userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

حسن اشراقی , hasaneshrag
حسن اشراقی - 18:33 1388/10/16

داشتن عقیده چیزی شخصی است یا نه؟

داشتن عقیده چیزی شخصی است یا نه؟

اینكه من هر عقیده ای داشته باشم آیا به افراد دیگر مربوط هست یا نه؟ این مسئله ای است كه اگر مشخص شود بسیاری از مشكلات حل میشوند.

شنیدم در شوروی داشتن اندیشه و فكر مخالف حزب حاكم جرم بوده و برای خودش مجازاتی داشته. میخوام دوستان نظراتشون رو در این زمینه بنویسن

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 15:42 1389/11/10
153

منشااین تلقی غلطاروپائیان را عقیده و مذهب و تنزل مرتبه آن را دو چیز می توان یافت :

1. روانی و عکس العملی

نارسائی مفاهیم دینی واستبداد کلیسااز جمله اموری بوده که در این تلقی تاثیر داشته است . مسیحیت , براثر فاصله از سرچشمه اصلی خود و پیرایه های منفی که آن رااحاطه کرده بود تصویری که از مفاهیم دینی عرضه می کرد, تفسیری بود نارسا دینی عرضه می کرد, تفسیری بود نارسا و کودکانه و بدوراز حقیقت ،همانند ماله[ تثلیث] , که با عقل و منطق سازگار نبود, و یا مشابهت خداوند به مخلوقات و تجسم او, بگونه ای که خدائی را که کلیسا معرفی کرد خدائی بود دارای چشم و بین چشم راست او تا چشم چپش شش هزار فرسنگ فاصله . و دهها نمونه دیگر که سبب پیدایش بحثها و گفتگوها درباره صحت و سقم اندیشه های دینی , گردید.از طرفی استبداد کلیسا در قرون وسطی و برقراری دادگاههای تفتیش عقائد, هزاران قربانی بر جای گذاشت و ملیونهاانسان را به شکنجه گاهها برد.

کلیسا بهنگام حاکمیت خود عرصه را براندیشه گران تنگ کرد و دراین راه حق حاکمیت واظهار نظر در تمام اشیاء و پدیدها را برای خود محفوظ می شمرد. نه تنها خود را شارح و مفسر منحصر بفرد کتاب مقدس دانسته , که بالاتر, در مسائل غیر مرتبط به دستگاه کلیسا, آنچه مربوط به دستاوردهای علوم بشری است , اظهارنظر می کرد و جاهلانه همه آنها را مخالف کتاب مقدس می دانست بر اندیشه های دگم که بر پایه اندیشه های فلسفی کهنه شده استوار بود و ربطی به دیانت نداشت اصرار می ورزید. جاهلانه به دیانت نداشت اصرار می ورزید. جاهلانه بین علم و دین تضاد برقرار کرد و مخالفین را در جرگه بی دینان قرارداد و دراین راه از هیچ کوششی دریغ نورزید.

[در سال 1210, شورای کلیسا در پاریس قرائت کتاب ارسطو را, که درباره فلسفه طبیعی سخن می گوید, ممنوع و خواننده آن را به نام مرتد و شرک مجازات می کردند. و در سال 1215,! نماینده پاپ , دانشگاه پاریس رااز بحث و فعالیت از تمام مطالبی که در آن از متافیزیک و فلسفه طبیعی بحث می شود ممنوع می کند].

  آزادی اندیشه , پرفسور آلبرت بایر, .69

سختگریها و شکنجه های آنان حتی دامنگیر فرقه هائی از مسیحیت , که با نظرات کلیسا مخالف بودند, نیز شده بود.

[ در دادگاه تفتیش عقائد برای اقرار گرفتن از متهمین به اینکه[ هرتیک] هستند فرقه ای از مسیحیت به شکنجه های مرگباری دست می زدند و آنان را به ورقه های سیم های خاردار می خواباندند یا آنان را آنقدرازارتفاع بلند بر زمین سقوط می دادند تااز بین بروند بدنهایشان را با شعله هایشان می سوزاندند. حتی کودکان را وادار به شهادت علیه پدر و مادر خویش می کردند].

  آزادی اندیشه , پرفسور آلبرت بایر, .65


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:44 1389/11/9
152

آزادی عقیده

 

لازم است ابتداء به این نکته بپردازیم که آزادی عقیده به چه معنی ؟ و تلقی بشرامروزاز آزادی عقیده چیست ؟ پر واضح است که اسناد آزادی به عقیده صحیح نیست مگر به تقدیر یک مضاف که به اعتبار آن مضاف ,این مفهوم پیدا می کند. به عنوان مثال : این که می گوئیم انسان در عقیده آزاداست ممکن است یکی ازاین معانی زیراراده شود:

1. درانتخاب هر نوع عقیده آزاداست ,

2. در داشتن هر عقیده ای آزاداست ،

3. دراظهار عقیده آزاداست ,

4. در تبلیغ و نشر و دفاع از عقیده آزاد است .

مقصوداز آزادی عقیده به معنای رائج امروز آن عبارت است از آزادی انسان درانتخاب و داشتن هر نوع عقیده . آزادی عقیده به این معنی از فرهنگ اروپا و غرب اخذ شده است .اروپائیها مذهب و دین را به عنوان یک نیاز شخصی و وجدانی می دانند. می گویند:انسان به چیزی به عنوان مذهب برای سرگرمی نیازمنداست ,اما حالا چه باشد سلیقه ها متفاوت است , نباید کسی رااجبار کرد که به مذهب خاصی معتقد باشد.انتخاب عقیده همانند رنگ لباس و نوع غذا یک امر شخصی است وانسان هر عقیده ای را بخواهد می تواندانتخاب کند.این گونه طرز تفکر, عقیده و مذهب را نه به عنوان زیربنای حیات انسان و مهمترین مساله وجودی او بلکه همانند لباس پوشیدن وامثال آن از سنت های اجتماعی بشمار می آورد. قبل از پرداختن به نقد و بررسی لازم است به جستجوی منشااین تلقی برداشت از آزادی عقیده بپردازیم .


یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 12:23 1389/11/7
151

عقیده مذهبی

 

ایمان واعتقاد مذهبی از ریشه دارترین واصیل ترین چیزهائی است که بشر با آن روبرو بوده و می باشد.انسان از دیرباز بااین اندیشه دم ساز بوده است که پدید آورنده جهان پیرامون خود را بشناسد و خود را به وی نزدیک کند. خرافات وافسانه های منسوب به دین و همانند آن , نه دلیل بر بی پایگی دین که نشان دهنده ریشه داشتن این علاقه دراعماق جانهاست . تمام ابزاری که بشر تاکنون راه کشف حقیقت انسان به کمک گرفته براین مطلب شهادت می دهند. چه دانشمندان دیرین شناس و مورخین و جغرافی دانان ,این مطلب را دریافته اند که ازابتداء پیدایش انسان تاکنون , بشر با یک نوع پرستش همراه بوده واز دوران غارنشینی تاکنون ,از پرستش ی معبود جدا نشده است . فرید وجدی , در دائره المعارف خود می نویسد:

 

[ هر چه بیشتر بوسیله حفاری و زمین شکافی در بقایای پیشینیان جستجو کنیم می بینیم بت پرستی هویداترین مدرکات و معقولات آنهاست واعتقاد به یک مبدا همیشه همراه بوجود آمدن انسان متولد شده است]

دائره المعارف قرن العشرین , ماده وثن

 

روانکاوان و روان شناسان و کسانی که با روان انسان درارتباطند نیز به این مساله معترفند و گاه از آن به حس چهارم و یا عشق به پرستش یاد می کنند.اریک فردم دراین زمینه می گوید:

 

[ هیچ کس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت یابی و موضوعی برای دلبستگی خویش نخواهد... مساله بر سراین نیست که انسان دین دارد یا ندارد. بلکه این است که کدام[ دین] را دارد]

مقدمه ای بر جهانبینی اسلامی , نقل از کتاب دین و روان .

 

آنچه مسلم است و تحقیق آن را ثابت کرده این است که ریشه ین گرایش و اعتقاد, در سرشت انسان نهفته است , که در فرهنگ دینی به فطرت از آن یاد شده واز دلائل اثبات توحید شمرده شده است . مساله پرستش واقرار به آفریدگار جهان همیشه باانسان همراه بوده و چیزی نیست که بر انسان تحمیل شده باشد. قرآن کریم براین مساله تاکید داشته و دین داری رااز علاقات فطری انسان دانسته است


... فطره الله التی فطر الناس علیها ...

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 19:59 1389/11/6
150
واژه «عقیده»[1] و «حق آزادی عقیده»[2] در كنار حق آزادی مذهب در بیشتر اسناد بیان شده است، اما این اصطلاح نظیر آزادی مذهب مورد تعریف قرار نگرفته است. بطور كلی عقیده و اعتقاد مفهومی گسترده تر از واژه مذهب دارد. این واژه بیشتر به جهت جلوگیری از اختلافهای سیاسی بین كشورهای غربی و كشورهای كمونیست بعد از واژه مذهب در اسناد مربوطه به ویژه میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (1966) و اعلامیه جهانی حقوق بشر (1948) گنجانده شده است.
هدف این واژه‌ها این است كه هر دو دیدگاه معتقدان به خدا و منكران خدا و سایر رویكردهای موجود كه الگوهای مذهبی و مذهب را به رسمیت نمی‌شناسند، بطور یكسان و برابر مورد حمایت قرار دهد.[3]

[1] . Belief
[2] . Right to freedom of Belief
[3] . Natan lerner,Thenature and minimum standards of Freedom of Religion or Belief Facilitatating Freedom of Religion or Belief: A Desk book, Editors: Tore lindholm, w, Gole Durham,jr. Bahia G. Tahzib- lie,martins Nijhoff public shers, 2004,p.65.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 19:57 1389/11/6
149

با سلام به دوستان گرامی

بنده قصد دارم این بحث را هر روز و کلی تر برای دوستان و بزرگواران بازتر کنم

لذا دوستانی که موافق و مخالف  ذات حتی عقیده هستند چه  برسه به آزادی و غیر آزادی آن دعوت میکنم دوستانه بحث و گفتگو داشته باشیم

اول کار باید رفت سراغ معنی و مفهوم عقیده:



مفهوم عقیده

 

عقیده از ماده[ عقد] به معنای گره خوردگی است .


دراصطلاح عبارت است از وابستگی روانی به یک موضوع . در حقیقت وقتی موضوعی مورداعتقاد و ایمان قرار می گیرد روح آدمی دگرگون می گردد و آثار آن دراعمال و رفتارانسان ظاهر می شود.ان وابستگی روانی انسان در سخن نغزامام صادق(ع) این گونه تصویر شده است

 

ازاله الجبال اهون من ازاله قلب عن موضعه

 

جابه جا کردن کوه آسانتراست از جابجا کردن دهلی از تعلق گاه آن



 محمد ح , mohammad_630
محمد ح - 22:23 1389/08/23
148
نقل قول از : منتظر مهدی

با سلام و تشكر از ایجاد كننده این بحث بخاطر موضوع جالبش

صحیح این است كه عقیده در این دنیا چیز شخصی است البته با یك شرط:

1.اینكه اگر اعتقاد منحرفی داشت آنرا ابراز و تبلیغ نكند زیرا در این صورت باعث گمراهی دیگران خواهد شد،پس عقیده تا زمانی شخصی است كه شخص آنرا آشكار نكند و به تعبیر دیگر شخص با آشكار كردن و ابراز عقیده خود آنرا از شخصی بودن خارج می كند همچنانكه وسایل ما تازمانی شخصی هستند كه خود، آنها را در معرض استفاده دیگران قرار ندهیم.


 

مغلطه می فرمایید تشخیص اینکه یک اعتقاد منحرف است یا نیست با کیست؟ هر شخص خود می داند که  عقیده اش درست

است در غیر این صورت ان راه را نمی رفت و تلیغش نمیکرد .

 

 

منتظر  مهدی , ashna1
منتظر مهدی - 22:07 1389/08/23
147

با سلام و تشكر از ایجاد كننده این بحث بخاطر موضوع جالبش

صحیح این است كه عقیده در این دنیا چیز شخصی است البته با یك شرط:

1.اینكه اگر اعتقاد منحرفی داشت آنرا ابراز و تبلیغ نكند زیرا در این صورت باعث گمراهی دیگران خواهد شد،پس عقیده تا زمانی شخصی است كه شخص آنرا آشكار نكند و به تعبیر دیگر شخص با آشكار كردن و ابراز عقیده خود آنرا از شخصی بودن خارج می كند همچنانكه وسایل ما تازمانی شخصی هستند كه خود، آنها را در معرض استفاده دیگران قرار ندهیم.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 19:56 1389/07/7
146
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس؛
به راستی که پیامبران را با پدیده‏های روشن‏گر فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم به دادگری برخزیند و آهن را که در آن نیروی سخت و سودهای فراوانبرای مردم است پدید آوردیم»، (حدید، آیه 25)
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:48 1389/03/10
145
نقل قول از : شهبال م

نقل قول از : یوسف افلاکیان
 


درود

علاقه ای به ادامه ی این بحث ندارم

حس میکنم دارم گل لگد میکنم !

ببخشید  

 

 

 


با سلام

جناب شهبال حتما دلایلی در این کار دخیل بوده است!!

البته اختلاف عقاید نقش بسزایی در عدم نتیجه گیری و ادامه بحث داره و کسی هم نمیتونه منکر آن بشه

اما خواستم یک نقطه مشترک داشته باشیم تا در راس و حول ان بحث کنیم اما شما گرامی انگار زیاد تمایل از خود نشون ندادید

بهر حال بنده باز قائل به پست 129 هستم

و باز آرزوی موفقیت براتون دارم

 

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 00:28 1389/03/10
144
نقل قول از : شهبال م


درود

علاقه ای به ادامه ی این بحث ندارم

حس میکنم دارم گل لگد میکنم !

ببخشید  



سلام بزرگوار
  ممنون كه این مدت ما را تحمل فرمودید و در بحثهای این كلوب شركت نمودید. به هر حال هر كسی حق دارد به هر دلیلی بحث را ترك كند یا ادامه دهد.
برایتان سعادت دنیوی و اخروی آرزومندیم
موفق و سربلند باشید

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 09:45 1389/03/7
143
نقل قول از : شهبال م

نقل قول از : یوسف افلاکیان

 


درود

تمام صحبت ها و توصیف هاتون درون دینی و مربوط به احکام اسلامیه

و نمیتونه یک ملاک و دلیل قانع کننده برای ترکیب اسلام با سیاست و مدرنیته  باشه

هر دین و ایینی از نظر خودش صلاحیت رسیدن به جایگاه اختلاط با سیاست و حکومت رو داره و دلایل و فلسفه های بسیاری رو هم براش میتونه عنوان کنه

انقدر بهتون گفتم و دلیل آوردم و ازتون دلیل عمومی و علمی خواستم خسته شدم ! و چون شما نشون دادید که ید طولایی در تکرار مکررات دارید  پس بنده امیدی به این بحث ندارم و برای بار آخر خدمتتون عرض میکنم نظرات خود دین اسلام و دلایل مطرح شده اش فاقد ارزش برای اثبات این موضوعه که چه ایدئولوژی ای باید مبنا و خوراک سیاست و امور مدنی باشه

 

 

 

 


با سلام

تمام صحبت ها و توصیف هاتون درون دینی و مربوط به احکام اسلامیه

دوست گرامی پس شما نمیدونم دنبال چی هستید

این بمثابه این می ماند که یک فرد زرتشتی در احکام مختص به دزد در آیین زرتشت دنبال حکم شرعی در اسلان باشید

خوب این جاست که میگن سالبه به انتفاع موضو(وقتی مساله از ریشه باطل و نقض است چرا دنبال جوابی البته از نوع دلخواه بر آن باشیم واقعا نیت چیست)

اینجاست که مطالب و جوابهای طرف مقابل برای دیگری همان است که شما بهش میگید تکرار مکررات

که البته شما  باز با حرف های که زیاد بوی ناامبدی از بحث و کناره گیری را دارد میخواهی از بحث را رها سازی که زیادهم نمیتوان در فرجام خواهی آن آمد

انقدر بهتون گفتم و دلیل آوردم و ازتون دلیل عمومی و علمی خواستم

دوست گرامی حداقل ازتون انتظار داشتم که پست شماره 150 را با دقت و با تامل می خواندید و نظرتون را اعلام میکردی

اما شما با ادعایی که کردید انگار پست مذکور را از نظر محترم نگذراندید و  حرفای بعدی که زیاد جالب نبود

و باز منتظر تعامل شما در رابطه با پست150 مذکور هستم

موفق و شادکام باشید

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 09:32 1389/03/7
142
نقل قول از : شهبال م

نقل قول از : عــبـــدالــصـــمـــد مـــلـــکی

 

سلام بزرگوار
مشكل اینجاست كه شما دلائل خود را موجه و دلائل دیگران را غیر موجه و تكراری می دانید. بهترین كار آن است كه بدون شانتاژ یكدیگر و متهم كردن به بی دلیلی هر كدام از طرفین مطالب خود را بیان نماید و قضاوت با خوانندگان باشد. چون هرگونه اتهام بستن به طرف مقابل در حقیقت كتمان بی دلیلی خود است.



درود

نخیر بنده دلایل شخصی و مذهبی شما رو نا موجه نمیدونم یا اگر هم نا موجه بدونم در مورد این بحث اصلا بحث ناموجه بودنش مطرح نیست بلکه این بحث مطرحه که این دلایل نمیتونن موضوع فعلی رو ارضا کنن

من تو بحثم با جناب یوسف عنوان کردم که دلایل درون دینی اسلام نمیتونه دلیل خوبی برای این باشه که آیا باید اسلام با سیاست یک کشور ترکیب بشه یا نه

چون اگر اینگونه باشه باید نظر تمامی عقاید و ادیان و مسلک های دیگه رو هم جویا بشیم که مسلما هیچ ماست بندی نمیگه ماست من ترشه و همشون معتقدن بهترین حالت اینه که اون ها مبنای سیاست و حاکمیت باشن !

 

و هیچ اتهامی هم به هیچ بنی بشری نزدم . اگر میشه عین پست و صحبت من رو بیارید که به کسی اتهام بی مورد زده باشم



سلام بزرگوار
خوشحالم كه شما چنین قصدی نداشتید.
باید در نظر بگیریم كه دلائل درون دینی اسلام است كه  موجب می شود مردم و روشنفكران آن را برررسی نمایند و به این نتیجه برسند كه سیستم مناسبی برای اداره جامعه است.
   در ثانی دین اسلام متعلق به اشخاص نیست كه طبق تشبیه شما به ماست خود ترش بگویند یا شیرین، بلكه اسلام دینی است برای همه انسانها و برای سعادت آنها.


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 12:46 1389/03/6
141
نقل قول از : شهبال م

نقل قول از : یوسف افلاکیان

 


درود

تمام صحبت ها و توصیف هاتون درون دینی و مربوط به احکام اسلامیه

و نمیتونه یک ملاک و دلیل قانع کننده برای ترکیب اسلام با سیاست و مدرنیته  باشه

هر دین و ایینی از نظر خودش صلاحیت رسیدن به جایگاه اختلاط با سیاست و حکومت رو داره و دلایل و فلسفه های بسیاری رو هم براش میتونه عنوان کنه

انقدر بهتون گفتم و دلیل آوردم و ازتون دلیل عمومی و علمی خواستم خسته شدم ! و چون شما نشون دادید که ید طولایی در تکرار مکررات دارید  پس بنده امیدی به این بحث ندارم و برای بار آخر خدمتتون عرض میکنم نظرات خود دین اسلام و دلایل مطرح شده اش فاقد ارزش برای اثبات این موضوعه که چه ایدئولوژی ای باید مبنا و خوراک سیاست و امور مدنی باشه



سلام بزرگوار
مشكل اینجاست كه شما دلائل خود را موجه و دلائل دیگران را غیر موجه و تكراری می دانید. بهترین كار آن است كه بدون شانتاژ یكدیگر و متهم كردن به بی دلیلی هر كدام از طرفین مطالب خود را بیان نماید و قضاوت با خوانندگان باشد. چون هرگونه اتهام بستن به طرف مقابل در حقیقت كتمان بی دلیلی خود است.


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 21:01 1389/03/4
140

انسانها دارای افكار مختلفی هستند و خدا هیچ دو انسانی را خلق نكرده كه افكارشان صد در صد مطابق هم باشد. حتی اگر در موردی دو انسان عقیده مشتركی داشته باشند طرز بیان هر كدام از آنها منحصر بفرد است و عین هم نیست. این اختلاف عقیده و سلیقه و یا اختلاف بیان در اثر تفاوت شرایط و محیط اطراف افراد بوجود می آید و اگر انسانها بتوانند به این آگاهی برسند كه شرائط همدیگر را درك كنند و بر چگونگی پیدایش یك فكر و عقیده، اِشراف داشته باشند و یا حتی لحظه خود را در جایگاه طرف مقابل بگذارند بسیاری از مشكلات ناشی از سوء تفاهم ها از میان رفته سرعت كمال و پیشرفت انسان صد چندان می شود.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:52 1389/03/4
139
نقل قول از : شهبال م

نقل قول از : یوسف افلاکیان

با سلام
دوست گرامی
بنده گزیده ای را از پست 128 در پست شماره 146 گنجاندم تا در روان شدن بحث یارای ما باشد اما انگار مطالعه نفرمودین
اما در مورد نجوم و دین و غیره بنده منکر تفاوت ظاهری نیستم تا ادعاهای بعدی هم سوار بر ان شود و مشکل 2تا بشود
بنده اذعان کردم که مسئله باید از ریشه بررسی شود تا درادامه بحث که جریان حکومت هم داخل میشود بهتر و ایده آل تر نتیجه بگیریم
فقط همین
اما شما انگار مایل نیستید اول ذات دین و بعد فروعات آن مثل حکومت را برسی کینم (پستهاتون موئد این ادعا هستند)
دوست گرامی اسلام با سیاست جدا نیست علتش هم را میشود در اوائل پیدایش آن جستجو کرد


درود

من جواب پست 128 شما رو در پست بعدیش دادم و لزومی به تکرار مکررات نمی بینم

ضمنا نظر من دقیقا همینه که مایل نیستم برای بررسی امکان و وجوب قرارگیری یک پدیده در یک جایگاه خود اون پدیده رو کالبد شکافی کنیم و معتقدم قبل هر چیز باید اون جایگاه و پیش فرض ها و ویژگیهای اون جیاگاه بررسی بشه

و دلایلم رو هم برای این عقیده در پست 147 اعلام کردم . اگر مایل بودید بخونیدشون و انتقاد و ایراداتتون رو بگید

 

 

 


با اینکه این پستتون تعمیم پست قبلی هست اما یک قسمتش که یک سوال کلی درش وجود داره:

بهتر بود شما ثابت میکردید به چه دلیل لازمه قبل از اینکه ببینیم آیا دین باید در سیاست قاتی بشه یا نه ,  بررسی بشه که نظر خود دین در مورد سیاست چیه
را اینطور میشه بیان کرد:
با مروری کوتاه بر قوانین اسلامی و آیات قرآن روشن میگردد که اسلام دینی است جامع و همه سو نگر که تمام ابعاد زندگی انسان (فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی، مادی و معنوی) را در نظر گرفته و همان گونه که مردم را به عبادت و یکتا پرستی دعوت نموده و دستورات اخلاقی و مربوط به خودسازی فردی را دارد احکام و دستوراتی در مورد مسائل حکومتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و مربوط به اداره صحیح جامعه روابط بین‏المللی، حقوقی و... داراست و مقررات قضایی، حقوقی، روابط اجتماعی، مسائلاقتصادی، تربیتی و ... دارد و بدیهی است که اجرا و پیاده کردن چنین احکام و دستوراتی بدون قدرت اجرایی امکان پذیر نیست و حکومت دینی به معنای صحیح آن حکومتی است که جامعه را بر اساس قوانین الهی اداره کند و زمینه ‏های رشد و استعدادها و امکان رسیدن انسانها به کمال و ایجاد جامعه‏ای برین صالح و شایسته را برای مردم آماده کند و با فسادهای اخلاقی اجتماعی و ... مبارزه کند.قرآن کریم در وصف مردان الهی فرموده : «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاة و اتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور»، (حج، آیه 41)

 سیره و روش رسول اکرم(ص) نشان دهنده این است که دین از سیاست جدا نیست وخود آن ضمن تشکیل حکومت مسؤولیت اجرایی و قضایی آن را بر عهده داشت.
 
امیرالمومنین علی(ع) نیز حکومتی بر اساس عدل و اجرای دستورات الهی بنا نهاد و حکومت کوتاه‏مدت امام حسن(ع)، قیام خونین امام حسین(ع) و مشروع ندانستن حکومت‏های وقت از سوی دیگر امامان(ع) همه بیان کننده این واقعیت هستند که تشکیل حکومت از ضروریات دین اسلام است و آیات فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله:

1. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس؛ به راستی که پیامبران را با پدیده‏های روشن‏گر فرستادیم و همراه آنان کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم به دادگری برخزیند و آهن را که در آن نیروی سخت و سودهای فراوانبرای مردم است پدید آوردیم»، (حدید، آیه 25)

2. «یا ایها اللذین آمنوا کونوا قوّامین لله شهداء بالقسط؛ ای مؤمنان برای خدا برخیزید و به عدل و شهادت دهید»، (مائده، آیه 8)

3.«ولقد بعثنا فی کل امة رسولاً ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت؛ و به راستی در هر امتی پیامبری فرستادیم که خداوند را بندگی کنید و از بندگی طاغوت دوری جویید»، (نحل، آیه 36).
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.