userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

طلبه امروز , qoranasemani9
طلبه امروز - 22:39 1388/10/29

ازدواج موقت راهکار یا بحران؟

به نام حق و حقیقت و دانای بی نهایت.

در کتاب ازدواج موقت به قلم خانم ساچیکوموراتا(نویسنده ی ژاپنی) مطالبی در شناخت این راهکار دینی آمده:

 

موضوعات بسیاری است که شرقیان، آن را دلیل عقب ماندگی خود دانسته و به دور انداخته اند و یا لااقل توجهی به آن ندارند، ولی متفکران غربی، پس از تحقیقات و بررسی های زیاد در تاریخ گذشته و مشاهده واقعیت های اجتماعی کنونی، بدین نتیجه رسیده اند که همان امور، کلید حل مشکلات امروزی است[1]

در مغرب زمین به اصطلاح امروزی، آخرین مد ازدواج، ازدواج قراردادی است؛ به این معنا که زن و مرد با هم توافق می کنند و برای مدت معینی ازدواج می نمایند در حالی که در سرزمین شیعه مذهب، متعه را به دست آویز تساوی زن و مرد، کم کم و به تدریج از بین می برند و نکته قابل توجه در این قضیه آن است که در نتیجه تساوی زن و مرد و آزادی کامل زن در مغرب زمین، ازدواج قراردادی به وجود آمده است.[2]

درحقوق مدنی غیر از مذهب شیعه، ازدواج موقت به معنای اخص وجود ندارد، ولی در واقع، مردم به طور آشکار و یا به طور پنهانی ازدواج موقت می کنند و چون این از نظر قانون جایز نیست، پس مانند زناست و اگر بچه پیدا شد، بعضی زنان سقط جنین می کنند و یا اگر بچه متولد شد، بچه نامشروع خواهد بود.[3]

حالا ما بحثمون اینه که آیا این راهکار درست هست یا نه؟



[1] ازدواج موقت /ساچیکوموراتا/سال 1358/پیشگفتار

[2] ازدواج موقت /ساچیکوموراتا/سال 1358/ ص85

[3] ازدواج موقت /ساچیکوموراتا/سال 1358/ ص92

 

پیام مدیریت کلوب:

از دوست عزیزمان جناب  آقای  یوسف افلاكیان  تقاضا کردیم پاسخگوی این مبحث باشند

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 09:15 1388/12/6
48

با سلام به دوستانی که تا کنون در بحث متعه یا همون صیغه شرکت کرده و نظرات خود را چه موافق و چه مخالف ابراز کردند طبق قولی که به دوستان داده بودم بنده این بحث را با مدنظر قرار دادن نظراتی که عنوان شده است را جمع بندی میکنم.

مساله متعه از مسائل متیقن دین اسلام بوده البته با ادله کتابی و روایی که در این مورد وارد شده است (البته دوستانی که سعی در عدم ارتباط موضوع با محمول داشته اند یحتمل همان قضیه اجتهاد در برابر نص را گرفته اند)اما بعد فوت نبی مکرم اسلام توسط جناب عمر مورد حرمت قرار گرفت

اکثر مفسرین در مورد آیه 24 سوره نساء اذعان به این کرده اند که مراد از جمله "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ" متعه می باشد البته خودشان در این مورد هم ادله های فراوانی هم آورده اند.

فرق متعه با زنا که دوستانی بدان اشاره هم کردند:

*ازدواج موقت تفاوت چندانی با ازدواج دائم ندارد. درسته كه برخی احكامش از جمله ارث و نفقه با ازدواج دائم متفاوت است، ولی به هر حال نوعی ازدواج است و اتفاقاً راه حلی است برای كسانی كه شرائط ازدواج دائم را ندارند.

در ازدواج موقت رضایت زن شرط اصلی است اما می توان زنی را مجبور به زنا کرد .

* در ازدواج موقت اگر فرزندی متولد شود حلال زاده است در صورتی که در زنا اگر فرزندی به دنیا بیاید حرام زاده است.

 * در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است .

* ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس .

*کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود .

* اطاعت از امر خدا در ازدواج موقت ، بر خلاف زنا(البته این برای مومنین مهمه نه برای کسایی که  کاملا عقل گرا باشن)

* حلال زاده بودن فرزندی که متولد این ارتباطه و معین بودن سرپرستیش.

* رضایت طرفین. البته یه نکته رو هم با توجه به تحقیقات دانشمندان باید بگم و اون اینه که همون صیغه ای که بین زن و شوهر خونده می شه خودش اثر وضعی روی وجود طرفین و همچنین فرزندشون داره، که این مورد هم توی زنا نیست.

باید مدت آن معلوم باشد

 * چنان زنی در تمام مدت ازدواج موقت باید منحصرا دراختیار آن مرد باشد

*  باید مهر مشخص شود.

* مانند عقد دائم باید با عقد صحیح مشتمل بر ایجاب و قبول تحقق یابد.

* جدائی مرد وزن از یکدیگر با بخشیدن مدت عقد و یا با انقضای آن انجام می  گیرد.

 * پس از تمام شدن مدت یا بخشیده شدن باید زن عده نگهدارد که حد اقل چهل وپنج روز می باشد .

*  اگر از او صاحب فرزندی شد باید همانند ازدواج دائم مورد حمایت او قرار بگیرد وتمام احکام فرزند بر او جاری خواهد شد . و هیچگونه تفاوتی با فرزندان عقد دائم ندارد . در حالی که در فحشاء هیچ یک از این شرایط وقیود وجود ندارد

***آیا این دو را با یکدیگر می توان مقایسه نمود ؟ البته ازدواج موقت از نظر مسئله ی ارث (در میان زن و شوهر)  ونفقه و پاره ای از احکام دیگر تفاوت هایی با ازدواج دائم دارد.ولی این تفاوتها هرگز آن ها را در ردیف فحشا قرار نخواهد داد.

البته دوستان مخالف در این بحث فقط یک پست میزدند و دنبال بحث و مطلبی را که خود مرقوم کردند را نمیگرفتند اما اگر غیر این بود بحث بهتری داشته بودیم

اما باز باید اذعان کنم بحث متعه یکی از مسائل لاینفک دین اسلام است و امر اختیاری از هر دو طرف چه مرد  چه زن

این امر "متعه" در جریان برنامه های کلی اسلام در راستای مساله ازدواج است.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:15 1388/12/2
47
با سلام به همه دوستان گرامی که تا به حال در مورد این سنت(متعه) که هم دارای دلیل نصی هست و هم روایی شرکت کرده و دیدگاههای خود را ابراز کرده اند.
بنده قصد دارم این بحث را جمع بندی کنم لذا از دوستانی که حرفی و حدیثی در این مورد دارند قید کنند تا در نتیجه گیری که خواهیم داشت از آنها استفاده کنیم.
با آرزوی سربلندی برای همه هم بحث های گرامی
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 13:18 1388/12/1
46
با سلام
دوست گرامی پس آنچه به عنوان متعه در تاریخ اسلام ثبت شده و تا به حال موافقین و مخالفینی دارد که اظهرالشمس برادران سنی باشند پس با چی مخالفند.
آیا اینها این آیه را در مورد متعه قبول ندارن البته که معترف به این نیستند. از این گذشته پس جناب عمر اگر متعه را قانونی نمیدونسته پس چه کاری را البته در باب ازدواج به اصطلاح حرام اعلام کرده که البته در صحیح بخاری هم مطالبی در این مورد (اعلان حرمت متعه بوسیله عمر)آمده است.
در ثانی پس آنچه در این باب در عصر نبی مکرم اسلام بدان عمل میکردن چی میتونه باشه جناب اقبالی
فرهاد اقبالی , farhad_mehrad90
فرهاد اقبالی - 12:55 1388/12/1
45
نقل قول از : یوسف افلاکیان

نقل قول از : فرهاد اقبالی

با سلام خدمت آقا یوسف

 

من از همون اول گفتم معتقد نیستم که آیه مربوطه به متعه مربوط باشه.

خیلی واضح هم گفتم و هیچگاه قبول نکردم که اون ایه مربوط به متعه هست و دلایلم رو در ردش گفتم.

 

سلام
خوشحال شدم که بعد چند روز نظری از باب ادامه بحث نوشته ای
اما دوست گرامی اگر سطر آخر پست40 بنده را از نظر میگذراندی بهتر ایده خود را در این مورد اعلام میکردی!

دوست گرامی جناب اقبالی از مباحث شما بر می آید که معنی لغوی را زیاد در نظر گرفته باشید تا معانی دیگر را...
گرامی اگر اینجوری باشه که برخی از مسلمات اسلام سالبه به انتفاع موضوع میشود


باعرض سلام خدمت آقای یوسف افلاکیان

 

بنده ادعا نکردم همواره باید معنی لغوی را درنظر گرفت و لاغیر بلکه معتقدم اینجا دلیلی نداره غیر از معنی لغوی معنای دیگری اختیار بشه.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:48 1388/12/1
44
نقل قول از : فرهاد اقبالی

با سلام خدمت آقا یوسف

 

من از همون اول گفتم معتقد نیستم که آیه مربوطه به متعه مربوط باشه.

خیلی واضح هم گفتم و هیچگاه قبول نکردم که اون ایه مربوط به متعه هست و دلایلم رو در ردش گفتم.

 

سلام
خوشحال شدم که بعد چند روز نظری از باب ادامه بحث نوشته ای
اما دوست گرامی اگر سطر آخر پست40 بنده را از نظر میگذراندی بهتر ایده خود را در این مورد اعلام میکردی!

دوست گرامی جناب اقبالی از مباحث شما بر می آید که معنی لغوی را زیاد در نظر گرفته باشید تا معانی دیگر را...
گرامی اگر اینجوری باشه که برخی از مسلمات اسلام سالبه به انتفاع موضوع میشود

فرهاد اقبالی , farhad_mehrad90
فرهاد اقبالی - 11:50 1388/12/1
43
نقل قول از : ✿ دلداده ✿ .

نقل قول از : فرهاد اقبالی

با سلام خدمت آقا یوسف

 

من از همون اول گفتم معتقد نیستم که آیه مربوطه به متعه مربوط باشه.

خیلی واضح هم گفتم و هیچگاه قبول نکردم که اون ایه مربوط به متعه هست و دلایلم رو در ردش گفتم.

 

آقا فرهاد به فرض اینکه ما هیچ آیه ای در قرآن در مورد متعه نداشته باشیم که البته این با تفاسیر هم اهل سنت و هم شیعیان مغایر است.
آیا شما انکار می کنید که این سنت رسول خدا بوده و دیگران آن را کم و زیاد کردند؟
آیا انکار می کنید که اصول و فروع دیگری وجود دارد که همینطور تغییر کرده؟
آیا انکار می کنید که این اسلام آقایان وهابی و طالبان اصلا اسلام نیست؟
آیا انکار می کنید که آقایان با خرد خودشان یک دین دیگر تراشیدند و از آن دین و آیین فاصله گرفتند؟
آیا انکار می کنید که حتی روش تبلیغ و دفاع پیامبر را به تخریب و تجاوز بدل کردند و امروز هم همان تجاوزات نظامی از افراطی ها به شکل احکام شرعی شان صادر می شود؟

من سوال اصولی تری دارم.
شما مذهب دارید، سنی هستید، شیعه هستید، شیخی یا صوفی یا قرآنی، کدامیک؟

ما بدانیم از کدام کتاب و مرجع برای شما حجت بیاوریم.

(پایین تر بحثی در مورد شهوت مطرح کردم که این ربطی به متعه ندارد و اساس ارتباط زن و مرد مورد توجه من بود و به تدریج خود نیز به آن پاسخ خواهم داد.)

یا علی

سوالی کردید که من مدتها بود دوست داشتم یکی ازمن پرسه اونهم این بود که ازم بپرسن برکدام مذهب یا دین معتقدی؟

من معتقدم مسئول کرده هرکس خودش هست نه دیگران به همین خاطر به هیچ مذهب و مسلکی پایبند نیستم چون به من ربطی نداره فلان کاری که عمر کرده یا فلان جنایتی که خالد کرده به خودشون مربوطه و کسانیکه طرفدارانشون هستن.

در شیعه همینطور به من ربطی نداره مثلا علامه مجلسی چرا فلان حرف را زده مسئول گفته هایش، خودش هست و در درجه دوم طرفدارانش.

من تنها به قرآن و عقل معتقدم و تعصبی هم ندارم .

فرهاد اقبالی , farhad_mehrad90
فرهاد اقبالی - 12:40 1388/11/28
42

با سلام خدمت آقا یوسف

 

من از همون اول گفتم معتقد نیستم که آیه مربوطه به متعه مربوط باشه.

خیلی واضح هم گفتم و هیچگاه قبول نکردم که اون ایه مربوط به متعه هست و دلایلم رو در ردش گفتم.

 

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 14:03 1388/11/18
41
نقل قول از : فرهاد اقبالی

نقل قول از : یوسف ...

سلام از ماست
اما در مورد موضوع مورد بحث باید ابتدا به ساکن عرض کنم که شما آیا هنوز آیه متعه را قبول کرده اید یا نه؟
دوست گرامی این چیزی نیست که بتوان به همین راحتی منکر ظاهر آیه شد اصلا دلیلی وجود ندارد که این آیه در مورد متعه نباشد نمیدونم شما دنبال چه دلایلی هستید دلیلی بهتر از نص آیه که خود اذعان به جواز متعه دارد!!(اجتهاد در مقابل نص هم که باطله تازه اصلا اجتهادی در کار نیست)
در مورد مطلبتون که:در پرداخت مهریه ما چهار روش داریم که در یکی بعد از دخول؛ دادن مهریه به طور کامل واجب میشه اما اگه دخول نشه و طلاق واقع شود مهریه نصف میشه
جناب اقبالی این مطلب در مورد عقد دایم جاریست نه موقت

در مورد مطلبتون که:
اگه به آیات بعدی هم توجه فرموده باشید می بینید که در ایه25 خداوند میفرماید که اگر نمی توانید با زنان آزاده مومن ازدواج کنید با کنیزان مومن ازدواج کنید و میگه ازدواج با کنیزان هم زمانی ضرورت داره که ترس از فساد وجود داشته باشه و در ادامه خداوند میفرماید که "اگر شکیبایی ورزید برای شما بهتر است..."

خوب آیه بعدی را ببینیم تا بهتر بتونیم بحث کنیم البته اگر مراد شما در جمله " وَ أَن تَصْبرُِواْ خَیرٌْ لَّكُمْ" باشد که ظاهرا هم چنین است جناب اقبالی
در این جمله 2  احتمال ذکر شده است:
بهر حال بهتر بودن صبر بنا بر احتمال اول- یعنى صبر از نكاح با كنیزان- از این بابت است كه صاحبان ایشان به شرحى كه در فقه ذكر كرده‏اند در خود كنیزان و در فرزندان ایشان حق دارند، (براى اینكه به فتواى عامه و در شیعه به فتواى بعضى از علما و از آن جمله علامه رحمة اللَّه علیه- در كتاب قواعد- در صورتى كه در ازدواج صاحب كنیز شرط كند كه هر چه از این كنیز فرزند برایت متولد شود برده من باشد، این شرط لازم الوفاء است، و در باره خود كنیز هم مالك حق دارد كنیز شوهر داده‏اش را به خدمت بگیرد، و حتى بفروش برساند، پس نهى از ازدواج با كنیزان از این بابت‏ها است).
و بنا بر احتمال دوم (یعنى صبر از ارتكاب زنا) بهتر بودن صبر روشن است، براى اینكه این صبر باعث تهذیب نفس و تهیه ملكه تقوا در نفس است، وقتى انسان خواسته نفس در عمل زنا را ترك كند چه ازدواج كرده باشد و چه نكرده باشد به تدریج نفسش داراى ملكه تقوا مى ‏شود (ترجمه المیزان، ج‏4، ص: 446)
اما در ادامه بحث باید در مورد این مطلبتون که فرمودید:

تصدیق بفرمایید که ایه 25 که در ادامه ایه ای که شما مدعی هستید در مورد متعه نازل شده ابدا سخنی از متعه به میان نمیاد حالا من از شما سوال دارم چرا به فاصله تنها یک ایه خداوند از ذکر متعه برای مقابله با فحشا خودداری میکنه.


جناب اقبالی (اگر این جمله آخریتون را یک خرده بازتر کنید بهتر میشود بحث کرد) اما بنده یک چیزی در این مورد بگویم: متعه یک تبصره بر امر کلی بنام ازدواج است و راه کاری در و بر شرایط خاص نه اینکه ابتدا و بر هرکسی لازم باشه اینکه عده ای هر وقت خودشان دلشان خواست و تفسیر به رای کرده و موضوع را بر خود با ادله شخصی بر خودشان جایز کردند دیگر آنها حکم الهی را نادیده میگیرند برادر 


با سلام

در مورد سوال اولتون فکر میکنم خیلی واضحه که من معتقدم ایه مربوطه یعنی آیه 24سوره نسا ربطی به متعه نداره.

در مورد ظاهر ایه فرمودید من فکر میکنم من کاملابه ظاهر توجه کردم و گفتم منظور از استمتاع بهره بردن هست اما شما سعی کردید استمتاع رو به متعه تعبیر کنید اما ایه بعدی روشن میکنه منظور متعه نیست.

جملاتی که بکار بردم فکر نمی کنم مبهم باشه خیلی روشن گفتم و احتیاجی به توضیح نداره.

با سلام
جناب اقبالی اولا ما باید این آیه که تا حالا هم برای شما مشتبه بوده  بین متعه و غیر متعه که "انتفاع و بهره بردن" باشه را معین و ثابت کنیم تا بعد
فکر کنم در این کلوب و در کلوبی باهم بحث کردیم در مورد اینکه آیه در مورد متعه است لاغیر اما نمیدونم چرا شما باز به اول برگشتید و همان ادعای اولی را جاری کردید.
خوب قاعدتا باید آیه اول یعنی آیه 24 سوره نسا را مورد بررسی قرار بدهیم تا ببینیم در مورد چی است:

وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ  كِتَابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ  وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم محُّْصِنِینَ غَیرَْ مُسَافِحِینَ  فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً  وَ لَا جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ  إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِیمًا حَكِیمً
ترجمه:
و نكاح زنان شوهردار نیز (براى شما حرام شد) مگر آن زنانى كه (در جنگهاى با كفّار، به حكم خدا) متصرّف شده‏اید. این حكم خدا بر شماست، و هر زنى غیر آنچه ذكر شد شما را حلال است كه به مال خود به طریق زناشویى بگیرید نه آنكه زنا كنید، پس چنانچه از آنها بهره‏مند شوید آن مهر معیّن كه حق آنهاست به آنان بپردازید، و باكى نیست بر شما كه بعد از تعیین مهر هم به چیزى با هم تراضى كنید (و بدانید كه) البته خدا دانا و آگاه است.

آیه بعدی  که آیه 25 باشه
وَ مَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن یَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن فَتَیَتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ  وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِكُم  بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ  فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ ءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ محُْصَنَاتٍ غَیرَْ مُسَافِحَاتٍ وَ لَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ  فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَینْ‏َ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَیهِْنَّ نِصْفُ مَا عَلىَ الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ  ذَالِكَ لِمَنْ خَشىِ‏َ الْعَنَتَ مِنكُمْ  وَ أَن تَصْبرُِواْ خَیرٌْ لَّكُمْ  وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ

ترجمه:
و هر كه را توانایى آن نباشد كه زنان پارساى با ایمان (و آزاد) گیرد پس، از كنیزان مؤمنه كه مالك آن شدید به زنى اختیار كند. خدا آگاه‏تر است به (مراتب) ایمان شما كه شما اهل ایمان بعضى از جنس بعضى دیگرید (و همه مؤمن و در رتبه یكسانید)، پس با كنیزان مؤمنه با اذن مالكشان ازدواج كنید و مهر آنها را به طرز پسندیده بدهید، كنیزانى كه عفیف باشند نه زناكار و رفیق و دوست ‏باز، پس چون شوهر كردند چنانچه عمل زشتى از آنها سر زند بر آنها نصف عذاب (یعنى حدّ) زنان پارساى آزاد است. این حكم درباره كسى است كه بترسد مبادا به رنج افتد، و صبر كردن براى شما بهتر است، و خدا بخشنده و مهربان است.

خوب بریم سر بحث دوست گرامی:
برای اینکار باید سراغ تفاسیر مختلف رفت تا ببینیم در مورد این آیه مثبت شده است:
1.مکارم:
....در قسمت بعد، اشاره به مسأله ازدواج موقت و به اصطلاح «متعه» كرده، مى‏گوید: «زنانى را كه متعه مى‏كنید مهر آنها را به عنوان یك واجب باید بپردازید» (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً)
قابل ذكر است كه اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر قطعى است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادى در باره نسخ شدن آن در دست نیست. برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 390

2.طباطبایی در المیزان
و بدون شك مراد از استمتاع مذكور در آیه نكاح متعه است، چون آیه شریفه در مدینه نازل شده، زیرا در سوره نساء واقع شده، كه در نیمه اول بعد از هجرت نازل شده و بیشتر آیاتش بر آن شهادت مى‏دهد، و این نكاح یعنى نكاح متعه و یا بگو نكاح موقت، در آن برهه از زمان در بین مسلمانان معمول بوده، و در آن نیز هیچ شكى نیست- اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد-، حال چه اینكه اسلام آن را تشریع كرده باشد و چه از تاسیسات شارع اسلام نباشد،- بلكه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد- پس أصل وجود چنین نكاحى در زمان رسول خدا (ص) و در پیش چشم و گوش آن جناب جاى تردید نیست، و نیز جاى شك نیست كه در آن ایام نام این نوع ازدواج همین نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبیر نمى‏كردند، پس چاره‏اى جز این نیست كه جمله: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ) را حمل بر همین نوع نكاح نموده و از آن جمله این قسم نكاح را بفهمیم، هم چنان كه سایر رسوم و سنت‏هایى كه در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته مى‏شده آیات قرآن بر آن معناى معهود حمل مى‏شده، مثلا اگر آیه‏اى در باره حكمى راجع به یكى از آن اسما نازل مى‏شده آن عنوان را امضا مى‏كرده و یا رد و تخطئه مى‏نموده، یا در باره آن عنوان امر مى‏كرده و یا نهى مى‏نموده، چاره‏اى جز این نبوده كه آن اسما و عناوین را بر همان معانى معروف آن روزش حمل كنند، و هرگز سابقه ندارد كه با وجود چنین زمینه‏اى اسم نامبرده را بر معناى لغویش- كه در آن روز متروك شده بوده- حمل كرده باشند.
مانند كلمه (حج) و كلمه (بیع)، و (ربا)، و (ربح)، و (غنیمت)، و كلماتى دیگر از این قبیل كه یك معناى لغوى دارند و یك معناى معروف در بین اهل زمان مثلا كلمه (حج) در اصل لغت به معناى قصد كردن بوده ولى معناى معروفش در بین مردم عرب زیارت خانه كعبه بوده، و ممكن نیست كسى ادعا كند كه در قرآن كریم كلمه (حج) به معناى قصد است، و همچنین سایر عناوین قرآنى....

3.ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏5، ص: 102
ابن عباس، سدى و ابن سعید و گروهى از تابعان و اصحاب امامیه گویند: منظور عقد منقطع است. این مطلب واضح است، زیرا «استمتاع و تمتع» اگر چه در اصل بمعناى انتفاع و كسب لذت است ولى در عرف شرع، بچنین عقدى اختصاص دارد.
بخصوص هنگامى كه اضافه به «زنان» شود. بنا بر این معناى جمله این است: «هر گاه آنها را بعقد متعه درآوردید، اجرتشان را بپردازید» شاهد این است كه وجوب اداى مهر، بخود استمتاع، تعلق یافته است و مقتضاى آن این است كه خود عقد متعه، موجب مهر مى‏شود نه آمیزش و كسب لذت جنسى.

دوست گرامی جناب اقبالی از مباحث شما بر می آید که معنی لغوی را زیاد در نظر گرفته باشید تا معانی دیگر را...
گرامی اگر اینجوری باشه که برخی از مسلمات اسلام سالبه به انتفاع موضوع میشود
شرمنده که یک خرده مطالب زیاد شد به بزرگی خودتون ببخشید

فرهاد اقبالی , farhad_mehrad90
فرهاد اقبالی - 12:30 1388/11/18
40
نقل قول از : یوسف ...

سلام از ماست
اما در مورد موضوع مورد بحث باید ابتدا به ساکن عرض کنم که شما آیا هنوز آیه متعه را قبول کرده اید یا نه؟
دوست گرامی این چیزی نیست که بتوان به همین راحتی منکر ظاهر آیه شد اصلا دلیلی وجود ندارد که این آیه در مورد متعه نباشد نمیدونم شما دنبال چه دلایلی هستید دلیلی بهتر از نص آیه که خود اذعان به جواز متعه دارد!!(اجتهاد در مقابل نص هم که باطله تازه اصلا اجتهادی در کار نیست)
در مورد مطلبتون که:در پرداخت مهریه ما چهار روش داریم که در یکی بعد از دخول؛ دادن مهریه به طور کامل واجب میشه اما اگه دخول نشه و طلاق واقع شود مهریه نصف میشه
جناب اقبالی این مطلب در مورد عقد دایم جاریست نه موقت

در مورد مطلبتون که:
اگه به آیات بعدی هم توجه فرموده باشید می بینید که در ایه25 خداوند میفرماید که اگر نمی توانید با زنان آزاده مومن ازدواج کنید با کنیزان مومن ازدواج کنید و میگه ازدواج با کنیزان هم زمانی ضرورت داره که ترس از فساد وجود داشته باشه و در ادامه خداوند میفرماید که "اگر شکیبایی ورزید برای شما بهتر است..."

خوب آیه بعدی را ببینیم تا بهتر بتونیم بحث کنیم البته اگر مراد شما در جمله " وَ أَن تَصْبرُِواْ خَیرٌْ لَّكُمْ" باشد که ظاهرا هم چنین است جناب اقبالی
در این جمله 2  احتمال ذکر شده است:
بهر حال بهتر بودن صبر بنا بر احتمال اول- یعنى صبر از نكاح با كنیزان- از این بابت است كه صاحبان ایشان به شرحى كه در فقه ذكر كرده‏اند در خود كنیزان و در فرزندان ایشان حق دارند، (براى اینكه به فتواى عامه و در شیعه به فتواى بعضى از علما و از آن جمله علامه رحمة اللَّه علیه- در كتاب قواعد- در صورتى كه در ازدواج صاحب كنیز شرط كند كه هر چه از این كنیز فرزند برایت متولد شود برده من باشد، این شرط لازم الوفاء است، و در باره خود كنیز هم مالك حق دارد كنیز شوهر داده‏اش را به خدمت بگیرد، و حتى بفروش برساند، پس نهى از ازدواج با كنیزان از این بابت‏ها است).
و بنا بر احتمال دوم (یعنى صبر از ارتكاب زنا) بهتر بودن صبر روشن است، براى اینكه این صبر باعث تهذیب نفس و تهیه ملكه تقوا در نفس است، وقتى انسان خواسته نفس در عمل زنا را ترك كند چه ازدواج كرده باشد و چه نكرده باشد به تدریج نفسش داراى ملكه تقوا مى ‏شود (ترجمه المیزان، ج‏4، ص: 446)
اما در ادامه بحث باید در مورد این مطلبتون که فرمودید:

تصدیق بفرمایید که ایه 25 که در ادامه ایه ای که شما مدعی هستید در مورد متعه نازل شده ابدا سخنی از متعه به میان نمیاد حالا من از شما سوال دارم چرا به فاصله تنها یک ایه خداوند از ذکر متعه برای مقابله با فحشا خودداری میکنه.


جناب اقبالی (اگر این جمله آخریتون را یک خرده بازتر کنید بهتر میشود بحث کرد) اما بنده یک چیزی در این مورد بگویم: متعه یک تبصره بر امر کلی بنام ازدواج است و راه کاری در و بر شرایط خاص نه اینکه ابتدا و بر هرکسی لازم باشه اینکه عده ای هر وقت خودشان دلشان خواست و تفسیر به رای کرده و موضوع را بر خود با ادله شخصی بر خودشان جایز کردند دیگر آنها حکم الهی را نادیده میگیرند برادر 


با سلام

در مورد سوال اولتون فکر میکنم خیلی واضحه که من معتقدم ایه مربوطه یعنی آیه 24سوره نسا ربطی به متعه نداره.

در مورد ظاهر ایه فرمودید من فکر میکنم من کاملابه ظاهر توجه کردم و گفتم منظور از استمتاع بهره بردن هست اما شما سعی کردید استمتاع رو به متعه تعبیر کنید اما ایه بعدی روشن میکنه منظور متعه نیست.

جملاتی که بکار بردم فکر نمی کنم مبهم باشه خیلی روشن گفتم و احتیاجی به توضیح نداره.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 22:04 1388/11/17
39
نقل قول از : فریبا .

نقل قول از : یوسف ...


با سلام
راستش برای ما هم جالبه که چرا حکمی که خداوند برای زنان تعبیه کرده را قبول ندارن
البته این حکم و 4 همسری در مواقع و با شرایطه اما اکثر دوستان بدون توجه بدان ابتدا به ساکن مخالفت میکنند.
بهتر از این اگر زنان جریاناتی که قبل از اسلام بر آنها روا بوده است توجه داشتند و میدونستند حداقل چنین برداشتی به اسلام نداشتند

درود
اقا یوسف من سایر پستها رو نخوندم اما نکته ای که در این پست نظرم رو جلب کرد اینجاست:

بهتر از این اگر زنان جریاناتی که قبل از اسلام بر آنها روا بوده است توجه داشتند و میدونستند حداقل چنین برداشتی به اسلام نداشتند
خوب بهتره قوانین اسلام از قبیل : دیه ی زن نصف مرد . ارث زن نصف مرد . تعدد زوجین برای مرد و... برای همون زنان در دوران خودشون اجرا بشه و نه الان! مگه شما نمیگید که نگاهی به وضعیت زنان در قبل از اسلام ال بوده بل بوده و اسلام درحقیقت با وضع این قوانین به زنان ان دوران ارج نهاده؟ خوب این قوانین فقط واسه زنان همون دوران ارج و ارزش به همراه داشته. با نظری به زنان عصر حاضر میبینید که تبعیت از اون قوانین فقط از منزلت زن میکاهد.
والسلام.

خواهر گرامی
دو مورد را در پست شماره 36 نادیده گرفته اید شما خوب بود به جای ایجاد مبحثی جدید فعلا موارد مذکوره را بحث میکردید تا ان شاالله به مراحل بعدی میرفتی؟!!
اولا نظرت و البته دلایلت را در مورد سطر اول پست بنده نگفتید؟
دوما اگر تاریخ قبل از اسلام را خوانده باشی حداقل میفهمیدی که اسلام آمده با احکام بازدارنده مقابل آنها ایستاده است نه اینکه آنها را تقویت کرده است.
مخصوصا در مورد حقوق زنان قبل از بعثت نبی مکرم اسلام را ببینید و با بعد بعثتش مقایسه کنید تا ببینید چه اتفاقی رخ داده است
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 11:14 1388/11/17
38
نقل قول از : نیلوفر دانش

سلام به آقایون بحث کننده

خیلی برام جالب بود که این بحث فقط بین آقایون دنبال میشه (این از نظر توجهشون به این قضیه هست)
ادامه بدین......
البته وقتی این بحثها طرف مقابل ازدواج رو نداره به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. (هر چند ممکنه از نظر جمع مردان مقبول بیافته!!!!!)

با سلام
راستش برای ما هم جالبه که چرا حکمی که خداوند برای زنان تعبیه کرده را قبول ندارن
البته این حکم و 4 همسری در مواقع و با شرایطه اما اکثر دوستان بدون توجه بدان ابتدا به ساکن مخالفت میکنند.
بهتر از این اگر زنان جریاناتی که قبل از اسلام بر آنها روا بوده است توجه داشتند و میدونستند حداقل چنین برداشتی به اسلام نداشتند

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 11:10 1388/11/17
37
نقل قول از : نیلوفر دانش

سلام به آقایون بحث کننده

خیلی برام جالب بود که این بحث فقط بین آقایون دنبال میشه (این از نظر توجهشون به این قضیه هست)
ادامه بدین......
البته وقتی این بحثها طرف مقابل ازدواج رو نداره به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. (هر چند ممکنه از نظر جمع مردان مقبول بیافته!!!!!)


سلام بزرگوار

  اگر شما هم نظری داشته باشید خوشحال می شویم بشنویم. و این باعث می شود در نتیجه گیری نهائی نظر شما هم ملحوظ گردد.

 

 

نیلوفر دانش , niloofar_dama
نیلوفر دانش - 10:59 1388/11/17
36
سلام به آقایون بحث کننده

خیلی برام جالب بود که این بحث فقط بین آقایون دنبال میشه (این از نظر توجهشون به این قضیه هست)
ادامه بدین......
البته وقتی این بحثها طرف مقابل ازدواج رو نداره به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید. (هر چند ممکنه از نظر جمع مردان مقبول بیافته!!!!!)

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 10:08 1388/11/17
35
نقل قول از : فرهاد اقبالی

یک توضیح کوچیک:اونجا که من گفتم پرداخت مهریه یادآور صنعت پرسود روسپی گری ست منظورم ازدواج موقت بود نه دائم من به هیچ وجه ازدواج دائم رو استثمار زن نمی دونم و اعتقادی به اعتقادات مزدکی و مارکسیستی ندارم.



سلام بزرگوار

   مهریه هم در ازدواج دائم و هم در ازدواج موقت وجود دارد و و ماهیت یكسانی دارند. ما نمی توانیم یكی را مطلوب و دیگری را مذموم بدانیم.

   ازدواج موقت تفاوت چندانی با ازدواج دائم ندارد و تنها تفاوتی كه دارد در  ارث و نفقه و زمان است. همانگونه كه در پست 27 اشاره شد.

 

محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 22:43 1388/11/16
34
نقل قول از : فرهاد اقبالی


آقای صدرا هم سخنانی گفتن که قابل تامل هست

 

1.من گفتم اگه کسی که متعه رو قبول نداشته باشه با استناد به این حدیث که آقای فتح الله  کاشانی در تفسیر منهح الصادقین آورده با این مضمون از قول امام صادق که:"متعه جزئی از دین ما و اجداد ما است.هرکس به آن عمل کند به دین ما عمل کرده و هرکس آنرا نپذیرد دین ما را نپذیرفته است...متعه امانی است از شرک...منکر متعه مرتد و کافر و قبول کننده ان موحد و مومن است..."کافره نگفتم که اگه انجام نده.

البته این که این حدیث درست هست یا نه باید روش بحث بشه من بعید میدونم شخصیتی مثله امام صادق همچین حرفی زده باشه.

اما به هرحال همونطور که دیدید این حدیث دستاویزی شده برای برخی تا مخالفین رو کافر و یا ناصبی بشمار بیارن.

 

2.من هنوز از برتری عقل بر دین یا برعکس حرفی نزدم و اصولا اعتقادی به اسلام ستیزی یا دین ستیزی ندارم و بحث روهم عوض نخواهم کرد من به شخصه به همه افرادی که مقدس به حساب میان در همه ادیان احترام میذارم هرچند نقد می کنم و حتی اگه لازم باشه دفاع هم میکنم چنانکه در همین محیط کلوب از اتهامی که به اسلام در رابطه با برده داری زده شد دفاع کردم در یکی از کلوبها اما تبعا انتقادهایی هم دارم اما با این حال احترام زیادی به مقدسات میذارم چه به پیروان اسلام چه پیروان مسیحیت و چه پیروان بهائیت یا هر دین و مذهب دیگری.

 



سلام  و عرض ادب و احترام

حدیثی که دکر فرمودین دقیقا دو نکته رو ذکر کرده عمل و عدم پذیرش یعنی به عمد از ذکر عمل نکردن پرهیز کرده پس اینطور نیست که اگر عمل نکند از مسلمان ها نباشه و سخن بنده هم دقیقا همین بود


سخنان شما برگشت به برتری عقل موجد بر عقل کاشف داشت که در مباحث درون دینی اینطور نیست و در مباحث برون دینی یعنی هنگامه پذیرش دین همینطور است

و چون بحث متعه پس از پذیرش خداوند به عنوان منبع کاملا صحیح است بنابراین بنده اون مطالب رو ذکر کردم

ضمنا در پست قبل ننوشتم و اینجا ذکر می کنم که بنده عمیقا حرکت ذهن شما در باب پذیرش عقلی دین و عدم پذیرش احساسی دین رو تحسین می کنم

اما خوب پذیرش دین و سنجش اون با عقل در مرحله ای قبلتر و در هنگامه پذیرش دین هست نه در مرحله عمل به احکام که قسمت دستور العمل هاست


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.