userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 16:27 1388/10/28

بی پرده و صریح در باب ولایت فقیه



ولایت فقیه چیست؟

ولی فقیه چه شرایطی رو باید داشته باشه ؟

اصلا مگه دموکراسی چه ایرادی داشت که ولایت فقیه رو روی این روش حکومتی بار کردند ؟

امام خمینی چرا ولایت فقیه رو مترقی ترین اصل قانون اساسی می دونه؟مگه ولایت فقیه اصلی دموکراتیکه؟

چرا در جامعه ای که اکثریتش مسلمانند باید احکام اسلامی پیاده بشه؟

مگه حاکم غیر فقیه چه ایرادی داره؟ اصلا ولایت فقیه با دموکراسی سازگاره؟

چرا جمهوری اسلامی که بیشترین آمار رو در تعدد انتخابات / سال داره در غرب تلاش میشه تا حکومتی مستبد معرفی بشه؟ مشکل اونها کجاست؟

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
محمد   , worst
محمد - 03:13 1389/04/20
331
نقل قول از : پتروگ پتروگ


درود و عرض ادب
بنده هم متقابلاً از طرز مباحثه ی حضرت عالی متعجب شدم که بیشتر به کلاس درس اخلاق شبیهه نه مباحثه! اگر خواهش بنده رو میپذیرید لطف بفرمایید در مورد موضوع و شاخه های مربوطه بحث کنید. بدون اینکه به سوالات و جواب های من در پست قبل پاسخی بدید فقط اشاره به اونچه که گویا خودتون دوست داشتید بفرمایید، داشتید!

اینکه ما در این بحث در پی چه هستیم کاملاً مشخصه دوست گرامی. بنده در چندین پست گذشته از دوستان خواهش کردم در مورد نظریه های ولایت فقیه عزیزانی که انقلاب کردند صحبت بشه هیچ صحبتی نشد و جنابعالی در مقام پاسخگو به مطلب اختیارات ولی فقیه پاسخ دادید و بدون اینکه به جواب نگاهی بندازید دائم در حال کشف منبع هستید و گویا آنقدر این مطالب به گوش شما نا آشناست که گمان میکنید بنده این مطالب رو از خودم ساخته و پرداخته ام!

در مورد منابع مطالب عرض کردم که یک متخصص دینی البته و البته با سند چنین پاسخی ارائه کردند که اگر بدون سند چنین پاسخی دادند بهتره درگاه اینترنتی حوزه ی علمیه رو تخته کنند. ولی باز هم برای اینکه بجای تحلیل اصل کلام به فرعیات نریم گشتم و منبع رو پیدا کردم، سایت جناب آقای خامنه ای در جواب به سوالات شماره ی 57 و 60 که ایشون میفرماین تغییر احکام شرعی موارد مختلفی داره (که گویا همون مواردیه که بنده ارائه کردم ) و در سوال 60 میفرماین که تغییر احکام بعد از وفات پیامبر با شرایطی که ذکر فرمودن نسخ محسوب نمیشه و تعبیر دیگه ای روی این قضایا ارائه دادن:
http://farsi.khamenei.ir/treatise-content?uid=1&tid=8
اما در مورد سخنرانی جناب آقای مکارم شیرازی فرمودید فکر میکنم در باب اختیارات رئیس جمهور باشه و اگر نیست منبع رو معرفی کنید. نگفتید به هر صورت منبع رو معرفی کنید بنده هم عرض کردم با دقت بخونید مشخصه که در باب اختیارات ولی فقیهه! در مورد منبع این سخنرانی طبق نظر برخی در کتاب صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جلد دوم صفحات 1116-1113 و پس از آن موجود بوده که البته به لطف برادران عزیز جلسه ی روز 16 مهر ماه سال 58 به کلی حذف شده و چنین جلسه ای گویا اصلا وجود خارجی نداشته! البته اون سخنرانی زیاد مد نظر بنده نیست بلکه مطلبی که درش هست قابل توجهه!

با احترام بنده کوچکترین چیزی از این پاراگراف جنابعالی نفهمیدم، نه مفهومش و نه اینکه این پاراگراف رو در جواب کدام صحبت بنده ارائه دادید؟:

جالب است میفرمائیدعمل به تکلیف شرعی بسته به شخص اجرا کننده، به خودی خود مدیر و مسئول پدید میاورد )
ایا این کلام یک انتقاد است یا یک شعار ...مگر قران نخوانده اید که می فرماید :
یا ایهاالذین امنو اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم فان تنز عتم فی شی فردوه الی الله و الرسول ....(سوره مبارکه نسا ایه 59) اگر این سخن شما انتقاد نیست ...پس این دستور الهی مبنی بر 1- خدا 2- رسول 3- ائمه ...چه تعبیر و یا تفسیر دیگری دارد که ما به عنوان یک مسلمان باید تکلیف خود را انجام دهیم ...ایا غیر از این است ؟؟؟؟ جالبهکه دین را انطور که میخواهیم تفسیر میکنیم و نوشته اید : ( تمام اینها طبق کدام مجوزی غیر از مجوز اسلامی از نوع جمهوری اسلامی اتفاق افتاد دوست عزیز؟ ) دوست گرامی :
به یاد ایه ای از قران کریم افتادم که در (سوره مبارکه بقره ایه 194 :همه حرمت ها دارای قصاص میباشند )
   یا در (سوره مبارکه بقره ایه 178 و 179 _قصاص مایه زندگی است )
و جالب اینکه خداوند متعال برای شایعه ومیزان مجازات اندر (سوره احزاب ایه 60و 61 ) دستور دارد...
یا نگاه حضرت علی (علیه السلام ) به حکومت اسلامی و خبر ان برای ایندگان و ابراز محبت ایشان(نهج البلاغه)

در مورد اطاعت از خدا و رسول و ائمه بنده متوجه نشدم چه ارتباطی به بحث ما داشت و نمیدانم در کجا چنین چیزی را تکذیب کردم!!!
در مورد آیه ای که از سوره ی بقره ارائه دادید بنده متوجه نشدم منظورتون از ارائه ی این آیه چه بود؟ مفهوم آیه در وصف تجاوز به حریم مسلمانان معنا پیدا میکنه که هر تجاوزی کردند شما نیز اجازه ی تجاوز دارید. شما یک تکه از آیه رو برداشتید و حکم ازش صادر میکنید؟
در ضمن بنده نمیدانم شما عرائض بنده رو خوب نمیخونید یا اینکه حرفهای خودتون رو فراموش میکنید. نقل قول اول که از بنده کردید در جواب فرموده ی شما مبنی بر این بود که ما مجری و مدیر لازم نداریم بلکه باید به وظیفه ی شرعی عمل کنیم که بنده عرض کردم ولی فقیه به خودی خود مسئول برپایی حکومت اسلامیه و مدیر محسوب میشه (وظایف ولایت فقیه رو مطالعه بفرمایید) حالا شما علاقه دارید این مدیریت رو طور دیگری جلوه بدید حساب کار با خودتان!
در مورد نقل قول دوم که پاسختان هیچ ارتباطی با پاسخ بنده نداشت عرض نکردم چرا دروغ و غیبت قصاص ندارند عرض کردم با چه مجوزی مسائلی که مطرح کردم حکمشون تغییر داده شده! که بجای پاسخگویی آیات بی ارتباط ارائه میدید! لطفاً پاسخ سوالات رو واضح ارائه بدید و از آووردن آیات بی ارتباط خودداری کنید. بنده فارسی سوال کردم شما هم لطف کنید فارسی و واضح پاسخ بدید که چطور این مسائل رو توجیه میکنید و تغییر این احکام که نص صریح قرآن هستند رو تغییر نمیبینید!

بنده نتیجه گیری نکردم جناب! عرض کردم باید دید این محدوده ی دخالت تا کجا ادامه دار خواهد بود! نمیدانم چرا بحث را به حاشیه میکشید!؟ و جالب اینکه دلزدگی دوستان را از پاسخگویی به گردن من انداختید! سوال بنده کاملاً واضح بود و بنده کمترین پست رو در این مطلب ثبت کردم و نمیدونم شما چطور صحبت از دلزدگی میکنید در حالی که کوچکترین پاسخی به سوالات اخیر من داده نشده و اصلا بحثی صورت نگرفته که دلزدگی بوجود بیاد! جالب تر اینکه بنده باعث دلزدگی شده م، چرا پاسخ دیگر افراد داده نمیشه؟ گویا آنها هم مثل من بحث میکنند و به کل همه ی منتقدین از فن مباحثه چیزی در بر ندارند!

دقیقاً منظور بنده از خط به خط مطالب رو اونطور برداشت میکنید که علاقه دارید پاسخگوی آن باشید. من نوشتم کاری با ایدئولوژی ندارم یعنی شما گمان کنید ایدئولوژی رو قبول دارم به رفتار و کردار دقت کنید و اونچه در حال حاضر مورد بحث ماست رفتار بوده، هرچند صحبت اصلی من سر وضع قوانین بود اما در مورد رفتار ولی فقیه در حال بحث هستیم که مرتبط با ایدئولوژی هست. در وصف ایدوئولوژی انقلاب اسلامی صحبت های کذب و دروغ بنیانگذاران انقلاب اسلامی موجوده که با یک مشت وعده وعید بی اساس و بی ریشه به مردم امید چه و چه میدادند. مصداق این ادعا تدوین اولیه ی قانون اساسی و 10 سال بعد تصحیح اونه که اختلافی ما بین زمین و آسمان میشه درش پیدا کرد.

موفق باشید و خواهش میکنم مرتبط با عرائض پاسخ بدید در غیر اینصورت بحثی نباشه بهتره
پتروگ پتروگ , 20far50
پتروگ پتروگ - 18:30 1389/04/19
330

ایاک نعبدو ایاک نستعین

 جناب اقای محمد با سلام و عرض ادب

    ممنون از پاسخ

 راستش از رویت پاسخ شما کمی متعجب شدم ...احتمال میدهم که شما در زمان پاسخ گوئی کمی ناراحت و ...بوده اید چراکه به راستی اینکه بخواهیم نسبت به برخی مسائل در اینجا گرو کشی و در بوته نقد و ...قرار دهیم و بحث را منفعل کنیم کمی به دور از انصاف و اخلاق مباحثه است که قائدتا میدانید که بحث و مباحثه خود شرایط و مراحل خود را میپذیرد ...ایا ما ااینجا در صدد نقد اعمال برگرفته در زمانهای ماضی هستیم (قوه قضائیه )؟...یا بنده به عنوان کارشناس این مبحث هستم ؟...به نظرم این فرار به جلو بود ...بنده از شما خواستم که چون کارشناس نیستم اگر مطلبی است مستندا ارائه شود و پشت ان تدلیل قرار بگیرد تا تحلیل و احساسی پاسخگو بودن ...مثلا دو عنوان که شما روی ان مانور دادیددر خواست  کردیم که سند انرا ارائه دهید :::

(در پست 323 نوشته اید که :::

(دستگاه ولایت فقیه مسئول برپایی و نظارت بر برپایی و اجرای دستورات اسلام در حکومت اسلامیه. در اختیارات این فقیه میخوانیم که برای حفظ نظام اسلامی و شرایطی که نظام در خطر باشه ولی فقیه اجازه ی تغییر احکام اولیه اسلامی رو هم داره! سوال بنده اینه، با تغییر حکم صریح و قطعی اسلام چه اسلامی در جامعه برپا خواهد شد؟ ایا غیر از یک اسلام سلیقه ای با توجیه حفظ نظام اسلامی خواهیم داشت؟ و آیا چنین چیزی در حکومت پیامبر و حضرت علی وجود داشته؟
قیودی هم ذکر فرمودن در این مورد:

1- به طور دل‏خواهی و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.
2- مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است، نه شخص ولی فقیه.
3- تنها مصالحی را می‏تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.)

بنده هم سئوال کردم این دستگاه ولایت فقیه که از ان سه نتیجه استخراج شده است ( مخصوصا بند اول )از کدام منبع است ؟؟؟؟ که نوشته اید :::

(بنده در سایت حوزه ی علمیه در جواب یک پرسشگر و پاسخ ارائه شده به اون شخص این اختیارات رو مشاهده کردم.)

یا درخواست کردیم منبع شما در مورد سخنرانی ایت الله مکارم از کجاست ؟(نوشته اید):::

(سخنرانی آقای مکارم تا جایی که از متن بر می آید در مورد اختیارات ولی فقیه است نه رئیس جمهور! و اقای مکارم اشاره دارند که ولایت فقیه رو میشناسند و آنرا تدریس کرده اند. یک بار با دقت بخوانید که بحث بر سر دخالت رهبری و ریاست کل قواست.)

جناب محمد به راستی من مزاح میکنم یا شما در حدی  هستید  که منابع رو هم قابل نمی دانید رائه کنید ، تا چه رسد به (پتروگ بایندوریان ) ...

جالب است میفرمائیدعمل به تکلیف شرعی بسته به شخص اجرا کننده، به خودی خود مدیر و مسئول پدید میاورد )

ایا این کلام یک انتقاد است یا یک شعار ...مگر قران نخوانده اید که می فرماید :

یا ایهاالذین امنو اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم فان تنز عتم فی شی فردوه الی الله و الرسول ....(سوره مبارکه نسا ایه 59) اگر این سخن شما انتقاد نیست ...پس این دستور الهی مبنی بر 1- خدا 2- رسول 3- ائمه ...چه تعبیر و یا تفسیر دیگری دارد که ما به عنوان یک مسلمان باید تکلیف خود را انجام دهیم ...ایا غیر از این است ؟؟؟؟ جالبهکه دین را انطور که میخواهیم تفسیر میکنیم و نوشته اید : ( تمام اینها طبق کدام مجوزی غیر از مجوز اسلامی از نوع جمهوری اسلامی اتفاق افتاد دوست عزیز؟ ) دوست گرامی :

به یاد ایه ای از قران کریم افتادم که در (سوره مبارکه بقره ایه 194 :همه حرمت ها دارای قصاص میباشند )

   یا در (سوره مبارکه بقره ایه 178 و 179 _قصاص مایه زندگی است )

و جالب اینکه خداوند متعال برای شایعه ومیزان مجازات اندر (سوره احزاب ایه 60و 61 ) دستور دارد...

یا نگاه حضرت علی (علیه السلام ) به حکومت اسلامی و خبر ان برای ایندگان و ابراز محبت ایشان(نهج البلاغه)

 

و در انتها نتیجه گیری کرده ای :

(البته باید در چنین بحثی محدوده ی دخالت همین روحانیت مورد بررسی قرار بگیرد که روحانی تا چه اندازه اجازه ی دخالت دارد که حتی آیت الله خمینی هم بهش اشاره داشتند که باید بیشتر و بیشتر بشود این محدوده!)

البت میدانید که مبحث ما در مورد این نتیجه گیری شما نبود ...که خوب ما برای ان هم جواب داریم ...(میبینید که بحث را بی جهت چنان باز میکنید وانواع و اقسام مطالب را میگوئید که به هیچ کدام از انها نمی رسیم ...من فکر میکنم اینطور بحث کردن در ادامه چیزی جز دلزدگی ندارد برای همین دوستانی که با شما وارد بحث شدند ادامه انرا بی نتیجه دانستند چراکه پراکندگی ان و تفهیم یک طرف به دیگران و اصرار بران زیاد است ...بد نیست اول مصادیق رو روشن و ایضا واضح به سئوالها پاسخ دهید و بعد اعلام کنید ::

(باقی پستتون چیزی برای پاسخ دادن نداشت و بیشتر به پند و نصیحت شبیه بود تا بحث)

و اما حرف اخر .......

جناب محمد نوشته ای::(در ضمن بنده هیچ توجهی به ایدئولوژی ولایت فقیه طبق نظر آقای خمینی و دیگر افراد ندارم.)

لازم به توضییح است که چه جالب ...شما به ماهیت کاری نداری به کیفیت کار دارید ...وقتی ماهیت چیزی را نمی دانید چطور با کیفیت ان در مخالفت هستید کمی این جمله شما عجیب نیست ؟؟؟

این اصرار شما که میگوئید که اقای خمینی در مورد حکومت و ولایت فقیه قصد اهتزار و دوری داشتند ...این اصرار را نمی فهمم شاید مسند تاریخی شما کمی مجهول است بد نیست سند تاریخی انرا هم به ما ارائه کنید که ما بفهمیم ...و این سئوال را داشته باشیم که چرا اقای خمینی نظریه (حکومت اسلامی و ولایت فقیه ) را چرا سال 42 ارائه دادند؟؟ و اصلا بدانیم چرا وقتی به ایران امدند یک سره به قم رفتند تا دولت موقت کار خود را انجام دهد؟؟ ...و چرا وقتی از پاریس به ایران می امدنند پیش نویس قانون اساسی که توسط یاران ایشان در پاریس تهیه شده است (اقای دکتر حبیبی) در ان به حکومت اسلامی و و لایت فقیه تصریح شده است ؟؟؟

جناب محمدلطفا با سند استد لال کنید ...

پیروز و سربلند



 




 

محمد   , worst
محمد - 18:56 1389/04/18
329
نقل قول از : پتروگ پتروگ


درود و عرض ادب

و عذرخواهی بابت تأخیر در جواب که به علت بی توجهی مسئولین محترم پاسخگویی به این بحث بنده سری به بحث نزدم و البته جای تعجب دارد که این بحث به دستان مبارک یکی از پاسخگویان ایجاد شده ولی کمتر توجهی به این بحث میشود!
بنده از پاسخ های جنابعالی استفاده خواهم کرد و گویا عدم حضور عزیزان پاسخگو در این بحث چیزی غیر از دلایلی بود که ارائه دادید!

عمل به تکلیف شرعی بسته به شخص اجرا کننده، به خودی خود مدیر و مسئول پدید میاورد و تعریف شما بیشتر به بازی کلمات شبیه است دوست گرامی. همونطور که در بحث های قبلی عرض کردم مثل سخنرانی آیت الله خمینی که گفتند روحانیت نقش ندارد بلکه ناظر است، و همین نظارت و همین باید ها و نباید هایی که ناظر اعمال میکند تحت تفکرات شرعی و فقهی صورت میگیرد و به نوعی حاکمیت بوجود میاورد. اینکه من طبق لیستی از قوانین وضع شده چه شرعی و چه فقهی باید و نباید هایی رو به شخص مسئول دیکته کنم معنای حاکمیت میدهد. البته باید در چنین بحثی محدوده ی دخالت همین روحانیت مورد بررسی قرار بگیرد که روحانی تا چه اندازه اجازه ی دخالت دارد که حتی آیت الله خمینی هم بهش اشاره داشتند که باید بیشتر و بیشتر بشود این محدوده!

بنده در سایت حوزه ی علمیه در جواب یک پرسشگر و پاسخ ارائه شده به اون شخص این اختیارات رو مشاهده کردم.

شرایط خاص رو عنوان کردم دوست گرامی:
1- به طور دل‏خواهی و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.
2- مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است، نه شخص ولی فقیه.
3- تنها مصالحی را می‏تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.

حتماً مزاح میفرمایید دوست گرامی. شما حتماً میدانید و هر انسانی که در این مملکت زندگی میکند و ذره ای با اسلام و قرآن آشنایی دارد میداند. به بیان چند مورد اکتفا میکنم. مسأله ی حجاب. طبق نص صریح قرآن حجاب برای امنیت زنان مسلمان و شناساندن آنها به عنوان زنان پاکدامن نازل شد. در هیچ کجای تاریخ مشاهده نشده که پیامبر در صورت نداشتن حجاب زن مسلمانی به زور متوسل شده باشند چه رسد به زن غیر مسلمان! اما در جمهوری اسلامی ایران به رهبری همان عزیزان جدا از اینکه بر زنان مسلمان حجاب را به زور چوب و چماق اجبار کردند، که بر سر غیر مسلمان ها ریختند و به زور چادر اسلامی رو بهشون عرضه کردند و جالب از تر همه کشف حجاب رضا خان را دال بر مستبد و بی اخلاق بودن وی میدانند. دستان آستین کوتاه پوشان رو رنگ کردند و کروات ها قیچی کردند. به هر کس و ناکس غیر همنجس که رسیدند درباره ی نسبت خانوادگی ازشون سوال کردند و بردند و زدند و محاکمه کردند. تمام اینها طبق کدام مجوزی غیر از مجوز اسلامی از نوع جمهوری اسلامی اتفاق افتاد دوست عزیز؟ در کجای قرآن برای زن بی حجاب حد در نظر گرفته شده که این حکومت چنان بر سر بی حجاب میتازه که هر کسی مسأله را نداند گمان میکند قاتل و جانی رو دستگیر کردند! نمونه ی دیگه حکم صریح قطع دستان دزد. چرا در کشور ما چنین قانونی اجرا نمیشود در حالی که نص صریح قرآن به این اشاره دارد؟ بنده به هیچ عنوان قصد دفاع از این حد رو ندارم و عقیده دارم که باید احکام و حدود اسلامی مرتبط با زمان وضع بشوند ولی چطور میشود که ما چنین حکمی را اجرا نمیکنیم؟ و یا بلعکس سنگسار زن زنا کار متأهل که در قرآن آیه ی صریح در نهوه ی برخورد با این دسته از زنان رو داریم و اگر بنا باشد حکمی تغییر کند باید طبق فرموده ی قرآن با آیه ی ای دیگر تغییر کند ولی در کشور ما حکم سنگسار در حال اجراست؟ قرار دادن مجازات های مختلف برای شخص روزه خوار نمونه ی دیگر. اینکه شخص رو بخاطر در دست داشتن بطری آب بازداشت و جریمه ی نقدی میکنند. و بسیاری از موارد دیگه که نیازی به بازگو کردنشون نیست چرا که گمان کنم برای شمایی که یک مورد هم در این 30 ساله مشاهده نکردید همین موارد کافی بوده باشد.

باقی پستتون چیزی برای پاسخ دادن نداشت و بیشتر به پند و نصیحت شبیه بود تا بحث! اگر مطلبی جا افتاده بفرمایید پاسخ بدم. در مورد سخنرانی آقای مکارم تا جایی که از متن بر می آید در مورد اختیارات ولی فقیه است نه رئیس جمهور! و اقای مکارم اشاره دارند که ولایت فقیه رو میشناسند و آنرا تدریس کرده اند. یک بار با دقت بخوانید که بحث بر سر دخالت رهبری و ریاست کل قواست.

در ضمن بنده هیچ توجهی به ایدئولوژی ولایت فقیه طبق نظر آقای خمینی و دیگر افراد ندارم. مثل این است که بنده بگویم ایدئولوژی حکومت سکولار دارای اشتباه است که بسیاری از کشورهای دنیا اون رو به کار گرفتند؟!؟! بنده در مورد تاریخ و وضع موجود و هسته ی اصلی بحث صحبت میکنم. ایدئولوژی ها به خودی خود زیبا هستند اما باید دید چطور اجرا میشوند.

موفق باشید
رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 11:00 1389/03/30
328

ایتدا باید کرد بنام خدای مهربان

سلام دوستان و سروران و خصوصا پتروگ بزرگ واقعا زیبا بود نه از باب اینکه پاسخ دوستمون رو دادی نه کلا محتوا رو میگم و منم میگم هر چیزی بر پایه اصولی بنا شده و اصول دین اسلام مشخصن و ولایت فقیه یکی از اصولی ترین اینهاست ...........
این برداشت منه .......
میدونی مشکل کجاست مشکل اینه ما فقیه را برای هوسها و امورات خود میخواهیم نه بقای اسلام .
امام زمان علیه السلام را برای دفع گرفتاری خود و ....
بزار یه روایت از خودخواهی های خود بگم :
در جائی خواندم که کسی آمد خدمت امام رضا(ع) و گفت: "آقا! کی می‌شود فرج شما برسد،‌ ما هم زیر سایه شما به فرجی برسیم! " امام (ع) فرمودند: «ذاک فرجکم انتم» این که شد فرج شما، «و اما انا» اما آنی که ما منتظرش هستیم و به او می‌گوئیم فرج. ‌الان می‌بینی که من دارم چگونه زندگی می‌کنم که تو می‌گوئی اینکه زندگی نیست و همه‌اش سختی است؟ این نسبت به‌ آن موقع، استراحت است. اگر فرج ما برسد، تازه شروع مشکلات و مصائب و بیدارخوابی‌ها و دوندگی‌ها و خطرها و ریسک‌ و فداکاری‌ها و بدبختی‌ کشیدن‌های ما برای مردم است. این فرجی است که ما انتظارش را می‌کشیم. فرج این نیست که نان شما چرب شود. "ذاک فرجکم انتم ".
پتروگ پتروگ , 20far50
پتروگ پتروگ - 01:44 1389/03/29
327

بنام خدای بصیرت و لطافت

 جناب محمد با سلام

 اولا بنده حقیر (به زعم درخواستی شما )یک متخصص در باب ولایت فقیه نیستم ...پس این اصل در بحث و مناظره از طرف شما محفوظ است که نسبت به پاسخ های من اشکال ،انرا رد ، یا شکل دیگری برخورد کنید ...چرا که به حق معتقدم که در شکل کلی ان دوستان دیگرتوان جوابگوئی را دارند حال اگر فاصله ای می افتد نه در شکل کار نقص از اطلاعات انهاست شاید وقت انرا به شکلی پیدا نکرد ه اند ،که خوب خودشان بهتر می توانند جوابگو باشند ....

و اما ...........................

در پست 323 فرموده باشید که :

دستگاه ولایت فقیه مسئول برپایی و نظارت بر برپایی و اجرای دستورات اسلام در حکومت اسلامیه. در اختیارات این فقیه میخوانیم که برای حفظ نظام اسلامی و شرایطی که نظام در خطر باشه ولی فقیه اجازه ی تغییر احکام اولیه اسلامی رو هم داره! سوال بنده اینه، با تغییر حکم صریح و قطعی اسلام چه اسلامی در جامعه برپا خواهد شد؟ ایا غیر از یک اسلام سلیقه ای با توجیه حفظ نظام اسلامی خواهیم داشت؟ و آیا چنین چیزی در حکومت پیامبر و حضرت علی وجود داشته؟

    __جناب اقای محمد در متن نوشتاری شما چند مطلب قابل تامل است که خواستم نسبت به ان پاسخ دهم

در اینجا باید این مطلب را اشاره کنم که دستورات اسلام و اجرای ان دستگاه و مسئول و مدیر نمی خواهد و تا حال هم نخواسته بلکه تکلیف شرعی ما است و برقراری و برپائی ان هم همینطور (اصل هشتم قانون اساسی )

 

اولا میشه بفرمائیید این (اختیارات فقیه )منبع ان را از کدام مرجع فقهی استخراج کردید ...که بنده نسبت به گرایش شما بیشتر واقف بشم .

وبعد اینکه ان شرایط  خاص را برای ما عنوان کنید که در (دور فلک)چرخش و تغییر احکام چطور میسر میشود ؟؟؟؟

یعنی اینکه سی سال است که از برپائی حکومت اسلامی به رهبری (اقای خمینی ) میگذرد ...هشت سال این مملکت با شرایط سخت و خطر ناک جنگ برخورد داشت ،بعد هم زمان فوت اقای خمینی ،بعد جنگ امریکا و عراق و غیره ....سی سال محاصره اقتصادی ،نظامی ، و غیره

سئوال: میشه  بفرمائید در دوران رهبری این دو بزرگوار ( اقای خمینی و اقای خامنه ای ) ان تغییر شرایط فقهی اسلامی کی رخ داده است ؟؟امکان دارد ما ندانیم و شما نمو نه ای برای ما بگوئیید ؟؟

مثلا اگر کسی در دنیا نسبت به پیامبر اکرم و ائمه اطهار جسارت کرد حکم او طبق موازین شرع چیست ؟؟وایااقای خمینی انرا تغییر داد؟

       اگر کسی سلاح به دست گرفت و در جامعه اسلامی مسلمانان را به جهت (فتنه ) هلاک کرد حکم قرانی ان چیست ؟؟وایا نظام اسلامی حکم شرعی و قططی قران را تغییر به سلیقه یا رای داد؟

      اگر احکام قطعی اسلام مثل (قصاص و حجاب و ...نقض و برعلیه ان قیام شد ...حکم مرجع فقهی چیست و حاکم شرع چه دستوری داده است (می دانید که همه اینها در تاریخ انقلاب مستندا موجود است و حتی در تاریخ اسلام که شما از ان سئوال کردید )

واما ....

نوشته اید ( اسلام سلیقه ای )

اجازه بدهید شما را هدایت کنم به این مطلب که تفکر حکومت اسلامی و ترجیحا (اسلام ناب محمدی )در دنیا چه حالت و مو قعیتی دارد ...(البت منظور نظرم شاخص های تفکر حکومت اسلامی و ایضا ولایت فقیه  اقای خمینی در جهان است ...توجه دارید شاخص )

اسلام و تفکر ایت الله خمینی در کشور ترکیه در زمان سکولار های نظامی و در زمان حال

اسلام و تفکر ایت الله خمینی در لبنان و فلسطین

اسلام و تفکر ایت الله خمینی در قاره امریکا

اسلام و تفکر ایت الله خمینی در قاره افریقا

وعاشقان اسلام ناب در کشور های اندونزی و ......

ایا دستورات سلیقه ای و اسلام گریزانه انها موجب جذب و اشاعه تفکر ایت الله شده است ؟؟؟

در اخر میخواستم شما رو رهنمون بدم به قسمتی از وصیت نامه سیاسی الهی اقای خمینی :

                 اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با بکار بستن ان سعادت فرزندان خود را در دنیا و اخرت

         و به بالاترین وجه تامین می کند و قدرت ان را دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد

        و انسانها را بکمال مطلوب خود برساند و مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیر توحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی

       و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی  دخالت دارد .....(وصیت نامه سیاسی اقای خمینی (بند 2)

امیدوارم بقیه این بند را خودتان مطالعه کنید ...چون فکر میکنم تا قسمتی از سئوالهای خودرا دران پیدا کنید ...

 در ضمن میخواستم اضافه کنم که در پست شماره 324 سخنان اقای مکارم در مورد اختیارات رئیس جمهور ایراد شده ...اگر اینطور نیست بفرمائیید منبع ان کجاست ...

پیروز و سربلند


 

 

محمد   , worst
محمد - 23:10 1389/03/20
326
سخنرانی فوق العاده زیبا و البته تا قسمتی تأسف بار آیت الله مکارم شیرازی در باب اختیارات ولایت فقیه:

نائب رئیس: آقای مکارم ، به عنوان مخالف دوم بفرمائید صحبت کنید.

مکارم شیرازی : بسم الله الرحمن الرحیم. بنده فکر می کنم مساله ی فرماندهی کل قوا ، هم یک بحث کلی دارد و هم یک بحث خصوصی. امروز بعداز ظهر در این موارد یادداشتی می نوشتم برای اینکه این اصل به عقیده ی قاصر من ، یک اصل سرنوشت سازی است و این اصل را خیلی مهم می دانم و فکر می کنم سرنوشت قانون اساسی ما تا حد زیادی به این اصل پیوسته است و تقاضایم این هست که آقایان هم صحبت بفرمایند. یک خرده روی این اصل با دقت بیشتری مطالعه و بررسی بفرمایند تا بهتر به جلو برویم. ما با وجودی که سابقه ی صحبت کردن خیلی زیاد دارم ، ولی فکر کردم در این اصل سرنوشت ساز، منحرف از مسیر نشوم و آن سخنانی که دارم ، بنویسم ، مخصوصا راجع به رهبری کل قوا ، و قسمتی هم کلیاتی است که منطبق می شود روی مساله ی رهبری کل قوا و میدانم این عرایضم برای بعضی از برادران عزیز شاید یک مقدار ناگوار باشد. تقاضا و خواهش می کنم به عنوان اینکه این اصل ، اصل سرنوشت سازی است و برای اینکه آزادی را هم رعایت کرده باشیم، اجازه بفرمائید من عرایضم را از این به بعد از روی نوشته بخوانم.

خدایا تو میدانی من به خاطر حمایت از آئین تو و بندگان تو این سخنان را می گویم . من می دانم اگر به مصلحت شخصی بیاندیشم ، باید حداقل در اینجا سکوت اختیار کنم ، زیرا حداقل آن این است که بعضی از دوستان حاضر از من می رنجند ، ولی من انشاالله از آن افرادی نیستم که بخاطر حفظ مصالح شخصی ، چشم از مصالح دین تو و بندگان تو بپوشم. ( همهمه ی نمایندگان )

نائیب رئیس ( بهشتی ) : از دوستان خواهش می کنم نظم جلسه را رعایت کنند . ایشان خواهش کرده بودند اجازه بدهید صحبتشان را بفرمایند.

مکارم شیرازی: بنده مطالبی یادداشت کرده ام که بخوانم . اگر اجازه میدهید میخوانم ، چون به عقیده ی من سرنوشت قانون اساسی به این اصل وابسته است. ( همهمه ی نمایندگان )

ربانی املشی: من نمی دانم چرا دوستان همهمه می کنند و نسبت به حرفهای آقای مکارم حساسیت نشان می دهند. اجازه بدهید صحبت هایشان را بگویند.

نائب رئیس: بار دیگر خواهش می کنم نظم جلسه را رعایت فرمائید. آقای مکارم ادامه بدهید.

مکارم شیرازی: اگر حوصله بفرمائید و تا آخر گوش بدهید ، خواهید این مطالب ، مطالب بدی نیست ، و من بی حساب و بی گدار به آب نمی زنم و صحبت نمی کنم.

هاشمی نژاد: اکثریت دوستان معتقدند که این سخنرانی ایشان سو اثر دارد.

مکارم شیرازی: نخوانم؟ چشم ، اگر اجازه نمی دهید نمی خوانم ، من به نظر شما و اکثریت احترام می گذارم. ( عده ای از نمایندگان: بخوانید آقا ، بخوانید ) چشم ، ولی من انشاالله از آن افرادی نیستم که بخاطر حفظ مصالح شخصی چشم از مصالح دین تو بپوشم. من این کار را نوعی شرک و بت پرستی می دانم. من آنچه را تشخیص داده ام ( میان خودم و میان تو ) ، میگویم ؛ این شنوندگان و برادران عزیز هر چه می خواهند فکر کنند من آماده ی پذیرا شدن هرگونه پاسخی در این راه ، از این دوستانم هستم. من میدانم هر یک از آقایان حاضر در گوشه ای از این مملک صاحب نفوذ و احترامند، نباید آنها را رنجیده خاطر کرد، ولی رضای تو بالاتر از همه ی اینها است و توحید از این ملاحظات دور است « کلما شغلک عن الله فهو صنمک » ، « هر چیز تو را از خدا دور کند، بت تو است » من این اصل را یک اصل سرنوشت ساز می دانم . من فکر می کنم اگر این اصل به همین صورت تصویب شود، آینده ی قانون اساسی در خطر است، آینده ی انقلاب و آینده ی خون شهیدان در خطر است ، و چیزی نمی گذرد که فاتحه ی بقیه ی اصول مفید و سازنده ی این قانون نیز خوانده خواهد شد ، به همین دلیل سکوت را جایز نمی بینم.عزیزان و سروران من، دلایل خودم را می گویم و از شما تقاضا دارم این اصل را اصلاح کنید و مورد تجدیدنظر قرار دهید. اما دلایل مخالفت من با این بند ، پنج چیز است.


1- من به ولایت فقیه روز اول رای موافق داده ام، الان هم می دهم و تا ابد رای خواهم داد. ولی راه پیاده کردن ولی فقیه این نیست. هیچکس نمی تواند بگوید بنده ولایت فقیه را نمی فهمم. تا حدود سی سال است در حوزه های علمی هستم و حدود دوازده سال است که در حوزه ی علمیه ی قم درس خارج یعنی دروس عالی میگویم. چند بار ولایت فقیه را درس گفته ام ، بنابراین از ولایت فقیه حتما چیزی می فهمم. بر همین اساس صریحا می گویم ما از نظر اسلامی دو وظیفه در این قانون اساسی داریم. اول اینکه قانونی بر ضد قوانین اسلام تصویب نشود . این هدف بحمدالله در اصل شورای نگهبان به خوبی تامین شد و دیروز هم با تاکید مجدد روی آن رای موافق دادیم. دوم اینکه رئیس جمهور که در راس تمام قدرتهای اجرایی قرار دارد اگر فقیه و مجتهد در مسائل اسلامی نیست، باید ماذون از طرف فقیه باشد. یعنی به عبارت کاملا روشن وقتی رئیس جمهور را مردم انتخاب کردند و رهبر پای آن صحه گذارد، باید کارهای مملک به دست او سپرده شود. اما اینکه رئیس جمهور هم منتخب مردم و هم مورد قبول فقیه و رهبر باشد…

فاتحی: آقا، ذات نایافته از هستی بخش – کی تواند که شود هستی بخش؟

نائب رئیس: آقای فاتحی چه کسی به شما اجازه ی صحبت میدهد؟ چرا نظم جلسه را رعایت نمی کنید ؟ من به شما اخطار نظامنامه ای می دهم.

فاتحی: اگر او فرمانده کل قوا نبود، چگونه این قدرت را به رئیس جمهور می دهد که قدرت و حکومت را خدا به فقیه داده ، نه مردم و نه ما ، ما از خودمان چیزی نمی گوئیم ، این خداست که این قدرت را به فقیه داده. ( عده ای از نمایندگان: آقای فاتحی چرا به نظم جلسه توجه نمی کنید؟ بگذارید حرفشان را بزنند )

مکارم شیرازی: اگر اجازه بدهید مطلب بعد از این روشن می شود.

نائب رئیس: آقای مکارم شما ادامه بدهید.

مکارم شیرازی: اما اینکه رئیس جمهور هم منتخب مردم و هم مورد قبول فقیه و رهبر باشد، باز هم کار دست او نباشد، معنی ندارد. هنگامی که علی(ع) مالک اشتر را برای حکومت مصر انتخاب کرد، تمام اختیارات مصر را به دست او سپرد ، نه اینکه تمام سرنخ ها را در دست خود نگهداشت . آقایان عزیز ، اگر رئیس جمهور منتخب مردم است، امین است و از طرف فقیه نیز حکم او امضا شده، چرا معامله ی یک فرد بیگانه و فرد غیرقابل اعتماد را به او می کنید و همه ی اختیارات را از او می گیرید؟

2- تنظیم کنندگان این اصل در چهاردیواری جو کنونی قرار گرفته اند و خیال می کنند همیشه مرد بزرگی مانند آیت الله العظمی امام خمینی بر سر کار است، در حالیکه شاید چندین قرن بگذرد که مردی با ویژگی ها و صفات عالی و شرایط مکانی و زمانی او پیدا شود که بتوان همه ی کارها را به دست او سپرد. این یک استثنا تاریخ است ، قانون اساسی را باید برای هر زمان و هر مکانی بنویسیم ، این مرد بزرگ نجات دهنده ی ایران از چنگال یک استبداد دوهزار و پانصد ساله است و حساب او از دیگران جداست. قانون اساسی یک مساله ی کلی است.

3-این اصل که نوشته شده با همین شکل و صورت در دنیای امروز اصلا قابل اجرا نیست و بزرگترین دلیل عدم صحت یک قانون، قابل اجرا نبودن آن است. درست فکر کنید؛ دشمن در داخل و خارج ما را متهم به استبداد می کند. ( یکی از نمایندگان: نگوئید استبداد، بگوئید حکومت فردی ) و ما را مخالف حاکمیت ملت معرفی می کند، به همین دلیل امام برای خلع سلاح دشمن دائما می کوشد کار مردم را بوسیله ی خود مردم انجام دهد. اما این ماده از قانون می گوید که همه ی سرنخ ها بدست ماست. این بهترین دستاویز برای دشمن است، آنها با همین سند خواهند گفت عده ای از علمای دینی در مجلس خبرگان نشستند و یک قانون اساسی که پایه های حکومت خودشان را تثبیت میکرد نوشتند و رفتند. شما را بخدا قسم این کار را نکنید . امروز ممکن است مردم چیزی نگویند اما فردا این قانون را کنار خواهند گذارد. بخدا این به صلاح اسلام نیست، به صلاح انقلاب نیست. ما حاکمیت ملت را در اصول گذشته تصویب کرده ایم کاری نکنیم که حاکمیت مردم یک شیر بی دم و سر و اشکم شود. ولایت فقیه را اگر درست پیاده کنیم، با حاکمیت مردم و اصل شورا کاملا سازگار است، اما اگر بد پیاده کنیم به این اصل شورا پایان می دهید و این امر قابل دوام نیست و به تعبیر فقهی خودمان « مصلحت امت و غبطه ی مردم مسلمان ایجاب می کند اختیارات مختلف را که دلیل شرعی برآن نداریم ، در خودمان متمرکز نکنیم که سخت موجب ابهام است ».

4-ملت ایران به جمهوری اسلامی نود و هشت درصد رای موافق داده و براساس آن رئیس جمهوری انتخاب خواهد کرد و با اکثریت به او رای خواهد داد. اما معلوم نیست رئیس جمهور با توجه به این اصل که نوشته شده است، چکاره است. تمام مسائل اجرایی بوسیله ی نخست وزیر و وزرا انجام می شود کارهای بالاتر هم که بوسیله ی شورای رهبری انجام می شود، بنابراین رئیس جمهور یک موجود معطل می باشد. پس بیایید یک کار منطقی انجام دهیم یک یا چند فرد از فقها کاندیدای ریاست جمهوری شوند ، وقتی مردم به آنها رای دادند تمام وظایف ریاست جمهوری را به عهده بگیرند، هیچ مانعی ندارد. اما هنگامی که فقهای ما ترجیح دهند که خودشان رئیس جمهور نباشند و خودشان به دیگری رای دادند و او را ماذون دانستند، مفهومش این است که می خواهند کارهای مملکت را به او بسپارند ، این درست نیست که فقها هم بخواهند دیگری را به ریاست جمهوری برگزینند و هم خود تمام اختیارات را داشته باشند. ولایت فقیه می گوید یکی از این دو را باید اختیار کرد، یا علی باید خودش به مصر برود و حکومت کند، یا مالک اشتر را با فرماندهی کل قوا به مصر بفرستد.

5- انگشت روی جزئیات می گذارم. شما می گوئید فرماندهی کل قوا همیشه به عهده ی فقها است. بنده عرض می کنم امروز که امام این وظیفه را به عهده گرفته ، شرایط فوق العاده ای در کار است. به علاوه عرض کردم حساب امام یک حساب مخصوص او است آیا شما می گوئید برای همیشه رئیس جمهور کسی باشد و فرمانده کل قوا دیگری؟ این درست به آن می ماند که علی علیه السلام مالک اشتر را والی و حاکم مصر کند اما به او بگوید فرمانده کل قوای مصر تو نیستی . ما باید بکوشیم مردم را با خود داشته باشیم اگر مردم با ما باشند همه چیز با ما است اما اگر مردم از ما جدا شوند، فرماندهی کل قوا نیز برای ما کاری نمی کند. امام یک سرباز نداشت و شاه مخلوع پانصد هزار سرباز داشت، اما چون مردم با امام بودند پیروز شد و چون مردم از شاه جدا بودند شکست خورد. آخرین تقاضای من این است سخن امام صادق(ع) را بخاطر بیاوریم که فرمود کسی که از وضع زمان خود آگاه باشد مورد هجوم مشکلات قرار نمی گیرد « العالم بزمانه لا یهجم علیه اللوا » پس کاری نکنیم که دیگران برنده شوند ، من ممنون می شوم که من را با دلیل قانع کنید تا به این اصل رای موافق دهم و یا لااقل در تصویب آن عجله نفرمائید یا اگر موافقید تنظیم این اصل را به عهده ی امام بگذاریم که مصداق اتم ولایت فقیه است و از همه ی ما خوشفکر تر و دارای وسعت ذهن و آگاهی بیشتر است. اللهم قد بلغت وظیفتی.

بعید میدونم ایشون هنوز بر سر حرفهای خودشون باشن
محمد   , worst
محمد - 21:37 1389/03/20
325
عرض ادب مجدد
دوستان متخصص دو سوال برای بنده مطرح میشه در باب ولایت فقیه!
دستگاه ولایت فقیه مسئول برپایی و نظارت بر برپایی و اجرای دستورات اسلام در حکومت اسلامیه. در اختیارات این فقیه میخوانیم که برای حفظ نظام اسلامی و شرایطی که نظام در خطر باشه ولی فقیه اجازه ی تغییر احکام اولیه اسلامی رو هم داره! سوال بنده اینه، با تغییر حکم صریح و قطعی اسلام چه اسلامی در جامعه برپا خواهد شد؟ ایا غیر از یک اسلام سلیقه ای با توجیه حفظ نظام اسلامی خواهیم داشت؟ و آیا چنین چیزی در حکومت پیامبر و حضرت علی وجود داشته؟
قیودی هم ذکر فرمودن در این مورد:

1- به طور دل‏خواهی و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.
2- مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است، نه شخص ولی فقیه.
3- تنها مصالحی را می‏تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنها نباشد.


در قید اول صحبت از مصالح اجتماع زده شده که به هر صورت تصمیم گیری در مورد مصالح بر عهده ی رهبری ست نه شخص دیگه. پس هیچ منعیتی برای رهبری ایجاد نمیکنه چرا که با دیدگاه شخصی و دستور انتهایی خود مصالح رو مشخص میکنه

در قید دوم هم که مسأله ی اول مطرحه، چه مصالح ولی فقیه چه مردم تفاوتی نمیکنه تصمیم گیرنده ایشون هستن

در قید سوم دقیقاً تعیین نشده چه مصالحی رو شامل میشه؟ آیا توضیحی در این قید موجوده یا این مورد هم بنا به صلاحدید رهبری تعیین میشه؟


اما سوال دوم نقل قول هایی از کتاب صحیفه ی نور هست:

روحانیت نقش دارد، در حکومت هم نقش دارد. روحانی نمی خواهد حاکم باشد، لکن می خواهد نقش داشته باشد، شما در همین قضیه رئیس جمهوری به ما پیشنهاد می کردند که، پیشنهاد کردند از اشخاص، حتی از دانشگاه به اینکه ما حالا بعد از مدت ها فهمیدیم که اطمینان به دیگران نیست. روحانی باشد من می گفتم نه، روحانی نقش باید داشته باشد، خودش رئیس جمهور نشود، لکن در ریاست جمهور نقش باید داشته باشد، کنترل باید بکند، آن به منزله کنترل یک ملتی است، یک مملکتی است، نمی خواهد روحانی رئیس مثلا فرض کنید که رئیس دولت باشد، لکن نقش دارد در آن، اگر رئیس دولت بخواهد باشد کذا، پا را کجا بگذارد این جلویش را می خواهد بگیرد. اینکه در این قانون اساسی یک مطالبی و لو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات  دارد و آقایان برای اینکه خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همه شؤون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه آنطوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است، هیچ کس ضرر نمی بیند. (1)

ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود، نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطائی بردارد، نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطائی بکند، نظارت کند بر همه دستگاه ها، بر ارتش که مبادا یک کار خلافی بکند. (2)


در نقل قول اول مشاهده میکنیم که گفته میشه روحانیت نقش دارد نه حاکمیت! یعنی روحانیت قرار نیست تصمیمی بگیرد و حکمرانی کند بلکه باید نظارت داشته باشد! به نظر میاد (فعلاً به نظر میاد ممکنه من اشتباه میکنم) بازی با کلمات صورت گرفته. نظارت زمانی مطرح میشه که قانون و حکمی پشت نظارت وجود داشته باشه و به بیانی ساده تر میزانی برای درستی ها و نادرستی ها وجود داشته باشه! اما ناظر کیست؟ یک شخص روحانی که به احکام اسلامی و فقه آگاهه! نظارت یک شخص روحانی با در نظر گرفتن اسلام و فقه بر همه ی امور به چه معناست؟ آیا میشه معنایی غیر از حکمرانی روحانیت برای این نظارت تعریف کرد؟ آنجا که گفته میشود رئیس دولت اگر پا به چپ و راست گذاشت باید کسی (روحانیت) باشد که به او بگوید این رفتار از نظر شرع و فقه مشکل داره و باید اینگونه باشه! ایا این کنترل با توسل به فقه خود یک حکمرانی از نوع اسلامی نیست؟ و در جای دیگه میفرماین که روحانیت نباید در رأس حکومت یا دیگر پست های حکومتی و سیاسی باشد باید نقش داشته باشد! خب این چه معنایی میده؟ در حالی که در تصحیح قانون اساسی سال 68 ولی فقیه به عنوان حاکم مطلق معرفی و در رأس قرار گرفت و این قانون به تصویب رسید البته در زمانی که روح الله خمینی دار فانی رو وداع گفتند! اختیارات ولی فقیه رو مشاهده فرموده و به نقل قول بالا نیز نگاهی بیندازید؟ چندین روحانی در رأس کار قرار دارد و آیا ولی فقیه ناظر است یا حاکم؟ مسلماً اگر ولی فقیه رو ناظر معرفی کنیم توهین به شعور مخاطب کرده ایم!

و در نقل قول بعدی که مکمل نقل قول قبل خود است به صراحت گفته میشه ولایت فقیه ولایت بر امور است! عجب که این واژه ی حاکم به ناظر مبدل شده! آیا اگر این ناظر امری رو به هر دلیل و استدلال فقهی حرام اعلام کند احدی اجازه ی سرپیچی از آن را دارد؟ این چه ناظریست که معنای حاکم میدهد و هیچ مرجع بلند پایه ی دیگری به رفتار این ناظر نظارت ندارد؟ (با در نظر گرفتن مجلس خبرگان رهبری و مثلث معروف نظارت که بیشتر به شوخی شبیهه تا قانون نظارت)

و خواهش یا بهتره بگم انتقادی که از دوستان متخصص دارم اینه که به سوالات گزینشی پاسخ ندن. دوستان زیادی بعلاوه ی خود بنده سوالاتی در مورد نظرات دیگر انقلابیون نظیر شهید مطهری و ائمه و روحانیون دیگر نقل قول کردیم که پاسخی بهشون داده نشد!

1- صحیفه نور - جلد 11- صفحه 133- 8/10/58
2- صحیفه نور - جلد 10- صفحه 29- 9/8/58

محمد   , worst
محمد - 15:08 1389/03/19
324
عزیزان قرار بود نظرات شهید مطهری در باب ولایت فقیه مورد بررسی قرار بگیره!
رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 22:04 1389/03/15
323
سلام علیکم بما صبرتم
باید بگم که این حقیر قصد جسارتی نداشتم که تصور میره چنین برداشت شده  خب میدونی وظیفه ما هدایت شما و دیگران نیست چه خوبه خودت تحقیق کنی نه اینکه اینطور با چن کلام من و امثال من نتیجه گیری کنی و می دانی و میدانم که شما ها و امثال شما با کلامهای ما اصلا به نتیجه و توافق نخواهد رسید شما در این بحث شرکت نموده اید تا با افکار خود بحث را به بیراهه ببرید و بگفته خداوند سائیلین چند دسته اند و خیلی کمن اونایی که ذهن را پاک و بدون تفکر شرکت کنند تا چیزی یاد بگیرند کسی که بنام ایران و خاکش اغاز گر می شود اخر خودت بگو چه برداشتی میتوان کرد اصلا نگفتم تا شما پاسخ بدهید اصلا و بدان من نیز بفرموده قران میگم شما با دین و عقیده خودت و من نیز با عقیده خود چون خداوند قران را باین روشنی و بین فرستاده اگه یکمی خودتو در برابر قران قرار بدی مشکلات حل میشه ........در مورد فقه هم که فرمودی زحمت بکش مطالعه ای بفرما تا متوجه بشی فقیه کیست و کارش چیست ؟
التماس دعا از سایر دوستان .........

در جای جای قران اومده اکثر مردم ایمان بیار نیستن ....
اکثرهم عقل را بکار نمیبرند ...و نمیدانند عقل چیست ....
و ازین اکثر ها زیاد اومده ....
اگه به کتاب خدا و لایت چنگ بزنیم دیگر دچار هیچ لغزشی نمیشیم ...
میرسد روزی که فریاد برخواهیم اورد خدایا ما را بدنیا باز گردان تا اشتباهاتمون رو جبران کنیم ...
ولی دیر است ....

عاشقی نالایق , asheghenalayegh
عاشقی نالایق - 15:58 1389/03/15
322

به نظر من تا زمانیکه قرآن را معطل بگذاریم و رو به وصیت نامه و سفارشنامه این بزرگ و آن عالیمقام باشیم  وضع به همین منوال خواهد بود و تفرقه ها همواره گسترش خواهند یافت .

من با استناد به کلام الهی معتقدم که " واعتصموا بحبل الله جمیعا "

قرآن کتابی هدایت گر است که  در حوزه تفکرات یک سری انسانهای محدود در حوزه های زمانی و مکانی و شرایطی خاص نیست .

قرآن فراگیری و شمول بیشتری دارد تا سفارش و توصیه های انسانی .

سفارشات و مصلحت سنجی های انسانی کارکرد زمانی و مکانی و شرایطی دارند و تعمیم آنها به همه اعصار شاید ظلم باشد در صورتیکه قرآن کلام خدایی است که برای همه اعصار آن را هدایت انسان ها قرار داد

والسلام علی من اتبع الهدی

 

رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 15:25 1389/03/15
321

سلام خدمت دوستان
جنابان و عزیزان باید گفته بشه بکل به بیراهه رفته اید شما اصلا فقاهت را نفهمیده اید اگه اینطور بود باید میفهمیدید که فقیه هیچگاه دچار این لغزشها نمیشه اخه کدوم ادم بی سوادی که از اصول اولیه فقه اطلاع نداره میاد نقد بکنه ...
با توجه به حرفهای شما پس  اولین دیکتاتور خداست و بعد پیامبرانش و حالا هم ادامه دهنده این سلاسه .....چون خدا هم دستوراتی داده که اجازه نقد نداریم چرا ؟ چون عقل ناقص من و شما اصلا باین حرفا قد نمیده شاید داری میگی خب من که عاقلم اره جون خودت عاقلی اگه اینطوره مگه نباید یه ادم عاقل نقد کنه یا نظر بده یا تصمیم بگیره خب واسه من عقل رو معنی کن و بگو ببینم شما ها که اینگونه بی اساس سخن میرانید عاقلید ........
و بدان کسی که دو خط مینوسه و میخونه اصلا مشخص نیست چیزی میدونه بلکه باید بعمل ببنده وگرنه با دانستن چنتا اصطلاح و مواد قانون ادم دانا نمیشه مگه نخوندی خداوند فرموده خری که بارهایش کتاب است دانا نیست .....

محمد رضا صغیرا , rezasaghira
محمد رضا صغیرا - 01:49 1389/03/12
320
بسم رب المهدی

خدمت "زهرا خانم " گرامی سلام و عرض ادب دارم .

نمیخوام قسم بدم تنها از شما میخوام که وجدانا به حرفای امثال ما نیز با تفکر و بینش خودتون نگاه کنید تا هضم آن نیز آسانتر شود .

مطمئنا هیچ کس در این کشور با عقایدی اینشکلی سعی در افزایش طول عمر خود ندارد !
مطمئنا کسی با بیان این مطالب (عل الخصوص در کشور عزیزمون ایران) سعی در بالا بردن رتبه های امنیتی و کشوری و مالی و ... ندارد و  مطمئنا هییییییییییییییچ سودی برای امثال من (به شخصه) نخواهد بود !

اما.....
دقت بفرمائید که ما هم روی هوا حرف نمیزنیم !
ما هم شیعه ایم و ما نیز ذکر مقدس یا فاطمه الزهرا سرلوحه زبان و انشاالله عملمون خواهد بود و این نسبت های ناروا شاید بی انصافی محض بوده باشد که از طرف شما گفته میشه .


اما فرمودید مانند فلان گروهها ابراز عقیده شده است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

جای تعجب است واقعا !!!!!!!!

آیا شما به آیات ، روایات و سخنان علمای سلف تشیع و بیانات آنها که بنده عرض کردم و دیگر دوستان فرمودند دقت نکردید ؟

آیا خلط امثال آیت الله العظمی خوئی (ره) با امثال ریگی !!!!!!! در تفکر شما یکسان است ؟

آیا به همان نسبت که به "بن لادن" ملعون نگاه میکنید ، به شهید مطهری نیز.... !!!!!!

استغفرالله .

بنده به عنوان کوچک همه عزیزان یک درخواست دارم و آن اینکه به نزاع و محکوم کردن شخصیت واقعی و اعتقادات اصیل دامن نزنیم و تنها شکل و شمائل علمی و منطقی رو برای خودمون برقرار کنیم .

یا ع ل ی مدد




محمد   , worst
محمد - 23:14 1389/03/11
319
نقل قول از : زهرا خانم

... برای بقای عمر کثیفتان هر زمانی یا رنگ عوض میکنید یا در پشت سر ائمه (ع) مثل کفتار و شغال خودتان پنهان میکنید تا مردم را گول بزنید و چند صباحی بیشتر زندگی کنید.شک نکنید زندگی شماها مثل دوستان اونور آبتان که با وطن فروشی و خودفروشی ارتزاق میکنید چند صباحی نیست و سر انجام به اجداد اصلیتان یعنی ابوسفیان و شمر و خولی و عمروعاص و هایده خواننده محبوبتان و دیگر کفار و منافق میپیوندید.فعلا قهقهانه مستانه بزنید تا نوبت خون گریه کردنتان برسد.

درود
بنده عمیقاً در عجبم شما پیرو کدام مذهب و آئین هستید که به این راحتی هر اونچه که دلتون خواست به کسانی که مخالف افکار و فرمایشات سرکار (که ریشه ی عمیقی در مغالطات و فرافکنی داره) هستن وصله کنید. کفتار و شغال و وطن فروش و خود فروش و ...

با این حساب شما همه ی موافقین و مخالفین ولایت فقیه رو به اصحاب یمین و اصحاب شمال تشبیه کردید که هر کس مخالف با ولایت فقیه باشه به هر موجود و ناموجودی شبیهه الا انسان! و بلعکس امثال شما با پیروی از ولایت فقیه و طرز تفکری تقدس گرا نجات یافتگان و سعادت مندان عالمید. (خوشا به حالتان)

حتی خدا هم به بدترین قوم ظالمین تاریخ هستی چنین صفاتی رو با این صراحت نسبت نداده بود. اگر از زهرا خجالت نمیکشید از واژه ی "خانم" پسوند اسمتون شرم کنید
آرش   , kingarcher
آرش - 20:43 1389/03/11
318
دوستانی در مدح ولایت فقیه سخنان بسیاری گفته اند و من می خواهم چند جمله ای را از ویکیپدیا کپی کنم و قضاوت را به عهده دوستان بگذارم:

"دیکتاتوری نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:
  • در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.
  • به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.
  • نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
  • به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
  • فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
  • انحصار قدرت در دست یک نفر.
  • به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بستِ قدرت.

برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به‌زور به‌دست‌آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد."


"اصول فاشیسم

اصول اساسی فاشیسم که موسولینی برخی از آن‌ها را در دانشنامه ایتالیا در سال ۱۹۳۲ میلادی ابراز داشته بود عبارتند از:

  • ۱) عدم اعتقاد به سودمند بودن صلح
  • ۲) مخالفت با اندیشه‌های سوسیالیستی
  • ۳) مخالفت با لیبرالیسم
  • ۴) تبعیت زندگی همهٔ گروهها از دولت (توتالیتر بودن)
  • ۵) تقدس پیشوا تا سرحد امکان
  • ۶) مخالفت با دموکراسی (دموکراسی را بوالهوسی و خودپرستی می‌نامند)
  • ۷) اعتقاد شدید به قهرمان‌پرستی
  • ۸) تبلیغ روح رزم‌جویی
  • ۹) نظام تک‌حزبی"

"تمامیت‌خواهی یا توتالیتاریسم (به انگلیسی: Totalitarianism) اصطلاحی در علوم سیاسی است که برای توصیف حکومت‌هایی می‌رود که معمولا شش خصوصیت دارند:یک ایدئولوژی کلی،یک سیستم تک حزبی متعهد به آن ایدئولوژی کلی که معمولا توسط یک نفر رهبری می‌شود، دارای پلیس مخفی گسترده،انحصار در سلاح‌های مورد استفاده،انحصار وسایل ارتباط جمعی ، انحصار اقتصادی که ممکن است لزوما بطور مستقیم توسط حزب صورت نگیرد.

در این‌گونه حکومت‌ها دولت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.به تعریف سیاست‌دانان برجسته، یک دولت تمامیت‌خواه، می‌کوشد تا همه جمعیت زیر دست خود را برای تحقق بخشیدن به اهداف دولتی بسیج کند و فعالیت‌هایی که همسو با این اهداف نباشند؛ از جمله فعالیت‌هایی مانند تشکیل اتحادیه‌های کارگری، نهادهای مذهبی تأئیدنشده از سوی دولت یا احزاب سیاسی مخالف؛ تحمل نمی‌شوند. تمامیت‌خواهی مفهوم عامی است که مفاهیمی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم را نیز در برمی‌گیرد.افلاطون در جمهوری، حکومت توتالیتر را از بهترین انواع حکومت دانسته‌است.استالین واژه تمامیت‌خواه را برای توصیف حکومتش به کار برد. حکومت استالین در شوروی، حکومت ایران، هیتلر در آلمان، پولپوت در کامبوج، موسولینی در ایتالیا از مهم‌ترین حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند.

تعریف

نظامی سیاسی که در آن، حکومت تقریباً تمام جنبه‌های زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل می‌کند. رژیم‌های توتالیتر اغلب خودشان را با حفظ قدرت سیاسی، با استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی از راه رسانه‌هایی که عمده آن‌ها در انحصار دولت است، برقراری کیش شخصیت (مقدس کردن یک نفر در راس حکومت) محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیت ، استفاده از فضای سانسور و استفاده از تاکتیک‌های ایجاد رعب، مستقر می‌کنند.

علایم تشخیص یک حکومت توتالیتر[۵]

  1. . بسته شدن روزنامه‌های منتقد حکومت.
  2. . وجود سانسور شدید در تمام ابعاد، از جمله اطلاعات، رسانه‌ها، مطبوعات، کتاب.
  3. . زندانی شدن افرادی که از حکومت انتقاد می‌کنند.
  4. . پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر.
  5. . اقتصاد دولت مدار.
  6. . وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در راس حکومت.
  7. . شخصیت پرستی (مشركانه).
  8. . وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه چیز با آن سنجیده می‌شود.
  9. . سرکوب شدن حقوق اقلیت‌های سیاس‍ی، مذهبی، قومی.
  10. . قرار داشتن انحصار رسانه‌های فراگیر، از جمله رادیو و تلویزیون، در اختیار دولت.
  11. . دولتی بودن تمام نظام‌های ارتباطی، از جمله پست، تلفن، تلگراف و جدیداً اینترنت.
  12. . مقدس شماری آرمان‌های رسمی حاکمیت.
  13. . برخورد سبعانه و بی‌رحمانه با مخالفان حکومت.
  14. . محدود شدن آزادی‌های فردی، به ویژه آزادی بیان."
خوب حقیقت جامعه کنونی خود گویای همه چیز هست و شباهات چیزهایی که کپی کردم با جامعه کنونی بسیار زیاد هست.
آرش   , kingarcher
آرش - 20:33 1389/03/11
317
نقل قول از : زهرا خانم
جواب:جاهلیت آخرالزمان شماها را در:آتش زدن مسجد خدا-پارچه سبز علوی بر گردن سگ که از نجاسات است-حمایت خونخواران صهیونیسم از شماها-حمایت عبد المالکی ریگی خونریز از شماها-کشتن افراد عادی بی گناه در بمب گذاریهای سراسر کشور بدستان شما-حمایت مسعود رجوی خائن به ملت و کشور از شما-حمایت گوگوش خواننده فاحشه ازشما-کلا حمایت هر بی دین و مذهب و خونریز و شیطان پرستان از شماها و.... همه و همه از شبکه های ماهواره ای خودتان دیدیم و شنیدیم.در قرآن مجید صراحتا آمده است که سلاح منافقین و کفار در برابر مومنین خنده و تمسخر است.منتها تا وقت مرگ باور نمیکنند و میگویند ما اصلاح کننده امتیم ولی وقتی وقت مرگ آنها فرا میرسد.فریاد میزنند ای کاش خاک بودیم.(فیا لیتنی کنت ترابا).//شما برای بقای خود هر کاری میکنید که تا لباس حق بر تن باطلتان کنید و چند صباحی بیشتر زندگی کنید.یک روز در برابر حضرت علی (ع) قرآن بر سر نیزه میکنید.یک روز دختران دشمنان ائمه (ع) را به زور همسر امامان عزیزمان مثل امام حسن (ع) و امام رضا (ع) میکمید.یک روز وطن فروشی میکنید.یک روز ....یک روز با تصاویر موهن و یا جملات به پیامبر و قرآن توهین میکنید.و نکته آخر برای بقای عمر کثیفتان هر زمانی یا رنگ عوض میکنید یا در پشت سر ائمه (ع) مثل کفتار و شغال خودتان پنهان میکنید تا مردم را گول بزنید و چند صباحی بیشتر زندگی کنید.شک نکنید زندگی شماها مثل دوستان اونور آبتان که با وطن فروشی و خودفروشی ارتزاق میکنید چند صباحی نیست و سر انجام به اجداد اصلیتان یعنی ابوسفیان و شمر و خولی و عمروعاص و هایده خواننده محبوبتان و دیگر کفار و منافق میپیوندید.فعلا قهقهانه مستانه بزنید تا نوبت خون گریه کردنتان برسد.8->8->8->8->8->8->8->

حال شما خوبه؟ در صحت کامل عقلی هستید که پشت کامپیوتر نشستید؟وقتی که میگم این کشور جای ایرانی نیست بدلیل همین حرفها و فحاشی های شماست! ادب و اخلاق و تربیت هم از خمینی و خامنه ای و الله و قرآن و محمد و ائمه یاد گرفته اید نه؟

این جملاتی که شما نوشتید رو بنده به گونه ای دیگه نگاه میکنم. برای من نوشتن از جور و فساد دژخیمان فعلی که در راس حکومت است کار بسیار ساده ای است ولی خوب برای من هزینه ای بسیار بسیار گزاف دارد که شاید منجر به مرگ من بشود!!!
اما می توانم بگویم که شما دچار بیماری روانی پارانویا هستید که متاسفانه سران رژیم های دیکتاتوری هم از دستش بسیار رنج می برند.بحث سیاسی نمی خواستم بکنم ولی شما من رو مجبور می کنید برخلاف قوانین این کلوب به شما جواب بدم!
این جملات زیر که در وصف بیماران پارانوییدی هست رو از ویکیپدیا براتون کپی می کنم:

"امیل کریپلین (Emil Kraepelin ۱۹۲۹-۱۸۵۶) روانشناس آلمانی، در تلاش اولیه خود برای دسته بندی بیماریهای روانی، از اصطلاح پارانویای مطلق برای شرح حالت روانی ای استفاده کرد که توهم، جزء اصلی آن باشد اما این توهم هیچ صدمه و زوال آشکاری به سلامت عقل شخص وارد نکند و نشانه بیماریهای دیگری چون جنون زودرس (یا dementia praecox)، که اصطلاح قدیمی بیماری شیزوفرنی است، در آن نباشد. پارانویا، در معنای اصیل یونانی خود، به معنای دیوانگی است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). کریپلین با استفاده از این ریشه لغوی، نامی برای تشخیص افکار توهمی به وجود آورد. بنا به تعریف او هرگونه افکار توهمی، بدون احساسات خودآزارانه، در این دسته می‌گنجند. برای مثال کسی که دچار این توهم شده‌است که یک شخصیت مهم سیاسی یا ادبی است، می‌تواند در دسته مبتلایان به پارانویای مطلق بگنجد.

هرچند که اصطلاح پارانویای مطلق دیگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم یا Delusional disorder جایگزین آن شده‌است اما جدیدا، از این لغت برای شرح حالتی به کار می‌رود که شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسیار آزار می‌بیند زیرا:

  1. این شخص تصور می‌کند که صدمه یا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است یا قرار است رخ دهد.
  2. شخص تصور می‌کند که شخصی قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.

مثالهایی از پارانویای بالینی

به طور کلی و با استفاده بی قید و شرط از اصطلاح پارانویا، می‌توانیم بگوییم توهمات پارانویید می‌توانند شامل مواردی چون اینکه شخص تصور می‌کند تحت تعقیب است، مسموم شده‌است یا شخصی بسیار مهم (مانند یک شخصیت سینمایی، سیاسی یا ورزشی)، دورادور عاشق اوست. چنین توهماتی به عنوان جنون جنسی نیز شناخته می‌شوند. توهمات پارانویید معمول دیگر شامل این باور است که شخص خود را مبتلا به بیماریی تخیلی یا آلودگی انگلی می‌داند، یا اینکه باور دارد ماموریتی ویژه داشته و یا اینکه برگزیده خداوند است، یا اینکه اعمال وی توسط نیرویی خارجی کنترل می‌شود.

بسیاری از حکام مستبد، به پارانویا مبتلا بوده‌اند. برای مثال استالین نمونه بارزی از شخص پارانویید بوده‌است. این مورد می‌تواند سوال خوبی را به وجود بیاورد که در مورد استالین، در واقع دشمنان زیاد او توهم نبودند.

آیا این ممکن است که داشتن دشمنان زیاد، برای ابتلا به پارانویا کافی نیست؟ این مبحث، موجب بروز مباحث فلسفی فراوانی شده‌است که به این لطیفه نیز منجر شده‌است: « اینکه تو پارانویا داری دلیل نمی‌شود که کسی آن بیرون نخواهد تو را بکشد.»

بروز پارانویا در فرهنگ عمومی

در فرهنگ عامه امروز، پارانویا اشکال و روش‌های مختلفی برای ابراز خود پیدا کرده‌است از جمله :

• اعتقاد به اینکه قدرت خاصی دارند یا در یک ماموریت مخصوص هستند (هذیان عظمت) • تئوری توطئه یا اعتقاد به اینکه اخبار و وقایع کاملاً نامربوط، درواقع اجزا یک نقشه بزرگ و توطئه‌آمیز هستند. • تعقیب شدن توسط دشمنان قدرتمندی چون تروریست‌ها، بشقاب پرنده، سازمان‌های مخفی یا شیاطین • کنترل افکار توسط اشعه نامرئی و دستگاه‌های پیشرفته • ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اینکه بعضی مواد غذایی اصولا برای مسموم کردن بشر ساخته شده‌اند (مانند قند مصنوعی و آب‌های معدنی)"

باید به شما عرض کنم که شما دچار چنین بیماری شده اید!!! واقعا متاسفم چون سران و رهبرانتان هم که یک کشوری بزرگ را می گردانند هم دچار چنین بیماری خطرناکی هستند!

بنده پیرو هیچ گروه و عقیده و دین و مذهب و ایدولوژی و فلسفه و ... خاصی نیستم و تروریسم رو در هر صورتی چه جهاد باشه و چه کشتن مردم بیگناه و جنگ و... رو محکوم می کنم.تفکر من رعایت 30 بند حقوق بشر بطور کامل هست که کوروش کبیر پایه گذارش بود.مطمئن هستم که شما با این طرز فکر به حقوق بشر هم ایراد می گیرید ولی نمی تونید هیچ یک از بندهاش رو زیر سوال ببرید!!!!!!!!!

این حرفهایی که نوشتید در نگاه من یک سری پچ پچ هایی هستند کهدر گوش من زمزمه می کند!! من به این حرفها می خندم!!! برای من گفتن حقیقت بسیار کار لذت بخشی هست و کسانی که در مقابل حقیقت قد علم می کنند و شروع به گفتن چنین حرفهای می کنند برای من بسیار بسیار خنده دار و لذت بخش هست!! پس هر چه دل تنگت می خواهد بگو! هر گونه تندروی که میخواهی بکن تاریخ قضاوت خود را در مورد این 30 سال کرده است! قضاوت تاریخ و مردمان آینده را دیگر نمی توان عوض کرد.

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.