userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
59
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
700
90/5/14 (16:06)
5
20
91/3/9 (22:35)
132
336
91/3/7 (16:45)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2588
91/3/5 (16:42)
450
983
91/3/3 (18:13)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
97
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
490
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 19:37 1388/11/6

بهترین روش برای معرفی اسلام

   اسلام  كاملترین دین الهی و بهترین برنامه برای سعادت انسان است. برای شناساندن این راهِ سعادت به كسانی كه هنوز از آن محروم هستند چه باید كرد؟

    این در حالی است عده ای نا آگاه و معاند كمر به مبارزه با اسلام بسته و با نامهای مختلف برای تضعیف اسلام تلاش می نمایند.

   آیا تنها در اختیار گذاشتن منابع لازم كافی است یا باید آنها را متناسب با درك مخاطب بیان كرد و جرعه جرعه به تشنگان راه حقیقت نوشاند؟ 

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:01 1390/05/5
123

علل عقب‏ماندگی ممالك اسلامی
      دربارة اینكه چرا كشورهای اسلامی عقب افتاده‏اند، باید گفت: این مسئله علل و ریشه‏های تاریخی مختلفی دارد و بررسی جامع و همه جانبه آن، نیازمند کاوش هایی ژرف و گسترده است. با این حال می‏توان به چهار عامل اساسی در این زمینه اشاره کرد:
      1. مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت‏های دینی، مسیر رشد تعالی را پوییدند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد دنیاپرستی و سستی و كاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گراییدند.
      2. نظام‏های سیاسی فاسد و استبدادی نیز نقش مهمی در این زمینه داشتند. این نظام‏ها به جای همّت در جهت رشد و پیشرفت مسلمانان، فقط به فكر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه‏های عمومی مسلمانان در جهت خوش‏گذرانی و رفاه خود بودند. وجود این نظام‏ها و حاكمان فاسد، خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر عظیم‏الشأن و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود. این نظام‏های سیاسی، بر شخصیت و منش انسان‏ها و فرهنگ این جوامع آثار زیان باری نهاد.
      3. بیگانگان و استعمارگران برای عقب نگاه داشتن كشورهای جهان سوم ـ از جمله مسلمانان ـ و استثمار منابع انسانی و طبیعی تهاجم گسترده ای به این کشورها داشتند.
      4. سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ‏های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری ـ همچون ناسیونالیزم و پان‏عربیزم ـ به جای تكیه بر اصول‏گرایی و اتحاد بین‏الملل اسلامی، از دیگر علل عقب ماندگی مسلمانان است.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 07:39 1390/04/3
122

خداوند در مورد اجباری نبودن دین میفرماید: لاَ َّ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ...;(بقره،256)
در دین هیچ اجباری نیست و راه از بیراهه به خوبی آشكار شده است...".

برای اجباری نبودن انتخاب دین، چند دلیل بیان شده است:

1. حقیقت دین، یك سلسله اعتقادات قلبی است كه در پی آن، آدمی كارهایی را انجام میدهد. در اعتقادات و امور قلبی، جای اجبار و اكراه نیست، تا خداوند در دین اجباری قرار دهد.

اجبار مربوط به كارهای ظاهری است; مثل این كه بچه ها را مجبور كنند، دارو بخورد.
نمیتوان با اجبار به كسی گفت، به فلان چیز اعتقاد پیدا كن. مثلاً شخصی كه خورشید را میبیند، وادار كرد تا معتقد شود كه شب است.
پیدایش اعتقاد قلبی و یقین، مقدمات و اسباب خاص خود را دارد، كه اگر آن اسباب و مقدمات فراهم بود، اعتقاد حاصل میشود و اگر نبود، اعتقاد پیدا نمیشود.(ر.ك: المیزان، علامه طباطبایی، ج 2، ص 342 ـ 343، / تفسیر نمونه، آیت اللّه مكارم شیرازی ج 2، ص 205،)

2. در اسلام، راه حق از باطل با دلایل و معجزات آشكار، روشن شده است "قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی...;(بقره،256) راه از بیراهه به خوبی آشكار شده است...

و نیازی به اجبار نیست; كسانی به زور متوسل میشوند كه فاقد منطق و استدلال باشند; نه دین اسلام كه دارای دلایل روشن و استدلالهای نیرومند است.(ر. ك: تفسیر نمونه، ج 2، ص 205.)

3. ایمانی ارزشمند است كه اختیاری باشد. اگر انسانها با اجبار، ایمان بیاورند، و از خود اختیاری نداشته باشند، ایمانشان ارزشمند نخواهد بود.

یكی از تفاوتهای انسان با فرشتگان و حیوانات، در اختیار داشتن انسان است.

در پایان این نكته قابل توجه است كه از نظر تكوین، در ماهیت دین اكراه و اجبار راه ندارد; یعنی در جهان خارج خداوند به انسان قدرت انتخاب داده و او را مختار آفریده است و در كنار این قدرت اختیار، عقل به او عطا كرده است

لذا انسان قدرت انتخاب هر دینی را دارد
ولی از نظر تشریع، انسانها مكلف به پذیرش دین اسلام هستند و غیر از دین اسلام، دین دیگری از آنان پذیرفته نیست.

قرآن كریم در این مورد میفرماید: ومَن یَبتَغِ غَیرَ الاْ سًِسْلـَمِ دینًا فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وهُوَ فِی الأخِرَةِ مِنَ الخـَسِرین;(آلعمران،85)

هر كس جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیانكاران است."



یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 20:24 1390/03/11
121
با سلام
یكی از اهداف مهم مردان خدا رساندن پیام روح بخش قرآن و تعالیم عالیه الهی به تشنگان معارف وحقیقت است .

 این مردان الهی درراه رساندن این پپام انسان ساز هیچ گونه ترس وواهمه ای به خود راه نداده و جز از خداوند از هیچ كس دلهره ای نداشته اند.

قرآن مجید به تمجید از این انسانهای مجاهد و فداكار پرداخته ودرسوره احزاب چنین می فرماید:
 ( الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الاالله وكفی بالله حسیبا.)

 علی (ع) یكی از همان مبلغان شایسته وخدا ترس بودكه دررساندن پیام الهی هیچ گاه ترس ووحشتی به خود راه ندادعلی شهید راه تبلیغ رسالات الله بود دوران زندگی شصت وسه ساله علی(ع) سراسر عشق به تبلیغ دین اسلام بود

 علی(ع) روزی درشكل حمایت از پیامبر (ص) و خوابیدن دربسترآن حضرت و روز دیگر درجبهه های حق علیه باطل و دفاع از آرمانهای او و گاهی درسكوتی طولانی اما پرمعنا به تبلیغ اسلام و قرآن می پردازد.

 بااین بیان می توان گفت كه جنگ علی سكوت علی نماز علی گریه های علی خدمات شبانه علی همه وهمه تبلیغ اسلام بوده است. 


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 21:15 1390/03/10
120
با سلام
دوستان گرامی آنچه اسلام برای خود از نوع یار و یاور جمع کرده خودش بوده است و خودش.
اسلام از همان ابتدای کار و هدف خود پرورش و رشد دهنده حق و حقیقت و به اصطلاح انسانیت بوده است و بس
همان جریان یا ضرب المثل مشک آن است که خود بگوید نه اینکه عطار بگوید بوده است.

از ادیان الهی که به مرور زمان کمیت و کیفیت خود را از دست نداد دین مبین اسلام است.
ما هم افتخار داریم در ضمره طرفداران دین حق و ختم هستیم.

ما باید اسلام اصیل را عمل کنیم و بگوییم تا کسانی که در جستجوی حق و حقیقت هستند آنرا دریابند

مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
119
"آیت‌الله العظمی حسین نوری همدانی" ظهر امروز ـ دوم خرداد ماه ـ در دیدار مسئولان نیروی انتظامی سراسر كشور و خواهران طلبه حوزه علمیه قم اظهار داشتند: دین اسلام بر اساس آیات قرآن و روایات تحمیلی نیست و اصول دین تحقیقی است و هر فرد به اندازه فكر و منطق خود معتقد به خدا، پیامبر، معاد و امامت می‌شود.
ایشان خاطرنشان كردند: در صورت قرار گیری در برابر دنیا و وهابیت آنها را به استدلال و برهان دعوت می‌كنیم و آنها را به مناظره دعوت می‌كنیم چراكه ما معتقدیم كه راه ما بدون تردید صحیح است.
این مرجع تقلید با بیان اینكه حكومت از مسائل مهم در اداره جوامع است، گفتند: جریان‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به حكومت بستگی دارد و اگر حكومت صالح و درست باشد فرهنگ، سیاست و اقتصاد درست است.
آیت‌الله نوری همدانی خاطرنشان كردند: اكنون ما در برابر دنیا قرار داریم و این نظام ارزان به دست نیامده بلكه با ایثارگری‌ها و شهادت‌ها در هشت سال دفاع مقدس به ارمغان آمده است.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 14:47 1390/03/2
118
چرا شیعه شدم؟

  به دلیل عقلى و نقلى: پس از درگذشت پیامبر(ص)، باید از جانب خداى متعال امامى براى مردم تعیین شود كه حافظ و نگهبان معارف و احكام دین باشد و مردم را به راه حق هدایت كند.
      
       
دلیل عقلى: 
      یك سازمان دولتى كه در كشورى تشكیل مى‏شود و كارهاى عمومى مردم را اداره مى‏كند، خودكار نیست و تا جمعى از افراد شایسته و كاردان در نگهدارى و اداره آن كوشش نكنند، قابل بقا نخواهد بود و مردم را از فوائد خود بهره‏مند نخواهد ساخت. بدون شك، سازمان دین اسلام نیز كه به جرأت مى‏توان آن را از وسیع‏ترین سازمان‏هاى جهانى شمرد، همین حكم را دارد و در بقا و جریان خود به نگهبان و گرداننده نیازمند است؛ و پیوسته افراد شایسته‏اى مى‏خواهد كه معارف وقوانین آن را به مردم برسانند و مقررات دقیق آن را در جامعه اسلامى اجرا كنند و كمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهدارى آن روا ندارند. اگر گفته شود كه این مطلب با وجود علما و مفسران دین حل مى‏شود و نیازى به تعیین جانشین از سوى خداوند وجود ندارد، مى‏گوییم علما هر چه صالح و با تقوا هم باشند، از خطا و معصیت مصون و معصوم نیستند و تغییر یافتن برخى از معارف و قوانین دینى از ناحیه آنان، اگر چه غیرعمدى باشد، محال نیست. بهترین شاهد این مطلب، وجود مذاهب گوناگون و اختلافاتى است كه در اسلام به وجود آمده است.
       به بیان دیگر، مى‏توان گفت: همان دلیلى كه فرستادن پیامبران و برقرار ساختن دعوت دینى را ایجاب مى‏كرد، عیناً اقتضا مى‏كند كه پس از درگذشتن پیامبر - كه با عصمت خود نگهبان دین و رهبر مردم بود - باید خداوند متعال كسى را كه در اوصاف كمالى (به غیر از وحى و نبوت) مانند او باشد، به جاى وى بگمارد كه معارف و شرایع دین را دست‏نخورده نگهبانى؛ و مردم را رهبرى كند؛ وگرنه برنامه هدایت عمومى به هم مى‏خورد و حجت مردم بر خدا تمام مى‏شود.
      
       
دلیل نقلى: 
      از پیغمبر اكرم(ص) به طرق مختلف روایت شده كه امت اسلام پس از آن حضرت امامان و پیشوایانى دارد كه جانشینان وى مى‏باشند. در روایت معروفى كه شیعه و سنى نقل مى‏كنند، آن حضرت مى‏فرماید: «امامان دوازده نفر مى‏باشند و همه از قریشند» و در روایتى مشهور، به جابر انصارى فرموده «امامان دوازده نفرند» سپس نام‏هاى ایشان را یك به یك شمرده، به جابر فرمود كه «تو پنجمین امام را درك خواهى كرد. سلام مرا به او برسان» گذشته از اینها پیغمبر اكرم(ص) جانشین خود را كه حضرت امیرالمؤمنین(ع) باشد، شخصاً و با اسم و مشخصات و نشان دادن، تعیین فرموده است. آن حضرت نیز امام پس از خود را معرفى كرده و همچنین هر امامى امام بعد از خود را معین نموده است.

علامه سید محمد حسین طباطبایى، آموزش دین، ص 148 - 153.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 20:15 1390/02/28
117


صراحت لهجه کم نظیر
کاشف الغطا صراحت لهجه کم نظیرى داشت و لذا هنگامى که «سفیر انگلستان» از نجف اشرف دیدن نمود و در روز 20 جمادى الاولى 1373 به حضور کاشف الغطا رسید، وى با صراحت کامل اعمال بى رویه دولت انگلیس را در نقاط مختلف جهان به باد انتقاد گرفت; مخصوصاً با بیان مؤثر و نافذ خود در مورد از دست رفتن فلسطین و نقشى را که دولت مزبور در این زمینه داشت و غصب استعمار اراضى مقدس فلسطین و آواره ساختن صدها هزار مردم بى گناه، شدیداً به او اعتراض نمود.

همچنین در ملاقاتى که «سفیر امریکا» از وى به عمل آورد با همان صراحت، نسبت به همکارى ایالات متحده با «صهیونیسم» و تقویت آنها در اشغال سرزمین «فلسطین» اعتراض کرد. مخصوصاً به او چنین فرمود: «قلبهاى ما از دست شما آمریکایى ها مجروح است، شما ضربه ناجوانمردانه اى به ما زدید که هرگز ما در برابر آن سکوت نخواهیم کرد!».

سپس اضافه نمودند: «افکار ملت ما همه بر ضد شما بسیج شده اند و بخاطر ضربتى که بر پشت ملت عرب زدید و پشت آنها را شکستید از دلهاى آنها خون مى چکد» (منظورش حادثه مصیبت بار غصب فلسطین بود).

مخصوصاً در اواخر عمر با اقدامات برجسته ملى تاج افتخارى بر تارک تاریخ زندگى خود گذاشت. او دعوتى را که براى شرکت در کنگره «بحمدون»، که ایادى استعمار آمریکایى آن را خلق کرده بودند، از وى شده بود، صریحاً رد کرد.

نه تنها رد کرد بلکه کتاب «المثل العلیا فى الاسلام لا فى بحمدون» را در پاسخ آنها منتشر نمود. این کتاب نمونه زنده اى از شهامت ملى و دفاع او از مصالح عمومى و روشن ساختن افکار ابناى وطن و توجه دادن آنها به خطرات استعمار بود. این کتاب در محافل مختلف مثل «بمب» صدا کرد و به قیمت هاى گزاف خرید و فروش مى شد.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:36 1390/02/21
116
فراخوانی اهل کتاب به اسلام‏

قرآن مجید اهل کتاب را به اسلام فرا خوانده و روی‏گردانی از آن را کفر و حق پوشی تلقی نموده و به شدت از آن توبیخ می‏کند:

«ای اهل کتاب! پیامبر ما به سوی شما آمد؛ در حالی که بسیاری از حقایق کتاب [ آسمانی‏] را که شما مخفی داشتید، روشن می‏سازد و از بسیاری از آنها صرف نظر می‏کند. آری از جانب خدا به سوی شما نور و کتاب آشکاری آورد. خداوند به برکت آن، کسانی که خشنودی او را پیروی کنند، به راه‏های سلامت هدایت می‏کند و به فرمان خود، از تاریکی‏ها به سوی روشنایی می‏برد و آنها را به راه راست هدایت می‏کند».

قرآن در جای دیگر می‏فرماید : «یا اهل الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ؛ ای اهل کتاب! چرا به آیات خدا کافر می‏شوید، در حالی که [بر درستی آن‏] گواهید».
در این زمینه آیات فراوان دیگری وجود دارد که بر بطلان پلورالیسم دینی، به گونه‏های مختلف دلالت دارد و همگان را به بررسی و شناخت اسلام و پیروی از آن فرا می‏خواند.

چکیده دیدگاه اسلام پیرامون حقانیت و اعتبار عبارت است از :
۱) دین حق، تنها اسلام است. اسلام همان آیین توحیدی به معنای کامل کلمه و در همه ابعاد آن است که دین همه پیامبران الهی بوده و آنان، همگان را به سوی آن دعوت کرده‏اند. بنابراین آموزه‏هایی چون تثلیث، ثنویت و... هرگز بنیاد و اساس درستی ندارد.
۲) از نظر اسلام، شریعت دارای کثرت طولی است ؛ یعنی، آنچه در طول تاریخ تغییر کرده، شریعت الهی بوده است و هر پیامبر صاحب شریعتی، شریعت پیشین را نسخ نموده و شریعتی کامل‏تر، متناسب با رشد بشر و مقتضیات زمان عرضه کرده است. بنابراین تکثّر طولی ـ نه عرضی ـ شریعت وجود داشته است و با شریعت خاتم همه شرایع پیشین نقض شده و تنها دین مقبول، توحید ناب و شریعت محمدی(‏ص) است.
اکنون این سئوال رخ می‌نماید که با توجه به انحصار حقانیت در دین توحیدی اسلام و شریعت آسمانی محمدی(ص) یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان و پیروان دیگر ادیان چه وضعی خواهند داشت؟ آیا همه آنان به جهت بطلان دینشان اهل دوزخ و شقاوتند یا اهل نجات و رستگاری؟ در برابر این پرسش سه رویکرد وجود دارد:
الف) انحصارگرایی سخت‌گیرانه
بر اساس این گمانه در میان همه اهل زمین تنها پیروان دین و مذهب و فرقه واحدی اهل نجات و رستگاری‌اند. به عنوان مثال تنها مسلمان شیعه دوازده امامیِ پایبند به همه اصول مذهب و احکام شریعت امکان رستگاری دارد و دیگران همه نارستگارانند. چنین نگرشی نه مبنای خردپذیری دارد و نه با منطق اسلام تلائم دارد. از نظر عقلی این گمانه مغایر با اصل غلبه خیر بر شر است و از نظر دینی با غلبه رحمت خدا و هدف اساسی خلقت انسان و ملاک‌ها و معیارهای رستگاری و نارستگاری ناسازگاری دارد.
ب) تکثرگرایی نجات
براساس این گمانه، همه پیروان ادیان اهل نجات و رستگاری‌اند. به عبارت دیگر شرط نیک فرجامی فقط دینداری است و بس، اما اینکه کدامین دین را برگزینیم هیچ نقشی در این زمینه ندارد. این گمانه مبتنی بر پلورالیسم دینی است که بطلان و ناراستی آن از نظر عقل و دین مورد بررسی واقع شد.
ج) قرآن و نجات‌گرایی اعتدالی
قرآن در باب نجات نه سخت‌گیری انحصارگرایانه را بر می‌تابد و نه کثرت‌گراییِ حق و باطل یکسان انگار. را در نگاه قرآن کفر و انحراف از دین حق دو گونه است:
۱) کفر عناد و لجاجت(جحود)؛ کسی که دارای چنین کفری است از نظر اسلام قطعاً مستحق عقوبت است.
۲) کفر جهالت و نادانی؛ چنین کفری اگر ناشی از تقصیر و کوتاهی عمدی شخص نباشد، بلکه صاحب آن از سویدای دل جویای حقیقت و پیرو آن در حدی که با آن آشناست باشد، و با قلب سلیم و تسلیم قلبی در برابر حق، خدا را ملاقات کند؛ خداوند او را معذب نمی‌سازد؛ چراکه عذاب خدا تابع حجت‌هایی است که بر بندگان تمام کرده و واکنش‌های منفی آگاهانه و حق‌ستیزانه آنها در برابر حجج الهی. قرآن ضمن آنکه تنها دین حق و صراط نجات را آیین اسلام می‌داند، به نکات مهمی در کنار این مسئله پیرامون شرایط نجات و رستگاری اشاره می‌کند از جمله:
الف) درباره قیامت می‌فرماید: « یَوْمَ لا یَنْفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ * إِلا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ ؛ روزی که مال و پسران سود نبخشد جز اینکه کسی با قلب سلیم نزد خدا بیاید. قلب سلیم نیز قلب تسلیم در برابر خدا و حقیقت است.»
ب) از طرف دیگر قرآن می‌فرماید: «وَمَا کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولا ؛ ما چنین نیستیم که رسول نفرستاده (بدون اتمام حجت) کسی را عذاب کنیم.»
ج)‌ در جاهای دیگر قرآن یادآور شده است که «إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ ؛ خدا هرگز پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌سازد.»
از آنچه گذشت روشن می‌شود که سعادت اخروی در گرو عوامل متعددی است از جمله:
۱) حسن فعلی یا گزینش راه درست
۲) حسن فاعلی یعنی سلامت و پاکی درون و تسلیم امر حق بودن
۳)برقراری حجت الهی و چگونگی برخورد و واکنش‌های انسان در برابر آن.
انگاره فوق خرد پذیرترین انگاره است؛ در این انگاره از سویی مسئولیت انسان در جستجو و گزینش راه حق محفوظ است و از دیگر سو هیچ انسانی صرفاً به جهت عدم دستیابی غیر ارادی به راه حق و حقیقت مورد عذاب و شقاوت قرار نمی‌گیرد.



یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:19 1390/02/21
115
اگر دین اسلام براى هدایت همه مردم است، چرا بیشتر مردم دنیا از آن‏بى‏خبراند؟
در این باره توجه به چند نكته لازم است: 
      الف) جهانى بودن اسلام مستلزم آن نیست كه خداوند جبراً و بدون خواست ارادى انسان‏ها، همه را بر آن آگاه و مؤمن قرار دهد. 
      ب ) شناخت اسلام حداقل مستلزم سه امر است: 
      1) تلاش عالمان و مبلغان دین در جهت معرفى آن به جهانیان؛
      2) تلاش مردم جهان در بررسى و شناخت اسلام؛ 
      3) كنار گذاشتن تعصبات در شناخت و ایمان به اسلام؛ 
      درباره مقوله اول تلاش‏هاى بسیارى صورت گرفته، لیكن نواقص بسیارى در این زمینه وجود دارد، و باید با تلاش مضاعف و كنار زدن موانع به این حركت شتاب و گسترش بخشید. درباره مقوله دوم و سوم باید گفت متأسفانه كوتاهى‏هاى زیادى از سوى ملت‏ها رخ داده و در موارد زیادى تعصبات مانع بررسى و كاوش در دین و گرایش به آن شده است البته ملت‏ها و افرادى كه پرده تعصبات دریده و به اسلام توجه كرده‏اند، سخت شیفته آن گشته‏اند. تبلیغات سوء استعمارگران نیز زمینه پیش‏داورى‏هاى نادرست در اذهان ملت‏ها را به وجود آورده و موانع بررسى و شناخت اسلام گردیده است. در عین حال مسؤولیت ملت‏ها در این زمینه را نباید نادیده گرفت، زیرا هر كس باید خود راه را بشناسد و بر طبق آن سلوك كند. 
      ج) قرآن مجید مى‏فرماید: {/Bإِنَّ اَلدِّینَ عِنْدَ اَللَّهِ اَلْإِسْلامُ‏ (آل عمران/ 19). بنابراین تنها دین مورد قبول، اسلام است، ولى كسانى كه اسلام را نشناخته و در این‏باره مقصر نبوده‏اند، یعنى راهى براى شناخت حقیقت نداشته‏اند، معذورند.


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 15:23 1390/02/13
114

بسیاری از مردم حقیقت اسلام راستین را نمی دانند 

 و اگر حقیقت اسلام را بشناسند به آن روی می آورند زیرا در اسلام نکات ریزی وجود دارد که بزرگواری آن را نمایان می سازد.

اسلام نه تنها برای انسان ها رحمت است بلکه برای غیر انسان ها حتی جانوران نیز رحمت است.

 اگر در این زمینه به کتاب های حدیثی رجوع کنیم روایات شگفت انگیزی در این مورد خواهیم یافت. اسلام حقوقی برای جانوران یاد می کند که تمدن امروزی علی رغم شعارهایی که در مورد دفاع از حقوق انسان و حقوق جانور سر می دهد، به آن دست نیافته است.

 

اما در این مورد گفته امیرمؤمنان (علیه السلام) چه زیباست:" و الله لو أعطیت الأقالیم السبعة بما تحت أفلاکها علی أن أعصی الله فی نملة أسلبها جلب شعیرة ما فعلته."

 به خدا قسم اگر اقلیم های هفتگانه را همراه با تمام افلاک آن به من دهند تا دانه جوی را از مورچه ای بستانم و با این کار خدا را معصیت کنم، این کار را نخواهم کرد. بله اسلام تا این اندازه به حقوق حیوانات بها می دهد.

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:12 1390/02/12
113

قرآن از دیدگاه دیگران:

قرآن از دیدگاه دیگرانخوش تر آن باشد که سرّ دلبران                            گفته آید در حدیث دیگران برناردشاو، نویسنده ی معروف انگلیسی می گوید: «من معتقدم که دین محمّد یگانه دینی است که با تمام ادوار زندگی بشری مناسب می باشد و قابلیت آن را دارد که هر فضلی را به خود جلب کند و پیش بینی می کنم که اروپا در آینده دین و کتاب محمد را قبول خواهد کرد و آثارش از هم اکنون نمایان است.»۱گوستاولبون، مستشرق بزرگ فرانسوی می گوید: «تعالیم اخلاقی که قرآن آورده، چکیده ی آداب عالیه و خلاصه ی مبادی اخلاق فاضله است و بر بسیاری از آداب انجیل برتری دارد.»۲
هِنری پریلانس، کشیش حقیقت دوست می گوید: « قرآن نه تنها اعرابِ وحشی و باربر را داخل اسلام کرد، بلکه هزاران ملل و طوایف ملل و طوایف وحشی و بیدادگر را تحت لوای خود جمع کرد.»۳
دانشمندان اروپا در عصر بلندگرایی انسان نیز به اعجاز قرآن اعتراف کرده اند. یک بانوی دانشمند ایتالیایی، استاد دانشگاه ناپل می گوید: «کتاب آسمانی اسلام نمونه ای اعجاز آمیز است… از آن تقلید نمی توان کرد. اسلوب و سبک آن در ادبیات عرب بی سابقه است.»۴
استاد سنایس می گوید: «بی گمان قرآن همان قانون همگانی و کاملی است که از هیچ سو باطل در آن راه ندارد، پس شایسته ی همه ی زمان ها و مکان ها است و اگر مسلمانان چنان که باید بدان چنگ زنند، دوباره سیادت گذشته ی خویش را باز خواهند یافت.»۵
دکتر طه حسین، ادیب توانای معاصر مصری نیز می گوید: «قرآن برتر از حد نظم و نثر است، چرا که ویژگی هایی دارد که در هیچ نثر و نظمی نمی توان یافت. پس قرآن را نمی توان نظم یا نثر نامید، بلکه باید گفت: قرآن است و بس.»۶
 
گروه دین و اندیشه – مهدی سیف جمالی

۱-۶٫ قرآن، اعجاز جاودانی اسلام، مؤسسه ی در راه حق

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:30 1390/02/8
112

بهترین روش برای معرفی یک چیزی حتی مکتبی منابع خود اوست

منابع اسلام هم از دو منبع خارج نیست 1. قران کریم

2. ائمه معصومین

کنار زدن هریک از اینها کنار زدن اسلام ناب محمدی است

و این را میتوان بعینه در ممالک اسلامی!! مشاهده کرد.

 

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 18:37 1389/12/19
111
رفتار پیامبر در ظلم ستیزی
همه می دانند، پیامبر اکرم(ص) که قدرتمندانه مکه را فتح کرد و سران مکه به گواهی تاریخ نه از اسلام دلخوشی داشتند و نه رسول خدا را ارج می نهادند بلکه در دشمنی با آن حضرت تا توانستند، کوتاهی نکردند.به قول معروف "گربه ی شیرریخته ای" بودند که به یکبار ریختن شیر بسنده نکردند و هر روز کارشان بود؛ باید فراری همیشگی می شدند. بر عکس آنها، پیامبر اسلام از بس با آنان مهربان بود، همه را بخشید و فرمود شما آزادید. حتّا به آنها فرصت داد تا با در اختیار داشتن زمان، فکر کنند و به اسلام بگروند. به یک نمونه از آن اشاره می شود:
«صفوان بن امیه در روز فتح مکه از بیم بگریخته بود و به جده رفته بود. پس عمیر بن وهب از قوم صفوان بن امیه بود و مسلمان بود به خدمت پیغمبر علیه السلام رفت و گفت: یا رسول الله ، صفوان از مهتران قبیله ی ماست و از بیم تو بگریخته است و به جده رفته است. اکنون وی را زینهار ده تا ... اورا باز پس آورم. سید علیه السلام گفت: زینهار دادم. عمیر گفت: یا رسول الله،  نشانه ای از آنِ تو بکار باید. سید علیه السلام، عمامه خود به نشانه به وی داد و آن عمامه، آن بود که در روز فتح مکه ...به سر داشت. عمیر...چون به جده رسیده بود، صفوان دید که کشتی گرفته بود و خواست که به جانب یمن رود؛ گفت:  الله الله به هلاکت خویش مکوش که پیغمبر علیه السلام ترا زینهار داده ... عمامه وی به نشانه آورده ام. صفوان گفت برو... که تو دروغ می گویی. محمّد مرا هرگز زینهار ندهد. عمیر می گفت او را که : ای صفوان ، این خیال از خود بیرون کن و چندین از محمد مگریز... صفوان را دل نرم شد... به مکه ...پیش پیغمبر... چون در آمد، گفت یا محمد تو مرا زینهار داده ای؟ گفت: بلی. صفوان گفت که: اگر چنین است، مرا در اسلام [آوردن] دو ماه مهلت ده. سید علیه السلام گفت: ترا چهار ماه مهلت دادم.»


(سیرت رسول الله عبدالملک ابن هشام- مرگ درسال 218-   مشهور به سیرة النبی ترجمه ی رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی قاضی ابرقوه – از علمای قرن هفتم- ج 2 ص 893 به تصحیح اصغر مهدوی 1361انتشارات خوارزمی چاپ دوم  )


به نظر شما اگر اهالی مکه و سران قریش، مدینه را فتح کرده بودند چه می کردند؟ آیا یک نفر از مسلمانان مدینه را زنده می گذاشتند؟ این رفتارِ بدون خون ریزی آن حضرت در فتح مکه است. و از این رفتار  قابل توجه تر، برخورد پیامبر با فرماندهانی ست که در اطراف مکه بعد از فتح، با قبیله ها رخ داد و آن حضرت اجازه نداد به دیگران ظلم شود.
مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
110

امام صادق(ع) شیعیان را به همزیستی با اهل سنت دعوت می‏کرد تابه این طریق هم شیعیان از جامعه اکثریت منزوی نشوند و هم بتوان‏احکام و اصول شیعی را با ملاطفت‏به آنان منتقل کرد. از این روی‏در مدار حق با مسامحه با آنان رفتار می‏شد، اما این سهل گرفتن‏هرگز به معنای زیرپای گذاشتن اصول نبود و آن جا که مسئله اصولی‏در میان بود، حضرت هرگز تسلیم نمی‏شد. از جمله در یکی از سفرها،امام صادق(ع) به حیره (میان کوفه و بصره) آمد. در آن‏جا منصوردوانیقی به خاطر ختنه فرزندش جمعی را به مهمانی دعوت کرده بود.
امام نیز ناگزیر در آن مجلس حاضر شد. وقتی که سفره غذاانداختند، هنگام صرف غذا، یکی از حاضران آب خواست ولی به جای‏آن، شراب آوردند، وقتی ظرف شراب را به او دادند، امام بی‏درنگ‏برخاست و مجلس را ترک کرد و فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: «ملعون‏من‏جلس علی مائده یشرب علیها الخمر.»
ملعون است کسی که درکنار سفره‏ای بنشیند که در آن سفره شراب‏نوشیده شود.

امام حتی در مجالس عمومی خلیفه نیز حاضر نمی‏شد; زیرا حکومت راغاصب می‏دانست و حاضر نبود با پای خود بدان جا برود، زیرا بااین کار از ناحق بودن آنان، چشم پوشی می‏شد و تنها زمانی که‏اجبار بود به خاطر مصالح اهم به آن‏جا می‏رفت; لذا منصور ضمن‏نامه‏ای به وی نوشت: چرا تو به اطراف ما مانند سایر مردم‏نمی‏آیی؟ امام در پاسخ نوشت: نزد ما چیزی نیست که به خاطر آن ازتو بترسیم و بیاییم، نزد تو در مورد آخرتت چیزی نیست که به آن‏امیدوار باشیم. تو نعمتی نداری که بیاییم و به خاطر آن به توتبریک بگوییم و آنچه که اکنون داری آن را بلا و عذاب نمی‏دانی تابیاییم و تسلیت‏بگوییم. منصور نوشت: بیا تا ما را نصیحت کنی.
امام نیز نوشت: کسی که آخرت را بخواهد، با تو همنشین نمی‏شود وکسی که دنیا را بخواهد، به خاطر دنیای خود تو را نصیحت‏نمی‏کند.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:46 1389/12/4
109

لطفا نوجوانان خود را دین زده نكنید


۱- والدین و مربیان نقش بسیار با اهمیتی در ایجاد اعتقادات مذهبی صحیح و جهت‌دهی نوجوانان و جوانان در پیروی از اصول مذهبی و اخلاقیات پسندیده ایفا می‌نمایند.

روابط آموزشی- مذهبی می‌بایست براساس انس و الفت، دوستی و محبت، اطلاع و آگاهی و استدلال منطقی صورت گیرد.

عقاید و آرای مذهبی باید طوری منظم، هدفدار، هماهنگ و هدایت کننده و قابل اجرا به آنها عرضه شود که زمینه را برای اختلاف و تضاد و درگیری فراهم نسازند. ضمنا باید آنها را به تفکر با شیوه درست آشنا نمود و اعتقاد به مبانی دینی و جهان‌بینی توحیدی و خداشناسی، نبوت، معاد ، امامت و رهبری و عدالت را براساس تفکر و برهان عقلی و بینش مذهبی در آنها به‌وجود آورد و نیز کتب مناسبی را که جوابگوی سوالات و اشکالات نوجوانان و جوانان با اصول استدلالی و منطقی باشد به آنان معرفی کرد، زیرا آنها تشنه اطلاعات در زمینه‌های فوق می‌باشند و با این عمل خلاء مذهبی در آنها پر خواهد شد و دچار ویرانی فکر و اندیشه نمی‌شوند.

2- طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد.

این موضوعات باید طوری ارائه شود که آنها احساس کنند امور مذهبی قابل پیاده شدن در زندگی روزمره می‌باشد و حتی گاهی می‌توانند احتیاجات روانی خود را نیز با این امور برطرف نمایند. تنها موعظه کردن از طریق والدین، مربیان و با علمای دین در خانه و مدرسه و مسجد کافی نیست، باید مسائل دینی را با تجربه و عمل توام نمود تا به این زودی‌ها از فکر نوجوان خارج نشود و اثرش در رفتار  او ثابت بماند.

تفکر مذهبی، تقوا، فضیلت، شجاعت و پرهیزکاری، ایمان، اخلاق، کمال، دفاع از محرومین و جهاد در راه خدا را باید عملا به آنها آموزش داد و از طریق ارائه الگوهای صحیح به آنان آموخت که از هر پوچ و کهنه‌ای دست بردارند و عملا به کردارها و رفتارهای ارزنده برسند.

3- باید دین و علم را با هم به نوجوانان و جوانان آموزش داد و تذکر این امر برای آنها لازم است که این دو از یکدیگر جدا نیستند، بلکه زوجی هستند که باید یکدیگر را درک کنند و باید به آنها آموخت که دین و علم و عقل با هم هماهنگ هستند و مطالب دینی، عقلی و بعضاً علمی است.

4- نوجوان نیازمند یک تکیه گاه نیرومند و قوی می‌باشد، تکیه گاهی که در همه حوادث بتواند به آن پناه ببرد ، از او کمک بخواهد و به اتکای او آرام و مطمئن زندگی کند. اگر تکیه گاه و پناهگاه او والدین، مربیان، دوستان، سیاستمداران و حتی بزرگان دینی باشند، با از بین رفتن آنها و یا سقوط آنها نوجوان هم سقوط خواهد کرد، بنابراین به وجود آوردن این اعتقاد عمیق که تنها تکیه گاه قوی خداوند قادر است که هرگز سقوط نخواهد کرد و باید به او متصل شد و او را انتخاب نمود، باعث می‌گردد که نوجوان خود را در زندگی نبازد، دچار شکست و تزلزل نشود، از انحرافات و لغزش‌ها دور بماند، شخصیت و معنویت خویش را از دست ندهد و خود راه کمال را در پیش گیرد. وابستگی و پذیرش این غایت و مقصودی که ورای این عالم مادی، جامعه، اجتماع و محیط می‌باشد، خود معنای عمیق و با ارزشی برای زندگی کردن به او می‌بخشد و در مصیبت‌ها و حوادث‌ ناگوار، او دارای چنان قوت روحی مخصوص و شکیبایی خواهد بود که مجال همه گونه تدبیر را به وی خواهد داد.

5- کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت می‌نمایند، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که می‌گویند عمل نمایند، ایمان و اعتقاد قوی به مذهب داشته باشند، به خصوص معلمین دینی باید از بین شخصیت‌های لایق و عالم انتخاب شوند و احاطه علمی کافی به آنچه که می‌باید گفته شود داشته باشند و اعمال خود را با اهداف مذهبی تطبیق دهند، توانایی پاسخ دادن به سوالات نوجوانان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظریات صحیح دینی جدا کرده، به دانش‌آموزان ارائه دهند، از نظر اخلاقی، خود الگوی اخلاق باشند، با اخلاص، مهربان، انسان دوست و علاقه‌مند به کار خود باشند، سعه صدر و وسعت نظر داشته باشند، بر نفس خود غالب باشند و از اعتدال در امور خارج نشوند، با حوصله، صبور و با تدبیر باشند و از نظر ظاهر نیز آراسته و تمیز و مرتب باشند که دانش‌آموز قطعا تحت تاثیر چنین معلمی قرار خواهد گرفت.

6- فلسفه اصول عبادی را برای نوجوانان و جوانان باید به خوبی و به طور مطلوب و جذاب بیان نمود و در مواقع دعا، دلیل علمی و روانی این درخواست‌ها و توسلات را باید گفت و نیز اثری را که این درخواست‌ها در اعمال ما می‌گذارند، توضیح داد. باید برای نوجوان تفهیم شود که دعا عامل سکون و بی‌تحرکی و ایستادن نیست، دعا عامل فریب و تخریب نیست، بلکه برعکس عامل حرکت است و او را به مقصد راهنمایی می‌کند و راه را به او نشان می‌دهد، هدف را معین می‌کند و امید‌بخش است، روح و روان انسان را صفا و جلا می‌دهد و او را به نیکی و سلامت می‌کشاند و مسیر حرکت و رفتن و جریان داشتن و شدن را به وی می‌نمایاند.

7- بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد و همچنین دیدار افراد سلیم النفس و پاک دل، مومن و متقی و عالم باعث می‌گردد که روح دینی و فطرت مذهبی آنها پرورش یابد.

8- و بالاخره عبور دادن منطقی نوجوانان و جوانان از احساسات خام مذهبی به بینش مذهبی که با تعقل و تفکر همراه باشد و کمک کردن به ایجاد ارتباط آنها با خدا، ارتباط آنها با خودشان، ارتباط آنها با دیگران، ارتباط آنها با جهان هستی و کشف حقایق ناشی از این ارتباطات که با چون و چرا و سوال و جواب به دست می‌آید، یکی از وظایف سنگین مربیان است.

والدین عزیز راه سختی در پیش دارید اما با توکل به خدا و سعی و تلاش حتما موفق می شوید و فرزندتان از نوجوانی به سلامت عبور خواهد کرد.



کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.