نام کلوب :ریونیز
نام انگلیسی : rivoniz
تاسیس : 14 بهمن 1383
59 عضو ، 12 بحث ، 6 آلبوم

ریونیز

تبلیغات

__
لیست بحث ها
  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
65
104
87/4/28 (19:45)
1
3
87/4/6 (03:29)
21
48
87/3/3 (12:24)
2
13
86/11/6 (02:14)
1
14
86/11/5 (20:50)
12
28
86/10/21 (11:28)
19
49
86/10/16 (00:30)
8
21
86/10/15 (21:33)
2
14
86/10/9 (18:32)
3
23
86/10/9 (18:32)
عنوان بحث
متن یا شعر زیبایی که خوانده اید
2 بهمن 86 - 19:18
بچه ها کم لطفی نکنید
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
65
28 تیر 1387 ساعت 19:45

می شود کمی کنار بروید!

کفشدوزکی

 دارد اینجا

قدم می زند

در کوچه های پاییز

 

 شعر از محمود كویر



64
28 تیر 1387 ساعت 19:44

درون سینه آهی سرد دارم

رخی پژمرده رنگی زرد دارم

ندانم عاشقم مستم چه هستم

همی دانم دلی پر درد دارم

63
28 تیر 1387 ساعت 19:36

بهانه
از باغ می‌برند چراغانی‌ات كنند
تا كاج جشنهای زمستانی‌ات كنند
پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه كه بارانی‌ات كنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می‌برند كه زندانی‌ات كنند
ای گل گمان مكن به شب جشن می‌روی
شاید به خاك مرده‌ای ارزانی‌ات كنند
یك نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه‌ای بترس كه شیطانی‌ات كنند
آب طلب نكرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه‌ای است كه قربانی‌ات كنند

فاضل نظری

62
28 تیر 1387 ساعت 19:31


کنار تمام قصه ها
آنقدر منتظر مُرده ام
تا دوباره هفت تیرت را توی شصت بچرخانی
دوئل کنی
و من ، چشم بر ندارم از این همه زیبایی ات

روجا چمن کار

61
13 تیر 1387 ساعت 08:39

اگربخندی دنیا به تو می خندد

و اگر گریه کنی تنها خواهی گریست!

آواز بخوان، تپه ها به تو پاسخ خواهند داد

آه بکش ،در هوا محو خواهد شد

انعکاسها به صدای شادمانی محدود می شوند

اما از صدای غوغاها پا پس می کشند

شادی کن،مردم به سوی تو جذب می شوند

اندوهگین باش، بر می گردند و میروند

آنها شادی کامل تو را میخواهند

اما به غم و اندوه تو نیازی ندارند

خوشحال باش،دوستان زیادی گرد می آوری

غمگین باش همه را از دست خواهی داد

کسی نیست که جام شراب تو را رد کند

اما صفرای زندگی را تنها باید بنوشی!

الاویلر ویلکاکس

60
3 خرداد 1387 ساعت 12:24

-خداحافظ کوه یخ!

این می تواند آخرین جمله ای باشد

خطاب به زنی

که برای همیشه ترکش می کنی.

 

نه کوهی تو اما

درهموارگی روز

نه یخ تابستانی بی رحم

تو کوهی شاید

اگر چکادهایت را بشناسی

افسوس اما

این،همه ی حکایت نیست!

                                         علی عبدالهی

59
18 اردیبهشت 1387 ساعت 08:18

از خیالم گذری کن
از خیالم گذری کن شاید،
زیر تابوت دل‌انگیز نگاهت قدمی بردارم
یا تو را آه بلندی بکشم،
به بلندای سپیداری که پشت پرچین زمستان به تو می‌اندیشد
شاید از هیبت این آه بلند،
گل کند غنچهء بغضی که گلوگیر من است
گهی از باغ خیالم گذری کن
تا فراموش کنم خانهء عشق، خراب آباد است
از خیالم گذری کن شاید،
من بازنده به بازی گیرم مهره هایی که مرا باخته‌اند
با حضورت شاید
بویی از نغمهء یک کبک بهاری به مشامم برسد،
یا پر از رایحهء شیههء یک اسب قزل، در شمیم شبدر،
به بهار اندیشم
از خیالم گذری کن ای عشق...

58
15 فروردین 1387 ساعت 12:00

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دكتر علی شریعتی)

دورد بر روح پاک دکتر شریعتی

 

57
2 فروردین 1387 ساعت 16:53

دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد، و زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطرآگین خویش را نثار نگاه ما می كنند. در سال جدید خورشیدی، سبزی ، شادی ، كامیابی، بهره وری، اثربخشی فعالیتها و بهروزیتان را از درگاه ایزد منان آرزومندم.@}; سال نوی همگی مبارک سال نوی کلوب تنهای ریونیزم مبارک سال نوی رییس دوس داشتنیشم مبارک

56
6 اسفند 1386 ساعت 08:23

عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی چو*احسان پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بُـت پرست عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود

عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوز نی ، آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمّم، یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی لحظه های ناب ناب

 عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن

55
27 بهمن 1386 ساعت 22:39

خاك عاشقی می داند، گریه می كند، رنج می كشد

 

و صبر می كند، سر به آستان مرگ می گذارد، بر شانه هایش گریه می كند

 

اما نمی میرد، خاك عاشقی صبور است، بر برگ های پاییز بوسه می زند

 

تقدیر جهان را عوض می كند، جوانه ها را بیدار، و درخت ها را خواب می كند

 

اما خود، هرگز نمی خوابد، خاك عاشقی صبور است، كه سال ها و سال ها

 

برای آسمان صبر می كند،و من، همانم، كه از خاك آمده ام

 

چون خاك عاشقم، و چون خاك، روزی، صبوری را هم خواهم آموخت

54
27 بهمن 1386 ساعت 22:38

ایدا در اینه

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب
که غرور ترا هدایت می کنند و
سرنوشت مرا
که شب را تحمل کرده ام
بی آن که به انتظار صبح
مسلح بوده باشم،
و بکارتی سر بلند را
از رو سبیخانه های داد و ستد
سر به مهر باز آورده م

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم!

و چشانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست
هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت
اندک جائی برای زیستن
اندک جائی برای مردن
و گریز از شهر
که به هزار انگشت
به وقاحت
پکی آسمان را متهم می کند
کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود
و انسان با نخستین درد

در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمی کرد -
من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

توفان ها
در رقص عظیم تو
به شکوهمندی
نی لبکی می نوازند،
و ترانه رگ هایت
آفتاب همیشه را طالع می کند

بگذار چنان از خواب بر ایم
که کوچه های شهر
حضور مرا دریابند
دستانت آشتی است
ودوستانی که یاری می دهند
تا دشمنی
از یاد برده شود
پیشانیت ایینه ای بلند است
تابنک و بلند،
که خواهران هفتگانه در آن می نگرند
تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند
تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید
تا عطش
آب ها را گوارا تر کند؟

تا آ یینه پدیدار آئی
عمری دراز در آ نگریستم
من برکه ها ودریا ها را گریستم
ای پری وار درقالب آدمی
که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد!
حضور بهشتی است
که گریز از جهنم را توجیه می کند،
دریائی که مرا در خود غرق می کند
تا از همه گناهان ودروغ
شسته شوم
وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود



از استاد احمد شاملو...............
خیلی خیلی دوستش دارم........

با تشکر از رضا موسوی

53
27 بهمن 1386 ساعت 22:36

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است؟

 

نکند دل دیگری او را سیر کرده است

 

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

 

تنها دقایقی چند تأخیر کرده است

 

گفتم امروز هوا سرد بوده است

 

شاید موعد قرار تغییر کرده است

 

خندید به سادگیم آیینه و گفت

 

احساس پاک تو را زنجیر کرده است

 

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

 

گفت خوابی سال‌ها دیر کرده است

 

در آیینه به خود نگاه می‌کنم

 

ـ آه! عشق تو عجیب مرا پیر کرده است

 

راست گفت آیینه که منتظر نباش

 

او برای همیشه دیر کرده است

با تشکراز فاطمه خانم

52
27 بهمن 1386 ساعت 22:36
همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی اون....و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم اون...زرتشت

 

کاش میتوانستیم مانند کودکان یکدیگر را شاد کنیم بی هیچ توقعی..........................

51
25 بهمن 1386 ساعت 23:27
عشقبازی به همین آسانی است...

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کار همواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه ای با آهو

برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است...

شاعری با کلمات شیرین

دست آرام و نوازش بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل آرام و تسلا

و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است...

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنجها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است...

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هر که با پوزش و پیغامی با رهگذری

هر که با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظه کار

عرضه سالم کالای ارزان به همه

لقمه نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در روز آخر

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است...1.gif
__