| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
50
|
424
|
90/4/28 (14:33)
|
|
||
|
|
11
|
52
|
90/9/17 (18:47)
|
|
||
|
|
56
|
226
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
675
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
1441
|
3529
|
90/11/20 (23:00)
|
|
||
|
|
126
|
332
|
90/11/20 (22:17)
|
|
||
|
|
31
|
92
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
991
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1129
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
44
|
88
|
90/10/14 (20:32)
|
|
||
|
|
857
|
2680
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
90/9/14 (10:07)
|
|
||
|
|
21
|
61
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
457
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
1347
|
2572
|
90/8/8 (07:19)
|
|
||
|
|
446
|
976
|
90/8/7 (22:17)
|
|
||
|
|
29
|
127
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
453
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
260
|
90/7/2 (10:21)
|
|
از آنچه در تعریف بدعت درپست قبلی بیان شد، روشن میشود كه هر عمل یا كاری كه مخالف با قرآن و سنّت باشد و یا هماهنگ با كلیّات اسلام نباشد، بدعت بشمار آید. از این رو برگزاری مجالس جشن، عزا و سوگواری در سالگردها، مهر گذاشتن در نماز، جمع خواندن نماز، زیارت اهل قبور، بنای بر قبور ائمّه و علماو امثال اینها داخل سنّت میشود، نه در بدعت. زیرا هر یك از اینها داخل در عمومات و اطّلاعات قرآن و سنّت میشود. به عنوان نمونه:
در جمع بین دو نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا، اهل سنّت تنها در عرفان جایز میدانند، اما در سایر ایّام پیروان ابو حنیفه معتقدند كه در مسافرت هم نمیتوان نمازها را جمع كرد. در حالیكه این برخلاف روایاتی است كه خودشان از پیامبر اكرم (ص) نقل میكنند. اما مالكیها و شافعیها و حنفیها جمع بین دو نماز را در سفر جایز میدانند و در بقیّه موارد اختلاف دارند. اما شیعیان جمع بین دو نماز را در هر حال جایز میدانند و مستند آنان علاوه بر عموم آیات «اقم الصلاة لدلوك الشمس الی عشق اللیل...» روایاتی است كه از ائمّه رسیده است چنانكه اهل سنّت نیز بر جمع دو نماز روایت دارند. احمد بن حنیل در سندش از ابن عبّاس نقل میكند: «صلی رسول اللَّه فی المدینة مقیماً یر مسافر میعاً ثمانیاً»، «مسندی احمد، ص 221. موطا مالكها، ص 164، حدیث 4.مصحح مسلم، ج 2، ص 151. باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر.»
همچنین سجده بر خاك كه از روایات فراوانی بدست آمده است. البته بحث درباره هر یك از این موضوعات در سؤال و پاسخ جداگانه آمده است. در اینجا و شهادت ثلامند. همچنین عزاداریها و زیارت اهل قبور كه هر یك از عمومات ودلایل خاصّی حاصل میشود.
واژه بدعت از «بدع» به معنای پدید آمدن چیزی است كه سابقه نداشته باشد.(1).
طریحی در مجمع البحرین میگوید: بدعت عبارت است از، پدید آوردن چیزی در دین كه در قرآن و سنّت ریشهای ندارد. بدعت را از آن جهت بدعت میگویند كه چون بدون صاحب شریعت آن كه صاحب شریعت آن مطلب را گفته باشد در دین وارد گردیده و از آنجا كه سابقهای در دین نداشته آن را بدعت میگویند.
علامة مجلسی میگوید: «بدعت آن است كه پس رسول خدا (ص) پدید آمده باشد و درباره آن نصی نرسیده باشد، نه به طور خصوص و نه عموم، از این رو آنچه در عمومات داخل باشد بدعت نیست.(مراةالعقول ج2 ، ص 366).
بنابراین بدعت آن است كه شخص حكمی صادر كند و به آن عمل كند وآن را به عنوان یك حكم شرعی و دینی انجام دهد، در صورتی كه نه از كتاب و نه سنّت برای آن حجت و دلیلی وجود داشته باشد.»(2)
البته مراد از بدعت هر أمر جدیدی نیست چرا كه هر چیز جدیدی باطل و حرام نیست بلكه چیزهایی كه از جانب شرع نهی شده و یا دلیلی خواه به صورت عموم یا خصوص بر جواز و صحت آن وجود نداشته باشد.
برخی در تفسیر بدعت و سنّت و معیار حق و باطل مسلمانان صدر اسلام را معیار قرار دادهاند و هر كاری را كه آنان انجام ندادهاند بدعت شمردهاند. به عنوان مثال ابن یتیمیه جشن گرفتن در روز میلاد پیامبر (ص) را بدعت میداند، به این دلیل كه سلف صالح با وجود مصّضی و فقدان مانع، چنین كاری نكردهاند. (ابن یتیمیّه، قتضاء الطراط المستقیم، ص 276)
همچنین ابن یتیمیّه در مورد بوسیدن مصحف میگوید: «لا نعلم فیه شیئاً مأثوراً عن السلف.»، (الفتاوی الكبری، ج 1، ص 176)
در مورد این نظریّه باید گفت: عدم استناد آن به یك دلیل معتبر برای بطلان آن كافی است. از این رو محققان اهلسنّت این نظریّه را مردود دانستهاند.
از جمله تفتازاتی مینویسد: برخی از افراد نادان هر كاری یا عملی را كه در عصر صحابه نبوده بدعت مذموم و ناپسند میدانند، گر چه بر قبح آن اقامه نشده باشد. دلیل آنان تمسّك به فرمایش پیامبر اكرم (ص) است كه فرمود: «از كارهای جدید پرهیز نمائید.» در صورتیكه منظور از روایت، نظریّه آنان نیست، بلكه مراد آن است كه آنچه از دین نیست، در دین داخل بنمائیم. خداوند ما را از پیروی هوای نفس نگه دارد. (3)
[1]. - مقائیس اللغه مینویسد: اباء و الدال و العین أصلان: احدهما ابتدا الشییء و صنعة لاعن مثال و الاخر الانقطاع و الكلام... - جوهری در صحاح میگوید: ابدعت الشییء: «اخترعته لاعن المثال»
[2]. - عن علی (ع) فی خطبة: قال و انما الناس رجلان متّبع شرعة و مبتدعة لیس معه من اللَّه برهان لسنة ولا ضیاء حجة. وسائل شیعه ج 18، ص 97، روایت 31.
[3]. - شرح المقاصد، ج 5، ص 232.
معنای لغوی بدعت چیست؟
بدعت در لغت عرب، به معنى كار بى سابقه است كه نمونه قبلى نداشته باشد. قرآن، خدا را چنین توصیف مىكند: «بدیع السَّماوات والأرض»(1)
[آفرینند آسمان و زمین است.] كه آنها را بدون الگو و نمونه پیشین، آفریده است، و به عبارت دیگر، هر چیز جدید و بى سابقه را «بدیع» و كار نو ظهور را «بدعت» توصیف مىكنند. راغب در مفردات مىگوید:
«ابداع، پدید آوردن چیزى است كه نمونه و سابقهاى نداشته باشد و چاهى را كه تازه حفر كرده باشند، بدیع مىگویند.»
قرآن پیامبر را چنین توصیف مىكند:
«قل ما كنت بدعاً من الرُّسل»(2)
[بگو من در میان پیامبران پدیدة نو ظهورى نستم، بلكه پیش از من نیز پیامبرانى آمدهاند].
بدعت به معنى لغوى، یعنى كارهاى نو ظهور، نمىتواند بدون قید وشرط حرام باشد، زیرا جهان زندگى پیوسته در دست تغییر و دگرگونى است و همان طور كه طبیعت به طور مستمر در حركت و تغییر و نو آورى است، زندگى انسان نیز از نظر پوشاك و خوراك و مسكن و صنایع، پیوسته در حال دگرگونى و نو شدن است و هیچ عاملى نمىتواند حركت عظیم زندگى انسان را متوقف سازد، بلكه او باید طبق سنت الهى گام به پیش نهد و زندگى را هر روز رنگین تر ساخته و چهرة زندگى را هر روز تازه تر سازد.
استاد محقق جعفر سبحانى، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى ج 3
به نقل از سایت تبیان
پىنوشت
(1) انعام/ 101
(2) احقاف/ 9
از نظر فقهاء بدعت به چه معنا است؟
بدعت از نظر فقها عبارت است از دین سازى و افزودن چیزى به مذهب كه به آن فرمان نداده است و به تعبیر فقهاء (إدْخالُ ما لَیْسَ مِنَ الدِّینِ فىِ الدّینِ) وارد كردن چیزى در دین كه در آن نیست.
از این تعریف روشن مىشود كه هر نو ظهورى بدعت نیست، بلكه آن گونه اعمال و عقایدى كه به دست انسانها ساخته شده و به دین نسبت داده مىشود، بدعت است و به دیگر سخن بدعت در صورتى انجام مىگیرد كه انسان كارى را انجام دهد و آن را به حساب دین بگذارد و به دروغ بگوید كه قرآن یا سنت چنین دستورى داده است، ولى هرگاه عملى را انجام دهد كه از نظر قوانین اسلام با لذات حلال باشد، ولى هرگز آن را جزء دین نداند و به حساب آن نگذارد، طبعاً چنین چیزى بدعت لغوى خواهد بود، اما از نظر شرع بدعت به شمار نمىرود، بدعت نوعى بازى با شریعت و دین است، ولى هر گاه عمل انسان رنگ دینى به خود نگیرد، حلال و حرام بودن آن در گروه این است كه قوانین اسلام آن را تحریم نموده باشد یا نه؟
چنانكه مىفرماید:
«ءآلله أذن لكم أم على الله تفترون»(1)
[آیا خدا اجازة چنین كارى را داده است یا بر او افترا مىبندید؟]
و باز مىفرماید:
«ومن أظلم ممَّن افترى على الله كذباًأ»(2)
[كیست ستمكارتر از آنكه بر خدا دروغ ببندد؟ أ]
از این بیان روشن مىشود كه اگر پیامبر گرامىفرمود: «وشرّ الامور محدثاتها وكلّ محدثة بدعة و كلّ بدعة ظلالة و كلّ ظلالة فى النار» [بدترین كارها، آنها است كه ساختگى باشد و هر چیز ساختگى بدعت است و هر بدعتى مایه گمراهى و سرانجام گمراهى آتش است.] مقصود ساختگیهائى است كه به دین نسبت داده شود و به عنوان اینكه جزء دین و شریعت است و خدا و رسول فرمان داده است انجام گیرد. از این جهت، وقتى ابن حجر عسقلانى به تفسیر حدیث یاد شده میرسد، مىگوید:
«مقصود آن كار تازهاى است كه به دین نسبت داده مىشود، با آنكه در دین مدركى براى آن نیست»(3)
روى این اصل، یك حقیقت روشن مىشود و آن اینكه تمام دگرگونیهایى كه در زندگى بشر از جهات گوناگون پدید مىآید، هرگاه رنگ دینى به خود نگیرد، بدعت نخواهد بود، و حلال و حرام بودن آنها در گرو این است كه با دیگر اصول اسلام مخالف نباشد.
استاد محقق جعفر سبحانى، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى ج 3
به نقل از سایت تبیان
پىنوشت
(1) یونس/ 59
(2) انعام/ 21
(3)) ابن حجر: فتح البارى 31/ 253)
البته خود عمر به این مسئله اعتراف کرده است
و خود این را بدعت نامید و گفت چه بدعت خوب و نیکویی!
صحیح بخاری ج 3 ص 44 باب فضل من قام رمضان من کتاب الصوم