userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

ا بر چ             , ekberch
ا بر چ - 20:27 1388/11/10

آیا آئین زرتشتی یك دین است؟

آیا منظور از كلمه  مجوس در قرآن زرتشتی است یا دین دیگر؟

زرتشتی كه دین آسمانی نیست، پس احتمال اینكه منظور از مجوس دین دیگری باشد وجود دارد.

لطفا نظرات خود را بطور مستند در این باره بنویسید

 


 

 

 

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
مه ایزد یار ایران , mahzmgb
97
اگه می شه خلاصه توضیحاتتون رو بنویسید بزرگوار. من حال حوصله زیاد خوندن رو ندارم. 
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 06:59 1389/08/5
96
نقل قول از : مه ایزد یار ایران


بله رسیده است. پس آیه ای که می گه با اهل کتاب دوستی نکنید چی؟
حالا یه سوال. کdی به من اجازه نمی ده که قرآن رو نخونم؟ دلم یا بابام؟  من این رو جدا نفهمیدم. فکر کردی تحجر تو همه جا هست؟ نه عزیزم فراتر نگاه کن.

سلام بزرگوار
اگر خودتان هم به این نتیجه رسیده اید كه باید بدور از تبلیغات جاهلان خودتان به اندیشه بپردازید خیلی خوشحال هستم و امیدوارم به نتیجه مطلوب برسید.
در مورد آیه ای كه اشاره فرمودید توجه شما را به شأن نزول و تفسیر آن جلب می كنم:

آیه مورد اشاره شما آیه 51 سوره مائده است که می فرماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (51) فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلى‏ ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ (52) وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِینَ (53)
51- اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید یهود و نصارى را تكیه گاه خود قرار ندهید، آنها تكیه گاه یكدیگرند و كسانى كه از شما بانها تكیه كنند از آنها هستند خداوند جمعیت ستمكار را هدایت نمى‏كند.
52- مشاهد مى‏كنى افرادى را كه در دلهایشان بیمارى است در (دوستى با) آنان بر یكدیگر پیشى مى‏گیرند، و مى‏گویند مى‏ترسیم حادثه‏اى براى ما اتفاق بیفتد (و نیاز به كمك آنها داشته باشیم) شاید خداوند پیروزى یا حادثه دیگرى از ناحیه خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد و این دسته از آنچه در دل پنهان داشتند پشیمان گردند.
53- و آنها كه ایمان آورده‏اند مى‏گویند آیا این (منافقان) همانها هستند كه با نهایت تاكید سوگند یاد كردند كه با شما هستیم؟ (چرا سرانجام كارشان به اینجا رسید) اعمالشان نابود گشت و زیانكار شدند.

شان نزول:
بسیارى از مفسران نقل كرده‏اند كه بعد از جنگ بدر، عبادة بن صامت خزرجى خدمت پیامبر رسید و گفت: من هم پیمانانى از یهود دارم كه از نظر عدد زیاد و از نظر قدرت نیرومندند، اكنون كه آنها ما را تهدید به جنگ میكنند و حساب مسلمانان از غیر مسلمانان جدا شده است من از دوستى و هم پیمانى با آنان برائت مى‏جویم، هم پیمان من تنها خدا و پیامبر او است، عبد اللَّه بن ابى گفت: ولى من از هم پیمانى با یهود برائت نمیجویم، زیرا از حوادث مشكل میترسم و به آنها نیازمندم، پیامبر ص به او فرمود: آنچه در مورد دوستى با یهود بر عباده میترسیدم، بر تو نیز میترسم (و خطر این دوستى و هم پیمانى براى تو از او بیشتر است) عبد اللَّه گفت: چون چنین است من هم میپذیرم و با آنها قطع رابطه میكنم، آیات فوق نازل شد و مسلمانان را از هم پیمانى با یهود و نصارى بر حذر داشت.
تفسیر:
آیات فوق مسلمانان را از همكارى با یهود و نصارى به شدت بر حذر میدارد، نخست میگوید: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، یهود و نصارى را تكیه گاه و هم پیمان خود قرار ندهید (یعنى ایمان به خدا ایجاب میكند كه به خاطر جلب منافع مادى با آنها همكارى نكنید).
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ).
اولیاء جمع ولى از ماده ولایت بمعنى نزدیكى فوق العاده میان دو چیز است كه به معنى دوستى و نیز به معنى هم پیمانى و سرپرستى آمده است ولى با توجه به شان نزول آیه و سایر قرائنى كه در دست است، منظور از آن در اینجا این نیست كه مسلمانان هیچگونه رابطه تجارى و اجتماعى با یهود و مسیحیان نداشته باشند بلكه منظور این است كه با آنها هم پیمان نگردند و در برابر دشمنان روى دوستى آنها تكیه نكنند.
مساله هم پیمانى در میان عرب در آن زمان رواج كامل داشت و از آن به ولاء تعبیر میشد.
جالب اینكه در اینجا روى عنوان اهل كتاب تكیه نشده بلكه به عنوان یهود و نصارى از آنها نام برده شده است، شاید اشاره به این است كه آنها اگر به كتب آسمانى خود عمل میكردند هم پیمانان خوبى براى شما بودند، ولى اتحاد آنها به یكدیگر روى دستور كتابهاى آسمانى نیست بلكه روى اغراض سیاسى و دسته‏بندى‏هاى نژادى و مانند آن است.
سپس با یك جمله كوتاه، دلیل این نهى را بیان كرده میگوید: هر یك از آن دو طایفه دوست و هم پیمان هم مسلكان خود هستند.
(بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ).
یعنى تا زمانى كه منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمى‏پردازند.
روى این جهت، هر كس از شما طرح دوستى و پیمان با آنها بریزد، از نظر تقسیم‏بندى اجتماعى و مذهبى جزء آنها محسوب خواهد شد.
(وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ).


و شك نیست كه خداوند چنین افراد ستمگرى را كه به خود و برادران و خواهران مسلمان خود خیانت كرده و بر دشمنانشان تكیه میكنند، هدایت نخواهد كرد.
(إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ).
در آیه بعد اشاره به عذرتراشى‏هایى میكند كه افراد بیمار گونه براى توجیه ارتباطهاى نامشروع خود با بیگانگان، انتخاب میكنند، و میگوید:
آنهایى كه در دلهایشان بیمارى است، اصرار دارند كه آنان را تكیه گاه و هم پیمان خود انتخاب كنند، و عذرشان این است كه میگویند: ما مى‏ترسیم قدرت به دست آنها بیفتد و گرفتار شویم.
(فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشى‏ أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ) «1».
قرآن در پاسخ آنها میگوید: همانطور كه آنها احتمال میدهند روزى قدرت به دست یهود و نصارى بیفتد این احتمال را نیز باید بدهند كه ممكن است سرانجام، خداوند مسلمانان را پیروز كند و قدرت به دست آنها بیفتد و این منافقان، از آنچه در دل خود پنهان ساختند، پشیمان گردند.
(فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلى‏ ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ).
در حقیقت، در این آیه از دو راه به آنها پاسخ گفته شده است: نخست اینكه این گونه افكار از قلبهاى بیمار بر میخیزد و از كسانى كه ایمانشان متزلزل و نسبت به خدا سوء ظن دارند و گرنه یك فرد با ایمان این گونه فكر به خود راه نمیدهد، و دیگر اینكه بفرض كه چنین احتمالى باشد آیا احتمال پیروزى مسلمین در كار نیست؟
بنا بر آنچه ما گفتیم كلمه عسى كه مفهوم آن احتمال و امید است، به همان معنى اصلى كه در همه جا دارد باقى میماند، ولى مفسران معمولاآن را بعنوان یك وعده قطعى در اینجا از طرف خداوند به مسلمانان گرفته‏اند كه با ظاهر كلمه عسى سازگار نیست.
منظور از جمله اوامر من عنده كه بعد از كلمه فتح ذكر شده این است كه ممكن است در آینده مسلمانان بر دشمنان خود یا از طریق جنگ و پیروزى غلبه كنند و یا بدون جنگ آن قدر قدرت بیابند كه دشمن بدون جنگ تسلیم گردد و به عبارت دیگر كلمه فتح اشاره به پیروزیهاى نظامى مسلمانان است و امر من عنده اشاره به پیروزیهاى اجتماعى و اقتصادى و مانند آن میباشد.
ولى با توجه به اینكه خداوند بیان چنین احتمالى میكند و او عالم و آگاه از وضع آینده است، این آیه اشاره به پیروزیهاى نظامى و اجتماعى و اقتصادى مسلمانان خواهد بود.
و در آخرین آیه به سرانجام كار منافقان اشاره كرده میگوید: در آن هنگام كه فتح و پیروزى نصیب مسلمانان راستین شود، و كار منافقان بر ملا گردد مؤمنان از روى تعجب میگویند آیا این افراد منافق همانها هستند كه این همه ادعا داشتند و با نهایت تاكید قسم یاد میكردند كه با ما هستند، چرا سرانجام كارشان به اینجا رسید.
تفسیر نمونه، ج‏4، ص: 409

اگر شما دسترسی به قرآن دارید و كسی مانع شما برای خواندنش نمی شود از شما می خواهم یك بار بله فقط یك بار بدون تعصب و افكار معاند آنرا باز كنید و آیات روح بخش آنرا تلاوت كنید. مطمئناً متوجه واقعیات خواهید شد.
بهترین ها را برایتان آرزومندم

مه ایزد یار ایران , mahzmgb
95
نقل قول از : عبدالصمد

نقل قول از : مه ایزد یار ایران

نقل قول از : عبدالصمد

سلام دوستان
ادیانیكه برای هدایت انسان نازل شده اند به مرور زمان كاملتر شده اند و كاملترین دین نزد خداوند دین اسلام است.
 استاد مطهری در اینباره می فرماید:

طبق آیات قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت می کرده اند.
اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است ، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند این تکامل دین است نه اختلاف ادیان قرآن هرگز کلمه دین را به صورت ادیان نیاورده است از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان .
قرآن کریم دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن اسلام است، لذا دین در نزد خدا اسلام است (ختم نبوت، 16-17و نیز دین یا ادیان، ص 165) .
حالا مطهری یه چیز گفت. یکم فکر کنید بعد اونو بنویسید. گاتاهای زرتشت که سخنان خود زرتشت هست رو بخونید تا تفاوت فاحش اون رو ببینید. مثلا اونجا هست که زرتشت به اهورامزدا می گه، خدایا به من قدرت بده تا بتوانم با منطق دشمنانم را هدایت کنم وهیچ جا سخنی از قتل و غارت و ... نمی یاره و برعکس اسلام مردم را به سه دسته مسلمان و اهل کتاب و کافر تقسیم نمی کنه. بلکه مقیاس خوبی انسانها اعمال، کردار و پندار نیک اونها هست. و بدترین گناه رو نماز نخوندن و روزه نگرفتن و صلوات نفرستادن و ... نمی دونه. بلکه اگه نگاه کنی به اون کتاب می بینی که بارها تاکید می کنه که بدترین گناه دروغ گفتن عزیزم دروغ.

سلام بزرگوار
شاید به شما اجازه نداده اند دسترسی به قرآن داشته باشید و یا خواندنش را برای شما ممنوع كرده اند. ولی اگر فرصتی كردی نگاهی به قرآن بینداز و سعه صدر اسلام را درك كن.
آیا تاكنون این آیه را در قرآن دیده ای: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر ﴿سوره حجرات آیه 13﴾
آیا تا كنون سوره كافرون را خوانده ای:
قل یا أیها الكافرون * لا أعبد ما تعبدون * ولا أنتم عابدون ما أعبد * ولا أنا عابد ما عبدتم * ولا أنتم عابدون ما أعبد * لكم دینكم ولی دین"

آیا این آیه را دیده ای:
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی (سوره بقره آیه 256)
و  .. . . .

آیا وقت آن نرسیده كه خودتان بیندیشید؟
بله رسیده است. پس آیه ای که می گه با اهل کتاب دوستی نکنید چی؟
حالا یه سوال. کdی به من اجازه نمی ده که قرآن رو نخونم؟ دلم یا بابام؟  من این رو جدا نفهمیدم. فکر کردی تحجر تو همه جا هست؟ نه عزیزم فراتر نگاه کن.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 07:28 1389/08/4
94
نقل قول از : مه ایزد یار ایران

نقل قول از : عبدالصمد



 گاتاهای زرتشت که سخنان خود زرتشت هست رو بخونید تا تفاوت فاحش اون رو ببینید. مثلا اونجا هست که زرتشت به اهورامزدا می گه، خدایا به من قدرت بده تا بتوانم با منطق دشمنانم را هدایت کنم وهیچ جا سخنی از قتل و غارت و ... نمی یاره و برعکس اسلام مردم را به سه دسته مسلمان و اهل کتاب و کافر تقسیم نمی کنه. بلکه مقیاس خوبی انسانها اعمال، کردار و پندار نیک اونها هست. و بدترین گناه رو نماز نخوندن و روزه نگرفتن و صلوات نفرستادن و ... نمی دونه. بلکه اگه نگاه کنی به اون کتاب می بینی که بارها تاکید می کنه که بدترین گناه دروغ گفتن عزیزم دروغ.


جناب مه ایزد یار
گاتها را نمیدوتم اما اگر قرآن را همراه با تامل و تدبر که البته سفارش قرآن هم در آیات متعدد هم هست بخونید حتما مطلب را درک خواهی کرد
قران را باید با تدبر خواندن تا برای خود تثیبت کنی نه اینکه ظواهر آیه را برداری و فرجام خواهی کنی و این چیزی هست که برخی دوستان در لباس نقد بر اسلام دارند و اصالتا نه با خرد و نه با عقل سازگاری نداره

و این هم قانون کلی هست

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 06:53 1389/08/4
93
نقل قول از : مه ایزد یار ایران

نقل قول از : عبدالصمد

سلام دوستان
ادیانیكه برای هدایت انسان نازل شده اند به مرور زمان كاملتر شده اند و كاملترین دین نزد خداوند دین اسلام است.
 استاد مطهری در اینباره می فرماید:

طبق آیات قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت می کرده اند.
اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است ، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند این تکامل دین است نه اختلاف ادیان قرآن هرگز کلمه دین را به صورت ادیان نیاورده است از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان .
قرآن کریم دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن اسلام است، لذا دین در نزد خدا اسلام است (ختم نبوت، 16-17و نیز دین یا ادیان، ص 165) .
حالا مطهری یه چیز گفت. یکم فکر کنید بعد اونو بنویسید. گاتاهای زرتشت که سخنان خود زرتشت هست رو بخونید تا تفاوت فاحش اون رو ببینید. مثلا اونجا هست که زرتشت به اهورامزدا می گه، خدایا به من قدرت بده تا بتوانم با منطق دشمنانم را هدایت کنم وهیچ جا سخنی از قتل و غارت و ... نمی یاره و برعکس اسلام مردم را به سه دسته مسلمان و اهل کتاب و کافر تقسیم نمی کنه. بلکه مقیاس خوبی انسانها اعمال، کردار و پندار نیک اونها هست. و بدترین گناه رو نماز نخوندن و روزه نگرفتن و صلوات نفرستادن و ... نمی دونه. بلکه اگه نگاه کنی به اون کتاب می بینی که بارها تاکید می کنه که بدترین گناه دروغ گفتن عزیزم دروغ.

سلام بزرگوار
شاید به شما اجازه نداده اند دسترسی به قرآن داشته باشید و یا خواندنش را برای شما ممنوع كرده اند. ولی اگر فرصتی كردی نگاهی به قرآن بینداز و سعه صدر اسلام را درك كن.
آیا تاكنون این آیه را در قرآن دیده ای: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر ﴿سوره حجرات آیه 13﴾
آیا تا كنون سوره كافرون را خوانده ای:
قل یا أیها الكافرون * لا أعبد ما تعبدون * ولا أنتم عابدون ما أعبد * ولا أنا عابد ما عبدتم * ولا أنتم عابدون ما أعبد * لكم دینكم ولی دین"

آیا این آیه را دیده ای:
لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی (سوره بقره آیه 256)
و  .. . . .

آیا وقت آن نرسیده كه خودتان بیندیشید؟
مه ایزد یار ایران , mahzmgb
92
نقل قول از : عبدالصمد

سلام دوستان
ادیانیكه برای هدایت انسان نازل شده اند به مرور زمان كاملتر شده اند و كاملترین دین نزد خداوند دین اسلام است.
 استاد مطهری در اینباره می فرماید:

طبق آیات قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت می کرده اند.
اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است ، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند این تکامل دین است نه اختلاف ادیان قرآن هرگز کلمه دین را به صورت ادیان نیاورده است از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان .
قرآن کریم دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن اسلام است، لذا دین در نزد خدا اسلام است (ختم نبوت، 16-17و نیز دین یا ادیان، ص 165) .
حالا مطهری یه چیز گفت. یکم فکر کنید بعد اونو بنویسید. گاتاهای زرتشت که سخنان خود زرتشت هست رو بخونید تا تفاوت فاحش اون رو ببینید. مثلا اونجا هست که زرتشت به اهورامزدا می گه، خدایا به من قدرت بده تا بتوانم با منطق دشمنانم را هدایت کنم وهیچ جا سخنی از قتل و غارت و ... نمی یاره و برعکس اسلام مردم را به سه دسته مسلمان و اهل کتاب و کافر تقسیم نمی کنه. بلکه مقیاس خوبی انسانها اعمال، کردار و پندار نیک اونها هست. و بدترین گناه رو نماز نخوندن و روزه نگرفتن و صلوات نفرستادن و ... نمی دونه. بلکه اگه نگاه کنی به اون کتاب می بینی که بارها تاکید می کنه که بدترین گناه دروغ گفتن عزیزم دروغ.
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 06:54 1389/08/3
91
سلام دوستان
ادیانیكه برای هدایت انسان نازل شده اند به مرور زمان كاملتر شده اند و كاملترین دین نزد خداوند دین اسلام است.
 استاد مطهری در اینباره می فرماید:

طبق آیات قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت می کرده اند.
اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است ، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند این تکامل دین است نه اختلاف ادیان قرآن هرگز کلمه دین را به صورت ادیان نیاورده است از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان .
قرآن کریم دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن اسلام است، لذا دین در نزد خدا اسلام است (ختم نبوت، 16-17و نیز دین یا ادیان، ص 165) .
پروانه  آزاد , parva_t
پروانه آزاد - 14:45 1389/08/2
90

آقای محترم ابرچ

 اگر فکر می کنی که تنها دین در دینا اسلام است واقعا اشتباه می کنی

اگرفکر می کنی که بخاطر اینکه تو شناسنامه ات نوشته شیعه هستی واقعا شیعه حضرت علی(ع) هستی بازهم اشتباه می کنی

با چه جرات و جسارتی راجع به دین و اعتقاد هم وطنات نظر  می دی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فقط همین بس که وقتی حضرت عیسی (ع)  به دنیا  امد (نقل از انجیل ) مغها  براش هدا یا بردند و به مادر گرامیشون درباره عظمت آن حضرت  گفتند و ..... 

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 07:41 1389/08/2
89
با سلام
جناب مه ایزد یار
 اگر وقعا دنبال بحث و گفتگو البته هم دوستانه و هم رسمی هستید در مورد اسلام و زرتشت
 تشریف بیارید گفتمان کنیم میتونیم یک نقطه مشترک برای دو طرف بحث تعریف کنیم تا حرفای یکدیگر را بهتر و آسان تر بفهمیم
اگر وقت و حوصله داشتید اعلام کنید، بنده هم سعی میکنم با مطالعه بیشتر بحث را دنبال کنم
موفق باشید و شادکام


رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 22:15 1389/07/9
88
کلام آخر :

زرتشت در قرآن و روایات
یکی از محققین معاصر بعد از ذکر اقوال مختلف وآراء متضاد میگوید: علت این همه تضاد و تناقض در تاریخ زرتشت این است کهوی تاریخ درستی ندارد و ردپای این شخصیت ایرانی در تاریخ گم شده است و درهیچ یک از روایات اسلامی و قرآن مجید و همچنین در کتاب مقدسی چون انجیل وتورات ذکری از شخص زرتشت و کتاب اوستا به میان نیامده است، بلکه هر جا کهخواستهاند از دیانت کهن ایرانی نامی به میان آورند تنها به لفظ مجوساکتفا کردهاند. به هر حال در قرآن مجید هیچ جا سخنی از زرتشت و پیامبریاو و یا کتاب اوستا که منسوب به اوست نیامده است. لکن تنها یک بار لفظ"مجوس" در قرآن آمده است و واژه المجوس در زبان عربی به زرتشتیان اطلاقمیشود. آیه هفدهم سوره حج آنها را در کنار پیروان ادیان دیگر قرار داده ومیفرماید: «ان الذین آمنوا و الذین هادوا والصابئین والنصاری و المجوسوالذین اشرکوا ان الله یفصل بینهم یوم القیامه» ترجمه: آنان که ایمانآوردند و آنان که یهودی شدند و صابئان و نصاری و مجوس و آنان که شرکورزیدهاند، خداوند روز قیامت میان آنان حکم میکند.
در این آیه مردم به سه فرقه تقسیم شدهاند:
1.
مؤمنان (مسلمانان) 2. اهل کتاب؛ که عبارتند از: یهود، نصاری (مسیحیان)، صابئان و مجوس 3. مشرکان.
اینسه فرقه با ذکر اسم موصول "الذین" از هم جدا شدهاند؛ ولی چهار گروه اهلکتاب، با حروف وصل "و" به هم پیوستهاند. بنابراین " مجوس" از مشرکان مجزاشده و در ردیف یهود، نصاری و صابئان قرار گرفته است. البته آیه دیگری(سوره مائده، آیه 105) هم در قرآن هست که هر چند، به صور صریح در آن ازمجوس نام برده نشده است ولی طبق شأن نزولی که نقل گردیده، آیه درباره مجوسمیباشد.
در حدیثی به این شأن نزول آیه اشاره میشود؛ از امام صادق(ع) از "مجوس" سؤال گردید که آیا پیامبری داشتهاند یا نه؟ امام ـ علیهالسلام ـ فرمود: آیا به تو نرسیده نامهای که پیامبر اکرم (ص) به مردم مکهنوشتند و آنان را به اسلام دعوت کرده بود و اگر اسلام نپذیرفتند آماده جنگشوند و مردم مکه در پاسخ نوشتند از ما هم جزیه بگیر و ما را به حال خودبگذار تا همچنان بتها را بپرستیم. پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـدر پاسخ آنها نوشت من غیر از اهل کتاب از کس دیگری جزیه نمیگیرم. در جوابدوباره نوشتند آیا تو گمان میکنی جزیه را فقط از اهل کتاب دریافتمیداری، در صورتی که از مجوسیان هجر نیز جزیه گرفتهای؟ پیامبر اکرم ـصلی الله علیه و آله ـ پاسخ داد: مجوسیان پیغمبری داشتند که او را کشتند وکتابی نیز داشتند که آن را سوزاندند. پیغمبر آنان کتاب خود را بر رویدوازده هزار پوست گاو نوشته بود. در روایات اسلامى، آنها از پیروان یکى ازانبیاى بر حق شمرده شده اند، که بعدا از اصل توحید منحرف شده و به افکار وعقاید شرک آلود روى آورده اند.در روایت دیگر آمده: "اشعث بن قیس کندی، ازامام علی ـ علیه السلام ـ سؤال کرد: چرا با "مجوس" مانند اهل کتاب معاملهمیکنید و از آنها جزیه میگیری و حال آن که نه برای آنها کتابی نازل شدهو نه پیغمبری برای آنها مبعوث شده است؟ امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: آنها کتابی داشتهاند، خداوند پیامبری در میان آنها مبعوث فرمود و...".

همچنین بحار الانوار به نقل از «احتجاج» طبری، مکالمه ای را میان امامصادق (ع) و یک زندیق می آورد. زندیق از حضرت می پرسد: «آیا خداوند پیامبریبه سوی مجوس فرستاده است؟ من کتاب هایی محکم، مواعظی بلیغ و امثالی شافیاز آنها یافتم که اقرار به ثواب و عقاب دارند و شرایعی دارند که به آن عملمی کنند». امام فرمود: "هیچ امتی نیست، مگر اینکه از طرف خداوند منذریبرای آنها مبعوث شده است و بر قوم مجوس هم از طرف خداوند پیغمبری با کتابآسمانی فرستاده شده است منتهی مجوسیان او را تکذیب کردند و کتابش را انکارنمودند. سپس زندیق پرسید: پیغمبر آنها کیست؟ بعضیها گمان کردهاند "خالدبن سنان" است. حضرت فرمود: خالد یک نفر عرب بدوی بوده و پیغمبر نبوده واین سخنی است که مردم بیاطلاع میگویند.آن مرد گفت: آیا پیامبر مجوسزردشت است؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: زردشت در میان مجوس سر و صدایی بهراه انداخت و ادعای پیغمبری کرد، عدهای دعوتش را پذیرفتند و عدهای دیگراو را تکذیب کردند و از شهر بیرون نمودند و در بیابان طعمه درندگان شد.دراین روایت، توجه به دو نکته جالب توجه است:. اول این که ایران باستانپیامبری منذر داشته است که بالا تر از هادی و راهنما است و دوم این که آنپیامبر بزرگ، لزوما زرتشت نیست. البته نبوت زرتشت انکار نشده است ولی بایدبه دنبال پیامبر بزرگ تری در ایران باستان بود که فراتر از زمزمه (گاهان) آورده باشد. از این روایات ظاهرا میتوان چنین برداشت کرد که اولا: امام ـعلیه السلام ـ زردشت را مانند خالد بن سنان به طور کلی رد نکرد بلکه نسبتاپیغمبری او را پذیرفته است ثانیا: مسائل دیگر سؤال را با فرد دیگری ادامهنداده گویی از لحن و سخن امام در مورد پیامبری زردشت راضی شده است. نتیجهآنکه اگر نمیخواهیم صددرصد پیامبری زردشت را قبول کنیم لااقل با احتیاطفیالجمله آن را بپذیریم گرچه در قرآن هیچ نامی از آن به میان نیامدهاست.روایات دیگری وجود دارد که بر وجود نبی در ایران تصریح می کند. شیخصدوق در «من لایحضره الفقیه» روایت می کند که: «از مجوس جزیه گرفته میشود؛ زیرا پیامبر فرمود: با آنان همانند اهل کتاب رفتار کنید. آنانپیامبری به نام داماسب داشتند که او را به قتل رساندند و کتابی داشتند بهنام جاماسب که بر دوازده هزار قطعه پوست گاو نوشته شده بود که آن راسوزاندند».

به هر حال از آنجا که اسلام، صریحا ایمان به پیامبران گذشته را همردیف بهپیامبر اسلام اعلام کرده است، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده است.درقرآن کلمه? مجوس به عنوان یک دین ذکر شده است. همچنین در برخی احادیثاسلامی از زرادشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده است. بنابر این، ازدیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانیبوده است. زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته است، آنجا که می گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت؛ و من از برای رسالتخویش، از منش پاک تعلیم یافتم.» مسلمانان باور دارند که آموزه های اصیلزرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت،دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرارگرفت. این افراد آیه ?? سوره? توبه را گواه بر این امر می دانند.و اما صفتاو پاکی او و سخنان زیبایش بوده است.

دیدگاه مفسران شیعه
برخی از مفسران شیعه هم قائلند که مجوسیان اهلکتاب هستند، مرحوم علامه طباطبائی در المیزان تصریح دارند که مجوسیاندارای کتاب بودهاند. لکن در جای دیگر احتیاط میکند و میفرماید: روایاتهر چند مجوس را اهل کتاب خوانده که لازمهاش آن است که این ملت نیز برایخود کتابی داشته باشد... لکن قرآن هیچ متعرض وضع مجوس نشده و کتابی برایآنها نام نبرده و کتاب اوستا که فعلا در دست مجوسیان است نامش در قرآننیامده... و کلمه اهل کتاب هر جا در قرآن ذکر شده مراد از آن یهود و نصاریاست که خود قرآن برای آنان کتابی نام برده که خدای تعالی برای ایشان نازلکرده است.جمعی از بزرگان و فقها از روی مدارک معتبر "مجوس" را اهل کتابدانستهاند. همچنین علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه «انما انت منذر ولکل قوم هاد» (رعد/ ?) می نویسند: «از این آیه شریفه بر می آید که زمینهیچ وقت از هدایتگری که مردم را به سوی حق هدایت کند خالی نمی شود. یاباید پیغمبری باشد و یا هادی دیگری که به امر خدا هدایت کند». نسبت پیامبربه هادی را نسبت علت محدثه به علت مبقیه دانسته اند؛ یعنی پیامبر، شریعترا می آورد و هادی، نگهدارنده و پیش برنده آن است.
شیخ طوسی در کتابخلاف مینویسد: "المجوس کان لهم کتاب ثم رفع عنهم... دلیلنا اجماع الفرقهو أخبارهم." بنابر آنچه گذشت جای شک و تردید باقی نمیماند که مجوس از نظرفقها و صاحب نظران یا به طور مسلم اهل کتابند یا لااقل محتملا اهل کتاببودهاند. اما اینکه آیا پیامبر مجوس همان زرتشت است یا خیر؟ در اینمسئله اختلاف است آنچه معروف و مشهور است آن است که اکثر محققین و مورخینبر این عقیدهاند که زرتشت همان پیامبر مجوس است و هر جا سخن از قوم مجوسکردهاند زرتشت را قرین آن کردهاند و ادعا کردهاند که بنیانگذار ایندین و پیغمبر این آئین، زرتشت بوده است، لکن برخی دیگر از محققین به ایننظریه به دیده شک نگریستهاند و حتی منکر این شدهاند که پیامبر مجوسیان " زرتشت" بوده است بلکه اولا زردشتیان فرقهای کوچک از مجوسیان بوده استچنانکه برخی گفتهاند مجوسیها به چهار فرقه تقسیم شدهاند:
1.
کیومرثیه 2. زروانیه 3. مسخیه 4. زردشتیه.
پس زردشت بنیانگذار آئین مجوس و پیامبر همه مجوسیان نبوده است.
ثانیا: بر فرض وجود چنین شخصیت تاریخی، او به عنوان یک مصلح و اصلاحگری در دینقوم خود که یک سری آئین و مراسم و عقائدی را وارد کرده است میباشد. اماچنانکه گفتیم اکثر کارشناسان معتقدند که زردشت پیامبری بوده و دارای کتابیلکن همچون ادیان دیگر دین و آئین آن با گذشت زمان دستخوش تحولات وانحرافاتی و تحریفاتی شده است.

1- استاد مطهرى، مجموعه آثار، «خدمات متقابل اسلام و ایران»، ج 14، ص 157
2-
جان بى ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، ص 450- 458
3-
علامه طباطبائی، ترجمه المیزان، ج14/358 و ص 509، ج 4، ص 358
4-
مجله تخصصی کلام، سال 8، شماره 31، مقاله «زردشت» و «اوستا»، نوشته داود الهامى
5-
عبدالله مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب در جهان، ص 365 به بعد
6-
مجله صباح، شماره 7و8، مقاله زرتشت، نوشته رسول رضوى
7-
سایت اندیشه قم، قسمت پرسش و پاسخ، قسمت دین زرتشت
انحطاط زرتشتیان از دیدگاه استاد شهید مطهری
استادشهید مطهری راجع به انحطاط زرتشتیان می گوید: نقش خدا «اهورا مزدا» باهمان ریش و عصا و یال و کوپال به عنوان یک آرم ملی بر روی تابلوهای بسیاریاز مؤسسات زرتشتی در عصر حاضر به چشم می خورد و نشانه ای از انحطاط فکریدر دوره ساسانی است. زرتشتیان از یک طرف مدعی خداشناسی و توحیدند و «اهورامزدا» را همان «الله» مسلمین که «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هواللطیف و الخبیر» (انعام/ 103) است، معرفی می کنند و از طرف دیگر شکل وشمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یکبت نمایش می دهند. وی در ادامه می گوید: «چنانکه می دانیم ایرانیان مسلمانآنجا که تعبیرات اسلامی را به لغت فارسی ترجمه کرده اند کلمه «الله» را به«خدا» ترجمه کرده اند که ظاهرا مخفف «خود آی» است، یعنی نا آفریده شده. ایرانیان مسلمان کلمه «الله» را هرگز به «اهورا مزدا» ترجمه نکرده اند،بدین جهت که کلمه «اهورا مزدا» بین زرتشتیان آنقدر مفهوم تجسم پیدا کردهبود که آن فرزانگان شایسته ندیدند آن را ترجمه کلمه «الله» قرار دهند». ازگفتار استاد چنین استفاده می شود که ممکن است کلمه «اهورا مزدا» در ابتدامترادف کلمه «الله» بوده و لکن در اثر تحریفاتی که در دین زرتشت به وجودآمده است، معنای اصلی خود را از دست داده تا جایی که مسلمین حاضر نشده اندکه کلمه «الله» را «اهورا مزدا» معنی نمایند. از آنچه گذشت بدست می آید کهزرتشتیان در ابتدا خدا پرست بوده و «اهورا مزدا» را بدون این که برای اوشریکی قائل باشند می پرستیده اند. و از این رو جزو ادیان توحیدی محسوب میشده اند. اما بر اثر عواملی گرفتار ثنویت شده و مبدأ عالم را دو چیز بنامیزدان و اهریمن شمرده اند.


رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 22:14 1389/07/9
87

انحطاط زرتشتیان از دیدگاه استاد شهید مطهری
استاد شهید مطهری راجع به انحطاط زرتشتیان می گوید: نقش خدا «اهورا مزدا» با همان ریش و عصا و یال و کوپال به عنوان یک آرم ملی بر روی تابلوهای بسیاری از مؤسسات زرتشتی در عصر حاضر به چشم می خورد و نشانه ای از انحطاط فکری در دوره ساسانی است. زرتشتیان از یک طرف مدعی خداشناسی و توحیدند و «اهورا مزدا» را همان «الله» مسلمین که «لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف و الخبیر» (انعام/ 103) است، معرفی می کنند و از طرف دیگر شکل و شمایل برایش می کشند و تاج و ریش و عصا برایش می سازند و او را به صورت یک بت نمایش می دهند. وی در ادامه می گوید: «چنانکه می دانیم ایرانیان مسلمان آنجا که تعبیرات اسلامی را به لغت فارسی ترجمه کرده اند کلمه «الله» را به «خدا» ترجمه کرده اند که ظاهرا مخفف «خود آی» است، یعنی نا آفریده شده. ایرانیان مسلمان کلمه «الله» را هرگز به «اهورا مزدا» ترجمه نکرده اند، بدین جهت که کلمه «اهورا مزدا» بین زرتشتیان آنقدر مفهوم تجسم پیدا کرده بود که آن فرزانگان شایسته ندیدند آن را ترجمه کلمه «الله» قرار دهند». از گفتار استاد چنین استفاده می شود که ممکن است کلمه «اهورا مزدا» در ابتدا مترادف کلمه «الله» بوده و لکن در اثر تحریفاتی که در دین زرتشت به وجود آمده است، معنای اصلی خود را از دست داده تا جایی که مسلمین حاضر نشده اند که کلمه «الله» را «اهورا مزدا» معنی نمایند. از آنچه گذشت بدست می آید که زرتشتیان در ابتدا خدا پرست بوده و «اهورا مزدا» را بدون این که برای او شریکی قائل باشند می پرستیده اند. و از این رو جزو ادیان توحیدی محسوب می شده اند. اما بر اثر عواملی گرفتار ثنویت شده و مبدأ عالم را دو چیز بنام یزدان و اهریمن شمرده اند.

دین زرتشت از ادیان آسمانی است که از دست خوش تحریف مصون نمانده است و به پیروان آن مجوسی می گویند.
واژه مجوس تنها یک بار در قرآن آمده است. (حج، 17) دلایل مختلفی ـ از جمله این که نام آن ها در قرآن کنار ادیان آسمانی و در برابر مشرکان قرار گرفته است ـ نشان می دهد آن ها دین و کتاب و پیامبری داشته اند. در این باره، روایاتی نیز وارد شده است; چنان که در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: "مجوس، پیامبر و کتاب آسمانی داشتند; پیامبرشان را به قتل رساندند و کتاب او را آتش زدند." 1
امروزه مجوس به پیروان زردشت گفته می شود و یا دست کم پیروان زردشت، بخش مهمی از آنان را تشکیل می دهند. برخی از محققان، مراد از مجوس را پیروان "مانی" می دانند; چرا که آیین مانوی در عربستان، پیش از اسلام رواج داشته و اعراب مانویان را به نام مجوس می شناخته اند.
"
شهرستانی" نیز در کتاب "ملل و نحل"، مجوس را اعم از زردشتی می داند و این ملت را به سه فرقه "کیومرثیه" و "زروانیه" و "زرتشتیه" تقسیم کرده است. 2
البته تاریخ خود زردشت چندان روشن نیست و دوران او را قرن ها پیش از میلاد دانسته اند. از عقاید آنان نیز مطالب زیادی در دست نیست; ولی چیزی که امروزه بیش از همه شهرت دارد، مسئله اعتقاد به دو مبدأ "خیر و شر" و یا "نور و ظلمت" است; به این ترتیب که خدای نیکی ها "اهورا مزدا" و خدای شر و ظلمت را "اهریمن" می دانند و به عناصر چهارگانه، به ویژه "آتش" احترام بسیار می گذارند تا آن جا که آن ها را "آتش پرست" می خوانند و هر جا آن ها هستند، آتشکده ای کوچک یا بزرگ نیز وجود دارد.

زرتشت از دیدگاه مورخان
اغلب مورخان اسلامی مانند: طبری،بلعمی،ابن اثیر، میرخواند،زرتشت را پیامبر ندانسته بلکه او را شاگرد ارمیای نبی یا عزیر نبی دانستهاند. برخی از مورخان اسلامی مانند مسعودی، دینوری،حمزه اصفهانی،ابو ریحان بیرونی و مؤلف تبصره العوام بر این اعتقادند که زرتشت پیغمبر مجوس بوده است و به تبع آن نتیجه گرفته اند که کتاب او نیز «اوستا» نام دارد. چنان که مسعودى مى نویسد: زردشت در بلخ ظهور کرد... او از اهل آذربایجان بود... او پیامبر مجوس است که براى آنها کتاب آورد. نام آن کتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولى در نزد مجوس «بستاه» (اوستا) نامیده مى شود.دینورى نیز نقل مى کند: گویند زرادشت، پیامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پیامبر خدا به سوى تو هستم» و کتابى را که در دست مجوس است، براى او آورد و گشتاسب آیین مجوس را پذیرفت و به او ایمان آورد و مردم کشور خود را بر آن دین واداشت و ایشان با رغبت و زور و خواه و ناخواه پذیرفتند.بعدها برخى از مستشرقین نیز این نظریه را که آیین مجوس همان آیین زرتشت و پیامبرش شخصى به نام «زرتشت» است که کتاب «اوستا» را آورده، پذیرفتند. آنان چنین پنداشتند که زرتشت اولین پیامبرى بود که آیین یکتاپرستى را در بین ایرانیان رواج داد. چنان که مؤلف تاریخ باستان مى نویسد: عامه مردم ایران هم چنان خدایان متعددى را مى پرستیدند... اما در قرن ششم قبل از میلاد رهبر مذهبى بزرگى به نام زرتشت در ماد ظهور کرد که دینى مبارز، اخلاقى و مبنى بر توحید آورد.هم چنین جان بى ناس درباره ى آیین ایرانیان قبل از زرتشت مى نویسد: ... دین عامه مردم ایران در آن دوره ى باستانى، عملا همان آیینى بوده است که در وداها ملاحظه مى شود; یعنى اکثر خلایق قواى طبیعت را مى پرستیده اند و آنها را «دیو» مى گفته اند...و در مورد ظهور زرتشت مى گوید: دینى که این پیغمبر ایرانى تعلیم فرمود، یک آیین اخلاقى و طریقه ى یگانه پرستى است. وى مانند موسى نبى موحد عبرانى، خود موجد و شارع دینى نوین گردید; هر چند مبادى و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبناى تعالیم خود قرار داد...بعضی از نویسندگان فرهنگ فارسی، زرتشت را همان ابراهیم خلیل دانستهاند.


رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 22:13 1389/07/9
86

آیین مجوس چه آیینى است؟
بعد از تثبیت این امر که مجوس نیز داراى کتاب آسمانى است، این سؤال مطرح مى شود که آیین مجوس چه آیینى است و پیامبرش کیست و کتابش چه نام دارد؟ اکثر مورخین «زرتشت» را پیغمبر آیین مجوس معرفى کرده و به تبع آن نتیجه گرفته اند که کتاب او نیز «اوستا» نام دارد. چنان که مسعودى مى نویسد: زردشت در بلخ ظهور کرد... او از اهل آذربایجان بود... او پیامبر مجوس است که براى آنها کتاب آورد. نام آن کتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولى در نزد مجوس «بستاه» (اوستا) نامیده مى شود.دینورى نیز نقل مى کند: گویند زرادشت، پیامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پیامبر خدا به سوى تو هستم» و کتابى را که در دست مجوس است، براى او آورد و گشتاسب آیین مجوس را پذیرفت و به او ایمان آورد و مردم کشور خود را بر آن دین واداشت و ایشان با رغبت و زور و خواه و ناخواه پذیرفتند.بعدها برخى از مستشرقین نیز این نظریه را که آیین مجوس همان آیین زرتشت و پیامبرش شخصى به نام «زرتشت» است که کتاب «اوستا» را آورده، پذیرفتند. آنان چنین پنداشتند که زرتشت اولین پیامبرى بود که آیین یکتاپرستى را در بین ایرانیان رواج داد. چنان که مؤلف تاریخ باستان مى نویسد: عامه مردم ایران هم چنان خدایان متعددى را مى پرستیدند... اما در قرن ششم قبل از میلاد رهبر مذهبى بزرگى به نام زرتشت در ماد ظهور کرد که دینى مبارز، اخلاقى و مبنى بر توحید آورد.هم چنین جان بى ناس درباره ى آیین ایرانیان قبل از زرتشت مى نویسد: ... دین عامه مردم ایران در آن دوره ى باستانى، عملا همان آیینى بوده است که در وداها ملاحظه مى شود؛ یعنى اکثر خلایق قواى طبیعت را مى پرستیده اند و آنها را «دیو» مى گفته اند...و در مورد ظهور زرتشت مى گوید: دینى که این پیغمبر ایرانى تعلیم فرمود، یک آیین اخلاقى و طریقه ى یگانه پرستى است. وى مانند موسى نبى موحد عبرانى، خود موجد و شارع دینى نوین گردید؛ هر چند مبادى و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبناى تعالیم خود قرار داد...

تفاوت بین دو آیین زرتشت و مجوس در روایات
اما با مراجعه به منابع حدیثى شیعه و روایات ائمه معصومین (ع) در مى یابیم که آنان بین این دو آیین فرق گذاشته و مردم را از یکى دانستن این دو برحذر داشته اند؛ به عنوان مثال، در روایتى طولانى که فردى زندیق از امام صادق (ع) در مورد مطالب گوناگون سؤال مى کند، وقتى از پیامبر آیین مجوس مى پرسد، امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «ما من امه الا خلافیها نذیر» ترجمه: هیچ امتى نیست مگر این که از سوى خداوند منذرى براى آنهامبعوث شده است. براى مجوس نیز از سوى خداوند پیامبرى با کتاب آسمانى فرستاده شد، لکن آنها او را تکذیب کرده و کتابش را انکار نمودند. زندیق مى پرسد: آن پیغمبر خالد بن سنان است؟ حضرت مى فرماید: «خالد یک نفر عرب بدوى بوده و پیغمبر نبوده است...» زندیق مى پرسد: آیا زردشت پیامبر مجوس است؟ امام مى فرماید: زردشت در میان مجوس با زمزمه آمد و ادعاى نبوت کرد و عده اى از آنان به او ایمان آورده و عده اى او را انکار کرده و بیرونش کردند تا این که در بیابان طعمه ى درندگان شد.در این حدیث امام صادق(علیه السلام) بین مجوس و آیین زرتشت فرق گذاشته و مى فرماید که مجوس پیامبر داشته اند؛ ولى ادامه ى حدیث نشان مى دهد که پیامبر آنان خالد بن سنان یا زردشت نیست، بلکه شخص دیگرى است. در حدیث دیگرى امام (علیه السلام) مى فرماید: مجوس پیامبرى داشت که او را کشتند و کتابش را سوزاندند. او کتابى که در پوست دوازده هزار گاو نوشته شده بود را به میان آنان آورد و به او جاماسب گفته مى شود.طبق مضمون دو حدیث فوق و احادیث دیگرى که در کتب روایى شیعه ذکر شده، زرتشت بنیان گذار آیین مجوس نبوده و این آیین توسط پیامبر دیگرى تبلیغ شده است. به تعبیر دیگر، آیین مجوس، پیامبرى غیر از زردشت و کتابى غیر از اوستا داشته است و دو آیین مجوس و زرتشت مترادف هم نیستند؛ بنابراین نمى توانیم به این دلیل که پیامبر (ص) و ائمه ى معصومین (علیهم السلام) مجوسیان را از اهل کتاب شمرده اند، زردشت را پیامبر و اوستا را کتاب آسمانى بدانیم.

خداشناسی زرتشتیان در روایات
در روایتی آمده است که امام علی ـ علیه السلام ـ بر بالای منبر فرمود: «از من سؤال کنید پیش از آنکه مرا نیابیداشعث بن قیس بر خواست و گفت: ای امیر مؤمنان چگونه از مجوس جزیه گرفته می شود، در حالیکه کتاب آسمانی بر آنان نازل نشده و پیامبری نداشته اند؟ امام علی ـ علیه السلام ـ در جواب می فرماید: «خداوند کتابی بر آنان نازل کرده و پیامبری نیز بر آنان مبعوث نموده است». و نیز شواهدی هم وجود دارد که زرتشتیان ابتدا خدا پرست بوده اند، و حتی قبل از زرتشت هم موحد بوده و آیین آنها جزو ادیان توحیدی محسوب می شده است. این اعتقاد به توحید بعد از ظهور زرتشت ادامه یافت، و وی نیز به عنوان منادی توحید به تبلیغ آیین خود پرداخت.
جان بی ناس می نویسد: بر خلاف عقاید بعضی از متأخرین جماعت زرتشتیان، آن پیامبر باستانی می گفت که بر حسب مشیت و اراده متعال «اهورا مزدا» تمام موجودات آفریده شده اند و چنانچه در آیه آخرین از گاتها صراحت دارد، اهورا مزدا، موجب و موجد هم نور و هم ظلمات، هردو است. در عین حال مجوسیان معتقد هستند که برای تدبیر عالم دو مبدأ است، یکی مبدأ خیر و دیگری مبدأ شر. اولی نامش یزدان و دیگری اهریمن است و یا اولی نور و دومی ظلمت است. و نیز مسلم است که ایشان ملائکه را مقدس دانسته، و بدون اینکه مانند بت پرستان برای آنها بتی درست کنند، به آنها توسل و تقرب می جویند، و نیز مسلم است که عناصر بسیط و مخصوصا آتش را مقدس می دانند و در قدیم الأیام مجوسیان در ایران و چین و هند و غیره آتشکده هایی داشتند که وجود همه عالم را مستند به «اهورا مزدا» و او را ایجاد کننده همه موجودات می دانستند.

رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 22:13 1389/07/9
85

از دیر زمان تا کنون بین دین شناسان اختلاف وجود داشته که آیا دین زرتشت آیین توحیدی است، مبتنی بر ثنویت و دوگانگی است؟ اکنون هم نظریه مسلمی در این باره وجود ندارد؛ زیرا در «أوستا» شواهدی بر هر کدام یافت می شود.و اگر مقصود از مجوس که در قرآن (حج آیه 17) و روایات اسلامی ذکر شده زرتشتیان باشد آنها دارای کتاب آسمانی بوده که در اثر سلطه اسکندر به ایران از بین رفته است. طبق نظر مشهور مفسران و نویسندگان ملل نحل مقصود از «مجوس» در قرآن همان زرتشتیان است.زرتشت مصلح بزرگ ایرانی که بیش از هزار سال قبل از میلاد ادعای نبوت کرد و با مبارزه علیه خرافات آیین مغان و اعتقادات شرک آمیز چند خدایی، ایرانیان را به سوی خدای هستی (اهورا مزدا) دعوت کرد. زرتشت پس از یک دوره ریاضت و انزوا سه اصل بزرگ را به عنوان شعار خویش به جامعه اش ارائه کرد: پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک. وی پیش از داریوش هخامنشی ظهور کرد و آیینش را گسترش داد. دین زرتشت حدود هزار سال بر ایران حاکمیت داشت. و با ظهور اسلام ایرانیان از آیین زرتشت دست بر داشتند و به سوی دین اسلام روی آوردند.

برخی از عقاید زرتشت
برخی از عقاید زرتشت عبارت است از:
1-
همه خوبی ها بلکه همه هستی، آفریده اهورا مزدا است.
2-
همه پلیدی ها و نیستی ها آفریده اهریمن است.
3-
نبرد میان خیر و شر همیشه وجود داشته است.
4-
انسان در این میان آزاد و مختار آفریده شده است.
5-
آتش سمبل روشنی و پاکی است.
6-
زندگی انسان معادی دارد.
7-
زرتشت پیامبر مبعوث شده از طرف خداست.

آغاز سؤال از الهى یا غیر الهى بودن یک آیین در دین اسلام
مراجعه به تاریخ صدر اسلام نشان مى دهد که سؤال از الهى یا غیر الهى بودن یک آیین در بین مسلمانان از زمانى آغاز شد که پیامبر اکرم (ص) بعد از تثبیت پایه هاى حکومت اسلامى در مدینه و آغاز گسترش مرزهاى این حکومت نوپا، به فرمان الهى، غیر مسلمانان را به دو گروه تقسیم کرد و دو راهکار متفاوت را در ارتباط با آنان در پیش گرفت:

گروه اول مشرکین بودند. اینان به خداوند متعال شرک ورزیده و بت پرستى را پیشه ى خود ساخته بودند. پیامبر(ص)ابتدا این گروه را به دین اسلام دعوت مى کردند، اگر آنان دعوت پیامبر (ص) را نمى پذیرفتند، پیامبر (ص) طبق فرمان الهى با آنان وارد جنگ مى شدند (توبه: 5).

گروه دوم کسانى بودند که در اصطلاح قرآن از آنان به «اهل کتاب» تعبیر مى شود و طبق اعتراف خود آنان، از سوى خداوند براى آنان کتابى نازل شده بود و قرآن کریم نیز نازل شدن کتاب بر آنان را قبول مى کند. بر همین اساس نبى اکرم (ص) با این افراد به گونه ى دیگر برخورد مى کردند؛ یعنى بعد از دعوت این گروه به دین اسلام اگر آنان این دین را نمى پذیرفتند و در ضمن با مسلمانان وارد کارزار نمى شدند، بر اساس فرمان الهى به گرفتن «جزیه» از این گروه اکتفا مى کردند (توبه: 29). همین عملکرد متفاوت با مشرکین و اهل کتاب، این سؤال را مطرح مى ساخت که «اهل کتاب» چه کسانى هستند؟ با مراجعه به آیه 14 سوره حج، که در آن مردم به سه گروه مؤمنین، اهل کتاب و مشرکین تقسیم شده اند، تا اندازه اى پاسخ این سؤال روشن مى شود. خداوند مى فرماید: کسانى که ایمان آوردند و آنان که یهودى شدند و صابئى ها و نصارى و مجوس و کسانى که شرک ورزند، خدا در روز رستاخیز میانشان امتیاز مى نهد و از هم جدایشان مى کند... (حج: 17). طبق مضمون این آیه، یهودى ها، مسیحى ها، صابئین و مجوس ها نه جزو مؤمنین هستند و نه جزو مشرکان، بلکه اهل کتاب محسوب مى شوند و سنت پیامبر(ص) نیز نشان مى دهد که پیامبر (ص) با این چهار گروه، طبق احکام اهل کتاب برخورد مى نمودند و اگر اسلام را نمى پذیرفتند، آنان را به پرداخت «جزیه» محکوم مى کردند. با وجود کتاب هاى تورات و انجیل، همگان اهل کتاب بودن قوم یهود و مسیحیان را به راحتى مى پذیرفتند؛ اما پذیرش این واقعیت در مورد صابئین و به خصوص مجوس، که در امپراطورى ایران ساسانى دین رسمى بود، مشکل مى نمود؛ زیرا ساکنین شبه جزیره ى عربستان، کتاب جاافتاده و معمول در دست مجوسیان عصر خود ندیده بودند و از سوى دیگر آنان را بیش تر به دوگانه پرستى مى شناختند و شاهد چندانى براى اهل کتاب و توحیدى بودن آیین آنان پیدا نمى کردند؛ به همین دلیل این سؤال در میان برخى از مسلمانان و سایر گروه هاى ساکن در شبه جزیره مطرح بود که آیا مجوس دینى آسمانى و الهى است و مجوسیان نیز داراى کتاب آسمانى اند؟ همین امر موجب شد تا عده اى از مشرکین بکوشند تا همانند مجوس، که از دیدگاه آنان دوگانه پرست و مشرک بودند، از امتیاز «جزیه» استفاده کنند؛ پس به حضرت محمد(ص) نامه نوشتند و از آن حضرت خواستند که از آنان نیز جزیه بگیرد و در بت پرستى آزادشان بگذارد. پیامبر اسلام (ص) جواب فرستادند که من از غیر اهل کتاب جزیه قبول نمى کنم. مشرکین در جواب نامه ى آن حضرت نوشتند: تو مى گویى از غیر اهل کتاب جزیه نمى گیرى، در حالى که از مجوس هجر جزیه مى گیرى. پیامبر (ص) پاسخ دادند: مجوس پیامبرى داشتند که او را کشتند و کتابى داشتند که پیامبرشان در پوست دوازده هزار گاو نوشته و آورده بود که آن را سوزاندند. بعد از وفات پیامبر(ص) برخى از اطرافیان خلفا نمى توانستند باور کنند که مجوسیان جزو اهل کتاب اند؛ لذا سعى مى کردند آنان را از زمره ى اهل کتاب خارج کنند؛ لکن در نهایت، خلفا نیز با مجوس همان رفتار پیامبر (ص) را ادامه دادند و به اخذ جزیه از مجوسیانى که اسلام را نمى پذیرفتند، اکتفا کردند.

رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 21:42 1389/07/9
84

منابع اولیه اسلامى تصریح و تاكید دارند كه زرتشتیان اهل كتاب هستند. قرآن (424) كتاب مقدس و آسمانى اسلام به اصالت مذهبى زرتشتیان تصریح مى كند و پیروان این دین را به عنوان صاحبان كتاب به رسمیت مى شناسد. و بر همین اساس در فقه اسلامى زرتشتیان در كنار یهودیان و مسیحیان قرار گرفته اند.
در سیره و سنت پیامبر اسلام نیز رهنمودهائى در برخورد با زرتشتیان وجود دارد. پیشوایان معصوم اسلام شیعه نیز رهنمودهائى داده اند. كتب خراج اسلامى قواعدى در رابطه با اهل ذمه و صاحبان كتاب دارند كه شامل زرتشتیان مى شود. مورخان اسلامى كم و بیش به آئین زرتشت پرداخته اند.
ابن عباس مى گوید: پیامبر اسلام دستور داد تا از زرتشتیان مقیم یمن جزیه بگیرند. زرتشتیان جزیه دادند و بر آئین خود باقى ماندند(425).
امام ششم شیعیان ، حضرت جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام ) در رابطه با زرتشتیان فرمودندگ مجوسیان پیامبرى داشتند كه او را كشتند و كتابى داشتند كه آن را سوزاندند(426).
اسبغ بن بناته را وى شیعى و صحابى امام على بن ابیطالب (علیه السلام ) روایتى نقل مى كند كه حضرتش فرمود: زرتشتیان كتابى داشتند و پیامبرى كه بر آنان مبعوث شده بود(427)
روایت دیگرى از امام على بن ابیطالب (علیه السلام ) نقل شده كه فرمودگ مجوسیان چون داراى كتاب آسمانى بودند، لذا مانند اهل كتاب (یهود و مسیحیت ) جزیه مى دهند(428)
شیخ طوسى در كتاب ((الخلاف ))مى گوید:
((المجوس كان لهم كتاب ثم رفع عنهم ... دلیلنا اجماع الفرقه و اخبارهم ...(429) ))
و در كتاب ((المبسوط))مى گوید:
((من له شبهة كتاب و هم المجوس ؛ قال قوم : هم اهل الكتاب ، كان لهم كتاب ثم نسخ و رفع . و قال اخرون : ما كان لهم كتاب اصلا...(430) ))
دیدگاههاى فقهاء شیعه بر اساس همین نظر اخیر شیخ طوسى در ((المبسوط))دور مى زند و با مسئله با ((احتیاط))برخورد كرده اند.
مفسران شیعه براساس تصریح قرآن ، زرتشتیان را از اهل كتاب مى دانند. علامه طباطبائى مفسر شیعى معاصر تصریح مى كند كه بدون شك زرتشتیان داراى كتاب آسمانى و پیامبرى بوده اند(431)

 

424-قرآن / سورة الحج . آیه 17. نظر مفسران شیعه را، ن .ك : علامه طباطبائى / المیزان فى تفسیر القرآن 4 / 358.
425-
ن .ك : مسعودى / مروج الذهب 1 / 225 سفینة البحار 2 / 527.
426-
ن .ك : حرالعاملى / وسائل الشیعه / كتاب الجهاد 11 / 96 3 / 29.
427-
ن .ك : وسائل الشیعه / كتاب الجهاد 11 / 98 قمى / سفینة البحار 2 / 527.
428-
ن .ك : وسائل الشیعه 11 / 8))
429-
الطوسى / الخلاف 2 / 199
430-
الطوسى / المبسوط 4 / 210
431-
ن .ك : طباطبائى / المیزان 4 / 358 و نیز ن .ك : قاموس قران 6 / 239 اعلام قران 550.

 

نظر شخصی :

 

در کتای از ایت الله مطهری مطالعه داشتم که ایشان فرموده بودند اگر از نظر شرع و فقه بررسی بشه نمیتوان انها را الهی دانست چون انها معتقدند افریننده خوبیها اهورا مزدا و بدیها از ناحیه اهریمن می باشد و اینجا در خلقت شر و بدی قائل به افریننده ای هستن ولی از لحاظ تاریخی و روایی میتوان نظر داشت که انها دینی الهی داشته و از الهیون بوده اند .

روح روحسا , qoranasemani7
روح روحسا - 19:19 1389/02/1
83

http://www.cloob.com/club/article/list/clubname/qoranasemani/wrapper/true

سلام دوستان لطفا مقاله ای که در رابطه با آیین و تاریخ زرتشت است را مطالعه بفرمایید.

تا پاسخ برخی از سئوالاتتون را بگیرید.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.