خواستم عشق را معنی کنم...؟
به نزدیک آن قفس کنار پنجره رفتم
آن را باز کردم تا آن پرنده زیبا آزاد گ ادامه »
خواستم عشق را معنی کنم...؟
به نزدیک آن قفس کنار پنجره رفتم
آن را باز کردم تا آن پرنده زیبا آزاد گردد
ولی آن هنگام که آن پرنده به سوی آسمان پر گشود
معصومانه به زمین افتاد!
به قفس نگریستم، نه...! نه...!
آن پرنده بالهایش را درون قفس جا گذارده بود!
آری...!
آن پرنده به آن قفس عادت کرده بود
آخر، آن پرنده زیبا به میله های آهنی آن قفس دلباخته بود
ولی پرواز برای پرنده هاست تو هم اگر پرنده ای پرواز کن!!!