userinfo close

  ,

زیبا شهر ***شهر عشق


zibayeshahre0eshgh

تاسیس: 6 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: محمود - معاونان
تبلیغات برای این کلوپ پذیرفته میشود . با مدیر کلوپ صحبت کنید . 5 امتیاز هم یادت نره من دوست ندا ادامه »
تبلیغات برای این کلوپ پذیرفته میشود . با مدیر کلوپ صحبت کنید .

5 امتیاز هم یادت نره
من دوست ندارم کسی توی این کلوپ مسدود بشه پس لطفا .......کاری نکن که مسدود بشی با تشکر .
 
محمود  , saghi_1107
محمود - 11:31 1388/08/28

پدر مریم نامه تو دستشه........ (مقاله)

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.