزرگ واقعه ای ناگهانی است که وقوع آن هیچ علامتی ندارد. «کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید ... آماده باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی برید، پسر انسان می آید».
5. در موارد دیگر از علامتها و حوادث مختلفی که در آخرالزمان روی میدهد به تفصیل سخن می رود. بشارت عیسی به همه جهان میرسد، پیامبران دروغگو ظاهر می شوند و بلاهای سختی در زمین روی می دهد. که در مکاشفه یوحنا به طور بسیار مفصل از این علامتها سخن رفته است.
6.از برخی دیگرازفقرات عهد جدید،بینش دیگری دربارهی وقوع آخرالزمان فهمیده میشود این فقرات میگویند، تحول آخرالزمان امری تدریجی و تکاملی به شمار میرود که هم اکنون آغاز شده، مانند افتادن دانه در خاک و رشد و نمو گیاه و به ثمر رسیدن آن در پایان این روند تکاملی.
حضرت عیسی(ع) چنین می گوید:
ملکوت خدا مانند کسی است که تخم بر زمین بیفشاند و شب و روز بخوابد و برخیزد و تخم بروید و نمو کند ... مثل دانه خردلی است که وقتی آن را می کارند، کوچکترین تخمهای زمینی است، ولی چون میروید وشاخ و برگ می آورد مرغان هوا میتوانند زیر سایهاش آشیان گیرند.
این جریان تکاملی با ظهور عیسی(ع) وانتشار بشارت او آغاز و با رجعت دوباره او به انجام خواهد رسید.
7. در بخشهای دیگری از کتابهای عهد جدید، ملکوت الهی، امری به شمار میرود باطنی و ایمانی که همه انسانها بالقوه در آن سهیم هستند، ولی وقتی به فعلیت میرسد که ایمان درست واستوار در دل حاصل شود و زندگی روحی و اخلاقی مومن را دگرگون کند.« ملکوت خدا مانند خمیر مایهای است که در چند طرف خمیر رشد کند و تمامی خمیرها را فرا گیرد».
در تکمیل همین بخش در قسمتهایی دیگر آمده است که مسیح شخص معینی نیست، او اصل الهی و فوق طبیعی وفراتر از تاریخ و زمان است.او خود آخر الزمان محسوب میشود.رنج کشیدن و مصلوب شدنش مرگ و رنج همگان است و از گور برخاستنش فرستاد همگانی است وبه آسمان رفتنش تحقق ملکوت الهی است.
وقوع آخرالزمان دررسیدن ملکوت الهی به چند صورت در بخشهای مختلف کتاب عهد جدیدظاهرا متناقض مطرح شده که این اختلاف باعث اختلاف ناظر میان اصحاب کلیسا وناهماهنگی در تفاسیر نیز بوده به طور طبیعی از ابتدا نظریههای مختلفی دربارهی آخرالزمان میان اندیشمندان مسیحی پدید آمده است.
در این نوشتار به همین مقدار از ذکر آموزههای عهد جدید درباره آخرالزمان اکتفا میکنیم و نقل نظرات اندیش مندان مسیحی را به مجال دیگری وامی گذاریم .
در دین مسیح هم همانند دین اسلام علائمی برای اخرالزمان وظهور منجی ذکر شده است که به تعدادی از ان موارد اشاره کردیم:
1:انجیل در تمامی جهان تبلیغ خواهد شد
در متی 24، مسیح از جنگها، بیماریهای همهگیر، زلزلهها و آزار و شكنجهی پیروانش میگوید. در آیهی 14 میگوید: «و این مژدهی پادشاهی در سرتاسر جهان اعلام خواهد شد تا شهادتی برای همهی قومها باشد. آن گاه پایان فراخواهد رسید
2:مصیبت چنان عظیم است كه بدون دخالت خداوند، هیچ بشری جان سالم بهدر نمیبرد
مسیح عبارات مبهوتكنندهای را در متی 22ـ21 : 24 بیان میكند. او میگوید كه در زمان پیش از بازگشت او چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده است. او همچنین گفته است كه اگر بازنگردد «هیچ بشری جان سالم به در نمیبرد» و حیات بشر بر روی زمین نابود خواهد شد.
3:رسم قربانیدر اورشلیم
در متی 19ـ15 :24، مسیح هشدار میدهد كه زمانی كه «مکروهِ ویرانگر را» ... «در مکان مقدّس برپا بینید»، خواهیم دانست كه پایان زمان بسیار نزدیك است. «مكان مقدس» با معبدی تاریخی كه در اورشلیم قرار دارد و نمادی از تخت خداوند است، در اتباط است. «مكان مقدس» به معنی محضر خداوند است.
مسیحیان بر این عقیده اند که برای تحقق این پیشگوئی باید یهودیان بر اورشلیم و فلسطین مسلط شوند تا رسم قربانی که از احکام و یهودیان است انجام گردد ازاینروزمینه را برای تسلط یهودیان وتاسیس کشوری یهودی فراهم کردند.
اعتقاد به اخرالزمان به گونه ای به زندگی بشر امیخته شده که تقریبا یک رابطه ناگسستنی دارند بطورمثال تشکیل رژیم صهیونیستی اسرائیل وتخریب بیت المقدس وجنگ عراق وتلاش برای نابودی ایران وظهوروبروزجنگنها وبسیار موارد دیگررا می توان نام برد که با این مساله در ارتباط هستند.
| آخرالزمان در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا |
|
آخرالزمان اصطلاحى است در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا، به معناى آَخرین دوران حیات بشر
و قبل از برپایى قیامت.
در فرهنگ اسلامى، آخر الزمان، هم دوران نبوت پیامبر اکرم (ص)، تا وقوع قیامت را شامل مى شود و هم دوران غیبت وظهور مهدى موعود(ع) را در دوران معاصر، عده اى از مفسران ومتفکران مسلمان از قبیل : مرحوم علامه طباطبایى، استاد شهید مرتضى مطهرى، سید قطب، محمد رشید رضا، شهید سید محمدباقر صدر و... با اتکا به آیاتى از قرآن کریم اعراف: 138، انبیاء: 105، صافات: 171 و 172 استخلاف انسان در زمین، فرمانروا شدن نیکوکاران زمین وراثت صالحان وپیروزى حق بر باطل را به رقم جولان دائمى باطل، به عنوان سرنوشت آینده بشر مطرح کرده اند و آیات وروایات مربوط به تحولات آخر الزمان را بیانگر نوعى فلسفه تاریخ مى دانند و به اعتقاد ایشان، عصر آخر الزمان عبارت است از دوران شکوفایى تکامل اجتماعى و طبیعى نوع انسان.
چنین آینده اى امرى است محتوم که مسلمانان باید انتظار آن را داشته باشند و نباید منفعل و دلسرد به حوادث واقعه بنگرند، بلکه با حالتى پر نشاط و خواهان صلاح جامعه انسانى و آگاه از تحقق اهداف تاریخى انتظار، باید سرشار از امید، آمادگى وکوشش درخور این انتظار مقدس باشند.
در چارچوب این برداشت، آخر الزمان قطعه معینى از تاریخ نوع انسان است که او باید در آن، حرکت تکاملى تدریجى خود را تا تحقق وعده الهی ادامه دهد. در حالى که درکتب علماء متقدم همچون "کمال الدین " رحمه الله الغیبه شیخ طوسی رحمه الله چنین تفسیرى از تاریخ نبوده وتحولات آخر الزمان امرى است غیر عادى که در آخرین بخش از زندگى نوع انسان واقع می گردد وبه تحولات قبلى جامعه انسانى مربوط نمى شود.
شناخت آخر الزمان یا فرجام شناسى (Eschetologie) در ادیان یهود، مسیحیت وزرتشتى نیز حائز اهمیت است. نگاهى به دردها وآلام بشر اندیشمند امروز وقربت او در زوال فطرت پاک آَدمى، چنین مى نمایاند که در میان همه خواسته هاى ضد ونقیضش، امروز یکى هست که همه در آن مشترکند همه اقوام و ملل یکصدا خواهان آزادى اند.(1)
دراحادیث بسیارى آمده است که حضرت مهدى (ع) در آخرالزمان ظاهر مى شود. پیامبراکرم (ص) بر فراز منبر فرمود: مهدى از عترت و اهل بیت من است. او درآخرالزمان ظهور می کند. (2)
ونیز فرمود: مژده باد شما را به ظهور مهدى که او در آخرالزمان به هنگام سختى روزگار وفتنه و اختلاف وعدم امنیت مى آید وخداوند به وسیله او زمین را پر از قسط و عدل مى نماید.(3)
امام باقر(ع) نیز مى فرماید: دولت ما آخرین دولت هاست.... (4)
پیامبر(ص) دست ها را بهسوی آسمان برافراشت وگفت: خداوندا برادرانم را به من بنمایان. یکى از اصحاب گفت: مگر ما برادران شما نیستیم؟ فرمود: نه، شما یاران من هستید. برادران من کسانى هستند که در آخرالزمان مى آیند و به من ندیده ایمان مى آورند. خداوند آن ها را پیش از آن که از صلب پدران به رحم مادران درآیند، با نام خود و پدرانشان به من معرفى نموده است که استقامت هر یک از اَن ها در دین خود، ازکندن خارهاى گون در شب تاریک، و به دست گرفتن آتش گداخته سخت تر است. آن ها مشعل هاى هدایت هستند که خداوند آن ها را از فتنه های تیره و تار نجات می بخشد.(5)
درباره فتن وحوادث آخرالزمان، احادیث بى شمارى از حضرت ختمى مرتبت و حضرات ائمه (ع) درکتب حدیث به ثبت رسیده است.
مجموعه هایى از آن احادیث، به صورت کتب مستقلى به نام ملاحم, الغیبة ودیگر نام ها نگاشته شده است.
روایات معصومین (ع) نشان مى دهد:
1. با سپرى شدن این دوران، بساط زندگى دنیوى برچیده و مرحله اى جدید در نظام اَفرینش آغاز مى شود.
2. آخرالزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم مى شود: دوران نخست که در آن انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقی مى رسد .
دوران بعد، عصر تحقق وعده هاى الهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى شود. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه هاى بزرگ اسلامى پذیرفته شده است، ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى (ع) و نیز هویت او اختلاف نظر وجود دارد.
*********************************************************
1 : نشریه موعود شماره 11 و 10ص 54.
2 : غیبة طوسی ص 111 بحارالانوار، ج 51ص 74
3 : منتخب الأثرص 171.
4 : بحارالانوار ج 52 ص 332 اثبات الهداة ج 3 ص 6 51.
5 : بحارالانوار ج 52ص 24 ا منتخب الاثرص 515 الزام الناصب ص137.
*********************************************************
|
ادیان الهی و آخرالزمان |
|
نگاهی به اعتقادات ادیان و مذاهب غیراسلامی به مهدی موعود عج
تاریخ زندگی بشر مملو از ظم و تباهی و جنگ است و انسانها درتمام این دوران چه بوسیله كتابهای آسمانی و پیامبران با فطرت الهی خود معتقد به یك منجی بزرگ بوده و هستند كه زمین را پر از عدل كند همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده بود. در این نوشتار سعی بر آن شده كه مهدویت و اعتقاد به آن نزد ادیان الهی و تمامی گروههای انسانی وهمچنین سخنان امامان و پیامبران در این باره كه از طریق وحی رسیده بود مورد بررسی قرار گیرد در این راستا ابتدا مسئله مهدویت را مورد بررسی قرار میدهیم . اعتقاد به مهدی موعود(عج ) مسئله ای است كه درتمام ادیان و مذاهب مختلف جهان اعم از كلیمیت و مسیحیت و مجوسیت و اسلام و غیره مطرح بوده و هست بدین معنی كه در آخر زمان مصلحی ظهور خواهد كرد و به جنایتها و خیانتها و تبعیضات نژادی خاتمه خواهد داد. آری , اعتقاد به مهدی (عج ) نه تنها یك باور اسلامی است كه عنوانی می باشد برای خواسته ها و آرزوهای همه انسانهای دردمند و ستمدیده با كیش مذاهب گوناگون و همچنین بازده الهام فطری مردم است و با همه اختلافاتی كه در عقیده و مذهب دارند دریافته اند كه برای انسانیت در روی زمین روز موعودی و انسان موعودی خواهد بود كه با ظهورش هدف نهائی ادیان الهی تحقق یافته و مسیر آن بدنبال رنجی بسیار همواری و استواری لازم را می یابد بنابر این مسئله مهدویت با سابقه ای دیرینه ریشه در مذهب دارد اگر چه غیر از قرآن مجید تمامی كتب آسمانی دستخوش تحریف شده اند لیكن با وجود جملاتی كه از دستبرد دیگران مصون مانده است كه در آنها از آمدن مهدی موعود و مصلح جهانی گفتگو شده است و چون این مطلب بصورت پیشگوئی و مربوط به آینده است و مضامین آن در قرآن و روایات متواتر وارد شده است از این رهگذر مسلم است كه این عبارتها از منطق وحی سرچشمه گرفته و از دستبرد انسانها در طول تاریخ درامان مانده است از جمله روایات متواتری كه به ظهور مهدی وعده داده است حدیث معروف طبری است كه به نقل از پیامبر آمده است (اگر از عمر دنیا یك روز بیش باقی نمانده باشد خداوند آن روز را طولانی كند تا مردی از امت و خاندان من كه نامش نام من است ظاهر شود و زمین رااز عدل و داد پركند چنانكه از ظلم و ستم پرشده باشد.) باتحقیق و جستجو دركتب ادیان و مذاهب آسمانی به این نتیجه قطعی و مسلم می رسیم كه اعتقاد به مهدی موعود اختصاص به مسلمان ندارد بلكه سایر ادیان و مذاهب نیز در این عقده با مسلمین شریك می باشند. 1 ـ منابع زرتشت : در كتاب مذهبی زرتشتیان كه در باره انقراض اشرار و وراثت صالحان آورده است (لشكر اهریمنان با ایزدان دائما در روز خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالبا پیروزی با اهریمنان می باشد اما نه بطوریكه ایزدان را محور ومنقرض سازند چه در هنگام تنگی از جانب اهورامزدا كه خدای آسمان است به ایزدان كه فرزندان اویندیاری میرسد و محاربه ایشان 9 هزار سال به طول می انجامد آنگاه پیروزی بزرگ از آن ایزدان میشود و اهریمنان را منقرض می سازد و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن اهریمنان عالم كیهان به سعادت اصلی خویش رسیده و بنی آدم برتخت نیكبختی خواهد نشست . و در كتاب جاماسب نامه آمده است كه (مردی بیرون آید از زمین تازیان از فرزندان هاشم مردی برزگ سرو بزرگ تن و بردین جد خویش بود با سپاه بسیارو رویی به ایران نهد و آبادانی كند و زمین پراز داد و عدل كند) و در جائی دیگر آمده است (سوشیانس نجات دهنده بزرگ دین را در جهان رواج خواهد داد فقر و تنگدستی را ریشه كن سازد ایزدان را از دست اهریمنان نجات داده و مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند. 2 ـ منابع هندی : در كتاب شاك مانی آمده است (پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیدخلایق دو جهان كشن (كشن در لغت هندی نام پیامبر اسلام (ص ) است كه در بشارت فوق فرزند برومندش را بنام ایستاد و خداشناس نامیده چنانكه شیعیان او را قائم می خوانند وی كسی باشد كه بركوههای مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان كند و برابرها سوار شود و فرشتگان به كاركنان او باشد و جن و انس درخدمت او باشد و از سودان كه زیرخط استوا است تا ارض تسعین كه زیرقطب شمال است و ماورا بحار را صاحب شود و دین خداتكدین شود ودین خدا زنده گردد و نام او ایستاده باشد و خداشناس باشد. و نیز در كتاب هندوان كه نزد هندیان است آمده (پس از خرابی دنیاپادشاهی در آخر زمان پیدا شود كه پیشوای خلایق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگیرد و دین خودآورد و همه كس را از مومن و كافر بشناسد و هر چه ازخدا بخواهد برآید. 3 ـ انجیل : كمر خویش را بسته چراغهای خود را برافروخته بدارید و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خودشان را می كشند كه چه وقت از عروسی مراجعت میكند تا هر وقت كه در را بكوبد بی درنگ برای او بازكنند خوشابحال آن غلامان كه آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی كه گمان نمی برید بر انسان می آید. 4 ـ تورات : و نهالی از تنه یسی بیرون آمده و شاخه ای از ریشه هایش خواهد شكفت و روح خدا بر او قرار خواهد... گرگ با بره سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند در تمامی كره مقدس من ضرری نخواهد كرد زیرا كه جهان از معرفت خدا پرخواهد شد. 5 ـ زبور : شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندك زمان شریر نخواهد بود در مكانش تامل خواهید كرد و نخواهید بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند شد و میراث آنها خواهد بود. بنابر این با بررسی ادیان الهی و كتب دینی به این نتیجه می رسیم كه اعتقادبه مهدی موعود(عج ) تنها به تفكرات شیعه یا مسلمین منحصر نمی گردد هر جندنابترین اعتقادات مربوط به شیعه می باشد اما بطور عام تفكر آخر زمان و منجی بشریت در تمام ادیان الهی مشترك است . تهیه و تدوین : حسن بسطامی ارسالی : خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی در ایلام منابع و ماخذ 1 ـ اصالت مهدویت از جهت اتفاق مسلمانان و اجماع شیعه و اهل سنت 2 ـ اصالت مهدویت از جهت نقش آن در عمل و برقراری عدالت و به ثمر رساندن انقلاب اسلامی 3 ـ اصالت مهدویت از جهت قبول امم و امتان آن در بشارت پیامبران و ادیان الهی 4 ـ اصالت مهدویت تالیف حضرت آیت الله العظمی شیخ لطف الله صافی اعتقاد به مهدی موعود(عج ) , تنها به تفكرات شیعه یا مسلمین منحصر نمی گردد هر چندنابترین اعتقادات , مربوط به شیعه می باشد |
| ||
به گزارش آینده روشن، این کتاب 94 صفحهای «مجموعهای از گفتارها و نوشتههایی است در مورد پدیده آخر الزمان و ظهور یک موعود نجاتبخش در انتهای آن» که در دو بخش ارایه شده است:
1. آنچه پیشینیان گفتهاند: مجموعه پیشگوییهایی از جهان باستان در مورد آخر دنیا و موعود.
2. پدیده آخر الزمان.
در این کتاب، عناوینی مانند «آوازی کهنتر از تاریخ»، «اولین نبرد»، «آخرین نبرد»، «زرتشتنامه»، «مکاشفات یوحنا»، «آرماگدون» و «دجال چه وقت میآید؟» به چشم میخورد.
کتاب «علائم آخر الزمان» در سال 1387 در مؤسسه انتشاراتی لاهوت، برای دومین بار با تیراژ 3000 نسخه و قیمت 800 تومان منتشر شده است.