userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
452
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث :: این بحث را 2 نفر دنبال می کنند.

سحر سحر , sahar_125
سحر سحر - 09:54 1388/11/27

فرقه های منحرف

سلام.دراین تاپیک میتونید باافکارغلط ومنحرف بعضی فرق ازجمله شیطان پرستان وبهاییت اشنا بشید{البته باسرزدنهای مکررتون به این تاپیک...چراکه تیکه تیکه این اطلاعات رودراین تاپیک خواهم گذاشت تا خوندن اونها ازحوصله ی دیگران بیرون نباشه} بسیاری از صاحب‌نظران در حوزه مسائل فرهنگی و اجتماعی این تحلیل را ارائه می دهند که بررسی و انتشار مطالب درباره این دست فرق منحرف به نوعی رواج دادن غیرمستقیم تفکرات و معضلات القایی ایشان به شمار می‌آید ، لکن با توجه به داده‌های موجود و آمار‌های به دست آمده از ابعاد فساد‌انگیز تحرکات این افراد ، چاره‌ای باقی نمی‌ماند ، جز پرداختن دقیق و علمی به ماهیت و عملکرد این عناصر ضد فرهنگی غرب .اما باتمام این دلایل سعی میشه که زیادجزیی به مسایل منحرف کننده ی این فرق پرداخنه نشه....لطفا شما هم نظرات خودتون رو دراین باره به بحث بگذارید...تاازصحبتهای شما هم استفاده بکنیم....

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:07 1390/03/8
137
شیطـان‌پرستـی به چه معنـاست؟ 
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.

در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود قانونمند می‌کند. 
در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.

به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛ 
تعریف اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان می‌نامند. 
تعریف دوم : گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند. ضرورت انتخاب این موضوع 
روزگار عجیبی است ؛ هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می‌کنی درباره این کلمه می‌شنوی مخصوصا بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند.

چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است. 
*بلک‌متال Darkthrone ، مریلین مانسن ، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا دست کم یکی از این کلمات را تاکنون شنیده‌ و آدم های زیادی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می‌دانند.

موسیقی های آنها را گوش می‌دهند ، گاه‌ لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند! 
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:32 1390/02/31
136
آیا فرقه بهائیت شاخه ای از شیعه است؟

  1. هر چند این گروه به ظاهر چنین ادعایی دارد ولی، نشانه هایی وجود دارد که ، ادعای مزبور را به کلی از پایه ، ویران می سازد.

      2. از جمله نشانه های سیاسی _ اجتماعی یاد شده ، یافتن رگه های پیدایش آن در دست استعمارگران و پشتیبانی های بی دریغ استبداد داخلی؛ از قاچار تا پهلوی از آنان است.
 در این باره تنها به سخنی از امام خمینی (ره) بسنده کرده و دست یابی به آگاهی بیشتر را به منابع مورد اشاره بازگشت می دهیم.

 ایشان در این باره فرموده اند: «اسلام ومذهب مقدس جعفری سدی است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها، چه راستی و چه چپی و روحانیت که حافظ آن است سدی است که با وجود آن اجانب نمی توانند به نحوی که دلخواه آنهاست با کشورهای اسلامی و خصوص با کشور ایران رفتار کنند، لهذا قرن هاست که با نیرنگ های مختلف برای شکستن این سد نقشه می کشند، گاهی از راه مسلط کردن عمال خبیث خود بر کشورهای اسلامی و گاهی از راه ایجاد مذاهب باطله و ترویج بابیت و بهائیت و وهابیت»

 (صحیفه نور، ج 1، ص 229، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی به نقل از سعید زاهد زاهدانی، بهائیت در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مقدمه کتاب). 

      با توجه به گفتار آشکار امام خمینی در این سخن، بهائیت از سوی بیگانگان و به منظور در هم شکستن سد استوار مذهب جعفری و شیعه طراحی شده است.


      2. افزون بر پیوستگی به استعمار خارجی و استبداد داخلی، بهائیت که در چرخش تاریخی خود مراحل شیخیه، بابیه، ازلیه و سرانجام بهائیت را پشت سر گذاشته است دارای کج روی های بنیانی از اصول اعتقادی شیعه است که، بی تردید آن را در این گروه حقه؛ یعنی شیعه، ناسازگار می نماید. برخی از انحرافات یاد شده به قرار زیر است:
      الف - انحراف در اندیشه و مهدویت و «باب» معصوم بودن؛ با وجود اعلام آشکار حضرت حجت(عج) به غیبت کبری و بسته شدن درب نمایندگان خاص آن حضرت. شخییه که زمینه ساز بابیه بودند، اشخاصی مانند سید کاظم رشتی، محمد کریم خان و دیگران را به عنوان باب و جانشین حضرت مهدی(عج) شناسانده و بدین سان اندیشه مهدویت را از مسیر اصلی خود بیرون کردند (محمد باقر نجفی، بهائیان، ص 77 به بعد و 161 به بعد، کتابخانه طهوری). 
      ب - کجروی های جدی در مسایل اعتقادی دیگر از جمله معاد که، آشکارا از آنها، کفر و ارتداد فهمیده می شود.
      3. در واقع فرقه بهائیت، فرقه ای ملحدانه است که هیچ ارتباطی با شیعه ندارد و توسط استعمار انگلستان پایه گذاری شده است.
      برای آگاهی بیشتر ر.ک:
      - بهائیت در ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مقدمه کتاب
      - محمد باقر نجفی، بهائیان، ص 77 به بعد و 161 به بعد، کتابخانه طهوری

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 20:49 1390/02/29
135
آئیـن وهـابـیـت, هـر چند به ظاهر زائیده اندیشه محمد بن عبدالوهاب ( 1115 - 1206 هجرى قـمرى ) نجدى است , ولى ریشه هاى آن مربوط به احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه شـامـى اسـت , كـه در سـال 728 در زنـدان دمشق درگذشت , و نوشته هاى این شخص , اساس معتقدات وهابیان را تشكیل مى دهد .
 وقتى ابن تیمیه آراء و عقائد خود را درباره زیارت قبر پیامبر و مسافرت براى آن آشكار ساخت , و آن را حـرام اعـلام نـمود , از طرف علما و دانشمندان اهل سنت مصرو شام , آراء او مورد نقد قرار گـرفت و كتابهاى ارزشمندى در رد وى نوشته شد , كه قسمت مهم آنها چاپ و منتشر شده است  . قـضـات چـهـارگـانـه اهل سنت بر این اكتفا نكردند , بلكه سران آنان در مصر و شام به تفسیق او پرداخته و او را یك فرد منحرف معرفى كردند , حتى دوست معاصر ابن تیمیه ذهبى در نامه دوستانه اى كه به او نوشته است , او را دراشاعه و گسترش فساد همتاى حجاج خوانده است  . غائله ابن تیمیه با مرگ او فروكش كرد . شـاگـرد مـعـروف او ابـن القیم , هرچندبه ترویج آراء استاد پرداخت , ولى چندان از آن نتیجه نگرفت . او نیز در سال 751درگذشت و با مرگ او مكتب استاد او نیز به دست فراموشى سپرده شد . ولـى در اواسـط قـرن دوازدهـم هجرى یعنى سالهاى 1145 , بار دیگر اندیشه هاى ابن تیمیه به وسیله شخصى به نام محمد فرزند عبدالوهاب در سرزمین نجد احیا شد .

ادامه دارد...

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:32 1390/02/24
134
وهابیون و جریان شفاعت

شفاعت به صراحت در قرآن كریم و روایات فراوانى بیان شده و اصل شفاعت اولیاى الهى در آخرت، مطلبى مسلّم و مورد قبول جمیع مسلمین است. برخى از علماى اهل‏سنت، به تفصیل در مورد شفاعت سخن گفته و بر آن تأكید كرده‏اند. 

صحیح مسلم، ج 1، ص 117 و 130 و ج 2، ص 22 و ج 7، ص 59؛ صحیح بخارى، ج 1، ل‏ص 36، 92، 119، 159 و ج 8، ص 83 و ج 9، ص 160، 170؛ مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 281، 301 و ج 2، صص 307، 426، 444، 518، 528 و ج 3، صص 5، 12، 20، 63، 79، 94، 213، 218، 325، 345، 354 و ج 4، صص 108، 131، 212 و ج 5، صص 143، 149، 257، 347 و ج 6، ص 428 و مصادر معتبر متعدد روایى دیگر همچون: سنن ترمذى، سنن دارمى، موطأ مالك، سنن ابى داوود، سنن نسائى، سنن ابن ماجه. در مورد بحث‏هاى كلامى رجوع كنید به: امام فخر رازى، تفسیر مفاتیح الغیب، ج 3، ص 63 و قاضى عیاض، شرح صحیح مسلم، ج 2، ص 58 و علاء الدین علامه قوشجى، شرح تجرید، ص 501 و دكتر ناصر الجدیع، الشفاعة عند اهل السنة و الرد على المخالفین فیها،... (در این زمینه ر.ك: آیت الله جعفر سبحانى، شفاعت در قلمرو عقل، قرآن و حدیث ، ص 21).
       فرقه وهابیت نیز به شفاعت اولیاى الهى در آخرت معتقدند و آن را از اصول مسلم اسلامى مى‏دانند. محمد بن عبدالوهاب (مؤسس فرقه وهابى) مى‏نویسد: «طبق روایات اسلامى، پیامبر اسلام و نیز پیامبران دیگر و فرشتگان و اولیاى الهى و كودكان در رستاخیز، شفاعت مى‏كنند» الهدیة السنیة، الرسالة الثانیة، ص 42؛ كشف الارتیاب، ص 193. و «از امور مسلّم در آخرت، شفاعت است و بر هر مسلمانى لازم است كه به شفاعت پیامبر و دیگر شفیعان ایمان داشته باشد» كشف الارتیاب، ص 240.. ابن تیمیه (پایه‏گذار افكار وهابیان) مى‏نویسد: «تمام پیامبران و صدیقین و غیر آنان، درباره گنه‏كاران شفاعت مى‏كنند تا معذّب نشوند و اگر وارد دوزخ شده‏اند از آن بیرون آیند». الرسائل الكبرى، ج 1، ص 407.
       بنابراین شفاعت اخروى امرى مسلم و مورد اتفاق جمیع فرقه‏هاى مسلمین است. هر چند دو فرقه معتزله و خوارج، كه اقلیتى از اهل سنت هستند، در عین پذیرش اصل شفاعت اخروى، آن را منحصر در ترفیع درجات مؤمنان دانسته و شفاعت اخروى در مورد گنه‏كاران را قبول ندارند. این دیدگاه از سوى سایر علماى اهل سنت مورد نقد و رد قرار گرفته است. ر.ك:
       الف. قاضى عیّاض، شرح صحیح مسلم، ج 2، ص 58؛ 
       ب. فخررازى، تفسیر مفاتیح الغیب، ج 3، ص 63؛
       پ. ابن تیمیه، الرسائل الكبرى، ج 1، ص 481؛
       ت. فتال نیشابورى، روضة الواعظین، ص 405.
 اختلاف فرقه وهابیت با عموم مسلمین در این است كه مى‏گویند: فقط باید از خدا خواست كه شفاعت شفیعان را در حق ما بپذیرد و ما حق نداریم به طور مستقیم از خود شفیعان درخواست شفاعت كنیم و مثلاً نبى اكرم را مورد خطاب قرار دهیم و از او بخواهیم براى ما شفاعت كند! در حقیقت، وهابیان منكر توسّل به اولیاى الهى‏اند.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:02 1390/02/21
133
شیخیه :
 شیخیگری نوعی تشیع تازه است كه در قرن دوازدهم هجری قمری از مذهب شیعه اثنی عشری پدید آمد .

بنیان گذار آن شیخ احمد احسایی است .
 وی كه در زمان فتحعلی شاه در كربلا می زیست ذاتا" مرد تیزهوش و زبان داری بوده و شاگردان زیادی هم داشت كه در ایران و عراق و جنوب عربستان بسیار معروفیت پیدا كردند .شیخ احمد احسایی از آنجا كه هم به تشیع دلبستگی داشت و هم به فلسفه یونان برای آن كه نمی توانست از یكی بریده و به دیگری بپیوندد راهی تازه و چاره ای نواندیشید و سرانجام تغییرات و دگرگونی هایی در تشیع پدید آورد و آن را درقالب های مختلف گاه در لفافه و گاه به طور كنایه عنوان نمود كه باعث خشم شیعه های زمان خود شد .

برخی از دیدگاه های او و طرفدارانش چنین است :
1- آفریننده این جهان امامان بوده ، روزی دهنده و گرداننده نیز آنها هستند وخدا رشته كارها را به دست آنان سپرده است .

2- پیامبر چون به معراج رفت در گذشتن از كره آب ، عنصر آبی خود را و در گذشتن از كره باد عنصر هوایی و در گذشتن از كره آتش عنصر آتشی خود را انداخت تا بتواند از تن وچارچوب مادی به درآید و رها گردد، سپس قادر باشد از كره های آسمانی بگذرد .

3- در معاد انسان با جسم و عنصر ظاهر نمی شود بلكه در قالب ( ( هور قلیایی ) ) است كه انسان دوباره جان می گیرد .

4- انسان دو جسم و جسددارد : نخست جسمی است كه از عناصر زمانی آب ، خاك ، هوا و آتش تركیب شده كه آن را مانند لباس گاهی می پوشد و گاهی درمی آورد، هیچ گونه لذت ورنج ، طاعت و معصیت به او نسبت داده نمی شود، در هنگام مرگ این لباس را وامی گذارد، جسد دوم كه از آن به ( ( هور قلیایی ) ) یاد می كند، جسدی است جاویدان و باقی و فناناپذیر كه در جسد ظاهری و محسوس او پنهان است. این جسد هور قلیایی ، مركب روح و از سنخ اوست و پس از مرگ در قبر مرده باقی میماند .روح انسان در قیامت با همین جسد هور قلیایی بازخواهدگشت و حساب پس خواهد داد و داخل بهشت یا دوزخ خواهد شد 

5- اصول دین چهار اصل است : توحید، نبوت ، امامت و اعتقاد به ( ( ركن رابع ) ) .

6- واژه امام به مفهوم پیشوا شیعه كامل و ( ( ركن رابع ) ) می باشد .
زمین هرگز از وجودامام و حجت خالی نیست تا آن كه خود امام ( یعنی حضرت صاحب ( عج ) ) ظاهر شود .از این رو به كار بردن اصطلاح امام و حجت بر ( ( شیعی كامل ) ) اشكالی ندارد و مهم آن كه در هر عصری ، در هر زمانی عادلانی خواهد آمد وهستند كه وظیفه شان دفاع از دین و ارشاد خلایق است . 7- مقصود از امام زمان در روایات ، حضرت صاحب الامر ( عج ) كه غایب است نمی باشد بلكه مقصود از امام زمان ( ( شیعه كل ) ) و یا ( ( ركن رابع ) ) است كه همان حجت های خداوند بر خلق و واسطه هایی میان امام غایب و خلق هستند .

در این باب نگا : شیخیگری ، بابیگری ، مدرس چهاردهی ، كتابفروشی فروغی تهران ،بی تا،مجموع كتاب و تاریخ جامع بهاییت ( نوماسونی ) ، بهرام انواسیبابی ،انتشارات سخن ، تهران ، چاپ پنجم 1374 ص 68 - 24، فصل دوم .


مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
132

«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا؛ و مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً فَلَهُ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا؛

بطور کلی و عمومی می توان گفت:

«کسی که سنت نیکو بگذارد برای اوست پاداش هر کسی که بدان عمل کند؛ و کسی که سنت بد بگذارد برای اوست پاداش هر کسی که بدان عمل کند».

 

کسی که دین مردم را بُرد، حجاب را از زنان برداشت، تا روز قیامت هر زنی بدون حجاب بیرون برود، و هر زنی بدین جهت در فساد افتد، و هر مردی که به علت نگاه به زن عریان به زنا افتد، و هر نفسی که بواسطه این عمل تباه شود، عین آن گناه و مذلت برای آن بدعت گذار هست. در آتش می سوزد و مرتباً آتش های جدید برای او هدیه می آورند، و «مالِک» پاسبان دوزخ پیوسته شعله آتش را می افزاید؛ این به علت گناهان جدیدی است که مردم در اثر آن بدعت ها مرتکب میشوند. هر چه آن مسکین در میان آتش فریاد زند: دیگر این چه عذاب های تازه ای است؟ ای خدائی که می گوئی من ظلم نمی کنم! این عذاب های جدید برای چیست؟ این چه دستگاهی است که راه انداخته ای؟ من می سوزم! آن آتشهای جهنم که در اثر أعمال من به من دادی مگر کم بود که اینها را پیوسته می افزائی؟! و دائماً از دنیا برای من آتش میفرستی؟! خدا میگوید: «وَ مَا رَبُّکَ بِظَلَّـ'مٍ لِلْعَبِیدِ؛ پروردگار تو أبداً ظلم نمی کند. (آیه 46 سوره فصلت). حیف که کوری! (چون به مفاد آیه شریفه «و من اعرض عن ذکری .... وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَـ'مَةِ أَعْمَی '؛ روی گردانندگان از ذکر خدا در روز بازپسین نابینا محشور می شوند» آیه 124 سوره طه) اگر چشم داشتی میدیدی که این آتش ها نتیجه و اثر أعمال خود تست که پیوسته از دنیا به سویت می آید.

هر کس در دنیا قانون ضلالتی بگذارد، سنت بدی بگذارد، بدعتی بنهد که مردم پس از او به ناراحتی بیفتند، مریض شوند، عمرشان کوتاه شود، سقط جنین شود، یا دینشان خراب شود، ناموسشان خراب شود، در جهل و نادانی بمانند، راه آنان با خدا بریده شود؛ تمام آثاری که برای آنها هست برای این شخص بدعت گذار و قانون گذار نیز هست. تمام آن گناهان، برای مسببین آن از مُقننان و مُجریان این قانون و سنت نیز خواهد بود بدون کم و زیاد.

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 23:39 1389/12/21
131

فواید علم فرقه شناسی اسلامی

مهم ترین فایده این علم، که در حقیقت کار متکلمان اسلامی را آسان می کند، آگاهی از عقاید کلامی گروه های مختلف اسلامی است که در پرتو آن می توان با نقد و بررسی، میزان تاثیر متقابل گروه های مختلف را نیز دریافت. همچنین با جمع آمدن عقاید همه گروه های اسلامی در یک علم، می توان همه آنها را با مبانی اصیل اسلامی یعنی کتاب و سنت و عقل سنجید و گامی در راه شناخت عقاید صحیح اسلامی و یا حتی فرقه ناجیه (البته اگر معتقد به وجود تنها یک فرقه ناجیه باشیم) برداشت.

فایده دیگر این علم، که می تواند در علم الحدیث ما را یاری کند، آگاهی تفصیلی از ماهیت فرقه های مختلف همانند قدریه، جبریه، مجسمه، مشبهة، معتزله، غلات، خوارج، حروریه، زیدیه، و نیز عقاید مختلف آنان همچون جبر، تفویض، استطاعت، تناسخ، حلول است. نام این گروه ها و عقاید آنان در احادیث شیعه و سنی به کار رفته است و با کمک این علم می توانیم فهم دقیق تری از این گونه روایات پیدا کنیم.

همچنین این علم می تواند به گونه ای دیگر مورخ و تحلیلگر تاریخ اسلام را یاری کند، چرا که هنگام بررسی جریان های تاریخ اسلام، به نام بعضی از فرقه ها یا رهبران آنها برخورد می کنیم که شناخت آنان و عقایدشان می تواند در فهم بهتر این گونه جریان ها مفید افتد.

عالم رجالی نیز می تواند به گونه ای دیگر از این علم بهره گیرد، بدین ترتیب که با شناخت صحیح عقاید گروه های مختلف، می تواند به گونه ای دقیق تر درباره افراد منسوب به آن گروه ها که در سلسله اسناد احادیث واقع شده اند، داوری کند. از رهگذر این فایده، فقیه نیز می تواند هنگام دقت در سلسله اسناد روایات فقهی طبق مبنای خود از آن بهره گیرد.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:11 1389/11/5
130
هر چند روش و راه دراویش و صوفیه اصلا در اسلام جایز نیست و احادیث فراوانی در رد این موضوع از سوی معصومین (علیهم السلام ) آمده ، اما تحقیق در این امر باعث روشن شدن موضوع برای شما خواهد شد .

برای اطلاعات بیشتر در مورد صوفیه و دراویش به اینجا هم میتونید مراجعه كنید كه میتونم بگم یكی از بهترین وبلاگ هایی هست كه در این زمینه دست افراد خبیث رو ، برای همه رو كرده.
آدرس وبلاگ » http://www.kherghe.blogfa.com
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 23:16 1389/11/2
129
اساس خودسازی، توحید است

«فلاح» در حقیقت جامع همه كمالات انسانی است و راه رسیدن به آن از دیدگاه قرآن كریم، خودسازی و تزكیه نفس است. خداوند متعال پس از سوگند‌های متعدد تأكید می‌فرماید:

﴿ قدأفلح من زكها. سوره شمس آیه 9 ﴾
« كسی به «فلاح» رسید كه تزكیه نفس كرد. »

همه آن چه پیامبران الهی از جانب خداوند متعال برای هدایت انسان آورده‌اند، مقدمه «فلاح» و شكوفایی استعدادهای انسانی است. مسأله اصلی در تزكیه نفس، آن است كه انسان دریابد خودسازی را از كجا باید آغاز كند، و اساس خود سازی چیست؟
از نظر انبیای الهی، اساس خودسازی و نخستین گام در راه تزكیه نفس «توحید» است، از این رو نخستین پیام همه پیامبران كلمه «لا إله إلا الله» بود:

﴿ و مآ أرسلنا من قبلك من رسول إلا نوحی إلیه أنه لآ إله إلآ انا فاعبدون. سوره انبیاء آیه 25 ﴾
« و ما پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آن كه به او وحی می‌فرستادیم كه خدایی جز من نیست، پس مرا بپرستید. »

نخستین سخن پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز با مردم این بود كه:

« یا أیها الناس! قولوا لا إله إلا الله، تفلحوا؛
هان ای مردم! بگویید: «لا إله إلا الله» تا رستگار شوید. »


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:33 1389/10/28
128

عالمی که کتاب طنز نوشت

کلثوم ننه
ایشان با زبان طنز، معروفترین خرافات زمان خودش را به زبان فتواى فقهاى زنان درآورده و مى‌گوید

آنچه حریم اعتقادات جامعه مسلمان را تهدید میكند صرفا شبهات و ایراداتی نیست كه بر برهانها و استدلالهای محكم اعتقادی وارد میشود ، بخش عظیمی از تهدیدات مربوط به خرافات و اوهام و افكار منحطی است كه در اذهان عوام الناس فرو رفته و خروج از آن را به مثابه خروج از دین تلقی مینمایند .

در مبارزه با اوهام و خرافاتی كه در اذهان برخی به عنوان دین ، نهادینه شده است كار دشوار است زیرا از یكطرف مواجهیم با باورهایی كه تقدس یافته اند و نزدیك شدن به آنها به مثابه حریم شكنی و بدعت و گاه كفر محسوب میشود ، از طرف دیگر با افرادی مواجهیم كه غالبا بواسطه سرمایه علمی و فرهنگی اندك و یا ظرفیت فرهنگی اندك جامعه ای كه در آن رشد نموده اند و یا بسته بودن فضای فرهنگی خاص در برخی موارد ، قادر به پذیرش ، تحقیق و پذیرفتن خرافه زدایی نیستند .

از طرف دیگر ، افرادی كه در خرافه گرایی و خرافه زدگی نفعی میبرند و در مقابل خرافه زدایی مقاومت و مبارزه میكنند .

اینجاست كه به این مهم اساسی پی میبریم كه مبارزه با خرافات مانند حل شبهات در جلسات مباحثه علمی در میان اهل علم نیست و زبان و شیوه های خاص خود را مطلبد كه در هر عصری با توجه به نیازهای مردم و ظرفیتهای تاثیر پذیری و تاثیرگذاری جوامع مختلف و فرهنگهای متفاوت و البته مخاطبان و ظرفیت فكری و سن و علاقمندیهای آنان، باید به راهكارهای مختلف اندیشید و شیوه های مختلفی را بكار گرفت .

خرافه زدایی به شیوه طنز یكی از پر اثر ترین و همه پسند ترین روش هاست و البته كتبی كه به این منظور نگاشته میشوند باید علاوه بر بكارگیری طنز یا فاكتورهای خاص تاثیر گذاری ، واجد محتوای علمی لازم در مبارزه با اوهام و خرافه پرستی نیز باشد .

كتاب "كلثوم ننه " یكی از كتبی است كه در این زمینه موفق بوده و در عصر و زمان خویش سعی در بكارگیری قالبهای همه پسند برای زودودن خرافات از افكار عامه مردم نموده است .



یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 09:53 1389/10/27
127

داستان حسبنا کتاب الله

 

ابن عباس با گریه می‌گوید بدترین مصیبت وقتی بود که میان پیامبر و قلم و دوات جدائی انداختند، پیامبر در بستر بود کسانی مانند عُمَر نیز حاضر بودند ایشان فرمود نامه‌ای برایتان بنویسم که بعد از من دیگر گمراه نشوید، عُمَر گفت: درد بر پیامبر چیره شده و هذیان می‌گوید در حالی که نزد شما قرآن است حسبنا کتاب الله، دو دستگی و اختلاف میان حضار افتاد عده‌ای گفتند وسائل کتابت را آماده کنید عده‌ای نیز نظر عُمَر را داشتند، پیامبر وقتی چنین برخوردی را مشاهده کردند، فرمودند بروید بیرون!

 

روایت فوق در تمام کتب معتبر اهل سنت وجود دارد.

 

حق وصیت برای همگان هست، حتی اعدامی مستحق قصاص، حتی شخص منفوری چون صدام یزید کافر، اما عُمَر این حق را از پیامبر گرفت، این مسئله بر پیامبر گران آمد و دستور داد همه بیرون روند.

 

براستی اصحاب چه گفتند و چه کردند که پیامبر6 (با آن همه حجب و حیاء و اخلاق حسنه) همه را طرد کردند؟

پیامبری که به شهادت قرآن، ملکات اخلاقی بس بزرگی دارد، سوره قلم آیه 4.

پیامبری که حیائش مورد تمجید خداوند قرار گرفته است زیرا ایشان با اینکه از حضور طولانی اصحاب اذیت می‏شد حیا می‏کرد آنها را از خود براند، آیه نازل شد که: از اخلاق حسنه پیامبر سوء استفاده نکنید غذایتان را که خوردید بفرمائید بیرون!! سوره أحزاب آیه 53.





[صحیح بخاری، کتاب العلم، باب 39، ج 4 و کتاب الجهاد و السیر، باب 175، ج 1 و کتاب الجزیه، باب 6، ج 2 و کتاب المغازی، باب 84(باب مرض النبی و وفاته)، ج 4 و کتاب المرضی، باب 17، ج 1.] [صحیح مسلم، کتاب الوصیه، باب 6، ج 6 و همان باب، ج 7 و همان باب، ج 8] [ احمد بن حنبل؛ مسند احمد، دارصادر، بیروت، ج 1، ص 222 و 293 و 324 و 325 و 355 / ج 3، ص 346/ تاریخ طبری، ج 3، ص 193 و ابن اثیر، غرالدین علی؛ الکامل فی تاریخ؛ تحقیق أبی الفداء عبدالله القاضی، بیروت، دارالکتاب العلمیه، 1418 ق، چاپ سوم، ج 2، ص 185]
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 07:57 1389/10/25
126
فرقه جبریه و قدریه
جبریه بر این باور بودند که انسان از خویش هیچ گونه اختیاری ندارد و مجبور است. در مقابل آن، فرقه قدریه برآن بودند که هر بنده ای به وجود آورنده فعل خود است و خدا، کار او را به خودش وا نهاده و انسان حتی در اسباب کار یا انگیزه آن هم مختار است1

 این فرقه، درست در مقابل جبریه قرار داشت.
این دو مسلک نیز در زمان خلافت امویان و در دوران حکمرانی معاویه به وجود آمدند و نزاع این دو، در تاریخ، پیشینه ای دراز دارد و در دوران حکمرانی «معاویة بن یزید» و «یزید بن ولید» به اوج خود رسید.2

 امامیه، مشربی خلاف این دو نظر را پذیرفتند و امامان شیعه این مکتب را برای مردم تبیین کردند.3

 امام باقر(علیه السلام) نیز، در این زمینه بسیار کوشید و با پیروان این دو نظر به شدت برخورد کرد. ایشان در رد نظریه قدریه و جبریه فرمودند:
پروردگار بر آفریدگان خود مهربان تر از آن است که آنان را به گناه وا دارد و سپس بر آن عذابشان نماید (رد دیدگاه جبریه) و او عزیزتر از آن است که اراده انجام کاری را بکند و آن محقق نگردد (رد دیدگاه قدریه). او در پاسخ به این که آیا مشرب سومی هم وجود دارد، می فرمود: آری، گسترده تر از فاصله میان آسمان و زمین [و آن مشرب امر بین الامرین است].4


1 موسوعة الملل و النحل، ص 36. دائرة المعارف الشیعیة العامة، ج 14، ص 286. معارف و معاریف، ج 8، ص 261.
2ـ فرهنگ فرق اسلامی، ص 358. معارف و معاریف، ج 8، ص 261.
3ـ اصول کافی، ج 1، ص 445.
4ـ اصول کافی، ج 1، 452.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 08:12 1389/10/22
125
خاك قبر مبدع وهابیت، شفای درد چشم !

وهابى‌ها هر نوع توسل و تبرك را براى دیگران حرام مى‌دانند و به خاطر آن شیعیان و دیگر سنى‌ها را به شدت تكفیر كرده و حتى خون آن‌ها را به خاطر این اعتقاد حلال مى‌شمارند؛ اما جالب است كه وقتى بحث از فضائل و مناقب ابن تیمیه به میان مى‌آید، كتاب‌ها را از فضائل او و تأثیرات خاك قبر، آب غسل، ریسمان شپش و ... او پر مى‌كنند.
یكى از مسائلى كه شاگردان ابن تیمیه با آب و تاب فراوان نقل كرده‌اند، قضیه استشفاء به خاك قبر ابن تیمیه و شفا یافتن درد چشم از خاك او است.

ابن ناصر الدین دمشقى در

كتاب الرد الوافر على من زعم بان من سمى ابن تیمة شیخ الاسلام كافر در این باره مى‌نویسد:


قال علی بن عبد الكریم ابن الشیخ سراج الدین البغدادی الاصل البطایحی المزی أخبرنی بشیء غریب قال: كنت شابا وكانت لی بنت حصل لها رمد وكان لنا اعتقاد فی ابن تیمیة وكان صاحب والدی ویأتی الینا ویزور والدی فقلت فی نفسی لآخذن من تراب قبر ابن تیمیة فلأكحلها به فانه طال رمدها ولم یفد فیها الكحل فجئت الى القبر فوجدت بغدادیا قد جمع من التراب صررا فقلت ما تصنع بهذا؟ قال أخذته لوجع الرمد أكحل به أولادا لی فقلت: وهل ینفع ذلك؟ فقال: نعم! وذكر أنه جربه فازددت یقینا فیما كنت قصدته فأخذت منه فكحلتها وهی نائمة فبرأت قال وحكیت ذلك لابن قاضی الجبل یعنی الامام شرف الدین أبا العباس أحمد ابن الحسن بن عبد الله بن شیخ الاسلام أبی عمر المقدسی قال وكان یأتی الینا فأعجبه ذلك وكان یسألنی ذلك بحضرة الناس فأحكیه ویعجبه ذلك.

على بن عبد الكریم، پسر شیخ سراج الدین بغدادی، براى من داستان شگفت‌انگیزى را نقل كرد و گفت: زمانى كه جوان بودم، دخترى داشتم كه از درد چشم رنج مى‌برد، ما به ابن تیمیه اعتقاد داشتیم، او رفیق پدرم بود و گاهى براى دیدن پدرم پیش ما مى‌آمد، با خودم گفتم: مقدارى از خاك قبر ابن تیمیه را بردارم و آن را همانند سرمه به چشم دختر بكشم؛ چون چشم درد او طولانى شده بود و سرمه براى او فایده‌اى نداشت؛ پس بر سر قبر او رفتم، دیدم كه شخصى بغدادى چند كیسه (صرر= كیسه‌هاى پول) از خاك قبر را جمع كرده است، به او گفتم: با آن‌ها چه مى‌كنی؟ گفت: آن‌ها را براى معالجه درد چشم برداشته‌ام و مى‌خواهم آن را همانند سرمه در چشم فرزندانم بكشم. گفتم: آیا فایده دارد؟ گفت: بلی. سپس گفت كه من تجربه كرده‌ام. پس بر آن چه قصد كرده بودم، یقینم بیشتر شد، مقدارى از خاك را برداشتم و آن را به چشم دخترم كشیدم، در حالى كه خواب بود، شفا پیدا كرد .

این داستان را براى پسر قاضى جبل ؛ یعنى امام شرف الدین ابوالعباس احمد بن بن الحسن بن شیخ الإسلام ابوعمر مقدسى نقل كردم، او پیش ما آمد و از این قضیه تعجب كرد و از من در حضور مردم از آن سؤال كرد، من قصه را دو باره نقل كردم و او شگفت زده شده بود.

_____.jpg?rnd=0.41913988538625957&sizeM=7

ابن ناصرالدین الدمشقی، ابو عبدالله شمس الدین محمد بن عبدالله (متوفاى842هـ)، الرد الوافر على من زعم بان من سمى ابن تیمة شیخ الاسلام كافر، ص39.



  به نقل از وبلاگ حقیقت وهابیت
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:26 1389/10/19
124


نماز و روزه به شیوه اسلامی در مسلك اهل حق كاملاً مردود است و سلطان سهاك در مسائل عقیدتی تأكید كرده كه روزه سه روز و نیاز به جای نماز قرار دارد
از اركان اصلی اعتقادات اهل حق، تناسخ و حلول است كه می‌گویند: طبق نامه (سرانجام) هر صاحب روحی مظهر یا جامه روح دیگری از ماقبل است و انسان باید هزار مرتبه متولد شود و هر مرتبه در قالبی زندگی كند تا در هزار و یكمین مرحله، بهشتی یا جهنمی شود و هر بار كه می‌میرد، لازم نیست به صورت انسان دیگری متولد گردد، گاهی به صورت گاو، گاهی به صورت شتر و... به دنیا می‌آیند
و امّا در مورد حلول می‌گویند: «خداوند به جسد پیامبران، امامان و رهبران اهل حق حلول كرده، به میان مردم آمده و گفته است: «گهی بنده، گهی خالق كه مائیم»
 

فرقه ای كه خود رامنسوب به شیعه میدانند چه انحرافات عجیی نسبت به تشیع دارند




یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 11:20 1389/10/11
123
رفتار على علیه السلام با خوارج

راهشان را با على ( ع ) جدا كردند , فرقه اى شدند به نام (( خوارج )) یعنى شورشیان بر على .

 اینها شروع كردند چون خون دل به دل على وارد كردن , و على تا وقتى كه اینها قیام مسلحانه نكرده بودند با آنها مدارا كرد حداكثر مدارا , حتى حقوق اینها را از بیت المال قطع نكرد , آزادى اینها را محدود نكرد . جلوى چشم دیگران مى آمدند به او جسارت و اهانت مى كردند و على حلم مى ورزید .

 على بالاى منبر صحبت مى كرد , یكى از اینها پارازیت مى داد .
 روزى على بالاى منبر بود , یك كسى سؤالى كرد , على بالبداهه یك جواب بسیار عالى به او داد كه اسباب حیرت و تعجب همه شد و شاید همه تكبیر گفتند . یكى از این خارجیها آنجا بود , گفت : (( قاتله الله ما افقهه )) خدا بكشد این را , چقدر ملاست ؟ ! اصحابش خواستند كه بریزند به سر او , فرمود چكارش دارید , یك فحشى به من داده , حداكثر این است كه یك فحشى به او بدهید , نه , كارى به او نداشته باشید .

على مشغول نماز خواندن است نماز جماعت دارد مى خواند در حالى كه خلیفه مسلمین است ( این چه حلمى است از على ؟!)

 اینها به على اقتداء كه نمى كردند , مى گفتند على مسلمان نیست , على كافر و مشرك است .
در حالى كه على مشغول قرائت حمد و سوره بود , یكى از اینها به نام ابن الكواب آمد با صداى بلند این آیه قرآن را خواند : (( و لقد اوحى الیك و الى الذین من قبلك لئن اشركت لیحبطن عملك )) ( 1 ) . خطاب به پیغمبر است : اى پیغمبر ! به تو وحى شده است و به پیغمبران پیشین هم وحى شده است , اگر تو هم مشرك بشوى تمام اعمالت هدر رفته است , یا آن پیغمبران هم اگر مشرك بشوند تمام اعمالشان هدر رفته است . این آیه را خواند , خواست بگوید : على ! ما قبول داریم كه اول مسلمان تو هستى , سابقه ات در اسلام چنین
است , خدماتت چنین است , عبادتت چنین است , اما چون مشرك شدى و براى خداشریك قائل شدى , در نزد خدا هیچ اجرى ندارى . على چگونه رفتار مى كند ؟ على به حكم اینكه : (( اذا قرء القرآن فاستمعوا له و انصتوا )) ( 2 ) یعنى هر وقت دیدید قرآن مى خوانند استماع كنید , گوش كنید , تا او شروع كرد به خواندن این آیه , سكوت كرد و گوش كرد . وقتى كه تمام كرد , نماز را ادامه داد . تا ادامه داد دو مرتبه همان آیه را تكرار كرد . باز على سكوت كرد و آیه او را گوش كرد . وقتى او تمام كرد نماز را ادامه داد . بار سوم یا چهارم كه او شروع كرد , دیگر على اعتنا نكرد و این آیه را خواند : (( فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنك الذین لا یوقنون )) ( 3 ) و نمازش را ادامه داد .


1.سوره زمر , آیه 65
2. سوره اعراف , آیه 204 .
3 . سوره روم , آیه 60 .

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.