userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

آسمان   هفتم , rasekhon
آسمان هفتم - 02:07 1388/12/6

بدعت چیست و بدعت گذار کیست ؟!

بدعت به چه معنا است و بدعت گزار چه كسی است؟
معنای لغوی بدعت، چیزی است كه بدون پیشینه و الگوی قبلی ایجاد گردد، یا گفتاری كه بدون پیشینه بر زبان جاری گردد، از این رو خداوند بدیع آسمان ها و زمین است (بدیع السماوات و الارض) (بقره (مجمع البحرین، طریحی، ج1، ص 164) آیه 117) بدیع از ماده "بدع" است، به معنای نوآور. اما از لحاظ اصطلاحی ؛ یعنی چیز تازه ای كه در قرآن و سنت ریشه ندارد؛ (مجمع البحرین، طریحی، ج1، ص 164) یعنی كم و زیاد كردن دین، با نام دین و هر كاری كه با قصد دینداری انجام شود، در حالی كه دین آن را نگفته است. بدعت گذار كسی است كه فرمان خدا را نادیده گیرد و به دلخواه خود و با نام دین آن را پدید آورد. (محمد محمدی ری شهری، میزان الحكمه، ج1، ص 107)
اما از جهت مصداق كه چه عملی بدعت است؟
از قرن اول به بعد به تناسب فرایند پیدایش فرقه ها و مذاهب با توجه به نادرست دانستن همگان به بدعت در دین، هر یك دیگری را به بدعت در دین هر یك دیگری را به بدعت در دین متهم می كرد. حنبلی ها و وهابی ها بیش از همه از اتهام بدعت برای نامشروع قلمداد كردن باورها و آیین های دیگر فرقه ها استفاده كرده اند و "ابن تیمیه" از سردمداران این جریان فكری است.
از نظر وی همه متكلمان شیعی، معتزلی ، جهمی، اشعری و خوارج بدعت گذارند ، نیز همه فلاسفه از جمله فارابی و ابن سینا در دام بدعت گرفتار شده اند. او حتی از برگزاری جشن ها و آیین های دینی انتقاد می كند و آن ها را نوعی بدعت می داند.
بر این مبنا "قرطبی" ترجمه كتاب های یونانی و آوردن فرهنگ فلسفی را میان مسلمانان بدعت می خواند و مأمون عباسی را كه سر منشأ این كار بود، بدعت گزار می داند.
برخی از متكلمان فیلسوفان را بدعت گذار و متكلمان اشعری همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت بر می شمرند و معتزله مرجئه و اشاعره را اهل بدعت می دانند.
اهل سنت نیز همه فرقه ها جز خود را اهل بدعت می داندو شیعه امامیه ، اهل سنت و غلات و معتزله و خوارج و صوفیه را .
حال با وجود این نگاه های گوناگون و متضاد در مورد مصادیق بدعت، توجه خواهید داشت كه نمی توان به صورت كلی بیان داشت كه چه كارهایی بدعت است.
می توان بدعت ها را از نگاه و زاویه خاص مذهبی بیان نمود و توضیح داد، مثلاً در نگاه وهابی ها بسیاری از كارهای مسلمانان از جمله شیعیان بدعت و حرام است. آنان می گویند: مهر در نماز، رفتن به زیارت قبور پیشوایان اسلام و زیارت حرم امامان و امام زاده ها و اولیاء الله، توسل، برپایی مجالس عزا و گریستن برای مظلومان كربلا، برپایی مجالس جشن و سرور به مناسبت میلاد پیامبر و امامان (ع) و حتی گذاشتن سنگ روی قبر و برپایی مجالس فاتحه و ترحیم همه بدعت و حرام است.
آنان می گویند: این گونه امور ریشه دینی ندارد، بنابراین بدعت است . اما بزرگان شیعه در پاسخ به این اتهام می گویند: این مراسم ریشه دینی دارد و پیامبر (ص) و اهل سنت این كارها را امضا نموده اند.
برای آگاهی بیشتر به كتاب آیین وهابیت نوشته جعفر سبحانی مراجعه نمایید.
اما از دیدگاه شیعه امامیه: شیعه می گوید برخی از اموری كه اهل سنت در عبادتشان دارند، بدعت است از جمله گفتن آمین بعد از پایان سوره حمد در نماز، دست بسته نماز خواندن، حذف "حیّ علی خیر العمل" در اذان، افزودن جمله "الصلاة خیر من النوم" در اذان صبح، نماز تراویح و حرام دانستن ازدواج موقت. این باورها از بدعت های است كه توسط خلفا بر دین تحمیل شده است.
گرچه شیعه معتقد است: اگر كسی در اذان و اقامه "اشهد أن علیا ولی الله" را به عنوان اذان و اقامه ( نه به عنوان قصد تیمم و تبرك) بگوید، بدعت است ، یا ممكن است برخی از ما در روز عید قربان و عید فطر روزه بگیرند و ندانند كه روزه در این روز اشكال دارد، یا مسافری كه باید نمازش را در هنگام سفر شكسته بخواند ، اما تمام بخواند، و یا در هنگام وضو بیش از دو بار دست ها و صورت را بشوید، نیز زنی كه در ایام عادت نباید نماز بخواند ، نماز بخواند، یا به درختی دخیل ببندد و این كارها را جزء دین بداند. این گونه امور بدعت و حرام است.
البته برخی از امور در افكار عامه مردم یا در سخن برخی از سخنرانان وجود دارد كه در دین نیامده و یا به صورت ناقص و منحرف شده میان مردم جریان دارد كه آنها نیز جزء بدعت های این دینی محسوب می شود، مانند مواردی كه استاد مطهری در كتاب حماسه حسینی در مورد بدعت های عاشورا توضیح می دهند.
گروه دیگر كه به اصطلاح روشنفكران شناخته می شوند، نیز در برخی موارد دچار برخی بدعت ها در دین می شوند و به اسم نوشدن و به روز بودن دین، برخی از احكام و دستورهای دینی را از مذهب پاك نموده و یا بر آن اضافه می كنند، كه اینها نیز نوعی بدعت محسوب می شود. در این باره می توانید از كتاب اسلام و مقتضیات زمان استاد مطهری استفاده كنید.
دوستان نظراتشان را مستدل و مستند ارائه کنند .

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مبین  , moorsl
مبین - 19:13 1389/01/12
10
اما چیزهایی  كه زمینه بدعت‎ها را به وجود می آورند:
1.دنبال مال و منال دنیا و ثروت اندوزی بودن: قرآن دراین مورد می فرماید: وای بر كسانی كه مطالبی را با دست خود می‎نویسند، و آن را سپس به خدا نسبت می‎دهند و می‎گویند این از جانب خدا است (عامل و انگیزه این بدعت این است) تا بدین وسیله آن را به بهای كمتری بفروشند( بقره، آیه79).
2. تبعیّت از خواسته ‎و هواهای نفسانی: قرآن در مورد عدم تبعیت از خواهشهای نفسانی می‎فرماید: افرایت من اتخذ الهه هواهُ؛ آیا دیدی آن كسی را كه هوای خویش را خدای خود قرار داد.( حاثیه، آیه23)
3. ریاست طلبی و رسیدن به مقام: امام رضا ـ علیه السّلام ـ در مناظره با سران یهود و نصارا، آنها را محكوم نمود، راسُ الجالوت رئیس یهودیها گفت: به خدا سوگند ای پسر پیامبر! اگر مسئله ریاست و سرپرستی تمام یهودیها مانع نبود من به رسول خدا ایمان آورده تابع او می‎شدم. .( بحار الانوار، ج 49، ص 77 ـ 78)  و بیشتر كسانی كه دست به تحریف و بدعت در تورات زدند، بخاطر حفظ ریاست و مقام بوده است.
4. نیازمندی و حاجت مند بودن به مردم: علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: او یَسْتَنْجِحُ حاجَةَ الی النّاسِ باظهار بدْعةٍ فی دینِهِ؛ (یكی از صفات زشت این است كه) به خاطر حاجتی كه به مردم دارد بدعتی در دین خدا بگذارد (نهج البلاغه، خطبه 153) و قرآن برای تقویت انسانها می‎فرماید:أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛ ای مردم! شما (همگی) نیازمند به خدایید، تنها خداوند است كه بی‎نیاز و شایستة هرگونه ستایش است.( فاطر/15.)
مبین  , moorsl
مبین - 18:30 1389/01/12
9
باسلام
بدعت عبارت است از چیزی كه در دین به صورت جدید به وجود آمده، در حالی كه در قرآن و سنت ریشه و اساسی برای آن وجود ندارد، و به این جهت آن را «بدعت» گویند، كه گوینده خودش آن را در دین ایجاد كرده و به آن رنگ و بوی دینی داده است( راغب اصفهانی، المفردات ، ص 38 )و خطرات آن برای جامعه بسیار است و زمینه ایجاد فتنه و فساد، از بین رفتن سنت‎ها و گمراهی را در پی دارد.

       علی ـ علیه السّلام ـ در مورد بدعت فرموده است: اِنّ اَبْغَضَ الخلائق اِلی الله رجُلان...؛ منفورترین آفریده‎ها نزد خدا دو شخصند،  شخصی كه خدا او را به حال خود گذاشته و از راه راست دور افتاده است؛ دل او شیفتة بدعت است و مردم را گمراه كرده به فتنه‎انگیزی می‎كشاند و راه رستگاری گذشتگان را گم كرده و طرفداران خود و آیندگان را گمراه ساخته است، بار گناه دیگران را بر دوش كشیده و گرفتار زشتی‎های خود نیز می‎باشد. و مردی كه مجهولاتی به هم بافته و در میان انسان‎های نادانِ امت، جایگاهی پیدا كرده و در تاریكی‎های فتنه فرو رفته است.( نهج البلاغه، خطبه 17) و سكوت در مقابل آنان خطرش از خود بدعت كمتر نیست.

      خداوند نیز در قرآن یك بار به صورت صریح و چهار بار به مشتقات بدعت اشاره می كند، اما الفاظی كه معنای بدعت را می‎رساند در آیات متعددی مطرح شده است و یكی از آیاتی كه بدعت در آن ذكر شده این آیه است كه می فرماید: وَ جَعَلْنا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَیْهِمْ؛ و بعد از آن‎ها (پیامبران) عیسی بن مریم را مبعوث ساختیم و به وی انجیل عطا نمودیم، و در دل افرادی كه از عیسی پیروی كردند، رأفت و رحمت قرار داریم و رهبانیتی را كه خود آن را ابداع (و از طریق بدعت گذاری ایجاد) كرده بودند، بر آن‎ها مقرر نداشته بودیم. (حدید، آیه27).  در این آیه، خداوند از بدعت مسیحیّت پرده بر می‎دارد و رهبانیّت و دیر نشینی آنان را یك عمل ابداعی دانسته، عملی كه باعث فحشاء و منكرات در بین آنها شده است.
محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 00:32 1388/12/9
8
بدعت به طور خیلی ساده و خودمانی یعنی کسی در دین خدا چیزی را وارد کند که از دین نیست. بدون در نظر گرفتن دین  چیزی را بسازد که در درون  دین نیست و همه وظیفه دارند که با بدعت مبارزه کنند.

شما می بینید اسلام می گوید اگر می خواهی نماز بخوانی، با اینکه وقتی نماز می خوانی توجهت به خداست، اما اگر یک فردی روبروی تو هست، مکروه است، چون بویی از آدم پرستی دارد. اگر یک عکسی روبروی شما هست مکروه است، چون بویی از شکل پرستی دارد. اگر چراغ هم روبروی شما هست، نماز خواندن مکروه است، چون بویی از آتش پرستی می دهد.
غرض این است که اینها را " بدعت می گویند.
خیلی چیزها هست که بدعت است، و در میان مردم مخصوصاً خانمها از این بدعتها هست؛ مثل آش ابودردا، آش بی بی سه شنبه، و ... ما چنین چیزهایی در اسلام نداریم. در اسلام ما یک چیزی به نام سفره بی بی سه شنبه نداریم.
یک مطلب هست: یک کار خیری بکنید، مثلاً فقرا را اطعام کنید، ثواب دارد. بعد ثوابش را نثار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کنید، نثار حضرت علی علیه السلام و دیگر ائمه معصومین علیهم السلام کنید، مانعی ندارد.
اگر شما سفره ای در منزلتان تشکیل بدهید به شرط آنکه آداب و تشریفات زنانه اش را که اگر کسی خیال بکند جزء آداب اسلامی است باز بدعت می شود حذف کنید. اگر اطعام مسلمان باشد، بالخصوص اطعام فقرا، و ثوابش هدیه به حضرت ابوالفضل باشد، مانعی ندارد. اما اگر کارهایی با آداب و تشریفاتی انجام شود و خیال کنید این هم از اسلام است. این، بدعت و حرام است
مبین  , moorsl
مبین - 20:56 1388/12/8
7
 باسلام
دوست عزیز كسانی برای رسیدن به خواسته های خود از اعتقادات مردم نسبت به دین سو ء استفاده كرده ، بدعتها و آنچه را كه در دین نیست به دین نسبت داده و با آن همرنگ می كنند و با دادن رنگ و بوی مذهبی به آن باعث گمراهی و دل زده گی مردم نسبت به دین می شوند و امیر مؤمنان علی – علیه السلام – در این مورد می فرماید: بدعت‎ها به رنگ حق در آمده و هلاك كننده‎اند، مگر خداوند ما را از آن‎ها حفظ فرماید( نهج البلاغه، خطبة 169)
      چون  بدعتها ظاهر دینی به خود گرفته اند شناخت آن برای همه ممكن نیست و اگر بزرگان دین با آنها  مخالفت كنند چه بسا مخالفت آنها را مقابله با دین بخوانند ؛اعمالی همانند قمه زنی را كه دشمنان دین با سوء استفاده از اعتقادات مردم وارد دین كرده اند و طوری با اعتقاد عده ای اجین شده ، با اینكه اكثر فقها آن را بدعت خوانده و با آن مخالفت كرده اند، ولی باز هم به دنبال آن بوده و جزء شعائر اسلامی و دینی خود می دانند. 
پس برای مبارزه با بدعتها  باید  بینش مردم را  بالا برد تا آنها  بتوانند با تفكری درست بدعت را از اصل اعتقادات دینی تشخیص دهند و به مبارزه با آن بپردازند.
سحر سحر , sahar_125
سحر سحر - 07:56 1388/12/8
6
سلام....البته کارشما با ارزشه...درابطه با تعاریفی که انجام میدین...اما این دقیقا همون ظلمیه که نظام اموزشی درحق ما داشته...درنظام اموطشی بارها وبارها به ما یاد دادن که نماز رو چگونه میخونن...اما یاد ندادن که چه طور کسی رو که نماز نمیخونه چه گونه به نماز علاقه مند کنیم....بارهاوبارها به ما گفتند که معنی معصوم یعنی چی اما نگفتن که وقتی دشمنان اسلام معصومیت اونها رو زیرسوال بردن چه کار باید انجام بدیم......!!!!!
حال شما هم همون کارو انجام میدین.....ببینید....بحث دررابطه با معانی بدعت خوبه ...اما همه ی ما معنی اون ور میدونیم.....
چرا مسیر بحث رو کمی عوض نمیکنید....ودررابطه با مبارزه ی با بدعت گذاران وجلوگیری از نفوذ بدعت های جدیدوخروج بدعت های قدیمی از دین صحبت نمیکنید...........

منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 20:55 1388/12/7
5

  از آنچه در تعریف بدعت  درپست قبلی بیان شد، روشن می‏شود كه هر عمل یا كاری كه مخالف با قرآن و سنّت باشد و یا هماهنگ با كلیّات اسلام نباشد، بدعت بشمار آید. از این رو برگزاری مجالس جشن، عزا و سوگواری در سالگردها، مهر گذاشتن در نماز، جمع خواندن نماز، زیارت اهل قبور، بنای بر قبور ائمّه و علماو امثال اینها داخل سنّت می‏شود، نه در بدعت. زیرا هر یك از اینها داخل در عمومات و اطّلاعات قرآن و سنّت می‏شود. به عنوان نمونه:

 در جمع بین دو نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا، اهل سنّت تنها در عرفان جایز می‏دانند، اما در سایر ایّام پیروان ابو حنیفه معتقدند كه در مسافرت هم نمی‏توان نمازها را جمع كرد. در حالیكه این برخلاف روایاتی است كه خودشان از پیامبر اكرم (ص) نقل می‏كنند. اما مالكی‏ها و شافعی‏ها و حنفی‏ها جمع بین دو نماز را در سفر جایز می‏دانند و در بقیّه موارد اختلاف دارند. اما شیعیان جمع بین دو نماز را در هر حال جایز می‏دانند و مستند آنان علاوه بر عموم آیات «اقم الصلاة لدلوك الشمس الی عشق اللیل...» روایاتی است كه از ائمّه رسیده است چنانكه اهل سنّت نیز بر جمع دو نماز روایت دارند. احمد بن حنیل در سندش از ابن عبّاس نقل می‏كند: «صلی رسول اللَّه فی المدینة مقیماً یر مسافر میعاً ثمانیاً»، «مسندی احمد، ص 221. موطا مالك‏ها، ص 164، حدیث 4.مصحح مسلم، ج 2، ص 151. باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر.»

 همچنین سجده بر خاك كه از روایات فراوانی بدست آمده است. البته بحث درباره هر یك از این موضوعات در سؤال و پاسخ جداگانه آمده است. در اینجا و شهادت ثلامند. همچنین عزاداری‏ها و زیارت اهل قبور كه هر یك از عمومات ودلایل خاصّی حاصل می‏شود.

منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 20:49 1388/12/7
4

 واژه بدعت از «بدع» به معنای پدید آمدن چیزی است كه سابقه نداشته باشد.(1).

 طریحی در مجمع البحرین می‏گوید: بدعت عبارت است از، پدید آوردن چیزی در دین كه در قرآن و سنّت ریشه‏ای ندارد. بدعت را از آن جهت بدعت می‏گویند كه چون بدون صاحب شریعت آن كه صاحب شریعت آن مطلب را گفته باشد در دین وارد گردیده و از آنجا كه سابقه‏ای در دین نداشته آن را بدعت می‏گویند.

علامة مجلسی می‏گوید: «بدعت آن است كه پس رسول خدا (ص) پدید آمده باشد و درباره آن نصی نرسیده باشد، نه به طور خصوص و نه عموم، از این رو آنچه در عمومات داخل باشد بدعت نیست.(مراةالعقول ج2 ، ص 366).

بنابراین بدعت آن است كه شخص حكمی صادر كند و به آن عمل كند وآن را به عنوان یك حكم شرعی و دینی انجام دهد، در صورتی كه نه از كتاب و نه سنّت برای آن حجت و دلیلی وجود داشته باشد.»(2)

 البته مراد از بدعت هر أمر جدیدی نیست چرا كه هر چیز جدیدی باطل و حرام نیست بلكه چیزهایی كه از جانب شرع نهی شده و یا دلیلی خواه به صورت عموم یا خصوص بر جواز و صحت آن وجود نداشته باشد.

برخی در تفسیر بدعت و سنّت و معیار حق و باطل مسلمانان صدر اسلام را معیار قرار داده‏اند و هر كاری را كه آنان انجام نداده‏اند بدعت شمرده‏اند. به عنوان مثال ابن یتیمیه جشن گرفتن در روز میلاد پیامبر (ص) را بدعت می‏داند، به این دلیل كه سلف صالح با وجود مصّضی و فقدان مانع، چنین كاری نكرده‏اند. (ابن یتیمیّه، قتضاء الطراط المستقیم، ص 276)

 همچنین ابن یتیمیّه در مورد بوسیدن مصحف می‏گوید: «لا نعلم فیه شیئاً مأثوراً عن السلف.»، (الفتاوی الكبری، ج 1، ص 176)

 در مورد این نظریّه باید گفت: عدم استناد آن به یك دلیل معتبر برای بطلان آن كافی است. از این رو محققان اهل‏سنّت این نظریّه را مردود دانسته‏اند.

از جمله تفتازاتی می‏نویسد: برخی از افراد نادان هر كاری یا عملی را كه در عصر صحابه نبوده بدعت مذموم و ناپسند می‏دانند، گر چه بر قبح آن اقامه نشده باشد. دلیل آنان تمسّك به فرمایش پیامبر اكرم (ص) است كه فرمود: «از كارهای جدید پرهیز نمائید.» در صورتیكه منظور از روایت، نظریّه آنان نیست، بلكه مراد آن است كه آنچه از دین نیست، در دین داخل بنمائیم. خداوند ما را از پیروی هوای نفس نگه دارد. (3)

[1]. - مقائیس اللغه می‏نویسد: اباء و الدال و العین أصلان: احدهما ابتدا الشیی‏ء و صنعة لاعن مثال و الاخر الانقطاع و الكلام... - جوهری در صحاح می‏گوید: ابدعت الشیی‏ء: «اخترعته لاعن المثال»

 [2]. - عن علی (ع) فی خطبة: قال و انما الناس رجلان متّبع شرعة و مبتدعة لیس معه من اللَّه برهان لسنة ولا ضیاء حجة. وسائل شیعه ج 18، ص 97، روایت 31.

 [3]. - شرح المقاصد، ج 5، ص 232.

سحر سحر , sahar_125
سحر سحر - 15:44 1388/12/7
3
بدعت گذار یک سری از افرادی هستند که درکلوب به حال خود رها شده ی حجاب اسلامی درحال فعالیت واز بین بردن دین هستند....ویک سری از احکام دین اسلام را با تغیراتی کوچک دران سیاه جلوه میدن...وقصد دارند بچه مسلمانها رو به انحراف بکشونند..................!!!
طلبه پاسخگو   , namaz110
طلبه پاسخگو - 13:44 1388/12/6
2

معنای لغوی بدعت چیست؟

بدعت در لغت عرب، به معنى كار بى سابقه است كه نمونه قبلى نداشته باشد. قرآن، خدا را چنین توصیف مى‏كند: «بدیع السَّماوات والأرض»(1)

[آفرینند آسمان و زمین است.] كه آنها را بدون الگو و نمونه پیشین، آفریده است، و به عبارت دیگر، هر چیز جدید و بى سابقه را «بدیع» و كار نو ظهور را «بدعت» توصیف مى‏كنند. راغب در مفردات مى‏گوید:

«ابداع، پدید آوردن چیزى است كه نمونه و سابقه‏اى نداشته باشد و چاهى را كه تازه حفر كرده باشند، بدیع مى‏گویند.»

قرآن پیامبر را چنین توصیف مى‏كند:

«قل ما كنت بدعاً من الرُّسل»(2)

[بگو من در میان پیامبران پدیدة نو ظهورى نستم، بلكه پیش از من نیز پیامبرانى آمده‏اند].

بدعت به معنى لغوى، یعنى كارهاى نو ظهور، نمى‏تواند بدون قید وشرط حرام باشد، زیرا جهان زندگى پیوسته در دست تغییر و دگرگونى است و همان طور كه طبیعت به طور مستمر در حركت و تغییر و نو آورى است، زندگى انسان نیز از نظر پوشاك و خوراك و مسكن و صنایع، پیوسته در حال دگرگونى و نو شدن است و هیچ عاملى نمى‏تواند حركت عظیم زندگى انسان را متوقف سازد، بلكه او باید طبق سنت الهى گام به پیش نهد و زندگى را هر روز رنگین تر ساخته و چهرة زندگى را هر روز تازه تر سازد.

استاد محقق جعفر سبحانى، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى ج 3

به نقل از سایت تبیان

پى‏نوشت‏

 (1) انعام/ 101

 (2) احقاف/ 9

 

از نظر فقهاء بدعت به چه معنا است؟

بدعت از نظر فقها عبارت است از دین سازى و افزودن چیزى به مذهب كه به آن فرمان نداده است و به تعبیر فقهاء (إدْخالُ ما لَیْسَ مِنَ الدِّینِ فىِ الدّینِ) وارد كردن چیزى در دین كه در آن نیست.

از این تعریف روشن مى‏شود كه هر نو ظهورى بدعت نیست، بلكه آن گونه اعمال و عقایدى كه به دست انسانها ساخته شده و به دین نسبت داده مى‏شود، بدعت است و به دیگر سخن بدعت در صورتى انجام مى‏گیرد كه انسان كارى را انجام دهد و آن را به حساب دین بگذارد و به دروغ بگوید كه قرآن یا سنت چنین دستورى داده است، ولى هرگاه عملى را انجام دهد كه از نظر قوانین اسلام با لذات حلال باشد، ولى هرگز آن را جزء دین نداند و به حساب آن نگذارد، طبعاً چنین چیزى بدعت لغوى خواهد بود، اما از نظر شرع بدعت به شمار نمى‏رود، بدعت نوعى بازى با شریعت و دین است، ولى هر گاه عمل انسان رنگ دینى به خود نگیرد، حلال و حرام بودن آن در گروه این است كه قوانین اسلام آن را تحریم نموده باشد یا نه؟

چنانكه مى‏فرماید:

«ءآلله أذن لكم أم على الله تفترون»(1)

[آیا خدا اجازة چنین كارى را داده است یا بر او افترا مى‏بندید؟]

و باز مى‏فرماید:

«ومن أظلم ممَّن افترى على الله كذباًأ»(2)

[كیست ستمكارتر از آنكه بر خدا دروغ ببندد؟ أ]

از این بیان روشن مى‏شود كه اگر پیامبر گرامى‏فرمود: «وشرّ الامور محدثاتها وكلّ محدثة بدعة و كلّ بدعة ظلالة و كلّ ظلالة فى النار» [بدترین كارها، آنها است كه ساختگى باشد و هر چیز ساختگى بدعت است و هر بدعتى مایه گمراهى و سرانجام گمراهى آتش است.] مقصود ساختگیهائى است كه به دین نسبت داده شود و به عنوان اینكه جزء دین و شریعت است و خدا و رسول فرمان داده است انجام گیرد. از این جهت، وقتى ابن حجر عسقلانى به تفسیر حدیث یاد شده میرسد، مى‏گوید:

«مقصود آن كار تازه‏اى است كه به دین نسبت داده مى‏شود، با آنكه در دین مدركى براى آن نیست»(3)

روى این اصل، یك حقیقت روشن مى‏شود و آن اینكه تمام دگرگونیهایى كه در زندگى بشر از جهات گوناگون پدید مى‏آید، هرگاه رنگ دینى به خود نگیرد، بدعت نخواهد بود، و حلال و حرام بودن آنها در گرو این است كه با دیگر اصول اسلام مخالف نباشد.

استاد محقق جعفر سبحانى، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامى ج 3

به نقل از سایت تبیان

پى‏نوشت‏

 (1) یونس/ 59

 (2) انعام/ 21

 (3)) ابن حجر: فتح البارى 31/ 253)

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:37 1388/12/6
1
با سلام به دوستان گرامی
هر جا اصلی بوده فرعی را هم عده ای از سمت و سوی حاشیه آمده اند و درست کرده اند تا بتونند از اصل به نفع خود برداشتی هر چند گذرا داشته باشند.
و این جریان در مورد دین هم بوده است چرا که تاریخ گواهی میدهد که ادیان دچار تحریف بوسیله انشقاق و بدعت بوسیله (به اصطلاح) نوآوری حالا به هر بهانه ای بوده است.
بدعت از همون اول بوده است گاه خواسته و گاه ناخواسته
اما در هر عصر با توجه به جامعه همان بدعتی را ابداع کردند که با جامعه سازگار باشه

بیشترین بدعت ها در دین اسلام را بعد فوت نبی صلی الله علیه و السلم ایجاد کردند تاریخ هم بر ان گواهی داده است
بدعت از نمازش گرفته تا غیر نمازش بوده است برای مثال همین نماز تراویح که در صحیح بخاری هم بدان اشاره شده است.

البته خود عمر به این مسئله اعتراف کرده است و خود این را بدعت نامید و گفت چه بدعت خوب و نیکویی!

صحیح بخاری ج 3 ص 44 باب فضل من قام رمضان من کتاب الصوم


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.