__
عنوان بحث
تاریخچهای از سکه ها و درفشها
3 مرداد 87 - 16:50

خورشید:درخشان ترین جرم آسمانی /پادشاه ستارگان/فهماننده ی بلندی و درخشانی و پروردگاری

شیر:دلیرترین جانوران/پادشاه جانوران/نیرومند و دلیر/

در افسانه ها تاریخچه ی شیر و خورشید این چنین آمده:

شیر نشان ارمنستان و خورشید نشان ایران بوده است و چون شاه عباس ارمنستان را تسخیر نمود خورشید را به پشت شیر نشاند.دلایل رد چنین افسانه ای بسیار است و همانگونه که اشاره کردم این مطلب جز افسانه نیست.

و اما تاریخچه ی شیر و خورشید در ایران

درفش ها:

در زمان هخامنشیان سر درفش ها خروس های زرین بوده و در زمان ساسانیان همانطور که همه ی ما بسیار شنیده ایم درفش کاویانی

 از آنجایی که فردوسی شاهنامه را از روی کتابها ی باستان در زمان ساسانیان سروده است می توان باور داشت ستایش های شاهنامه بر مبنای درفشهای آن زمان می بوده است.بر همین اساس می توان نتیجه گرفت در زمان ساسانیان و قبل از آن در ایران درفش های گوناگونی از خورشید /ماه /شیر/ پلنگ/ ...با رنگهای زرد/سرخ/بنفش/سیاه بکار رفته است و بر سر نیزه های آنها نیز تندیسها ی زرین و سیمین از ماه و شیر می گماریدند.

در زمان اسلام چون مسلمانان از پیکرنگاری و تندیس پرهیز میجستند!!!بر درفشها ی خلفا جز آیه های قرآنی نوشته نمی شد ولی از آنجایی که خلفا ی تازی در اداره ی امور کشور بس ناتوان بودند در گوشه و کنار این مرز و بوم هنوز خلفایی بودند که از سر مخالفت با این قوم بر درفشهای خود پیکر می نگاشتند .ابیات شاعرانی چون ناصر خسرو/سعدی/ ازرقی/اسپهانی/مولوی/نشانگر این است که با وجود فشار تازیان نگاردن پیکر(به خصوص شیر) روی درفش در قرن های اسلامی رواج داشته است.

 

سکه ها:

برروی سکه ها در زمان هخامنشیان و اشکانیان در یک رو پیکر تیر انداز و روی دیگر پیکره ی پادشاه مربوط به زمان ضرب می شده است.در زمان ساسانیان از آنجایی که به دین زردشتی ارج می گذاشتند در یکسو پیکر آتشکده و در سوی دیگر پیکر پادشاه خود را مینگاریدند.

اما در زمان اسلام مسلمانان تا 70 سال سکه نزدند و داد و ستد با سکه های روم و ایران رواج داشت در شگفت آنکه سکه خانه های ایران در شهرها ییکه بود کار میکرد و همان سکه های یزدگرد (آخرین پادشاه ساسانی)را با همان پیکره پادشاه و آتشکده زده و نام والی عرب که ایران زیر دست های او بود با خط پهلوی نوشته و گاهی بسم الله یا مانند آن را در کنار سکه مینوشتند.ولی پس از آن مسلمانان خود شروع به ضرب سکه کردند و بر روی هر دو روی سکه آیه های قرآن/ نام خلیفه / نام شهر و تاریخ را ضرب میکردند.

با این حال اواخر قرن 6 هجری که بسیاری از خلفا ی اسلام به پیروی از مسیحیان بر روی سکه های مسی و برنجی(فلس) پیکره نگاشتن را آغاز کردند این سکه ها هر چه فراوانتر میشد بر روی آنها پیکر شیر فراوان و خورشید کمتر  دیده میشد.

در زمان مغولان هم به پیروی از مسلمانان روی سکه ها ی زرین و سیمین نوشته ها به خط مغولی و ایرانی بود و پیکر فقط بر روی فلس ها (سکه های مسی و برنجی )بود.

در زمان صفویان نیز وضع به همین منوال بود این شاهان که بیرق دار پافشار شیعیگری بودند روی سکه های زرین و سیمین جمله ها و اشعاری  با نام امامان مینوشتند .

شاه اسماعیل 2 برای کاستن بد نامی خود (سنی گری)!!!شعر عطار را بر روی سکه ها مینوشت

ز مشرق تا به مغرب گر امامست                علی و آل او ما را تمامست

بعد از بر افتادن صفویه –اشرف افغانی به عنوان آنکه نام خدا و محمد به روی سکه ها در دست جهود و مسیحی نیفتد از نوشتن آنها اجتناب کرد و به جای آن این شعر را بر روی سکه ها نوشت(اما اشرف افغان که اهل تسنن بود ناچار بوده که نوشته های ایران را دگر گرداند و همانا نمیخواسته دل شیعیان را بخراشد و این دستاویز را پیش کشیده است)

 

دست زد بر جلاله بود گناه                         داد تغییر سکه اشرف شاه

خلفای اسلامی درباره ی سکه میان 2 دشواری افتاده بودند زیرا از یکسو پیکره نگاری در اسلام ناروا بوده و آنگاه آنان نوشتن نامهای خدا و پیامبر و آیه های قرآن را برای نشان دادن دین خود ناچاری می شماردند.

از سوی دیگر آنها میدیدند سکه ها به دست جهود و ترسایان و ... می افتد و آنها ناروا می دانستند غیر مسلمان دست به آن بساید.

از این رو چنین اندیشیدند نوشته نویسی روی سکه ها مخصوص دینار و درهم باشد (زر و سیم)و فلس را به هر شکل که سکه زنان می خواهند ضرب کنند.

و این چنین شد که اینان به پیروی از مسیحیان به نگارش پیکر های شیر و ... گماردند.

کریم خان زند سکه را به نام امام زمان می زده و با این شعر:

شد افتاب و ماه زر و سیم در جهان                  از سکه امام بحق صاحب زمان

در زمان قاجار نیز این چنین بوده تا در زمان محمد شاه که دگرگونی حاصل شد.

شیر و خورشید از کی؟؟؟؟!!!

 غیاث الدین کیخسرو پسر علاالدین کیقباد که در سال 634 به جای پدر به تخت نشست دختر پادشاه گرجی را به همسری گرفت ودل به او باخت و چنین فرمان داد تا پیکر او را روی سکه های سیمین بنگارند ولی این کار مایه آزردگی مردم میشد(مخالفت با اسلام)

از این رو پیرامونیان کیخسرو از این کار جلوگیری کردند ولی با پافشاری کیخسروبرخی چنین راه نمودند که پیکر شیری نگاشته و روی آن رخسار همچون خورشید ان زن را بنگارندو اگر هم گروهی پیگیر شدند و پرسش شد چنین گفته شود که در هنگام زاییده شدن پادشاه خورشید در برج اسد (شیر) بوده و این است که این شکل پدید آمده است. (شیر نیمرخ به راست خورشید به طور کامل و یک چهره دارای چشم ابرو بینی دهان در بالا)

این چنین پیداست بعد مغولان شیر و خورشید شناخته شده بوده و روی درفشها نیز نگاشته میشده

خورشید نصر تست به توفیق کردگار                         طالع ز شیر رایت جمشید کامکار

از پادشاهان صفوی در زمان شاه اسماعیل سکه شیر و خورشید دیده نشد ولی از دیگر شاهان این خاندان سکه های مسی با این شکل بسیار است و در همه ی آنها خورشید چسبیده به پشت شیر است.

سکه زنان زمان شاه تهماسب شیر و خورشید را جز به طالع نمیشناختند و اینست که در زمان او خورشید را به روی بره(ماه تولد شاه)نشانده اند.

در زمان صفویان پیکر شیر و خورشید به صورت کامل روی پرچم بوده است و تا آغاز قاجاریه شیر و خورشید همانطور بوده است.درآغاز زمان قاجار که مناسبات ایران واروپا باز شد شیر و خورشید نشان دولتی ایران شد.

در زمان محمد شاه ذوالفقار به شیر و خورشید افزون گشت و در یکروی سکه نام محمد شاه و نام شهر و یا تاریخ سکه و روی دیگر شیر و خورشید و شمشیر در دست و تاجی بر خورشید ضرب میشد.

از آنجایی که دولتمردان می ترسیدند از سرپا ایستادن شیر و شمشیر در دست آن گمان جنگ محوری به ایران وارد شود با سیاست روی نامه های وزارت خارجه و برخی سکه ها شیر را خوابانیده و بی شمشیر می نگاشتند.

در زمان ناصرالدین شاه ماشین وابزار سکه زنی از اروپا آورده شد و سکه زدن فقط در تهران انجام میشد.

شیر های روی سکه های قبل از محمد شاه بی یالند (شیرهای ایران چه نر و چه ماده بی یال بوده اند)و بعد از محمد شاه به سبب مناسبات با اروپا یالدار گردید.

پاسخ ها
تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
__