userinfo close
  ,

قران سفره ی اسمانی برای زمینیان


qoranasemani

تاسیس: 3 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مدیر کلوب قران سفره آسمانی برای زمینیان - معاونان
«بسم الله الرحمن الرحیم» قران کریم یکی از ثقلین است دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسما ادامه »
«بسم الله الرحمن الرحیم»

قران کریم یکی از ثقلین است
دوستان گرامی همت کنیم این کتاب آسمانی را بیشتر بشناسیم
التماس دعا
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
50
424
90/4/28 (14:33)
11
52
90/9/17 (18:47)
56
226
90/10/18 (15:58)
11
51
90/7/12 (20:38)
282
675
90/5/14 (16:06)
1441
3529
90/11/20 (23:00)
126
332
90/11/20 (22:17)
31
92
90/11/3 (20:37)
251
991
90/11/1 (12:08)
399
1129
90/10/14 (20:39)
44
88
90/10/14 (20:32)
857
2680
90/10/3 (18:38)
4
6
90/9/14 (10:07)
21
61
90/9/12 (09:14)
201
457
90/9/3 (22:58)
1347
2572
90/8/8 (07:19)
446
976
90/8/7 (22:17)
29
127
90/8/2 (22:40)
163
453
90/7/3 (20:55)
111
260
90/7/2 (10:21)

عنوان بحث

حسین شفیعی , mniraniam
حسین شفیعی - 22:11 1386/08/6

بهترین راه ارتباط با قرآن چیست؟

خواندن آیات الهی و تفكر در معانی و تفاسیر آن، نیز پند گرفتن از راهنمایی‏ها و عبرت گرفتن از وقایعی كه بر سر پیشینیان آمده، بهترین راه ارتباط با قرآن است.

قرآن معجزه جاویدان اسلام و بهترین آموزگار هدایت بشریت است. خداوند در قرآن می‏فرماید: "كتاب پربركتی است كه بر تو نازل كرده‏ایم تا در آیاتش تدبّر كنند".(1)

امیر مؤمنان در مورد صفات پرهیزكاران فرمود: "آن‏ها شب هنگام بر پا ایستاده، قرآن را شمرده و باتدبر تلاوت می‏كنند و جان خود را با آن محزون می‏سازند. داروی درد خود را از آن می‏گیرند. هرگاه به آیه‏ای برسند كه در آن تشویق است، با علاقه فراوان به آن روی می‏آورند و چشم جانشان با شوق بسیار در آن خیره می‏شود و آن را همواره نصب العین خود قرار می‏دهند و هرگاه به آیه‏ای برسند كه در آن بیم و انذار است، گوش و دل را برای شنیدنش باز كرده، فكر می‏كنند! صدای ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانه هایش در گوش جانشان طنین انداز است".(2)

آیات روح بخش قرآن آن چنان با جان و روان و سرشت انسان‏ها مأنوس است كه گویا هیچ سخنی دل نشین‏تر و جامع‏تر از شنیدن آیات وجود ندارد و این از معجزه بودن آن حكایت دارد؛ حتی اقوامی كه عرب زبان نیستند، حظّ و بهره كافی را از آن می‏برند و به طور فطری هدایت می‏شوند.

خواندن حدّاقل چند آیه در شبانه روز و مطالعه در معنا و تفسیر آن از راه‏های ارتباط با قرآن است.

 

1. سوره ص (38) آیه 29.

 

2. نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 604، خطبه 184.

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 11:19 1389/05/21
77

قرآن دور؛ قرآن نزدیک

تفسیر موضوعی قرآن کریم


آسانسور بهشت با قرآن کار می کند

قرآن، حقیقتی ذو مراتب

قرآن کریم درباره‌ی‌ خدای سبحان دو گونه تعبیر دارد؛ گاهی می‌گوید: “ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ “۱ و در این بخش، از کلمه‌ی‌ “ذلک” که برای اشاره به دور به کار می رود، استفاده نموده است و گاه می گوید: وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ “۲ یا وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ “۳ یعنی خدایی که همیشه با همه‌ی‌ انسانهاست، خدایی که به انسان نزدیک است بلکه از رگ گردن به او نزدیکتر است: “وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ “۴
همین دو نوع تعبیر درباره قرآن کریم نیز که به فرمایش نورانی امیرالمؤمنین سلام الله علیه تجلّیگاه ذات اقدس اله است، آورده شده است. خدای سبحان درباره قرآن، گاه می‌فرماید:ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ “۵ و گاه می‌فرماید: “إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ “۶ گاهی اشاره دور آمده و گاهی اشاره‌ی‌ نزدیک. سرّ این دوگانگی تعبیر آن است که قرآن کریم کتابی نظیر کتابهای عادی و معمولی نیست که اول و آخرش در دسترس انسانها باشد؛ بلکه قرآن کریم کتابی الهی و دارای مراتب است، مرتبه والا و مرحله‌ی‌ اعلایش همان “امّ الکتاب” است که در سوره‌ی‌ “زخرف” بیان شده است. “وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ “۷ این مرحله‌ی‌ اعلی که اصل قرآن و مادر و ریشه‌ی‌ آن است، وجود و حقیقتی “لدی الله” دارد و نزد ذات اقدس اله است.
مرحله‌ی‌ عالیه قرآن، همان است که در دست فرشتگان “کرام برره” است: “ بِأَیْدِی سَفَرَةٍ  کِرَامٍ بَرَرَةٍ “۸ و مرحله‌ی‌ نازله‌اش، “لدی الناس” و به لفظ عربی مبین ظهور کرده است: حم وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ “۹. در آنجا که می‌فرماید: هَـذَا الْقُرْآنَ “۱۰، سخن از هدایت است و پس از آنکه می فرماید: “ذَلِکَ الْکِتَابُ”۱۱، سخن از “غیب” است: الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ “۱۲ و این نشانگر آن است که قرآن، “غیب” و “کتاب مکنونی” دارد که اصلِ مرتبه‌ی‌ نازله قرآن است.
اگر خداوند متعال، در عین حال که عالی و بالاست، نزدیک است و در عین حال که نزدیک است، بلند و متعالی است: “بَعُدَ فلا یری وقَرب فشهد النجوی”۱۴ هم بعید است و هم قـریـب، هـم عـالی است و هـم دانـی، تجلّی او یعنی قرآن نیز دارای “قرب”، “بعد”، “علوّ” و “دنوّ” است
وقتی که انسان بر اوج قرآن می‌نگرد و خود را حقیر می‌یابد، می‌گوید: “ذلک الکتاب” و آن وقت که الفاظ و ظواهرش را می بیند که قابل قرائت و تلاوت، و قابل فهم و استدلال و گفتن و شنیدن و نوشتن است، می‌گوید: “هذا القران”. در یک نگاه، توجّه به اوج قرآن است و در این حال، تعبیر مناسب، اشاره‌ی‌ دور است و در نگاه دیگر، توجّه به مرحله‌ی‌ نازله‌ی‌ آن است و در این هنگام، تعبیر مناسب، اشاره‌ی‌ نزدیک است.
اگر ذات اقدس اله به فرمایش امام سجّاد علیه‌السلام، الدانى فى عُلوّه والعالى فى دُنوّه“۱۳ است، قرآن کریم نیز که تجلّی اوست، همین ویژگی را دارد. اگر خداوند متعال، در عین حال که عالی و بالاست، نزدیک است و در عین حال که نزدیک است، بلند و متعالی است: بَعُدَ فلا یری وقَرب فشهد النجوی“۱۴ هم بعید است و هم قریب، هم عالی است و هم دانی، تجلّی او یعنی قرآن نیز دارای “قرب”، “بعد”، “علوّ” و “دنوّ” است.
 

تفاوت تجلّی با متجلّی

البته بین قرآن که “تجلّی” است و ذات اقدس اله که “متجلّی” است، یقیناً تفاوت وجود دارد. قرآن کریم به صورت لفظ و کتابت در می آید ولی ذات اقدس اله هرگز به این صور جسمانیه در نمی آید و لذا در تعبیر شریف دعا آمده است که “قرب فشهد النجوی”۱۵ و نفرمود: “قرب فَیُری” نزدیک است و دیده می‌شود بلکه نزدیک است و شاهد نجوی است، نزدیک است و می‌بیند. قرآن کریم به جهت آن که موجودی “ممکن الوجود” است، وقتی که در مرحله‌ی‌ قرب ظهور می کند، دیده می‌شود، شنیده می‌شود و نوشته می‌شود، در قالب الفاظ عربی مبین می‌آید تا زمینه‌ی‌ فهم و تعقّل و ترقّی و تکامل انسان فراهم شود.
در سوره‌ی‌ مبارکه‌ی‌ “زخرف” هر دو مرحله قرآن ذکر شده و خدای سبحان پس از قسم به “کتاب مبین” می‌فرماید: ما قرآن کریم را از مقام لدن و از امّ الکتاب نزول داده‌ایم و به صورت قرآن عربی فصیح درآورده ایم تا منشأ تعقّل و فهمیدن شما باشد: “حم  وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ  إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ “۱۶
 
تفسیر موضوعی قرآن، آیت الله جوادی آملی
تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان – عسگری

۱٫ سوره‌ی‌ انعام، آیه‌ی‌ ۱۰۲٫
۲٫ سوره‌ی‌ حدید، آیه‌ی‌ ۴٫
۳٫ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۱۸۶٫
۴٫ سوره‌ی‌ ق، آیه‌ی‌ ۱۶٫
۵٫ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۲٫
۶٫ سوره‌ی‌ اسراء، آیه‌ی‌ ۹٫
۷٫ سوره‌ی‌ زخرف، آیه‌ی‌ ۴٫
۸٫ سوره‌ی‌ عبس، آیات ۱۵ و ۱۶٫
۹٫ سوره‌ی‌ زخرف، آیات ۱ ـ ۳٫
۱۰٫ سوره‌ی‌ اسراء، آیه‌ی‌ ۹٫
۱۱٫ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۲٫
۱۲٫ سوره‌ی‌ بقره، آیه‌ی‌ ۳٫
۱۳٫ صحیفه سجادیه، دعای ۴۷٫
۱۴٫ بحار، ج ۴۵، ص ۱۴۸، ح ۱، دعای افتتاح.
۱۵٫ همان.
۱۶٫ سوره‌ی‌ زخرف، آیات ۱ ـ ۳٫
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:55 1389/05/20
76

مردم در درک و فهم آیات قرآن و پیاده نمودن آنها در امور زندگی خود با هم متفاوتند و حتی  اتفاق می افتد که یک فرد نیز گاهی مفهوم آیه ای بر او آشکارمی گردد و تحت تأثیر آن قرار می گیرد و در زمانی دیگر در مقابل آن آیه متوقف می شود و چیز ی از مفهوم آن درک نمی کند و با خود می گوید من زمانی این آیه را درک می کردم و تحت تأثیر آن قرار می گرفتم اما نمی دانم چرا اکنون آن را درک نمی کنم و تحت تأثیر آن قرار نمی گیرم.

به راستی که فهم قرآن و تدبر در آن از موهبتهای خداوند کریم وبسیار بخشنده است و آن را به کسی عطا می کند که به راستی در طلب فهم ودرک واقعی از قرآن باشد و با جدیت و کوشش زیاد  وسایل رسیدن به آن درک و فهم واقعی را  به کار گرفته باشد اما چه بسیار دور است درک و فهم قرآن  برای آن کس که بر بالشی نرم تکیه داده  و خود را به شهوات دنیا مشغول نموده است و با این حال می خواهد قرآن را درک کند اگرچه در این مورد آرزوهای زیادی را نیز از خداوند طلبیده باشد.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 21:53 1389/05/18
75

آداب باطنی

1. رعایت امر و نهی: چه، قاری تا اوامر قرآن را مأمور نشود و از نواهی آن به کلّی دور نگردد، نور فیض کلام از روزنه سینه به خانه دل او در نتابد. و بزرگی گفته است: وعده «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ» (بقره، 152) از قرآن می خوانی و مرکب غفلت در میدان هوی و هوس می رانی، نکته «واشکُرولی»

به تجویدی تمام ادا می نمایی و به قدمِ عصیانْ، بادیه کُفر و طغیان می پیمایی؛ «لا تَاْکُلُوا الرِّبا» (آل عمران، 130) تلاوت می کنی و در آن حالْ حساب سودِ درهم [و دینار] می گیری؛ «اَلا لَعْنَةُ اللّه ِ عَلَی الظّالِمینَ» (هود،18) بر زبان می رانی و به دلْ آزارِ برادرِ مسلمان می اندیشی؛ لاجرم از بارگاه رسالتْ توقیع خذلان و ضلالت تو چنین صادر می شود که «رُبَّ تالٍ لِلْقُرآنِ وَ القُرآنُ یَلْعَنُه» چه بسیار قاری قرآن که قرآن او را لعنت می کند.

2.تأمل در عظمت کلام الهی: و تدبر نمودن در عُلُوّ شأن و ملاحظه نمودنِ الطاف بی پایان خداوند تعالی با بندگان در نزول قرآن از عرش عزَّت و جلال به درجه فهم جمعیِ پریشان حال. عنایت رَبّانی نگر که معنی چنین کلامی که قائم به ذات پروردگار عظیم است، در طیّ حروف و اصوات، که از صفات بشریت است، بر شعور و درک خلق آشکار ساخته است. و اگر این کلام الهی در قالب حروف نبودی، عرش و کرسی در وقت ظهور کلام از رتبه ثبات و دوام ساقط شده، متلاشی گشتندی.

3.توجه به عظمت خدا: عظمت متکلم را در دلِ خود حاضر گردانیدن، و دانستن که این کلامِ بشر نیست و سخن خالقِ بشر است، چرا که تعظیم کلام، نشانه تعظیم متکلم است.

4.حضور قلب: و ترک نفس و ترک خواطر؛ و چون صاحبْ همّتان، رویِ دل از وساوس نفسانی و هواجس شیطانی برتاختن، از توجه به شهود جمال قرآنْ صفایی تمام و ضیایی بر دوام یافتن. بعضی از بزرگان، چون آیتی یا سورتی خواندندی و دل حاضر نبودی، تکرار کردندی، چه، قرائت زبان بی حضور دلْ قالبی باشد بی جان.

5.تدبر در معانی قرآن: و تفکر نمودن در معانی آن، چه نزد محققْ قرائتِ بی تدبّر اعتباری ندارد. معنی تدبر قرآن، تفکر و تأمل است در آن، تا وقتی که فکرْ بشناسد آنچه مقتضای الفاظ قرآن است از تأویل حسنه و معنی صحیح. و گفته اند: تدبرْ تفکر است در مواعظ قرآن تا به آن عبرت گیرند؛ و تدبُّرْ غواصی کردن است به مدد فکر در دریای قرآنی و بیرون آوردن جواهر حقایق و معانی.

و بزرگی گوید: با فهم ترین مردمان آن است که اسرارِ قرآنْ فهم کند و تدبُّر نماید، تا وقتی که یقین کند به آنکه اینْ کلامِ خداست. و حقیقت تدبّر آن است که تا فکر از هر آیتی یا سورتی فراخور استعداد خود بهره ای برندارد، به آیتی یا سورتی دیگر نقل نکند.

6.تحلیه: یعنی حال خود را به مفهومِ هر آیه، آرایشی مناسب دادن. مثلاً اگر آن آیه مشتمل بر اسما و صفات بود، لایقْ آن است که در معانی آن اسماء و صفاتْ تأملی بسزا واجب دانَد، تا اسراری که در ضمن هر یک از آن مندرج است بر وی کشف گردد؛ و اگر اشتمال آیه بر افعال الهی ظاهر باشد، لازم است که بر مناظر افعالِ جمالِ عظمتِ فاعلْ جلوه گر ببیند، و در قصص انبیا و رُسُل، ملاحظه عواقب امور و پایان احوال پیروان و منکران نماید [تا از منکران روی گردانَد] و از روی اخلاص و یقینْ کمرِ متابعتِ خاتم النبیین بندد.

7.تخلیه: یعنی خالی کردن راه فکر از خَس و خاشاک خیالات فاسده و موانعِ فهمْ دور ساختن، و قاری قرآن باید در این زمان خود را از علوم زائد و صفات ذمیمه و تفسیر ظاهر و تعصبات کورکورانه برهانَد.

8.تاثّر: یعنی دل قاری از آثار مختلفه که به حسب اختلاف معانی آیاتْ ظاهر می شود متأثر گردد؛ و به حسب هر یک از احوالْ چون توکُّل و رضا و صبر، او را وجدی و حالی پدید آید، و اگر چنین نباشد، بهره او از تلاوت، جز حرکت زبان نیست.

9. توجه: و آن توجه و تجرُّد باطن باشد در وقت قرائت از غیر حق و در این حالْ وجود مادونِ حق از غلبه نور قرآن در نظر قاریْ ناچیز نماید بر مثال مغلوب شدن نور ستارگان در زمان ظهور پرتو آفتاب.

10. ترقی: و آن عبارت است از آنکه قاری بر مصاعد همتْ مترقی گردد و به یاری پروردگار، به مدارج رفعت برآید.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 09:55 1389/05/18
74

تدبر در قرآن

 تدبر از جمله آداب معنوی قرآن است. و ادب ها که تعلّق به قرآن می دارد، دو نوع است:

1.صوری و معنوی

2.ظاهری و باطنی؛ و تا کسی به نسبت قرآنْ رعایت مجموع آداب ننماید، از فیض او بهره مند نشود:

از خدا خواهیم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف ربّ

ادب های ظاهری

ادب های ظاهری قرآن که قاری را رعایت آن باید نمود، ده است:

1.طهارت

2.رو به قبله

3.رعایت ترتیل

4. افتتاح به استعاذه و تسمیه: استعاذه قبل از قرائت گوید در آغاز سوره و غیر آن، اما تسمیه در افتتاح سوره باید و بعضی در همه وقتْ تسمیه را احسن داشته اند.

5. مراعات به جواب: و آن دو نوع است، فعلی و قولی. فعلی آن است که به وقت تلاوت آیه سجده، سجده کند، اما قولی، جواب بعضی آیات است بر وجهی که از تاریخ نقل کرده اند. [مثل آنکه هر جا «یا ایها الذین آمنوا» آمد، بگوید: لبیک].

6. بلند خواندن

7. از مُصحَف خواندن

8. بُکا [و حزن] : و آن را زینت تلاوت گفته اند.

9. تحسین و تزیین قرائت: چنانکه در حدیث آمده که قرآن را با اصوات و الحانِ خود زینت دهید.

10. سخن ناگفتن: [صحبت نکردن] در اثنای قرائت و اشارت ناکردن و متوجه غیر ناشدن، و شنونده نیز به حکم قرآن که: «چون قرآن خوانند گوش فرا دهید و خاموش باشید» (اعراف: 204) خاموش باید بود و کلام حق سبحانه و تعالی به سمعِ قبول و گوشِ هوشْ استماع باید نمود، چه، شنودن حقیقی به جان و دل است نه به آب و گل.

 

 

مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
73

ما به سخن پروردگار ایمان و باور داریم که می فرماید: {لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ } (حشر/21)

یعنی:اگر ما این قرآن را بر کوهی فرو می فرستادیم  تو آن کوه را می دیدی که از ترس خداوند خاشع و از هم شکافته می شد و ما این مثالها را برای مردمان بیان  می کنیم  شاید که بیندیشند.

و سخن خداوند متعال را  می خوانیم که می فرماید : {اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ یَهْدِی بِهِ مَنْ یَشَاء وَمَن یُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ} (زمر/23)

یعنی :خداوند بهترین سخن را فرو فرستاده است .کتابی را که همگون و مکرر است. از (شنیدن آیات) آن لرزه بر اندام کسانی می افتد که از پروردگار خود می ترسند و از ان پس پوستها و دلهایشان(و تمام وجودشان) آماده پذیرش ذکر و قرآن خداوند می گردد.

این کتاب رهنمود الهی است و هرکس را که خداوند بخواهد با آن هدایت می کند و هرکس را که خداوند گمراه نماید ,برای او هدایتگری نیست

ونیز می خوانیم : {وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن یَقُولُ أَیُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِیمَانًا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ } (توبه/124)

یعنی: و هنگامی که سوره ای نازل می شود کسانی از آنان(که منافق می باشند) می گویند: این سوره بر ایمان کدامیک از شما افزود؟پس اما کسانی که ایمان آورده اند(آن سوره) بر ایمانشان می افزاید و(از آن) شادمانمی گردند.

پس این قرآن است که در دسترس ماست و ما آن را می خوانیم اما آنچه را که خداوند از تأثیر قرآن بیان نموده است, در خود نمی یابیم.چرا؟

قرآن همان قرآن است و به حمد پروردگار بدون هیچ کم وکاست و اضافه ای به دست ما رسیده است.پس اشکال کار کجاست و چه خللی در آن نهفته است؟

برای هر تأثیری سه رکن وجود دارد:

تأثیر گذار ,تأثیر پذیر و و کانال ارتباطی  بین آن دو.

همانا تأثیر گذار ,قرآن است و اثر آن ثابت شده است و ما در آن شکی نداریم. پس ناگزیر خلل و اشکال در  دو رکن دیگر یعنی تأثیر پذیر و کانال ارتباطی نهفته است. تأثیر پذیر قلب خواننده قرآن و کانال ارتباطی قرائت و تدبر قرآن است و ما در این بحث می کوشیم که اشکال و خلل را در  این دو جهت کشف نماییم و راه حلهای آشکاری را که بر اساس تجربیات افراد موفق در تأثیر پذیری از قرآن به دست آمده است, ارائه نماییم.

مشکل دیگری که  و جود دارد گشایش قلب و فهم قرآن در بعضی از اوقات  و بسته شدن قلب و عدم فهم قرآن در اوقات دیگر است که شنیده ام عده ای از افراد از آن شکایت دارند.آنان در بعضی از اوقات آیه ای از قرآن را می خوانند و تحت تأثیر آن قرار می گیرند و معانی متعددی از آن در ذهنشان گشوده     می شود اما پس از مدتی هنگامی که دوباره آن آیه را می خوانند در کنار آن متوقف می شوند و هیچکدام از آن معانی پیشین را به یاد نمی آورند و تأثیری را که آیه از قبل بر آنان داشته است ,احساس نمی کنند.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 17:10 1389/05/16
72

مفهوم تدبر:

«تَدبر»به معنی «اندیشیدن در پشت وماوراء امور» می‌باشد که «ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی» را در نظر دارد. نتیجه این ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی «کشف حقایقی است که در ابتدای امر و نظر سطحی، به چشم نمی‌آمد.»

«کاوش در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر» دو خصوصیت اساسی تدبر می‌باشد چرا که تلاش برای کشف عاقبت امور، بناچار انسان را از سطح به عمق می‌کشاند.

تدبر در قرآن و اهمیت آن:

این واژه (تدبر) چهار بار در قرآن بکار رفته است:

در سه آیه، قرآن مخاطبین خود را به تدبر در اعماق مقاصد پیام خویش دعوت نموده است که آهنگ و سیاق این آیات نوعی توبیخ و اعتراض را به همراه دارد:

1ـ «اَفلم یدبروا القول...»( مومنون/68) پس چرا در این سخن (قرآن) ژرف نیندیشند؟)

2ـ «اَفلا یتدبرون القرآن اَم علی قُلوبٍ اقفالها» ( محمد/26) پس چرا در قرآن ژرف نمی‌اندیشند؟ مگر بر دلهایی قفلهای آن چیره گشته است.؟)

3ـ «اَفلا یتدبرون القرآن ولو کان مِنً عِنْدِ غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (نساء/82) پس چرا در این قرآن ژرف نمی‌اندیشند؟ و اگر از نزد غیر خدا می‌بود،‌ در آن ناهماهنگی و تضاد بسیاری می‌یافتند.)

این آیه شریفه صریحاً مطرح می‌نماید که تنها راه فهم اعجاز قرآن «تدبر در قرآن» است چرا که پی‌بردن به الهی بودنِ قرآن نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و الا در نظر سطحی، آیات، مرکب از حروف و کلماتی است که عرب با‌ آنها تکلم می‌نماید و تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با کلام بشر ندارد بنابراین درک معجزه بودن آن نیاز به عبور از این ظاهر را دارد.

نکته دیگر آنکه «تدبر در قرآن» به «پیگیری سیر آیات، یکی پشت سرِ دیگری و دقت در باطنِ ارتباطِ آنها» نیز نظر دارد، چرا که کشف انسجام و هماهنگی و عدم وجود اختلاف، نیازمند پیگیری و بررسی آیات در یک سوره و آیات یک سوره با کل قرآن دارد تا معلوم گردد کتابی که در طول 23 سال در فراز و نشیبهایِ زندگی پیامبر و در شرایط بسیار متفاوت از یکدیگر، مطرح گشته است نمی‌تواند ساخته و پرداخته ذهن بشر بلکه هر موجود مادی باشد که پیوسته محکوم به تغییر و تحول و حرکت از نقص بسری کمال نسبی خویش هستند

بنابراین در امر تدبر در قرآن:«کاوش و اندیشه در کشف مفاهیم و روابطِ ناپیدایِ موجود در هر یک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و آن آیات با آیاتِ دیگر سورِ قرآن» مدنظر می‌باشد.

4ـ «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکَّر اولوْ الالباب.»(ص/29)«آن کتابی بسیار با عظمت –که آنرا بسویت فروفرستادیم – و بسیار پر خیر و برکت است تا که در آیاتش تدبر نمایند.»

با دقت و تامّل در سیاق این آیه در می‌یابیم که بدون «تدبر در قرآن» نمی‌توان از ذخائر بیکران و پرخیر و برکت کلام خدا بهره‌ای جست و هم‌چنین نمی‌توان از ظلمت شک و تردید و حیرت و سرگردانیِ نفاق، خود را رهانید و به ایمانی راسخ و یقینی استوار، دست یافت.

حضرت امیر در نهج البلاغه (خ106) می‌فرماید: تنها «شخص متدبر» می‌تواند مغز و حقیقت ناب و خالص اسلام را دریابد:

«فجعله (الاسلام) أمناً لِمَن عَلِقَه … و فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ و لُبّاً لِمَن تَدَبَّرَ…»

 (پس خداوند اسلام را امنیت قرارداد برای آنکه بدان متصل شود و … و فهم قرارداد برای آنکه تعقل کند و مغز قرارداد برای آنکه تدبر نماید.) این بیانات «نقش اساسی تدبر» را در وصول به حقیقت قرآن و اسلام به ما نشان می‌دهد.

یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:58 1389/05/13
71
نقل قول از : . m . معروفی

به نظر من بهترین راه ارتباط با کتاب آسمانی قرآن کریم.. خوندن قرآن به صورت موضوعی هست (تفسیر موضوعی)

. شاید داستان وار خوندن قرآن (از ابتدا شروع به خوندن کردن و...) اونقدر تاثیر گذار نباشه. اما به صورت موضوعی خوندن. خیلی خوبههههه

خواندن به صورت موضوعی در نوع خود مناسبه اما خود قران خواندن متون آن را به صورت تدبر می خواهد

تدبر هم عام تر از موضوعی هست
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:08 1389/05/13
70
نقل قول از : مه ایزد یار ایران

بهترین راه به نظر من اینه که یه بار قران رو بیطرفانه بخونیم و ببینیم که آیا همچین جملاتی می تونه فرازمینی باشه یا نه؟
با سلام
دوست گرامی میشه بفرمایید:
منظور شما از بی طرفانه!!! خواندن واقعا چی میتونه باشه تا شما هم دست به این موضوع شده اید

مه ایزد یار ایران , mahzmgb
69
بهترین راه به نظر من اینه که یه بار قران رو بیطرفانه بخونیم و ببینیم که آیا همچین جملاتی می تونه فرازمینی باشه یا نه؟
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 10:30 1389/04/16
68
دوستان گرامی سعی بکنیم که بهره ما ( از قرآن ) فقط بهره فی المجلس و بهره گوش و چشم نباشد; دل ما بهره ببرد. قرآن برا ی عمل کردن است.قرآن برای فهمیدن و اندیشیدن است.چرا امت اسلامی عزتی که شایسته اوست امروز در دنیا ندارد؟ چرا؟ چرا ما در علم عقبیم؟ در جایگاه سیاست و تدبیر مسائل جهانی چرا امت اسلامی عقب است؟علت این است که به قرآن عمل نمی کنند ; علت این است که قرآن بر خلاف ادعاهای ما معیار و محور معرفت و عمل ما نیست.هرمقداری که به قرآن عمل کنیم همان قدر اثرش را خواهیم دید.
یوسف افلاکیان , qoranasemani3
یوسف افلاکیان - 16:29 1389/04/15
67
به نظرم این مبحث از کلی ترین مباحث در کلوب قران سفره آسمانی باشه
چون تا وقتی راه ارتباط با کتاب آسمانی قرآن کریم را ندونیم البته که به هدف  و نیتی که مد نظر هر کسی هست نمیتوان رسید.

بهترین معرف قرآن خود قرآن است

بهترین معرف قرآن، خود قرآن است و هر كسی قبل از مراجعه به هر كتابی برای فهم قرآن پسندیده است و ضروری ،‌كه به خود قرآن رجوع كند ،‌چرا كه قرآن هر موضوعی را بهتر می فهمد ( یعنی بهترین مقصود و معنی را درباره هر مضمون و موضوعی دارد ) و هم بهتر از هر مفسر و تفسیری می‌تواند ، آ" موضوع را به اشخاص بفهماند . بنابراین برای آن كه هر منظوری و مفهومی ،‌از جمله فهم درباره قرآن را بفهمیم ، بهترین مرجع قرآن است ، همچنان كه سایر مبحث قرآنی را نیز می‌توان با تامل در قرآن فهم كرد و دریافت

پس از فهم قرآن ما می‌توانیم دریابیم كه قرآن حلقه اتصالی میان خالق و مخلوق است البته برخی قرآن را ازلی و ابدی می دانستند و می گفتندكه قرآن كلام خداوند است و نمی‌توان برای كلام خداوند ( كه خود ازلی است ) ، شانی حادث و عرضی در نظر گرفت . از سویی ،‌گروهی دیگر قرآن را مخلوق می‌دانستند و بیشتر به ظاهر آن و پیكره و لفظ آن توجه داشتند و فرصت زمانی 23 سال را كه قرآن به پیامبر نازل شد ، مثال می آوردند .


بهترین راه تدبر در قرآن و آموزه های آن استفاده از خود قرآن و تعمق در ظرایف و پیچیدگی های آن است


مدیر کلوب قران سفره آسمانی  برای زمینیان , modir_qsa
66
دوستان گرامی بهترین راه ارتباط با قرآن تدبر و تامل در آیات الهی است
اگر کسی واقعا در پی حق و حقیقت باشه اگر این کتاب مقدس را با فکر و تدبیر مرور کنه حتما به حقایق میرسد
با آرزوی توفیق روز افزون برای دوستان عزیز
عبدالصمد  , shabnamehaqiqat
عبدالصمد - 11:26 1389/04/13
65
تفکر راهی به سوی نور

همه ما انسانها تونایی آن را داریم که بیندیشیم و با تأمل به نتیجه برسیم.فکر کردن دریچه‌های آگاهی را به روی انسان می‌گشاید و ناشناخته‌ها را به او می‌شناساند.آدمی،در طول دورانها،پاسخ سؤالاتش را از رهگذر اندیشه دریافته است.تمام اختراعاتی که امروزه از آنها بهره می‌بریم و موجب سرعت بخشی به امورمان گردیده‌اند،نتیجه تفکرات همراه با تلاش مخترعین و مکتشفین می‌باشد.فکر کردن،چیزی است که هر کس می‌تواند آن را تجربه کند؛یعنی درباره مطلبی که از آن آگاهی ندارد، فکر کند و پیرامون آن سؤالهایی را مطرح کند،سپس این کار را ادامه دهد،تا به پاسخ سؤالهای خود برسد.

اندیشیدن بهترین راه رسیدن به خداشناسی است.خداوند متعال در ایات بسیاری،به گونه‌های مختلف،انسانها و به ویژه مؤمنین را،به تفکر دعوت نموده است؛گاهی با به کار بردن جمله «افلا یعقلون؛ ایا اندیشه نمی‌کنند»،در جایی با جمله «افلا ینظرون؛ایا نمی‌نگرند» و زمانی هم«الم تر؛ایا نمی‌بینند» افراد خردمند را به سوی اندیشیدن سوق داده است.از جمله ایاتی که دلالت بر تفکر کردن دارد،ایات 190 و 191 سوره آل عمران است،آنجا که می‌فرماید:«به درستی که در خلقت آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز دلایل روشنی برای خردمندان است.کسانی که در هر حالت،ایستاده و نشسته و خوابیده، خدا را یاد می‌کنند،پیوسته در خلقت آسمان و زمین می‌اندیشند و می‌گویند:پروردگارا،تو این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده‌ای…»

اندیشیدن به آنچه پیرامون ما قرار دارد و نیز فکر کردن در مورد خود ـ اینکه از کجا آمده‌ام؟چه کسی هستم،باید چه بکنم و کجا بروم؟ ـ ما را به سوی خداوند راهنمایی می‌کند و رشد و هدایت فکری را برای ما به ارمغان می‌آورد.این هدایت موجب پویایی ذهن می‌گردد و از راکد ماندن آن،که زوال عقل را،در دوران پیری به بار می‌آورد،جلوگیری می‌کند.بنابراین،تفکر؛ یعنی شکفتن،و شکفتن؛ یعنی باز شدن و باز شدن؛یعنی رسیدن به هر آنچه انسان در جستجوی آن است و آرزوی رسیدن به آن را دارد.پس بیایید،بکوشیم تا از نعمت خدادای عقل و اندیشه درست استفاده کنیم و اسباب رشد و تعالی خود را فراهم سازیم!

محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 18:17 1389/02/6
64
نقل قول از : لادن پ



بهترین راه ارتباط با قرآن عمل به معنای اون هست و الگو قرار دادنش


سلام و ادب و احترام

چندی پیش توی همین کلوب مطلبیی در مورد حجاب از شما خوندم که بسیار توجهم رو جلب کرد.

چه خوب بود که بیشتر توی این کلوب پست می ذاشتین و به جای پر کردن وقت در کلوب های قبلی چی تو فکرشه و قبلی با قبلین چه خاکی دارن توی سر هم مریزن بیشتر به مباحثی می پرداختین که موجب خوشحالی خالق شما و حضرت ولی عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفدا باشه.


محمد صدرا ب د , sadra60
محمد صدرا ب د - 13:13 1389/02/5
63
 چند وقتیه می خوام اینجا نکاتی رو بنویسم :

دین  مجموعه‌ای از عقاید، دستورالعمل‌ها و اخلاق است. اخلاق نتیجه استقرار یك مجموعه صفات است كه موجب می‌شود انسان‌ها متناسب با آنها بتوانند در مقاطع مختلف و شرایط گوناگون به سهولت و طبق نیاز، رفتار مناسبی از خود نشان دهند كه در این حوزه بین علمای اخلاق مباحث زیادی مطرح شده است.


 در صورتیكه افراد در شرایط مختلف مبتنی با آموزه‌های دینی رفتار كنند، می‌توان گفت در حوزه سیاست به اخلاق سیاسی رسیده‌اند و اگر سیاستمداران، مجموعه رفتارهایشان را با چنین معیارهایی تنظیم كنند، آنها را می‌توانیم با سیاست اخلاق‌محور ارزیابی كنیم.


اینكه انتظار از سیاستمداران جامعه اسلامی برای رعایت اخلاق بسیار بالاست هم معقول است و هم مطلبی بر گرفته از واقعیت است. اگر جامعه‌ای دینی و نظامی اسلامی باشد، انتظارات و سطح توقعات جامعه از مسئولان به واسطه این مورد بالا می‌رود؛ امروزه آنچه كه در صحنه عمل دیده می‌شود با آنچه كه از تعریف یك جامعه اسلامی و سیاستمداران این جامعه آمده، فاصله زیادی وجود دارد و شرایط آنگونه كه باید مطلوب نیست.

دلیل اصلی بی‌اخلاقی ها اعم ازسیاسی  و غیر آن تبعیت از هوای نفس است. انسان‌ها در موقعیتی كه تحت تأثیر انواع مختلف هواهای نفسانی قرار می‌گیرند و شیطان بر آنها غلبه پیدا می‌كند و یا در نتیجه غفلت، از رفتار‌های اخلاقی فاصله می‌گیرند، دجار عدم رعایت تقوا در حوزه خود منی‌شوند كه این خصوصیت در بین سیاستمداران نیز به همین صورت اتفاق می‌افتد و در فضای غفلت و یا القائات نفسانی و عدم توجه به ارزش‌های اخلاقی، تصمیمات و واكنش‌هایی به دور از اخلاق‌مداری اتخاذ می‌كنند؛ البته فعل و انفعالاتی كه باعث می‌شود انسان رفتار غیراخلاقی در حوزه‌های مختلف از قبیل سیاست، اقتصاد و فرهنگ از خود نشان دهد، تفاوتی نمی‌كند.

 اوامر و نواهی الهی به عنوان راهكاری برای رعایت اخلاق در حوزه سیاست است. اگر سیاستمداران و مسئولان با توجه به اوامر و نواهی الهی به خودسازی برسند و حاكم بر نفس خود باشند، باعث می‌شود از رفتارها و تصمیمات غیراخلاقی پرهیز كنند و تذكرات رسانه‌ها نیز می‌تواند در این راستا مفید باشد.

نوع نگاه‌ به دنیاو اینكه در دنیای دیگری پاسخگوی رفتارهای خود باشیم، در نوع رفتارهای انسان‌ تفاوت ایجاد می‌كند

یكی از آسیب‌های جدی در دامن‌زدن به رفتارهای غیر اخلاقی  رسانه‌ها است و البته یكی از آسیب‌های جدی در این حوزه را رسانه‌ها ایجاد می‌كنند ونه همه آن ؛ یعنی بخشی از بی‌اخلاقی‌ها و دامن‌زدن به رفتارهای غیر اخلاقی در رسانه‌ها ایجاد می‌شود.

اگر جامعه‌ای مبتنی بر دستورها، باید و نبایدهای اخلاقی و دینی شكل گیرد، آحاد مردم و مسئولان اخلاق‌مدار خواهند بود و آنچه كه برای رسیدن به این نقطه باید مورد توجه قرار گیرد این است كه دین در همه جوانب و بخش‌ها نفوذ پیدا كند، چرا كه خدامحوری و توجه به حقیقت هستی باعث می‌شود، نوع نگاه‌ها و نوع تصمیم‌گیری‌ها رنگ الهی به خود بگیرد و جامعه را به سمت افق‌های بالا سوق دهد.


ان شا الله
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.