| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
50
|
424
|
90/4/28 (14:33)
|
|
||
|
|
11
|
52
|
90/9/17 (18:47)
|
|
||
|
|
56
|
226
|
90/10/18 (15:58)
|
|
||
|
|
11
|
51
|
90/7/12 (20:38)
|
|
||
|
|
282
|
675
|
90/5/14 (16:06)
|
|
||
|
|
1441
|
3529
|
90/11/20 (23:00)
|
|
||
|
|
126
|
332
|
90/11/20 (22:17)
|
|
||
|
|
31
|
92
|
90/11/3 (20:37)
|
|
||
|
|
251
|
991
|
90/11/1 (12:08)
|
|
||
|
|
399
|
1129
|
90/10/14 (20:39)
|
|
||
|
|
44
|
88
|
90/10/14 (20:32)
|
|
||
|
|
857
|
2680
|
90/10/3 (18:38)
|
|
||
|
|
4
|
6
|
90/9/14 (10:07)
|
|
||
|
|
21
|
61
|
90/9/12 (09:14)
|
|
||
|
|
201
|
457
|
90/9/3 (22:58)
|
|
||
|
|
1347
|
2572
|
90/8/8 (07:19)
|
|
||
|
|
446
|
976
|
90/8/7 (22:17)
|
|
||
|
|
29
|
127
|
90/8/2 (22:40)
|
|
||
|
|
163
|
453
|
90/7/3 (20:55)
|
|
||
|
|
111
|
260
|
90/7/2 (10:21)
|
|


و هر چه باشد مغالطه اش از نسبیت كم است،فلسفه نخواندی قضاوت نكن پدر نسبیت را در فلسفه در اوردند و در اصل نسبیت هم علم به درد بخوری نیست
جناب این اخرین ارتباط من و توست چون می دانم كه با این هم بیدار نخواهی شد ، چون خودت را به خواب زده ای.







فلسفه مردانه بودن گفتمان قرآن چیست؟
پرسش:چرا در آیات قرآن همیشه آقایان مورد خطاب واقع می شوند، مثلاً در مورد نعمتهای بهشتی و حورالعین به خانمها توجه نمی شود؟
پاسخ:زبان قرآن عربی است و زبان عربی برخلاف زبان فارسی از دو نوع ضمایر مذکر و مؤنت برخوردار است. عربها در اموری که مخصوص زنان باشد، با واژگان مؤنت و در امور مخصوص مردان با واژگان مذکر بیان میدارند. به جز این دو مورد، در دو مورد دیگر، یکی در اموری که بین زنان و مردان مشترک باشد و دیگری در اموری که جنسیت در مورد آنها اصلاً مطرح نیست، مانند خدا و فرشتگان، از ضمایر و واژگان مذکر بهره میگیرند؛ یعنی در چهار حالت مذکور از الفاظ مذکر و تنها در یک حالت لفظ مؤنت بهره میگیرند. در عین حال در بعضی از موارد به لفظ نظر کرده و با توجه به لفظ، مؤنث یا مذکر آورده میشود، در حالی که از نظر جنس متفاوت با لفظ میباشند.
طبیعی است که هر کتابی بخواهد با این زبان نوشته شود، اگر چه کتاب الهی باشد، باید از قواعد آن زبان پیروی کرده و بر آن ساختار باشد.
بنابراین، قرآن به مقتضای این که به زبان عربی نازل شده است، با همین گفتمان سخن میگوید. همگام با قواعد عربی در سه حالت از ضمایر و واژگان مذکر و در یک حالت از واژگان مؤنث بهره میگیرد.
با این توضیح روشن میگردد که قرآن برای خویش گفتمان ویژه مردانه یا زنانه ابداع نکرده است تا در پی پاسخ به چرایی آن باشیم، بلکه زبان قرآن، زبان محاوره عربی است و قواعد و ادبیات و دستور زبان عربی در آن به کار رفته است.
جالب است بدانید در همین مورد قرآن به جهت خاصی که اشاره میشود، برخلاف سیره متداول و محاورات عربی که در امور مشترک بین زنان و مردان تنها به آوردن ضمیر و واژگان مذکر بسنده میشود، در سوره احزاب، آیه 35، از هر دو واژگان مؤنث و مذکر، آن هم به طور مکرر بهره گرفته است. مفسران در توضیح آن نوشتهاند:
" اسماء بنت عمیس" به پیامبر اسلام(ص) عرض کرد: چرا فضایلی که در قرآن به صورت جمع مذکر بیان شده است، در مورد زنان مطرح نیست، که به دنبال آن آیه مذکور نازل شد و در مورد یکایک صفات و فضایل اخلاقی با تعهد و تأکید به صورت دو جمع مذکر و مؤنث بیان گردید،(1) تا بدین طریق شبهه مذکور مرتفع گردد و کسی گمان نکند اگر به مقتضای ادبیات عرب در امور مشترک، از گفتمان مردانه بهره گرفته میشود، آن را از امور اختصاصی به مردان برداشت نکنند.
در این باره برخی از مفسران نوشتهاند: این آیه به یک حقیقت مهمی اشاره میکند و آن این است که آن چه در قرآن به صیغه مذکر آمده است، به مردان اختصاص ندارد، بلکه شامل هر دو جنس مرد و زن میشود. (2)
اما در مورد توصیف نعمتهای بهشتی و ازدواجهای بهشتی و حورالعین: همین سخن که در سطور فوق بیان شد، در توصیفات نعمتهای بهشتی و حورالعین جاری است؛ یعنی آنها شامل مردان و زنان میگردد، نه این که به مردان اختصاص داشته باشد.
توضیح: در قرآن از دو نوع نعمتهای بهشتی یاد شده است: یکی نعمتهای جسمانی مانند باغهای بهشتی، سایههای بهشتی، خادمان بهشتی، غذاها و نوشیدنیهای بهشتی، قصرها، فرشها، ظرفها، لباسها و زینتهای بهشتی، که همه شامل مردان و زنان میگردد. در این نوع نعمتها از حورالعین و همسران بهشتی یاد شده است که این هم شامل مردان میشود و هم شامل زنان. حورالعین مختص زنان و تنها لذتی برای مردان نیست.(3)
دیگری نعمتها و لذتهای معنوی و روحانی است، مانند خشنودی خدا، احترام ویژه، محیط صلح و صفا، امنیت و زوال خوف، دوستان همراه و رفیقان با وفا، نشاط فوق العاده درونی و نعمت هایی که در تصور نمیگنجد. همه این نعمتها بین زنان و مردان مشترک است.
در قرآن برخی از توصیفات بهشتی با خواستههای مردانه سازگار است، مانند "فجعلناهن ابکاراً" (4) اما متناسب با خواستههای زنانه بیان نشده است. علت این امر شاید این باشد که خداوند حکیم امور جنسی مربوط به زنان را در پرده عفاف و ادب زایدالوصفی قرار داده است. لفظ حورالعین که ظاهر آن اختصاص به مردان دارد، میتواند از این موارد باشد.
علاوه بر قرآن، در روایات پیامبر(ص) و امامان(ع) درباره خواستههای زنانه توصیفی نرسیده است که میتواند به علت رعایت عفت و حیا برای زنان باشد.(5) یا شاید این امور و چیزها آن گونه که برای مردان جذاب بوده و دارای اهمیت است، برای زنان نبوده و مسئله جنسی و زیبایی مردان برای زنان کم اهمیت تر از مسئله جاذبه زیبایی زنان برای مردان باشد؛ اما امور دیگری از مردان یا اوصاف دیگر بهشت برای زنان جذابتر باشد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1 - تفسیر نمونه، ج 17، ص 308.
2 - سید محمد تقی مدرسی، تفسیر هدایت، ج 10، ص 267.
3 - ناصر مکارم، پیام قرآن، ج 6، ص 261.
4 - واقعه (56) آیه 37.
5 - برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فصلنامه پژوهشهای قرآنی، شماره 25 - 26، ص 112 تا 131، نیز شماره 27 - 28، ص 394 تا 399.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=4916سلام
"اولا:كروی بودن زمین به ان شكلی نیست كه تو تصور می كنی كه مانند یك توپ همه جای ان صاف و بدون برامدگی و فرورفتگی باشد"
بله زمین کروی نیست و این رو البته دوستان مسلمان شما که هیچ چیزی از شکل زمین نمی دانند میگویند.زمین یک بیضوی هست که در دو قطب آن دارای پخی می باشد.من خودم تو دوران لیسانس درسی داشتم بنام ژئودزی که شکل و حرکات زمین رو در فضا مورد مطالعه قرار میداد
جناب بنده كجا گفته ام زمین كروی است یا بیضی، بنده جواب سوال شما را كه گفتی یك چیز كروی طول و عرض ندارد و یك سطح كروی به صورت كروی حشك می شود دادم.كه این كره ای كه شما تصور میكنید كه همه جای ان صاف و بدون برامدگی باشد در مورد زمین صادق نیست،زمین كروی یا بیضی یا هر چیز دیگری هست، و لی پستی بلندی دارد گودالهای بزرگی دارد، كه اب از ان گودالها هیچ وقت خشك نمی شود، اگر ابهای اولیه زمین از كنار ان گودالهای بزرك خشك بشود، دیگر كروی بودن برای ان خشكیها نمیشه فرض كرد، در اینصورت ان خشكیها باید با عرض و طول اندازه گیری بشه. مانند خشكیهای فعلی كه به صورت كروی نیستند، عرض و طول براش میگیرند. پس (مد الارض) بمعنای كسترش از حیث عرض و طول اشكالی ندارد.
دوست عزیز
. بنده. نه در مورد نحوه ای شكل گیری زمین حر ف زدم و نه گفتم كه زمین مانند فرش هست و نه از عرض و طول جغرافیایی حرفی زدم این از نفهمی توست كه حرفهای من را این جوری میفهمی، بنده نمی دانم این نسبیت را تو چه جوری خوندی كه مطالب دیگران را نمی فهمی، یا شاید اصلا نسبیت به ادمها نفهمیدن را یاد می دهد.
.
بنده جواب از اشكالی كه در مورد تناقض قران كرده بودند گفتم ان تناقض نیست در سوره بقره ایه 29 در مورد توحه انسان به خلقت هست و در ایه 30 نازعات در مورد خلقت زمین حرف نمی زند بلكه از بیرون امدن از زیر اب حرف می زند كه اینها ربطی به هم ندارند
ولی درمورد ایه 29 سوره بقره: جناب اگر از عربی هم چیزی بدانی در وسط ایه گفته ( ثم ) كه این كلمه اكثر موارد برای تاخیر و ترتیب واقعی استفاده می شود و بعضی موارد هم برای ترتیب ذكری می اید. ولی متاسفانه بیشتر افرادی كه از قواعد عربی اگاهی ندارند این رابه معنا ی تاخیر می گیرند و به تناقض می رسند.ولی در این ایه همان معنا ترتیب ذكری است چون بیشتر مورد توجه انسانهاست اول ان را ذكر كرده پس این ایه نمی خواهد بگوید كه من اسمان را بعد از زمین خلق كردم بلكه می خواهد انسان را با این خلق عظیم بیدار كند كه اینها بدون خالق نیستند .
ولی نظر قران در مورد خلق اسمان این است كه انها بصورت دخان بودند یعنی دود و گازهایی بود كه ما اسمان را از ان خلق كردیم و و بعد از اسمان به خلق زمین پرداختیم .كه این همان نظریه بالای هست كه شما فرمودید.قران اشاره می كند ولی من تو باید تفصیلش راپیدا كنیم العاقل یكفی بالاشاره برای عاقل اشاره كردن كافی است.این هم جزی از معجزات قران استكه ثابت شده است. والسلام
اما در مورد ماهی و حلزون بنده به تو گفتم از چند نفر منصف بپرس ببین چی می گن و در ضمن جوابها بچه گانه نیستند ذهن بچه گانه داری و نمی خوای خقایق را بفهمی ان كس كه نداند ونداند كه نداند در جهل مركب ابد الدهر بماند
اما در مورد فلسفه هم به تو بگم چیزی را كه نمیدانی نگو تاریخ فلسفه اسلامی را نخوندی از یكی دو نفر شنیده ای كه از فلان زمان هست تو هم نقل می كنی فلسفه اسلامی از اوایل زمان خلافت بنی عباس(هارون الرشید) شروع شده است نه اینكه زكریای رازی ان را كشف كرده باشد.
و هر چه باشد مغالطه اش از نسبیت كم است،فلسفه نخواندی قضاوت نكن پدر نسبیت را در فلسفه در اوردند و در اصل نسبیت هم علم به درد بخوری نیست
جناب این اخرین ارتباط من و توست چون می دانم كه با این هم بیدار نخواهی شد ، چون خودت را به خواب زده ای.
سلام
"اولا:كروی بودن زمین به ان شكلی نیست كه تو تصور می كنی كه مانند یك توپ همه جای ان صاف و بدون برامدگی و فرورفتگی باشد"
بله زمین کروی نیست و این رو البته دوستان مسلمان شما که هیچ چیزی از شکل زمین نمی دانند میگویند.زمین یک بیضوی هست که در دو قطب آن دارای پخی می باشد.من خودم تو دوران لیسانس درسی داشتم بنام ژئودزی که شکل و حرکات زمین رو در فضا مورد مطالعه قرار میداد
جناب بنده كجا گفته ام زمین كروی است یا بیضی، بنده جواب سوال شما را كه گفتی یك چیز كروی طول و عرض ندارد و یك سطح كروی به صورت كروی حشك می شود دادم.كه این كره ای كه شما تصور میكنید كه همه جای ان صاف و بدون برامدگی باشد در مورد زمین صادق نیست،زمین كروی یا بیضی یا هر چیز دیگری هست، و لی پستی بلندی دارد گودالهای بزرگی دارد، كه اب از ان گودالها هیچ وقت خشك نمی شود، اگر ابهای اولیه زمین از كنار ان گودالهای بزرك خشك بشود، دیگر كروی بودن برای ان خشكیها نمیشه فرض كرد، در اینصورت ان خشكیها باید با عرض و طول اندازه گیری بشه. مانند خشكیهای فعلی كه به صورت كروی نیستند، عرض و طول براش میگیرند. پس (مد الارض) بمعنای كسترش از حیث عرض و طول اشكالی ندارد.
"فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مىروند"
1-وقتی میگه که فرشتگان 50 هزار سال طول میشکه تا به بالا بروند یعنی خدات 50000 سال نوری با ما فاصله داره.برای فهم این مطلب هم باید نسبیت بخونی
البته من از فهم شما خیلی متاسفم.
كجای ایه دلالت دارد كه عروج 50 هزار سال طول می كشه ایه می گوید عروج در زوزی است كه ان روز برابر این مقدار است. اگر نسبیت را هم ایجوری خوندید و اینجوری فهمیدید واقعا عمرت را به باد دادی.پس مشكل از خدا نیست مشكل از شما است كه اینجوری نسبیت خونده ای و مطلب را نمی فهمی.
2- در نسبیت ما می بینیم که زمان و مکان و ماده و انرژی یکی هستند و هر یک صورتی از یکدیگر هستند.در این بین وقتی که ما زمان داریم علت و معلول هم معنی پیدا می کند و هر فعلی که در زمان انجام می پذیرد دارای علتی هست.خدای شما اگر بخواد که دخالت مستقیم در دنیای مادی بکنه باید بگم که بناچار به حکم مادی بودن دنیای ما باید در زمان سیر و سلوک انجام بده و علت و معلول رو هم در نظر بگیره.و همچنین باید شکل مادی پیدا کنه تا بتونه تو ماده زندگی کنه وگرنه شکل غیرمادی داشتن باعث نابودیش میشه
شما یك لطفی هم در حق خودتان بكنید، و به فلسفه اسلامی هم رجوع كنید جواب این مطلبتان را می یابید، این جا مجالی برای چنین بحثها نیست و ان موقع می فهمی چطوری ان نسبیت را كه دم از ان میزنی رد كرده اند.
3- علم با این قرآن شما کلی مشکل داره.
یک آیه ای هست که البته جای دقیقش رو نمی دونم ولی میگه خدا هر چیزی رو بصورت زوج خلق کرده است که دقیقا اشتباه کرده است و موجودی مثل حلزون رو ندیده که دو جنسه هست و یک نوع ماهی هم در اقیانوسها هست که می تونه براحتی تغییر جنسیت بده و....
جناب من نمی دانم تو نمی خوای بفهمی یا نمی فهمی .
اینكه خودش اقرار بر مطلب قرانی است، یكم فكر كن، چرا بدون فكر حرف می زنی.جناب منظور قران اینست كه هیچ ماده و یا نری را بدون جنس مخالفش قرار ندایم. همان حلزون كه مثال زدی، ماده و نرش را در خودش قرار داده است.و همچنین ماهی .. اگر نمی فهمی برو از اهل علم كه با انصاف باشه بپرس اگر مطلب شما را گفتند من گفته هام را پس می گیرم.
