| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
50
|
424
|
90/4/28 (14:33)
|
|
||
|
|
11
|
52
|
90/9/17 (18:47)
|
|
||
|
|
56
|
226
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
675
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
1441
|
3529
|
90/11/20 (23:00)
|
|
||
|
|
126
|
332
|
90/11/20 (22:17)
|
|
||
|
|
31
|
92
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
991
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1129
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
44
|
88
|
90/10/14 (20:32)
|
|
||
|
|
857
|
2680
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
90/9/14 (10:07)
|
|
||
|
|
21
|
61
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
457
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
1347
|
2572
|
90/8/8 (07:19)
|
|
||
|
|
446
|
976
|
90/8/7 (22:17)
|
|
||
|
|
29
|
127
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
452
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
260
|
90/7/2 (10:21)
|
|
سلام.دراین تاپیک میتونید باافکارغلط ومنحرف بعضی فرق ازجمله شیطان پرستان وبهاییت اشنا بشید{البته باسرزدنهای مکررتون به این تاپیک...چراکه تیکه تیکه این اطلاعات رودراین تاپیک خواهم گذاشت تا خوندن اونها ازحوصله ی دیگران بیرون نباشه} بسیاری از صاحبنظران در حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی این تحلیل را ارائه می دهند که بررسی و انتشار مطالب درباره این دست فرق منحرف به نوعی رواج دادن غیرمستقیم تفکرات و معضلات القایی ایشان به شمار میآید ، لکن با توجه به دادههای موجود و آمارهای به دست آمده از ابعاد فسادانگیز تحرکات این افراد ، چارهای باقی نمیماند ، جز پرداختن دقیق و علمی به ماهیت و عملکرد این عناصر ضد فرهنگی غرب .اما باتمام این دلایل سعی میشه که زیادجزیی به مسایل منحرف کننده ی این فرق پرداخنه نشه....لطفا شما هم نظرات خودتون رو دراین باره به بحث بگذارید...تاازصحبتهای شما هم استفاده بکنیم....
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا؛ و مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً فَلَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا؛
بطور کلی و عمومی می توان گفت:
«کسی که سنت نیکو بگذارد برای اوست پاداش هر کسی که بدان عمل کند؛ و کسی که سنت بد بگذارد برای اوست پاداش هر کسی که بدان عمل کند».
کسی که دین مردم را بُرد، حجاب را از زنان برداشت، تا روز قیامت هر زنی بدون حجاب بیرون برود، و هر زنی بدین جهت در فساد افتد، و هر مردی که به علت نگاه به زن عریان به زنا افتد، و هر نفسی که بواسطه این عمل تباه شود، عین آن گناه و مذلت برای آن بدعت گذار هست. در آتش می سوزد و مرتباً آتش های جدید برای او هدیه می آورند، و «مالِک» پاسبان دوزخ پیوسته شعله آتش را می افزاید؛ این به علت گناهان جدیدی است که مردم در اثر آن بدعت ها مرتکب میشوند. هر چه آن مسکین در میان آتش فریاد زند: دیگر این چه عذاب های تازه ای است؟ ای خدائی که می گوئی من ظلم نمی کنم! این عذاب های جدید برای چیست؟ این چه دستگاهی است که راه انداخته ای؟ من می سوزم! آن آتشهای جهنم که در اثر أعمال من به من دادی مگر کم بود که اینها را پیوسته می افزائی؟! و دائماً از دنیا برای من آتش میفرستی؟! خدا میگوید: «وَ مَا رَبُّکَ بِظَلَّـ'مٍ لِلْعَبِیدِ؛ پروردگار تو أبداً ظلم نمی کند. (آیه 46 سوره فصلت). حیف که کوری! (چون به مفاد آیه شریفه «و من اعرض عن ذکری .... وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَـ'مَةِ أَعْمَی '؛ روی گردانندگان از ذکر خدا در روز بازپسین نابینا محشور می شوند» آیه 124 سوره طه) اگر چشم داشتی میدیدی که این آتش ها نتیجه و اثر أعمال خود تست که پیوسته از دنیا به سویت می آید.
هر کس در دنیا قانون ضلالتی بگذارد، سنت بدی بگذارد، بدعتی بنهد که مردم پس از او به ناراحتی بیفتند، مریض شوند، عمرشان کوتاه شود، سقط جنین شود، یا دینشان خراب شود، ناموسشان خراب شود، در جهل و نادانی بمانند، راه آنان با خدا بریده شود؛ تمام آثاری که برای آنها هست برای این شخص بدعت گذار و قانون گذار نیز هست. تمام آن گناهان، برای مسببین آن از مُقننان و مُجریان این قانون و سنت نیز خواهد بود بدون کم و زیاد.
مهم ترین فایده این علم، که در حقیقت کار متکلمان اسلامی را آسان می کند، آگاهی از عقاید کلامی گروه های مختلف اسلامی است که در پرتو آن می توان با نقد و بررسی، میزان تاثیر متقابل گروه های مختلف را نیز دریافت. همچنین با جمع آمدن عقاید همه گروه های اسلامی در یک علم، می توان همه آنها را با مبانی اصیل اسلامی یعنی کتاب و سنت و عقل سنجید و گامی در راه شناخت عقاید صحیح اسلامی و یا حتی فرقه ناجیه (البته اگر معتقد به وجود تنها یک فرقه ناجیه باشیم) برداشت.
فایده دیگر این علم، که می تواند در علم الحدیث ما را یاری کند، آگاهی تفصیلی از ماهیت فرقه های مختلف همانند قدریه، جبریه، مجسمه، مشبهة، معتزله، غلات، خوارج، حروریه، زیدیه، و نیز عقاید مختلف آنان همچون جبر، تفویض، استطاعت، تناسخ، حلول است. نام این گروه ها و عقاید آنان در احادیث شیعه و سنی به کار رفته است و با کمک این علم می توانیم فهم دقیق تری از این گونه روایات پیدا کنیم.
همچنین این علم می تواند به گونه ای دیگر مورخ و تحلیلگر تاریخ اسلام را یاری کند، چرا که هنگام بررسی جریان های تاریخ اسلام، به نام بعضی از فرقه ها یا رهبران آنها برخورد می کنیم که شناخت آنان و عقایدشان می تواند در فهم بهتر این گونه جریان ها مفید افتد.
عالم رجالی نیز می تواند به گونه ای دیگر از این علم بهره گیرد، بدین ترتیب که با شناخت صحیح عقاید گروه های مختلف، می تواند به گونه ای دقیق تر درباره افراد منسوب به آن گروه ها که در سلسله اسناد احادیث واقع شده اند، داوری کند. از رهگذر این فایده، فقیه نیز می تواند هنگام دقت در سلسله اسناد روایات فقهی طبق مبنای خود از آن بهره گیرد.

آنچه حریم اعتقادات جامعه مسلمان را تهدید میكند صرفا شبهات و ایراداتی نیست كه بر برهانها و استدلالهای محكم اعتقادی وارد میشود ، بخش عظیمی از تهدیدات مربوط به خرافات و اوهام و افكار منحطی است كه در اذهان عوام الناس فرو رفته و خروج از آن را به مثابه خروج از دین تلقی مینمایند .
در مبارزه با اوهام و خرافاتی كه در اذهان برخی به عنوان دین ، نهادینه شده است كار دشوار است زیرا از یكطرف مواجهیم با باورهایی كه تقدس یافته اند و نزدیك شدن به آنها به مثابه حریم شكنی و بدعت و گاه كفر محسوب میشود ، از طرف دیگر با افرادی مواجهیم كه غالبا بواسطه سرمایه علمی و فرهنگی اندك و یا ظرفیت فرهنگی اندك جامعه ای كه در آن رشد نموده اند و یا بسته بودن فضای فرهنگی خاص در برخی موارد ، قادر به پذیرش ، تحقیق و پذیرفتن خرافه زدایی نیستند .
از طرف دیگر ، افرادی كه در خرافه گرایی و خرافه زدگی نفعی میبرند و در مقابل خرافه زدایی مقاومت و مبارزه میكنند .
اینجاست كه به این مهم اساسی پی میبریم كه مبارزه با خرافات مانند حل شبهات در جلسات مباحثه علمی در میان اهل علم نیست و زبان و شیوه های خاص خود را مطلبد كه در هر عصری با توجه به نیازهای مردم و ظرفیتهای تاثیر پذیری و تاثیرگذاری جوامع مختلف و فرهنگهای متفاوت و البته مخاطبان و ظرفیت فكری و سن و علاقمندیهای آنان، باید به راهكارهای مختلف اندیشید و شیوه های مختلفی را بكار گرفت .
خرافه زدایی به شیوه طنز یكی از پر اثر ترین و همه پسند ترین روش هاست و البته كتبی كه به این منظور نگاشته میشوند باید علاوه بر بكارگیری طنز یا فاكتورهای خاص تاثیر گذاری ، واجد محتوای علمی لازم در مبارزه با اوهام و خرافه پرستی نیز باشد .
كتاب "كلثوم ننه " یكی از كتبی است كه در این زمینه موفق بوده و در عصر و زمان خویش سعی در بكارگیری قالبهای همه پسند برای زودودن خرافات از افكار عامه مردم نموده است .
داستان حسبنا کتاب الله
ابن عباس با گریه میگوید بدترین مصیبت وقتی بود که میان پیامبر و قلم و دوات جدائی انداختند، پیامبر در بستر بود کسانی مانند عُمَر نیز حاضر بودند ایشان فرمود نامهای برایتان بنویسم که بعد از من دیگر گمراه نشوید، عُمَر گفت: درد بر پیامبر چیره شده و هذیان میگوید در حالی که نزد شما قرآن است حسبنا کتاب الله، دو دستگی و اختلاف میان حضار افتاد عدهای گفتند وسائل کتابت را آماده کنید عدهای نیز نظر عُمَر را داشتند، پیامبر وقتی چنین برخوردی را مشاهده کردند، فرمودند بروید بیرون!
روایت فوق در تمام کتب معتبر اهل سنت وجود دارد.
حق وصیت برای همگان هست، حتی اعدامی مستحق قصاص، حتی شخص منفوری چون صدام یزید کافر، اما عُمَر این حق را از پیامبر گرفت، این مسئله بر پیامبر گران آمد و دستور داد همه بیرون روند.
براستی اصحاب چه گفتند و چه کردند که پیامبر6 (با آن همه حجب و حیاء و اخلاق حسنه) همه را طرد کردند؟
پیامبری که به شهادت قرآن، ملکات اخلاقی بس بزرگی دارد، سوره قلم آیه 4.
پیامبری که حیائش مورد تمجید خداوند قرار گرفته است زیرا ایشان با اینکه از حضور طولانی اصحاب اذیت میشد حیا میکرد آنها را از خود براند، آیه نازل شد که: از اخلاق حسنه پیامبر سوء استفاده نکنید غذایتان را که خوردید بفرمائید بیرون!! سوره أحزاب آیه 53.
ابن
ناصر الدین دمشقى در
قال علی بن عبد الكریم ابن الشیخ سراج الدین البغدادی الاصل البطایحی المزی أخبرنی بشیء غریب قال: كنت شابا وكانت لی بنت حصل لها رمد وكان لنا اعتقاد فی ابن تیمیة وكان صاحب والدی ویأتی الینا ویزور والدی فقلت فی نفسی لآخذن من تراب قبر ابن تیمیة فلأكحلها به فانه طال رمدها ولم یفد فیها الكحل فجئت الى القبر فوجدت بغدادیا قد جمع من التراب صررا فقلت ما تصنع بهذا؟ قال أخذته لوجع الرمد أكحل به أولادا لی فقلت: وهل ینفع ذلك؟ فقال: نعم! وذكر أنه جربه فازددت یقینا فیما كنت قصدته فأخذت منه فكحلتها وهی نائمة فبرأت قال وحكیت ذلك لابن قاضی الجبل یعنی الامام شرف الدین أبا العباس أحمد ابن الحسن بن عبد الله بن شیخ الاسلام أبی عمر المقدسی قال وكان یأتی الینا فأعجبه ذلك وكان یسألنی ذلك بحضرة الناس فأحكیه ویعجبه ذلك.

على بن عبد الكریم، پسر شیخ سراج الدین بغدادی، براى من داستان شگفتانگیزى را نقل كرد و گفت: زمانى كه جوان بودم، دخترى داشتم كه از درد چشم رنج مىبرد، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و گاهى براى دیدن پدرم پیش ما مىآمد، با خودم گفتم: مقدارى از خاك قبر ابن تیمیه را بردارم و آن را همانند سرمه به چشم دختر بكشم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و سرمه براى او فایدهاى نداشت؛ پس بر سر قبر او رفتم، دیدم كه شخصى بغدادى چند كیسه (صرر= كیسههاى پول) از خاك قبر را جمع كرده است، به او گفتم: با آنها چه مىكنی؟ گفت: آنها را براى معالجه درد چشم برداشتهام و مىخواهم آن را همانند سرمه در چشم فرزندانم بكشم. گفتم: آیا فایده دارد؟ گفت: بلی. سپس گفت كه من تجربه كردهام. پس بر آن چه قصد كرده بودم، یقینم بیشتر شد، مقدارى از خاك را برداشتم و آن را به چشم دخترم كشیدم، در حالى كه خواب بود، شفا پیدا كرد .
این داستان را براى پسر قاضى جبل ؛ یعنى امام شرف الدین ابوالعباس احمد بن بن الحسن بن شیخ الإسلام ابوعمر مقدسى نقل كردم، او پیش ما آمد و از این قضیه تعجب كرد و از من در حضور مردم از آن سؤال كرد، من قصه را دو باره نقل كردم و او شگفت زده شده بود.

ابن ناصرالدین الدمشقی، ابو عبدالله شمس الدین محمد بن عبدالله (متوفاى842هـ)، الرد الوافر على من زعم بان من سمى ابن تیمة شیخ الاسلام كافر، ص39.
به نقل از وبلاگ حقیقت وهابیت