userinfo close

  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
51
425
90/12/24 (02:01)
14
59
91/3/3 (22:45)
56
241
90/10/18 (15:58)
11
64
90/7/12 (20:38)
282
700
90/5/14 (16:06)
5
20
91/3/9 (22:35)
132
336
91/3/7 (16:45)
1448
3540
91/3/5 (19:49)
1349
2588
91/3/5 (16:42)
450
983
91/3/3 (18:13)
45
102
91/3/1 (09:58)
31
97
90/11/3 (20:37)
251
1014
90/11/1 (12:08)
399
1140
90/10/14 (20:39)
857
2724
90/10/3 (18:38)
21
73
90/9/12 (09:14)
201
466
90/9/3 (22:58)
29
140
90/8/2 (22:40)
163
490
90/7/3 (20:55)
111
273
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

محمد الف , zeshm
محمد الف - 12:37 1386/10/10

قرآن وجوانان

 

                             

 

 

کودکی ونوجوانی ، هنگام شکل گیری شخصیت ورشد استعدادهاست.

جوانی بهار زندگی وفصل شادابی وحرارت است .

انسان های تاریخ ساز، درایام نوجوانی وجوانی شخصیت خود را شکل داده اند.

قران که کتاب انسان سازی است به دوران کودکی ،نوجوانی وجوانی نگاه ویژه دارد وازاین فصل زندگی بیسیار سخن می گوید.

برخی از آیات قرآن که درمورد نوجوانی وجوانی است باکمک دوستان مرور میکنیم وبا ترجمه ای روان وپیام هایی آیه بصورت کوتاه(اگر پیام بصورت طولانی آورده شود حذف خواهد شد ) به همه عزیزان قرآن دوست تقدیم میکنیم .                                    

 

 

                                                   

                             222243231922618912670105121221116881497019.jpg

                     

                            

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
رضا لطفی , sayan2000171
رضا لطفی - 18:19 1388/12/17
42

سلام حضور بزرگان و سروران این حقیر را حتما عفو می نمایند که اینگونه قلمفرسایی میکند و خود را صاحب نظر می داند ولی اینگونه نیست من امده ام تا در جوار شما بهره مند گردم

ما اگر معتقدیم کتاب خدا راهنما و هدایتگر است می بایست به رهنمون های ان توجه کنیم بدانیم جوان نیازهایی دارد و انها را درک کنیم و باید با انها مطابق سن و دانش خودشان رفتار کنیم و با زبان خودشان . و نمی بایست فقط دستورات را توقع داشته باشیم عمل کنند اول بشیر باشیم و بعد نذیر همونگونه که خداوند فرموده اول بشارت را داده است .و نکته دوم با توجه به اموزه هایی از سوره یوسف اشاره شد که تفریح یکی از ارکان اموزشی بسایر عالی است برای نوجوان و جوان .

والسلام
محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 16:45 1388/12/17
41
قرآن فصل جوانى را فرصت استثنایى عمر انسان مى‏داند. این واقعیت در آیات متعدد، با تعبیرات گوناگون مطرح شده است.




قرآن از رخدادهاى تاریخى یاد مى‏كند كه به دست جوان طرّاحى و اجرا شده است. در این قسمت، هم اتفاقات تلخ و هشداردهنده كه اشاره به آسیب پذیرى فوق‏العاده این قشر دارد، مطرح مى‏شود و هم از شاهكارهاى مثبت و سرنوشت‏ساز آنان سخن به میان مى‏آید.

اقدام همراه حضرت موسى علیه السلام به نابودى غلامى (یعنى جوانى كه تازه صورتش موى و سبیل در آورده بود)، به این دلیل كه به نیروى تهدید شده نسبت به پدر و مادرش تبدیل شده بود، گواهى است بر آسیب پذیرى جوان. قرآن مى‏گوید: «فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِیَا غُلاَماً فَقَتَلَهُ» (كهف /74)

«پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا این كه به نوجوانى برخوردند پس معلم موسى او را كشت».

همراه حضرت موسى‏علیه السلام راز و رمز این اقدام به ظاهر ناخوشایند را، این گونه توضیح داد:

«وَأَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینَا أَن یُرْهِقَهُمَا طُغْیَاناً وَكُفْراً» (كهف /80)

«اما آن نوجوان (كه كشتم) پدر و مادر با ایمان داشت و ترسیدیم كه آن دو را به طغیان و كفر بكشاند.

ماجراى پسر نوح و هلاكت او به دلیل مخالفت با پدرش، نمونه دیگرى است براى آسیب‏پذیرى جوان؛ چه آن كه تعبیر «بُنَىّ» به معناى جوان است. چنانكه در آیات: یوسف /5 و لقمان /13 و صافات /12 به همین معنا مى‏باشد. و سیره قوم نوح نیز این بود كه روحیه مخالفت با نوح علیه السلام را در سنین جوانى در فرزندان‏شان پرورش مى‏دادند


عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 11:09 1388/12/17
40

   خداوند بهترین دوران زندگی انسان را كه قوی ترین و ارزشمندترین دوران زندگی اوست بین دو دوران ضعف و ناتوانی كودكی و پیری قرار داده است. این ترتیب بین توانائی و قوت نكته ی مهمی را برای انسان گوشزد می نماید كه جوانی فرصتی كوتاهی است كه از هر دو طرف با ناتوانی محاصره شده و انسان باید نهایت استفاده را از این فرصت طلائی بنماید.

 

   «اللَّهُ الَّذِى خَلَقَكُم مِن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَیْبَةً یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَهُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ» (روم /54)

   «خدا همان كسى است كه شما را آفرید، در حالى كه ضعیف بودید، سپس بعد از ناتوانى قوت بخشید. پس از آن ضعف و پیرى قرار داد، او هر چه بخواهد، مى‏آفریند و دانا و تواناست».

 

 

عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 13:51 1388/12/11
39

 

   جوانی زمانی است كه ذهن و توانائی استدلال انسان در بهترین شرائط خود است و اگر انسان در ایام جوانی با این كتاب هدایتگر انس بگیرد و حقائق آن را درك نماید محال است دیگر آن را رها نماید.

   مسائلی كه هر جوانی احتیاج دارد به بهترین شكل آن در قرآن بیان شده و كافی است اراده نمائیم و به مطالعه ی ان بپردازیم.

 

 

 

مهدی نجفی , 13607772455
مهدی نجفی - 03:25 1388/08/30
38

 جوان معمولا در سه حوزه فكر و اندیشه، اخلاق و معاشرت اجتماعی، نگرانی هایی دارد و خواسته یا ناخواسته به سمت و سویی گرایش پیدا می كند و در صورتیكه الگویی مناسب به وی ارایه نشود، به الگوهای نامناسب و نامتناسب روی میآورد. از این رو قرآن، در راستای رسالت هدایتی و تربیتی خود، با بیان داستان های واقعی به ترسیم الگوهای مناسب پرداخته است، كه در این نوشتار تنها به الگوهای جوان و یا در سنین جوانی می پردازیم.

الف: حوزه فكر و اندیشه

1ـ الگوی مبارزه با عقاید و افكار باطل

الگوی جوان در این برنامه، حضرت ابراهیم - علیه السلام - است كه در سنین جوانی به مبارزه با بت پرستی پرداخت. وی ابتدا با سرپرست خود (آزر) گفتگو كرد و تا آنجا پیش رفت كه از او و همفكرانش بیزاری جست.

قرآن كریم می فرماید: (ولقد آتینا ابراهیم رشده من قبل و كنا به عالمین، اذ قال لا بیه وقومه ما هذه التماثیل التی إنتم لها عاكفون) ما وسیله رشد ابراهیم را از قبل به او دادیم; و از شایستگی او آگاه بودیم. آن هنگام كه به پدرش آزر، و قوم او گفت:این مجسمه های بی روح چیست كه شما همواره آنها را پرستش می كنید؟ در پاسخ گفتند: وجدنا آبائنا لها عابدین) ما پدران خود را دیدیم كه آنها را عبادت می كردند، ابراهیم واكنش نشان داد و فرمود: لقد كنتم إنتم وآبإكم فی ضلال مبین) قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهی آشكاری بودید.

چون تواند ساخت با آزر، خلیل؟

چون تواند ساخت با رهزن، دلیل؟

آری، همان طور كه راهنما و دلیل راه، با راهزن سازگاری و همراهی ندارد، ابراهیم خلیل هم با آزر بت تراش سازش نمی كند.

و در جای دیگر فرمود: واذ قال ابراهیم لا بیه آزر إتتخذ إصناما الهه انی إراك وقومك فی ضلال مبین) به خاطر بیاورید هنگامی كه ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بت هایی را معبود خود انتخاب می كنی؟ من، تو و قوم تو را در گمراهی آشكاری می بینم.

ابراهیم در مرحله نخست، در مقام استفهام انكاری و توبیخی پرسید: (این مجسمه ها چیست كه به عنوان خدا پذیرفته اید و آنان را عبادت می كنید؟.) در مرحله بعد كه آنان به تقلید از پیشینیان خود استدلال كردند، ابراهیم در پاسخ، آنان را به گمراهی متهم نمود.

اعلام بیزاری

سپس در مرحله بعد، ابراهیم از بت پرستان اعلام بیزاری كرد، قرآن كریم می فرماید: (قد كانت لكم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برإ منكم ومما تعبدون من دون الله) برای شما سرمشقی خوب در زندگی ابراهیم و كسانی كه با او بودند، وجود داشت، آن هنگام كه به قوم مشرك خود گفتند: (ما از شما و آنچه غیر از خدا می پرستید، بیزاریم) .

اظهار دشمنی

در مرحله ی بعد ابراهیم، دشمنی خود با آنان را ظاهر كرد و گفت: (كفرنا بكم وبدا بیننا وبینكم العداوه والبغضإ إبدا) ما نسبت به شما كافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنی همیشگی آشكار شده است.

فقط خودیها

ابراهیم نسبت به همه بت پرستان اعلام بیزاری و اعلان دشمنی نمود; یعنی نباید با آنان همزیستی مسالمتآمیز داشت. اما چون به آزر وعده استغفار داده بود: (سإستغفر لك ربی) برای او استغفار كرد. قرآن می فرماید: (الا قول ابراهیم لا بیه لا ستغفرن لك) و (ما كان استغفار ابراهیم لا بیه الا عن موعده وعدها ایاه)

رو (إشدإ علی الكفار) باش

با ولی چون گل، عدو چون خار باش

2ـ الگوی مبارزه و بت شكنی

ابراهیم در ادامه مبارزه خود، به مبارزه با بت پرداخت; یعنی او علاوه بر این كه با (تبر منطق) به جنگ بت پرستان رفت، با تبر آهنین به جنگ بت ها نیز رفت. او با سوگندی كه از پیش یاد كرده و نقشه ای كه از قبل طرح كرده بود می فرمود: (تالله لا كیدن إصنامكم بعد إن تولوا مدبرین) بخدا سوگند در غیاب شما نقشه ای برای نابودی بت هایتان طرح می كنم،اوهمه بت ها را نابود كرد و تنها بت بزرگ را برای تنبه آنها باقی گذاشت: (فجعلهم جذاذا الا كبیرا لهم لعلهم الیه یرجعون) سرانجام همه آنها، جز بت بزرگشان را، قطعه قطعه كرد. شاید سراغ او بیایند

جوانی به نام ابراهیم

ابراهیم - علیه السلام - طرح و نقشه خود را به اجرا درآورد و بت ها را شكست. ولی چون این كار دور از چشم مردم انجام گرفته بود، كسی نمی دانست كه چه كسی چنین كاری را انجام داده است، همه می گفتند: (من فعل هذا بآلهتنا انه لمن الظالمین) چه كسی با خدایان ما چنین كرده است؟ قطعا او از ظالمین است. اما چون پیش از آن، ابراهیم، آنان و بت هایشان را تهدید كرده بود، آن ها شكی نداشتند كه كار ابراهیم است. لذا گزارش دادند كه: (سمعنا فتی یذكرهم یقال له ابراهیم) جوانی را می شناسیم به نام ابراهیم كه از بت ها به بدی یاد می كرد.

منطق قوی ابراهیم

ابراهیم - علیه السلام - را به محاكمه كشیدند، اما او با منطق قوی پاسخ می داد و برای بیداری آنها بت بزرگ را سالم نگهداشته بود، تا بگوید: (بل فعله كبیرهم هذا فسإلوه ان كانوا ینطقون) شاید بت بزرگ چنین كرده باشد، بروید از او سوال كنید، اگر آنها سخن می گویند. یعنی، آنان كه حرف نمی زنند، چگونه می توانند به حال شما سودمند باشند؟ و اگر كاری از آنها ساخته است، پس آن بت بزرگ، بت های كوچكتر را شكسته است و اگر حرفی نمی تواند بزند و كاری از او برنمیآید، پس شایسته پرستش نیست. (إفتعبدون من دون الله ما لاینفعكم شیئا ولایضركم) سپس با اعلام بیزاری از بت و بت پرست گفت: (اف لكم ولما تعبدون من دون الله) اف بر شما و آنچه غیر از خدا می پرستید.

ابراهیم تا بدان جا پیش رفت كه آتش نمرودیان را به جان خرید: (قالوا حرقوه وانصروا الهتكم) گفتند: او ابراهیم را بسوزانید و خدایان خود را یاری كنید.

از آنجا كه خداوند بندگان خود را تنها رها نمی كند، به امر خداوند آتش سوزان، برای ابراهیم سرد و سالم شد: (قلنا یا نار كونی بردا وسلاما علی ابراهیم) .

آتش ابراهیم را دندان نزد

چون گزیده حق بود چونش گزد؟

آتش ابراهیم را نبود زیان

هركه نمرودی است گو می ترس از آن

ماه با احمد اشارت بین شود

نار ابراهیم را نسرین شود

3ـ الگوی هدفداری

قرآن كریم برای معرفی الگوی هدفداری، شخصیت های بزرگی را معرفی می نماید. از جمله این شخصیت ها حضرت ابراهیم است كه آیات مربوط به آن گذشت و گفته شد كه حضرت ابراهیم به هیچ قیمتی حاضر نشد دست از هدف خود بردارد و تهدیدها را به جان خرید: (یا ابراهیم لئن لم تنته لا رجمنك و اهجرنی ملیا) ای ابراهیم اگر دست از كارهایت خرابكاریهایت برنداری، تو را سنگ باران خواهم كرد یا سخنان تندی به تو خواهم گفت. از من دور شو. تا این كه وی مجبور شد از آنان كناره گیری كند و گوشه عزلت برگزیند.

قرآن از زبان ابراهیم می فرماید: (وإعتزلكم و ما تدعون من دون الله...) از شما و بتهایتان كناره گیری می كنم... در همین راستا، آن حضرت آتش نمرود را نیز پذیرا شد.

نمونه دیگر:

نمونه دیگر هدفداری، اصحاب كهف هستند: اصحاب كهف جوانانی بودند خداباور، كه حاضر نشدند دست از عقیده خود بردارند: (انهم فتیه آمنوا بربهم (اصحاب كهف جوانانی بودند كه به پروردگارشان ایمان داشتند. و شعارشان این بود كه: (ربنا رب السموات والارض لن ندعوا من دونه الها) پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمین است و به جز او خدایی دیگر را نمی خوانیم.

اینان، آنچنان در راه عقیده خود استوار بودند كه حاضر نشدند با طاغوت زمان همنوا شوند، و لذا شهر و دیار، خانه و خانواده و حتی ملك و حكومت را رها كرده و به غاری پناه بردند: (اذ اوی الفتیه الی الكهف قالوا ربنا آتنا من لدنك رحمه وهییء لنا من إمرنا رشدا) بیاد آور، هنگامی كه جوانان به غار پناه بردند و گفتند: خدایا، از سوی خودت به ما رحمت بده و زمینه رشد ما را فراهم فرما.

آنان پس از بیدار شدن از خواب به حساب همان زمان ـ كه دوران خفقان و ستم دقیانوس بود ـ باز به فكر طهارت و پاكی بودند و حاضر نبودند غذای نامناسب مصرف نمایند، لذا به مإمور خرید گفتند: (فلینظر إیها إزكی طعاما فلیإتكم برزق منه...) بنگر كه كدامیك طعامشان پاكیزه تر است، و مقداری از آن روزی برای شما بیاورد.

علم و حكمت زاید از لقمه حلال

عشق و رقت آید از لقمه حلال

زاید از لقمه حلال اندر دهان

میل خدمت، عزم رفتن آن جهان

ب ـ حوزه اخلاق

در این حوزه علمی و عملی، قرآن كریم به معرفی چند الگو پرداخته كه جوانان باید با شناخت این نمونه های اخلاق و اسوه های هدایت، مسیر تربیت خود را با آنها منطبق نموده واز رفتار و اعمالشان درس گرفته و به آنان تإسی نمایند:

1ـ الگوی از جان گذشتگی

آیه شریفه: (ومن الناس من یشری نفسه ابتغإ مرضات الله) بعضی از مردم كسانی هستند كه جان خود را برای خشنودی خدا، می فروشند،الگوی از جان گذشتگی است كه قرآن به ما معرفی می كند. این مصداق منحصر به فرد، علی بن ابی طالب - علیه السلام - است كه در نهایت از جان گذشتگی، حاضر شد در زمان خطر، به جای پیامبر - صلی الله علیه و آله - در بستر وی قرار بگیرد.

سنگ تا فانی نشدكی شد نگین

دانشمندان اسلامی از مفسران، مورخان و محدثان می نویسند، در (لیله المبیت) یعنی شبی كه پیامبر - صلی الله علیه و آله - می خواست از مكه بیرون آمده و به مدینه هجرت نماید، علی بن ابی طالب - علیه السلام - به جای پیامبر خوابید و همه خطرات احتمالی را به جان خرید

زهره رها , ava_62
زهره رها - 18:30 1386/11/26
37

ارزش جوانی :

عمر آدمی به کوه بلندی می ماند که انسان از کودکی برای رسیدن به قله آن حرکت می کند. در نو جوانی از دامنه آن بالا می رود و سر انجام در جوانی به قله اش می رسد پس جوانی صعود به رفعترین قلل زندگی و رسیدن به چشمه سار فروغ درخشندگی و دریافت مدال قدرت و امید و نشاط جوانی آغاز دوران مسوولیت پذیری و زندگی اجتماعی است. جوانی بهترین فرصت برای بهره گیری از مواهب جهان طبیعت و دانش و معرفت است.جوانی گوهر شایسته و اهرم گران سنگی است که قران از آن به نصیبتعبیر کرده و به حراست آن توصیه می کند: لا تنس نصیبک من الدنیا ... و سهم خود را از دنیا فراموش مکن. امام صادق ع در تفسیر این آیه می فرماید: مقصود از آن آیه این است که:

لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک و غناک وان تطلب به الاخرهسلامت- نیرو مندی- فراغت - جوانی - نشاط و بی نیازی خود را فراموش منما و متوجه باش از آنها به نفع آخرت خود استفاده کن.

جوانی بسیار ارزشمند است. زندگی بدون جوانی به آسمان بی ستاره و بوستان بی گل و حیات بی آب می ماند. به همین لحاظ است که در قیامت دوران جوانی و کیفیت صرف آن موردسوال قرار می گیرد چنان که پیامبر اکرم ص فرمود:  ان العبد لا تزول قدماه یوم القیامه حق یسال عن عمره فیما افناه و عن شبابه فیما ابلاه- در قیامت هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا اینکه از او سوال می شود: از عمرش که در چه کاری فانی کرده و از جوانی که در چه راهی فرسوده اش کرده است.

این حدیث نشان می دهد که خداوند به قدری به جوانی و جوان ارزش قائل است که روز قیامت مستقلا از آن سوال می کند که در کجا سپری شده است با این که جوانی خود قسمتی از مجموع عمر آدمی است و سوال از عمر- سوال از جوانی هم هست چون که صد آمد نود هم پیش ماستولی بخاطر ارزش و اهمیت خاصی که دارد . مستقلا از آن سوال می شودچرا که جوانی بهار عمر است. جوانی - زمان طراوت- نیرومندی و زمان آینده سازی است. چگونگی بقیه عمر آدمی به تصمیم جدی در این مقطع حساس و مهم بستگی دارد.

اما در عین حال - زمان عاطفه - احساس - غرور و گردنکشی هم هست! و تنها جوانان با ایمان و با اراده می توانند استفاده کامل از این ایام که باید مقداری از آن به نشاط و شادی و ورزش بگذرد با تصمیم گیری بجا و سنجیده آینده ای روشن را برای خود تدارک ببینید.

جوانی روز روشن است و پیری تاریکی است و در روز جوانی باید برای شب پیری چراغی تهیه کرد. و از این دوران پر شور نهایت سود را جست و ارزشهای ماندگاری به دست آورد.

زهره رها , ava_62
زهره رها - 00:56 1386/11/25
36

كلامی از امام خمینی (ره) درباره انس جوانان با قرآن
حسّ مسئولیت نسل جوان و كوشش‌های بی‌شائبة آنان در راه دفاع از اسلام و نوامیس قرآن مجید در خور تقدیر و امیدواری است. من در اینجا به جوانان عزیز كشورمان به این سرمایه‌ها و ذخیره‌های عظیم الهی و به این گل‌های معطر و نوشكفته جهان اسلام، سفارش می‌كنم كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید.من با تأیید خداوند متعال و تمسك به مكتب پرافتخار قرآن، به شما فرزندان عزیز اسلام، مژده پیروزی نهایی می‌دهم... رمز پیروزی، اتكال به قرآن و این روش مقدس كه شهادت را استقبال می‌كردند، بود.
الگودهی قرآن به جوانان
اگر جوانان ما وجود خود را در پرتو قرآن قرار دهند و در پی كسب معارف قرآن و پس معرفت الهی باشند، در می‌یابند كه منظور از انس با قرآن فقط تلاوت ظاهری قرآن نیست و در دستورات اسلامی فقط توصیه به تلاوت قرآن نشده، بلكه توصیه مكرر به بهره‌مندی از معارف گرانبهای قرآن هم شده است. یكی از مباحثی كه در قرآن اهتمام خاصی به آن داده شده است، الگودهی به جوانان از جهات مختلف است كه همین نشان دهنده اهمیت جوانی و توجه ویژه خداوند به جوانان است. در این راستا به اختصار، فقط به عناوین برخی ازاین الگوها اشاره می‌شود:
ـ الگوی مبارزه با اعتقادات باطل و افكار خرافی و فاسد: حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ بود كه عمر جوانی خود را در این راه و در مسیر مبارزه با بت‌پرستان و هدایت آنها صرف نمود.
ـ الگوی هدف‌داری: حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ بود كه به هیچ وجه حاضر نشد با آن فشارهای شدید بت‌پرستان دست از هدف مقدس خود بردارد، و نیز حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ در برابر بنی‌اسرائیل و....
ـ الگوی ایثار و از جان گذشتگی: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ جوانی كه لیلة المبیت در بستر پیامبر به جای او، برای حفظ جان مبارك پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، هر خطری را به جان می‌خرد.
ـ الگوی ایثار و اهدای مال: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ كه با سه فرزند و همسرش تا سه روز افطار خود را به مسكین و یتیم و اسیر می‌دهند.
ـ الگوی كسب علم و دانش‌پژوهی: حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ كه در جوانی شاگردی حضرت خضر ـ علیه السّلام ـ را می‌نماید و همواره به دنبال كسب علم و افزایش دانش است.
ـ الگوی مبارزه با خواهش‌های نفسانی: حضرت یوسف كه در اوج جوانی، در خانه عزیز مصر در برابر خواستة شیطانی زلیخا تسلیم نمی‌شود و خود را آلوده نمی‌كند.
ـ الگوی طهارت و پاكدامنی: حضرت مریم ـ سلام الله علیها ـ كه در تمام جوانی خود لحظه‌ای عفت و طهارت جسم و روح خود را به گناه آلوده نمی‌كند و بالاخره با تولد حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ نشانة اعجاز الهی می‌شود.
ـ الگوی عفت و حیا: دختران جوان حضرت شعیب ـ علیه السّلام ـ كه در جریان برخورد با حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ با نهایت حجت و حیا و متانت با موسی ـ علیه السّلام ـ سخن گفتند.
ـ الگوی تسلیم و رضا در برابر خواست خداوند: حضرت اسماعیل ـ علیه السّلام ـ كه اوج نشاط جوانی وقتی كه پدر می‌خواهد امر الهی را اجرا كند و اسماعیل ـ علیه السّلام ـ را ذبح كند، اسماعیل تسلیم محض شد، و با افتخار از امتحان بیرون می‌آید.
ـ الگوی همكاری و شاگردی و تواضع: شاگردی حضرت اسماعیل ـ علیه السّلام ـ در برابر حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ در ساخت بنای كعبه و جاروكشی و نظافت عاشقانه خانه كعبه توسط اسماعیل ـ علیه السّلام ـ.
ـ الگوی عفو و گذشت: گذشت و جوانمردی حضرت یوسف ـ علیه السّلام ـ در برابر برادران، وقتی كه در اوج عظمت و قدرت، درسن جوانی، در دربار عزیز مصر بود، از اذیت‌ها و خطاهای آنها چشم‌پوشی نمود.
ـ الگوی پسر حضرت نوح ـ علیه السّلام ـ : عبرت‌گیری از سرگذشت شوم پسر حضرت نوح ـ علیه السّلام ـ كه با افراد فاسد و بد همنشین شد و سرانجام در عذاب الهی فرو رفت و هلاك شد.
مراتب انس با قرآن
همانگونه كه اشاره شد، انس با قرآن فقط در تلاوت قرآن یا خرید و نگهداری قرآن خلاصه نمی‌شود، و اگر فقط اینگونه باشد، قطعاً از آثار ارزشمند انس با قرآن بهره‌مند نمی شویم.
مهمترین مراتب انس با قرآن كه از جهات ظاهری و باطنی و عملی می‌باشد عبارتند از:
1. نگهداری قرآن در منزل و همراه داشتن قرآن؛ 2. احترام به قرآن و تعظیم و حفظ حرمت و جایگاه والای آن؛ 3. نگاه كردن به آیات قرآن؛ 4. گوش فرادادن به تلاوت آیات قرآن؛ 5. تلاوت قرآن در حد امكان و مقدور؛ 6. تدبر و تفكر در معانی، مفاهیم و معارف قرآن؛ 7. عمل به دستورات و راهنمایی‌های قرآن.
به نظر می‌رسد مهمترین مرحله انس با قرآن را خصوصاً برای جوانی كه خمیرمایة سرمایه عمرش را می‌خواهد شكل دهد، بحث عمل به قرآن است كه اگر اینگونه شد، انس با قرآن اثرات و بركات واقعی خود را نشان خواهد داد.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: حافظ قرآن و عمل كننده به آن (در قیامت) همدم و همنشین فرشتگان شایسته حق می‌باشند. و پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند: اهل قرآن در بالاترین درجه انسانها قرار دارند، قبل از درجة انبیاء مرسلین. بدیهی است كه اهل شدن در صورتی است كه انسان رنگ و بوی قرآن را در تمام وجود خودش درآورد و خود را مظهر و آینه تمام‌نمای قرآن نماید.
آثار انس با قرآن
با توجه به مطالب گذشته به اختصار به آثار و ثمرات انس با قرآن خصوصاً در جوانی اشاره می‌نماییم:
1. ایجاد نورانیت در قلب جوان؛ 2. ایجاد رابطه دوستی وانس و محبت با خداوند متعال؛ 3. كسب رضایت الهی نسبت به جوان عابد مأنوس با قرآن؛ 4. بهترین ابزار جهت مقابله با هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی؛ 5. بهترین پشتوانه در مبارزه با طاغوت‌ها و دشمنان دین؛ 6. كسب معرفت و خودشناسی؛ 7. نیل به سعادت و كمالات معنوی و فضایل اخلاقی؛ 8. ایجاد آرامش و اطمینان و یقین در قلب و روح؛ 9. شفای جسم و روح در پرتو قرآن؛ 10. كسب توفیقات روز افزون در پیشبرد اهداف مادی و معنوی و كسب علم و تقوا.

زهره رها , ava_62
زهره رها - 16:42 1386/11/12
35

جوان و استعدادهای آموزش:

مقطع جوانی به لحاظ طراوت - نشاط- تحرک و تلاش جسمی و روحی که بر آن حاکم است آمادگی و استعداد خاصی برای آموزش دارد که در مقاطع پیری و کهولت نیست. حضرت علی ع در وصیت خود به فرزند ارشدش امام حسن ع می فرماید: و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شییء قبلتهدل نوجوان مانند زمین خالی ( از کشت و زرع و درخت و گیاه ) است هر بذری که در آن افشانده شود می پذیرد.

ابو جعفر اخول یکی از دوستان و شاگردان امام صادق ع که مدتی به تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت ع اشتغال داشت روزی به خدمت آن حضرت مشرف شد . امام ع از او پرسید : مردم بصره را در قبول اهل بیت ع و سرعت پذیرش آیین تشیع چگونه یافتی؟ گفتم: تعداد اندکی از آنان مذهب و تعالیم شما را پذیرفتند حضرت فرمود:علیک بالا حداث فانهم اسرع الی کل خیر توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف دار . زیرا جوانان به هر خیر و صلاح زودتر می گرایند.

مسوولیت پذیری جوان:

جوان رشید و پیر اندیش و تجربه آموز- در منظور قران جایگاه خاصی دارد به همین دلیل برخی از مسوولیتهای فرهنگی و اجرایی را به دست او می سپاردکدام مقام- بالاتر از مقام نبوت و چه مسوولیتی سنگین تر و مهمتر از بت شکنی و فراخوانی مردم به توحید و خدا پرستی است. خداوند متعال این مسولیت خطیر را به دست ابراهیم جوان می سپارد. هم او که وقتی وارد بتخانه شد و آنها را شکست و از بین برد مردم از یکدیگر پرسیدند چه کسی این کار را کرده است؟! قالواسمعنا فتی یذکرهم یفال له ابراهیم گفتند : شنیدیم جوانی از آنها ( به بدی ) یاد می کرد که به او ابراهیم گفته می شود.

حضرت ابراهیم در جوانی به پیامبری مبعوث می شود و مسولیت هدایت مردم را بر عهده می گیرد. پس جوان لایق و کاردان می تواند مسوولیتهای مهم فرهنگی و اجرایی را بپذیرد . سیره رسول خدا و دومین شاهد این مدعاست! برای نمونه :

۱))) نخستین معلم و امام جمعه جوان : در عقبه اولی و ملاقات پیامبر اسلام ص با گروه دوازده نفری مدینه ضمن مذاکراتی از پیامبر درخواست کردند تا مبلغی به مدینه اعزام فرموده و دستورات دینی و قران کریم را به آنان بیاموزد و به تعالیم اسلام توسعه دهد. پیامبر ص به مصعب بن عمیر که آن روز جوان نو رس بود دستور داد به مدینه حرکت کند مصعب با شور و هیجان جوانی وارد این شهر شد و در کمال خلوص و جدیت برنامه های فرهنگی و آموزشی خود را آغاز کرد. گفتار آتشینش در سخنرانی - آهنگ گرمش در تلاوت قران- اخلاق پسندیده اش در معاشرت با مردم و تدبیر عاقلانه اش در حل مشکلات و اختلافات - افکار مردم را زیر و رو کرد. و اکثریت مردم مدینه مسلمان شدند . پس از آنکه تعداد مسلمانان رو به فزونی نهاد و جمعیتشان تشکل و انسجام یافت مصعب برای رسول خدا نوشت که اجازه بفرمایید نماز جمعه و جماعات بر پا کنم . پیامبر اکرم ص نیز اجازه داد اولین نماز جمعه در خانه سعدبن زراره - میزبان مصعب - برگزار گردیدو این اولین نماز جمعه ای بود در اسلام بر گزار شد.

۲))) انتصاب عتاب بن اسیدبه فرمانروایی مکه و تعیین اسامه بن زیدبفرماندهی بزرگترین سپاه مسلمانان از سوی پیامبر اسلام ص هر یک نمونه دیگری از مسولیتهایی است که به قشر جوان و جوانان فرهیخته سپرده شده است.

با اینکه برخی و بلکه تعداد زیادی از صحابه و مهاجر و انصار به فرماندهی جوان هیجده ساله رضایت نمی دادندو جوانی او را بهانه سرپیچی از این فرمان رسول ص قرار دادند ولی پیامبر با توجه به استعداد و لیاقت ذاتی و اکتسابی وی - او را به فرماندهی منصوب کرده و پیروانش را به فرمان بر داری از او فر خواند همین جوانان شایسته و امثال آنان همانند اصحاب کهف - حنظله غسیل الملائکه و عبدالله بن مسعود می توانند برای جوانان مومن این سرزمین سر مشق باشند.

زهره رها , ava_62
زهره رها - 16:40 1386/11/12
34
طرح مسئله :

عده ای بر این عقیده هستند که فناوری و هجوم رسانه های جمعی با انبوهی از اطلاعات در زمینه های مختلف ، تبعاتی به همراه داشته از جمله اینکه دین و توجه به مسائل دینی را در بسیاری از جوامع  به انزوا کشانده است . به طوری که در خیلی از کشورها دین مسئله ای کاملاً شخصی و فردی تلقی می شود . در کشور ما نیز هجوم رسانه ها و مشغله های خانواده ها عده ای را آنچنان به خود مشغول کرده است که وقت کافی برای آموزش مفاهیم والای قرآن به فرزندان خود و تربیت آنها بر اساس آموزه های دینی صرف نمی کنند .این امر یکی از معضلات بسیاری از خانواده هاست که نتیجه آن در رواج مادی گری در میان جوانان و نشناختن درست دین و کمرنگ شدن فضیلت هایی همچون گذشت ، فداکاری ، احسان ، تواضع و ...در سال های اخیر نمود یافته است .

اهمیت :

قرآن کریم راهگشای انسانها در دنیا و آخرت است. تاسی از قرآن ، انسان را متدین ، آگاه و  معتقد به احکام شرعی و بشری می کند . بنابراین برای سعادتمندی جامعه بشری ، شناخت مفاهیم قرآنی و پیروی از احکام آن ضروری است .اغلب کودکانی که در خانواده های متدین و معتقد تربیت شده اند ، دارای اهداف متعالی ، آرامش خاطر و اعتماد به نفس بالایی هستند که همگی لازمه زندگی بشری برای داشتن جامعه ای سالم و عاری از تشنجات است . بزرگترین مزیت تربیت کودکان ایرانی همین تربیت بر اساس آموزه های دینی و قرآنی است که مهمترین مشخصه آنها در میان سایر کشور هاست .

زهره رها , ava_62
زهره رها - 16:32 1386/11/12
33
قرآن وجوانان
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: هرجوان مومنى كه قرآن بخواند, قرآن با گوشت وخون اودرمىآمیزد وخداوند او را با فرشتگان بزرگوار همراه مى سازد و قرآن روز قیامت نگهدارنده او (از دوزخ) خواهد بود.
بخصوص , خانه هایى كه نواى خوش قرآن از حنجره هاى داوودى از آن ها به گوش مى رسد و صبح و شام , جوانان صاحبدل و روشن ضمیر ,همدم كتاب خدایى اند و لحظات خویش را با انس با قرآن سپرى مى كنند, مشمول رحمت خدا وهدایت قرآنى مى شوند.
این گونه خانه هاى نورانى ازتلاوت , در آسمانها تابان و فروزان است.
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید:
خانه اى كه یك فرد مسلمان در آن قرآن تلاوت مى كند , براى اهل آسمان نورانى دیده مى شود همچنان كه مردم دنیا در آسمان ستاره درخشان را مى بینند. 
محمد الف , zeshm
محمد الف - 21:43 1386/11/9
32

سلام برهمه دوستان

متشکرم

به امید خدا وهمکاری شما دوستان بحث را ادامه میدهیم

موفق باشید والتماس دعا

زهره رها , ava_62
زهره رها - 21:30 1386/11/9
31

جوانان مؤمن باداشتن ایمان راسخ به ذات الهی وانقیاد در برابر اوامر واجتناب از نواهی او تعالی ، متصف به صفاتی اند که نقش تعیین کننده را در جامعه داشته می باشند.

طاعت وعبادت یک جوان وتمسک او به دین،از آن حیث ارزش بزرگ دارد، که وی دراوج قوت جسمی وجنسی قرار دارد ودارای شدت حساسیت،اثر پذیری وانفعال در برابر عوامل مختلف ومحرک های محیطی،می باشد. با وجود اینهمه اسباب وانگیزه های انحراف،وقتی جوان مسلمان،غرائز سرکش را مهار می نماید وقوای جسمی واستعداد خویش را در مسیر سالم به کارمی اندازد،شایسته رحمت والطاف بی پایان خداوند متعال میگردد.

در منابع دینی، قران وسنت میخوانیم که اصحاب کهف همچون عرفان وسالکان راه توحید با اعلام برائت از آیین شرکی قوم خود،سر به بیابان می کشند، ودر راه هدایت طلب فلاح ورشاد،انواع مشقات را متقبل می شوند؛ولی هیچگاه در برابر طاغوت ظالم ومشرک سر تسلیم فرونمی آورند، {نحْنُ نَقُصُّ عَلَیْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى} [الكهف : 13

آنان در واقع جوانانی بودند که با صدق ایمان به پروردگارشان،لائق نعمت هدایت ورحمت خاص الهی گردیدند.

حضرت ابراهیم علیه السلام هنگامی در برابر بتان قیام میکند وبا استیصال همه مظاهر شرک قوم قرار می گیرد که بزودی او را تشخیص میدهند،{ قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى یَذْكُرُهُمْ یُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِیمُ}[الأنبیاء : 60] "همانا شنیده بودیم که جوانی ابراهیم نام از بتان به زشتی یاد می نمود ". ابراهیم علیه السلام جوانمردی بود که آیین منحرف قوم خود را به باد استهزاء گرفت،آنها در برابر استدلال قوی ومنطق سلیم او جوابی جزء توسل به زور نداشتند.

در سیرت فرخنده پیامبر صلی الله علیه وسلم  آمده است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم در اواخر عهد حیات مبارک خویش یک جوان کم سن وسالی را بنام اسامه بن زید رضی الله عنه به سمت فرماندهی یک لشکر بزرگ شام می فرستد؛ لشکری که در آن صحابه چون  ابو بکر وعمر نیز شامل بودند. رمز نهفته در ین عملکرد پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را با اندکی تأمل میتوان پی برد که با رحلت وی صلی الله علیه وسلم از دار فانی،اسلام کماکان به قوت وکمال فتوت خود باقی است وهرگز نمی میرد.

اوراق تاریخ به اثبات می رساند که دعوت های اصلاحی غالبا به دست جوانمردان بوقوع پیوسته وآنان در صفوف اول مبارزه بوده اند

مهدی مومن , emdadgar
مهدی مومن - 11:26 1386/11/9
30

به نامش و به یادش

سلام

مطلب جالبی بود

ممنون

التماس دعا

یا علی

زهره رها , ava_62
زهره رها - 23:56 1386/11/8
29

«اِذ اَوَی الفِتیَة اِلَی الكَهفِ فَقالُوا رَبَّنا اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً وَ هیِّئ لَنا مِن أَمرِنا رَشَداً؛ [وبیاد بیاور ای پیامبر] آن زمان كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا، به ما از نزد خویش بخشایشی ارزانی دار و برای ما در كارمان رهیابی [به صلاح و كمال] را فراهم ساز».

(سوره كهف، آیه10)

جوان كیست؟

همانطور كه می‌دانید در قرآن كریم دوبار(و هر دو بار در سورهٔ كهف) كلمه فتیه (جوانان) بكار رفته است، در روایتی این چنین آمده است:  امام صادق (ع) «از مردی پرسیدند: «فتی» به نظر شما كیست؟ آن شخص جواب داد: جوان. امام صادق(ع) فرمودند: خیر، مراد از «فتی» مؤمن است. مگر نمی‌دانی اصحاب كهف مردان كاملی بودند، پس خداوند آنان را جوان نامید به خاطر ایمانشان».٭ بنابراین از دید قرآن «جوان» به قدرت بازو و سن و سال نیست؛ بلكه به قدرت ایمان می‌باشد و در احادیث دیگری آمده است: «همه آنها جوان نبودند و لیكن قرآن آنها را جوان نامید (برای اینكه جوان با قدرت ایمان است كه توانایی تغییر و انقلاب را دارد و می‌تواند راه و روش خود را عوض كند) قرآن تعبیر به «فتیه» كرد تا برساند كه آنان جوانان عادی بودند نه پیغمبر، رسول و ولی خاص».

پیامها:

1 ـ توانایی جوان، برجانفشانی در راه حق، ترجیح دادن حقیقت از غیر حقیقت، شناخت عقیده درست از نادرست، ترك لذتها و زیبایی‌های دنیوی از سایرین افزون است.

2 ـ همواره در فتنه‌ها باید به جایی مطمئن و دور از خطر پناه برد.

3 ـ در سخت‌تـرین مـوقعیت‌هـا اولیـن گفتـار نیـایش با پـروردگار جهانیان می‌باشد: (فَقالُوا رَبَّنا).

4 ـ با نجات و امنیت یافتن نباید خدا را از یاد برد، بلكه باید از پیشگاه او درخواست رحمت و گشایش كرد. (اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً).

5 ـ جوان مؤمن، با وجود فراهم بودن اسباب و وسایل ظاهری دل به آنها نمی‌بندد و تنها برحمت خداوند امیدوار و به قدرت او اتكا دارد. (از مقدم شدن «مِن لَدُنكَ» بر «رَحمَةً» این نكته را می فهمیم).

6 ـ جوان، آنگاه خداوند را با فطرت سلیم خویش درمی‌یابد كه همه معبودهای دروغین را نفی كند و خود را با تمام وجود از آنها دور سازد (آنان همه چیز را رها كردند و سپس گفتند «رَبَّنا»).

7 ـ جوان باید همواره حقیقت‌جو باشد. (وَ هیِّئ لَنا مِن أَمرِنا رَشَداً).

8 ـ جوان نسبت به شناخت جریانهای اجتماعی نباید بی‌تفاوت باشد، بلكه باید به طور دقیق حق را از باطل جدا كرده و آنرا بشناسد. (آنان از قوم و جامعه باطل به غار پناه بردند).

9 ـ جوان هیچگاه هضم در فضای نا‌سالم نمی‌شود، بلكه خود را از جو جامعه فاسد با هجرت نجات می‌دهد.

10ـ اهل حق و حقیقت با یكدیگر سازگارند و می‌توانند جمعی عمل كنند و از تك روی پرهیز دارند. (آنان با هم هجرت كردند و برای گشایش یك صدا گفتند: «قالُوا رَبَّنا»).

حمیدرضا (مثل هیچ کس) , hamidrezanemati
28
مطالب ارزش مندی بود خیلی متشكرم religionislam7.gif
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.