خواستم از جنس سكوت باشم اما تاب ندارم سطر سطر وجودم تنهاست..........
می خواستم سطر به سطر خاطره هایمان را بیاد اورم .....
گاهی...
مرز ها ...
چقدر...
باریكن...
...
مرز بین ...
عشق و نفرت...
خوبی و بدی...
صداقت و دوروئی...
زیبائی و زشتی...
عزت و ذلت...
چقدر...باریكه...چقدر...گاهی...
به اون ور مرز هلت میدن...گاهی...
ناخواسته از مرزها میگذری... گاهی...
روی مرز حركت میكنی... گاهی...
مرزها قاطی میشن...و تو ...
چشماتو میبندی...گاهی...
همه مرزها رو پشت سر میذاری...گاهی...
یه عمر پشت یه مرز گرفتار میشی...گاهی...
مرزها نامشخصن ...
و تو ...
نمیدونی کجائی...
راستی...
خدایا من همانم من همانم كه روز ی در خلوت خویش با فریاد بی صدایش تو را خواند....... و با سکوت بی رحمانه فریاد می زند خانه دوست کجاست.......
راز عشق در این است که به دیگری لذت ببخشی ، و لی عشق را برای لذت نخواهی .زیرا عشق حقیقی هوا و هوس نیست . هر چه نفس قوی تر باشد ، تقاضاهایش بیشتر می شود و هر چه تقاضا های نفس قوی تر باشد ، خودپرستی را در تو بیشتر و بیشتر تقویت میکند . عشق چهره واقعی خود را
رها چون باد خوشا پر کشیدن ،خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن ، مردن به رهایی
اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است! جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی!